22 نتیجه برای شیری
فاطمه رحیمی کیان، شهناز گلیان، عباس مهران، اعظم بشیری،
دوره 8، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده
پژوهش حاضر، یک مطالعه توصیفی - تحلیلی است که به منظور بررسی میزان، علل استفاده و عدم استفاده از هورمون درمانی جایگزینی در زنان یائسه مراجعه کننده به درمانگاههای زنان بیمارستانهای منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1380 انجام شده است. نمونههای این پژوهش 400 زن 65-40 ساله بودند که به طور تصادفی، انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه، پرسشنامه بود که شامل مشخصات دموگرافیک (سن، شغل، تحصیلات)، دریافت آموزش، منبع آموزش، علل استفاده و عدم استفاده از هورمون درمانی جایگزینی بود.یافتههای این پژوهش، نشان داد که 75/8% از واحدهای مورد مطالعه، از هورمون درمانی جایگزینی استفاده میکنند. دلایل مصرف به ترتیب عبارت بودند از : 57/28% توصیه پزشک، 26/37% بهبود گرگرفتگی، 08/23% پیشگیری از پوکی استخوان، 48/16% برداشته شدن رحم، 3/3% پیشگیری از بیماریهای قلبی - عروقی و 2/2% بهبود فعالیت جنسی. دلایل عدم مصرف نیز به ترتیب عبارت بودند از: 96/46% عدم اطلاع از وجود چنین درمانی، 4/16% طبیعی پنداشتن پدیده یائسگی و عدم نیاز به درمان، 53/10% آزار دهنده نبودن عوارض یائسگی، 08/7% ممنوعیت طبی برای مصرف هورمون و 06/5% ترس از ابتلا به سرطان به دنبال مصرف.در این تحقیق، بین سن و شغل و چگونگی استفاده از هورمون درمانی جایگزینی، ارتباط معنیداری بدست نیامد ولی بین میزان تحصیلات و دریافت آموزش و چگونگی مصرف، ارتباط معنیداری بود.
زهره خاکبازان، شیرین نیرومنش، عباس مهران، آرزو مجیدیآهی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1384 )
چکیده
زمینه و هدف: سن شروع قاعدگی به عنوان یک شاخص مهم بلوغ در دختران، متأثر از عوامل مختلف نژادی، اقتصادی - اجتماعی و ... میباشد. ارتباط وزن و شاخص توده بدنی با سن شروع قاعدگی از فرضیههای مورد اختلاف پژوهشگران است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مقطعی که شامل 580 دانشآموز مقاطع دبستان، راهنمایی، دبیرستان واقع در منطقه هفت تهران میباشد. نمونهگیری به روش خوشهای صورت پذیرفت. دادهها با تکمیل پرسشنامه و اندازهگیری تن سنجی (قد و وزن) جمعآوری و توسط آزمونهای ضریب هبستگی پیرسون و آنالیز واریانس یک طرفه و نرمافزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه 580 دانش آموز با انحراف معیار و میانگین سن شروع قاعدگی (2/1) 1/12، وزن (2/8) 6/45 کیلوگرم و شاخص توده بدنی (4/2) 4/18 شرکت کردند. یافتههای این پژوهش بیانگر عدم تفاوت معنادار میانگین وزن در سنین مختلف شروع قاعدگی و تفاوت معنادار میانگین قد (0001/0p<) و شاخص توده بدنی (006/0p<) در سنین مختلف شروع قاعدگی بود. آزمون هبستگی پیرسون ارتباط سن شروع قاعدگی با قد را رابطه خطی مستقیم (0001/0p<) و رابطه سن شروع قاعدگی با شاخص توده بدنی را رابطه خطی معکوس نشان داد (0001/0p<).
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این مطالعه شاخص توده بدنی و قد ارتباط آماری معناداری با سن شروع قاعدگی دارد به عبارتی با افزایش شاخص توده بدنی، سن شروع قاعدگی کاهش مییابد.
رقیه کریمی، زهرا دانشور عامری، اکرم السادات سادات حسینی، عباس مهران، مریم شیری،
دوره 14، شماره 1 - ( 9-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به نقش اساسی مراقبت خانواده محور در پرستاری کودکان، درک مشترک والدین و پرستاران از نیازهای والدین کودکان بستری در بیمارستان میتواند منجر به ارایه مراقبت با کیفیت بالاتر به کودک شود. هدف از این مطالعه مقایسه درک والدین و پرستاران از نیازهای والدین کودکان بستری در بیمارستانهای کودکان دانشگاه علوم پزشکی تهران است. روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه پیمایشی و از نوع مقطعی است. نمونه پژوهش شامل150 نفر از والدین حقیقی کودکان بستری و 80 نفر از پرستاران بود که به روش نمونهگیری آسان انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها «پرسشنامه نیازهای والدین کودکان بستری» (Kristjansdottir) بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و آزمونهای مجذور کای و منویتنییو استفاده شد.
یافتهها: بنا بر نتایج مطالعه بین درک والدین و پرستاران از اهمیت نیازهای والدین تفاوت آماری معناداری (012/0=p) وجود داشت. هر دو گروه والدین و پرستاران، بیان کرده بودند که نیازهای والدین در بیمارستان، تا حدودی برآورده میشود. بین درک والدین و پرستاران از میزان برآورده شدن نیازهای والدین در بیمارستان، تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد (666/0=p). بر اساس درک هر دو گروه والدین و پرستاران، والدین برای برآوردن نیازهای خود در بیمارستان، به کمک احتیاج دارند. از نظر آماری بین درک والدین و پرستاران از میزان احتیاج والدین به کمک در برآوردن نیازهای خود در بیمارستان، تفاوت آماری معناداری وجود داشت (018/0=p).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد والدین و پرستاران، تمام نیازهای والدین را دارای اهمیت میدانند و بر اساس درک آنها، کاستیهایی در تأمین نیازهای والدین به چشم میخورد. لذا همکاری متقابل والدین و تیم مراقبتی - درمانی جهت تسریع روند بهبودی کودک بستری با توجه به نیازهای والدین، لازم و ضروری به نظر میرسد.
شیرین لسان، زهره میرحیدری، گیتی ستوده، فرحناز خواجه نصیری، فریبا کوهدانی،
دوره 16، شماره 3 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: پوکیاستخوان یک اختلال استخوانی متابولیک جدی است. این بیماری یک معضل عمده در وضعیت سلامتی زنان است و کیفیت زندگی آنان را تحتالشعاع قرار میدهد. با توجه به این که سنجش عادات غذایی و رفتارهای مرتبط با پوکی استخوان، جهت تدوین برنامههای ارتقای سلامت ضروری است و از آن جا که معلمان زن الگو و بهترین ارایهکنندگان مطالب آموزشی به دختران در سنین رشد استخوانی میباشند، بررسی حاضر با هدف «تعیین عادات غذایی و رفتارهای مرتبط با پوکیاستخوان در معلمان زن» انجام گرفته است.
روش بررسی: بررسی حاضر یک بررسی مقطعی توصیفی- تحلیلی است. نمونه مورد پژوهش 308 معلم زن شاغل در منطقه 6 آموزش و پرورش تهران بودند که در اسفند ماه 1385 به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود و تحلیل دادهها، با استفاده آزمونهای t، آنالیز واریانس یک طرفه و توکی در نرمافزار SPSS صورت گرفت.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار امتیازات کسب شده از سؤالات عادات غذایی و رفتارهای مرتبط با پوکیاستخوان 2/4±9/14 (از کل امتیاز قابل کسب 24) بود. امتیاز عادات غذایی و رفتارهای مرتبط با پوکیاستخوان، در معلمان زن با آگاهی خوب، سن بالاتر از 50 سال، اشتغال بیش از 25 سال، همچنین معلمانی که از کتاب و جزوات آموزشی به عنوان اولین منبع کسب اطلاعات استفاده میکردند و در معلمان یائسه به طور معناداری بالاتر بود (تمام موارد 03/0=p).
نتیجهگیری: میانگین دریافت کلسیم روزانه معلمان در حد مناسب میباشد ولی 30% آنان دریافت نامناسب کلسیم دارند. همچنین، درصد بالایی از آنان مصرف کرم ضدآفتاب، چای زیاد در روز و عدم فعالیت ورزشی دارند که میتواند آنان را در معرض خطر پوکیاستخوان قرار دهد. بر این اساس طراحی و اجرای برنامههای آموزشی برای معلمان، ارایه کتابچههای آموزشی به آنان، کاهش مصرف چای در مدارس و تخصیص مکان و تسهیلات ورزشی مناسب معلمان در هر مدرسه پیشنهاد می شود.
فاطمه رحیمیکیان، مریم مدرس، شیرین نیرومنش، عباس مهران، طاهره رحیمینیا،
دوره 17، شماره 2 - ( 4-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: آزمون غیراسترسی یکی از مرسومترین ابزار جهت ارزیابی سلامت جنین میباشد. اما، بالا بودن موارد مثبت کاذب این آزمون از محدودیتهای این روش است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر تحریک با نورهالوژن بر الگوی غیر واکنشی آزمون غیراسترسی انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی است که طی آن از بین زنان بارداری که به منظور انجام NST به بیمارستان فوق تخصصی زنان میرزا کوچکخان مراجعه کرده بودند، تعداد 50 نفر که دارای الگوی غیرواکنشی ضربان قلب جنین به مدت 20 دقیقه بودند، مورد مداخله آزمون با تحریک نورهالوژن قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده یک چراغ قوه با منبع نورهالوژن با قدرت یک میلیون شمع بود که به مدت 10ثانیه بر روی شکم مادر و بالای سمفیزپوبیس روی سر جنین تابانده شد. سپس نتایج NST متعاقب انجام این مداخله، با نتایج پروفایل بیوفیزیکی به عنوان آزمون پشتیبان مقایسه شد.
یافتهها: پس از انجام مداخله 68% نتایج غیرواکنشی به نتایج واکنشی تبدیل شد. مدت زمان سپری شده تا شروع واکنش در 50% موارد، به کمتر از 2 دقیقه رسید. تقریباً 90% جنینها در عرض زمان 9 دقیقه الگوی واکنشی پیدا کردند.
نتیجهگیری: در این مطالعه انجامNST با بهکارگیری تحریک نورهالوژن در کاهش موارد نتایج غیرواکنشی و همچنین کاهش زمان انجام آزمون مفید بوده است. لذا نورهالوژن میتواند در مراکز ارزیابی سلامت جنین به طور ایمن و مؤثر جهت بهبود نتایج NST به کار گرفته شود.
شیرین حسنوند، سیده فاطمه قاسمی، فرزاد ابراهیمزاده،
دوره 17، شماره 2 - ( 4-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: ارایه اطلاعات ضروری به بیمار وظیفه مهم کادر پزشکی است لیکن نتایج مطالعات مرتبط با مقوله آموزش به بیمار، حاکیاز تفاوت معنادار در درک نیازهای آموزشی بیماراز دیدگاه بیماران و کادر پزشکی میباشد. همین امر به یک شیوه آموزشغیر مؤثر میانجامد. مطالعه حاضر با هدف شناخت و مقایسه اولویتهای آموزشی بیماران مبتلا به صرع از دیدگاه بیماران و کادر پزشکی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی توصیفی - تحلیلی 69 بیمار مبتلا به صرع و 85 نفر از کادر پزشکی (پزشک و پرستار) شاغل در بخشهای اعصاب و کودکان بیمارستانهای آموزشی شهر خرمآباد در سال 88-1387، با استفاده از یک پرسشنامه پژوهشگر ساخته مشتمل بر 3 حیطه (آگاهی در زمینه بیماری صرع، سبک زندگی و مصرف داروها) و 28 سؤال مورد بررسی قرار گرفتند. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و آزمون آنالیز واریانس تک متغیره استفاده شد.
یافتهها: 2/58% بیماران مرد و میانگین سنی آنها 8/30 سال بود. میانگین سنی پرستاران و پزشکان هم به ترتیب 8/29 و8/37 بود. میانگین نمرات مربوط به اولویتبندی آموزشی در حیطه بیماری، در بیماران در مقایسه با کادر پزشکی به طور معناداری بالاتر بود (001/0p<). همچنین میانگین نمرات حیطه سبک زندگی در گروه بیماران و پرستاران در مقایسه با پزشکان بیشتر بود (001/0p<). از نظر اولویتبندی در حیطه داروهای مصرفی، هیچ اختلاف معناداری بین نمونههای پژوهش وجود نداشت (53/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به تفاوت دیدگاههای بیماران و کادر پزشکی، برنامههای آموزشی میبایست با در نظر گرفتن اولویتهای آموزشی بیماران صورت گیرد، تا نیازهای آموزشی بیماران و خانوادههای آنان به درستی برآورده گردد.
خدایار عشوندی، فاطمه حسن شیری، محمود صفری، محمدرضا فاضل، محسن صلواتی، طیبه حسن طهرانی،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: لرز بعد از عمل جراحی یکی از عوارض شایع و ناخوشایند است که باعث ناراحتی بیمار، افزایش فشارخون، مصرف اکسیژن، افزایش فشار داخل جمجمه و درد ناحیه عمل میشود. آمار جراحیهای سزارین در ایران 3 برابر استاندارد جهانی میباشد. از آن جا که پرستار به عنوان حامی بیمار باید از ایجاد عوارض جلوگیری کند، این مطالعه با هدف بررسی تأثیر سرم گرم وریدی در پیشگیری از لرز بعد از بیهوشی در مادران تحت عمل جراحی سزارین انجام گرفته است.
روش بررسی: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده 62 مادر کاندید سزارین انتخابی تحت بیهوشی عمومی، در بیمارستان شهید بهشتی کاشان از تاریخ بهمن 88 تا مهر 89 به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در گروه آزمون (دریافتکننده سرم گرم) و شاهد (دریافتکننده سرم با دمای اتاق) قرار گرفتند. سپس بروز لرز بعد از عمل و پارامترهای همودینامیک آنها در فواصل منظم در اتاق ریکاوری بررسی و ثبت شد. دادهها با استفاده از آمارهای توصیفی و تحلیلی در نرمافزار SPSS v.16 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین دمای مرکزی مادران در اتاق ریکاوری در گروه آزمون 48/0±90/35 و در گروه شاهد 60/0±42/35 و تفاوت آنها از نظر آماری معنادار (05/0p<) بود. همچنین میزان بروز لرز در گروه آزمون 13% و در گروه کنترل 35% و از نظر آماری تفاوت معنادار بود (05/0p<).
نتیجهگیری: انفوزیون سرم گرم باعث پیشگیری از افت دمای مرکزی و همچنین کاهش بروز لرز پس از بیهوشی عمومی مادران تحت عمل جراحی سزارین میگردد. بنابراین استفاده از این روش به عنوان یک اقدام پیشگیرانه توصیه میشود
طاهره صادقی، محمود شمشیری، نورالدین محمدی، مهناز شوقی،
دوره 18، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: طبق تعریف انجمن بینالمللی درد، درد یک تجربه حسی و روانی ناخوشایند است که با آسیب احتمالی یا واقعی بافت در ارتباط است. هرگونه فعالیت که کودک را از تمرکز به درد باز دارد، میتواند برای کاهش درد مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر انحراف فکر بر واکنشهای رفتاری درد حین بازکردن راه وریدی در کودکان 6-4 ساله انجام یافته است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی در مورد کودکان مراجعهکننده به بیمارستان قدس شهر قزوین از ابتدای تیرماه تا پایان آذرماه سال 1388 انجام گرفته است. تعداد 60 کودک با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل دو بخش ویژگیهای فردی و مقیاس واکنشهای رفتاری ناشی از درد FLACC بود. در گروه آزمون قبل از بازکردن راه وریدی به کودک درباره نحوه فشار دادن توپ کوچک و نرم (به عنوان تکنیک انحراف فکر) در طول بازکردن راه وریدی آموزش داده شد و واکنشهای رفتاری ناشی از درد با استفاده از ابزار FLACC تعیین شد. در گروه شاهد هیچ مداخلهای انجام نگرفت. برای بررسی همسانی گروهها از نظر مشخصات فردی و مقایسه واکنشهای رفتاری در دو گروه از آزمونهای کایدو، تیمستقل و کولموگروف اسمیرنوف در سطح معناداری 05/0>p استفاده گردید.
یافتهها: دو گروه آزمون و شاهد از نظر ویژگیهای فردی همسان بودند (05/0p>). از نظر شدت درد، در گروه آزمون 3/63% کودکان دارای درد خفیف و هیچ کودکی درد شدیدی را گزارش نکرد و در گروه شاهد 0/50% کودکان دارای درد خفیف و 3/33% کودکان درد شدید حین بازکردن راه وریدی گزارش کردند. میانگین نمرات واکنش رفتاری ناشی از درد در دو گروه آزمون و شاهد با هم تفاوت معناداری داشتند (001/0>p).
نتیجهگیری: انحراف فکر با استفاده از فشار دادن یک توپ کوچک نرم به عنوان تکنیک غیردارویی مؤثر، ارزان قیمت و در دسترس جهت کاهش واکنشهای رفتاری درد حین بازکردن راه وریدی در کودکان مؤثر میباشد.
سمیه قویپنجه، حسین ابراهیمی، شیرین برزنجه عطری، وحید پاکپور، پویا تاروردیزاده،
دوره 20، شماره 2 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: بروز افسردگی در میان دانشجویان پرستاری و مامایی شایع است. آموزش مهارت حل مسأله نوعی مداخله روانشناختی کوتاه مدت است که میتواند در حل مشکلات روانشناختی استفاده شود. این مطالعه با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت حل مسأله بر کاهش شدت افسردگی دانشجویان پرستاری و مامایی اجرا شده است .
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه شبه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه شاهد میباشد. جامعه آماری، کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل در نیمسال اول 90-89 در دانشکدههای پرستاری و مامایی ارومیه و تبریز بودند. ابتدا مقیاس افسردگی بک در هر دو دانشکده اجرا شد. نمونه پژوهش شامل 92 دانشجو بود که در مقیاس افسردگی نمره 10 و بالاتر کسب کرده بودند و به طور تصادفی به دو گروه مداخله (46 نفر) و شاهد (46 نفر) تقسیم شدند. گروه مداخله در 6 جلسه آموزش مهارت حل مسأله دریافت نمود. در پایان در هر دو گروه مقیاس افسردگی بک اجرا شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد .
یافتهها : نمرات مقیاس افسردگی بک در گروه مداخله از 60/18 به 41/13 و در گروه شاهد از 04/15 به 91/15 تغییر یافت. بر این اساس میانگین نمرات افسردگی گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد کاهش معناداری (001/0 p< ) داشته است.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه، آموزش مهارت حل مسأله به عنوان یک مداخله روانشناختی کوتاه مدت میتواند به ارتقای سلامت روان دانشجویان کمک کرده و زمینه را برای کسب مهارتهای مراقبتی و ارتقای کیفیت مراقبت پرستاری و مامایی فراهم نماید .
الهه دشتی، مریم رسولی، لیلا خانعلی مجن، اسماء پورحسین قلی، اعظم شیرینآبادی فراهانی، فاطمه سروی،
دوره 21، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: نوزادان نارس پس از ترخیص از بخش مراقبت ویژه نوزادان در خطر زیادی برای بستری مجدد هستند. برخی عوامل و ویژگیهای نوزادان نارس در بستری مجدد آنها اثر دارند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط عوامل نوزادی با بستری مجدد نوزادان نارس در واحد مراقبت ویژه نوزادان انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه همبستگی با نمونهگیری از نوزادان نارس بستری در بخشهای مراقبت ویژه نوزادان سه بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1392 انجام یافته است. نمونهها به وسیله پرسشنامه ثبت مشخصات از نظر ویژگیها و عوامل احتمالی مرتبط با بستری مجدد شامل جنس، چند قلویی، سن حاملگی و وزن هنگام تولد و طول مدت بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بررسی شدند. پیگیری وضعیت بستری مجدد نوزادان نیز سی روز پس از ترخیص انجام یافت. تحلیل دادهها ابتدا به صورت تک متغیره و سپس توسط مدل رگرسیون لجستیک انجام گرفت.
یافتهها: نتایج تجزیه و تحلیل تک متغیره نشان داد نوزادانی که در مدت زمان پیگیری مجدداً بستری شده بودند، به طور معناداری در زمان تولد نارستر و کم وزنتر بوده و در اولین بستری خود مدت بیشتری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بستری بودهاند (001/0p<). در مدل رگرسیون لجستیک تنها بین سن حاملگی و وزن نوزاد در زمان تولد با بستری مجدد نوزادان، ارتباط آماری معناداری مشاهده شد (به ترتیب نسبت شانس: 805/0، 01/0p< و نسبت شانس: 998/0، 001/0p<).
نتیجهگیری: سن حاملگی و وزن هنگام تولد نوزاد با بستری مجدد نوزاد طی 30 روز پس از ترخیص ارتباط دارند، به طوری که نوزادانی که سن حاملگی کمتر و وزن زمان تولد کمتری داشتند با احتمال بیشتری پس از ترخیص مجدداً بستری میشدند.
نیر سلمانی، شیرین حسنوند،
دوره 21، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از شایعترین خطاهای پزشکی، خطاهای دارویی است که در بخش مراقبت ویژه نوزادان این نوع خطاها اهمیت مضاعفی دارد. هدف از مطالعه حاضر تعیین فراوانی و نوع خطاهای دارویی در بخش مراقبت ویژه نوزادن بوده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی است. 71 پرستار شاغل در بخش مراقبت ویژه نوزادان به صورت تمام شماری از بیمارستانهای شهر یزد در سال 1394 وارد مطالعه شدند. ابزارهای گردآوری دادهها، پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و شغلی و پرسشنامه «خطای تجویز دارو» بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و آزمون آماری کایاسکوئر در نرمافزار SPSS v.18 استفاده گردید.
یافتهها: 9/47% (34 نفر) پرستاران مورد مطالعه مرتکب خطای دارویی شده بودند. 2/35% نمونهها 2-1 خطا داشتهاند و 51/51% خطاها در نوبت کاری شب رخ داده است. در داروهای غیرتزریقی: خطای ناشی از اشتباه در محاسبات دارویی، اشتباه در دوز دارویی، روش اشتباه در نحوه دادن دارو و داروی اشتباه دارای وقوع زیاد و در داروهای تزریقی: خطا در سرعت تزریق دارو، اشتباه در محاسبات دارویی، اشتباه در دوز دارویی و عدم توجه به تداخل داروها، دارای وقوع زیاد بودند. پرستاران اولین علت اصلی بروز خطاهای دارویی را تعداد زیاد بیماران بیان کردند.
نتیجهگیری: با توجه به بالا بودن فراوانی خطاها به خصوص در نوبت کاری شب و همچنین دخیل دانستن عدم تعادل نسبت پرستار به بیمار، لازم است در مطالعات آتی علل و راهکارهای پیشگیری از خطاهای دارویی مورد بررسی بیشتری قرار گیرد.
مینا سلیمی، آناهیتا معصومپور، اعظم شیرینآبادی فراهانی، نزهت شاکری، فاطمه علایی کرهرودی، حسین شیری،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: تهویه مکانیکی یکی از درمانهای رایج در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان است که در عین حال با عوارض بسیاری همراه میباشد. یکی از راه کارهای کاهش عوارض، ارایه مراقبتهای پرستاری مطابق با استانداردها است. این مطالعه به منظور تعیین میزان مطابقت مراقبتهای پرستاری مرتبط با جداسازی نوزادان از دستگاه تهویه مکانیکی با استانداردها، در بخشهای مراقبتهای ویژه نوزادان انجام یافته است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی (از نوع حسابرسی)، 105 مورد مراقبت پرستاری مرتبط با جداسازی نوزادان از دستگاه تهویه مکانیکی در بخشهای مراقبت ویژه نوزادان بیمارستانهای منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1394 با روش نمونهگیری از رویداد، مورد مشاهده قرار گرفت. اطلاعات از طریق پرسشنامه جمعیتشناختی نوزادان بستری و پرستاران شاغل و فهرست وارسی مراقبتهای پرستاری جداسازی از دستگاه تهویه مکانیکی، جمعآوری شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون کایدو در سطح معناداری 05/0>p تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میزان مطابقت مراقبتهای پرستاری مرتبط با جداسازی از دستگاه تهویه مکانیکی با استانداردها، 3/68% بود که به تفکیک میزان رعایت استانداردهای مراقبتی قبل از جداسازی 4/71%، حین جداسازی 7/65% و بعد از جداسازی 4/66% ارزیابی گردید.
نتیجهگیری: مراقبتهای مرتبط با جداسازی از دستگاه تهویه مکانیکی فاصله زیادی با استانداردها دارد و به منظور ارتقای آن، بهکارگیری راهنمای بالینی مراقبتهای پرستاری و نظارت بالینی مدیران بر نحوه اجرای آن پیشنهاد میگردد.
مهناز شریفی، اکرم کریمی شاهنجرینی، سعید بشیریان، عباس مقیمبیگی،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف میانوعدههای کم ارزش در چاقی دوره کودکی نقش دارد. هدف از انجام این مطالعه تعیین تأثیر برنامه آموزشی مادران بر مصرف میانوعدههای سالم در کودکان 5-1 ساله با استفاده از نظریه شناختی اجتماعی بوده است.
روش بررسی: این مطالعه مداخلهای نیمه تجربی (IRCT2013062912456N2) در سال 1392 با مشارکت 126 مادر دارای کودک 1 تا 5 ساله تحت پوشش مراکز بهداشتی شهر همدان در دو گروه شاهد و مداخله انجام گرفت. مداخله شامل چهار جلسه آموزشی، کتابچه آموزشی، کلیپ آموزشی و 6 پیام نوشتاری بود. سازههای نظریه شناختی اجتماعی و پرسشنامه بسامد مصرف در قبل از مداخله، ده روز و دو ماه بعد از مداخله بررسی شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آزمونهای آماری کایدو، تیمستقل، دادههای تکراری و آزمون کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: قبل از مداخله، دو گروه از نظر ویژگیهای جمعیتشناختی و سازههای نظریهشناختی اجتماعی و بسامد مصرف میانوعدههای کم ارزش همگن بودند (05/0p>). با توجه این که نتایج آزمون آنالیز واریانس اندازههای تکراری برای اثر متقابل گروه و زمان معنادار بوده است. لذا مقایسه میانگینهای دو گروه در هر مرحله با آزمون تیمستقل انجام گرفت و تفاوت معنادار بین دو گروه در دو مرحله بعد از مداخله مشاهده شد.
نتیجهگیری: این مداخله تأثیر مثبتی در مصرف میانوعدههای سالم در کودکان داشت. میتوان برای اصلاح الگوی مصرف میانوعدهها در کودکان از نظریه شناختی اجتماعی و روش به کار رفته در طراحی این برنامه بهره گرفت.
مجید براتی، سعید بشیریان، محمدعلی امیرزرگر، امیرعباس موسعلی، محمدحسن ساعتی عصر،
دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پروستات شایعترین نوع سرطان در بین مردان و دومین سرطان مرگآور میباشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت انجام رفتارهای غربالگری سرطان پروستات و عوامل روانی- شناختی مرتبط با آن، در بین مردان بالای 50 سال با بهرهگیری از مدل اعتقاد بهداشتی انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در مورد 300 نفر از مردان بالای 50 سال شهر همدان انجام گرفته است. روش نمونهگیری خوشهای و ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، رفتارهای غربالگری سرطان پروستات و سازههای مدل اعتقاد بهداشتی بود. دادهها با استفاده از آزمون مجذور کای، آزمون دقیق فیشر و رگرسیون لجستیک در نرمافزار SPSS نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که به ترتیب 12 و 9% از شرکتکنندگان در پژوهش سابقه انجام معاینه انگشتی رکتوم (DRE) و آزمایش آنتی ژن اختصاصی پروستات (PSA) را گزارش کردهاند. سازههای منافع و موانع درک شده عوامل پیشگوییکننده انجام رفتارهای غربالگری سرطان پروستات بودند (05/0p<). همچنین انجام رفتارهای غربالگری سرطان پروستات با متغیرهای سن و سابقه وجود مشکلات پروستات رابطه معناداری داشت (05/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به مؤثر بودن مدل اعتقاد بهداشتی در پیشبینی انجام رفتارهای غربالگری سرطان پروستات، استفاده از این یافتهها در برنامهریزی مداخلات آموزشی در بین افراد بالای 50 سال پیشنهاد میشود.
علی محمد مختاری، شیرین ریاحی، محمد فتحعلیپور، حامد دلام، مریم هاشمنژاد، سهیل حسنیپور،
دوره 24، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطانهای دستگاه تناسلی زنان، سومین گروه شایع از بدخیمیها در زنان محسوب میشود. با توجه به اهمیت این سرطانها، مطالعه حاضر با هدف محاسبه میزان بروز استاندارد شده سنی سرطانهای دستگاه تناسلی زنان در ایران انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مرور سیستماتیک در سال 2017 شش پایگاه بین المللی Medline/PubMed، ProQuest، Scopus، Embase، ScienceDirect، Google Scholar و چهار پایگاه ایرانی SID، MagIran، IranMedex و IranDoc مورد بررسی قرار گرفت. مقالات فارسی و انگلیسی که به شکل واضح به بروز استاندارد شده سنی سرطانهای دستگاه تناسلی زنان در ایران اشاره کرده بودند، وارد مطالعه شدند. به منظور بررسی و کنترل کیفیت مقالات از چک لیستی که به وسیله انیستیتوی Joanna Briggs تهیه شده است، استفاده شد. اطلاعات مربوط به مقالات توسط دو نفر به شکل مجزا استخراج شد.
یافتهها: پس از جستجوی کلیه پایگاههای بینالمللی و داخلی، 264 مقاله یافت شد و تعداد 27 مقاله وارد تحلیل نهایی شد. براساس مدل اثرات تصادفی میزان بروز استاندارد شده سنی (31/2-83/1CI, 95%) 07/2 برای سرطان دهانه رحم، (54/3-75/2 CI, 95%) 15/3 برای سرطان تخمدان و (73/1-32/1CI, 95%) 52/1 در 100،000 نفر برای سرطان جسم رحم به دست آمد.
نتیجهگیری: میزان بروز استاندارد شده سرطانهای دستگاه تناسلی زنان در ایران نسبت به سایر کشورهای دنیا در حد پایینتری قرار دارد. باید توجه داشت که به دلیل ناهمگونی بالای مطالعات، با نتایج این فراتحلیل باید با احتیاط برخورد شود.
شیرین خواجه حسینی، احمدرضا صیادی، محمد مبینی لطفآباد، شهین حیدری،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: شغل پرستاری در آمیخته با وضعیت نوبت کاری در ساعات مختلف شبانهروز است. بروز اختلالات خواب ناشی از بهم خوردن چرخه خواب و بیداری و سیکل سیرکادین در این گروه به وفور رخ میدهد. روش تن آرامی بنسون یک روش آسان، غیرتهاجمی و غیردارویی است که میتواند در بهبود کیفیت خواب افراد تأثیرگذار باشد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر تکنیک آرامسازی بنسون بر کیفیت خواب پرستاران نوبت کاری در گردش بیمارستانها انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی تعداد 80 نفر از پرستاران نوبت کار سه بیمارستان شهر رفسنجان در سال 1397 که براساس نمره پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ دارای کیفیت خواب پایین بودند، به صورت در دسترس انتخاب و سپس با استفاده از روش تصادفی کمینهسازی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. به گروه مداخله تکنیک آرامسازی بنسون آموزش داده شد و از آنها خواسته شد که به مدت یک ماه، قبل از خواب آن را اجرا نمایند. پس از مدت یک ماه مجدداً پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ توسط هر دو گروه تکمیل شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری t مستقل، t زوجی، Chi-Square و آزمون دقیق فیشر در نرمافزار SPSS نسخه 18 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره کیفیت خواب گروه مداخله و کنترل قبل از مداخله به ترتیب، 53/2±79/7 و 78/2±95/7 بود و بین گروهها تفاوت معناداری وجود نداشت. یک ماه بعد از اجرای تکنیک، میانگین و انحراف معیار نمره کیفیت خواب گروه مداخله 32/2±58/5 و گروه کنترل 93/2±53/8 بود و دو گروه از لحاظ آماری اختلاف معناداری داشتند (0001/0p<).
نتیجهگیری: در این مطالعه استفاده از تکنیک آرامسازی بنسون که یک تکینیک غیرتهاجمی ساده، ارزان و فاقد عوارض جانبی است، کیفیت خواب پرستاران نوبت کار را ارتقا بخشید، لذا آموزش و اجرای این تکنیک به پرستاران جهت افزایش کیفیت خواب توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20180306038981N1
نوشین بابایی، مریم رسولی، اعظم شیرینآبادی فراهانی، هومان منوچهری، راضیه بیکمیرزا، مریم ورزشنژاد،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: ثبت صحیح گزارش پرستاری، بیانگر عملکرد بالینی مطلوب پرستار و مطابقت آن با استانداردها است. تشخیصهای پرستاری ناندا یکی از مهمترین و پرکاربردترین عبارات استاندارد بینالمللی برای ثبت مراقبتهای پرستاری میباشد که لازم است ثبت مراقبتها بر این اساس صورت گیرد. این مطالعه با هدف تعیین میزان انطباق و فراوانی تشخیصهای پرستاری ثبت شده در بخش انکولوژی کودکان با عبارات تشخیصهای پرستاری سیستم طبقهبندی ناندا انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی گزارشهای پرستاری ثبت شده در پروندههای کودکان بستری در بخشهای آنکولوژی کودکان دو بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سه ماهه نخست سال 1395 مورد بررسی قرار گرفت. نمونهگیری به روش سرشماری پروندهها و در 3 ماه متوالی انجام یافت. در مجموع 86 پرونده و 3701 گزارش پرستاری مورد بررسی قرار گرفت. مستندات پرستاران از طریق تحلیل محتوای آشکار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، عبارات به دست آمده با تشخیصهای پرستاری سیستم طبقهبندی ناندا انطباق داده شد و میزان انطباق و فراوانی تشخیصهای پرستاری استخراج شده تعیین شد.
یافتهها: میزان کلی انطباق تشخیصهای استخراج شده از گزارشهای پرستاری با تشخیصهای پرستاری ناندا، 7/14% بود. بیشترین تشخیصهای پرستاری، تشخیصهای مرتبط با دستهبندی ایمنی/ حفاظت، با میزان 95/47% و بعد از آن تشخیصهای مربوط به دستهبندی تغذیه به میزان42/24% و در نهایت تشخیصهای پرستاری مرتبط با دستهبندی آسایش به میزان 8/12% بود.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در حال حاضر در ثبت مراقبتهای پرستاری از چارچوبهای استانداردی مانند فرآیند پرستاری و تشخیصهای پرستاری ناندا به میزان بسیار محدود استفاده میشود. پیشنهاد میشود آموزشهای کاربردی برای افزایش دانش و انگیزه جهت بهکارگیری تشخیصهای پرستاری ناندا، داده شود.
محمد بخشی، سعید بشیریان، مجید براتی، یدالله فتحی، میترا زندیه،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کارکنان اتاق عمل به دلیل صدمات نیدلاستیک همواره در معرض عفونتهای منتقل شده از راه خون قرار دارند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر برنامه آموزشی مبتنی بر مدل اعتقاد بهداشتی در ارتقای رفتارهای پیشگیریکننده از صدمات نیدلاستیک در کارکنان اتاق عمل انجام یافته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه مداخلهای از نوع پیشآزمون پسآزمون همراه با گروه کنترل است که در سال 1397 در بین 90 نفر (هر گروه 45 نفر) از کارکنان اتاق عمل 4 بیمارستان آموزشی شهر همدان انجام گرفته است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ویژگیهای فردی و حرفهای نمونهها و سازههای مدل اعتقاد بهداشتی بود. مداخله شامل 4 جلسه آموزشی بود که در مدت یک ماه برای گروه مداخله به اجرا درآمد. سه ماه پس از مداخله آموزشی از هر دو گروه پسآزمون گرفته شد. دادهها از طریق نرمافزار SPSS نسخه 18 و بهکارگیری آزمونهای t مستقل، کایدو، تست دقیق فیشر و آنالیز کوواریانس تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که قبل از مداخله آموزشی اختلاف آماری معناداری در میانگین نمرات سازههای مدل اعتقاد بهداشتی بین دو گروه آزمون و کنترل وجود نداشته است (05/0<p). اما بعد از مداخله آموزشی اختلاف آماری معناداری بین تغییرات قبل و بعد نمرات آگاهی، حساسیت درک شده، منافع درک شده، خودکارآمدی درک شده و رفتارهای پیشگیریکننده از نیدلاستیک بین دو گروه مداخله و کنترل مشاهده شد (05/0p<).
نتیجهگیری: براساس نتایج، بهکارگیری مداخله آموزشی مبتنی بر مدل اعتقاد بهداشتی رویکرد مناسب و مؤثری در پیشگیری از نیدلاستیک در بین نیروهای اتاق عمل میباشد.
حکیمه اسکندری سبزی، اعظم شیرین آبادی فراهانی، مریم رسولی، لیلا خانعلی مجن، راضیه بیکمیرزا، مریم حیدری،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: ابتلا به سرطان در دوره نوجوانی باعث ناتوانی شده و دستیابی به وظایف مهم این دوران را دچار اختلال میکند. با توجه این که مسایل معنوی پیچیدهای پیش روی نوجوانان قرار دارد، با تأکید بر آنها میتوان چارچوب منحصر به فردی را برای درک و مقابله با بیماری فراهم کرد. این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با مقابله معنوی نوجوانان مبتلا به سرطان براساس الگوی «تعالی نفس Reed» انجام گرفته است.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- همبستگی، تعداد 270 نوجوان مبتلا به سرطان مراجعهکننده به بیمارستانهای تابع دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی شهر تهران در سال 98-1397، به صورت در دسترس، انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامههای «ویژگیهای جمعیتشناختی و بالینی»، «مقابله معنوی نوجوانان»، «امیدواری نوجوانان»، «تعالینفس- نسخه نوجوانان» و «مقابله نوجوانان» جمعآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 19 و روشهای آماری توصیفی و آزمونهای کروسکال-والیس، کولموگروف–اسمیرنوف، ضریب همبستگی اسپیرمن و تحلیل مسیر انجام یافت.
یافتهها: براساس ضریب همبستگی اسپیرمن، ارتباط امیدواری (440/0=rs و 001/0>p)، مقابله (149/0=rs و 015/0=p) و تعالی نفس (143/0=rs و 019/0=p) با مقابله معنوی نوجوانان مثبت و معنادار بود. همچنین نتایج تحلیل مسیر برازش الگوی تعالی نفس Reed نشان میدهد متغیرهای امیدواری و تعالی نفس به صورت مستقیم و متغیر مقابله به صورت غیرمستقیم و از طریق متغیر واسطه تعالی نفس، بر مقابله معنوی در نوجوانان تأثیرگذار بوده است.
نتیجهگیری: متغیرهای امیدواری، مقابله و تعالی نفس از عوامل مرتبط با مقابله معنوی در نوجوانان مبتلا به سرطان بوده است و الگوی تعالی نفس Reed در نوجوانان ایرانی مبتلا به سرطان برازش دارد. بنابراین پرستاران به عنوان اولین ارایهدهندگان مراقبت، میتوانند با تمرکز بر این الگو و با دستکاری در متغیرهای مختلف آن، مقابله معنوی را در نوجوانان افزایش دهند.
محمدرضا شمشیری، محبوبه سجادی، شراره خسروی، فاطمه رفیعی،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کودکان از گروههای آسیبپذیر هستند و دانش و آگاهی مادر نقش مهمی در تحریک تکاملی کودک دارد. کمبود دانش مادران در حوزههای شناختی، عاطفی و اجتماعی تکامل کودک موجب کاهش خودکارآمدی والدین میشود. بنابراین، هدف این مطالعه تعیین تأثیر الگوی توانمندسازی خانواده محور بر خودکارآمدی والدگری مادران در مورد فرآیند رشد و تکامل کودکان نوپا است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی در سال 1401 به روش نمونهگیری در دسترس 72 نفر از مادران کودکان نوپای بستری در بیمارستان امیرکبیر شهر اراک انتخاب و به روش تصادفیسازی بلوکی به گروه کنترل (36 نفر) و مداخله (36 نفر) تقسیم شدند. گروه کنترل تحت مراقبت معمول بستری بود و در گروه مداخله توانمندسازی خانواده محور در پنج جلسه 60 دقیقهای اجرا شد. جمعآوری دادهها با پرسشنامههای جمعیتشناختی و خودکارآمدی والدگری قبل، بعد و یک ماه بعد از مداخله انجام یافت. تجزیه و تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 26 با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام یافت.
یافتهها: نتایج نشان داد میانگین نمره خودکارآمدی قبل از مداخله در دو گروه اختلاف معنادار آماری نداشته است (416/0=p). میانگین نمره خودکارآمدی والدگری بعد از مداخله (001/0p<) و همچنین در پیگیری یک ماه بعد از مداخله در دو گروه اختلاف معنادار آماری داشت (001/0p<).
نتیجهگیری: الگوی توانمندسازی خانواده محور سبب بهبود خودکارآمدی مادران شد. این الگو برای مدیریت بهتر رشد و تکامل کودکان توصیه میشود.