جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
27 نتیجه برای موضوع مقاله:

بیتا محمدی، لیدا مقدم‌بنائم، محمد اصغری،
دوره 16، شماره 3 - ( 10-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: زایمان زودرس یک عامل مهم مرگ و میر و عوارض طبی نوزاد و جنین است. همچنین کم وزنی زمان تولد از عوامل خطر مرگ و میر و ابتلا نوزادان به بیماری­های مختلف در دوره نوزادی و مراحل بعدی زندگی آن‌ها می­باشد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط CRP نیمه اول بارداری با وقوع زایمان زودرس و کم وزنی زمان تولد انجام یافته است.

روش بررسی: در این مطالعه کوهورت آینده­نگر 400 نفر خانم باردار که طی سال‌های 87 و 88 به مطب پزشکان متخصص زنان در شهر نور مراجعه می‌کردند، مورد مطالعه قرار گرفتند. سطح سرمی CRP آنان در زمان زیر 20 هفتگی بارداری اندازه‌گیری شد و این افراد تا زمان زایمان پی‌گیری شدند. ابزار لازم جهت گرد آوری اطلاعات عبارت بودند از: متر، ترازوی استاندارد، پرسشنامه. داده‌ها توسط نرم‌افزار آماری SPSS v.15 ، با روش‌های آزمون کای دو، آنالیز رگرسیون لجستیک و منحنی ROC، تجزیه و تحلیل شدند. p-value کمتر از 05/0 معنادار در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: در آنالیز رگرسیون لجستیک با در نظر گرفتن سن بالای 35 سال، اشتغال مادر، سابقه زایمان زودرس، سابقه سقط، حاملگی اول، وضعیت اقتصادی نامطلوب و وجود فرد سیگاری در نزدیکان، ارتباط معناداری بین سطح CRP و زایمان زودرس یافت شد (001/0p< ، 24/1= ORو 38/1-11/1=CI 95%). سطح مؤثر CRP (نقطه برش=cut off point) در زایمان زودرس با استفاده از آنالیز Roc curve با حساسیت 81% و ویژگی 64%، mg/l45/3 بود. در آنالیز رگرسیون لجستیک با در نظر گرفتن وضعیت اقتصادی نامطلوب، سابقه زایمان با وزن کم نوزاد، سابقه سقط، تعداد حاملگی، حاملگی اول و وجود فرد سیگاری در نزدیکان، ارتباط معناداری بین سطح CRP و کم وزنی زمان تولد یافت شد (005/0p<، 31/1=OR و 59/1-08/1=CI 95%). سطح مؤثرCRP برای کم وزنی زمان تولد با استفاده از آنالیز Roc curve با حساسیت 5/87% و ویژگی 74%، mg/l 75/4 بود.

نتیجه‌گیری: به نظر می­رسد نشانگر التهابی CRP، می‌تواند در شناسایی مادران در معرض خطر زایمان زودرس و کم وزنی زمان تولد کمک‌کننده باشد؛ البته برای اثبات این رابطه به مطالعات وسیع­تری نیاز است.


حمیده جعفرزاده، ریحانه ایوان‌بقاء، داود حسن‌زاده، محمدحسین سروش‌برحقی، منیژه سیاح‌ملی، اصغر محمدپوراصل،
دوره 17، شماره 3 - ( 7-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: واژینوز باکتریال نوعی عدم تعادل در اکوسیستم طبیعی واژن است که به علت رشد بیش از حد باکتری‌های غیر هوازی و همراهی آن‌ها با کاهش لاکتوباسیل‌ها به وجود می‌آید و PH واژن به بیش از 5/4 افزایش می‌یابد. واژینوز باکتریال خطر بیماری‌های­ التهابی لگن، عفونت‌های‌ کاف واژن متعاقب هیسترکتومی، غیر طبیعی بودن سیتولوژی سرویکس و زایمان پره ترم را افزایش می‌دهد. مقاومت به آنتی‌بیوتیک‌ها، سبب افزایش علاقه به درمان‌های غیر آنتی‌بیوتیکی شده است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر شیاف واژینال لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس با قرص واژینال مترونیدازول بر علایم و نشانه‌های واژینوز باکتریال انجام گرفته است.

روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی دو سوکور، در مراکز درمانی سرپایی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال 1387 انجام یافته است. 40 بیمار با تخصیص تصادفی در دو گروه شیاف لاکتوباسیل و قرص واژینال مترونیدازول قرار داده شدند. داده‌ها با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی در نرم‌افزار SPSS v.15 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: میزان بهبود در گروه مترونیدازول 100% و در گروه لاکتوباسیل 75% بود.

نتیجه‌گیری: بر پایه نتایج مطالعه، مترونیدازول در درمان واژینوز باکتریال مؤثرتر می‌باشد. البته درمان با مترونیدازول سبب تغییر در الگوی فلور میکروبی می‌شود. به طوری که باکتری‌های گرم منفی بی‌هوازی پس از درمان پا برجا هستند. شاید بتوان ترکیبی از هر دو رژیم درمانی را در اغلب بیماران مقاوم به درمان به کار برد


لیلا امیری فراهانی، طوبی حیدری، فرشته نارنجی، محمد اصغری جعفرآبادی، وحیده شیرازی،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: علل مختلفی در شیوع سندرم پیش از قاعدگی مؤثر است. به نظر می‌رسد یکی از این عوامل شاخص توده بدنی باشد. با توجه به فقدان پژوهشی در این زمینه در ایران، مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط سندرم پیش از قاعدگی با شاخص توده بدنی طراحی و اجرا شده است.

روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مقطعی تحلیلی است که در مورد 500 دانشجوی ساکن خوابگاه دانشگاه علوم پزشکی اراک که بر اساس آزمون DASS21 (Depression Anxiety Stress Scales 21) به استرس، اضطراب و افسردگی شدید مبتلا نبودند، در سال 1388 انجام گرفته است. نمونه‌گیری از نوع تصادفی ساده و تا رسیدن به حجم نمونه مورد نظر انجام شد. پرسشنامه جمعیت‌شناختی، وضعیت قاعدگی، تولیدمثلی و عادات غذایی و فرم مشاهده سنجش شاخص توده بدنی توسط افراد تکمیل گردید. فرم خلاصه شده ارزیابی سندرم پیش از قاعدگی در فاصله 7 روز قبل از خون‌ریزی تا حداکثر 2 روز بعد از شروع خون‌ریزی به مدت یک دوره توسط افراد تکمیل گردید. با استفاده از تحلیل رگرسیون لجیستیک، ارتباط سندرم پیش از قاعدگی با شاخص توده بدنی با تعدیل متغیرهای مداخله‌گر در نرمافزار SPSS v.18 بررسی شد. در کلیه آزمون‌ها سطح معناداری 05/0p< در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: توزیع فراوانی افراد مورد مطالعه بر اساس شاخص توده بدنی طبیعی (کم‌تر از 25)، بالای طبیعی (25 و بیشتر از 25) به ترتیب 8/90% و 2/9% بود. تحلیل آماری نشان داد که شاخص توده بدنی بالای طبیعی نسبت به شاخص توده بدنی طبیعی خطر ابتلا به سندرم پیش از قاعدگی را 43/2 برابر افزایش می‌دهد (43/2=OR و 33/8- 66/1=CI).

نتیجه‌گیری: اضافه وزن و چاقی باعث افزایش خطر ابتلا به سندرم پیش از قاعدگی می‌شود و در میان سایر عوامل خطر وقوع این سندرم، باید اصلاح توده بدنی غیر طبیعی نیز مدنظر قرار گیرد


مینا حسین‌زاده، پروانه عزت آقاجری، نادر مهدوی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: دارو رایج‌ترین کالای درمانی مصرفی در واحدهای ارایه‌دهنده خدمات بهداشتی و درمانی است. اجرای دستورات دارویی بخش مهمی از فرآیند درمان و مراقبت بیمار بوده و از عملکردهای اصلی پرستاران محسوب می‌شود. بروز اشتباهات دارویی می­تواند باعث مشکلات جدی در سیستم‌های سلامت شود. هدف این مطالعه تعیین علل اشتباهات دارویی پرستاران و عوامل مؤثر بر عدم گزارش‌دهی آن از دیدگاه کارکنان پرستاری بوده است.

روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی - تحلیلی است. جامعه مورد مطالعه پرستاران شاغل در بیمارستان‌های دولتی شهرهای تبریز و مراغه در سال 1390 بوده است. حجم نمونه 200 نفر و نمونه‌گیری به صورت تصادفی خوشه‌ای انجام یافته است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بوده و تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی (من‌ویتنی‌یو) در نرم‌افزار SPSS v.15 انجام گرفته است.

یافته‌ها: مهم‌ترین علل اشتباهات دارویی خستگی ناشی از کار اضافی (5/95%)، کمبود تعداد پرستار (85%) و تراکم زیاد کارها در بخش (5/82%) و همچنین مهم‌ترین عوامل مؤثر بر عدم گزارش‌دهی اشتباهات دارویی ایجاد مسایل قضایی (5/73%)، تمرکز مسؤولان تنها به شخص اشتباه‌کننده بدون توجه به سایر عوامل دخیل در بروز اشتباه (76%) و واضح نبودن تعریف اشتباه دارویی (5/44%) ذکر شده است.

نتیجه‌گیری: این مطالعه لزوم توجه به افزایش تعداد پرستار، تعدیل بارکاری پرستاران در بخش‌ها، استفاده از فرم‌های خاص برای گزارش‌دهی اشتباهات دارویی و ایجاد رابطه مثبت بین مدیران و کارکنان پرستاری و تأمین فضای همکاری صمیمی را پیشنهاد می­نماید.


وحید پاک‌پور، محمدرضا حجت، حمید صالحی، آزاد رحمانی، احمد شهیم، رامین محمدی،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: همکاری حرفه­ای مناسب بین پرستاران و پزشکان می­تواند در ارایه خدمات بهداشتی کارآمد مؤثر باشد. نتایج مطالعات پیشین اغلب بیانگر فقدان همکاری حرفه­ای مناسب و تأثیر منفی آن بر کیفیت مراقبت­های ارایه شده است. هدف از این مطالعه تعیین نگرش پرستاران در مورد همکاری حرفه‌ای پزشکان با پرستاران بوده است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مقطعی توصیفی تحلیلی است که در آن 228 نفر از پرستاران بخش­های د­اخلی، جراحی و مراقبت­های ویژه بیمارستان­های آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی زنجان در سال 1391 شرکت داشتند. جهت جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه نگرش نسبت به همکاری حرفه­ای پزشک- پرستار Jefferson استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون t با نمونه­های مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون همبستگی پیرسون در SPSS v.16 انجام گرفت.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که نگرش پرستاران به همکاری حرفه­ای پزشک- پرستار در سطح مثبتی بوده است. بیش‌ترین نمره مربوط به بعد «آموزش مشترک و تشریک مساعی» و کم­ترین نمره مربوط به بعد «اقتدار پزشکان» بوده است. همچنین نتایج نشان داد که تنها بین میانگین نمرات نگرش به همکاری حرفه­ای پزشک- پرستار با وضعیت استخدامی ارتباط آماری معناداری وجود دارد (01/0p<).
نتیجه‌گیری: نگرش پرستاران نسبت به همکاری بین حرفه­ای پزشک- پرستار در مجموع مثبت بوده است، ولی جهت دستیابی به وضعیت ایده­آل اعمال تغییراتی ضروری است. این تغییرات می­تواند شامل توجه بیش‌تر به نقش­های حرفه­ای و استقلال پرستاران، گنجاندن دروس بین حرفه­ای در برنامه­ درسی پزشکی و پرستاری و ایجاد روحیه کار تیمی در پزشکان و پرستاران باشد.

 
مژگان میرغفوروند، سکینه محمد علیزاده چرندابی، یوسف جوادزاده، پریوش احمدپور،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده

  زمینه و هدف: سندروم پیش از قاعدگی باعث اختلالات قابل توجهی در زندگی و فعالیت­های روزانه می‌شود. این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر بذر کتان و ویتاگنوس بر نشانه­های سندروم پیش از قاعدگی در زنان، انجام گرفته است .

  روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده سه­سوکور 159 زن مبتلا به سندروم پیش از قاعدگی تشخیص داده شده از طریق فرم ارزیابی نشانه­های قبل از قاعدگی ( PAF= The Shortened Premenstrual Assessment Form ) از میان زنان مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر تبریز از آبان 1392 تا شهریور 1393 انتخاب و به روش بلوک­بندی تصادفی در 3 گروه 53 نفری قرار گرفتند. گروه اول پودر بذر کتان و پلاسبوی قرص ویتاگنوس، گروه دوم قرص ویتاگنوس به علاوه پلاسبوی بذر کتان و گروه سوم پلاسبوی هر دو دارو را دریافت نمودند. فرم ارزیابی نشانه­های قبل از قاعدگی توسط نمونه­ها قبل از مداخله، یک و دو ماه بعد از مداخله تکمیل گردید. از آزمون اندازه­های تکراری ( Repeated Measurement ) برای آنالیز داده­ها استفاده شد .

  یافته‌ها : نمره نشانه­های قبل از قاعدگی در هر دو گروه مداخله هم در ماه اول و هم در ماه دوم به طور معناداری بهبود یافت. به طوری که میانگین نمره شدت سندروم قبل از قاعدگی به طور معناداری در ماه اول بعد از مداخله در گروه ویتاگنوس (1/2- تا 0/4- : فاصله اطمینان 95% ، 3/3- : تفاوت میانگین تعدیل یافته) و بذر کتان (0/3- تا 5/5- ،3/4-) و ماه دوم پس از مداخله در گروه ویتاگنوس (7/4- تا 0/7- ، 8/5-) و بذر کتان (7/5- تا 1/8- ، 6/6-) کم‌تر از گروه شاهد بود. تفاوت معناداری بین دو گروه ویتاگنوس و بذرکتان مشاهده نشد .

  نتیجه‌گیری: براساس نتایج این مطالعه، بذر کتان و ویتاگنوس هر دو جهت بهبود سندروم قبل از قاعدگی مؤثر می­باشد .

  


فرناز رحمانی، حسین ابراهیمی، فاطمه رنجبر، ال‌ناز اصغری،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات نشان داده­اند نگرش اعضای خانواده نسبت به بیماری روانی، رفتار آن‌ها را متأثر می­کند و این امر ممکن است باعث کاهش کیفیت مراقبت از بیمار شود. این تحقیق با هدف تعیین تأثیر آموزش گروهی روان­شناختی بر نگرش مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی نسبت به بیماری روانی انجام گرفته است.

روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی که در 1394 انجام یافته است، تعداد 74 نفر از مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی که بیماران­شان سابقه بستری در بخش‌های روان­پزشکی بیمارستان روان‌پزشکی رازی تبریز را داشتند، به روش نمونه­گیری تصادفی انتخاب و سپس به طور تصادفی به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. به مراقبان خانوادگی گروه مداخله طی 8 جلسه آموزش روان­شناختی داده شد. نگرش مراقبان خانوادگی نسبت به بیماری روانی با استفاده از پرسشنامه نگرش نسبت به بیماری­های روانی قبل و بعد از مداخله ارزیابی شد. داده­ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون کای‌دو، تی‌مستقل ، تی‌زوج و تحلیل کواوریانس در نرم‌افزار SPSS v.13مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که در پیش­آزمون اختلاف آماری معناداری از نظر میانگین نمره نگرش نسبت به بیماری روانی بین گروه مداخله و شاهد وجود نداشت (به ترتیب 51/8±54/92 و 43/9±52/90؛ 05/0<p). اما میانگین نمره پس­آزمون گروه مداخله (72/14±43/105) در مقایسه با گروه شاهد (50/7±52/90) به طور معناداری افزایش یافته بود (05/0>p).

نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشانگر این است که آموزش روان­شناختی موجب بهبود نگرش مراقبان خانوادگی نسبت به بیماری روانی می­شود. روش­های آموزشی مناسب مانند آموزش روان­شناختی گروهی برای ارتقای نگرش مثبت خانواده­های بیماران مبتلا به اختلال روان­پزشکی می­تواند مؤثر باشد.


مینا گالشی، مژگان میرغفوروند، فریبا علیزاده شرج‌آباد، فوزیه صناعتی،
دوره 22، شماره 1 - ( 2-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: پیوند مادر- کودک بعد عاطفی رابطه مادر و نوزاد می‌باشد که بر رشد روانی نوزاد مؤثر است. مطالعه حاضر با هدف تعیین پیش‌گویی­کننده­های پیوند مادر و کودک انجام گرفته است.

روش بررسی: این مطالعه مقطعی در مورد 270 مادر مراجعه­کننده به 18 مرکز بهداشتی درمانی شهر تبریز در هفته 8 تا 10 پس از زایمان در سال 94-1393 انجام گرفته است. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه­های فردی- اجتماعی و مامایی، پیوند مادر- کودک، افسردگی ادینبرگ و اضطراب اشپیل‌برگر جمع­آوری شد. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از آزمون­های پیرسون، تی‌مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی چندمتغیره در نرم‌افزار SPSS v.21 انجام گرفت. سطح معناداری 05/0>p در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: میانگین (انحراف معیار) نمره پیوند مادر- کودک 4/8±2/46 از محدوده نمره قابل دستیابی 125-0 بود. 2/85% دارای پیوند مادر و کودک مختل بودند. بیش‌ترین فراوانی اختلال مربوط به مؤلفه پیوند معیوب مادر و کودک و کم‌ترین فراوانی اختلال در مؤلفه اضطراب مراقبت بود. متغیرهای افسردگی، اضطراب آشکار و حاملگی ناخواسته از پیش‌گویی­کننده­های پیوند مادر و کودک بودند.

نتیجه‌گیری: یافته­های مطالعه نشان می­دهد که اضطراب، افسردگی و حاملگی ناخواسته از مؤلفه­های مؤثر بر پیوند مادر و کودک هستند، لذا غربالگری مادران برای شناسایی و درمان به موقع اضطراب و افسردگی و همچنین کاهش میزان بروز حاملگی ناخواسته از طریق مشاوره­های هدفمند تنظیم خانواده می­تواند به بهبود پیوند مادر- کودک و در نتیجه به رشد و تکامل بهتر کودک کمک کند.


فریبا راستی، الناز اصغری، کاووس شهسواری‌نیا، زهرا معتضدی، لیلا دهقانی،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: در سال‌های اخیر به گوشی‌های تلفن همراه کارکنان مراکز بهداشتی درمانی به عنوان منبع عفونت اهمیت زیادی داده شده است؛ چرا که می‌توانند در عفونت‌های بیمارستانی نقش به سزایی داشته باشند. هدف از مطالعه حاضر تعیین آلودگی میکروبی گوشی‌های تلفن همراه کارکنان مرکز آموزشی درمانی سینای تبریز است.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی از 140 گوشی تلفن همراه کارکنان مرکز آموزشی درمانی سینای شهر تبریز در سال 1394 به روش در دسترس نمونه‌گیری شد. نمونه‌ها با استفاده از سوآپ پنبه استریل تهیه و بلافاصله به آزمایشگاه مرکز انتقال یافت و پس از 48 ساعت انکوباسیون در دو محیط، در دمای 37 درجه سانتی‌گراد کشت داده شد. در نهایت میکروارگانیسم‌های رشد کرده توسط تست‌های بیوشیمیایی شناسایی شدند. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون کای‌دو در نرم‌افزار SPSS v.13 تجزیه و تحلیل شد. 05/0p< سطح معناداری درنظر گرفته شد.

یافته‌ها: در 28/84% گوشی‌ها آلودگی باکتریال گزارش شد. استافیلوکوک کواگولاز منفی (45%) بیش‌ترین فراوانی و گونه‌های باسیلوس (28/19%) رتبه دوم نوع آلودگی را داشت. آسینتوباکتر با 1 مورد (71/0%) کم‌ترین فراوانی را داشت. در 5 گوشی آلوده (57/3%) بیش‌تر از یک میکروارگانیسم رشد یافته بود. آلودگی در بخش‌های ویژه بیش از بخش‌های عمومی بود (001/0p<).

نتیجه‌گیری: براساس یافته‌ها گوشی‌های تلفن همراه کارکنان آلودگی قابل توجهی دارند، بنابراین ضروری است که به کارکنان در زمینه نقش گوشی‌های تلفن همراه در عفونت‌های بیمارستانی، همچون سایر تجهیزات بیمارستانی، اطلاع‌رسانی شود. همچنین لازم است در زمینه تمیز نمودن گوشی‌های همراه به طور دوره‌ای با مواد مناسب مانند الکل 70% و شستشوی مکرر دست‌ها پس از هر تماس با گوشی آموزش داده شود.


مژگان میرغفوروند، سکینه محمدعلیزاده چرندابی، محمد اصغری جعفرآبادی، صونیا اسدی،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: خشونت علیه زنان مشکل اجتماعی بزرگی است که سلامت عمومی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. با شیوع نسبتاً بالای خشونت خانگی و نیاز به غربالگری، وجود ابزاری ساده جهت تشخیص صحیح و در مدت زمان کوتاه ضروری به نظر می‌رسد. این مطالعه با هدف مقایسه ارزش تشخیصی ابزار پرسشنامه کوتاه HITS و مقیاس بازنگری شده تدبیر تعارض (CTS2) در غربالگری خشونت خانگی انجام گرفته است.

روش بررسی: این مطالعه مقطعی در مورد 279 زن همسردار مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر تبریز در سال 1393 انجام گرفته است. داده­ها با استفاده از پرسشنامه‌های فردی- اجتماعی، مقیاس تجدیدنظر شده تدبیر تعارض و پرسشنامه کوتاه HITS جمع­آوری شد. از شاخص کاپا برای بررسی توافق بین ابزارها استفاده شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که ابزار HITS از حساسیت نسبتاً خوب (7/75%) و ویژگی بالایی (5/93%) برخوردار است. ارزش پیشگویی مثبت و منفی به ترتیب 8/96% و 5/59% بود. توافق متوسطی (6/0) بین دو ابزار وجود داشت.

نتیجه‌گیری: به واسطه سادگی ابزار HITS و امکان تکمیل آن در مدت زمان کوتاه، می‌توان این پرسشنامه را برای شناسایی افراد مورد خشونت در سطح وسیع توصیه نمود. همچنین توسعه ابزار در مطالعات آتی پیشنهاد می‌گردد.


وحید زمان‌زاده، لیلا ولی‌زاده، آزاد رحمانی، منصور غفوری‌فرد،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه مراقبت دلسوزانه به عنوان هسته مرکزی مراقبت‌های پرستاری شناخته شده، اما هنوز تعریف دقیق و یکسانی از این مفهوم پیچیده و قابل بحث وجود ندارد. این مطالعه با هدف تحلیل مفهوم مراقبت دلسوزانه در پرستاری براساس مدل هیبرید انجام یافته است.

روش بررسی: در این مطالعه، از سه مرحله مدل هیبرید (نظری، کار در عرصه و تحلیل نهایی) استفاده شد. در مرحله نظری، به بررسی مفهوم مراقبت دلسوزانه در پایگاه‌های معتبر در بازه زمانی 2000 تا 2016 پرداخته شد. در مرحله کار در عرصه، با 11 نفر از پرستاران مصاحبه‌های عمیق انجام یافت و از روش تحلیل محتوا برای تحلیل داده‌ها استفاده شد. در مرحله آخر، تحلیل نهایی صورت گرفت.

یافته‌ها: نتایج تحلیل نهایی نشان داد که مراقبت دلسوزانه، فرآیندی است که در آن پرستار در یک تعامل سازنده با بیمار ارتباط برقرار کرده و با گذاشتن خود به جای بیمار و درک شرایط وی، به کشف دغدغه‌های بیمار پرداخته و در حد توان خود برای رفع آن دغدغه‌ها تلاش می‌نماید.

نتیجه‌گیری: براساس این تحلیل مفهوم، تعامل سازنده بین پرستار و بیمار از مهم‌ترین ویژگی مراقبت دلسوزانه بوده که در تعاریف قبلی به آن اشاره نشده است همچنین در این مطالعه، پرستاران بر این موضوع تأکید داشتند که آن‌ها در حد توان خود تلاش می‌کنند تا دغدغه‌های بیماران را رفع کنند. بنابراین، مطالعه حاضر می‌تواند پایه‌ای برای مطالعات بعدی در زمینه مراقبت دلسوزانه باشد.


مژگان میرغفوروند، سکینه محمدعلیزاده چرندابی، طاهره بهروزی‌لک، فاطمه علی‌اصغری،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: برای حفظ و ارتقای سلامتی، تصحیح و بهبود سبک زندگی امری ضروری است. اصلاح سبک زندگی نقش مهمی در سلامتی طولانی مدت زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی­کیستیک دارد. لذا این مطالعه با هدف تعیین وضعیت سبک زندگی ارتقادهنده سلامت و پیش‌بینی­کننده­های فردی- اجتماعی آن در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک انجام گرفته ­است.

روش بررسی: این مطالعه مقطعی توصیفی- تحلیلی در مورد 174 زن مبتلا به سندرم تخمدان مراجعه‌کننده به کلینیک­های دولتی و خصوصی زنان و ناباروری شهر ارومیه- ایران در سال 1394 انجام یافته است. داده­ها با استفاده از پرسشنامه­های فردی- اجتماعی و سبک زندگی ارتقا­دهنده سلامت جمع­آوری شد. جهت تحلیل داده‌ها از آمارهای توصیفی و آزمون‌های آماری تی‌مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی چندگانه در SPSS نسخه 21 استفاده شد.

یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار نمره کلی سبک زندگی ارتقادهنده سلامت 3/0±2/2 از محدوده نمره قابل دستیابی 4-1 بود. بیش‌ترین میانگین مربوط به زیرمقیاس تغذیه (5/0±9/2) و کم‌ترین میانگین نمره مربوط به زیرمقیاس کنترل استرس (5/0±2/1) بود. براساس مدل رگرسیون خطی چندگانه، متغیرهای BMI، تحصیلات همسر، اولین فرد حامی و مقدار خون‌ریزی از پیش‌بینی­کننده­های سبک زندگی ارتقادهنده سلامت در زنان مبتلا به PCOS بودند.

نتیجه‌گیری: با توجه به قرار گرفتن میانگین نمره کلی سبک زندگی ارتقادهنده سلامت و برخی از ابعاد آن در میانه دامنه نمرات قابل کسب، ضرورت دارد در کنار سایر درمان­ها، بهبود سبک زندگی ارتقادهنده سلامت زنان مبتلا به PCOS با توجه به مؤلفه­های فردی- اجتماعی تأثیرگذار در برنامه کاری مراقبان بهداشتی- درمانی قرار گیرد.


لیلا ولی‌زاده، وحید زمان‌زاده، اکرم قهرمانیان، پروانه آقاجری،
دوره 23، شماره 1 - ( بهار 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: مراقبت توأم با حساسیت فرهنگی جزء ضروری فرایند تکامل حرفه­ای و یکی از عوامل پیش­بینی‌کننده صلاحیت فرهنگی پرستاران است. این نوع مراقبت از مهم‌ترین رویکردهای بهبود کیفیت مراقبت پرستاری در گروه‌های دارای تنوع فرهنگی می­باشد. مطالعه حاضر با هدف تبیین پیامدهای مراقبت توأم با حساسیت فرهنگی در پرستاری از کودکان انجام یافته است.

روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه کیفی به روش تحلیل محتوای قراردادی است. تعداد 25 پرستار و 9 والد، در بخش­های کودکان سه مرکز آموزشی- درمانی ارجاعی در تبریز و تهران در سال 95-1394 به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده­ها از طریق مصاحبه عمیق و یادداشت در عرصه جمع­آوری و هم‌زمان تحلیل گردید. از نرم­افزار MAXQDA نسخه 10 استفاده شد.

یافته‌ها: پیامدهای مراقبت توأم با حساسیت فرهنگی در پرستاری از کودک بیمار در دو طبقه عدالت محوری در مراقبت (با سه زیرطبقه عدم سوگیری فرهنگی، ارتباط فرهنگ مدارانه و مشارکت مؤثر) و رضایتمندی فرهنگی (با دو زیرطبقه کاهش استرس فرهنگی کودک/خانواده و مراقبت ایمن) مشخص گردید. مراقبت توأم با حساسیت فرهنگی موجب پیشگیری از سوءتفاهمات و ارتقای ارتباط پرستار-کودک/خانواده می­شود و صداقت والدین را در دادن اطلاعات و بیان نیازهای فرهنگی در پی دارد. بیان نیازهای فرهنگی، سطح استرس را در والدین و کودکان پایین می­آورد و با کاهش درمان‌های سنتی خودسرانه به مراقبتی ایمن می­انجامد.

نتیجه‌گیری: براساس نتایج این مطالعه، پیشنهاد می­شود در آموزش پرستاران و دانشجویان پرستاری، مداخلات مؤثر توأم با حساسیت فرهنگی در بخش­های بستری کودکان، در برنامه­های آموزش ضمن خدمت و برنامه آموزشی رشته پرستاری گنجانده شود.


صدیقه سلیمی، وحید پاک‌پور، حسین فیض‌اله‌زاده، آزاد رحمانی،
دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: استرس بالا در محیط کار پرستاران بخش­های ویژه می­تواند سبب ترک حرفه و عدم تمایل به ادامه فعالیت در آنان گردد که یکی از مشکلات مطرح در حرفه پرستاری بوده و بر اثربخشی نظام­های بهداشتی تأثیر به سزایی دارد. علی‌رغم اهمیت تاب­آوری در تحمل شرایط دشوار، مطالعات محدودی تاب­آوری پرستاران شاغل در بخش­های ویژه را بررسی نموده­اند. هدف از این مطالعه تعیین میزان تاب­آوری و ارتباط آن با تمایل به ترک حرفه در پرستاران شاغل در بخش­های ویژه است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مقطعی توصیفی- تحلیلی است که در آن 400 نفر از پرستاران شاغل در بخش­های ویژه بیمارستان­های آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال 1395 شرکت داشتند. جهت جمع­آوری داده­ها از فرم اصلاح شده «مقیاس پیش­بینی ترک حرفه» که توسط Liou ابداع شده و فرم کوتاه شده مقیاس تاب­آوری Connor و Davidson استفاده شد. تحلیل داده­ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون من‌ویتنی و کروسکال والیس در SPSS نسخه 13 انجام گرفت.
یافته‌ها: میانه و دامنه بین چارکی امتیاز تاب‌آوری (8 : IQR) 50/25 و تمایل به ترک حرفه (67/0 : IQR) 83/2 بوده است. همچنین بین تاب‌آوری و تمایل به ترک حرفه همبستگی معکوس معنادار مشاهده شد (173/0-=R ، 001/0p<).
نتیجه‌گیری: با توجه به میزان تمایل به ترک حرفه، توجه بیش‌تر به عوامل مؤثر در تمایل به ترک حرفه ضروری است. همچنین نظر به ارتباط معنادار بین تاب­آوری و تمایل به ترک حرفه، آموزش راهکارهای تقویت تاب­آوری در برنامه آموزشی پرستاران و دانشجویان پرستاری توصیه می­شود.
 
الهام امیری، حسین ابراهیمی، مریم وحیدی، محمد اصغری جعفرآبادی، حسین نامدار ارشتناب،
دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: حساسیت اخلاقی دارای ابعاد مختلفی شامل وجود احساسات فردی، توانایی­های علمی، توان استدلال و تصمیم­گیری است که برای دستیابی به آن وجود برخی ویژگی­های فردی و آمادگی­های آموزشی ضروری است. این مطالعه با هدف تعیین حساسیت اخلاقی و ارتباط آن با مشخصات فردی و شغلی پرستاران شاغل در بخش­های داخلی انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی همبستگی با مشارکت ۱۹۸ پرستار در بخش­های داخلی بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تبریز در سال ۱۳۹۵ انجام یافت. ابزار جمع­آوری داده­ها فرم مشخصات فردی و شغلی و پرسشنامه حساسیت اخلاقی (MSQ) بود. دادهها در نرم­افزار SPSS نسخه ۱۳ با استفاده از آمار توصیفی و آزمون­های t-test، ضریب همبستگی پیرسون، ANOVA تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: میانگین حساسیت اخلاقی پرستاران 48/0±84/4 (از ۷) بود. بیش‌ترین نمره حساسیت اخلاقی در ابعاد «آگاهی از نحوه ارتباطات بین فردی» و «تبعیت از قوانین» و کم‌ترین نمره در ابعاد «احترام به استقلال مددجو» و «تجربه کشمکش­های اخلاقی» بود. سن پرستاران با ابعاد «احترام به­ استقلال مددجو» (008/0=p) و «تبعیت از قوانین» (034/0=p) ارتباط معنادار و معکوس داشت. همچنین بین بعد «تبعیت از قوانین» با سابقه کار، ارتباط معنادار و معکوس وجود داشت (009/0=p).
نتیجه‌گیری: با توجه به کسب نمره پایین در بعد «احترام به استقلال مددجو» در مطالعه حاضر پیشنهاد می­شود تا در آموزش ضمن خدمت و همچنین در تدوین برنامه‌های آموزشی پرستاری، مراقبت مددجو محور و تأکید بر استقلال بیماران مورد توجه قرار گیرد.
 
جمیله ملکوتی، مژگان میرغفوروند، هانیه صالحی پور مهر، فرشید شمسایی، معصومه صفری کمیل،
دوره 24، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت سلامت جسمی- روانی زنان باردار و تأثیرات منفی نگرانی بر سلامت مادر و جنین، شناسایی عوامل مؤثر بر کاهش نگرانی ضروری است. لذا، مطالعه حاضر با هدف تعیین نگرانی­­های مادران باردار و ارتباط آن با راهبردهای مقابله­ای انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی- تحلیلی در مورد 465 زن باردار 40-14 هفته مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی همدان در سال 95-1394 انجام گرفت. داده­ها با استفاده از پرسشنامه­های فردی- اجتماعی و مامایی، راهبرد مقابله­ای Billings و Moos و ابزار نگرانی کمبریج (Cambridge Worry Scale: CWS) جمع­آوری شد. از آمار توصیفی و تحلیلی شامل آزمون همبستگی اسپیرمن و آنالیز واریانس یک طرفه برای تعیین ارتباط بین نگرانی و راهبرد­های مقابله­ای استفاده شد. 05/0p< معنادار تلقی شد.
یافته‌ها: میانگین (انحراف معیار) نمره نگرانی زنان باردار 8/25 (1/15) از محدوده نمره قابل دستیابی صفر تا 80 بود. به طوری 3/67% نگرانی نداشتند، 1/30% نگرانی کمی ابراز نموده بودند و 6/2% نگرانی زیادی داشتند. مقایسه نمره کلی راهبردهای مقابله‌ای و دو زیرمقیاس راهبرد مقابله‌ای مسأله‌مدار و هیجان‌مدار در سه گروه یاد شده نشان داد تنها نمره راهبرد هیجان‌مدار در این گروه‌ها متفاوت است (005/0p<).
نتیجه‌گیری: ­یافته­های مطالعه نشان می­دهد که بین سطح نگرانی­های زنان باردار و استفاده از راهبردهای هیجان­مدار ارتباط مستقیم وجود دارد. لذا پیشنهاد می­شود ماماها با آموزش راهبرد­های مقابله­ای در راستای افزایش استفاده از راهبرد مقابله­ای مسأله­مدار به کاهش نگرانی زنان باردار در دوران بارداری کمک کنند.
 
فهیمه صحتی شفائی، مژگان میرغفوروند، مینا حسین‌زاده،
دوره 24، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: زنان مبتلا به سرطان با استرس‌های متعددی مواجه هستند. حمایت اجتماعی مهارت­های سازگاری را تسهیل کرده و راهبردهای سازگاری فعال را ارتقا می­دهد. هدف از این مطالعه تعیین استرس درک شده و ارتباط آن با حمایت اجتماعی درک شده در زنان مبتلا به سرطان­های دستگاه تناسلی تحت شیمی درمانی بوده است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی همبستگی از اردیبهشت تا اسفند ماه سال 1395 در مورد 151 نفر از زنان مبتلا به سرطان­های دستگاه تناسلی مراجعه‌کننده به بیمارستان­های الزهرا و شهید قاضی طباطبایی شهر تبریز جهت شیمی درمانی انجام یافته است. پرسشنامه­های استرس درک شده (PSS) و حمایت اجتماعی درک شده (PRQ-85-part2) از طریق مصاحبه با بیماران تکمیل شد. از آزمون­های همبستگی پیرسون، آنالیز واریانس یک­طرفه و تی­مستقل برای تحلیل داده­ها استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار نمره کلی استرس درک شده 97/3±26/42 از محدوده نمره قابل کسب 56-0 بود. میانگین و انحراف معیار نمره کلی حمایت اجتماعی درک شده 64/16±55/127 از محدوده نمره قابل کسب 175-25 بود. براساس آزمون همبستگی پیرسون بین استرس درک شده و حمایت اجتماعی درک شده همبستگی معنادار آماری مشاهده نشد (324/0=p، 08/0=r).
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان‌دهنده این است که نمره استرس درک شده در زنان مبتلا به سرطان­های دستگاه تناسلی بالا بوده است. اما در مطالعه حاضر بین استرس درک شده و حمایت اجتماعی درک شده ارتباطی دیده نشد. لذا انجام تحقیقات بیش­تر در این زمینه ضرورت می­یابد.
 
حسین ابراهیمی، حسین نامدار ارشتناب، محمد اصغری جعفرآبادی، مریم وحیدی،
دوره 25، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: ایجاد و حفظ محیط ایمن، یک بخش مهم از مراقبت در بخش­های روان‌پزشکی است. نتایج مطالعات قبلی نشان می­دهد که برخی ویژگی­های محیط فیزیکی، ایمنی بخش را تسهیل می­کند. تجارب افرادی که بیش‌ترین حضور در این محیط­ها را دارند، می­تواند بهترین منبع جهت شناسایی این ویژگی­ها ­باشد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تبیین درک بیماران و کارکنان از ویژگی­های محیط فیزیکی ایمن در بخش­های روان‌پزشکی انجام یافته است.
روش بررسی: در این مطالعه کیفی توصیفی اکتشافی، هفت نفر از بیماران در حال ترخیص و نوزده نفر از کارکنان شاغل در بخش­های روان‌پزشکی مورد مصاحبه قرار گرفتند و همچنین 84 ساعت مشاهده در عرصه صورت گرفت. داده­ها با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای کیفی با روش Graneheim و Lundman تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که محیط فیزیکی ایمن در بخش­های روان‌پزشکی به معنای «داشتن محیط زندگی عاری از حوادث» است. این درون‌مایه، انتزاعی شده دو طبقه اصلی شامل «داشتن طرح پیشگیری­کننده از حوادث» و «داشتن محیط زندگی طبیعی (نرمال)» است. «حذف یا تعدیل اسباب حادثه آفرین»، «بخش­های متناسب با ویژگی­ بیماران» و «شرایط تسهیل‌کننده عملکرد کارکنان» زیرطبقات طبقه داشتن طرح پیشگیری­کننده از حوادث و «فعالیت­های هدفمند و معنادار»، «شرایط سالم و خوشایند» و «تأمین حریم بیمار» زیرطبقات طبقه «داشتن محیط زندگی طبیعی (نرمال)» است.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر، جهت پیشگیری از آسیب روانی و جسمی به بیماران و کارکنان در بخش­های روان‌پزشکی ضروری است تا یک محیط فیزیکی ایجاد شود که عاری از امکان وقوع حوادث باشد و در عین حال نیازهای روزمره بیماران تأمین شود.
 
رقیه نوری‌زاده، عیسی محمدی، معصومه سیمبر، احمدرضا باغستانی،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: طی چرخه زندگی، عده‌ای از زنان، بارداری ناخواسته را تجربه می­کنند. بنابراین مجبور به تصمیم­گیری در مورد ختم یا تداوم بارداری هستند. اگرچه این فرآیند تصمیم­گیری همواره رخ می‌دهد، اما تحقیقات کمی بر این فرآیند پیچیده، پویا، متغیر و وابسته به زمینه متمرکز شده­اند؛ لذا این مطالعه با هدف تبیین فرآیند تصمیم­گیری جهت سقط یا تداوم در زنان دارای بارداری ناخواسته انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کیفی با رویکرد نظریه پایه است. جمع­آوری داده­ها از طریق مصاحبه غیرساختار یافته و عمیق با 29 مشارکت‌کننده طی اردیبهشت 1395 تا فروردین 1396 در شهر تبریز انجام گرفت. نمونه­گیری به صورت هدفمند، آغاز و سپس تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل، هم‌زمان با جمع­آوری داده­ها با استفاده از نسخه 10 نرم‌افزار MAXQDA انجام یافت.
یافته‌ها: تحلیل داده­ها منجر به استخراج چهار طبقه محوری «تهدید پنداری»، «مقاومت آمیخته به تردید»، «منابع و ارزش­های مؤثر بر تصمیم‌گیری» و «قبول تصمیم و تأیید» با متغیر مرکزی تأییدپذیری شد؛ بدین معنی که فرآیند تصمیم‌گیری در زنان دارای بارداری ناخواسته با درک تهدید به عنوان دغدغه اصلی شروع می­شود که این امر منجر به مقاومت آن‌ها در برابر پذیرش بارداری ناخواسته می­گردد. سپس مواجهه با تهدیدات ناشی از سقط، موجب تردید و دودلی در انجام سقط می­شود. در این میان زنان، متأثر از ارزش­های اعتقادی و با توجه به منابع حمایتی، سعی به انتخاب مسیری دارند که حداقل آسیب و تهدید و حداکثر مقبولیت و تأییدپذیری را داشته باشد. قبول تصمیم و تأیید آن نیز پیامد و نتیجه فرآیند تعاملی تصمیم­گیری است.
نتیجه‌گیری: آن‌چه که نظریه تصمیم­گیری جهت سقط یا تداوم بارداری ناخواسته را از نظریه­های عمومی تصمیم­گیری متمایز می­کند، تأییدپذیری آن از بعد اجتماعی می­باشد. پذیرش اجتماعی سقط و فرزندآوری، همسو با ارزیابی اخلاقی از سن و مرحله رشد جنین، مسیر تصمیم‌گیری در بارداری ناخواسته را براساس تأییدپذیری آن هدایت می­کند.
 
سمیرا اروجلو، وحید زمان‌زاده، لیلا ولی‌زاده،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: مشارکت بیمار جزء مهم در رویکرد مراقبتی بیمار محور و بخشی از حقوق بیماران می‌باشد، که با پیامدهای مثبت در سیستم بهداشتی درمانی همراه است. این مطالعه با هدف تبیین تجارب پرستاران در مورد مشارکت بیماران در مراقبت‌های پرستاری و عوامل مربوط به آن انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کیفی با مشارکت 18 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان‌های آموزشی تبریز در سال 1398 انجام یافت. از نمونه‌گیری هدفمند طی مصاحبه‌های نیمه ساختار یافته و جلسات گروه متمرکز و مصاحبه انفرادی برای جمع‌آوری داده‌ها بهره گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها به روش تحلیل محتوای قراردادی انجام یافت. برای دستیابی به صحت و پایایی داده‌ها از معیارهای Lincoln و Guba استفاده شد.
یافته‌ها: تحلیل داده‌ها منجر به استخراج چهار طبقه اصلی ارایه اطلاعات، دخیل نمودن بیماران در تصمیم‌گیری، همکاری و احترام شد. مشارکت بیمار از دیدگاه پرستاران چنین بود: یک فرآیند تعاملی تصمیم‌گیری و همکاری بین پرستار و مددجو توأم با تبادل اطلاعات، احترام و کسب اجازه از بیمار. همچنین نتایچ شامل ملزومات و پیش‌آیندها، حیطه‌ها، پیامدها، موانع و راهکارهای مربوط به مشارکت بیمار در مراقبت‌های پرستاری بود.
نتیجه‌گیری: امروزه مشارکت بیمار به عنوان حق قانونی بیمار و نیز به عنوان استاندارد طلایی بین‌المللی سیستم‌های مراقبت سلامت در نظر گرفته می‌شود. بنابراین پرستاران، سیاست‌گذاران سیستم سلامت، بیماران و مراکز دانشگاهی می‌توانند از این نتایج در ارتقای مشارکت بیمار در مراقبت بهره جویند.
 

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb