جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای سمیعی

سوسن سمیعی، زهره پارسایکتا، عباس مهران، ثریا ماسوری،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1382 )
چکیده


سوسن سمیعی، زهرا منجمد، عباس مهران، زهرا طاهری ازبرمی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: ابتلای یکی از اعضای خانواده به ویروس هپاتیتB یکی از مهم‌ترین راه‌های انتقال بیماری به دیگر اعضای خانواده در ایران محسوب می‌شود. بنابراین توجه به کیفیت خودمراقبتی اعضای بیمار خانواده‌های دارای هپاتیتB در پیشگیری و کنترل بیماری از ارزش بالایی در کاهش انتقال بیماری برخوردار است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع پیمایشی - مقطعی است. نمونه‌ها شامل 250 نفر بیمار که 150 نفر از خانواده‌های دارای هپاتیتB تک‌موردی و 90 نفر از خانواده‌های دارای هپاتیتB چندموردی و از بین بیماران مراجعه‌کننده به درمانگاه محیط پژوهش جهت کنترل بیماری از سال 1376 تا زمان انجام پژوهش از سراسر استان گیلان انتخاب شدند. در این پژوهش داده‌ها با استفاده از پرسشنامه شامل مشخصات فردی و مشخصات بیماری و سؤالات مربوط به کیفیت خودمراقبتی بیماران شامل رعایت رژیم دارویی، رژیم غذایی، به‌کارگیری احتیاطات استاندارد، اعتیادات، پیگیری بیماری و انجام آزمایشات تشخیصی جمع‌آوری شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون‌های مجذور کای و تست دقیق فیشر استفاده شد. برای کلیه آزمون‌ها 005/0p< معنادار تلقی شده است.
یافته‌ها: نتایج بررسی نشان داد بیشترین درصد بیماران در خانواده‌های دارای هپاتیت B تک‌موردی (4/64%) و چندموردی (6/85%) از کیفیت خودمراقبتی نامطلوب برخوردارند، هم‌چنین در پاسخ به فرضیه (بین کیفیت خودمراقبتی عضو بیمار خانواده و تعدد HBSAg مثبت در خانواده‌های دارای هپاتیت B ارتباط وجود دارد) یافته‌ها نشان داد که ارتباط معناداری بین خودمراقبتی در زمینه هپاتیت B و تعدد HBSAg مثبت در خانواده‌ها وجود دارد (05/0p<).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد که کیفیت خودمراقبتی بیماران در زمینه رعایت رژیم دارویی، غذایی، اعتیاد و پیگیری بیماری نامطلوب است، بنابراین برای مهار بیماری در خانواده‌های مبتلا پیشنهاد می‌شود بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر برای آموزش خودمراقبتی در زمینه‌های مذکور تلاش بیشتری شود.

 

 

 

 

 

 


اکرم السادات سادات حسینی، سوسن سمیعی، نغمه رزاقی،
دوره 13، شماره 4 - ( 11-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: تغذیه در رشد کودکان نو پا اهمیت زیادی دارد. شروع اولین گام‌های تغذیه همراه با خانواده در این سن ضرورت توجه به رفتارهای صحیح تغذیه‌ای را نشان می‌دهد. لذا این مطالعه به منظور بررسی تأثیر ارایه الگوی رفتارهای تغذیه‌ای بر کیفیت تغذیه کودکان نو پا و عملکرد مادران آنان انجام یافته است.

روش بررسی: این پژوهش مطالعه‌ای نیمه تجربی است که در آن 66 کودک 36 -12ماهه به صورت غیر احتمالی آسان از دو مرکز بهداشتی - درمانی جنوب تهران طی یک ماه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی مادر و کودک، سنجش عملکرد مادران در مورد رفتارهای کودک در هنگام تغذیه و یادآمد 24 ساعته مواد غذایی بود که از طریق مصاحبه مستقیم با مادران تکمیل شد. سپس الگوی رفتارهای تغذیه‌ای در سن نو پایی از طریق کارگاه آموزشی طی دو روز و هر روز به مدت 3 ساعت به مادران ارایه شد. 3 ماه پس از آموزش مجدداً از طریق پرسشنامه یادآمد 24 ساعته مواد غذایی اطلاعات جمع‌آوری و در نهایت با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی اطلاعات تجزیه و تحلیل شد.

یافته‌ها: نتایج حاصل از مطالعه نشان می‌دهد که نحوه عملکرد مادران در مورد رفتارهای کودک در هنگام تغذیه نسبت به قبل از مداخله به طور معناداری ارتقا یافته است. همچنین بین الگوی تغذیه کودکان نو پا قبل و بعد از مداخله تفاوت معناداری دیده شد 05/0p<.

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج فوق مشخص می‌شود که ارایه الگوهای رفتاری صحیح در هنگام تغذیه کودک سبب ارتقای الگوی تغذیه‌ای کودکان نو پا و همچنین افزایش آگاهی مادران آنان نسبت به عملکرد صحیح در مقابل رفتارهای کودک به هنگام تغذیه می‌گردد. لذا پیشنهاد می‌شود جهت بهبود کیفیت تغذیه کودکان نو پا الگوی رفتارهای تغذیه‌ای صحیح به مادران آموزش داده شود.


رسول سلیمانی مقدم، فاطمه سمیعی، طاهره بلوچی بیدختی،
دوره 30، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پرستاران بنا به اقتضای حرفه­ای خود همواره در معرض موقعیت­های بالینی تنش­زا مانند بحران همه‌گیری کووید-19 هستند که این می­تواند موجب تنش اخلاقی شده و بر تاب­آوری پرستاران تأثیر گذارد و باعث فرسودگی شغلی آن­ها شود. لذا این پژوهش با هدف تعیین ارتباط تنش اخلاقی با تاب­آوری و فرسودگی شغلی پرستاران انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، تعداد 188 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان­های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهر بیرجند در سال 1401-1400 با روش نمونه­گیری تصادفی ساده انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع­آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه‌های اطلاعات جمعیتشناختی، تنش اخلاقی، تاب­آوری Davidson و فرسودگی شغلی Maslach بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها در نرم­افزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی صورت گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد، در پرستاران مورد مطالعه تنش اخلاقی پایین (59/12±28/30)، تابآوری بالا (44/13±70/63) و فرسودگی شغلی نیز بالا (30/12±98/54) بوده است. بین تنش اخلاقی با فرسودگی شغلی ارتباط مستقیم و معنادار و با تاب­آوری ارتباط معکوس ضعیف و معناداری مشاهده شد (001/0>p).
نتیجه‌گیری: با توجه به ارتباط معنادار بین تنش اخلاقی با تابآوری و فرسودگی شغلی، پیشنهاد می‌شود سیاستگذاران تمهیداتی برای افزایش تابآوری که منجر به کاهش تنش اخلاقی و فرسودگی شغلی می‌شود، تدارک ببینند.

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb