44 نتیجه برای حسینی
مریم براتی، راضیه معصومی، سمیه نقیزاده، ریحانه حسینی،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال ارگاسم پس از اختلال کمبود تمایل جنسی، شایعترین اختلال جنسی در زنان گزارش شده است. از عمدهترین رویکردهای موجود برای درمان این اختلال مشاوره با رویکرد تلفیقی است. با توجه به شیوع، اهمیت و تأثیرگذاری اختلال ارگاسم بر کیفیت زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی زنان، این پژوهش با هدف تعیین تأثیر مشاوره تلفیقی مبتنی بر مدل اکسپلیسیت بر اختلال ارگاسم زنان انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی شده، با مشارکت 60 نفر از زنان مبتلا به اختلال ارگاسم مراجعهکننده به درمانگاه زنان بیمارستان جامع بانوان آرش شهر تهران در سال 1398 انجام گرفته است. نمونهها به روش تصادفی ساده به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص داده شدند. مشاوره در گروه مداخه به صورت جلسات فردی با رویکرد تلفیقی و براساس مدل اکسپلیسیت انجام گرفت. ابزار جمعآوری دادهها مقیاس ارگاسم زنان بود. میانگین نمره ارگاسم، رضایت از تعداد دفعات ارگاسم و رضایت از کیفیت ارگاسم، قبل از مداخله، 4 و 8 هفته بعد از مداخله بررسی شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS نسخه 21 و آزمونهای کایدو، دقیق فیشر، تیمستقل، آنالیز واریانس دادههای تکراری و آنالیز کواریانس انجام گرفت.
یافتهها: دو گروه از نظر متغیرهای جمعیتشناختی همگن بودند (05/0p>). میانگین نمرات تعداد دفعات ارگاسم، رضایت از تعداد دفعات ارگاسم و رضایت از کیفیت ارگاسم قبل از مداخله بین دو گروه اختلاف آماری معناداری نداشت (05/0<p). اما میانگین نمرات هر سه متغیر یاد شده در 4 و 8 هفته بعد از مداخله بین دو گروه اختلاف آماری معناداری را نشان داد (05/0>p) و در هر دو زمان میانگین نمرات در گروه مداخله به صورت معناداری بیشتر از گروه کنترل بود.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشاندهنده تأثیر مثبت مشاوره تلفیقی مبتنی بر مدل اکسپلیسیت روی میانگین نمره ارگاسم، رضایت از تعداد دفعات ارگاسم و رضایت ازکیفیت ارگاسم در زنان است.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20160808029255N
امیر موسی رضایی، سهیلا پزشکزاد، سید عباس حسینی، محمد جواد طراحی، میثم رضازاده،
دوره 29، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سوء مصرف مواد افیونی از مهمترین مشکلات دنیای کنونی است و به طور مستقیم بر کیفیت خواب افراد تأثیر میگذارد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر یک برنامه مراقبت پرستاری مبتنی بر الگوی سازگاری «روی» بر کیفیت خواب در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک سوکور در سه ماهه پایانی سال 1401 با مشارکت 60 بیمار مبتلا به سوء مصرف مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون مقیم مرکز کاهش آسیب اعتیاد شهر اصفهان انجام گرفت. نمونهگیری به صورت در دسترس و تخصیص نمونهها به صورت تصادفی با نرمافزار تولید توالی تصادفی شامل گروه مداخله (30 نفر) و گروه کنترل (30 نفر) انجام یافت. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه کیفیت خواب Pittsburgh استفاده شد. مداخله یک برنامه سه ماهه مراقبت پرستاری مبتنی بر الگوی سازگاری «روی» بود. گروه کنترل درمانهای معمول را دریافت کردند. از نرمافزار SPSS نسخه 26 و آمار توصیفی و استنباطی جهت تجزیه و تحلیل استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که در گروه مداخله، میانگین نمره کل کیفیت خواب بعد از مداخله کاهش معناداری داشته است (کیفیت خواب بهبود یافته است) (001/0>p). همچنین، قبل از مداخله، میانگین نمره کل کیفیت خواب در گروه مداخله و کنترل تفاوت معناداری نداشته (05/0<p)، در حالی که بعد از مداخله معنادار بوده است (001/0>p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که برنامه مراقبت پرستاری مبتنی بر الگوی سازگاری «روی» در بهبود کیفیت خواب بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون مؤثر بوده است. بنابراین، این الگو میتواند چارچوب مناسبی برای ارایه مراقبت از این قبیل بیماران فراهم کند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20141127020108N6
پروانه وصلی، زهره کمیجانی، میمنت حسینی، ملیحه نصیری،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت زندگی کودکان مبتلا به بیماریهای سرشتی قلب تحت تأثیر نیازهای گوناگون پس از عمل جراحی قرار میگیرد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر برنامه انتقال مراقبت مبتنی بر خانواده بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودکان مبتلا به بیماریهای سرشتی قلب تحت جراحی ترمیمی انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در مورد 78 زوج مادر- کودک مبتلا به بیماری سرشتی قلب تحت جراحی ترمیمی بستری در بیمارستان قلب شهید رجایی تهران در دو گروه مداخله (40 نفر) و کنترل (38 نفر) انجام گرفته است. نمونهها در سال 1403-1402 به صورت در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودکان پیش از سن مدرسه در چهار مرحله جمعآوری شد. گروه مداخله برنامه انتقال مراقبت مبتنی بر خانواده را در 11 جلسه و گروه کنترل آموزشهای معمول حین ترخیص را دریافت کردند. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 22 و آزمونهای تیمستقل، Bonferroni و آنالیز واریانس یک و دو طرفه با اندازههای تکراری تحلیل شد.
یافتهها: در مقایسه درون گروهی نمره کیفیت زندگی در گروه کنترل و مداخله افزایش معنادار دیده شد (001/0p<)، با این حال میزان افزایش در گروه مداخله بیشتر بود. در مقایسه بین گروهی نمره کیفیت زندگی در مرحله قبل از مداخله، بعد و یک ماه بعد از ترخیص تفاوت معناداری دیده نشد، اما در مرحله سه ماه بعد تفاوت معنادار به دست آمد (003/0=p).
نتیجهگیری: برنامه انتقال مراقبت مبتنی بر خانواده ممکن است بتواند کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودکان مبتلا به بیماریهای سرشتی قلب تحت جراحی ترمیمی مؤثر باشد. پرستاران میتوانند از نتایج این مطالعه در جهت افزایش کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودکان مبتلا به بیماریهای سرشتی قلب تحت جراحی ترمیمی استفاده کنند.
فروغ انصارینیک، معصومه مهدوی فر، سعید حسینی تشنیزی، عارف فقیه،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: آسم یکی از بیماری¬های رایج تنفسی است و ارتقای رفتارهای سلامتی، یک راهبرد مهم و پیشگیرانه در این بیماری است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر آموزش خودمراقبتی به روش برگشتی بر رفتارهای ارتقادهنده سلامت بیماران مبتلا به آسم انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو گروهی با طرح پیش¬آزمون-پس-آزمون است که در مورد 100 نفر از بیماران مبتلا به آسم مراجعهکننده به کلینیک شهید مفتح شهر یاسوج در سال 1402 انجام یافته است. نمونه¬ها با استفاده از ¬روش نمونه¬گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. برای بیماران گروه مداخله سه جلسه آموزشی، هر هفته یک جلسه به مدت 60 تا90 دقیقه به صورت انفرادی، به روش برگشتی انجام گرفت، در حالی که گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار گردآوری داده¬ها شامل پرسشنامه اطلاعات فردی و بیماری و پرسشنامه سبک زندگی ارتقادهنده سلامت بود. تحلیل داده¬ها با روش¬های آماری توصیفی و استنباطی در نرم¬افزار SPSS نسخه 26 انجام گرفت.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمرات رفتارهای سلامتی قبل از مداخله در گروه آزمون 05/16±52/124 و در گروه کنترل 61/16±82/121 بود که تفاوت آماری معناداری نداشتند (411/0=p)، در حالی که بعد از مداخله در گروه آزمون به 57/10±60/135 و در گروه کنترل به 92/8±26/123 رسید که تفاوت بین آن¬ها معناداری بود (001/0>p) و در گروه آزمون افزایش چشم¬گیری داشت.
نتیجهگیری: آموزش خودمراقبتی به شیوه برگشتی، به عنوان یک روش آموزشی ساده، کاربردی و کم هزینه برای افراد مبتلا به آسم، جهت ارتقای رفتارهای سلامتی توصیه می¬شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20230529058325N1