مقدمه: تعیین نیازهای آموزشی اولین قدم برای برنامهریزی آموزشی در زمان بستری و پس از ترخیص میباشد، به منظور مطالعه حاضر تعیین نیازهای آموزشی خود مراقبتی بیماران تحت عمل جراحی CABG و خانواده آنان زمان ترخیص و یک ماه بعد انجام گردیده است.
روش کار: این پژوهش از نوع پیمایشی است. تعداد 60 بیمار و 60 نفر از اعضای خانواده آنها به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامه استفاده شد که در دو بخش اطلاعات دموگرافیک و بیماری و سؤالات اختصاصی پیرامون مراقبت از زخم جراحی، فعالیت و استراحت، مصرف داروها، تغذیه و سایر نیازها برای بیمار و خانواده تدوین گردید. دادهها در دو مرحله (زمان ترخیص و یک ماه بعد) جمعآوری و توسط نرمافزارSPSS مورد بررسی قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی (نظیر تی تست، مجذور کای و آنالیز واریانس) استفاده گردید.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که در زمان ترخیص، اکثریت بیماران و خانواده آنان پیرامون مراقبت از زخم جراحی به ترتیب دارای نیاز آموزشی متوسط و بالا و در مورد فعالیت و استراحت، مصرف داروها (نیازهای آموزشی عمومی)، تغذیه و سایر نیازها هر دو گروه دارای نیاز آموزشی متوسط و در خصوص مصرف داروها (نیازهای آموزشی اختصاصی) بیماران دارای نیاز آموزشی پایین و خانواده دارای نیاز آموزشی بالا بودهاند. یک ماه پس از ترخیص، اکثریت بیماران و خانواده آنان در تمامی موارد دارای نیاز آموزشی متوسط بودهاند. آزمون آماری تی همبستگی معنیداری را بین نیاز آموزشی زمان ترخیص و یک ماه بعد بیماران و خانواده نشان نداد. آزمون مجذور کای ارتباط معنیداری را از نظر نیاز آموزشی زمان ترخیص بین بیماران و خانواده با036/0=p نشان داد ولی از نظر نیاز آموزشی یک ماه بعد بین آنها با 558/0=p نشان نداد. یافتهها فقط ارتباط معنیداری بین نیازهای آموزشی و سطح تحصیلات واحدهای مورد پژوهش نشان داد.
نتیجهگیری: از بین تمامی نیازهای آموزشی مورد مطالعه، بیشترین نیاز آموزشی بیماران و خانواده پیرامون مصرف داروها و مراقبت از زخم جراحی بوده است. همچنین اکثریت بیماران قادر به شمارش نبض خود نبودهاند میتوان پیشنهاد نمود که پرستاران به این مسئله توجه بیشتری مبذول داشته و آموزشهای لازم در این زمینه به بیماران و خانواده آنها ارایه نمایند.
مقدمه: بررسی پدیدارشناسی پرستاری ایران، شناخت دیدگاه حرفهای شاغلین آن و فرآیند حرفهای شدن در پرستاری موضوع اصلی این تحقیق کیفی است که به منظور تبیین مناسب و جامع آن، این پدیده در مقایسه با پارادیمی مشابه در یک نظام پرستاری مراقبت محور (سوئد) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
مواد و روش کار: برای انجام این مطالعه از یکی از روشهای تحقیق کیفی تحت عنوان پدیدارشناسی تفسیری استفاده شده است. روش اصلی جمع آوری دادهها در این پژوهش، مصاحبه نیمه سازمان یافته و روش تجزیه و تحلیل درونمایهای بِنِر میباشد. واحدهای پژوهش شامل 1) پرستاران ایرانی 2) پرستاران سوئدی 3) پرستاران ایرانی شاغل در سوئد که فرآیند حرفهای شدن را در ایران گذراندهاند و 4) پرستارانی که ایرانی الاصل بوده اما در سوئد پرستار شدهاند و در زمان تحقیق به عنوان پرستار مشغول به کار بودهاند میگردند.
یافتهها: به جز «پرستاری و تمایلات انسان دوستانه» که در تجربه پرستاری ایران فراگیر نبوده است، برای اکثریت قریب به اتفاق پرستاران ایرانی تجربه پرستاری مترادف با «تجربه مشکلات» بوده است: نظیر مشکلات ناشی از محیط کار، مشکلات فرهنگی اجتماعی و مشکلات ناشی از محتوای غیر چالشی، غیر مطلوب و غیر اقناع کننده وظایف پرستاری. در حالی که مراقبت اساس و پایه کار پرستاری است اما در نظام آموزش پرستاری ایران آموزش مراقبت از جایگاه مناسب برخوردار نبوده و نیاز جدی به بازنگری در برنامه آموزشی این حرفه وجود دارد.
نتیجهگیری: در پیکره پرستاری ایران فرسودگی روانی به طور واضح و شفافی به چشم میخورد و هم چون سایه بانی بزرگ بر بدنه جامعه پرستاری ایران سایه انداخته است. این فرسودگی روانی ناشی از ماهیت وظایف پرستاری در ایران، ماهیت راهوار گونه و روتین محور بخش، محتوای غیر حرفهای آن در عرصه عمل، غیر تخصصی بودن کار پرستاری است و همچنین به لحاظ تأثیر نگرش منفی فرهنگی- اجتماعی در برخورد با این حرفه و تأثیر آن بر سرنوشت فردی و یا خانوادگی و در مجموع پیشرفتهای فردی در زندگی پرستاران بوده است. مجموعه این عوامل پرستاری ایران را به صورت یک شغل در مقایسه با یک حرفه در حال توسعه در سوئد تقلیل داده است.
مقدمه:عمل جراحی یک تجربهی استرسزا برای بیماران است. به طور معمول بیمارانی که در انتظار جراحی هستند دچار اضطراب میشوند. اضطراب میتواند باعث افزایش ضربان قلب و بالا رفتن فشارخون و در نتیجه خونریزی و عوارض بعد از عمل جراحی گردد. اهمیت اضطراب در بیماران کاندید عمل جراحی، لزوم پیشگیری از وقوع و توجه به شیوههای کاهشدهنده اضطراب را مورد تأکید قرار میدهد.
مواد و روش کار: این پژوهش نیمه تجربی در یکی از بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفته است. تعداد واحدهای مورد پژوهش 70 نفر از بیماران کاندید اعمال جراحی شکم بودند که به طور تصادفی 35 نفر در گروه ذکر و 35 نفر در گروه آرامسازی بنسون قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه اطلاعات فردی، پرسشنامه اضطراب آشکار اشپیلبرگر و برگه مشاهده ثبت علایم حیاتی شامل میزان فشارخون سیستولیکی، دیاستولیکی و تعداد نبض بود. روز قبل از عمل در گروه آرامسازی، روش آرامسازی بنسون به واحدهای مورد پژوهش آموزش داده شد و بیماران به مدت پانزده دقیقه و به فاصله دو ساعت این روش را اجرا میکردند. در گروه ذکر، تکرار صد بار ذکر لاحول و لاقوه الاباا... و هفت بار سوره حمد آموزش داده شد که روز قبل از عمل توسط بیماران تکرار میشد. همچنین علایم حیاتی در هر دو گروه اندازهگیری و ثبت میشد. روز عمل مجدداً سطح اضطراب بیماران و علایم حیاتی اندازهگیری و دو گروه باهم مقایسه شدند.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که آرامسازی به روش بنسون (02/0p<) و تکرار ذکر (006/0p<) هر دو موجب کاهش اضطراب در بیماران شدند، و بین دو گروه اختلاف معناداری در کاهش اضطراب وجود نداشته است (05/0p>). همچنین فشارخون دیاستولیکی و تعداد نبض در هر دو گروه به طور معناداری کاهش پیدا کرده بود (05/0p<). اما فشارخون سیستولیکی در گروه ذکر نسبت به گروه آرامسازی به میزان بیشتری تعدیل شده بود (05/0p>).
نتیجهگیری: هر دو روش آرامسازی و تکرار اذکار مستحبی بر کاهش میزان اضطراب مؤثرند و میتوان از هر دو روش جهت کاهش اضطراب روز قبل از هر نوع عمل جراحی شکم استفاده کرد.
مقدمه:توسعهی حرفهای جزء ضروری سازمانهای یادگیرنده است. هدف مطالعه حاضر، ارتقاء پژوهش، ایجاد رقابت، تقویت نظام گردآوری دادهها، شناسایی اولویتهای تحقیقاتی پرستاری و مامایی، افزایش دانش در زمینه توسعه منابع اطلاعاتی بهداشتی بوده است. جهت توسعه عملکرد حرفهای اعضاء هیأت علمی دانشکده پرستاری و مامایی تهران، این مطالعه در قالب یک تحقیق عملکردی در چهار مرحله به اجرا در آمد.
مواد و روش کار: تحقیق عملکردی نوعی از تحقیقات و مبتنی بر این فلسفه است که شخص محقق نبایستی به صورت مجزا از مردم مورد مطالعه کار تحقیق را پیش ببرد یعنی با توانمندسازی کسانی که قسمتی از فرآیند عملیات به شمار میروند، به آنان فرصت میدهد تا خود عامل حل مشکلات دنیای واقعیشان بشوند لذا روشی چند منظوره برای جمعآوری دادهها از افراد ذینفع مورد استفاده قرار گرفت. فرآیند تغییر شامل مراحل زیر بود: واضحسازی مشکل در سطوح فردی و سازمانی، تشریح فرآیند گسست تحقیق و عملکرد، افزایش دانش فردی و حرفهای در قالب کارگاهها و کلاسهای دورهای، توسعه تغییر فرهنگی و کار مشارکتی.
یافتهها: آمار توصیفی و روشهای ارزشیابی عملکرد اثربخشی روش را نشان داد. افزایش تعداد افرادی که دورههای آموزش روش تحقیق مقدماتی، متوسطه، پیشرفته و مقالهنویسی را گذراندهاند، افزایش تعداد طرحهای ارایه شده به شورای پژوهشی دانشکده و تعداد طرحهای مصوب در دانشگاه، افزایش میزان شرکت اساتید در کنگرههای خارجی به بیش از سه برابر و سیر صعودی چاپ مقالات در مجلات معتبر داخلی و خارجی بیانگر این اثربخشی است.
نتیجهگیری: با وجود پیشرفت قابل ملاحظه در توانمندی اعضاء، پیشنهاد میگردد تا بر اساس کاستیهای موجود در طرح حاضر، مرحله دوم مطالعه طراحی و اجرا گردد و مواردی از قبیل دورههای زبان انگلیسی، آمار حیاتی، پژوهش در آموزش نیز در برنامه گنجانده شود تا مفهوم ارتقاء پژوهش عملیاتی گردد. قطعاً زمان و هزینه بیشتری برای تداوم چنین طرحهایی در یک محیط دانشگاهی پویا مورد نیاز است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی، از میان بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان شریعتی 40 بیمار که ویژگیهای ورود به مطالعه را داشتند، با روش نمونهگیری آسان انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری دادهها از برگه ثبت اطلاعات استفاده شد که شامل مشخصات فردی بیماران، فشارخون سیستول و دیاستول، متوسط فشارخون شریانی، تعداد ضربان قلب، تعداد تنفس و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی بود. ساکشن لوله داخل تراشه بیماران به صورت تصادفی و فاصله زمانی حداقل90 دقیقه ، یک بار به روش سیستم بسته و یک بار به روش سیستم باز انجام یافت. قبل و بعد از ساکشن، کلیه بیماران به وسیله آمبوبگ و به مدت ۲ دقیقه با اکسیژن 100 درصد هیپراکسیژنه شدند. علایم حیاتی آنان قبل، ۲ و ۵ دقیقه بعد از ساکشن لوله تراشه به دو روش سیستم باز و بسته با کمک مانیتور زیمنس xi 6802 کنترل و ثبت شد. دادهها با نرمافزار SPSS و آزمون دادههای تکراری با دو عامل تکرارپذیر مورد مقایسه و تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که فشارخون سیستول، دیاستول و تعداد ضربان قلب بیماران در زمانهای ۲ و 5 دقیقه بعد از ساکشن به روش سیستم باز افزایش بیشتری نسبت به ساکشن به روش سیستم بسته داشته است (001/0p<). همچنین درصد اشباع اکسیژن خون شریانی در زمانهای ۲ و ۵ دقیقه بعد از ساکشن به روش سیستم باز کاهش بیشتری نسبت به سیستم بسته داشته است (001/0p<). در این تحقیق در تعداد تنفس بیماران در زمانهای ۲ و ۵ دقیقه بعد از ساکشن به روش سیستم باز نسبت به سیستم بسته تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0p>).
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای تحقیق حاضر میتوان نتیجه گرفت که ساکشن به روش سیستم بسته نسبت به روش باز اختلال کمتری در علایم حیاتی ایجاد میکند. لذا به منظور دستیابی به ثبات و عدم اختلال در علایم حیاتی میتوان ساکشن به روش بسته را به بخشهای مراقبت ویژه پیشنهاد نمود.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی از نوع کارآزمایی بالینی یک سوکور و دوگروهی است که در طی آن 70 بیمار نامزد اعمال جراحی شکم بستری در بخشهای جراحی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران که واجد شرایط ورود به مطالعه بودند به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمون و پلاسبو قرار گرفتند. بیماران گروه آزمون طب فشاری را در نقاط صحیح (چشم سوم و شن من) و گروه پلاسبو در نقاط دروغین که اعمال فشار بر آنها هیچگونه تأثیری در آرامبخشی ندارد، به مدت 10 دقیقه دریافت نمودند. ابزار سنجش اضطراب مقیاس استاندارد دیداری عددی ده قسمتی و ابزار اندازهگیری علایم حیاتی دستگاه فشارسنج جیوهای بود که پس از تعیین اعتبار و اعتماد مورد استفاده قرار گرفت. اضطراب، ضربان قلب، تعداد تنفس، فشارخون دیاستول و سیستول بیماران قبل و بلافاصله بعد از مداخله در دو گروه آزمون و پلاسبو اندازهگیری شد.
یافتهها: بین میانگین میزان اضطراب و همچنین علایم حیاتی گروه آزمون، قبل و بلافاصله بعد از مداخله تفاوت آماری معنادار (001/0p<) مشاهده شد. در گروه پلاسبو بین میزان اضطراب (001/0p<) و نیز دو مورد از علایم حیاتی (تعداد نبض با 016/0=p و تعداد تنفس با 007/0=p) قبل و بلافاصله بعد از مداخله تفاوت آماری معنادار دیده شد. در مقایسه دو گروه بعد از مداخله بین میانگین میزان اضطراب (001/0p<)، میانگین تعداد تنفس (013/0=p) و فشارخون سیستول (008/0=p) اختلاف آماری معنادار مشاهده شد.
نتیجهگیری: بهکارگیری طب فشاری در نقاط صحیح میتواند اضطراب بیماران را قبل از اعمال جراحی شکم کاهش دهد، اما تأثیر بالینی چندانی بر علایم حیاتی آنها ندارد.
روش بررسی: مطالعه حاضر مبتنی بر رویکرد کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری است. بدین منظور 19 فرد مبتلا به HIV/AIDS به روش مبتنی بر هدف انتخاب شدند. جهت جمعآوری دادهها از مصاحبههای عمیق، نیمه ساختارمند و یادداشتهای در عرصه استفاده شد. متن مصاحبهها ضبط گردیده و پس از مکتوبسازی با رویکرد هرمنوتیک و به روش دیکلمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: شرکتکنندگان در مطالعه با دامنه سنی 21 تا 56 سال به طرق مختلف (تزریقهای آلوده، فرآوردههای خونی آلوده، روابط جنسی محافظت نشده و یا به طور نامشخص) به HIV مبتلا شده بودند. 4/47% آنان شمارش CD4 مساوی یا کمتر mm3 200 داشته و مبتلا به ایدز بودند. سه درونمایه اصلی در این مطالعه ظهور یافت، که عبارتند از «بازیابی مذهب و ارتباط با خدا، جبران (سعی در تلافی نقایص و کاستیهای گذشته) و تکامل یافتگی یا حرکت در مسیر متعالیتر شدن». هر یک از این موارد را چندین درونمایه فرعیتر شکل میداد.
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها تجربه شرایط دشوار پس از ابتلا به ایدز، برای برخی از افراد فرصتی است تا با تأمل و بازگشت به ارزشها و معنویات، بار دیگر به زندگی خود معنی بخشند و به جای تسلیم یا تهدید، در این مسیر تکامل یافته و بر شرایط موجود مسلط گردند. انعکاس تجارب مثبت به سایر مبتلایان همراه با هدایتگری کارشناسان مذهبی بیش از پیش و همزمان با سایر فعالیتها توصیه میشود.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی دو سوکور است که در مورد 60 نفر از بیماران تحت جراحی استرابیسم، بستری در بیمارستان فوق تخصصی چشم فارابی در سال 1389 انجام یافته است. بیماران واجد شرایط به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمون یا پلاسبو قرار میگرفتند. در گروه آزمون نیم ساعت قبل از القای بیهوشی تا 6 ساعت بعد از جراحی، طب فشاری به وسیله دستبندی که دکمه آن بر روی نقطه P6 قرار میگرفت، اعمال میشد. در گروه پلاسبو دستبند به صورت برعکس به مچ دست بیماران بسته میشد. بیماران در اتاق بهبودی و 6 ساعت بعد از عمل توسط فرد دیگری که از نوع دستبندها اطلاعی نداشت و با استفاده از مقیاس بصری (VAS)، از لحاظ بروز شدت تهوع مورد بررسی قرار میگرفتند. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS v.11.5 و آزمونهای آماری کایدو، تی و منویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: دو گروه از نظر مشخصات جمعیتشناختی و جراحی همگون بودند و هیچ تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد. بر اساس یافتهها شدت میانگین تهوع در اتاق ریکاوری (002/0=p) و 6 ساعت اول بعد از جراحی (001/0p<) به طور معناداری در گروه آزمون کمتر از گروه پلاسبو بوده است.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه طب فشاری در کاهش شدت تهوع بعد از جراحی مؤثر است. لذا با عنایت به کم هزینه، کم عارضه و ساده بودن اجرای طب فشاری، میتوان آن را به عنوان یکی از راهکارهای مراقبتی مؤثر در کاهش تهوع به پرستاران و سایر کارکنان درمانی - مراقبتی توصیه نمود.
زمینه و هدف: پیوند عروق کرونری مداخلهای حیاتی برای بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونری بوده و این عمل همراه با تغییرات اساسی و تجارب منحصر به فرد در زندگی بیماران میباشد. برنامهریزی مراقبتی بیماران پس از پیوند عروق کرونری نیازمند شناخت تجارب این افراد است. این مطالعه به منظور شناخت تجربه بیماران با پیوند عروق کرونری انجام یافت .
روش بررسی: این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدهشناسی تفسیری انجام گرفت. 11 نفر به صورت هدفمند از کلینیک سرپایی قلب و عروق بیمارستان مرکز قلب تهران انتخاب شدند. دادهها با استفاده از مصاحبههای عمیق نیمه ساختارمند در مدت زمان بین 55 تا 70 دقیقه جمعآوری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از فعالیتهای شش گام Van manen استفاده شد .
یافتهها : در جریان و تحلیل دادهها، مضمون اصلی تجربه زندگی با پیوند عروق، تولدی دوباره به دست آمد. این مضمون شامل زندگی با قلب سالم، احساس برگشت به جوانی و تلاش جهت حفظ سلامتی میباشد .
نتیجهگیری: مشارکتکنندگان این پژوهش تمایل زیادی به حفظ زندگی جدید خود با تغییر سبک زندگی و تبعیت از دستورات دارویی و غذایی دارند. لذا کارکنان تیم درمان به خصوص پرستاران میتوانند براساس یافتههای این مطالعه، با برنامهریزی مناسب و آموزش نحوه مراقبت از خود به آنان کمک نمایند .
زمینه و هدف: عفونت HIV یکی از مشکلات مهم سلامتی میباشد که بر جنبههای مختلف زندگی مبتلایان تأثیرگذار است. آگاهی و درک عمیق از آنچه افراد در زندگی با این پدیده تجربه مینمایند، امری ضروری است. مطالعه حاضر نیز با هدف درک و تبیین تجارب مبتلایان به عفونت HIV از زندگی با این پدیده صورت گرفته است .
روش بررسی: این مطالعه کیفی، از نوع پدیدارشناسی تفسیری میباشد که با انتخاب هدفمند 19 نفر مبتلا به HIV/AIDS انجام یافت. با استفاده از مصاحبههای عمیق و نیمه ساختارمند دادهها جمعآوری گردید. متن تمامی مصاحبهها ضبط و تایپ گردید و با رویکرد هرمنوتیک به روش دیکلمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .
یافتهها : مشارکتکنندگان 19 نفر، 9/57% مذکر، با میانگین سنی 39 سال بودند . 1/42% مجرد، 4/47% آنان دارای CD4 کمتر از mm3 200 و به ایدز مبتلا بودند. سه درونمایه اصلی ظهور یافته از دادهها عبارتند از : «جاده مرگ»، «در هالهای از ابهام» و «امید به نجات». در تفسیر نهایی دادهها مبتنی بر رویکرد Diekelmann ، مبتلایان با تعلیق در بیم و امید به سر میبرند که از یک سو دریچهای تاریک به تهدید و مرگ و از دیگر سو روزنهای روشن با امید به نجات و حیات را تجربه مینمایند .
نتیجهگیری: مبتلایان به HIV/AIDS در زندگی با این پدیده ترسها، تردیدها، همراه با امیدواریها و چالشهای هیجانی متفاوتی نسبت به ادامه زندگی تجربه مینمایند. درک و آگاهی از تمامی این موارد برای تیم سلامت، سایر افراد و سازمانهای ذیربط ضروری است، تا با رفتاری واقع بینانه در جهت افزایش امیدواری و تلاش به ادامه حیات در آینده، همراه با مبتلایان برنامهریزی و اقدام نمایند .
| صفحه 1 از 1 |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by : Yektaweb

