کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
15 نتیجه برای موضوع مقاله:
فرحناز جوکار، زهرا طاهری ازبرمی، محمدرضا یگانه،
دوره 14، شماره 1 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: پایان شش ماهگی مناسبترین زمان برای شروع تغذیه کمکی بعد از طی شش ماه تغذیه انحصاری با شیر مادر است و دریافت ناکافی مواد غذایی در این دوران میتواند منجر به سوء تغذیه گردد. از آن جا که الگوی تغذیه تکمیلی شیر خواران تابع شرایط اجتماعی و فرهنگی جوامع میباشد ضروری است که این مسأله در شرایط مختلف مورد بررسی قرار گیرد، لذا این تحقیق با هدف تعیین وضعیت تغذیه کمکی در کودکان 12-6 ماهه مراجعهکننده به درمانگاههای شهر ایلام در سال 1381 انجام گرفته است. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 364مادر کودک 12-6 ماهه مراجعه کننده به 10 مرکز بهداشتی درمانی با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه حاوی چهار بخش مشخصات فردی مادر و کودک، وضعیت شیردهی (تعداد دفعات شیردهی، نوع شیر مصرفی)، غذای کمکی (سن شروع غذای کمکی، اولین غذای کمکی، شروع ترکیبی از چند غذا و منبع کسب اطلاعات از غذای کمکی) و عملکرد مادران در مورد نحوه دادن غذای کمکی بود که از طریق مصاحبه تکمیل میشد.
یافتهها: نتایج نشان داد که رشد 8/84% کودکان در جاده سلامتی (وضعیت مطلوب و منحنی عمودی و موازی) است. 38% از کودکان فرزند اول بودند 1/49% از مادران غذای کمکی کودک 12- 6 ماهه خود را در پایان 6 ماهگی و 9/50% قبل از پایان شش ماهگی شروع کرده بودند. همزمان با غذای کمکی 5/83% کودکان از شیر مادر تغذیه میشدند. اولین غذای کمکی در 8/40% نمونهها لعاب برنج بود. در مورد نحوه دادن غذای کمکی، فاصله شروع یک غذای کمکی با غذای دیگر در 2/50% نمونهها 4-3 روز بود و 8/80% در موقع دادن یک غذای جدید از یک قاشق شروع و تدریجاً اضافه مینمودند. 64% مادران جهت جلب کودک برای خوردن غذای کمکی شکر، نمک و ادویه اضـافه نمیکردند. 8/75% غـذای کمکـی را با قاشـق و فنجـان میدادند و 9/92% از مادران حداکثر زمان نگهداری غذای پخته شده در یخچال را 24 ساعت میدانستند. منبع کسب اطلاعات راجع به نحوه دادن غذای کمکی در 4/65% موارد مراکز بهداشتی و در 5/0% از نمونهها کتاب و جزوه بود.
نتیجهگیری: نتایج حاکی از آن است که بیش از نیمی از مادران بدون توجه به الگوی خاصی قبل از شش ماهگی تغذیه کمکی را شروع کردهاند، لذا به نظر میرسد با وجود ارایه برنامههای آموزشی به روشهای معمول در درمانگاههای شهر ایلام هنوز هم در این مورد مشکلاتی وجود دارد. از این رو آموزش به مادران با روشهای دیگر مانند فیلم یا نمایش توصیه میشود.
نازیلا وثوقی، مینو میترا چهرزاد، قاسم ابوطالبی، زهرا عطرکار روشن،
دوره 16، شماره 3 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری و بستری شدن اغلب اولین بحرانهایی هستند که کودکان با آن مواجه میشوند و انجام رویههای دردناک از جمله رگگیری برای تشخیص و درمان یکی از مهمترین علل درد در کودکان میباشد. به همین دلیل درمان مناسب درد نیز از اهداف مهم مراقبتی این کودکان به شمار میرود. از اقدامات مستقل پرستاری جهت تسکین درد که کم هزینه و کاربردی بوده و برای کودکان نیز جذاب میباشد استفاده از شیوههای غیر دارویی از جمله انحراف فکر است. پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر انحراف فکر بر برخی از شاخصهای فیزیولوژیک (تعداد ضربان قلب و میزان اشباع اکسیژن خون شریانی) و شدت درد ناشی از رگگیری در کودکان 6-3 ساله بستری انجام شده است.
روش بررسی: در یک کارآزمایی بالینی از ابتدای تیر تا پایان شهریور 1388، 72 کودک 6-3 ساله بستری در بخش اورژانس بیمارستان کودکان رشت قبل از رویه رگگیری، به طور تصادفی به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. حین رگگیری، در گروه آزمون، انحراف فکر با استفاده از دستگاه حبابساز صورت گرفت و در گروه شاهد هیچ مداخلهای صورت نگرفت. تعداد ضربان قلب و میزان اشباع اکسیژن خون شریانی هر دو گروه با دستگاه پالس اکسیمتر در دو مرحله قبل و بعد از مداخله به مدت 3 دقیقه اندازهگیری و مقایسه شد. همچنین 10دقیقه پس از اتمام رگگیری، شدت درد کودکان با استفاده از ابزار اوشر در دو گروه اندازهگیری و مقایسه شد.
یافتهها: اختلاف آماری معناداری در میانگین تعداد ضربان قلب (01/0p<)، میزان اشباع اکسیژن خون شریانی (009/0=p) و نیز شدت درد (001/0p<) کودکان دو گروه آزمون و شاهد پس از مداخله مشاهده شد، به طوری که با اعمال انحراف فکر، کودکان گروه آزمون شدت درد کمتری را نسبت به کودکان گروه شاهد درک نموده و میانگین تعداد ضربان قلب و میزان اشباع اکسیژن خون شریانی آنان نیز تغییرات کمتری داشته و متعادلتر بوده است.
نتیجهگیری: طبق یافتههای این پژوهش انحراف فکر از طریق حبابسازی باعث کاهش پاسخهای فیزیولوژیک و شدت درد ناشی از رگگیری در کودکان 6-3 ساله شده و میتواند به عنوان شیوه مؤثری در کنترل درد ناشی از رگگیری در کودکان خردسال استفاده شود.
نسرین حنیفی، نسرین بهرامینژاد، سیده آمنه ایدهدادگران، فضلالله احمدی، محمد خانی، سیده فاطمه حق دوست اسکویی،
دوره 17، شماره 3 - ( 7-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: علایم فیزیولوژیک اضطراب در اغلب موارد با تغییرات همودینامیک در بیماران تحت کاتتریزاسیون همراه است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر برنامه آشناسازی قبل از کاتتریسم بر متغیرهای همودینامیک در بیماران تحت کاتتریزاسیون قلبی بستری انجام یافته است.
روش بررسی: در این پژوهش تجربی یک سوکور 60 بیمار تحت کاتتریسم قلبی در بیمارستان شهید بهشتی زنجان، از اردیبهشت تا شهریور 1385 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و با روش تخصیص تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد، مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمعآوری اطلاعات شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و برگههای ثبت متغیرهای همودینامیک بیماران بود. دادههای حاصل با آزمونهای آماری کایاسکوئر، آنالیز واریانس در اندازهگیریهای مکرر و تیمستقل در نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: آنالیز واریانس در اندازهگیریهای مکرر نشان داد که فشارخون سیستولیک، فشارخون دیاستولیک، تعداد ضربان قلب، و تعداد تنفس در قبل، حین و پس از کاتتریزاسیون در گروه آزمون نسبت به گروه شاهد پایینتر بوده است و این اختلاف به جهت آماری معنادار بود (05/0p<). همچنین آزمون تیمستقل نشان داد که فشار سیستولیک بطن چپ در گروه آزمون نسبت به گروه شاهد پایینتر بوده است (05/0p<)، اما فشارخون سیستولیک آئورت (173/0=p)، فشار دیاستولیک آئورت (104/0=p)، و فشار انتهای دیاستولیک بطن چپ (886/0=p) در بین دو گروه آزمون و شاهد اختلاف معناداری را نشان نداد.
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد، متغیرهای همودینامیک بیماران گروه آزمون که مداخله برنامه آشناسازی داشتند، در اغلب موارد پایینتر از گروه شاهد بوده است. دلیل این امر میتواند اضطراب کمتر بیماران گروه آزمون نسبت به گروه شاهد باشد. بنابراین توصیه میشود قبل از اجرای رویههای تشخیصی تهاجمی برای بیماران از برنامه آشناسازی استفاده شود.
زیبا رئیسی دهکردی، مهدی راعی، مروارید قصاب شیرازی، سید احمدرضا رئیسی دهکردی، ماندانا میرمحمدعلی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: شیر مادر فواید سلامتی بیشماری برای مادر و نوزاد فراهم میکند. حمایت از شیردهی توسط کارکنان بهداشتی تأثیر مفید در طول مدت شیردهی به ویژه دوره تغذیه انحصاری با شیر مادر دارد. هدف از این مطالعه تعیین میزان تأثیر مشاوره تلفنی بر تداوم و طول مدت شیردهی انحصاری زنان نخستزا میباشد.
روش بررسی: این کارآزمایی میدانی در مورد 140 نفر از زنان نخستزای مراجعهکننده به مراکز بهداشتی درمانی منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1389 انجام یافته است. تعداد نمونهها 70 نفر در گروه آزمون و 70 نفر در گروه شاهد بودند. گروه آزمون، مشاوره تلفنی را دریافت کردند در حالی که گروه شاهد تنها مراقبتهای معمول را دریافت نمودند. روش گردآوری اطلاعات مصاحبه و ابزار گردآوری شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و چک لیست بررسی تداوم و طول مدت شیردهی انحصاری بود. تداوم شیردهی انحصاری در دو گروه 1 و 3 ماه بعد از زایمان و طول مدت شیردهی انحصاری در هر دو گروه 3 ماه بعد از زایمان بررسی شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به کمک نرمافزار SPSS v.16 انجام یافت.
یافتهها: میانگین طول مدت شیردهی انحصاری بر حسب هفته در گروه آزمون (99/3±05/8) به طور معناداری (008/0=p) بیشتر از گروه شاهد (03/4±23/6) بود. در ماه سوم پس از زایمان بعد از کنترل اثر متغیرهای مخدوشکننده، شانس شیردهی انحصاری در گروه آزمون به صورت معنادار بیشتر از گروه شاهد بود (03/0=p). همچنین انجام مشاوره تلفنی با طول مدت شیردهی انحصاری مادران ارتباط آماری معنادار داشت (02/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر مشاوره تلفنی بر تداوم و طول مدت شیردهی انحصاری، ارایه این مشاوره که روشی ارزان و آسان است، میتواند به عنوان راهکاری جهت افزایش طول مدت شیردهی انحصاری به ویژه در مادران نخستزا مدنظر قرار گیرد.
الناز اصغری، طاهره خالقدوست، احسان کاظمنژاد، فریبا عسگری،
دوره 18، شماره 5 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: تعهد سازمانی و شناسایی عوامل مؤثر بر آن در کارکنان بیمارستان بسیار مهم است. داشتن دیدگاه مثبت نسبت به اصول سازمان یادگیرنده در کارکنان از جمله مواردی است که به نظر میرسد با تأثیر بالقوه روی تعهد سازمانی باعث ارتقای کیفیت خدمات بیمارستان شود. از این رو این مطالعه با هدف تعیین رابطه بین دیدگاه پرستاران در مورد اصول سازمان یادگیرنده با تعهد سازمانی انجام یافته است.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی - همبستگی کلیه پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی شهر رشت در سال 1389 که مایل به شرکت در پژوهش بودند، به صورت سرشماری به تعداد 719 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه تعهد سازمانی Porter و سازمان یادگیرنده Jeong بود. دادهها با استفاده آمار توصیفی و آزمونهای کولموگروف اسمیرنوف، اسپیرمن، منویتنییو و کروسکال والیس در نرمافزار SPSS v. 18 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین نمره برای تعهد سازمانی 27/10±42/50 (از محدوده 15 تا 75) و برای دیدگاه افراد نسبت به سازمان یادگیرنده 04/10±72/92 (از محدوده 24 تا 120) بود. ارتباط بین سازمان یادگیرنده و تعهد سازمانی معنادار و مستقیم بود (482/0=r و 0001/0p<).
نتیجهگیری: طبق نتایج به دست آمده تقویت دیدگاه افراد نسبت به اصول سازمان یادگیرنده میتواند باعث تقویت تعهد سازمانی گردد.
کبری ابوذری گزافرودی، فاطمه نجفی، احسان کاظمنژاد، فاطمه رحیمیکیان، مامک شریعت، پروین رهنما،
دوره 18، شماره 5 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: عملکرد جنسی در طول حاملگی به دلایل متعددی تحت تأثیر قرار میگیرد. فرزنددار شدن علاوه بر این که فرآیندهای روانی- اجتماعی فرد را درگیر میکند، ممکن است بر عملکرد جنسی به صورت غیرمستقیم اثر بگذارد. این مطالعه با هدف مقایسه عملکرد جنسی زنان باردار نخستزا و چندزا انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی در مراکز بهداشتی- درمانی شهری شرق گیلان در سال 89-1388 انجام گرفته است. نمونهها شامل 554 خانم باردار متقاضی دریافت مراقبتهای دوران بارداری بود که با روش نمونهگیری آسان انتخاب شدند. ابزار پرسشنامه عملکرد جنسی و ترس از صدمه به جنین و مادر بود. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی (منویتنییو، Generalized linear models) در نرمافزار SPSS v.16 استفاده شد. سطح معناداری از 05/0p< در نظر گرفته شد.
یافتهها: در سه ماهه اول و دوم بارداری، اختلاف معناداری بین عملکرد جنسی زنان نخستزا و چندزا وجود نداشت (به ترتیب 353/0=p و 251/0=p). در سه ماهه سوم بارداری تفاوت آماری معناداری بین زنان نخستزا و چندزا از نظر میل جنسی (002/0=p)، برانگیختگی جنسی (01/0p<)، ارگاسم (01/0p<)، درد (02/0=p) و همچنین مجموع امتیاز عملکرد جنسی (016/0=p) مشاهده شد. آنالیز چند متغیره بین عملکرد جنسی زنان باردار نخستزا و چندزا اختلاف معنادار آماری نشان داد (008/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به مؤثر بودن تعداد زایمان بر عملکرد جنسی زنان باردار، طراحی و اجرای برنامههای مشاوره و توانبخشی مسایل جنسی به عنوان بخشی از مراقبتهای قبل از تولد به خصوص برای افراد چندزا ضروری به نظر میرسد.
فاطمه نجفی، کبری ابوذری گزافرودی، فاطمه جعفرزاده کنارسری، پروین رهنما، بهاره غلامی چابکی،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: از علل عمده سزارین، درخواست بیمار به دلیل ترس از زایمان طبیعی است. این مطالعه با هدف مقایسه ترس از زایمان و نوع زایمان در دو گروه از زنان باردار شرکتکننده در کلاسهای آمادگی زایمان و دریافتکننده مراقبتهای معمول زایمان انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه کوهورت آیندهنگر در سال 93-92 در مورد 202 نفر از زنان باردار نخستزای مراجعهکننده به مراکز بهداشتی- درمانی شهری شرق گیلان که متقاضی دریافت مراقبت دوران بارداری بودند، انجام یافت. روش نمونهگیری در دسترس بود. ترس از زایمان با پرسشنامه CAQ در طی دو مرحله (قبل از شرکت در کلاس آمادگی زایمان و دریافت مراقبتهای معمول و نیز در سه ماهه سوم بارداری) بررسی شد و سپس هر دو گروه تا زمان زایمان مورد پیگیری قرار گرفتند. دادهها با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی (کایاسکوئر، تیزوجی، آنوا، تیتست) در نرمافزار SPSS v.16 تحلیل شد. 05/0p< معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین نمرات ترس از زایمان در دو گروه، قبل از شرکت در کلاس آمادگی زایمان و دریافت مراقبتهای معمول تفاوت معناداری نداشت (23/0=p). اما مقایسه میانگین نمره ترس از زایمان در دو گروه در سه ماهه سوم بارداری تفاوت معناداری (001/0p<) را نشان داد. از نظر انجام زایمان طبیعی نیز بین دو گروه اختلاف معنادار بود (002/0=p).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه حاکی از اهمیت کلاسهای آمادگی زایمان در کاهش ترس از زایمان و افزایش زایمان طبیعی در زنان نخستزایی است که در این کلاس شرکت کردند. بنابراین، ترغیب زنان باردار برای شرکت در این کلاسها توصیه میشود.
محبوبه شالی، سودابه جولائی، عباس هوشمند، حمید حقانی، حسین معصومی،
دوره 22، شماره 1 - ( 2-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: «سقوط بیمار» از شاخصهای مهم ایمنی بیمار است و پرستاران جایگاه مهمی در پیشگیری از سقوط و ارتقای ایمنی بیماران دارند. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط تعهد حرفهای پرستاران با میزان وقوع سقوط بیماران انجام یافته است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی تعداد 300 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش نمونهگیری طبقهای نسبتی انتخاب شدند. جهت جمعآوری اطلاعات از سه پرسشنامه شامل اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامه تعهد حرفهای پرستار و گزارش تعداد موارد سقوط بیمار در سه ماه گذشته استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری پیرسون، کروسکال والیس و تیمستقل در نرمافزاز آماری SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین موارد سقوط بیماران در طی سه ماه 61/1±6 (متوسط) و میانگین نمره تعهد حرفهای 61/8±86 (متعهد) به دست آمد. ارتباط معکوس و معناداری بین تعهد حرفهای پرستار و وقوع سقوط بیماران دیده شد (018/0p< ؛51/0-=r). بین مشخصات فردی پرستاران و وقوع سقوط بیمار ارتباطی یافت نشد.
نتیجهگیری: هرچند که وقوع سقوط بیماران تحت نظر پرستاران دارای تعهد حرفهای کمتر بوده است، ولی پیشگیری از وقوع آن علاوه بر ارتقای تعهد حرفهای، مستلزم توجه به همه عوامل مؤثر بر این پدیده است.
فاطمه رافت، پروانه رضاسلطانی، عاطفه قنبری، مریم مریدی،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از راهکارهای غیردارویی کاهش درد زایمان، حضور همسر هنگام زایمان است. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین نگرش زوجهای در انتظار فرزند در خصوص حضور همسر در اتاق زایمان انجام یافته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر مطالعهای توصیفی- تحلیلی است که در مورد 259 نفر از زنان باردار مراجعهکننده به مرکز آموزشی درمانی الزهرا (س) شهر رشت و همسران آنها در سال 1393 صورت گرفته است. نمونهها به صورت دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه شامل اطلاعات جمعیتشناختی و سنجش نگرش زنان و مردان نسبت به حضور همسر در اتاق زایمان بود. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS v.17 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین سن زنان 59/5±42/26 سال و مردان 71/5±69/30 سال بود. میانگین نمره نگرش در گروه مادران 47/13±99/102 به دست آمد که 3/97% نگرش مثبت، 9/1% بینظر و 8/0% نگرش منفی نسبت به حضور همسر در اتاق زایمان داشتند. در گروه مردان میانگین نمره نگرش 36/14±88/100 به دست آمد که 9/91% دارای نگرش مثبت، 8/5% بینظر و 3/2% نگرش منفی نسبت به حضور همسر در اتاق زایمان داشتند. همچنین در گروه مادران، در مدل رگرسیون خطی مشخص گردید که میزان تحصیلات مادر با نمره نگرش ارتباط معناداری دارد به طوری که با افزایش سطح تحصیلات نمره نگرش 19/0 افزایش مییابد.
نتیجهگیری: نظر به نگرش مثبت اکثر زوجها نسبت به حضور همسر حین لیبر و زایمان، پیشنهاد میگردد در طراحی امکانات و اقدامات لازم جهت اجرای برنامه بیمارستانهای دوستدار مادر و ترویج زایمان طبیعی، نتایج بالا مدنظر قرار گیرد.
سیده طاهره میرمولایی، آسیه الفتبخش، حسن فلاح حسینی، احسان کاظمنژاد لیلی، آمنه ستوده مریدانی،
دوره 23، شماره 1 - ( بهار 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین شکایات زنان درد پستان است و نوع دورهای آن دو سوم موارد را شامل میشود. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر روغن سیاه دانه بر درد پستان دورهای انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی سه سوکور (IRCT201104304785N3) است. نمونه پژوهش 72 نفر از زنان مبتلا به درد دورهای پستان مراجعهکننده به مرکز تحقیقات سرطان پستان جهاد دانشگاهی تهران در سال 4-1393 بودند که به طور تصادفی در دو گروه مداخله (شربت سیاه دانه=36) و دارونما (شربت پارافین خوراکی=36) قرار گرفتند. میزان درد دو ماه قبل و سه ماه بعد از مداخله با ابزار VAS و پرسشنامه فرم کوتاه McGill اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری در نرمافزار SPSS نسخه 18 تحلیل شد.
یافتهها: تغییرات داخل گروهی درد براساس مکگیل و vas در هر دو گروه معنادار بود، با توجه به معنادار شدن اثر متقابل زمان و گروه، نمرات دو گروه در هر مرحله با استفاده از آزمون تیمستقل و آزمون تصحیح بونفرونی مقایسه شد. بدین ترتیب بین گروه سیاه دانه و دارونما براساس ابزار مکگیل تفاوت معناداری نبود اما بین دو گروه یاد شده براساس vas تفاوت معناداری مشاهده شد (002/0=p).
نتیجهگیری: براساس نتایج سیاه دانه در مقایسه با دارونما شدت درد را بیشتر کاهش میدهد. بنابراین میتواند در کنار دیگر داروها جهت درمان درد دورهای پستان استفاده شود.
محمد رضا یگانه، سمیه غلامی، رسول تبری، زهرا عطرکار روشن، سیامک ریماز، ملوک پورعلیزاده،
دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: آرامش بخشی به دنبال جراحی پیوند شریان کرونر از عوارض ناخواسته جراحی جلوگیری میکند. هدف از این مطالعه تعیین تأثیر آرامش بخشی کنترل شده مبتنی بر ابزار ریچموند بر مدت تهویه مکانیکی و تغییرات فشارخون بیماران متعاقب جراحی پیوند شریان کرونر قلبی است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی یک سوکور ((IRCT2017050517693N2 در طی دو ماه خرداد و تیر سال 1396 با نمونهگیری در دسترس 80 بیمار تحت جراحی شریان کرونر قلبی بستری در بخش مراقبت ویژه مرکز آموزشی درمانی قلب حشمت شهر رشت انتخاب، و به صورت تصادفی در 2 گروه (هر گروه 40 بیمار) تخصیص داده شدند. دوز دریافتی داروی آرامبخش در گروه آزمون براساس نمره بیقراری ابزار ریچموند و در گروه شاهد به روش معمول (تغییرات همودینامیک) تعیین شد. میزان درد به عنوان متغیر مخدوشگر با ابزار CPOT بررسی شد. برای تحلیل دادهها از آمار توصیفی و آزمونهای کایاسکوئر، یومن ویتنی، تیمستقل و آزمون ANOVA با اندازهگیری مکرر در نرمافزار SPSS نسخه 22 استفاده شد.
یافتهها: میانگین سنی نمونهها 53/7±89/59 و 7/66% مرد بودند. تفاوت معناداری در مدت زمان نیاز به تهویه مکانیکی (04/0>p)، روند تغییرات فشارخون بیماران (05/0>p)، مدت نیاز به داروی وازوپرسور (05/0>p) تا زمان خروج لوله تراشه، و زمان نیاز به تجویز اولین داروهای آرامبخش (001/0p<) در دو گروه مشاهده شد.
نتیجهگیری: استفاده از ابزار ریچموند میتواند موجب کاهش مدت وابستگی بیمار به دستگاه ونتیلاتور و تغییرات فشارخون شریانی شود. همچنین با بهکارگیری این ابزار میتوان از تجویز غیرضروری و زودهنگام داروی آرامبخش و وازوپرسور در بیماران جلوگیری نمود.
علی محمد مختاری، شیرین ریاحی، محمد فتحعلیپور، حامد دلام، مریم هاشمنژاد، سهیل حسنیپور،
دوره 24، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطانهای دستگاه تناسلی زنان، سومین گروه شایع از بدخیمیها در زنان محسوب میشود. با توجه به اهمیت این سرطانها، مطالعه حاضر با هدف محاسبه میزان بروز استاندارد شده سنی سرطانهای دستگاه تناسلی زنان در ایران انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مرور سیستماتیک در سال 2017 شش پایگاه بین المللی Medline/PubMed، ProQuest، Scopus، Embase، ScienceDirect، Google Scholar و چهار پایگاه ایرانی SID، MagIran، IranMedex و IranDoc مورد بررسی قرار گرفت. مقالات فارسی و انگلیسی که به شکل واضح به بروز استاندارد شده سنی سرطانهای دستگاه تناسلی زنان در ایران اشاره کرده بودند، وارد مطالعه شدند. به منظور بررسی و کنترل کیفیت مقالات از چک لیستی که به وسیله انیستیتوی Joanna Briggs تهیه شده است، استفاده شد. اطلاعات مربوط به مقالات توسط دو نفر به شکل مجزا استخراج شد.
یافتهها: پس از جستجوی کلیه پایگاههای بینالمللی و داخلی، 264 مقاله یافت شد و تعداد 27 مقاله وارد تحلیل نهایی شد. براساس مدل اثرات تصادفی میزان بروز استاندارد شده سنی (31/2-83/1CI, 95%) 07/2 برای سرطان دهانه رحم، (54/3-75/2 CI, 95%) 15/3 برای سرطان تخمدان و (73/1-32/1CI, 95%) 52/1 در 100،000 نفر برای سرطان جسم رحم به دست آمد.
نتیجهگیری: میزان بروز استاندارد شده سرطانهای دستگاه تناسلی زنان در ایران نسبت به سایر کشورهای دنیا در حد پایینتری قرار دارد. باید توجه داشت که به دلیل ناهمگونی بالای مطالعات، با نتایج این فراتحلیل باید با احتیاط برخورد شود.
سجاد سعادت، مهرداد کلانتری، محمد باقر کجباف، مظفر حسینینژاد،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتارهای ارتقادهنده سلامت بهعنوان یک راهبرد مهم برای حفظ و ارتقای استقلال، سلامت و کیفیت زندگی افراد مبتلا به بیماریهای مزمن به رسمیت شناخته شده است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه رفتارهای ارتقادهنده سلامت در بیماران ام.اس و افراد سالم انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه به روش مقطعی- مقایسهای در بیماران مبتلا به ام.اس و افراد سالم استان گیلان در سال 1397 انجام یافته است. بهمنظور انجام پژوهش 120 بیمار ام.اس (از طریق انجمن ام.اس استان گیلان و سایر مراکز درمانی) و 120 فرد سالم بهشیوه در دسترس انتخاب شدند. جهت جمعآوری دادهها از پروفایل سبک زندگی ارتقادهنده سلامت استفاده شد. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 22 انجام یافت.
یافتهها: نتایج نشان داد که رفتارهای ارتقادهنده سلامت در بیماران ام.اس بهطور معنادار کمتر از افراد سالم است (001/0>p، 238=df، 127/3-=t). نتایج بررسی مؤلفهها دلالت بر این داشت که میانگین رتبهای مؤلفههای خودشکوفایی (001/0>p، 191/4-=Z، 500/4948=U)، روابط بین فردی (003/0>p، 957/2-=Z، 12874=U)، مدیریت استرس (008/0>p، 644/2-=Z، 5787=U)، و فعالیت جسمانی (002/0>p، 156/3-=Z، 500/5506=U)، در بیماران ام.اس بهطور معنادار کمتر از افراد سالم است. اما بین بیماران ام.اس و افراد سالم در مؤلفههای مسؤولیتپذیری در قبال سلامت و تغذیه تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: در مجموع میتوان نتیجه گرفت که شرایط مزمن با کاهش رفتارهای ارتقادهنده سلامت، در بیماران ام.اس همراه است و میبایست از طریق مداخلات پرستاری و روانشناختی مناسب در این زمینه به بیماران آموزش داده شود.
معصومه ادیب، مریم اسماعیلی، معصومه ذاکریمقدم، ناهید دهقان نیری،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش پدیده سوء رفتار با سالمند در جوامع امروزی، درک عوامل تسهیلگر و بازدارنده مربوط به سوء رفتار ضروری به نظر میرسد. این مطالعه با هدف تبیین تسهیلگرهای سوء رفتار با سالمندان در جامعه ایرانی انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه کیفی است که در آن از رویکرد تحلیل درونمایهای به منظور جمعآوری و تحلیل دادهها در جهت تبیین درک سالمندان از تسهیلگرهای سوء رفتار انجام گرفته است. در این مطالعه 20 سالمند ساکن جامعه به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. روش جمعآوری اطلاعات با استفاده از مصاحبههای عمیق نیمه ساختاری به صورت فردی و چهره به چهره انجام یافته است. در این مطالعه از رویکرد تحلیل درونمایهای Braun و Clark جهت آنالیز دادهها استفاده شده است.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل دادهها منجر به شناسایی 3 درونمایه الگوپذیری، تخلیه ناکامیها و زمینه خانوادگی فرهنگی اجتماعی گردید. درونمایه سوم دارای سه زیر درونمایه شکاف نسلی، شیوه فرزند پروری و بیتفاوتی جامعه بود.
نتیجهگیری: سوء رفتار نتیجه ترکیبی از علل و عوامل است. تجربیات سالمندان حاکی از این است که سوء رفتار فراتر از یک موضوع خصوصی است و ریشه در رویههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دارد. در حال حاضر عدم پذیرش یکدیگر و بیتوجهی به انتظارات طرف مقابل است که زمینهساز بسیاری از تضادها و سوء رفتار در سطح خانواده و جامعه میشود.
سمیرا ختار، لیلا میرهادیان، هما مصفا خمامی، احسان کاظمنژاد لیلی،
دوره 29، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: عوامل زیادی میتوانند بر کیفیت زندگی مبتلایان به پرفشاری خون تأثیر بگذارند. شناسایی عوامل مرتبط با کیفیت زندگی میتواند به ارتقای آن در مبتلایان به پرفشاری خون کمک کند. این مطالعه با هدف تعیین نقش پیشبینیکننده پذیرش بیماری و عوامل فردی- اجتماعی بر کیفیت زندگی مبتلایان به پرفشاری خون انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع همبستگی و بهصورت مقطعی در سال 1400-1399 در مورد 245 نفر از مبتلایان به پرفشاری خون مراجعهکننده به کلینیک فشارخون بیمارستان دکتر پیروز لاهیجان که به روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند، انجام گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامه پذیرش بیماری و نسخه خلاصه پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت گردآوری و با استفاده از رگرسیون خطی چندگانه در سطح اطمینان 95% در نرمافزار SPSS نسخه 23 تحلیل شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره کیفیت زندگی 18/12±32/65 (دامنه 100-0) و میانگین و انحراف معیار نمره پذیرش بیماری 98/4±83/31 (دامنه 40-8) بود. متغیرهای جنس، وضعیت اشتغال، وضعیت تأهل، درآمد ماهیانه، شرایط زندگی باخانواده، سن و پذیرش بیماری، بهعنوان عوامل پیشبینیکننده کیفیت زندگی در مبتلایان به پرفشاری خون شناخته شدند (001/0p<). با توجه به مقدار ضریب تعیین (401/0=R2)، حدود 40% تغییرات کیفیت زندگی، توسط متغیرهای مدل نهایی رگرسیون خطی چندگانه تبیین میشود.
نتیجهگیری: از آنجا که پذیرش بیماری و برخی متغیرهای فردی- اجتماعی از عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی مبتلایان به پرفشاری خون هستند، لذا تمرکز بر ارتقای پذیرش بیماری و توجه به مؤلفههای فردی- اجتماعی میتواند به بهبود کیفیت زندگی در مبتلایان به پرفشاری خون کمک کند.