33 نتیجه برای دهقان
محمد عباسی، رضا نگارنده، ناهید دهقاننیری،
دوره 20، شماره 3 - ( 8-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: دفیبریلاتور قابل کاشت مؤثرترین روش درمان دیسریتمیهای قلبی است. داشتن این دستگاه حیات بخش، تجربهای منحصر به فرد با تغییرات مهم در زندگی بیمار میباشد. شناخت این تجارب منجر به افزایش موفقیت در درمان و پیگیری میشود. این مطالعه به منظور شناخت تجربه بیماران دارای دفیبریلاتور قابل کاشت انجام یافته است .
روش بررسی: این مطالعه کیفی با روش پدیدهشناسی تفسیری انجام یافته است. 13 مشارکتکننده به صورت هدفمند از درمانگاه قلب- عروق بیمارستان امام خمینی (ره) تهران انتخاب شدند. مصاحبههای نیمه ساختارمند در مدت زمان بین 30 تا 45 دقیقه انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از فعالیتهای شش گام van Manen استفاده شد .
یافتهها : در تجزیه و تحلیل دادهها «شروع زندگی دوباره» درونمایه اصلی تجربه زیسته با دفیبریلاتور قابل کاشت به دست آمد. این درونمایه شامل احساس امنیت، زندگی با فرشته نجات، وابستگی به دستگاه و تلاش جهت حفظ دستگاه میباشد .
نتیجهگیری: مشارکتکنندگان بعد از تعبیه دستگاه، زندگی دوباره را با احساس امنیت و آرامش خاطر شروع میکنند. آنان تلاش میکنند تا این دستگاه حیاتبخش را حفظ نمایند، لذا اعضای تیم درمان به خصوص پرستاران با ارایه آموزشهای خودمراقبتی صحیح، میتوانند به این افراد و اعضای خانواده آنان کمک نمایند .
ناهید دهقاننیری، منا محمدی فیروزه، خاطره سیلانی،
دوره 20، شماره 4 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش حجم اطلاعات و با توجه به عملکرد سازمان پیچیدهای مانند بیمارستان، استفاده از ابزارهای پیشرفته و رایانهای ضروری است. در توسعه سیستمهای اطلاعات، کارکنان عناصر اصلی هستند، زیرا ضمن اداره سیستمها، نقش مهمی در توسعه، اجرا و ارزیابی این سیستمها دارند . از آنجا که ارزیابی سیستم اطلاعات بدون تحلیل تجربیات و دیدگاه کاربران آن میسر نیست، لذا این مطالعه با هدف تبیین تجربیات پرستاران از سیستم اطلاعات بیمارستانی انجام یافته است .
روش بررسی: این مطالعه یک پژوهش کیفی است که در آن تجربیات پرستاران در زمینه کاربرد سیستم اطلاعات بیمارستانی جهت شناخت غنی و عمیق پدیده، مورد کاوش قرار گرفته است. از روش تحلیل محتوای قراردادی جهت جمعآوری و تحلیل دادهها استفاده شد. مصاحبههای رودررو و نیمه ساختارمند با مشارکتکنندگان تا رسیدن به اشباع کامل اطلاعات صورت گرفت. جمعاً 18 مصاحبه انجام گرفت .
یافتهها : تجربیات پرستاران با طبقات تکامل تدریجی سیستم، مسؤولیت و حسابرسی، امنیت، اثربخشی و دسترسی توضیح داده شدند .
نتیجهگیری: تجربیات مثبت پرستاران حاکی از اثربخشی نسبی این سیستم نسبت به ثبتهای دستی است. یافتههای این مطالعه نشان داد تجربیات منفی آنها صرفاً منحصر به طرز کاربرد و یا دوباره کاریهایی است که ناشی از مشکلات ساختاری بیمارستانها است نه خود سیستم. با توجه به نیاز مشارکتکنندگان توصیه میشود این سیستم به مواردی از جمله گزارشنویسی به عنوان یکی از امور مهم و غیرمستقیم مراقبتی تعمیم یابد تا استفاده مؤثرتری از سیستم، جهت ارتقای مراقبت شود .
پروانه وصلی، ناهید دهقاننیری،
دوره 20، شماره 4 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: بخشهای اورژانس بیمارستانهای ایران به دلایل گوناگون در معرض بحران قرار دارند. انجام مطالعه کیفی برای تبیین تجارب پرستاران شاغل در اورژانس در مورد بحران، راهگشای خوبی برای شناسایی و مدیریت آن است. هدف این مطالعه تبیین ماهیت، علل و پیامدهای بحران در بخشهای اورژانس از دیدگاه پرستاران است .
روش بررسی: این مطالعه یک پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا است. دادهها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند با دوازده نفر از پرستاران شاغل در اورژانس بیمارستانهای عمومی و تروما و در همان محل اورژانسها جمعآوری شد. انتخاب نمونهها به روش هدفمند و جمعآوری دادهها تا زمان اشباع دادهها انجام گرفت. مصاحبهها ضبط و سپس نوشته شد. کلیه جوانب مربوط به صحت و استحکام دادهها مدنظر قرار گرفت. تحلیل دادهها با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای کیفی از نوع قراردادی انجام یافت .
یافتهها : از تحلیل دادهها پنج درونمایه اصلی استخراج گردید که با توجه به اهداف مطالعه، درونمایه «بیتعادلی غیرمنتظره» دلالت بر ماهیت بحران، درونمایههای «پیشامدها» و «نقصان در عوامل خدمترسان» اشاره به علل بحران و درونمایههای «پیامدهای مثبت» و «پیامدهای منفی» دلالت بر پیامدهای بحران دارند .
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه کیفی، بحران به معنی برهم خوردن غیرمنتظره تعادل در بخش اورژانس است. پیشامدهای خارج بیمارستانی و ضعفهای موجود در عوامل خدمترسان بخش اورژانس میتوانند به ایجاد و گسترش بحران منجر شوند. همچنین وقوع بحران در اورژانس میتواند به پیامدهای مثبت و منفی بینجامد. از نتایج این مطالعه میتوان در جهت پیشگیری و مدیریت بحران در اورژانسها بهره جست .
مریم آقابراری، ناهید دهقاننیری،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
مراقبت، مفهوم مرکزی در پرستاری است که آن را از سایر حرفههای سلامت متمایز میکند با این حال به اعتقاد برخی دیگر از صاحبنظران، مفهوم مراقبت در انحصار رشته پرستاری نبوده و بهعنوان قلب تمام حرفههای سلامت تعریف شده و در فلسفه، دیدگاه و رسالت بسیاری از سازمانها و مؤسسات سلامت ارایه شده است (1) . مراقبت، بهعنوان جوهره پرستاری و تکمیلکننده چهار مفهوم متاپارادایمی پرستاری تعریف شده است (2) . همین مرکزی بودن مراقبت در پرستاری منجر به توسعه نظریههای مراقبتی گوناگون شده است. مشهورترین آن ها نظریه مراقبت فرهنگی Leninger ، نظریه مراقبت انسانی Watson است که هر دو در دهه 1970 ارایه شدهاند. همچنین نظریه Roach در دهه 1980 توسعه یافته است. نظریه دیگر نیز توسط Boykin و Schoenhofer در دهه 1990 ارایه شده است. این نظریهها از نظر منشأ، دامنه، تعریف مراقبت، توصیف پرستاری و عناصر کلیدی مورد مقایسه قرار گرفتهاند (3) .
فریبا راستی، الناز اصغری، کاووس شهسوارینیا، زهرا معتضدی، لیلا دهقانی،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر به گوشیهای تلفن همراه کارکنان مراکز بهداشتی درمانی به عنوان منبع عفونت اهمیت زیادی داده شده است؛ چرا که میتوانند در عفونتهای بیمارستانی نقش به سزایی داشته باشند. هدف از مطالعه حاضر تعیین آلودگی میکروبی گوشیهای تلفن همراه کارکنان مرکز آموزشی درمانی سینای تبریز است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی از 140 گوشی تلفن همراه کارکنان مرکز آموزشی درمانی سینای شهر تبریز در سال 1394 به روش در دسترس نمونهگیری شد. نمونهها با استفاده از سوآپ پنبه استریل تهیه و بلافاصله به آزمایشگاه مرکز انتقال یافت و پس از 48 ساعت انکوباسیون در دو محیط، در دمای 37 درجه سانتیگراد کشت داده شد. در نهایت میکروارگانیسمهای رشد کرده توسط تستهای بیوشیمیایی شناسایی شدند. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون کایدو در نرمافزار SPSS v.13 تجزیه و تحلیل شد. 05/0p< سطح معناداری درنظر گرفته شد.
یافتهها: در 28/84% گوشیها آلودگی باکتریال گزارش شد. استافیلوکوک کواگولاز منفی (45%) بیشترین فراوانی و گونههای باسیلوس (28/19%) رتبه دوم نوع آلودگی را داشت. آسینتوباکتر با 1 مورد (71/0%) کمترین فراوانی را داشت. در 5 گوشی آلوده (57/3%) بیشتر از یک میکروارگانیسم رشد یافته بود. آلودگی در بخشهای ویژه بیش از بخشهای عمومی بود (001/0p<).
نتیجهگیری: براساس یافتهها گوشیهای تلفن همراه کارکنان آلودگی قابل توجهی دارند، بنابراین ضروری است که به کارکنان در زمینه نقش گوشیهای تلفن همراه در عفونتهای بیمارستانی، همچون سایر تجهیزات بیمارستانی، اطلاعرسانی شود. همچنین لازم است در زمینه تمیز نمودن گوشیهای همراه به طور دورهای با مواد مناسب مانند الکل 70% و شستشوی مکرر دستها پس از هر تماس با گوشی آموزش داده شود.
مریم اسماعیلی، ناهید دهقان نیری، زیبا برزآبادی فراهانی، مهوش صلصالی،
دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: اگرچه تعداد اهداکنندگان کلیه در کشور رو به افزایش است، با این حال، تعداد اندکی از خویشاوندان تصمیم به اهدا میگیرند. تصمیمگیری برای اهدا کلیه به خویشاوند با چالشهای فراوانی رو به رو است ضمن آن که چگونگی و نحوه این تصمیم هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد. هدف از این مطالعه تبیین چگونگی تصمیمگیری برای اهدای کلیه به خویشاند است.
روش بررسی: این مطالعه کیفی در سال 1394 انجام یافته و درآن از رویکرد تحلیل درونمایه به منظور جمعآوری و تحلیل دادهها استفاده شده است. در این مطالعه 16 اهداکننده خویشاوند با معرفی از مراکز پیوند کلیه بیمارستانهای آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران (امام خمینی، شریعتی، سینا) به روش نمونهگیری هدفمند شرکت کردند. 16 مصاحبه عمیق نیمه ساختاری به صورت فردی و چهره به چهره انجام گرفت. تحلیل دادهها به روش تحلیل درونمایه Clark و Braun 2006 انجام یافت.
یافتهها: تحلیل دادهها منجر به شناسایی دو درونمایه راسخ بودن در تصمیم و ژرفنگری در تصمیم گردید که درونمایه اول دارای سه درونمایه فرعی اهدا با خواست قلبی، ثبات در تصمیم، اختیار در تصمیم و درونمایه دوم دارای دو درونمایه فرعی تزلزل در تصمیم و چانهزنی در تصمیم بود.
نتیجهگیری: تصمیمگیری برای اهدا کلیه به خویشاوند با چالشهای مختلفی روبهروست که تحت تأثیر زمینه خانوادگی اهداکنندگان، نقش حمایتی افراد خانواده و رابطه خویشاوندی و احساس عشق و علاقه به خویشاوند است. دادن آگاهی به اهداکنندگان جهت رفع ابهامات و سؤالات ذهنی آنان میتواند نقش مهمی در توسعه فرهنگ اهدای کلیه به خویشاوند داشته باشد.
مریم دامغانیان، مینو پاکگوهر، محمود طاووسی، ناهید دهقاننیری، مریم نجفی، رقیه خرقانی، Barbara Broome، زینت قنبری،
دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: در بیاختیاری ادرار که مشکل شایعی در زنان است، ورزش عضلات کف لگن یکی از روشهای مؤثر درمان میباشد. خودکارآمدی به عنوان یک عامل پیشبینی کننده مؤثر و قوی در مورد تمایل به انجام و تداوم این ورزشها تلقی میشود. در ایران ابزار مناسب جهت بررسی خودکارآمدی وجود ندارد، لذا این مطالعه با هدف روانسنجی ابزار Broome در گروهی از زنان ایرانی مبتلا به بیاختیاری ادرار انجام یافته است.
روش بررسی: در این مطالعه روانسنجی، ابزار Broome در بین زنان مبتلا به بیاختیاری ادرار مراجعهکننده به مراکز تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1394 طی مراحل زیر اعتباریابی شد: ترجمه، باز ترجمه، روایی صوری، روایی محتوا به روش کیفی و کمی با استفاده از دو شاخص CVR و CVI، پایایی پرسشنامه با استفاده از محاسبه ضریب همبستگی درونی و ضریب α کرونباخ و روایی سازه با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی.
یافتهها: روایی صوری از طریق اصلاح گویههای مبهم براساس نظر بیماران تأیید شد. روایی محتوا با 8/0=CVR و 9/0 تا 8/0=CVI و پایایی پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ 96/0 تأیید گردید. تحلیل عاملی اکتشافی، دو عامل با ارزش ویژه بالای یک، شامل خودکارآمدی ورزشهای کف لگن در شرایط معمول و شرایط خاص را نشان داد که این عوامل در مجموع 08/82% از واریانس را تبیین مینمودند.
نتیجهگیری: روایی و پایایی ابزار Broome به منظور استفاده در زنان ایرانی دچار بیاختیاری ادرار تأیید شد و میتواند جهت اندازهگیری خودکارآمدی این زنان در انجام ورزشهای کف لگن مورد استفاده قرار گیرد.
مریم آقابراری، ناهید دهقان نیری، عباس وروانی فراهانی،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: نگرانی از محدودیت امکانات و منابع بهخصوص در بخشهای مراقبت ویژه، موضوعاتی تحت عنوان بیهودگی پزشکی، درمان بیهوده و مراقبت بیهوده را مطرح نموده است. با توجه به عدم توافق در تعریف مفهوم مراقبت بیهوده پژوهش حاضر با هدف تبیین مفهوم مراقبت بیهوده، به ویژه از نظر واضحسازی آن با مفهوم بینتیجهگی درمان انجام یافته است.
روش بررسی: این پژوهش، یک مطالعه کیفی است که با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای قراردادی انجام یافته است. در این مطالعه 22 پرستار، 8 پزشک متخصص، 4 متخصص اخلاق پزشکی، و 1 متخصص شرع، به صورت هدفمند و با درنظر گرفتن حداکثر تنوع، انتخاب و به شرکت در مطالعه دعوت شدند. دادهها از طریق مصاحبههای انفرادی، عمیق و نیمهساختار یافته جمعآوری و تحلیل شد.
یافتهها: درونمایه اصلی حاصل از تحلیل دادهها، «بیهودهپذیر نبودن ماهیت مراقبت: مراقبت عین هدف»، بود. این درونمایه دارای چهار طبقه اصلی به شرح زیر است: 1. مراقبت، خدمتی غیرقابل حذف؛ 2. مراقبت، فرآیندی پویا متمرکز بر وجود انسان؛ 3. مراقبت، فرآیندی مقدس و ضروری در اسلام؛ 4. لزوم افتراقگذاری بین درمان و مراقبت: بینتیجهگی درمان به جای بیهودگی مراقبت.
نتیجهگیری: اگرچه ممکن است در برخی موارد و برحسب شرایط، مداخلات درمانی برای بیماری، بینتیجه درنظر گرفته شود؛ اما مراقبت هرگز بیهوده نیست. براساس یافتههای این مطالعه، کاربرد واژه مراقبت بیهوده در بیان مفهوم بیهودگی پزشکی به ویژه در بعد درمان، میتواند ماهیت اصلی مراقبت را مخدوش نموده و مورد تردید قرار دهد؛ از این رو میبایست از واژه درمان بینتیجه بهجای مراقبت بیهوده استفاده شود.
رحیمه خواجویی، بهناز باقریان، مهلقا دهقان، منصوره عزیززاده فروزی،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبت پرستاری جزء اساسی خدمات بهداشتی درمانی است. مراقبتهای پرستاری فراموش شده مفهومی جدید است که اشاره به مراقبتهایی دارد که حذف و یا به تأخیر افتاده باشد. هدف این مطالعه تعیین مراقبتهای پرستاری فراموش شده و عوامل مرتبط با آن از دیدگاه پرستاران دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1396 است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی از نوع مقطعی 300 پرستار شرکت کردند. از پرسشنامههای مراقبت پرستاری فراموش شده و عوامل مرتبط جهت جمعآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 20 و شاخصهای مرکزی و پراکندگی صورت گرفت.
یافتهها: میانگین نمره مراقبتهای پرستاری فراموش شده 7/41±32/28 بود که از حد میانه پرسشنامه پایینتر است. بیشترین میانگین مراقبت پرستاری فراموش شده به «شرکت در کنفرانسهای بین رشتهای مراقبت از بیمار» اختصاص یافته و بیش ترین میانگین عوامل مرتبط با مراقبت فراموش شده به «حجم فعالیتهای مربوط به پذیرش و ترخیص بیماران» اختصاص یافته است.
نتیجهگیری: میزان مراقبت پرستاری فراموش شده در مطالعه حاضر از حد میانه پایینتر بود که میتوان با مدیریت مناسب سطح آن را پایینتر آورد. همچنین با کم کردن حجم کار مراقبان عوامل ایجاد کننده مراقبت پرستاری فراموش شده را کاهش داد.
معصومه ادیب، مریم اسماعیلی، معصومه ذاکریمقدم، ناهید دهقان نیری،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش پدیده سوء رفتار با سالمند در جوامع امروزی، درک عوامل تسهیلگر و بازدارنده مربوط به سوء رفتار ضروری به نظر میرسد. این مطالعه با هدف تبیین تسهیلگرهای سوء رفتار با سالمندان در جامعه ایرانی انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه کیفی است که در آن از رویکرد تحلیل درونمایهای به منظور جمعآوری و تحلیل دادهها در جهت تبیین درک سالمندان از تسهیلگرهای سوء رفتار انجام گرفته است. در این مطالعه 20 سالمند ساکن جامعه به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. روش جمعآوری اطلاعات با استفاده از مصاحبههای عمیق نیمه ساختاری به صورت فردی و چهره به چهره انجام یافته است. در این مطالعه از رویکرد تحلیل درونمایهای Braun و Clark جهت آنالیز دادهها استفاده شده است.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل دادهها منجر به شناسایی 3 درونمایه الگوپذیری، تخلیه ناکامیها و زمینه خانوادگی فرهنگی اجتماعی گردید. درونمایه سوم دارای سه زیر درونمایه شکاف نسلی، شیوه فرزند پروری و بیتفاوتی جامعه بود.
نتیجهگیری: سوء رفتار نتیجه ترکیبی از علل و عوامل است. تجربیات سالمندان حاکی از این است که سوء رفتار فراتر از یک موضوع خصوصی است و ریشه در رویههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دارد. در حال حاضر عدم پذیرش یکدیگر و بیتوجهی به انتظارات طرف مقابل است که زمینهساز بسیاری از تضادها و سوء رفتار در سطح خانواده و جامعه میشود.
مصطفی روشنزاده، عاطفه بیگی، علی تاجآبادی، سمانه دهقان ابنوی، سمیه محمدی،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: وفاداری سازمانی پرستاران به نظامهای بهداشتی نقش مهمی در گسترش عملکرد سازمان دارد. در این میان بررسی نقش عواملی همانند رفتارهای شهروندی و عملکرد انطباقی میتواند در این زمینه کمککننده باشد. لذا در مطالعه حاضر به تعیین ارتباط بین رفتار شهروندی و عملکرد انطباقی با وفاداری سازمانی در پرستاران پرداخته شده است.
روش بررسی: مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر سال 1398 در مورد 200 پرستار که به روش نمونهگیری تصادفی از بین پرستاران شاغل در بیمارستان ولیعصر (عج) شهر بروجن دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انتخاب شده بودند، انجام گرفت. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، رفتار شهروندی Lee و Allen، عملکرد انطباقی Charbonnier-Voirin و Roussel، وفاداری سازمانی Kumar و Shekhar استفاده شد. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمارهای توصیفی و تحلیلی انجام گرفت.
یافتهها:
ضریب همبستگی پیرسون حاکی از ارتباط مثبت و معناداری بین رفتار شهروندی و عملکرد انطباقی با وفاداری سازمانی بوده است (05/0>p). آزمون رگرسیون نشان داد رفتار شهروندی (199/0= R2تعدیل شده) و عملکرد انطباقی (131/0=R2 تعدیل شده) بهطور معناداری وفاداری سازمانی را پیشبینی میکنند. کلیه ابعاد رفتار شهروندی و برخی از ابعاد عملکرد انطباقی همانند خلاقیت، تلاش معطوف به یادگیری و مدیریت استرس شغلی میتواند وفاداری سازمانی در پرستاران را پیشبینی کنند. میانگین رفتار شهروندی در حد متوسط (26/18±85/66)، عملکرد انطباقی در حد متوسط (98/16±76/68) و وفاداری سازمانی در حد متوسط (09/24±67/120) گزارش شد.
نتیجهگیری: توجه مدیران و برنامهریزان به زمینهسازی عواملی همانند خلاقیت، مدیریت استرس و آموزش مداوم معطوف به یادگیری در کنار بهبود روابط کاری سالم و مشارکت در پرستاران میتواند از طریق گسترش رفتار شهروندی و عملکرد انطباقی نقش مهمی در گسترس وفاداری سازمانی داشته باشد.
ناهید دهقان نیری، مریم کشه فراهانی، فاطمه حاجی بابایی، محمود شیخ فتحالهی، مجتبی سنمار،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: ایمنی بیمار به طور اعم و خطاهای دارویی به طور اخص، از شاخصهای مهم کیفیت مراقبت در بیمارستانها هستند. مدیریت خطر، رویکردی مهم و اصلی برای پیشگیری حوادث ناشی از خطاهای دارویی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه مدیریت خطر بر میزان خطاهای دارویی پرستاران بخشهای مراقبت ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر، یک مطالعه کارآزمایی غیرتصادفی از نوع پیشآزمون، پسآزمون با یک گـروه کنتـرل است که در سال 1399 در دو بیمارستان تهران انجام گرفته است. یکی از بیمارستانها بهطور تصادفی، گروه آزمون و دیگری گروه کنترل در نظر گرفته شد. بعد از اعمال معیارهای ورود و خروج، 150 پرستار در این دو بیمارستان (هر گروه 75 پرستار) به روش در دسترس انتخاب شدند. برای گروه آزمون، برنامه مدیریت خطر اجرا شد. ابزارهای جمعآوری دادهها شامل، پرسشنامه جمعیتشناختی و شغلی پرستاران، پرسشنامه خودگزارشی خطای دارویی 14 عبارتی ویکفیلد و چک لیست مشاهدهای کیفیت دارو درمانی پرستاران بود. دادهها در مرحله قبل و بعد از مداخله جمعآوری و با نرمافزار SPSS نسخه 16 و آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: براساس نتایج آماری آزمون تیمستقل در اطلاعات جمعیتشناختی و شغلی، همچنین میزان خطاهای دارویی قبل از مطالعه، هر دو گروه یکسان بودند (05/0<p). پس از انجام مداخله، تفاوت میزان خطاهای دارویی در دو گروه به لحاظ آماری معنادار بود (005/0>p) که نشاندهنده کاهش خطای دارویی برای پرستاران گروه مداخله نسبت به گروه کنترل است. همچنین نتایج نشان داد که میزان خطای دارویی مشاهده شده در پرستاران بهطور معناداری بیش از خطای گزارش شده توسط آنها است (001/0>p).
نتیجهگیری: نتایج حاکی از مؤثر بودن اجرای برنامه مدیریت خطر بر کاهش خطاهای دارویی پرستاران است. اجرای برنامه مدیریت خطر به عنوان راهکاری برای ارتقای دارو درمانی ایمن به پرستاران و دستیابی به مراقبتهای پرستاری ایمن و مطلوب، توصیه میشود.
محمد رضا شاکر، مرضیه مومن نسب، فرشته دهقانراد، رویا دوکوهکی، رضا دخش، آزیتا جابری،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: نیازهای فیزیولوژیکی و روانی بیماران بخش مراقبت ویژه (ICU) به دلیل عدم برقراری ارتباط مؤثر برآورده نمیشود. به منظور تسهیل ارتباط، پرستاران میتوانند از راهبردهای ارتباطی تقویتی و جایگزینی استفاده کنند. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر استفاده از این راهبردها بر کیفیت ارتباط پرستاران با بیماران دارای لوله تراشه در بخشهای مراقبت ویژه جراحی قلب انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه مداخلهای نیمه تجربی با طراحی قبل و بعد از مداخله که در سال 1397 در بیمارستان الزهرا (س) شیراز انجام گرفت. تعداد 70 بیمار (35 نفر در هر مرحله) که پس از عمل جراحی قلب، به دلیل داشتن لوله تراشه قادر به برقراری ارتباط کلامی نبودند، به صورت نمونهگیری در دسترس و تعداد 10 پرستار شاغل در ICU جراحی قلب نیز به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. در مرحله پیش از مداخله، پرستاران با روشهای معمول و پس از آموزش در مرحله پس از مداخله، با استفاده از راهبردهای ارتباط تقویتی و جایگزین با بیماران ارتباط برقرار میکردند. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 22 با استفاده از آمارهای توصیفی و تحلیلی انجام گرفت.
یافتهها: کمترین محتوای ارتباط در مرحله قبل و پس از مداخله مربوط به احساسات بود که فراوانی آن در مرحله پس از مداخله بیشتر از مرحله پیش از مداخله بود. بیشترین روش استفاده شده در مرحله پس از مداخله، بورد ارتباطی و اشاره با سر بود. در هر دو مرحله اکثر ارتباطها توسط بیمار شروع شده بود که در مرحله پس از مداخله تعداد دفعاتی که پرستار آغازکننده ارتباط بوده است افزایش یافته بود (05/0>p). در مرحله پس از مداخله، رضایت بیماران و پرستاران از ارتباط افزایش یافت (0001/0p<).
نتیجهگیری: آموزش راهبردهای ارتباط تقویتی و جایگزین به پرستاران استفاده از آن برای بیماران بستری در ICU، باعث افزایش موفقیت ارتباط و رضایت بیماران و پرستاران از ارتباط میشود. لذا استفاده از آنها در این بخشها به پرستاران و مسؤولان پرستاری پیشنهاد میشود.
واژههای کلیدی: راهبردهای ارتباط تقویتی و جایگزین، بوردهای ارتباطی، انتوباسیون داخل تراشه، بخش مراقبت ویژه
هادی حسنخانی، جواد دهقاننژاد، آزاد رحمانی، منصور غفوریفرد، فریبا ولیزاده،
دوره 28، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان بیماریی است که کیفیت زندگی بیمار را تحت تأثیر قرار میدهد و مراقبت تسکینی راهکاری است که میتواند آن را بهبود بخشد. با این حال مراقبت تسکینی در منزل در اکثر کشورهای جهان توسعه نیافته است بنابراین هدف این مطالعه ارتقای برنامه مراقبت تسکینی در منزل برای بیماران مبتلا به سرطان است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه اقدام پژوهی است که روش چرخهای چهار مرحلهای اولری با رویکردهای کمی و کیفی در سه مرکز مراقبت در منزل شهر تبریز در سال 1399-1397 انجام گرفته است. با 18 پرستار مراقبت در منزل که به صورت هدفمند انتخاب شدند جهت شناسایی نیازهای مراقبتی بیماران سرطانی و موانع مراقبت تسکینی در منزل مصاحبه انجام یافت و همچنین پرسشنامه تعیین نگرش و دانش بهصورت قبل و بعد مرحله اقدام در میان 60 پرستار مراقبت در منزل توزیع شد. دادههای کیفی از طرق تحلیل محتوا و دادههای کمی با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 14 تحلیل شد.
یافتهها: نیازهای مراقبتی بیماران سرطانی در 5 طبقه و موانع مراقبت تسکینی در 3 طبقه مشخص گردید. بیماران مبتلا به سرطان دارای نیازهای جسمی، روانی، آموزشی، مالی و معنوی هستند و موانع مراقبتهای تسکینی شامل نقصان دستورالعملها، استیصال خانوادهها و حرفهای نبودن مراقبان است. در مرحله کمی پرستاران دانش متوسط و نگرش منفی نسبت به مراقبت تسکینی داشتند. آموزش از طریق فضای مجازی دانش و نگرش پرستاران را بهبود بخشید و آزمون تی جفت شده میانگین نمره دانش پرستاران را بعد از مرحله اقدام، معنادار نشان داد.
نتیجهگیری: براساس نتایج، جهت ارتقای مراقبتهای تسکینی در منزل برای بیماران سرطانی توجه به نیازهای جسمی، روانی، آموزشی، مالی و معنوی آنان و رفع موانع از جمله تدوین دستورالعملهای مراقبت تسکینی در منزل، حمایت از خانوادههای بیماران مبتلا به سرطان و تخصصی کردن پرستاران ویژه مراقبت تسکینی در منزل و آموزش آنها میتواند مراقبت در این بیماران را ارتقا دهد.
سولماز واحدی، ناهید دهقان نیری، فاطمه حاجی بابایی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 29، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: حضورگرایی و بهرهوری از مقولههای مهم منابع انسانی هستند. حضورگرایی مسألهای چالش برانگیز و عبارت از حضور کارکنان در محل کار هنگام بیماری است. در خدمات پرستاری هدف از بهرهوری، دستیابی به سطحی از مراقبت پرستاری است که مناسب و مقرون به صرفه باشد. با توجه به اهمیت حضورگرایی و بهرهوری این مطالعه با هدف «تعیین ارتباط حضورگرایی فیزیکی پرستاران با بهرهوری آنان در بخشهای ویژه بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران» انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی در سالهای 1400-1399 انجام یافته است. 305 نفر از پرستاران بخشهای ویژه بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش نمونهگیری طبقهبندی تصادفی وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه جمعیتشناختی، پرسشنامه 6 آیتمی مقیاس حضورگرایی استنفورد و پرسشنامه سنجش بهرهوری بود. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار تحلیلی (ضریب همبستگی پیرسون، اسپیرمن، تستهای تی و آنوا و معادله رگرسیون) تحلیل شد.
یافتهها: حضورگرایی پرستاران در حد متوسط (میانگین انحراف معیار 7/4±15/19) و سطح بهرهوری پرستاران نیز متوسط (میانگین انحراف معیار 19/10±4/47) به دست آمد. بین دو متغیر بهرهوری و حضورگرایی (با ضریب همبستگی 345/0-=r) رابطه معکوس معنادار به دست آمد. بین متغیرهای جمعیتشناختی تنها سن، سابقه کار در بخش ویژه، بیمارستان و بخش کنونی با بهرهوری پرستاران ارتباط معکوس معناداری داشته است (001/0p<). در معادله رگرسیونی نیز با ورود متغیرهای جمعیتشناختی و دو متغیر اصلی پژوهش، سهم این ارتباط معنادار بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، حضورگرایی پرستاران باعث کاهش بهرهوری و تحمیل هزینههای غیرمستقیم زیادی به سازمان میشود. با توجه به شیوع حضورگرایی بین پرستاران و پیامدهای آن، پیشنهاد میشود با تنظیم سیاستهای سازمانی و مدیریت برای کاهش حضورگرایی اقداماتی صورت گیرد و با اصلاح قوانین و مقررات اداری شرایط برای مرخصی استعلاجی در زمان بیماری یا ناخوشی برای کارکنان فراهم شود.
مهدی شفیعی ثابت، فاطمه بهرامنژاد، ناهید دهقان نیری،
دوره 29، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
طبق گزارش جهانی، 47 میلیون نفر با زوال عقل زندگی میکنند و با توجه به پیری جمعیت، پیشبینی میشود شیوع آن تا سال 2050 سه برابر شود. در آینده، انتظار میرود که ایران با رشد انفجاری در تعداد افراد مسن مواجه شود. شیوع کنونی زوال عقل در ایران در بین افراد بالای 60 سال 9/7% است. لذا این گروه جمعیت قابل توجهی را به خود اختصاص می دهند که تحقیق درباره آنها را می طلبد (1).
بهترین درک و تبیین تجربیات انسانها از منابع دست اول، یعنی افرادی که آن پدیده را تجربه میکنند، حاصل می شود. از این رو، منابع معتبر تحقیقاتی تأکید زیادی بر ورود افرادی دارند که باید صدای آنها شنیده شود (2). از آن جا که تحقیقات کیفی ماهیتی مشارکتی، فراگیر و ساختاری انعطافپذیر داشته و ظرفیت کشف مسایل پیچیده، مانند نگرشهای مختلط یا مبهم را دارند (2)، میتوانند تجربیات معنادار و ارزشهای زندگی افراد دچار اختلال شناختی را که در مطالعات کمی گزارش نمیشود، به تصویر بکشند (3).
در طی تاریخ، افراد مبتلا به اختلال شناختی از مشارکت در تحقیقات سلامت و اجتماعی کنار گذاشته شده اند و تاکنون صدای این افراد به اندازه کافی در این نوع تحقیقات ارایه نشده است (2و4) و صرفاً از طریق نمایندگان حقوقی و یا مراقبانشان شنیده شده است که با محدودیتهایی همراه بوده است؛ از جمله نارسایی در پیشبینی دقیق تصمیم بیمار برای ارایه اطلاعات و نحوه و میزان آن و سنگینی مسؤولیت تصمیم گیری برای آنها (5). ضمن آن که حذف این افراد از فرآیند تحقیق می تواند به پایین آوردن فرد در حد شیء (Objectification) و کلیشه سازی منفی در مورد افراد مبتلا به اختلال شناختی بیانجامد و به نابرابریهای قدرت دامن زند (2). لذا توسعه راهبردهایی برای اطمینان از مشارکت ایمن این افراد در تحقیقات برای ارتقای دانش در زمینههای سیاستگذاری و اقدامات ارتقای سلامت و بهزیستی، حیاتی است (6).
فاطمه بهرامنژاد، مهدی شفیعی ثابت، ناهید دهقان نیری،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
همانطور که در قسمت اول توضیح داده شد گرچه در تحقیقات کیفی به دست آوردن تجربیات دست اول از ضروریات کشف و غنیسازی یافتههای مطالعه است، اما گاهی به دلیل چالشهای مختلف، افراد مبتلا به اختلالات شناختی کنار گذاشته میشوند و سعی میشود احساسات و دیدگاه آنها از طریق مراقبان و یا افراد نزدیک آنها کشف شود که نه تنها این افراد را در حد شیء پایین میآورد، بلکه از نظر اخلاقی نیز پژوهشهای کیفی را با ناهمواریهایی مواجه میکند و غنی بودن یافتهها را به چالش میکشد (1). از آن جا که روش جمعآوری دادهها اساساً بر نتایج مطالعات تأثیر میگذارد (2)، محققان در تحقیقات کیفی باید سعی کنند این اطلاعات را تا حد امکان از خود این افراد کسب کنند؛ زیرا درک تجربیات افراد مبتلا به اختلال شناختی برای ارایه خدمات مبتنی بر شواهد مهم است. به هر حال از آن جا که این بیماران با مواردی چون گفتار مبهم (3)، خاطرهسازی کاذب (6-4)، مشکلات خلقی و رفتاری (7) و سایر مسایل روبهرو هستند، باید نکاتی برای مصاحبه با این افراد مدنظر محققان قرار گیرد؛ زیرا مصاحبههای عمیق با هدف درک تجربه زندگی شرکتکنندگان انجام میگیرد (8و9). این مصاحبهها مهارتهای خاصی را در مراحل مختلف از جمله «تهیه راهنمای مصاحبه، جذب افراد؛ کسب رضایت/موافقت؛ انجام مصاحبههای مؤثر؛ تحلیل و تفسیر دادهها؛ ابلاغ و انتشار مؤثر یافتههای پژوهش» میطلبد که در این قسمت به نکات مورد توجه برای این مراحل میپردازیم. ضمن آن که حفظ سلامت محقق و شرکتکننده؛ همچنین بازاندیشی و توجه به عمیق و غنی بودن مصاحبه ضرورت دارد (6).
ناهید دهقاننیری، فاطمه بهرامنژاد،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
تحلیل محتوا روشی منظم و قابل تکرار است که به واسطه آن، حجم زیادی از کلمات موجود در متن، به دستههایی کوچکتر و قابل فهمتر خلاصه میشود. این کار براساس اصول و قواعد کدگذاری صورت میگیرد. این رویکرد، به صورت نظاممند و عینی برای مطالعه و تحلیل پیامها به کار گرفته میشود و با اندازهگیری متغیرها به صورت دقیق، امکان تفسیر معنادار را فراهم میآورد.
تحلیل محتوا یکی از قدیمیترین و معتبرترین روشهای بررسی دادههای متنی است که نخست در مطالعات مذهبی برای فهم استعارهها و مفاهیم ضمنی متون مقدس همچون انجیل به کار رفت. این روش، از قرن هجدهم در اسکاندیناوی آغاز شد و سپس در قرن بیستم در ایالات متحده، به عنوان تکنیکی پژوهشی با رویکردهای کمی و کیفی توسعه یافت. یکی از روشهای مهم و پرکاربرد در تحلیل محتوای کیفی، رویکرد Graneheim و Lundman است که عمدتاً در پژوهشهای عرفی (تقلیدی) به کار میرود. این روش با تأکید بر فرایند کدگذاری، شناسایی موضوعات اصلی و استخراج مفاهیم بنیادین، چارچوبی منسجم و قابل اعتماد برای تحلیل متون کیفی فراهم میکند. دو مطالعه کلیدی منتشر شده در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۲۰ توسط Graneheim و Lundman، هر دو به ارایه رویکردی در تحلیل محتوای کیفی پرداختهاند، اما تمرکز و جزییات آنها با یکدیگر متفاوت است. اگرچه هر دو مطالعه در پی استخراج معنا و تفسیر دقیق دادههای کیفی هستند، اما شناخت دقیق شباهتها و تفاوتهای آنها برای پژوهشگران از اهمیت بالایی برخوردار است.
بنفشه قربانی، پیرحسین کولیوند، ماجد دهقانی، فاطمه بهرامنژاد،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
جنگ اخیر میان ایران و اسرائیل نمونهای از جنگهای ترکیبی مدرن است که تلفیقی از تهدیدهای سنتی و نوین شامل حملات سایبری، جنگ روانی، اطلاعاتی و زیستی را به نمایش گذاشت. نظام سلامت به عنوان یکی از اهداف کلیدی در این نوع درگیریها، از بعد انسانی و سایبری به شدت آسیبپذیر است و هرگونه اختلال در زیرساختها یا سامانههای دیجیتال آن میتواند پیامدهای جدی انسانی، اجتماعی و اقتصادی داشته باشد. تجربه کشورهایی مانند اوکراین، و کره جنوبی نشان میدهد که تقویت تابآوری سایبری، انسانی و مدیریتی نظام سلامت، شامل ایجاد مراکز پشتیبان، آموزشهای چندمهارتی، امنیت سایبری پیشرفته، و طراحی پروتکلهای واکنش سریع، نقش حیاتی در تضمین استمرار خدمات درمانی و کاهش آسیبها دارد. بنابراین، تدوین سیاستها و برنامههای ملی برای ارتقای تابآوری نظام سلامت در برابر تهدیدات ترکیبی، ضروری است و آمادگی امروز، ضامن تداوم سلامت فردا خواهد بود.
فاطمه دهقانی، زهره خاوری، بهاره فلاح، زهرا رضائی هفتادری، معصومه برخورداری شریفآباد،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش افراد مسن و میزان بقا، توجه به مهارت و دانش مراقبت تسکینی دانشجویان پرستاری ضرورت دارد. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش مراقبت تسکینی بر میزان دانش، نگرش و خودکارآمدی درک شده دانشجویان پرستاری انجام گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش شبه تجربی از نوع پیشآزمون-پسآزمون بدون گروه کنترل در سال 1401 با مشارکت 32 دانشجوی کارورز پرستاری دانشکده پرستاری میبد/یزد انجام گرفت. دانش، نگرش و خودکارآمدی درک شده دانشجویان، قبل و بعد از مداخله، با استفاده از پرسشنامه مورد سنجش قرار گرفت. خودکارآمدی درک شده، یک ماه پس از مداخله نیز بررسی شد. مداخله شامل برگزاری 6 جلسه چهار ساعته برنامه آموزش مراقبت تسکینی بود. تحلیل دادهها با استفاده از SPSS نسخه 21 و روشهای آماری توصیفی و استنباطی (تیزوجی و آنالیز واریانس با اندازهگیریهای مکرر) انجام یافت.
یافتهها: میانگین نمره دانش، نگرش و خودکارآمدی مراقبت تسکینی، قبل از مداخله به ترتیب 76/3±90/26، 42/9±87/81 و 10/8±50/28 بود. بلافاصله بعد از مداخله، میانگین نمره دانش (84/2±40/33) نگرش (29/10±68/84) و خودکارآمدی (72/5±75/29) افزایش یافت. یک ماه بعد از مداخله، میانگین نمره خودکارآمدی به 52/6±37/32 رسید. نتایج نشان داد که تنها افزایش میانگین نمره دانش، قبل و بعد از مداخله، از نظر آماری معنادار بوده است (001/0>p).
نتیجهگیری: براساس نتایج، آموزش مراقبت تسکینی در ارتقای سطح دانش دانشجویان پرستاری تأثیر دارد. در نتیجه تدارک برنامههای آموزشی در این زمینه در طول دوران تحصیل، میتواند کمککننده باشد.