جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای سلیمانی

محمدعلی مروتی‌شریف‌آباد، حیدر ندریان، حسین سلیمانی صالح‌آبادی، سید سعید مظلومی محمودآباد، محسن عسگرشاهی،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: آرتریت روماتوئید (RA) نوعی پلی‌آرتریت التهابی مزمن است که با دوره‌های التهاب در مفاصل شروع می‌شود و ممکن است با خستگی، کاهش وزن، اضطراب و افسردگی همراه باشد. این بیماری می‌تواند منجر به ناتوانی و مرگ و میر شود. عامل مهم در مدیریت موفق بیماری و کاهش ناتوانی، رفتارهای خود مراقبتی صحیح و مناسب می‌باشد. عوامل مستعدکننده خودمراقبتی مشتمل بر آگاهی، نگرش و خودکارآمدی، یک طبقه از سه طبقه کلی عواملی است که مرحله چهارم الگوی پرسید یعنی تشخیص اکولوژیک و آموزشی را تشکیل می‌دهد و مقدم بر تغییر رفتار است. مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت عوامل مستعدکننده خودمراقبتی در بیماران مبتلا به RA و چگونگی ارتباط آن با رفتارهای خودمراقبتی بیماران، در شهر یزد انجام گرفته است.

روش بررسی: این مطالعه تحلیلی-مقطعی در مورد 181 نفر از بیماران مبتلا به RA مراجعه‌کننده به یک مطب پزشک متخصص روماتولوژی در شهر یزد که با استفاده از روش نمونه‌گیری آسان طی سه ماهه اول سال 1387 انتخاب شدند، انجام گرفت. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسشنامه‌ای بود که عوامل مستعدکننده رفتارهای خودمراقبتی در بیماری آرتریت روماتوئید مشتمل بر آگاهی، نگرش و خودکارآمدی را همراه با رفتارهای خودمراقبتی ارزیابی می‌نمود. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های ضریب همبستگی اسپیرمن، من‌ویتنی، کروسکال‌والیس و همچنین تحلیل رگرسیون در نرم‌افزار SPSS v.11.5 تجزیه و تحلیل شد.

یافته‌ها: آزمودنی‌ها به طور متوسط 3/62% نمره قابل اکتساب عوامل مستعدکننده را به دست آوردند که این میزان برای آگاهی 7/71%، نگرش 9/66% و خودکارآمدی 5/47% بود. همبستگی مثبت و معناداری بین رفتارهای خود مراقبتی و متغیرهای نگرش و خودکارآمدی، مشاهده شد ولی بین رفتارهای خودمراقبتی و آگاهی همبستگی معنادار دیده نشد. عوامل مستعدکننده در مجموع نیز همبستگی مثبت و معناداری با رفتارهای خودمراقبتی نشان داد (01/0p<). عوامل مستعدکننده، 3/39% از تغییرات رفتارهای خودمراقبتی را پیش‌بینی نمود و از میان این عوامل، خودکارآمدی قوی‌ترین پیش‌بینی‌کننده (41/0=β) بود.

نتیجه‌گیری: با توجه به توان بالای عوامل مستعدکننده و به خصوص خودکارآمدی در پیش‌بینی انجام رفتارهای خودمراقبتی و نیز پایین بودن سطح خودکارآمدی در این بیماران، در برنامه‌ریزی‌های آموزشی جهت ارتقای رفتارهای خودمراقبتی آن‌ها باید توجه بیشتری به تقویت عوامل مستعدکننده به خصوص خودکارآمدی بشود.

 


محمدعلی سلیمانی، رضا نگارنده، فریده باستانی،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده

  زمینه و هدف: هدف نهایی رفتارهای خودمراقبتی توانمند ساختن بیماران به ویژه بیماران مزمن است. این در حالی است که تصویر واضحی از نحوه خودمراقبتی بیماران مبتلا به پارکینسون وجود ندارد. این پژوهش با هدف تبیین فرایند خودمراقبتی در افراد مبتلا به پارکینسون انجام یافته است .

  روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع کیفی بوده و با استفاده از روش نظریه زمینه­ای در سال 1391 تا 1393 انجام یافته است. داده­ها با استفاده از مصاحبه‌های عمیق نیمه ساختار یافته و یادداشت­های در عرصه به منظور پاسخ به سؤال فرایند خودمراقبتی در بیماران مبتلا به پارکینسون چگونه است؟ جمع‌آوری شد. با 12 بیمار مبتلا به پارکینسون و 4 نفر از مراقبان خانوادگی آنان مصاحبه به عمل آمد. مشارکت‌کنندگان از دو کلینیک مغز و اعصاب انتخاب شدند. مصاحبه­ها در منزل شخصی مشارکت‌کنندگان و یا یکی از اعضای خانواده آنان و دو مورد در سرای سالمندان انجام گرفت. تجزیه و تحلیل داده­ها براساس کوربین و اشتراوس (2008) انجام یافت .

  یافته‌ها : مفاهیم مطالعه با استفاده از تحلیل خرد و کلی شناسایی شدند. «ترس از زمین‌گیر شدن» به­ عنوان مهم‌ترین نگرانی بیماران مبتلا به پارکینسون شناسایی شد. راهبردهایی که بیماران در پاسخ به زمینه مورد استفاده قرار می­دادند شامل « استقلال طلبی»، «مراقبت معنوی»، «مراقبت آگاهانه» و «جستجوی درمان» بود. «تلاش برای انجام مستقل خودمراقبتی» فرایند اصلی در انجام خودمراقبتی بیماران مبتلا به پارکینسون بود .

  نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد فرایند خودمراقبتی در بیماران مبتلا به پارکینسون حسب شرایط (زمینه) و براساس مراحل و شدت علایم و نشانه­های بیماری می­تواند متفاوت باشد. مراقبان بهداشتی از جمله پرستاران می­توانند با تسهیل کاربرد راهبردهای شناسایی شده در این مطالب بیماران را در دستیابی به حفظ استقلال در خودمراقبتی یاری نمایند .

  


حمید شریف‌نیا، سعید پهلوان شریف، امیرحسین گودرزیان، علی اکبر حق‌دوست، عباس عبادی، محمدعلی سلیمانی،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: جهت فراهم کردن مراقبت با کیفیت افزایش درک از اضطراب مرگ میان فرهنگ­های مختلف و جمعیت­های بیمار ضروری است. برای بررسی اضطراب مرگ ابزار روا و پایا و سازگار با فرهنگ لازم است. هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگی­های روان‌سنجی مقیاس گسترده شده اضطراب مرگ تمپلر در نمونه­ای از جانبازان شیمیایی جنگ ایران - عراق بوده است.

روش بررسی: در این مطالعه روش‌شناسی، 300 نفر از جانبازان، مقیاس 51 گویه‌ای اضطراب مرگ تمپلر را در سال 1393 تکمیل کردند. روایی صوری، محتوا و سازه (روایی همگرا و واگرا) اضطراب مرگ مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، پایایی سازه و همبستگی درون طبقه­ای سنجیده شد.

یافته‌ها: نتایج تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی، چهار عامل پایدار مجزا شامل ترس از آخرت، ترس از مواجهه با مرگ، ترس از کوتاهی زندگی و ترس از مردن به دنبال حادثه و اتفاق ناگوار را استخراج کرد. برازش مدل چهار عاملی سازه اضطراب مرگ تمپلر براساس شاخص‌های استاندارد (078/0=RMSEA ، 612/0=PNFI ، 657/0=PCFI ، 873/0=AGFI ، 915/0=GFI ، 832/2=c2/df) تأیید شد. روایی همگرا و واگرا برای تمام عامل‌ها مورد پذیرش بود. همچنین پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (88/0)، پایایی سازه (بالاتر از 70/0 و همبستگی درون طبقه­ای (87/0) تأیید شد.

نتیجه‌گیری: سازه چهار عاملی مقیاس گسترده شده اضطراب مرگ تمپلر از روایی و پایایی مناسبی در میان جانبازان شیمیایی ایرانی برخوردار است. با توجه به ویژگی‌های روان‌سنجی مناسب، این ابزار می‌تواند در مطالعات بعدی در این جمعیت به کار رود.

زمینه و هدف: افزایش سطح درک در زمینه اضطراب مرگ میان فرهنگ­های مختلف و جمعیت­های بیمار جهت فراهم کردن یک مراقبت با کیفیت ضروری است. محققانی که موضوع اضطراب مرگ را بررسی می­کنند، به دنبال یک ابزار روا و پایا و سازگار با فرهنگ جهت دستیابی به این هدف هستند. هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگی­های روان‌سنجی مقیاس گسترده شده اضطراب مرگ تمپلر در نمونه­ای از جانبازان شیمیایی جنگ ایران - عراق بوده است.

روش بررسی: در این مطالعه روش‌شناسی، 300 نفر از جانبازان، مقیاس 51 گویه‌ای اضطراب مرگ تمپلر را در سال 1393 تکمیل کردند. روایی صوری، محتوا و سازه (روایی همگرا و واگرا) اضطراب مرگ مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، پایایی سازه و همبستگی درون طبقه­ای سنجیده شد.

یافته‌ها: نتایج تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی، چهار عامل پایدار مجزا شامل ترس از آخرت، ترس از مواجهه با مرگ، ترس از کوتاهی زندگی و ترس از مردن به دنبال حادثه و اتفاق ناگوار را استخراج کرد. برازش مدل چهار عاملی سازه اضطراب مرگ تمپلر براساس شاخص‌های استاندارد (078/0=RMSEA ، 612/0=PNFI ، 657/0=PCFI ، 873/0=AGFI ، 915/0=GFI ، 832/2=c2/df) تأیید شد. روایی همگرا و واگرا برای تمام عامل‌ها مورد پذیرش بود. همچنین پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ (88/0)، پایایی سازه (بالاتر از 70/0 و همبستگی درون طبقه­ای (87/0) تأیید شد.

نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد سازه چهار عاملی مقیاس گسترده شده اضطراب مرگ تمپلر از روایی و پایایی مناسبی در میان جانبازان شیمیایی ایرانی برخوردار بوده است. با توجه به ویژگی‌های روان‌سنجی مناسب، این ابزار می‌تواند در مطالعات بعدی که به منظور ارزیابی اضطراب مرگ این جمعیت طراحی می‌شود به کار گرفته شود.


محیا موسوی، محمدعلی سلیمانی، رحیم اکرمی، موسی‌الرضا تدین‌فر،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم پاهای بی‌قرار از عوارض شایع در بیماران همودیالیزی است. روش آرام‌سازی پیش‌رونده عضلانی برای کاهش تنش، درد و اضطراب بیماران طراحی ‌شده است. پژوهش حاضر، با هدف تعیین تأثیر‌ ‌آرام‌سازی پیش‌رونده عضلانی بر شدت سندرم پاهای بی‌قرار بیماران همودیالیزی انجام یافته است.

روش بررسی: در ایــن مطالعــه نیمه تجربی (IRCT2015102824769N1) تعداد 74 بیمار همودیالیزی به روش در دسترس انتخاب و براساس شماره پرونده به گروه شاهد و مداخله تخصیص یافتند. تکنیک آرام‌سازی پیش‌رونده عضلانی، در دو جلسه نیم ساعته به بیماران گروه آزمون آموزش داده شد و آنان این تکنیک را به مدت یک ماه و روزی دو بار، انجام دادند. شدت سندرم پاهای بی‌قرار با استفاده از پرسشنامه استاندارد سندرم پاهای بی‌قرار اندازه‌گیری شد. تجزیه‌ و تحلیل داده­ها با استفاده از آزمون­های آمار توصیفی و تحلیلی (تی‌مستقل، تی‌زوجی و آنالیز کوواریانس) در نرم‌افزار آماری SPSS v.23 انجام یافت.

یافته‌ها: متغیرهای زمینه‌ای گروه آزمون و شاهد قبل از مداخله تفاوت معناداری نداشته است (05/0<p). نمره شدت سندرم پاهای بی‌قرار قبل از مداخله در گروه آزمون 33/7±24/28 و در گروه شاهد 85/9±57/25 بوده (189/0=p) پس از مداخله نمره گروه آزمون به 66/5±67/10 و شاهد به 69/9±16/26 تغییر یافت (001/0p<). بین میانگین نمرات شدت پاهای بی‌قرار دو گروه بعد از حذف اثر شدت پاهای بی‌قرار پیش‌آزمون نیز تفاوت معناداری مشاهده شد (0001/0>p).

نتیجه‌گیری: استفاده از تکنیک آرام‌سازی پیش‌رونده عضلانی موجب کاهش شدت سندرم پاهای بی‌قرار در بیماران همودیالیزی می­شود. بنابراین استفاده از این تکنیک به‌عنوان یک روش غیردارویی جهت بهبود سندرم پاهای بی‌قرار در این بیماران توصیه می‌شود.


سمیرا طبیبان، محمد علی سلیمانی، هومن بخشنده، مرضیه اصغری،
دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: ارتقای امید در بیماران همودیالیزی از اهمیت بالایی برخوردار است. روش­های متفاوتی برای افزایش امید بیماران مزمن توصیه شده است. هدف از این مطالعه تعیین تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر درک از بیماری بر امید در بیماران تحت درمان با همودیالیز است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده (IRCT2016103130609N1) در مورد 120 بیمار همودیالیزی بستری در بخش همودیالیز بیمارستان بوعلی سینای شهر قزوین از آذر تا بهمن ماه سال 1395 انجام یافته است. نمونه­ها به روش تخصیص تصادفی در دو گروه شاهد و مداخله قرار گرفتند. پرسشنامه‌های اطلاعات جمعیت‌شناختی و بیماری، امید هرث و پرسشنامه خلاصه شده درک از بیماری، قبل از اجرای مداخله تکمیل شدند. گروه مداخله، آموزش مبتنی بر درک از بیماری را در سه جلسه 30 دقیقه­ای قبل از شروع همودیالیز دریافت کردند. 4 هفته بعد مجدداً پرسشنامه امید هرث و درک از بیماری توسط هر دو گروه تکمیل شد. داده­ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون‌های تی‌تست و ANCOVA در نرم­افزار SPSS نسخه 23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که قبل از مداخله بین نمرات امید دو گروه تفاوت آماری معناداری وجود نداشته (589/0=p)، اما پس از مداخله در گروه آزمون (98/2±54/36) به طور معناداری نسبت به گروه شاهد (76/3±88/33) افزایش یافته است (001/0p<).
نتیجه‌گیری: نتیجه مطالعه حاضر نشان داد که مداخله آموزشی درک از بیماری در افزایش امید بیماران تحت درمان با همودیالیز مؤثر است. لذا انجام این مداخله در بیماران همودیالیزی توصیه می‌شود.
 
سمیرا مرادی‌پور، محمد علی سلیمانی، مریم مافی، محمد رضا شیخی،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان سینه یکی از شایع‌ترین سرطان‌های زنان بوده و به عنوان یک بیماری مزمن دارای عوارض روان‌شناختی مختلف از جمله اضطراب مرگ است. هدف مطالعه حاضر تعیین تأثیر تکنیک آرام‌سازی بنسون بر اضطراب مرگ زنان مبتلا به سرطان سینه بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، تعداد 100 بیمار مبتلا به سرطان سینه مراجعه‌کننده به بیمارستان ولایت قزوین در سال 1396 با روش نمونه‌گیری مستمر انتخاب شدند و با تخصیص تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه‌های اطلاعات جمعیت‌شناختی و اضطراب مرگ تمپلر قبل از مداخله توسط هر دو گروه تکمیل شد. تکنیک آرام‌سازی بنسون به بیماران گروه مداخله آموزش داده شد، و از آن هاخواسته شد تا آن را را به مدت 3 ماه انجام دهند و انجام آرام‌سازی هر ماه توسط چک لیست کنترل شد. مجدداً پرسشنامه‌ها توسط هر دو گروه تکمیل شد. داده­ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی در نرم­افزار SPSS نسخه 23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین دو گروه از نظر توزیع متغیرهای جمعیت‌شناختی اختلاف معناداری وجود ندارد (05/0<p). قبل از مداخله بین میانگین نمرات اضطراب مرگ بیماران دو گروه مداخله (3/10±4/46) و کنترل (07/10±6/49) نیز تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد (05/0<p). اما پس از مداخله بین میانگین نمرات گروه مداخله (2/10±5/44) و کنترل (2/11±9/48) تفاوت معناداری مشاهده شد (05/0>p).
نتیجه‌گیری: براساس نتایج این مطالعه می‌توان نتیجه گرفت که تکنیک آرام‌سازی بنسون در کاهش اضطراب مرگ بیماران مبتلا به سرطان سینه مؤثر است.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20170610034435N8
 
مینا هاشمی‌ پرست، ابراهیم علی‌افسری ممقانی، فرزانه سلیمانی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: وضعیت ناشی از پاندمی کرونا پرستاران را با چالش‏های اخلاقی متعددی مواجه کرده و سبب تشدید دیسترس‏های اخلاقی در محیط بالین شده است. لذا با توجه به اهمیت نقش پرستاران در همه‏گیری‏ها، این مطالعه با هدف تعیین شدت و تکرار دیسترس‏های اخلاقی در دوران شیوع کووید-19 در پرستاران شاغل در بخش‏های بالینی بیمارستان‌های آموزشی انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی است که در مورد ۱۷۴ نفر از پرستاران شاغل در بخش‌های داخلی- جراحی، مراقبت‌های ویژه، کودکان و اورژانس بیمارستان‏های آموزشی شهر مراغه در سال 1400-1399 انجام گرفته است. ابزار گردآوری داده‏ها پرسشنامه مشخصات جمعیت‌شناختی و نسخه بازبینی شده پرسشنامه استاندارد دیسترس اخلاقی کورلی بود.
یافته‌ها: میانه (چارک اول-چارک سوم) شدت و تکرار دیسترس اخلاقی تجربه شده به ترتیب 54 (44-59) و 52 (43-58) بود. میانه (چارک اول-چارک سوم) دیسترس اخلاقی در بخش‏های مراقبت ویژه و اورژانس به ترتیب (51-59) 56 و (43-51) 46 بود که در مقایسه با سایر بخش‌ها شدت بیش‌تری داشت. کم‌ترین میزان تجربه دیسترس اخلاقی در بخش کودکان با میانه (چارک اول-چارک سوم) (34-54) 52 بود. میانه (چارک اول-چارک سوم) تکرار و شدت تجربه دیسترس اخلاقی در مردان به ترتیب (41-59) 48 و (43-59) 50 و به صورت معناداری بیش‌تر از زنان بود (001/0>p). شدت و تکرار تجربه دیسترس اخلاقی با سن و سابقه کار رابطه آماری معنادار داشت (05/0p>) به گونه‌ای که با افزایش سن و سابقه کاری شدت و فراوانی دیسترس اخلاقی تجربه شده کاهش می‌یافت.
نتیجه‌گیری: با توجه به فراوانی بالای دیسترس اخلاقی در پرستاران در دوران پاندمی کووید-19 در بخش‏های بالینی خاص، بهکارگیری راهبرد‏های مدیریتی به منظور بهبود شرایط کاری و ایجاد فضایی مثبت، می‏تواند راهگشا باشد. به نظر می‏رسد برگزاری دوره‏های روش‏های مقابله با دیسترس‏های اخلاقی در پرستاران در شرایط پاندمی کووید-19 راهکار عملی مناسبی باشد.

 
رسول سلیمانی مقدم، فاطمه سمیعی، طاهره بلوچی بیدختی،
دوره 30، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پرستاران بنا به اقتضای حرفه­ای خود همواره در معرض موقعیت­های بالینی تنش­زا مانند بحران همه‌گیری کووید-19 هستند که این می­تواند موجب تنش اخلاقی شده و بر تاب­آوری پرستاران تأثیر گذارد و باعث فرسودگی شغلی آن­ها شود. لذا این پژوهش با هدف تعیین ارتباط تنش اخلاقی با تاب­آوری و فرسودگی شغلی پرستاران انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، تعداد 188 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان­های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهر بیرجند در سال 1401-1400 با روش نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع­آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه‌های اطلاعات جمعیتشناختی، تنش اخلاقی، تاب­آوری Davidson و فرسودگی شغلی Maslach بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها در نرم­افزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی صورت گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد، در پرستاران مورد مطالعه تنش اخلاقی پایین (59/12±28/30)، تابآوری بالا (44/13±70/63) و فرسودگی شغلی نیز بالا (30/12±98/54) بوده است. بین تنش اخلاقی با فرسودگی شغلی ارتباط مستقیم و معنادار و با تاب­آوری ارتباط معکوس ضعیف و معناداری مشاهده شد (001/0>p).
نتیجه‌گیری: با توجه به ارتباط معنادار بین تنش اخلاقی با تابآوری و فرسودگی شغلی، پیشنهاد می‌شود سیاستگذاران تمهیداتی برای افزایش تابآوری که منجر به کاهش تنش اخلاقی و فرسودگی شغلی می‌شود، تدارک ببینند.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb