مهناز نیکنژاد طالمی، فاطمه رنجکش، مهدی رنجبران، نسیم بهرامی،
دوره 26، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: ماماها به دلیل ماهیت کاری خود استرس زیادی را تجربه میکنند. برخی عوامل میتوانند نقش بارزی در استرس شغلی در این گروه داشته باشند. مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش پیشگویی کننده هوش هیجانی و عوامل فردی- شغلی در استرس شغلی ماماهای شاغل در شهر رشت انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- همبستگی، 250 نفر از ماماهای شاغل در مراکز سلامت و درمانی شهر رشت از اردیبهشت تا شهریور 1397 به روش نمونهگیری طبقهای تصادفی وارد مطالعه شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای مشخصات فردی و شغلی، هوش هیجانی و استرس شغلی استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی شامل تیمستقل، آنالیز واریانس یک طرفه، همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چندگانه در سطح معناداری 05/0 در نرمافزار SPSS نسخه 23 انجام گرفت.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار هوش هیجانی 55/12±20/114 و استرس شغلی ماماها 48/15±66/119 بود. متغیرهای محل کار (بیمارستان خصوصی: 19/0-= β، 012/0=p)؛ ساعات اضافه کار (33/0-=β، 001/0>p)؛ ساعات خواب در شبانهروز (13/0=β، 011/0=p)؛ میزان فعالیت اجتماعی (11/0=β، 029/0=p)؛ سن (25/0=β، 045/0=p) و نمره کلی هوش هیجانی (55/0=β، 001/0p<) پیشگویی کنندههای استرس شغلی بودند (05/0>p). این متغیرها در مجموع 54% از واریانس استرس شغلی را تبیین کردند.
نتیجهگیری: در مجموع در مدل تطبیق یافته متغیرهای محل کار، ساعات اضافه کار، ساعات خواب، میزان فعالیت اجتماعی، سن ماما و نمره کلی هوش هیجانی پیشگوییکنندههای معنادار استرس شغلی بودند. بر این اساس میتوان با طراحی برنامههای مؤثر به ارتقای عملکرد ماماها کمک نمود.
فاطمه ترابی، نضال آژ، رضا ضیغمی، مهدی رنجبران،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: نوجوانی با تلاش برای رسیدن به اهداف و جهشهای رشد اجتماعی، عاطفی و جسمانی مشخص میشود و پرخاشگری مهمترین عامل خطر روانی آسیبشناختی در نوجوانان است. این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر مشاوره بلوغ به مادران و دختران نوجوان بر میزان پرخاشگری دختران نوجوان طراحی و اجرا شده است.
روش بررسی: این کارآزمایی در عرصه در مورد 92 نفر در سه گروه (دو گروه مداخله مادران و دختران نوجوان و یک گروه کنترل) در دو مرحله قبل و بعد از مداخله در سال 1402 در مدارس شهر قزوین انجام یافت. نمونهگیری به روش تصادفی چندمرحله انجام گرفت، سپس نمونهها با تخصیص تصادفی بلوکبندی 6 تایی در سه گروه قرار گرفتند. در گروههای مداخله برای هر گروه مداخله 6 جلسه تا سقف یک ساعت مداخله حضوری انجام گرفت و گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. از پرسشنامه پرخاشگری Novaco برای گردآوری دادهها استفاده شد. دادهها با استفاده از آنالیز کوواریانس چندمتغیره در نرمافزار SPSS نسخه 25 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره خشم قبل از مداخله در گروه دختران نوجوان و مادران و گروه کنترل به ترتیب 68/10±21/50، 32/10±93/57 و 61/10±56/54 بود (018/0=p) و بعد از مداخله به ترتیب 16/10±68/37، 66/14±76/43 و 11/16±60/49 شد که از نظر آماری اختلاف معناداری داشت (014/0=p). تأثیر مداخله بر کاهش نمره کل پرخاشگری از نظر آماری معنادار بود (020/0=p) و مقدار اندازه اثر مداخله براساس Partial Eta Squared 09/0 برآورد شد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که آموزش بلوغ به مادران همانند آموزش به دختران نوجوان میتواند بر کاهش پرخاشگری مؤثر باشد.