جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای محبی

اعظم جوکار، زینت محبی، سکینه گرمزنژاد، محبوبه شریفی،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: عفونت‌ها عامل بزرگ ایجاد مرگ و میر و ناتوانی هستند. از جمله، عفونت‌های بیمارستانی که در خلال بستری شدن در بیمارستان و یا متعاقب آن ایجاد می‌شود. این نوع عفونت‌ها در طول درمان، از بیماری به بیمار دیگر، از وسایل، کارکنان و یا مراجعان سرایت می‌کند. شیوع این معضل 12-6% و در بعضی کشورهای در حال توسعه تا 65% تخمین زده شده است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر ضدعفونی با الکل ایزوپروپیل و الکل اتانول بر کاهش میزان آلودگی وسایل معاینه پزشکی انجام گرفته است.

روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در بیمارستان امام سجاد (ع) یاسوج (سال 1385) انجام گرفته است. نمونه‌های لازم شامل گوشی پزشکی، دماسنج، لارنگوسکوپ، افتالموسکوپ (29 مورد) از بخش‌های اطفال و مراقبت‌های ویژه نوزادان انتخاب شد. در مرحله اول از روی وسایل معاینه نمونه‌برداری و سپس سطوح همان وسایل با الکل اتانول 70% ضدعفونی شد. بعد از ضدعفونی مجدداً نمونه‌برداری انجام گرفت و نمونه‌های برای کشت به آزمایشگاه ارسال شد. در مرحله دوم به فاصله چهار هفته همین فرایند با استفاده از الکل ایزوپروپیل انجام گرفت و نتایج کشت دو مرحله با هم مقایسه شد.

یافته‌ها: در هر دو مرحله قبل از ضدعفونی میکروارگانیسم‌هایی مانند کلپسیلا، انتروباکتر، سودوموناس، اشرشیاکلای و استافیلوکوک بر روی وسایل وجود داشت. در مرحله اول بعد از ضدعفونی با الکل اتانول دو مورد کشت مثبت مشاهده شد (استافیلوکوک و اشرشیاکلای)، ولی در مرحله دوم بعد از ضدعفونی با الکل ایزوپروپیل، کشت مثبتی گزارش نگردید.

نتیجه‌گیری: به طور کلی نتیجه این مطالعه بر تأثیر بهتر الکل ایزوپروپیل دلالت دارد. شاید بتوان گفت چون برای تأثیر بهتر الکل اتانول به دما و زمان کافی نیاز است، با توجه به لزوم داشتن سرعت عمل در بخش‌های حساس، بهتر است از مواد با ویژگی تأثیر سریع و بدون نیاز به شرایط خاص استفاده شود که الکل ایزوپروپیل دارای این ویژگی‌ها است.

 


شیما مرادنژاد، علی منتظری، رویا صادقی، آذر طل، میر سعید یکانی‌نژاد، بهرام محبی،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: پوکی استخوان (Osteoporosis) یک بیماری خاموش و پیش‌رونده است که با افزایش سن موجب ناتوانی و معلولیت در افراد، به خصوص در زنان می‌شود و تبعات جبران‌ناپذیری در زندگی آنان ایجاد می‌کند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخله آموزشی مبتنی بر مدل بزنف بر رفتارهای ارتقا دهنده سلامت جهت پیش‌گیری از استئوپروز در زنان تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی شبکه بهداشت جنوب تهران انجام یافته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک پژوهش نیمه تجربی با دو گروه مداخله و کنترل از نوع قبل و بعد است که در مورد 162 نفر (81 نفر گروه مداخله و 81 نفر گروه کنترل) از زنان سنین 30 تا 49 سال مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی درمانی جنوب تهران در سال 1397 انجام یافت. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه اطلاعات زمینه‌ای و فردی، پرسشنامه محقق ساخته براساس سازه‌های مدل بزنف و پرسشنامه استاندارد رفتارهای ارتقا دهنده سلامت HPLP II بود. قبل از اجرای مداخله آموزشی و شش ماه پس از اجرای آن، پرسشنامه‌ها برای هر دو گروه مداخله و کنترل تکمیل شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در نرم‌افزار SPSS نسخه 21 با استفاده از آزمون‌های آماری کای‌دو، تی‌تست، و تی‌زوجی در سطح معناداری از 05/0p< انجام گرفت.
یافته‌ها: میانگین سنی زنان در این مطالعه 47/5±79/37 سال بود. قبل از مداخله آموزشی دو گروه از نظر متغیرهای زمینه‌ای و فردی و سازه‌های مدل بزنف تفاوت معناداری نداشتند (05/0<p). پس از مداخله آموزشی میانگین نمره سازه‌های مدل بزنف و ابعاد رفتارهای ارتقا دهنده سلامت در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنادار نشان داد (001/0>p).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان‌دهنده تأثیر مثبت مداخله آموزشی مبتنی بر مدل بزنف بر رفتارهای ارتقا دهنده سلامت به منظور پیش‌گیری از استئوپروز در زنان بود. به‌کارگیری این مدل به عنوان یک الگوی موفق در مداخلات آموزشی در پیش‌گیری از استئوپروز در زنان توصیه می‌شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20130213012460N15
 
آویشن غلامیان، سمیه قیصری، زینت محبی،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: داشتن شایستگی بالینی منجر به بهبود کیفیت مراقبت از بیمار و افزایش رضایت بیمار از پرستاران می‌شود، تفکر انتقادی یکی عوامل مهمی است که بر شایستگی بالینی پرستاران تأثیرگذاراست. بنابراین، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین تفکر انتقادی و شایستگی بالینی پرستاران شاغل در بخش مراقبت‌های ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- همبستگی است که در آن 240 نفر از پرستاران شاغل در بخش‌های مراقبت ویژه بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال ۱۴۰۰ به روش نمونه­گیری تصادفی طبقه­ای مورد پژوهش قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه‌های اطلاعات دموگرافیک، تفکر انتقادی کالیفرنیا فرم ب و شایستگی بالینی پرستاران استفاده شد. تحلیل داده‌ها در نرم­افزار SPPS نسخه 2۳ با استفاده از آزمون‌های توصیفی و ضریب همبستگی Spearman انجام یافت.
یافته‌ها: میانگین نمره کل شایستگی بالینی پرستاران 53/143 با انحراف معیار 62/26 بود که براساس نمره­دهی ابزار، شایستگی بالینی پرستاران در حد متوسط تلقی می‌شود. نمره کل تفکر انتقادی پرستاران 51/۱۷ با انحراف معیار 41/13 بود که بیانگر تفکر انتقادی نسبتاً بالایی در پرستاران شرکت‌کننده در مطالعه است. بین نمره کل شایستگی بالینی و تفکر انتقادی، همبستگی مثبت و معنادار مشاهده شد (147/0=r، 023/0=p).
نتیجه‌گیری: با توجه نتایج به­دست آمده، پرستاران با توانایی تفکر انتقادی بهتر، شایستگی بالینی بهتری نیز دارند. بر این اساس، ادغام راهبردهای تقویت تفکر انتقادی در برنامه‌های آموزشی پرستاری می‌تواند شایستگی بالینی دانشجویان را ارتقا داده و آنان را برای قضاوت و تصمیم‌گیری بالینی مؤثر در موقعیت‌های پیچیده مراقبتی آماده سازد.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb