جستجو در مقالات منتشر شده


28 نتیجه برای کریمی

زهرا کریمی، نسرین رضایی، منصور شکیبا، علی نویدیان،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: اعتیاد به عنوان یک بحران و یک اختلال مزمن طولانی مدت می‌تواند باعث ایجاد علایمی در سلامت روانی فرد مصرف‌کننده و اعضای خانواده شود که شایع‌ترین آن‌ها استرس، اضطراب و افسردگی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخله کیفیت زندگی درمانی، بر واکنش‌های روان‌شناختی مراقبان خانوادگی معتادان انجام یافته است.
روش بررسی: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی است. جامعه پژوهش شامل مراقبان خانوادگی معتادان بستری در بیمارستان روان‌پزشکی بهاران شهر زاهدان در سال 1397 بود. نمونه‌ها 80 نفر بودند که به طور تصادفی ساده به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. مراقبان گروه مداخله هشت جلسه مشاوره گروهی مبتنی بر کیفیت زندگی درمانی را به صورت یک روز درمیان و براساس محتوای تعیین شده دریافت کردند. پس از گذشت 8 هفته از پایان مداخله، داده‌ها با پرسشنامه 21 سؤالی افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) جمع‌آوری و در نرم‌افزار SPSS ویرایش 21 و با استفاده از آزمون‌های آماری تی‌زوجی، تی‌مستقل، کای‌دو و کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل اماری قرار گرفت.
یافته‌ها: پس از مداخله کیفیت زندگی درمانی، میانگین نمره استرس، اضطراب و افسردگی (به ترتیب 36/4±50/11، 49/3±05/11 ، 67/4±57/10) مراقبان خانوادگی گروه مداخله به طور معناداری پایین‌تر از گروه کنترل (به ترتیب 93/4±67/14، 33/4±02/14، 77/4±40/13) بود (01/0p<). قبل از مداخله بین دو گروه از نظر این متغیرها تفاوتی وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: مشاوره کیفیت زندگی درمانی در این مطالعه تأثیر مثبت و معناداری بر کاهش شدت واکنش‌های روان‌شناختی مراقبان خانوادگی معتادان داشت؛ بنابراین استفاده از این رویکرد مشاوره‌ای به موازات برنامه‌های ترک اعتیاد به منظور افزایش رفاه و سلامت روان‌شناختی مراقبان خانوادگی به ارایه‌دهندگان خدمات درمانی و مراقبتی توصیه می‌شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20160924029954N11
 
 
فاطمه لطفی، فاطمه زهرا کریمی، سید رضا مظلوم، مهدی یوسفی، حسن رخشنده،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهم‌ترین مشکلات روان‌شناختی دوران یائسگی بروز اضطراب است. اضطراب می‌تواند سلامت و کیفیت زندگی زنان یائسه را تحت تأثیر قرار دهد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر شربت گل بنفشه بر اضطراب در زنان یائسه انجام یافته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی سه سوکور است که در سال 1398 در مورد 84 زن یائسه مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی شهر مشهد انجام یافت. زنان یائسه در دو گروه به مدت یک ماه روزی دو نوبت و در هر نوبت 5 میلی‌لیتر شربت گل بنفشه یا دارونما دریافت می‌کردند. بررسی اضطراب قبل و بعد مداخله با استفاده از مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس-21 انجام یافت. جهت تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخه 25 و آزمون من‌ویتنی، مجذور کای و دقیق فیشر استفاده شد.
یافته‌ها: قبل از مداخله، بین میزان اضطراب زنان در گروه گل بنفشه و گروه دارونما تفاوت آماری معناداری وجود نداشت و دو گروه همگن بودند (084/0=p). بعد از مداخله، بین دو گروه تفاوت آماری معناداری مشاهده شد (004/0=p). میانگین اصلاح شده در گروه گل بنفشه 02/3±61/3 (2/4-9/2، CI95%) و در گروه دارونما 60/3±63/7 (3/8-9/6، CI95%) بود. همچنین نمره اضطراب بعد نسبت به قبل مداخله در گروه گل بنفشه کاهش و در گروه دارونما افزایش داشت. آزمون من‌ویتنی این تفاوت را معنادار نشان داد (001/0>p).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، شربت گل بنفشه سبب کاهش اضطراب زنان یائسه شد، بنابراین می‌تواند به عنوان درمان مکمل همراه با درمان‌های شیمیایی به منظور کاهش اضطراب در زنان یائسه مورد استفاده قرار بگیرد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20180514039660N1
 
مریم خداوردی، شراره خسروی، سمیه کریمی، فاطمه رفیعی،
دوره 29، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: والدین کودکان مبتلا به اوتیسم با چالش­های فراوانی روبه­رو هستند که موجب کاهش سازگاری اجتماعی آنان می­شود. سلامت معنوی می­تواند یکی از مؤلفه­های مناسب جهت سازگاری اجتماعی آن­ها باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط سلامت معنوی و سازگاری اجتماعی والدین کودک مبتلا به اوتیسم انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی است که در آن 194 والد کودکان مبتلا به اوتیسم در مرکز اوتیسم حکمت شهر بروجرد و مرکز اوتیسم یکتا در شهر خرمآباد از آغاز اسفند 1400 تا پایان اردیبهشت 1401 مورد پژوهش قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه اطلاعات فردی و بیماری، پرسشنامه سلامت معنوی Paloutzian و Ellison، و پرسشنامه منابع فردی استفاده شد. تحلیل داده­ها در SPSS نسخه 26 با استفاده از آزمون‌های کایدو، آنالیز واریانس یک­طرفه و ضریب همبستگی Pearson صورت گرفت.
یافته‌ها: بین نمره سلامت معنوی (68/17±03/82) و سازگاری اجتماعی (59/15±52/78) والدین ارتباط معنادار آماری دیده شد (572/0=r، 001/0>p). از طرفی میانگین نمره سازگاری اجتماعی در والدین دارای سلامت معنوی پایین برابر با 0±65، سلامت معنوی متوسط 76/15±63/76 و سلامت معنوی بالا 45/9±19/89 بود که حاکی از وجود تفاوت معنادار بین میانگین نمره سازگاری اجتماعی در سطوح مختلف سلامت معنوی است (001/0>p).
نتیجه‌گیری: سلامت معنوی با سازگاری اجتماعی والدین کودکان مبتلا به اوتیسم ارتباط داشت و در سلامت معنوی بالاتر سازگاری اجتماعی بیشتری دیده شد. توصیه می­شود که با برنامه­ریزی مناسب به ارتقای سلامت معنوی و سازگاری اجتماعی والدین کمک شود.

 
نیلوفر پاسیار، معصومه رامبد، زهرا کریمیان، آرش فربود،
دوره 30، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اضطراب قبل از عمل می‌تواند منجر به مشکلات گوناگون شود. رایحه درمانی با لیمو، ممکن است برخی از عوارض را کاهش دهد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر رایحه درمانی استنشاقی با اسانس لیمو ترش بر اضطراب و شاخص­های فیزیولوژیک (فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، ضربان قلب، تنفس و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی) بیماران کاندید جراحی­ شکستگی اندام­ تحتانی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، تعداد 90 بیمار به روش در دسترس از بیمارستان­های دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 1400 انتخاب و به طور تصادفی به گروه مداخله (45 نفر) و کنترل (45 نفر) تخصیص یافتند. مداخله رایحه درمانی از صبح روز جراحی آغاز شد و در اتاق عمل، ریکاوری و تا 16 ساعت بعد از جراحی ادامه یافت. در گروه کنترل از اسانس روغن بادام استفاده ­شد. از پرسشنامه Spielberger و فرم سنجش شاخص­های فیزیولوژیک استفاده شد. داده­ها با استفاده از آنالیز واریانس دوطرفه با اندازه­گیری­های مکرر تجزیه ­و ­تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد شیب کاهش میانگین نمره اضطراب حالت در گروه مداخله به طور معناداری بیش از گروه کنترل بوده است (001/0>p). همچنین، در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل، شاخص­های فیزیولوژیک در بازه زمانی اندازه­گیری از ثبات بیش‌تری برخوردار بوده است (05/0>p)، اگرچه مداخله بر فشارخون دیاستولیک و تعداد تنفس تأثیر معناداری نشان نداد (05/0 نتیجه‌گیری: با توجه به یافته­ها، رایحه درمانی با اسانس لیمو ترش منجر به کاهش اضطراب حالت و بهبود برخی شاخص­های فیزیولوژیک بیماران تحت جراحی­ شکستگی اندام تحتانی شد. لذا استفاده از این روش مکمل در کنار سایر روش­های درمانی معمول توصیه می­شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20130616013690N10

 

اکرم رحیمی شاندیز، فاطمه زهرا کریمی، راضیه معصومی، سید رضا مظلوم،
دوره 30، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به این که کاهش رضایت جنسی به دنبال شکست درمان ناباروری، موجب کاهش کیفیت و رضایت از زندگی می­شود، این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر مشاوره جنسی براساس مدل EX-PLISSIT و BETTER بر رضایت جنسی زنان پس از شکست درمان روش­های کمک باروری انجام گرفت، تا ارایه­کنندگان خدمات سلامت بتوانند با مقایسه مدل­های مختلف مشاوره­ای، بهترین رویکرد مشاوره­ای جهت بهبود رضایت جنسی زنان به دنبال شکست درمان روش­های کمک باروری را انتخاب نمایند.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی در سال 1401 در مورد 66 زن نابارور که به مرکز ناباروری میلاد بیمارستان امام رضا (ع) شهر مشهد مراجعه کرده و با شکست درمان روش­های کمک باروری مواجه شده بودند، صورت گرفت. جلسات مشاوره جنسی در دو گروه مداخله EX-PLISSIT و BETTER به صورت فردی توسط ماما در چهار جلسه هفتگی، به صورت دو جلسه حضوری و دو جلسه مجازی اجرا شد. جمع­آوری داده‌ها با استفاده از مقیاس چندبعدی رضایت جنسی زنان (SSSW) انجام یافت. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم­افزار SPSS نسخه 25 و آزمون‌های تیمستقل، Mann-Whitney و Wilcoxon انجام گرفت.
یافته‌ها: پس از مداخله تفاوت آماری معناداری در نمره کل رضایت جنسی و حیطه­های آن بین دو گروه دیده نشد (05/0<p) و تنها در حیطه اضطراب رابطه­ای، تفاوت معنادار بود (021/0=p). نتایج مقایسه درون گروهی نشان داد که در دو گروه نمره کل رضایت جنسی و حیطه­های آن پس از مداخله به طور معناداری بیشتر از قبل از مداخله است (05/0>p).
نتیجه‌گیری: مشاوره جنسی براساس مدل EX-PLISSIT و BETTER به‌ عنوان روش مؤثر، ساده، ارزان و بدون عارضه جانبی می­تواند به افزایش رضایت جنسی زنان نابارور پس از شکست درمان روش­های کمک باروری کمک کند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20210211050324N1

 
عطیه بابایی، محمد عباسی‌نیا، بهمن آقایی، مریم کریمی، علی جوادزاده، فاطمه علی‌اصل، سید کاظم موسوی،
دوره 31، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات خواب در بیماران بستری در CCU شایع است و می­تواند فرایند درمان و بازتوانی آن‌ها را با چالش مواجه کند. عصاره رایحه­های گوناگون از جمله روش­هایی است که از دیرباز برای درمان اختلالات خواب مطرح بوده است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر رایحه گل شمعدانی بر کیفیت خواب بیماران بستری در بخش­های CCU انجام گرفته است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی در سال ۱۴۰۱ در بیمارستان شهید بهشتی قم انجام یافت. تعداد ۷۲ بیمار به­روش نمونه‌گیری در‌دسترس انتخاب و به ­صورت تصادفی در گروه کنترل (37 نفر) و مداخله (35 نفر) قرار گرفتند. بیماران گروه مداخله به مدت سه شب پیاپی رایحه گل شمعدانی را استنشاق نمودند و برای افراد گروه کنترل مداخله‌ای انجام نگرفت. ابزار گردآوری داده­ها پرسشنامه کیفیت خواب Richard-Campbell بود که قبل و پس از مداخله تکمیل شد. داده­ها به کمک نرم­افزار SPSS نسخه 21 و آزمون‌های آماری توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: بین دو گروه از نظر مشخصات فردی تفاوت معناداری وجود نداشت (0۵/0<p). همچنین، میانگین و انحراف معیار نمره کلی کیفیت خواب در بیماران گروه کنترل و آزمون قبل از مداخله به‌ترتیب 89/64±26/۴8 و 15/14±20/53 (۱10/0=p) و پس از مداخله به‌ترتیب 43/۳۵±18/۵۰ و 86/28±21/84 گزارش گردید که این تفاوت بین دو گروه معنادار بود (۰۰۱/0p<). در تمامی ابعاد کیفیت خواب نیز بیماران گروه مداخله به نسبت وضعیت مطلوب‌تری داشتند (0۵/0p<).
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که رایحه گل شمعدانی در بهبود کیفیت خواب بیماران بستری در بخش‌های CCU مؤثر است. بنابراین، توصیه می‌شود از این روش در ترکیب با درمان‌های فعلی، برای بهبود خواب این بیماران استفاده شود.

 
منصوره کریمی، فاطمه کاملی، محمد رضا منصوریان، حسین عجم‌زیبد،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کیفیت ارتباط میان والدین و نوجوانان می‌تواند تأثیرات عمیقی بر نگرش نوجوان نسبت به آن‌ها و شکل‌گیری روابط عاطفی و اجتماعی او داشته باشد. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش رابطه والد-فرزندی به والدین بر نگرش نوجوانان نسبت به آن‌ها انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه‌تجربی با طرح پیش‌آزمون-پس‌آزمون و گروه کنترل در مورد دانش‌آموزان ۱۶ تا ۱۸ ساله‌ و والدین آن‌ها در سال ۱۴۰۲ انجام گرفت. در این مطالعه ۵۶ نفر از والدین دانش‌آموزان با روابط والد-فرزندی ضعیف به همراه دانش‌آموز مربوط در گروه مداخله و کنترل (هر گروه ۲۸ نفر) قرار گرفتند. والدین گروه مداخله آموزش‌هایی در زمینه بهبود رابطه والد-فرزندی دریافت کردند، گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. پس از ۲۱ روز، ارزیابی کیفیت رابطه والد-فرزندی و نگرش نوجوانان نسبت به والدین انجام یافت. تحلیل داده­ها به کمک نرم‌افزار SPSS نسخه 27 و با استفاده از آزمون‌های تی‌مستقل، تی‌زوجی، Mann-Whitney، فیشر و کای‌اسکوئر انجام گرفت.
یافته‌ها: دو گروه از نظر ویژگی‌های دموگرافیک همگن بودند (05/0<p). نتایج نشان داد که پس از مداخله، کیفیت رابطه والد-فرزندی و نگرش نوجوانان به والدین در گروه مداخله نسبت به قبل از مداخله و نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری بهبود یافته است (001/0p<).
نتیجه‌گیری: آموزش مهارت‌های ارتباطی والد-فرزندی تأثیر مثبتی بر بهبود روابط والدین و نگرش نوجوانان دارد. این یافته‌ها بر اهمیت گنجاندن آموزش‌های والدگری در برنامه‌های آموزشی خانواده تأکید می‌کند.
 
رئوفه کریمی، زهرا روددهقان، امیرحسین خواجه‌زاده، نیکو سردارپور، مهسا عباس‌زاده، محمد جواد احمدزاده زیدی،
دوره 32، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: عدم تحمل بلاتکلیفی یکی از سازه‌های روان‌شناختی نوظهور است که می‌تواند رفتارهای سلامت‌محور، به‌ویژه تبعیت از درمان را تحت تأثیر قرار دهد؛ پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط عدم تحمل بلاتکلیفی با تبعیت از درمان در بیماران مبتلا به دیابت اجرا شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مقطعی است که در سال 1403 در مورد 103 بیمار مبتلا به دیابت مراجعه‌کننده به بیمارستان امام خمینی (ره) تهران انجام گرفت. نمونه‌ها به روش در دسترس انتخاب شدند. داده‌ها با استفاده از فرم مشخصات جمعیتشناختی و بالینی، مقیاس تبعیت از درمان Morisky و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی Freeston و همکاران جمع‌آوری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار و فراوانی) و استنباطی (آزمون t مستقل، آزمون همبستگی Pearson و آنالیز واریانس یک‌طرفه) در نرم‌افزار SPSS نسخه 16 انجام گرفت.
یافته‌ها: عدم تحمل بلاتکلیفی با سن رابطه مثبت (006/0=p، 27/0=r) و با مدت ابتلا به دیابت رابطه‌ منفی و معنادار داشت (006/0=p، 27/0-=r). افراد مجرد نسبت به متأهلان سطح بالاتری از عدم تحمل بلاتکلیفی را نشان دادند (005/0>p). از سوی دیگر، بین تبعیت از درمان و سن رابطه‌ای مثبت و معنادار مشاهده شد (001/0>p، 34/0=r) و تبعیت از درمان در زنان (021/0=p) و افراد مجرد (032/0=p) بیش‌تر بود. از میان شرکت‌کنندگان در مطالعه، ۵۰ نفر (5/48%) از بیماران دارای عدم تحمل بلاتکلیفی بالا و ۴۴ نفر (7/42%) دارای تبعیت از درمان ضعیف بودند. ارتباط مثبت و معناداری بین عدم تحمل بلاتکلیفی و تبعیت از درمان مشاهده شد (001/0p<، 65/0=r).
نتیجه‌گیری: یافته‌های مطالعه حاضر نشان داد که بیماران مبتلا به دیابتی که از سطوح بالاتر عدم تحمل بلاتکلیفی رنج می‌برند، در مواجهه با شرایط نامعلوم و پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی بیماری، برای کاهش تنش روانی و بازیابی احساس کنترل، به تبعیت بیش‌تر از درمان به‌عنوان یک راهبرد مقابله‌ای روی می‌آورند. این یافته‌ها بر ضرورت توجه بیش‌تر به ابعاد روان‌شناختی، به‌ویژه عدم تحمل بلاتکلیفی، از سوی پرستاران و سایر اعضای تیم درمانی تأکید می‌ورزد. با این حال، با توجه به ماهیت مقطعی پژوهش حاضر و سایر محدودیت‌های موجود، تفسیر نتایج باید با احتیاط صورت گیرد.

 

صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb