36 نتیجه برای کودک
صدیقه خنجری، نعیمه سیدفاطمی، سمیه برجی، حمید حقانی،
دوره 19، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: در بین بیماریهای مزمن دوران کودکی سرطان شیوع زیادی داشته و علاوه بر زندگی کودک، خانواده را نیز درگیر میسازد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر آموزش مهارتهای مقابله بر کیفیت زندگی والدین کودکان مبتلا به لوسمی انجام گرفت است .
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی غیرتصادفی که از اسفند ماه سال 1391 تا تیر ماه سال 1392 انجام گرفت، 98 نفر از والدین کودکان مبتلا به لوسمی مراجعهکننده به دو بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران به صورت نمونهگیری در دسترس، انتخاب و در دو گروه آزمون (48 نفر) و شاهد (50 نفر) وارد مطالعه شدند. پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی والدین و کودک و نسخه فارسی پرسشنامه کیفیت زندگی مراقبان افراد مبتلا به سرطان ( the Caregiver Quality of Life - Cancer: CQOLC ) در این پژوهش به کار گرفته شد. برای گروه آزمون آموزش مهارتهای مقابله شامل مهارتهای ارتباط اجتماعی بود که طی 4 جلسه آموزشی دو ساعته به روش بحث گروهی (5 تا 8 نفره)، انجام پذیرفت. چهار هفته پس از مداخله، پرسشنامه مجدداً توسط والدین در هر دو گروه تکمیل گردید. دادهها با استفاده از آزمونهای تیزوج، تیمستقل، آزمون کایدو و آزمون دقیق فیشر در نرمافزار SPSS v.16 تجزیه و تحلیل شد .
یافتهها : دو گروه از نظر کیفیت زندگی کلی قبل از مداخله تفاوت معناداری نداشتند، در حالی که بعد از مداخله کیفیت زندگی گروه آزمون افزایش یافت و در مقایسه با گروه شاهد تفاوت معنادار نشان داد (001/0> p ) از بین زیرمقیاسهای کیفیت زندگی تنها بعد نگرانی اقتصادی بعد از مداخله در بین دو گروه تفاوت معنادار داشته است (025/0> p ). بدین معنا که نگرانی اقتصادی در گروه آزمون نسبت به گروه شاهد در مرحله پس از آزمون کمتر شده بود .
نتیجهگیری: آموزش مهارتهای مقابله میتواند منجر به ارتقای کیفیت زندگی والدین کودکان مبتلا به لوسمی شود. لذا پیشنهاد میشود که مداخله آموزشی برای والدین جهت افزایش مهارتهای مقابله، به منظور افزایش کیفیت زندگی آنان انجام گیرد .
صدیقه خنجری، راضیه طالبی، سیده فاطمه حقدوست اسکویی،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بتا تالاسمی ماژور، یک بیماری مزمن است و درمان اصلی آن تزریق خون منظم میباشد. تزریق خون، فرآیند پیچیدهای است و احتمال بروز اشتباهات انسانی در جریان این فرآیند به خصوص در کودکان زیاد است و عوارض ناخواسته جدی برای آنها به دنبال دارد. پرستاران به عنوان ارایهدهندگان اصلی خدمات باید مراقبت خود را براساس بهترین شواهد موجود ارایه دهند و راهنماهای بالینی ابزارهای تسهیلکننده دستیابی به این هدف هستند. این مطالعه با هدف تدوین راهنمای بالینی مبتنی بر شواهد برای فرآیند تزریق خون در کودکان مبتلا به تالاسمی انجام یافته است .
روش بررسی: این مطالعه تکاملی به مدت 16 ماه از سال 1392 تا 1393، براساس فرآیند سه مرحلهای بومیسازی راهنماهای بالینی شامل برنامهریزی، بومیسازی و نهاییسازی صورت گرفت. طی این مراحل به ترتیب ابتدا موضوع مطالعه و اهداف آن به طور واضح مشخص شد، سپس سؤالات بهداشتی به روش PIPOH طراحی گردید. پس از انجام جستجوهای نظاممند، کیفیت راهنماهای بالینی بازیابی شده توسط کمیتهای متشکل از صاحبنظران و دستاندرکاران سیاستگذاری در پرستاری و با استفاده از ابزار Appraisal of Guidelines for Research and Evaluation (AGREE) مورد ارزیابی قرار گرفت. در پایان نسخه نهایی راهنما پس از بازبینی خارجی و برگزاری جلسات پانل متخصصان و دستیابی اعضا به توافق تدوین شد .
یافتهها : معیارهای عملکرد بالینی مربوط به مراحل مختلف فرآیند تزریق خون براساس بهترین شواهد موجود، شرایط فرهنگی و بهداشتی تعیین و در قالب دوازده بخش به صورت توصیه ارایه گردید .
نتیجهگیری: راهنمای بالینی بومیسازی شده حاصل از این پژوهش مبتنی بر بهترین شواهد موجود است و میتواند مبنای عملکرد بالینی در فرایند تزریق خون قرار گیرد .
روشنک وامقی، صدیقه امیرعلی اکبری، فیروزه ساجدی، حمیرا سجادی، حمید علویمجد، سهیلا حاجیقاسمعلی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت سلامت مادران و از آنجا که وجود کودک با اختلال تکاملی سلامت روانی مادر را تحت تأثیر قرار میدهد، این تحقیق با هدف مقایسه استرس و حمایت اجتماعی درک شده مادران کودکان ۶ تا ۱۸ماهه با تأخیر تکاملی و تکامل طبیعی انجام یافته است.
روش بررسی: تحقیق به روش مقطعی- تحلیلی در مورد ۶۱۰ مادر و شیرخوار ۶ تا ۱۸ ماهه آنها در مراکز بهداشتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی که به صورت چندمرحلهای و تصادفی انتخاب شدند، انجام گرفت. دادهها با پرسشنامههای مشخصات جمعیتشناختی و مامایی مادر، وضعیت اجتماعی- اقتصادی، مشخصات کودک، استرس درک شده Cohen، حمایت اجتماعی درک شده و پرسشنامه سنین و مراحل برای سنجش وضعیت تکامل کودک جمعآوری شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آماری منویتنی، کایدو، تیمستقل و همبستگی پیرسون در نرمافزار SPSS v.19 تحلیل شد.
یافتهها: میانگین سن کودکان مورد بررسی 5/4±68/10 ماه بود. با آزمون تیمستقل مشخص شد حمایت اجتماعی (03/0=p) و استرس درک شده مادر (004/0=p) در دو گروه متفاوت است. همچنین یافتهها نشاندهنده ارتباط بین استرس و حمایت اجتماعی مادر بود (04/0p<).
نتیجهگیری: نتیجه تحقیق نشان داد، مادرانی که کودک با تأخیر تکاملی دارند دارای استرس بیشتر و حمایت اجتماعی درک شده کمتر نسبت به مادران دارای کودک طبیعی هستند، لذا لزوم غربالگری تأخیر تکاملی کودکان جهت انجام بررسیهای بیشتر و کاستن از استرس مادران و همچنین تدارک حمایت اجتماعی مناسب برای آنان توصیه میشود.
مینا گالشی، مژگان میرغفوروند، فریبا علیزاده شرجآباد، فوزیه صناعتی،
دوره 22، شماره 1 - ( 2-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: پیوند مادر- کودک بعد عاطفی رابطه مادر و نوزاد میباشد که بر رشد روانی نوزاد مؤثر است. مطالعه حاضر با هدف تعیین پیشگوییکنندههای پیوند مادر و کودک انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در مورد 270 مادر مراجعهکننده به 18 مرکز بهداشتی درمانی شهر تبریز در هفته 8 تا 10 پس از زایمان در سال 94-1393 انجام گرفته است. دادهها با استفاده از پرسشنامههای فردی- اجتماعی و مامایی، پیوند مادر- کودک، افسردگی ادینبرگ و اضطراب اشپیلبرگر جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای پیرسون، تیمستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی چندمتغیره در نرمافزار SPSS v.21 انجام گرفت. سطح معناداری 05/0>p در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین (انحراف معیار) نمره پیوند مادر- کودک 4/8±2/46 از محدوده نمره قابل دستیابی 125-0 بود. 2/85% دارای پیوند مادر و کودک مختل بودند. بیشترین فراوانی اختلال مربوط به مؤلفه پیوند معیوب مادر و کودک و کمترین فراوانی اختلال در مؤلفه اضطراب مراقبت بود. متغیرهای افسردگی، اضطراب آشکار و حاملگی ناخواسته از پیشگوییکنندههای پیوند مادر و کودک بودند.
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه نشان میدهد که اضطراب، افسردگی و حاملگی ناخواسته از مؤلفههای مؤثر بر پیوند مادر و کودک هستند، لذا غربالگری مادران برای شناسایی و درمان به موقع اضطراب و افسردگی و همچنین کاهش میزان بروز حاملگی ناخواسته از طریق مشاورههای هدفمند تنظیم خانواده میتواند به بهبود پیوند مادر- کودک و در نتیجه به رشد و تکامل بهتر کودک کمک کند.
مهناز شریفی، اکرم کریمی شاهنجرینی، سعید بشیریان، عباس مقیمبیگی،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف میانوعدههای کم ارزش در چاقی دوره کودکی نقش دارد. هدف از انجام این مطالعه تعیین تأثیر برنامه آموزشی مادران بر مصرف میانوعدههای سالم در کودکان 5-1 ساله با استفاده از نظریه شناختی اجتماعی بوده است.
روش بررسی: این مطالعه مداخلهای نیمه تجربی (IRCT2013062912456N2) در سال 1392 با مشارکت 126 مادر دارای کودک 1 تا 5 ساله تحت پوشش مراکز بهداشتی شهر همدان در دو گروه شاهد و مداخله انجام گرفت. مداخله شامل چهار جلسه آموزشی، کتابچه آموزشی، کلیپ آموزشی و 6 پیام نوشتاری بود. سازههای نظریه شناختی اجتماعی و پرسشنامه بسامد مصرف در قبل از مداخله، ده روز و دو ماه بعد از مداخله بررسی شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آزمونهای آماری کایدو، تیمستقل، دادههای تکراری و آزمون کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: قبل از مداخله، دو گروه از نظر ویژگیهای جمعیتشناختی و سازههای نظریهشناختی اجتماعی و بسامد مصرف میانوعدههای کم ارزش همگن بودند (05/0p>). با توجه این که نتایج آزمون آنالیز واریانس اندازههای تکراری برای اثر متقابل گروه و زمان معنادار بوده است. لذا مقایسه میانگینهای دو گروه در هر مرحله با آزمون تیمستقل انجام گرفت و تفاوت معنادار بین دو گروه در دو مرحله بعد از مداخله مشاهده شد.
نتیجهگیری: این مداخله تأثیر مثبتی در مصرف میانوعدههای سالم در کودکان داشت. میتوان برای اصلاح الگوی مصرف میانوعدهها در کودکان از نظریه شناختی اجتماعی و روش به کار رفته در طراحی این برنامه بهره گرفت.
لیلا ولیزاده، وحید زمانزاده، اکرم قهرمانیان، پروانه آقاجری،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبت توأم با حساسیت فرهنگی جزء ضروری فرایند تکامل حرفهای و یکی از عوامل پیشبینیکننده صلاحیت فرهنگی پرستاران است. این نوع مراقبت از مهمترین رویکردهای بهبود کیفیت مراقبت پرستاری در گروههای دارای تنوع فرهنگی میباشد. مطالعه حاضر با هدف تبیین پیامدهای مراقبت توأم با حساسیت فرهنگی در پرستاری از کودکان انجام یافته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه کیفی به روش تحلیل محتوای قراردادی است. تعداد 25 پرستار و 9 والد، در بخشهای کودکان سه مرکز آموزشی- درمانی ارجاعی در تبریز و تهران در سال 95-1394 به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبه عمیق و یادداشت در عرصه جمعآوری و همزمان تحلیل گردید. از نرمافزار MAXQDA نسخه 10 استفاده شد.
یافتهها: پیامدهای مراقبت توأم با حساسیت فرهنگی در پرستاری از کودک بیمار در دو طبقه عدالت محوری در مراقبت (با سه زیرطبقه عدم سوگیری فرهنگی، ارتباط فرهنگ مدارانه و مشارکت مؤثر) و رضایتمندی فرهنگی (با دو زیرطبقه کاهش استرس فرهنگی کودک/خانواده و مراقبت ایمن) مشخص گردید. مراقبت توأم با حساسیت فرهنگی موجب پیشگیری از سوءتفاهمات و ارتقای ارتباط پرستار-کودک/خانواده میشود و صداقت والدین را در دادن اطلاعات و بیان نیازهای فرهنگی در پی دارد. بیان نیازهای فرهنگی، سطح استرس را در والدین و کودکان پایین میآورد و با کاهش درمانهای سنتی خودسرانه به مراقبتی ایمن میانجامد.
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه، پیشنهاد میشود در آموزش پرستاران و دانشجویان پرستاری، مداخلات مؤثر توأم با حساسیت فرهنگی در بخشهای بستری کودکان، در برنامههای آموزش ضمن خدمت و برنامه آموزشی رشته پرستاری گنجانده شود.
آذر آران، فرخ اباذری، جمیله فرخزادیان، منصوره عزیززاده فروزی،
دوره 24، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبت خانواده محور مفهومی برای توصیف رویکرد مراقبت از کودکان و خانوادههای آنها در حوزه خدمات بهداشتی است و عنصر اصلی آن دخالت والدین در مراقبت از کودک میباشد. مطالعه حاضر با هدف مقایسه درک اهمیت مراقبت خانواده محور از دیدگاه کارکنان پرستاری و مادران کودکان بستری در بخشهای کودکان انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در مورد 82 مادر و 60 نفر از کارکنان پرستاری شاغل در بخشهای کودکان بیمارستان افضلیپور کرمان در سال 1395 انجام گرفته است. در این مطالعه از پرسشنامه درک مراقبت خانواده محور از دیدگاه پرستاران و مادران استفاده شده است. تجزیه تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای تی، آنووا و ضریب همبستگی پیرسون در نرمافزار SPSS نسخه 20 صورت گرفته است.
یافتهها: میانگین نمره درک اهمیت مراقبت خانواده محور از دیدگاه مادران 85/0±47/2 و کارکنان پرستاری 79/0±17/3 (حداکثر نمره قابل کسب 4) و تفاوت دو گروه معنادار بود (001/0p<). در هر دو گروه بیشترین میانگین مربوط به حیطه همکاری و کمترین مربوط به حیطه حمایت بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد درک پرستاران و مادران از مراقبت خانواده محور مثبت است، ولی پرستاران به طور معناداری درک مثبتتری نسبت به مادارن دارند. این میتواند امیدوار کننده باشد و نیاز است که کارکنان پرستاری نسبت به مشارکت مادران در مراقبت کوشا باشند، تا کودک از مراقبت بهتری برخوردار شود.
نازنین شاهدی جوقان، جمیله محتشمی، فاطمه علایی کرهرودی، نزهت شاکری، راضیه بیک میرزا،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: استوما در کودکان موجب تغییرات فیزیولوژیکی و روانی و کاهش اعتماد به نفس و کیفیت زندگی میشود. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارتهای خود مراقبتی استوما بر اعتماد به نفس و کیفیت زندگی کودکان 12-8 سال دارای استوما انجام گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی غیرتصادفی شده است که به صورت پیش آزمون و پس آزمون در بیمارستانهای آموزشی منتخب شهر تهران (مفید، حضرت علی اصغر و مرکز طبی) در سال 1395 انجام گرفته است. بدین منظور 36 کودک 12-8 سال دارای استوما به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به دو گروه 18 نفره مداخله و کنترل تقسیم شدند. جهت گروه مداخله، آموزش مهارتهای خود مراقبتی از استوما در 6 جلسه 45 دقیقهای ارایه شد و گروه کنترل از مراقبت معمول برخوردار شدند. در این مطالعه از پرسشنامههای کوپر اسمیت و کیفیت زندگی کیندل استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS نسخه 16 انجام گرفت.
یافتهها: آزمون آنالیز واریانس اندازههای تکراری اختلاف معناداری بین میانگینهای نمره کلی کیفیت زندگی در طول زمان (005/0>p) و دو گروه مداخله و کنترل (015/0=p) نشان داد، همچنین میانگینهای نمره اعتماد به نفس در طول زمان (004/0=p) و بین دو گروه مداخله و کنترل (047/0=p) متفاوت بود.
نتیجهگیری: آموزش مهارتهای خود مراقبتی به کودکان 12-8 سال دارای استوما، اعتماد به نفس و کیفیت زندگی این کودکان را افزایش داده است؛ لذا پرستاران میتوانند برای بیماران مشابه از آموزش مهارتهای خود مراقبتی استفاده کنند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20160802029166N2
فهیمه ثابتی، احمد بهرامی، سمیه نصراللهپور، حمید حقانی،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از درمان و مدیریت آسم، کنترل آن است. یکی از درمانهای مکمل جهت کنترل آسم، یوگا است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر تمرینات تنفسی یوگا بر کنترل آسم کودکان 11-5 ساله دارای آسم انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی 84 کودک 11-5 ساله دارای آسم مراجعهکننده به کلینیک آسم و آلرژی بیمارستان علیاصغر (ع) در سال 1397 به روش نمونه گیری مستمر و تخصیص غیرتصادفی در دو گروه آزمون و کنترل (42 نفر در هر گروه) وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه کنترل آسم کودکیC-ACT بود که قبل و بعد از مداخله تکمیل شد. مداخله شامل اجرای تمرینات تنفسی یوگا بود که پژوهشگر در کلینیک به کودک و والدین آموزش داد و به مدت 2 ماه توسط کودک با نظارت والدین در منزل اجرا شد. دادهها از طریق نرمافزار SPSS نسخه 21 و با استفاده آزمونهای کایدو، فیشر، تیمستقل و تیزوجی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین سنی گروه آزمون (96/1)42/8 و گروه کنترل (8/1)11/8 بود. در گروه مداخله 2/76% پسر، 8/23% دختر و در گروه کنترل 8/73% پسر و 2/26% دختر بودند. میانگین نمره کنترل آسم قبل از مداخله در گروه مداخله (42/4)81/17 و در گروه کنترل (24/4)38/18 بود که بین دو گروه اختلاف معنادار آماری وجود نداشت (54/0=p). بعد از مداخله میانگین نمره کنترل آسم در گروه آزمون 6/1±6/21 و در گروه کنترل 4/2±83/19 گزارش شد و اختلاف معناداری آماری بین دو گروه مشاهده شد (001/0p<).
نتیجهگیری: اجرای تمرینات تنفسی یوگا باعث کنترل بهتر آسم کودکان شده است. با توجه به نتایج، ورزشهای تنفسی یوگا به عنوان تکنیکهای علمی، ساده و نشاطآور در کودکان دارای آسم پیشنهاد میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی:IRCT20180501039489N1
پریسا کشاورز، رحیم طهماسبی، آزیتا نوروزی،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت پیشگیری از حوادث، به ویژه در کودکان زیر 5 سال، مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل پیشگوییکننده حوادث خانگی در کودکان زیر 5 سال براساس نظریه انگیزش- محافظت در شهر بوشهر اجرا شده است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تعداد 700 مادر دارای کودک 6 ماه تا 5 سال تحت پوشش مراکز خدمات جامع سلامت شهر بوشهر از فروردین تا شهریور 1397 به شیوه نمونهگیری دردسترس بررسی شدند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامه محقق ساخته روا و پایا، مشتمل بر ویژگیهای جمعیتشناختی، سؤالات مربوط به سازههای انگیزش- محافظت و سؤالات مربوط به رفتارهای پیشگیریکننده از بروز حوادث خانگی استفاده شد. دادهها در نرمافزار SPSS ویرایش22 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: در این مطالعه 86% مادران (602 نفر) خانهدار و 46% آنها (326 نفر) تحصیلات دانشگاهی داشتند. شایعترین رفتار پیشگیریکننده از حادثه، دور از دسترس قرار دادن داروها، مواد شیمیایی و سموم (98%) بود. پیشگوییکنندههای رفتار پیشگیری از حوادث خانگی در کودکان زیر5 سال، سازه خودکارآمدی (001/0>p و 259/0=B) و هزینه درک شده (001/0>p و 159/0-=B) بود که بیشترین پیشگوییکنندگی را سازه خودکارآمدی در افزایش انجام رفتار پیشگیریکننده داشت. براساس مدل رگرسیون خطی، این دو سازه به همراه سابقه قبلی حادثه در مجموع 15% (150/0= R2) از تغییرات رفتار را پیشگویی میکردند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه، نظریه انگیزش- محافظت پیشگوییکننده ضعیفی برای رفتار پیشگیری از حوادث خانگی است و در برنامههای آموزشی با تأکید بر ارتقای خودکارآمدی و نیز ارایه کمکهایی جهت کاهش موانع و دشواریهای ایجاد ایمنی در منزل (کاهش هزینه درک شده) میتوان گامی جهت کاهش حوادث خانگی در کودکان زیر 5 سال برداشت.
مینا حسن زاده، پروانه وصلی، فاطمه استبصاری، ملیحه نصیری،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبت از کودکان مبتلا به بیماری مزمن با فشار مراقبتی برای خانوادهها همراه بوده و روی خودکارآمدی آنها تأثیر میگذارد. مراقبت خانواده محور نیز میتواند با پیامدهای مثبت همراه باشد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط درک از مراقبت خانواده محور، خودکارآمدی و فشار مراقبتی در مادران کودکان مبتلا به بیماری مزمن انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی، در سال 1398 در مورد 220 نفر از مادران کودکان مبتلا به بیماری مزمن بستری در بیمارستانهای کودکان شهر تهران که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، انجام گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامههای درک والدین از مراقبت خانواده محور، خودکارآمدی درک شده مادران در مادری کردن و مقیاس تأثیر بر خانواده جمعآوری شد. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 18 و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی مانند آزمونهای همبستگی پیرسون و رگرسیون در سطح معناداری 05/0p< انجام یافت.
یافتهها: نتایج نشان داد درک از مراقبت خانواده محور با خودکارآمدی ارتباط مستقیم و با فشار مراقبتی ارتباط معکوس دارد (به ترتیب 001/0p< و 022/0=p)، به طوری که با افزایش 1 واحد در نمره درک از مراقبت خانواده محور، خودکارآمدی مادران به میزان 25/0 افزایش و فشار مراقبتی به میزان 23/0 کاهش مییابد. ارتباط معناداری بین خودکارآمدی و فشار مراقبتی یافت نشد (962/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به این که مراقبت خانواده محور منجر به افزایش خودکارآمدی و کاهش فشار مراقبتی میشود، پرستاران میتوانند با تقویت اجرای مراقبت خانواده محور، زمینه بهبود خودکارآمدی مادران و کاهش فشار مراقبتی آنها را فراهم سازند.
نوشین بابایی، مریم رسولی، اعظم شیرینآبادی فراهانی، هومان منوچهری، راضیه بیکمیرزا، مریم ورزشنژاد،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: ثبت صحیح گزارش پرستاری، بیانگر عملکرد بالینی مطلوب پرستار و مطابقت آن با استانداردها است. تشخیصهای پرستاری ناندا یکی از مهمترین و پرکاربردترین عبارات استاندارد بینالمللی برای ثبت مراقبتهای پرستاری میباشد که لازم است ثبت مراقبتها بر این اساس صورت گیرد. این مطالعه با هدف تعیین میزان انطباق و فراوانی تشخیصهای پرستاری ثبت شده در بخش انکولوژی کودکان با عبارات تشخیصهای پرستاری سیستم طبقهبندی ناندا انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی گزارشهای پرستاری ثبت شده در پروندههای کودکان بستری در بخشهای آنکولوژی کودکان دو بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سه ماهه نخست سال 1395 مورد بررسی قرار گرفت. نمونهگیری به روش سرشماری پروندهها و در 3 ماه متوالی انجام یافت. در مجموع 86 پرونده و 3701 گزارش پرستاری مورد بررسی قرار گرفت. مستندات پرستاران از طریق تحلیل محتوای آشکار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، عبارات به دست آمده با تشخیصهای پرستاری سیستم طبقهبندی ناندا انطباق داده شد و میزان انطباق و فراوانی تشخیصهای پرستاری استخراج شده تعیین شد.
یافتهها: میزان کلی انطباق تشخیصهای استخراج شده از گزارشهای پرستاری با تشخیصهای پرستاری ناندا، 7/14% بود. بیشترین تشخیصهای پرستاری، تشخیصهای مرتبط با دستهبندی ایمنی/ حفاظت، با میزان 95/47% و بعد از آن تشخیصهای مربوط به دستهبندی تغذیه به میزان42/24% و در نهایت تشخیصهای پرستاری مرتبط با دستهبندی آسایش به میزان 8/12% بود.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در حال حاضر در ثبت مراقبتهای پرستاری از چارچوبهای استانداردی مانند فرآیند پرستاری و تشخیصهای پرستاری ناندا به میزان بسیار محدود استفاده میشود. پیشنهاد میشود آموزشهای کاربردی برای افزایش دانش و انگیزه جهت بهکارگیری تشخیصهای پرستاری ناندا، داده شود.
سمانه نجفی، محمد رضا منصوریان، شهلا خسروان، نعمت جعفری قلعه جوقی، سیما جعفری آنی، فاطمه خلیلی،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آموزش تغذیه صحیح یکی از مهمترین اولویتها در همه دورانهای زندگی به خصوص در سنین کودکی است. روش آموزش نیز یکی از ارکان مهم در مؤثر بودن آموزش تلقی میشود. لذا این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر روشهای ایفای نقش و سخنرانی بر آگاهی کودکان دبستانی در زمینه تغذیه سالم انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در مورد 60 دانشآموز ابتدایی دوره دوم شهر گناباد در سال 1396 انجام یافته است. شرکتکنندگان به روش تصادفی چندمرحلهای انتخاب و به دو گروه ایفای نقش و سخنرانی تخصیص یافتند. آگاهی دانشآموزان قبل، بلافاصله و یک ماه بعد از آموزش به وسیله پرسشنامه محقق ساخته سنجیده شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی، تحلیل شد. 05/0p≤ معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین نمره آگاهی در گروه ایفای نقش قبل، بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله به ترتیب 55/2±77/10، 15/55±1/14 و 10/1±50/14 و در گروه سخنرانی به ترتیب 85/1±07/11، 43/1±72/13 و 84/2±47/11 (دامنه نمرات قابل کسب 16-0) بود. بین میانگین آگاهی قبل، بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله در دو گروه تفاوت آماری معناداری وجود داشت (001/0p<) و افزایش آگاهی در روش ایفای نقش بیشتر از سخنرانی بود.
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر بیشتر شیوه ایفای نقش نسبت به سخنرانی در آموزش تغذیه سالم در کودکان سن مدرسه، پیشنهاد میشود در برنامه آموزش تغذیه در مدارس از روشهای جذاب، پویا و مؤثرتری همچون ایفای نقش، متناسب با اهداف رفتاری آموزشی استفاده شود تا علاوه بر افزایش بازده آموزشی، موجب ماندگاری بیشتر اثرات آموزش و یادگیری پایدارتر دانشآموزان گردد.
احمد شمسی، لیلا ولیزاده، ماهنی رهکار فرشی، محمد اصغری جعفرآبادی،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: توصیف ساختار یافته فوریتهای طبی کودکان، نیازمند بررسی و دستهبندی عوامل زمینهساز است. هدف مطالعه حاضر تعیین فراوانی عوامل زمینهساز ورود جسم خارجی به گوش، بلع و آسپیراسیون آن در کودکان زیر پنج سال شهر تبریز بوده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی مقطعی است که از اسفند 1397 تا تیر 1398، در بخشهای گوش و حلق و بینی، اورژانس و درمانگاه بیمارستان کودکان تبریز، با روش نمونهگیری در دسترس (به تعداد 245 کودک) انجام گرفته است. ابزار گردآوری دادهها فرم مشخصات و پرسشنامه عوامل زمینهساز محقق ساخته بود. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آمار توصیفی انجام گرفت.
یافتهها: 137 مورد (9/55%) آسپیراسیون به راههای هوایی (فوقانی و تحتانی) و بیشتر در بینی بود. جسم خارجی در گوش 6/19% و معده 2/19% بود. تظاهرات بالینی به ترتیب درد (2/50%)، بدون علایم بالینی (4/29%)، و بقیه موارد خونریزی و درد، سرفه، تنگی نفس، خفگی، خس خس سینه و تهوع و استفراغ بودند. وقوع حادثه در خانه (اتاق نشیمن) و بیشتر در عصر و شب بود. انواع اشیا، مواد خوراکی و تنقلات و آجیل، حبوبات و هستهها و تکههای اسباببازی دخیل در حادثه گزارش شد که بیشتر تخمه، تکه اسباببازی، آجیل، دکمه پیراهن و دانه تسبیح بودند.
نتیجهگیری: عوامل والدینی، مربوط به کودک و عوامل محیطی در بروز حادثه گزارش گردید. بنابراین پیشنهاد میشود مطالعاتی برای تعیین دقیق و سهم هر دسته و اقدامات آموزشی، اطلاعرسانی و مداخلهای لازم در هر سه حیطه طراحی شوند.
مهدیه آجرلو، شراره خسروی، اکرم بیاتی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: لوزهبرداری یکی از شایعترین اعمال جراحی کودکان است. اضطراب قبل از عمل در کودکان یکی از نگرانیهای مراقبان و مدیریت آن بخش مهمی از مراقبتهای پرستاری است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر تصویر ذهنی هدایت شده بر اضطراب کودکان کاندید لوزهبرداری انجام یافته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تعداد 70 کودک 7 تا 12 ساله کاندید لوزهبرداری در بخش گوش و حلق و بینی بیمارستان امیرکبیر شهر اراک در سال 1400 در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. از پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و ابزار چهرهای بررسی اضطراب، جهت گردآوری دادهها استفاده شد. در گروه کنترل، اضطراب یک ساعت قبل و 15 دقیقه قبل از عمل بررسی شد. در گروه آزمون یک ساعت قبل از عمل و پس از تکمیل پرسشنامه، کودک به مدت 15 دقیقه با هندزفری به یک فایل صوتی گوش داد و آن را در ذهن خود تجسم نمود. سپس مجدداً ابزار بررسی اضطراب تکمیل شد.
یافتهها: میانگین اضطراب قبل از مداخله در گروه آزمون 79/0±31/4 و در گروه کنترل 87/0±06/4 بود که با یکدیگر اختلاف معنادار آماری نداشتند. میانگین اضطراب بعد از مداخله در گروه آزمون 89/0±83/3 و در گروه کنترل 90/0±89/4 بود که نشان میدهد میانگین اضطراب کودکان دو گروه بعد از مداخله با یکدیگر اختلاف معنادار آماری داشته است (001/0p<).
نتیجهگیری: مداخله صورت گرفته موجب کاهش اضطراب کودکان قبل از عمل کاندید لوزهبرداری شد. این مداخله فرآیندی آسان و بیخطر است و میتواند به عنوان روشی مؤثر به کار گرفته شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20211008052701N1
سمیه نقی زاده، مژگان میرغفوروند،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: ازدواج کودک نقض حقوق بشر و حقوق کودک است. از آن جا که اکثر این ازدواجها بدون رضایت آگاهانه کودکان اتفاق میافتد و والدین تصمیمگیرنده نهایی هستند، بنابراین نگرش مادران در مورد ازدواج دختران میتواند تأثیر غیرقابل انکاری بر مقوله ازدواج زودرس دختران داشته باشد. از این رو مطالعه حاضر با هدف تعیین دانش و نگرش مادران دختران نوجوان در مورد ازدواج زودرس، علل و عواقب آن، انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی- تحلیلی است که با مشارکت 270 نفر از مادران دارای دختر نوجوان در شهر تبریز در سال 1400-1399 انجام گرفته است. دادهها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته جمعآوری و سپس ﺑـﺎ اﺳـﺘﻔﺎده از آﻣـﺎر ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ، آنالیز واریانس یکطرفه، آزمون مجذور کای و آزمون دقیق فیشر در نرمافزار آماری SPSS نسخه 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: بیش از نیمی (2/55%) از مادران دانش خوب در مورد ازدواج زودرس داشتند. اکثر مادران (0/87%) مخالف ازدواج قبل از 18 سالگی بودند. بین دانش و نگرش مادران در مورد ازدواج در سنین پایین ارتباط آماری معناداری وجود داشت (001/0p<). از مهمترین علل کاهش ازدواج زودرس، بلوغ عاطفی، اجتماعی، فکری و اقتصادی دختران و از مهمترین علل افزایش ازدواج زودرس نرسیدن به بلوغ فکری- روانی بود. مهمترین پیامد ازدواج زودرس براساس نگرش مادران، افزایش احتمال دخالت خانوادهها در زندگی زناشویی و تصمیمگیریها بود.
نتیجهگیری: با وجود نگرش منفی مادران نسبت به ازدواج در سنین پایین، نزدیک به نیمی از آنها سطح دانش ضعیف و متوسط در مورد ازدواج زودرس داشتند. بنابراین با بالا بردن سطح دانش مادران دارای دختر نوجوان در مورد پیامدهای ازدواج زودرس، فرهنگسازی برای اصلاح باورهای غلط اجتماعی، تصویب قوانین مناسب برای جلوگیری از ازدواج کودکان، میتوان شدت این آسیب را کاهش داد.
صحبت صفایی، سیده فاطمه قاسمی، فاطمه ولیزاده، رسول محمدی،
دوره 29، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: زخمفشاری مشکلی جدی و قابل پیشبینی در نظام سلامت است. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان بروز زخمفشاری و عوامل مرتبط با آن در کودکان و نوزادان انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه همگروهی 1025 نوزاد و کودک 0 تا 14 سال بستری در دو مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه وارد مطالعه شدند. نمونهگیری به روش در دسترس از اسفند 1400 تا تیر 1401 انجام یافت. ابزارهای جمعآوری اطلاعات شامل پرسشنامههای اطلاعات، کومای گلاسکو، درجهبندی انجمن ملی مشاوره زخمفشاری و برادن Q بود. تحلیل دادهها با رگرسیون لجستیک تک متغیره و چند متغیره انجام یافت.
یافتهها: میزان بروز زخمفشاری 97/4%(51 نفر) بود. زخمهای فشاری از نظر شدت در 46 نفر(14/82%) درجه یک و بیشترین محل بروز زخم در ناحیه دست 20 نفر(71/35%) بود. خطر نسبی زخمفشاری در کودکان و نوزادان با سطح هوشیاری کمتر از 14 (07/6=RR، 73/12–90/2: فاصله اطمینان 95%)، با مدت بستری بیش از 5 روز (08/1RR=، 12/1- 05/1: فاصله اطمینان 95%)، دارای مشکلات تنفسی (17/2=RR، 94/3–19/1: فاصله اطمینان 95%)، بیتحرک (46/6=RR، 13/12–44/3: فاصله اطمینان 95%)، دارای ماسک Ncpap (11/1=RR، 18/1–05/1: فاصله اطمینان 95%)، و پالساکسیمتر (07/6=RR، 10/1–03/1: فاصله اطمینان 95%)، به طور معناداری بالاتر بود. در آنالیز چند متغیره، مدت بستری بیشتر از 5 روز (89/4=RR، 40/10–29/2: فاصله اطمینان 95%)، (001/0>p) و بیتحرکی (49/2RR، 29/6–29/1: فاصله اطمینان 95%)، (01/0=p) با افزایش معنادار خطر ابتلا به PU همراه بود.
نتیجهگیری: میزان بروز زخمفشاری در مطالعه حاضر نسبتاً پایین و کمتر از 5% بود. افزایش مدت بستری و بیتحرکی مهمترین و بعد از آنها کاربرد ابزارهای پزشکی بهخصوص آنژیوکت و ماسک Ncpap، و ابتلا به بیماریهای تنفسی سایر عوامل خطر مهم مرتبط با بروز زخمفشاری در کودکان و نوزادان شناسایی شدند.
محمدرضا شمشیری، محبوبه سجادی، شراره خسروی، فاطمه رفیعی،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کودکان از گروههای آسیبپذیر هستند و دانش و آگاهی مادر نقش مهمی در تحریک تکاملی کودک دارد. کمبود دانش مادران در حوزههای شناختی، عاطفی و اجتماعی تکامل کودک موجب کاهش خودکارآمدی والدین میشود. بنابراین، هدف این مطالعه تعیین تأثیر الگوی توانمندسازی خانواده محور بر خودکارآمدی والدگری مادران در مورد فرآیند رشد و تکامل کودکان نوپا است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی در سال 1401 به روش نمونهگیری در دسترس 72 نفر از مادران کودکان نوپای بستری در بیمارستان امیرکبیر شهر اراک انتخاب و به روش تصادفیسازی بلوکی به گروه کنترل (36 نفر) و مداخله (36 نفر) تقسیم شدند. گروه کنترل تحت مراقبت معمول بستری بود و در گروه مداخله توانمندسازی خانواده محور در پنج جلسه 60 دقیقهای اجرا شد. جمعآوری دادهها با پرسشنامههای جمعیتشناختی و خودکارآمدی والدگری قبل، بعد و یک ماه بعد از مداخله انجام یافت. تجزیه و تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 26 با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام یافت.
یافتهها: نتایج نشان داد میانگین نمره خودکارآمدی قبل از مداخله در دو گروه اختلاف معنادار آماری نداشته است (416/0=p). میانگین نمره خودکارآمدی والدگری بعد از مداخله (001/0p<) و همچنین در پیگیری یک ماه بعد از مداخله در دو گروه اختلاف معنادار آماری داشت (001/0p<).
نتیجهگیری: الگوی توانمندسازی خانواده محور سبب بهبود خودکارآمدی مادران شد. این الگو برای مدیریت بهتر رشد و تکامل کودکان توصیه میشود.
حدیثه بیات، مهدیه قلعه نوی، فتانه قدیریان،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال نقص توجه- بیشفعالی از مشکلات ناتوانکننده برای خانواده و کودکان دچار این اختلال است. این مسأله باعث کاهش کارایی فرد و خانواده به ویژه مادران میشود. هدف این پژوهش تعیین رابطه تحمل پریشانی، بهزیستی معنوی و تعامل مادر- کودک با کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی از طریق میانجیگری تنیدگی والدگری و کارکرد خانواده در مادران کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه- بیشفعالی است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه- بیشفعالی در تهران در سال 1401 بود. نمونهگیری به صورت در دسترس انجام یافت. تعداد 250 مادر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، شاخص تحمل پریشانی Simons، پرسشنامه بهزیستی معنوی Paloutzian و Ellison، پرسشنامه تعامل مادر- کودک Pianta، پرسشنامه کیفیت زندگی SF-36، پرسشنامه تنیدگی والدینی Abidin، و پرسشنامه کارکرد خانواده McMaster بود. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 24 و AMOS نسخه 24 استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد بین تحمل پریشانی با کیفیت زندگی مادران کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیشفعالی (67/0-=r)، بهزیستی معنوی با کیفیت زندگی (65/0-=r)، تعامل مادر- کودک با کیفیت زندگی (51/0-=r)، و تنیدگی والدگری با کیفیت زندگی (62/0-=r) رابطه معکوس و بین تحمل پریشانی با تنیدگی والدگری (73/0=r) رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین تنیدگی والدگری و کارکرد خانواده نقش میانجی در رابطه بین تحمل پریشانی با کیفیت زندگی دارند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که با افزایش تحمل پریشانی در مادران دارای کودکان بیشفعال، کیفیت زندگی کاهش و تنیدگی والدگری افزایش مییابد و هرچه کارکرد خانواده افزایش یابد، تحمل پریشانی افراد آسانتر خواهد بود.
حسنا قربانی، اکرم قهرمانیان، عارفه داودی، لیلا ولیزاده،
دوره 31، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: علیرغم اثربخشی داروهای شیمی درمانی، آنها میتوانند عوارض متعددی ایجاد کنند. مادران به عنوان یکی از اعضای تیم مراقبتهای بهداشتی، نیازمند اطلاعات کافی در مورد این عوارض هستند. این مطالعه با هدف تعیین عوارض اولین دوره شیمی درمانی در کودکان و نوجوانان مبتلا به لوسمی و ارتباط آن با اطلاعات درمانی مادران انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 1402 در مورد 110 نفر از مادران و فرزندان 6 تا 18 ساله مبتلا به لوسمی مراجعهکننده به بیمارستانهای آموزشی تبریز به روش نمونهگیری در دسترس انجام گرفت. از چک لیست عوارض شیمی درمانی انجمن سرطان آمریکا و پرسشنامه اطلاعات والدین دارای فرزند مبتلا به سرطان مطلق و همکاران استفاده شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 24 با آزمونهای کایاسکوئر، آنالیز واریانس یکطرفه، تیزوجی، آزمون همبستگی پیرسون و Repeated Measure ANOVA تحلیل شد.
یافتهها: میانگین سنی مادران 46/37 سال و فرزندان 61/11 سال بود و بیشتر آنها مبتلا به لوسمی لنفوسیتیک حاد (ALL) بودند. شدت عوارض برای تب، تهوع، استفراغ، زخم دهانی، اسهال، بیاشتهایی و خونریزی در طول دوره (4 هفته) روند افزایش معناداری را نشان داد (001/0>p). بین اطلاعات درمانی مادران در هفته اول و هفته چهارم اختلاف معناداری مشاهده شد (001/0p<). ارتباط معناداری بین عوارض شیمی درمانی و اطلاعات مادران وجود داشت (05/0p<).
نتیجهگیری: مادران در طول دریافت شیمی درمانی فعالانه در جستجوی اطلاعات درمانی بودند و اطلاعات آنها با شدت گرفتن عوارض، بیشتر میشد. آگاهی از عوارض و راهبردهای کنترل آن به والدین در مراقبت درست از فرزند خود و به مراقبان در ارایه بهترین مشاوره و حمایت از بیماران و همچنین والدین آنها در طول درمان کمک میکند.