جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
8 نتیجه برای موضوع مقاله:

لیلی یکه‌فلاح، علی مؤمنی، احمد ترکاشوند، حسن جهانی‌هاشمی،
دوره 15، شماره 2 - ( 7-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: اعتیاد به مواد مخدر صنعتی از جمله قرص اکستازی یکی از آسیب‌های اجتماعی است که مشکلات روانی، اجتماعی عدیده‌ای را برای خود شخص، خانواده و اجتماع به وجود می‌آورد. به ویژه در کشور ما گروه عمده مصرف‌کنندگان مواد مخدر را جوانان و نوجوانان تشکیل داده است. تحقیقات نشان می‌دهد یکی از مهم‌ترین دلایل گرایش جوانان به این مواد، عدم آگاهی آنان نسبت به عوارض این مواد است. از آن جا که بیشتر جمعیت کشور ما را جوانان تشکیل می‌دهند و با توجه به کاهش قیمت این قرص‌ها و در دسترس بودن آن و عوارض فراوانی که بر جسم و روان انسان می‌گذارد، این مطالعه با هدف تعیین میزان مصرف اکستازی در بین دانشجویان، میزان آگاهی آنان از عوارض اکستازی و همچنین عوامل مؤثر در اعتیاد به اکستازی از دیدگاه دانشجویان انجام گرفته است.

روش بررسی: این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی انجام گرفته است. نمونه مورد مطالعه را 200 نفر از دانشجویان پیراپزشکی (پرستاری، اتاق عمل، هوش‌بری، مامایی، فوریت‌های پزشکی) دانشگاه علوم پزشکی قزوین تشکیل می‌دهند که با روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه‌ای دو قسمتی و هر قسمت شامل 28 سؤال بود. قسمت اول سؤالات مربوط به مصرف اکستازی و آگاهی از عوارض اکستازی بود و قسمت دوم سؤالات مربوط به عوامل مؤثر در اعتیاد به اکستازی از دیدگاه دانشجویان. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS و آزمون‌های ANOVA و کای‌دو تجزیه و تحلیل شد.

یافته‌ها: نتایج پ‍ژوهش نشان داد که فراوانی مصرف اکستازی 5/1% و فراوانی مصرف سیگار و الکل نیز 5/1% است. 7/66% مصرف‌کنندگان اکستازی پسر و 3/33% دختر بودند. در خصوص عوامل مؤثر در اعتیاد به اکستازی از دیدگاه دانشجویان، شایع‌ترین عوامل نگرش نادرست در مورد اثرات شادی‌آور موقت اکستازی (5/96%)، ترغیب دوستان و جنس مخالف (96%)، ناتوانی در ردکردن در خواست دوستان (2/95%) و عدم مراقبت والدین از رفتارهای جوانان و عدم کنترل روابط دوستانه آنان (5/94%) بود. در خصوص میزان آگاهی دانشجویان، در مورد اکستازی، نتایج نشان داد که میانگین نمره آگاهی 86/9 (از 22 نمره) با انحراف معیار 8/3 و در حد ضعیف بود.

نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌های پژوهش و با توجه به اثرات نا مطلوب و عواقب وخیم استفاده قرص اکستازی در فرد و جامعه، کنترل عوامل مؤثر فردی، خانوادگی و محیطی ضروری بوده و مستلزم آموزش‌های برنامه‌ریزی شده از طریق رسانه‌های جمعی و در کلیه سطوح آموزشی جامعه می‌باشد.

 


وجیهه آتشی، فرحناز محمدی، اصغر دالوندی، ایرج عبدالهی، روزبه کاظمی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: درد شانه ناشی از همی­پلژی یک پدیده شایع پس از سکته مغزی می­باشد که استقلال بیمار را در انجام فعالیت‌های روزمره به شدت محدود می­کند. پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان تأثیر ماساژ SSBM بر درد ­شانه و عملکرد دست بیماران مبتلا به سکته مغزی انجام یافته است.

روش بررسی: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی است. شرکت‌کنندگان این مطالعه شامل 34 بیمار واجد معیارهای ورود بودند که از میان 70 بیمار مراجعه‌کننده به مرکز توانبخشی تبسم در فاصله زمانی 1/8/1389 تا 1/10/1389 انتخاب شدند و به روش تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. برای هر یک از نمونه­های گروه مداخله 7 جلسه متوالی روزانه ماساژ پشت به روش ضربه‌ای سطحی (SSBM) به مدت 10 دقیقه انجام گرفت. ابزار گرد­آوری داده­ها شامل پرسشنامه مشخصات جمعیت‌شناختی، مقیاس دیداری درد و پرسشنامه عملکرد دست مبتلا در فعالیت‌های روزانه بود. میزان درد شانه و عملکرد دست قبل و 24 ساعت پس از آخرین جلسه ماساژ در هر دو گروه ارزیابی و مورد مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از آمارهای توصیفی و تحلیلی (تی‌مستقل، تی‌زوجی، آنالیز کوواریانس) صورت گرفت.

یافته‌ها: میانگین درد شانه قبل از مداخله در هر دو گروه آزمون و شاهد 40/ 8 بود (تفاوتی را نشان نمی‌داد). پس از مداخله میانگین درد شانه در گروه آزمون 13/1 و در گروه شاهد 40/8 محاسبه شد که مؤید تفاوت معنادار (001/0p<) بود. همچنین میانگین عملکرد دست مبتلا قبل از ماساژ در گروه آزمون 46/7 و در گروه شاهد 93/8 بود که تفاوتی را نشان نمی‌دهد (752/0=p). پس از مداخله میانگین عملکرد دست مبتلا در گروه آزمون 13/9 و گروه شاهد 66/8 بود که تفاوت معناداری را به دنبال ماساژ نشان نمی‌دهد (918/0=p) اما در گروه آزمون قبل و بعد از ماساژ تفاوت معنادار می‌باشد (001/0p<).

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج حاصل از پژوهش حاضر، به‌کارگیری ماساژ SSBM به عنوان مداخله‌ای غیر تهاجمی و مکمل، توسط کارکنان درمانی و مراقبتی، می­تواند گام مؤثری در پیشگیری یا کاهش درد شانه و به تبع آن بهبود عملکرد حرکتی بیماران مبتلا به همی­پلژی در اثر سکته مغزی محسوب گردد.


سمیرا مرادی‌پور، محمد علی سلیمانی، مریم مافی، محمد رضا شیخی،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان سینه یکی از شایع‌ترین سرطان‌های زنان بوده و به عنوان یک بیماری مزمن دارای عوارض روان‌شناختی مختلف از جمله اضطراب مرگ است. هدف مطالعه حاضر تعیین تأثیر تکنیک آرام‌سازی بنسون بر اضطراب مرگ زنان مبتلا به سرطان سینه بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، تعداد 100 بیمار مبتلا به سرطان سینه مراجعه‌کننده به بیمارستان ولایت قزوین در سال 1396 با روش نمونه‌گیری مستمر انتخاب شدند و با تخصیص تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه‌های اطلاعات جمعیت‌شناختی و اضطراب مرگ تمپلر قبل از مداخله توسط هر دو گروه تکمیل شد. تکنیک آرام‌سازی بنسون به بیماران گروه مداخله آموزش داده شد، و از آن هاخواسته شد تا آن را را به مدت 3 ماه انجام دهند و انجام آرام‌سازی هر ماه توسط چک لیست کنترل شد. مجدداً پرسشنامه‌ها توسط هر دو گروه تکمیل شد. داده­ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی در نرم­افزار SPSS نسخه 23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین دو گروه از نظر توزیع متغیرهای جمعیت‌شناختی اختلاف معناداری وجود ندارد (05/0<p). قبل از مداخله بین میانگین نمرات اضطراب مرگ بیماران دو گروه مداخله (3/10±4/46) و کنترل (07/10±6/49) نیز تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد (05/0<p). اما پس از مداخله بین میانگین نمرات گروه مداخله (2/10±5/44) و کنترل (2/11±9/48) تفاوت معناداری مشاهده شد (05/0>p).
نتیجه‌گیری: براساس نتایج این مطالعه می‌توان نتیجه گرفت که تکنیک آرام‌سازی بنسون در کاهش اضطراب مرگ بیماران مبتلا به سرطان سینه مؤثر است.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20170610034435N8
 
زهرا طیبی میانه، فرنوش رشوند، فریبا عبدالهی،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات خواب در بیماران دیابتی نوع دو به علت ایجاد مقاومت به انسولین عامل خطری برای تشدید بیماری به شمار می‌رود. از این‌رو بررسی عوامل مؤثر در بهبود خواب بیماران دیابتی یک ضرورت برای مراقبان سلامت است. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین کیفیت خواب و خودمدیریتی در بیماران مبتلابه دیابت نوع دو انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی مقطعی است. تعداد 170 نفر از افراد مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه‌کننده به مراکز درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 98-1397 به روش نمونه‌گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه استاندارد کیفیت خواب Kathy Culpepper Richards و ابزار خودمدیریتی دیابت (DSMQ) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از نرم­افزار SPSS نسخه 21 و آمار توصیفی/ تحلیلی مورد تجزیه‌ و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد میانگین نمره کیفیت خواب مبتلایان به دیابت نوع 2، 90/25±89/49 (دامنه بین 100-0) و میانگین نمره خودمدیریتی 80/6±82/31 (دامنه بین 48-0) بود. نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد ارتباط معنادار بین کیفیت خواب با خودمدیریتی وجود دارد (05/0p<). همچنین مدل رگرسیون خطی گام به گام نشان داد حیطه‌های بهداشتی و فعالیت فیزیکی خودمدیریتی و متغیرهای وضعیت تأهل و وزن بیماران تأثیر معناداری بر کیفیت خواب آن‌ها داشته است (05/0p<).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد افزایش میزان خودمراقبتی بیماران، استفاده از سیستم‌های بهداشتی و مراقبتی، افزایش میزان فعالیت روزانه و داشتن وزن پایین می‌تواند به عنوان یک پیش‌گوییکننده در بهبود کیفیت خواب بیماران باشد. بنابراین فراهم‌سازی برنامه‌های زیرساختی نظیر آموزش مداوم و ارایه برنامه‌های مراقبتی متناسب با بیماران دیابتی جهت بهبود فعالیت‌های خودمدیریتی، افزایش فعالیت فیزیکی روزانه، افزایش استفاده از سیستم‌های بهداشتی، کنترل وزن ایده‌آل، می‌تواند در بهبود کیفیت خواب این گروه از بیماران که سهم قابل توجهی از بیماری‌های مزمن جوامع را به خود اختصاص می‌دهند، مؤثر باشد.
 
مهناز نیک‌نژاد طالمی، فاطمه رنجکش، مهدی رنجبران، نسیم بهرامی،
دوره 26، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: ماماها به دلیل ماهیت کاری خود استرس زیادی را تجربه می‌کنند. برخی عوامل می‌توانند نقش بارزی در استرس شغلی در این گروه داشته باشند. مطالعه حاضر با هدف تعیین نقش پیش‌گویی کننده هوش هیجانی و عوامل فردی- شغلی در استرس شغلی ماماهای شاغل در شهر رشت انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- همبستگی، 250 نفر از ماماهای شاغل در مراکز سلامت و درمانی شهر رشت از اردیبهشت تا شهریور 1397 به روش نمونه­گیری طبقه­ای تصادفی وارد مطالعه شدند. برای جمع‌آوری داده­ها از پرسشنامه­­های مشخصات فردی و شغلی، هوش هیجانی و استرس شغلی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی شامل تی‌مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه، همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چندگانه در سطح معناداری 05/0 در نرم‌افزار SPSS نسخه 23 انجام گرفت.
یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار هوش هیجانی 55/12±20/114 و استرس شغلی ماماها 48/15±66/119 بود. متغیرهای محل کار (بیمارستان خصوصی: 19/0-= β، 012/0=p)؛ ساعات اضافه کار (33/0-=β، 001/0>p)؛ ساعات خواب در شبانه‌روز (13/0=β، 011/0=p)؛ میزان فعالیت اجتماعی (11/0=β، 029/0=p)؛ سن (25/0=β، 045/0=p) و نمره کلی هوش هیجانی (55/0=β، 001/0p<) پیش‌گویی کننده‌های استرس شغلی بودند (05/0>p). این متغیرها در مجموع 54% از واریانس استرس شغلی را تبیین کردند.
نتیجه‌گیری: در مجموع در مدل تطبیق یافته متغیرهای محل کار، ساعات اضافه کار، ساعات خواب، میزان فعالیت اجتماعی، سن ماما و نمره کلی هوش هیجانی پیش‌گویی‌کننده‌های معنادار استرس شغلی بودند. بر این اساس می‌توان با طراحی برنامه‌های مؤثر به ارتقای عملکرد ماماها کمک نمود.
ناهید دهقان نیری، مریم کشه فراهانی، فاطمه حاجی بابایی، محمود شیخ فتح‌الهی، مجتبی سنمار،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: ایمنی بیمار به طور اعم و خطاهای دارویی به طور اخص، از شاخص­های مهم کیفیت مراقبت در بیمارستان­ها هستند. مدیریت خطر، رویکردی مهم و اصلی برای پیشگیری حوادث ناشی از خطاهای دارویی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه مدیریت خطر بر میزان خطاهای دارویی پرستاران بخش­های مراقبت­ ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر، یک مطالعه کارآزمایی غیرتصادفی از نوع پیش­آزمون، پس­آزمون با یک گـروه کنتـرل است که در سال 1399 در دو بیمارستان تهران انجام گرفته است. یکی از بیمارستان­ها به­طور تصادفی، گروه آزمون و دیگری گروه کنترل در نظر گرفته شد. بعد از اعمال معیارهای ورود و خروج، 150 پرستار در این دو بیمارستان (هر گروه 75 پرستار) به روش در دسترس انتخاب شدند. برای گروه آزمون، برنامه مدیریت خطر اجرا شد. ابزارهای جمع­آوری داده­ها شامل، پرسشنامه جمعیت‌شناختی و شغلی پرستاران، پرسشنامه خودگزارشی خطای دارویی 14 عبارتی ویکفیلد و چک لیست مشاهده­ای کیفیت دارو­­ درمانی پرستاران بود. داده­ها در مرحله قبل و بعد از مداخله جمع­آوری و با نرم­افزار SPSS نسخه 16 و آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: براساس نتایج آماری آزمون تی‌مستقل در اطلاعات جمعیت‌شناختی و شغلی، همچنین میزان خطاهای دارویی قبل از مطالعه، هر دو گروه یکسان بودند (05/0<p). پس از انجام مداخله، تفاوت میزان خطاهای دارویی در دو گروه به لحاظ آماری معنادار بود (005/0>p) که نشان‌دهنده کاهش خطای دارویی برای پرستاران گروه مداخله نسبت به گروه کنترل است. همچنین نتایج نشان داد که میزان خطای دارویی مشاهده شده در پرستاران به­طور معناداری بیش از خطای گزارش شده توسط آن‌ها است (001/0>p).
نتیجه‌گیری: نتایج حاکی از مؤثر بودن اجرای برنامه مدیریت خطر بر کاهش خطاهای دارویی پرستاران است. اجرای برنامه مدیریت خطر به عنوان راهکاری برای ارتقای دارو درمانی ایمن به پرستاران و دستیابی به مراقبت­های پرستاری ایمن و مطلوب، توصیه می­شود.
  

فاطمه ترابی، نضال آژ، رضا ضیغمی، مهدی رنجبران،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: نوجوانی با تلاش برای رسیدن به اهداف و جهش‌های رشد اجتماعی، عاطفی و جسمانی مشخص می‌شود و پرخاشگری مهم­ترین عامل خطر روانی آسیبشناختی در نوجوانان است. این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر مشاوره بلوغ به مادران و دختران نوجوان بر میزان پرخاشگری دختران نوجوان طراحی و اجرا شده است.
روش بررسی: این کارآزمایی در عرصه در مورد 92 نفر در سه گروه (دو گروه مداخله مادران و دختران نوجوان و یک گروه کنترل) در دو مرحله قبل و بعد از مداخله در سال 1402 در مدارس شهر قزوین انجام یافت. نمونه­گیری به روش تصادفی چندمرحله انجام گرفت، سپس نمونه‌ها با تخصیص تصادفی بلوک­بندی 6 تایی در سه گروه قرار گرفتند. در گروه­های مداخله برای هر گروه مداخله 6 جلسه تا سقف یک ساعت مداخله حضوری انجام گرفت و گروه کنترل مداخله­ای دریافت نکرد. از پرسشنامه پرخاشگری Novaco برای گردآوری داده­ها استفاده شد. داده­ها با استفاده از آنالیز کوواریانس چندمتغیره در نرم­افزار SPSS نسخه 25 تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار نمره خشم قبل از مداخله در گروه دختران نوجوان و مادران و گروه کنترل به ترتیب 68/10±21/50، 32/10±93/57 و 61/10±56/54 بود (018/0=p) و بعد از مداخله به ترتیب 16/10±68/37، 66/14±76/43 و 11/16±60/49 شد که از نظر آماری اختلاف معناداری داشت (014/0=p). تأثیر مداخله بر کاهش نمره کل پرخاشگری از نظر آماری معنادار بود (020/0=p) و مقدار اندازه اثر مداخله براساس Partial Eta Squared 09/0 برآورد شد.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که آموزش بلوغ به مادران همانند آموزش به دختران نوجوان می­تواند بر کاهش پرخاشگری مؤثر باشد.

 
مهرنوش الهی‌نیا، زینب علیمرادی، حسین مژدهی‌پناه، نسیم بهرامی،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: مولتیپل‌اسکلروزیس، بیماری شایع خودایمنی اعصاب مرکزی است که بر زندگی جنسی مبتلایان مؤثر است. مطالعه با هدف مقایسه تأثیر مشاوره بر مبنای مدل BETTER و خودتنظیمی لونتال در عملکرد و رضایت جنسی زنان مبتلا به ام‌اس انجام گرفته است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی شده سه گروهی از فروردین تا شهریور 1402 در کلینیک مغز و اعصاب بیمارستان بوعلی شهر قزوین انجام گرفت. مشارکتکنندگان 100 زن بودند که به روش در دسترس انتخاب و با تخصیص تصادفی با بلوک­بندی متعادل با سایز بلوک­های شش­تایی در گروه‌های مطالعه تخصیص یافتند. سه جلسه مشاوره هفتگی برای گروه‌های مداخله برگزار شد. گروه کنترل پس از اتمام مطالعه، محتوای آموزش جنسی دریافت کرد. پرسشنامه‌های جمعیتشناختی و بالینی، مقیاس رضایت جنسی زنان، فرم کوتاه شده عملکرد جنسی، قبل از مداخله، یک و سه ماه پس از مداخله تکمیل شدند. داده­ها با آزمون آنالیز واریانس دوطرفه با اندازه­گیری‌های مکرر در نرم­افزار SPSS نسخه 26 تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: تفاوت معناداری در توزیع متغیرهای جمعیتشناختی و بالینی در گروه‌ها دیده نشد (05/0<p). براساس نتایج، اثر زمان، گروه و برهمکنش زمان و گروه در تغییر رضایت و عملکرد جنسی معنادار بود (05/0>p). مداخلات BETTER و لونتال در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری باعث افزایش میانگین نمرات رضایت و عملکرد جنسی در گروههای کنترل شد (05/0>p)، اما تفاوت معناداری بین مداخله BETTER و لونتال در افزایش نمرات رضایت و عملکرد جنسی زنان مبتلا به اماس نبود (05/0<p).
نتیجه‌گیری: مشاوره مبتنی بر مدل BETTER و خودتنظیمی لونتال، روش‌هایی مناسب برای افزایش رضایت و عملکرد جنسی زنان مبتلا به ام‌اس هستند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20221120056555N1

 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb