کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
9 نتیجه برای موضوع مقاله:
فاطمه عباسزاده، اعظم باقری، ناهید مهران،
دوره 15، شماره 1 - ( 5-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: اگر چه حاملگی، یک رویداد متعارف در بین زنان در سنین تولیدمثل است، اما اغلب یک دوره پر استرس همراه با تغییرات فیزیولوژیکی و روانی به حساب میآید و این تغییرات میتواند توانایی زن را برای انجام دادن نقشهای معمول زندگی تغییر دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین کیفیت زندگی و عوامل مرتبط با آن در زنان باردار صورت گرفته است. روش بررسی: این مطالعه مقطعی در مورد 600 نفر از زنان بارداری که جهت انجام مراقبتهای دوران بارداری در سال 1385 به مراکز بهداشتی، درمانی دانشگاه علوم پزشکی کاشان مراجعه کرده بودند، انجام گرفته است. نمونهگیری به روش خوشهای انجام یافت. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه فرم کوتاه (sf-36) بود. یافتهها با کمک آزمونهای آماری کای دو، تی تست، آنالیز واریانس، نسبت شانس و ضریب اطمینان و با استفاده از نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: ±18/61 است و p<) همچنین بین کیفیت زندگی با سن (002/0=p)، سن حاملگی (017/0=p)، تعداد حاملگی (001/0p<)، تعداد زایمان (001/0p<) ارتباط معکوس و با میزان درآمد ماهیانه (001/0p<) حمایتهای همسر (017/0=p)، خواسته بودن حاملگی (006/0=p) و رضایتمندی از زندگی (011/0=p) ارتباط مستقیم وجود دارد.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر بیانگر پایین بودن کیفیت زندگی زنان باردار است، لذا آگاهی مراقبان بهداشتی از تغییرات وضعیت سلامتی زنان باردار و همچنین عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی آنان، جهت برنامهریزی و اقدامات مراقبتی مناسب برای ارتقای کیفیت زندگی دوران بارداری از اهمیت ویژهای برخوردار میباشد.
نرگس محمدصالحی، سید حمیدرضا طباطبایی، مریم رئوفی، ابوالفضل محمدبیگی،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: زایمان فرایند فیزیولوژیکی است که طی آن جنین از رحم به فضای بیرون رانده میشود. فریدمن (Friedman
) نوعی الگوی سیگموئیدی را برای روند زایمان توصیف نمود. مطالعه حاضر با هدف بررسی الگوی پیشرفت زایمان در زنان اولزای شهر فسا و مقایسه آن با منحنی فریدمن انجام گرفته است. روش بررسی: مطالعه حاضر در مورد 619 زن دارای معیارهای ورود به مطالعه (شامل اولزا، با سن حاملگی 42-37 هفته و تک قل با زایمان واژینال در محدوده سنی 18 تا 35 سال و بدون بیماریهای زمینهای) در طی یک سال (1382) به صورت توصیفی تحلیلی انجام گرفت. در تحلیل آماری این مطالعه از آمار توصیفی و آزمونهای تحلیل واریانس یک طرفه جهت مقایسه میانگینها و از مدل رگرسیونی چند سطحی جهت رسم نمودار استفاده شد.
یافتهها: در تمام زیر گروههای زنان اولزا با افزایش دیلاتاسیون سرویکس و جایگاه نزول، سرعت باز شدگی دهانه رحم و سرعت نزول نیز افزایش مییابد. میانگین سرعت دیلاتاسیون در بین زیر گروه القا شده به شکل معناداری بالاتر از سایر زیر گروهها به دست آمد. میانگین مدت مرحله فعال زایمان نیز در زیر گروه بیدردی گرفته به شکل معناداری بیشتر از زنان زیر گروههای اولزای بدون هیچگونه مداخله (005/0>p) و القاء شده (002/0=p) بود. میانگین مرحله فعال و مرحله دوم در زنان اولزای مورد مطالعه ما به شکل معناداری کمتر از زنان اولزای مورد مطالعه فریدمن بود (به ترتیب 87/3 در برابر 9/4 ساعت و 52 در برابر 57 دقیقه) اما مرحله رکود مشاهده نشد.
نتیجهگیری: الگوی پیشرفت زایمان در زنان اولزای فسا به شکل بارزی از منحنی فریدمن در دهه 1950 متفاوت است و به شکل سیگموئیدی نمیباشد و مهمترین عامل مؤثر بر مدت زمان مرحله نهفته، زمان پذیرش بیماران میباشد.
ناهید مهران، فاطمه عباسزاده، اعظم باقری، مهدی نوروزی،
دوره 18، شماره 5 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: از آن جا که تولد زودتر از موعد، علت عمده مرگ و میرهای دوران نوزادی است، پیشگیری از آن از اولویتهای فعلی مراقبتهای بهداشتی میباشد. بر این اساس و با توجه به تردید در نقش فعالیتهای منزل در تولد زودتر از موعد نوزادان، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط فعالیتهای روزمره منزل با زایمان پیش از موعد صورت گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی در مورد 150 خانم با زایمان ترم (گروه شاهد) و 150 خانم با زایمان پیش از موعد (گروه مورد) که به روش نمونهگیری ساده انتخاب شده بودند، در بیمارستان ایزدی شهر قم در سال 1388-1387 انجام یافته است. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد فعالیت فیزیکی در بارداری جمعآوری شد. ابتدا متغیرها به صورت تک متغیره با آزمون تیتست آنالیز شد. سپس به منظور کنترل عوامل مخدوشکننده، متغیرها وارد مدل رگرسیون لجستیک چندگانه شده و برای هر متغیر نسبت شانس تطبیق یافته گزارش گردید (Adjusted OR). کلیه تحلیلها در نرمافزار SPSS v.16 انجام یافت.
یافتهها: مقایسه میزان فعالیتهای روزمره منزل زنان در دو گروه زایمان ترم و زایمان پیش از موعد تفاوت آماری معناداری را نشان نداد (758/0=p). به این ترتیب که میانگین و انحراف معیار گروه اول 32/5±22/12 و گروه دوم 70/5±41/12 ساعت بود. همچنین آنالیز تک متغیره و رگرسیون لجستیک چند متغیره ارتباط آماری معناداری را بین فعالیتهای روزمره و زایمان پیش از موعد نشان نداد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، به نظر میرسد بین فعالیتهای روزمره منزل و زایمان پیش از موعد ارتباطی وجود ندارد. با این حال، نظر به عدم انجام فعالیت شدید توسط نمونههای این مطالعه، بررسی بیشتر موضوع توصیه میشود.
سیده اعظم واحدی، محمد آقاعلی، لیلا قنبری افرا، حمید آسایش، فریدون مشهدی، حسین ثقفی، فاطمه کوچکزاده،
دوره 24، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مسایل مهم که کیفیت همودیالیز را میتواند تحت تأثیر قرار دهد ریسیرکولیشن است. برخی محققان مطرح کردهاند که جهت و فاصله سرسوزنها میتواند بر مقدار ریسیرکولیشن تأثیر گذارد. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر جهت و فاصله سر سوزنها بر میزان ریسیرکولیشن فیستول شریانی وریدی در بیماران تحت همودیالیز انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی در مورد بیماران مراجعهکننده به بخش دیالیز بیمارستان کامکار- عربنیا وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قم در سال 1395 انجام یافته است. میزان ریسیرکولیشن در 22 بیمار، در چهار جلسه متوالی با تغییر جهت و فاصله سرسوزنها با روش مبتنی بر اوره اندازهگیری شد: یک جلسه با فاصله سه سانت و هم جهت، یک جلسه با فاصله سه سانت و خلاف جهت، یک جلسه با فاصله شش سانت و هم جهت و یک جلسه با فاصله شش سانت و خلاف جهت. دادهها با استفاده از Stata و آزمون آماری GEE تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین سن شرکتکنندگان (75/±16) 53 سال بود. در 41 مورد (از 88 مورد) از دیالیزها میزان ریسیرکولیشن بالاتر از 10% بود. نسبت شانس (OR) ریسیرکولیشن بیشتر از 10% برای فاصله سه سانت نسبت به شش سانت 05/2 (93/3-07/1) و برای هم جهت نسبت به خلاف جهت 98/1 (78/3-03/1) بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد کمترین شانس ریسیرکولیشن در حالتی است که سرسوزنها در فاصله 6 سانت و خلاف جهت قرار داده شود. لذا دقت در تعبیه مناسب سوزنها میتواند در کاهش ریسیرکولیشن و افزایش کیفیت دیالیز مؤثر باشد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT2016082929581N1
زهرا فرقدانی، زهرا طاهری خرامه، علیرضا امیری مهرا، حدیث قجری، مجید براتی،
دوره 24، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سواد سلامت ناکافی یک مانع جدی برای مدیریت خود مراقبتی نارسایی قلبی به شمار میآید. هدف از مطالعه حاضر، تعیین ارتباط بین سواد سلامت و رفتارهای خود مراقبتی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی است.
روش بررسی: در این مطالعه همبستگی 100 بیمار مبتلا به نارسایی قلبی مراجعهکننده به بیمارستانهای آموزشی شهر قم در سال 1396 به روش آسان انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها مقیاس سواد سلامت نارسایی قلبی، مقیاس خود مراقبتی نارسایی قلبی و مقیاس اضطراب و افسردگی بیمارستانی بود. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه در نرمافزار آماری SPSS نسخه 16 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: بیش از نیمی از بیماران وضعیت خود مراقبتی متوسط داشتند. بیشترین و کمترین نمره سواد سلامت به ترتیب مربوط به بعد انتقادی با میانگین و انحراف معیار 56/2±47/10 و بعد عملکردی با میانگین و انحراف معیار 74/3±14/9 بود. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد از بین متغیرهای مورد بررسی، سواد سلامت عملکردی پیشگویی کننده بهتری برای انجام رفتارهای خود مراقبتی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی است (014/0=p ،30/0=β).
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد سواد سلامت عملکردی یک عامل پیشبینی کننده مهم رفتار خود مراقبتی در بیماران نارسایی قلبی است. طراحی مداخلات مؤثر برای بهبود مهارتهای بیمار برای تحلیل عملکردی اطلاعات و تصمیمگیری در خود مراقبتی بیماران ضروری به نظر میرسد.
کبری آخوندزاده، سکینه شفیعا، زهرا عابدینی، اشرف خرمیراد،
دوره 30، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: الکتروکاردیوگرافی (ECG) پرکاربردترین ابزار تشخیصی در پزشکی است، با وجود این دانشجویان پرستاری در تفسیر ECG با مشکل مواجه هستند که این امر نیاز به اصلاح شیوههای آموزش را خاطر نشان میکند. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر تکلیف درسی ترسیم ECG بر میزان یادگیری دانشجویان پرستاری و دیدگاه آنها نسبت به این شیوه تدریس واحد درسی پرستاری مراقبتهای ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در مورد 52 دانشجوی کارشناسی پرستاری ترم 5 ورودی مهر و بهمن، در دانشگاه علوم پزشکی قم انجام یافت. در دانشجویان ورودی مهر، نیمه اول ترم به شیوه سنتی سخنرانی و پرسش و پاسخ تدریس شد و در نیمه دوم علاوه بر به کارگیری شیوههای مرسوم از دانشجویان خواسته شد که ECGهای شایع را ترسیم کنند. در دانشجویان ورودی بهمن، زمان مداخله برعکس شد به این معنی که ترسیم ECG در نیمه اول ترم انجام یافت. در پایان، میزان یادگیری با توجه به نمره آزمون کتبی و دیدگاه دانشجویان نسبت به ترسیم با استفاده از پرسشنامه ارزیابی شد. تجزیه و تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS ویرایش ۲۲ و با استفاده از آزمونهای Mann-Whitney و Wilcoxon جهت مقایسه گروهها انجام گرفت.
یافتهها: میانگین نمره پرسشنامه دیدگاه دانشجویان نسبت به روش ترسیم 34/3±86/14 (حداکثر 18) بهدست آمد. در بیشتر موارد دیدگاه دانشجویان نسبت به این شیوه آموزش مثبت یا نسبتاً مثبت بوده است. بین نمره آزمون ECG دانشجویان زمانی که ECG را ترسیم میکردند و زمانی که ترسیم نمیکردند تفاوت معناداری مشاهده شد (001/0p<).
نتیجهگیری: ترسیم ECG میتواند در ارتقای یادگیری واحد درسی پرستاری مراقبتهای ویژه کمککننده باشد و احتمالاً انگیزه دانشجویان را برای یادگیری افزایش دهد.
عطیه بابایی، محمد عباسینیا، بهمن آقایی، مریم کریمی، علی جوادزاده، فاطمه علیاصل، سید کاظم موسوی،
دوره 31، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات خواب در بیماران بستری در CCU شایع است و میتواند فرایند درمان و بازتوانی آنها را با چالش مواجه کند. عصاره رایحههای گوناگون از جمله روشهایی است که از دیرباز برای درمان اختلالات خواب مطرح بوده است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر رایحه گل شمعدانی بر کیفیت خواب بیماران بستری در بخشهای CCU انجام گرفته است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی در سال ۱۴۰۱ در بیمارستان شهید بهشتی قم انجام یافت. تعداد ۷۲ بیمار بهروش نمونهگیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه کنترل (37 نفر) و مداخله (35 نفر) قرار گرفتند. بیماران گروه مداخله به مدت سه شب پیاپی رایحه گل شمعدانی را استنشاق نمودند و برای افراد گروه کنترل مداخلهای انجام نگرفت. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه کیفیت خواب Richard-Campbell بود که قبل و پس از مداخله تکمیل شد. دادهها به کمک نرمافزار SPSS نسخه 21 و آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: بین دو گروه از نظر مشخصات فردی تفاوت معناداری وجود نداشت (0۵/0<p). همچنین، میانگین و انحراف معیار نمره کلی کیفیت خواب در بیماران گروه کنترل و آزمون قبل از مداخله بهترتیب 89/64±26/۴8 و 15/14±20/53 (۱10/0=p) و پس از مداخله بهترتیب 43/۳۵±18/۵۰ و 86/28±21/84 گزارش گردید که این تفاوت بین دو گروه معنادار بود (۰۰۱/0p<). در تمامی ابعاد کیفیت خواب نیز بیماران گروه مداخله به نسبت وضعیت مطلوبتری داشتند (0۵/0p<).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که رایحه گل شمعدانی در بهبود کیفیت خواب بیماران بستری در بخشهای CCU مؤثر است. بنابراین، توصیه میشود از این روش در ترکیب با درمانهای فعلی، برای بهبود خواب این بیماران استفاده شود.
فاطمه نوجوان، فاطمه تویسرکانی، زهره خلجینیا، حمید ترابیان، محمد آقاعلی،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: خستگی شغلی موجب کاهش کیفیت زندگی کارکنان درمانی میشود. آبزن پا به عنوان روشی ساده برای پیشگیری و درمان در منابع طب سنتی پیشنهاد شده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر آبزن گرم پا بر خستگی شغلی و کیفیت زندگی پرستاران بخشهای مراقبت ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی تصادفی شده انجام گرفت، نمونه پژوهش ۵۰ نفر از پرستاران بخشهای مراقبتهای ویژه بیمارستان شهید بهشتی قم در سال 1402 بودند که به روش در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله به مدت دو هفته، هر شب پاها را تا زیر زانو در ظرف بزرگ، حاوی آب گرم به مدت ۱۵ دقیقه قرار میدادند، گروه کنترل مداخلهای دریافت نکردند. پرسشنامه خستگی شغلی سوئدی و پرسشنامه کیفیت زندگی قبل و بعد از مداخله توسط شرکتکنندگان تکمیل شد. تحلیل دادهها با آزمونهای کایاسکوئر و تیتست در نرمافزار SPSS نسخه 22 انجام یافت.
یافتهها: نمره کل پرسشنامه خستگی شغلی و زیرمقیاس ناراحتی جسمانی در گروه مداخله به صورت معناداری بیشتر از گروه کنترل کاهش پیدا کرد (به ترتیب 014/0=p، 012/0=p) و در سایر زیرمقیاسها، اختلاف معناداری در تغییر نمرات مشاهده نشد. در خصوص تغییرات نمره پرسشنامه کیفیت زندگی و زیرمقیاسهای آن، اختلاف معناداری بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد آبزن گرم پا بر سطح خستگی شغلی پرستاران شاغل در بخشهای مراقبت ویژه مؤثر است. بنابراین، استفاده از آبزن گرم پا به عنوان راهکاری ارزان، آسان، زودبازده جهت رفع خستگی پرستاران توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20220109053677N1
زهرهسادات میرمقتدایی، مرتضی حیدری، سیده زهرا سیده زهرا نهاردانی، اکرم حیدری،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با توسعه رویکرد کلنگر به سلامت، بهرهگیری از ظرفیتهای معنوی برای پاسخگویی به نیازهای بیماران اهمیت یافته و آموزش مراقبت معنوی به دانشجویان پرستاری ضروری بهنظر میرسد. با توجه به خلأ محسوس محتوای آموزشی در این زمینه در نظام آموزش علوم پزشکی ایران، در این مطالعه، بسته آموزشی مراقبت معنوی ویژه دانشجویان پرستاری تدوین و تأثیر آن بر نمره مراقبت معنوی دانشجویان بررسی شد.
روش بررسی: این پژوهش بر مبنای الگوی Rothwell در سال ۱۴۰۱ و با حضور ۶۰ دانشجوی سال آخر پرستاری دانشگاههای علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران انجام یافت. جامعه آماری مطالعه متناسب با تعداد دانشجویان سال آخر پرستاری هر دانشگاه، بهصورت تصادفی ساده انتخاب و وارد مطالعه شدند. بسته آموزشی در قالب فایل متنی در اختیار دانشجویان قرار گرفت تا ضمن مطالعه بسته آموزشی، محتوای آن را در بخشهای کارآموزی مطرح و با مربیان بالینی به بحث و گفتگو بپردازند. نمرات مراقبت معنوی دانشجویان پس از آموزش با پیش از آن سنجیده شد و دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نسخه 26 نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین نمره مراقبت معنوی دانشجویان شرکتکننده از 94/1 به 21/4 افزایش یافت که نشاندهنده تأثیر مثبت معنادار بسته آموزشی بود (05/0>p)، اما متغیرهایی همچون سن، جنس، دانشگاه محل تحصیل و علاقهمندی به رشته تأثیر معناداری بر میزان افزایش نمره نداشت (05/0<p).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشاندهنده اثربخشی بسته آموزشی در افزایش نمره مراقبت معنوی دانشجویان است. بنابراین، توصیه میشود آموزش پرستاران و سایر رشتههای سلامت در زمینه مراقبت معنوی به شیوههای مختلف مورد توجه قرار گیرد.