48 نتیجه برای اضطراب
نادر آقاخانی، افشین حضرتی مرنگلو، داوود وهابزاده، فراز طیار،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص سرطان موجب بروز مشکلات عاطفی همچون استرس، اضطراب و افسردگی در بیمار و خانواده وی و عدم سازگاری با بیماری میشود که میتواند منجر به پیامدهای ناخوشایندی در روند بهبود یا افزایش عوارض بیماری گردد. با توجه به اهمیت موضوع، این مطالعه با هدف بررسی تأثیر بهکارگیری برنامه مراقبتی براساس الگوی سازگاری «روی» بر شدت افسردگی، اضطراب و استرس بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال بستری در مراکز آموزشی درمانی شهر ارومیه انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تعداد 36 نفر از بیماران مبتلا به سرطان کولورکتال بستری (مرحله سوم یا چهارم بیماری) در مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه در سال 1395 به صورت در دسترس انتخاب در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. ابزار جمعآوری دادهها فرم بررسی و شناخت الگوی سازگاری «روی» و مقیاس اضطراب، افسردگی و استرس DASS-21 بود. برنامه مراقبتی براساس الگوی «روی» برای گروه مداخله اجرا شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 18 و آزمونهای کایدو و تیمستقل انجام یافت.
یافتهها:
نتایج مطالعه نشان داد که در مرحله قبل از مداخله میانگین نمرات متغیرهای افسردگی، اضطراب و استرس در دو گروه کنترل (به ترتیب 5/4±7/12، 8/4±9/13، 7/4±4/16) و مداخله (به ترتیب 2/4±6/12، 6/4±0/13، 5/4±7/15) اختلاف آماری معناداری نداشت (05/0<p). ولی در مرحله بعد از مداخله میانگین نمرات متغیرهای یاد شده در گروه کنترل (به ترتیب 8/4±7/13، 9/4±93/13، 4/4±16/17) افزایش و در گروه مداخله (به ترتیب 1/3±46/10، 4/3±0/11، 2/5±8/13) کاهش یافته بود و اختلاف آماری معناداری بین دو گروه مشاهده شد (05/0>p).
نتیجهگیری: با توجه به شدت افسردگی، اضطراب و استرس در بین بیماران سرطانی، میتوان از روشهای غیردارویی و کم هزینهتر مانند الگوی سازگاری «روی» برای کنترل این عوارض و ایجاد محیطی با تنش کمتر برای این بیماران استفاده کرد.
ثبت کارآزمایی بالینی:IRCT20160220026662N5
زهره هاشمی، علی افشاری،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به این که اختلال افسردگی پس از زایمان یک اختلال شایع روانی اجتماعی با پیامدهای منفی برای مادر و نوزاد است و از طرفی تکنیک آموزش توجه از جهت مداخله در سندرم شناختی- توجهی میتواند نسبت به سایر تکنیکها مؤثرتر باشد، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی تکنیک آموزش توجه بر علایم افسردگی، اضطراب و باورهای فراشناختی در افراد مبتلا به افسردگی پس از زایمان انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه تجربی در چارچوب طرح تجربی تک موردی با استفاده از طرح خطوط پایه چند گانه پلکانی طی 8 جلسه در مورد دو بیمار از بین مراجعان به واحد روانشناسی و روانپزشکی هلالاحمر تبریز، با دوره پیگیری سه و شش ماه در سال 1397 انجام گرفت. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه افسردگی بک، اضطراب بک و پرسشنامه باورهای فراشناختی بودند. تحلیل دادهها با نرمافزار Excel به صورت تحلیل نموداری و سپس براساس گزارش درصد بهبودی، اندازه اثر و معناداری بالینی انجام گرفت.
یافتهها: در پایان درمان تغییرات معنادار و قابل توجهی در کاهش علایم افسردگی (61% بهبودی)، اضطراب (48% بهبودی) و باورهای فراشناختی (83% بهبودی) در بیماران مبتلا به افسردگی پس از زایمان مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد، تکنیک آموزش توجه میتواند به عنوان یک روش مؤثر در درمان بیماران مبتلا به اختلال افسردگی پس از زایمان مطرح باشد، هرچند نیاز به مطالعات بیشتری در این زمینه است.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20171227038096N1
سودابه آلوستانی، لیلا ممشلی،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: تجربه نزدیک شدن به مرگ یکی از واقعیتهای غیرقابل انکار دوران سالمندی است که میتواند باعث ترس و اضطراب سالمندان شود. با توجه به این که معنویت به عنوان یک پایگاه مستحکم میتواند عامل قوی در کنترل شرایط پرتنش باشد، این مطالعه با هدف تعیین تأثیر گروه درمانی معنوی بر میزان اضطراب مرگ سالمندان انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در مورد 50 نفر از سالمندان مراجعهکننده به مرکز روزانه سالمندان شهر علیآباد کتول (استان گلستان) در سال 1397 انجام گرفته است. نمونهگیری به شیوه در دسترس انجام یافت و نمونهها با تخصیص تصادفی ساده در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. گروه مداخله برنامه گروه درمانی معنوی را در 8 جلسه در طول 8 هفته دریافت نمودند. دادهها با استفاده از پرسشنامه جمعیتشناختی و مقیاس اضطراب مرگ Templer جمعآوری و در نرمافزار SPSS نسخه 16 با استفاده از آزمونهای آماری تیمستقل، تیزوجی و آزمون کواریانس در سطح معناداری 05/0>p تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میزان اضطراب مرگ قبل از مداخله در گروه مداخله و کنترل به ترتیب 67/3±36/7 و 65/1±32/7 بود که از نظر آماری اختلاف معناداری نداشت (961/0=p)، ولی بعد از مداخله میانگین اضطراب مرگ در گروه مداخله و کنترل به ترتیب 28/3±24/5 و 92/1+84/7 بود که از نظر آماری اختلاف معناداری داشت (001/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده، پیشنهاد میشود زمینههای لازم شرکت در فعالیتهای معنوی برای سالمندان فراهم شود، این مورد میتواند در بهبود وضعیت روانشناختی سالمندان مؤثر باشد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20181207041877N1
محبوبه سجادی، فهیمه داودآبادی، سیما زاهدی، فاطمه رفیعی،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: هیسترکتومی یکی از رایجترین جراحیهای زنان است که سبب ایجاد عوارض جسمی و روانی زیادی از جمله اضطراب میشود. این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر تنفس دیافراگمی و لب غنچهای بر اضطراب زنان تحت هیسترکتومی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی دوسوکور، 126 بیمار مراجعهکننده به بیمارستان طالقانی اراک در طی سال های 98-1396 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و با استفاده از جدول اعداد تصادفی به دو گروه تنفس دیافراگمی و لب غنچهای و یک گروه کنترل تخصیص یافتند. پرسشنامه اضطراب اشپیلبرگر عصر روز قبل از عمل (قبل از مداخله)، یک ساعت قبل از ورود به اتاق عمل (بعد از مداخله) و دو ساعت بعد از عمل تکمیل شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS نسخه 16 تحلیل شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره اضطراب گروه تنفس دیافراگمی، تنفس لب غنچهای و کنترل قبل از مداخله به ترتیب 49/10±33/55، 84/9±4/55 و 31/11±07/55 بود، که از نظر آماری اختلاف معناداری نداشت (983/0=p). یک ساعت قبل از جراحی (بعد از انجام مداخله) این میانگین به ترتیب به 5/8±98/41، 88/7±43/42 و 5/11±86/52 و پس از جراحی به ترتیب به 13/8±79/37، 88/7±07/38 و 35/11±62/50 کاهش یافت و اختلاف آماری معناداری مشاهده شد (0001/0p<). میانگین نمرات اضطراب در بین گروه تنفس دیافراگمی و گروه تنفس لب غنچهای بعد از انجام مداخله اختلاف معنادار آماری نداشت (999/0=p).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که تنفس دیافراگمی و لب غنچهای موجب کاهش اضطراب زنان تحت هیسترکتومی شده است. استفاده از این شیوه غیردارویی و در دسترس برای کاهش اضطراب قبل و بعد از جراحی هیسترکتومی پیشنهاد میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20180103038211N4
زهرا کریمی، نسرین رضایی، منصور شکیبا، علی نویدیان،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتیاد به عنوان یک بحران و یک اختلال مزمن طولانی مدت میتواند باعث ایجاد علایمی در سلامت روانی فرد مصرفکننده و اعضای خانواده شود که شایعترین آنها استرس، اضطراب و افسردگی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی مداخله کیفیت زندگی درمانی، بر واکنشهای روانشناختی مراقبان خانوادگی معتادان انجام یافته است.
روش بررسی: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی است. جامعه پژوهش شامل مراقبان خانوادگی معتادان بستری در بیمارستان روانپزشکی بهاران شهر زاهدان در سال 1397 بود. نمونهها 80 نفر بودند که به طور تصادفی ساده به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. مراقبان گروه مداخله هشت جلسه مشاوره گروهی مبتنی بر کیفیت زندگی درمانی را به صورت یک روز درمیان و براساس محتوای تعیین شده دریافت کردند. پس از گذشت 8 هفته از پایان مداخله، دادهها با پرسشنامه 21 سؤالی افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) جمعآوری و در نرمافزار SPSS ویرایش 21 و با استفاده از آزمونهای آماری تیزوجی، تیمستقل، کایدو و کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل اماری قرار گرفت.
یافتهها: پس از مداخله کیفیت زندگی درمانی، میانگین نمره استرس، اضطراب و افسردگی (به ترتیب 36/4±50/11، 49/3±05/11 ، 67/4±57/10) مراقبان خانوادگی گروه مداخله به طور معناداری پایینتر از گروه کنترل (به ترتیب 93/4±67/14، 33/4±02/14، 77/4±40/13) بود (01/0p<). قبل از مداخله بین دو گروه از نظر این متغیرها تفاوتی وجود نداشت.
نتیجهگیری: مشاوره کیفیت زندگی درمانی در این مطالعه تأثیر مثبت و معناداری بر کاهش شدت واکنشهای روانشناختی مراقبان خانوادگی معتادان داشت؛ بنابراین استفاده از این رویکرد مشاورهای به موازات برنامههای ترک اعتیاد به منظور افزایش رفاه و سلامت روانشناختی مراقبان خانوادگی به ارایهدهندگان خدمات درمانی و مراقبتی توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20160924029954N11
رقیه کوهستانی عین الدین، عارف فقیه، زکیه احمدی، رضا جمهیری، سعید حسینی تشنیزی، حسین فرشیدی،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب یکی از مهمترین مشکلات ذهنی در بیماران کاندید آنژیوگرافی عروق کرونر میباشد که میتواند باعث پیامدهای منفی فیزیولوژیکی و روانشناختی شده و در نهایت منجر به افزایش طول مدت بستری در بیمارستان، افزایش نیاز بیمار به داروهای مسکن، افزایش هزینهها و افزایش بروز عوارض آنژیوگرافی شود. از اینرو پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر رایحه درمانی بر اضطراب بیماران کاندید آنژیوگرافی عروق کرونر انجام یافته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی، 80 بیمار تحت آنژیوگرافی عروق کرونر که به بخش پست کت بیمارستان شهید محمدی بندرعباس در سال 1397 مراجعه کرده بودند انتخاب، و با استفاده از جدول اعداد تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله پدهای چشمی آغشته به 2/0 میلیلیتر اسانس نعنا و در گروه کنترل 2/0 میلیلیتر دارونما که برروی سینه آنها نصب شده بود، به مدت 20 دقیقه استفاده شد. ﺳﻄﺢ اﺿﻄﺮاب ﺑﯿﻤﺎران ﻗﺒﻞ و ﺑﻌﺪ از ﻣﺪاﺧﻠﻪ ﺛﺒﺖ شد. جهت جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و پرسشنامه استاندارد اضطراب اشپیلبرگر استفاده شد. دادهها در نرمافزار آماری SPSS نسخه 24 با استفاده از روشهای آماری توصیفی و استنباطی مطابق اهداف مطالعه تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج تحلیل دادهها نشان داد که رایحه درمانی باعث کاهش معنادار اضطراب آشکار بیماران در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل شده است (006/0=p). همچنین آزمون آماری تیزوجی نشان داد در گروه مداخله میانگین نمره اضطراب بعد از مداخله به طور معناداری کمتر از قبل از مداخله بوده است (001/0p<)، در حالی که این تفاوت در گروه کنترل معنادار نبود (90/0=p).
نتیجهگیری: براساس یافتههای حاصل از مطالعه میتوان نتیجه گرفت که رایحه درمانی با استنشاق رایحه نعنا بر کاهش اضطراب آشکار بیماران کاندید آنژیوگرافی عروق کرونر مؤثر بوده است. توصیه میشود پرستاران جهت کاهش اضطراب بیماران از رایحه درمانی به عنوان یک روش غیردارویی استفاده کنند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20190225042844N1
فاطمه لطفی، فاطمه زهرا کریمی، سید رضا مظلوم، مهدی یوسفی، حسن رخشنده،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مهمترین مشکلات روانشناختی دوران یائسگی بروز اضطراب است. اضطراب میتواند سلامت و کیفیت زندگی زنان یائسه را تحت تأثیر قرار دهد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر شربت گل بنفشه بر اضطراب در زنان یائسه انجام یافته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی سه سوکور است که در سال 1398 در مورد 84 زن یائسه مراجعهکننده به مراکز بهداشتی شهر مشهد انجام یافت. زنان یائسه در دو گروه به مدت یک ماه روزی دو نوبت و در هر نوبت 5 میلیلیتر شربت گل بنفشه یا دارونما دریافت میکردند. بررسی اضطراب قبل و بعد مداخله با استفاده از مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس-21 انجام یافت. جهت تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 25 و آزمون منویتنی، مجذور کای و دقیق فیشر استفاده شد.
یافتهها: قبل از مداخله، بین میزان اضطراب زنان در گروه گل بنفشه و گروه دارونما تفاوت آماری معناداری وجود نداشت و دو گروه همگن بودند (084/0=p). بعد از مداخله، بین دو گروه تفاوت آماری معناداری مشاهده شد (004/0=p). میانگین اصلاح شده در گروه گل بنفشه 02/3±61/3 (2/4-9/2، CI95%) و در گروه دارونما 60/3±63/7 (3/8-9/6، CI95%) بود. همچنین نمره اضطراب بعد نسبت به قبل مداخله در گروه گل بنفشه کاهش و در گروه دارونما افزایش داشت. آزمون منویتنی این تفاوت را معنادار نشان داد (001/0>p).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، شربت گل بنفشه سبب کاهش اضطراب زنان یائسه شد، بنابراین میتواند به عنوان درمان مکمل همراه با درمانهای شیمیایی به منظور کاهش اضطراب در زنان یائسه مورد استفاده قرار بگیرد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20180514039660N1
زکیه احمدی، افسانه علائی شیخ رباط، سعید حسینی تشنیزی، رضا جمهیری، عارف فقیه،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: استرس و اضطراب، یکی از مشکلات اساسی بیماران تحت رویههای تشخیصی و درمانی نیمه تهاجمی و تهاجمی مانند آندوسکوپی است. روشهای مختلف جهت کاهش اضطراب اثرات یکسانی ندارند، لذا این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر انحراف فکر با موسیقی درمانی و حضور همراه بر میزان اضطراب بیماران تحت آندوسکوپی انجام یافته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تعداد 105 بیمار مراجعهکننده به بخش آندوسکوپی بیمارستان شهید محمدی و خلیج فارس بندرعباس در سال 1397 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و به شیوه تخصیص تصادفی در سه گروه موسیقی درمانی، حضور همراه و کنترل قرار گرفتند (هر گروه 35 نفر). پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و بیماری و پرسشنامه اضطراب اشپیلبرگر (STAL) قبل و بعد از مداخله تکمیل شد. در گروه موسیقی درمانی، بیماران صداهای طبیعت را از طریق هدفون دریافت کردند. در گروه حضور همراه، آندوسکوپی بیماران با حضور همراه بیمار انجام یافت و گروه کنترل نیز فقط مراقبتهای معمول قبل از آندوسکوپی را دریافت کردند. دادهها در نرمافزار آماری SPSS نسخه 24 با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در سطح معناداری از 05/0p< مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج آزمون آنالیز واریانس نشان داد میانگین اضطراب در سه گروه قبل از مداخله تفاوت معناداری نداشته است (77/0=p). اما پس از مداخله تفاوت آماری معنادار مشاهده نشد (005/0p<) به این ترتیب که کاهش نمرات در گروه موسیقی درمانی معنادار بود (044/0=p). اما در گروه همراه (571/0=p) و گروه کنترل (663/0=p)، قبل و بعد از آندوسکوپی تغییر معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که انحراف فکر با موسیقی درمانی شیوه مؤثری جهت کمک به بیماران تحت آندوسکوپی است و استفاده و ترویج این روش میتواند به بیماران در جهت هر چه بهتر انجام یافتن این روش و احساس رضایت آنان کمک کند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20190715044215N1
شیما کهنسال، فریبا تباری، شهرزاد غیاثوندیان، شیما حقانی، کامران رودینی،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب یکی از عوارض شایع در بیماران سرطانی است که میتواند بر سلامت جسم و روان بیماران اثر بگذارد و در روند درمان اختلال ایجاد کند. به همین دلیل بیماران مبتلا به سرطان که تحت شیمی درمانی هستند، نیازمند آموزش درباره بیماری و راهکارهای مقابله با عوارض و مشکلات آن هستند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر دو روش آموزش ویدیویی و نوشتاری بر اضطراب بیماران مبتلا به سرطان معده و مری که تحت شیمی درمانی سرپایی هستند، انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده است که در مورد 58 بیمار مبتلا به سرطان معده و مری که تحت شیمی درمانی سرپایی در بیمارستانهای شریعتی و امام خمینی تهران بودند، انجام گرفته است. شرکتکنندگان به صورت تصادفی در گروه آموزش ویدیویی (28 نفر) و گروه آموزش نوشتاری (30 نفر) قرار گرفتند. دادهها با استفاده از پرسشنامه اضطراب حالت اشپیلبرگر (STAI) در ابتدای مطالعه و به صورت هفتگی در طی 12 هفته جمعآوری و در نرمافزار SPSS نسخه 20 تحلیل شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که میزان اضطراب در هر دو گروه نسبت به قبل از مداخله به طور معناداری کاهش داشته است (05/0p<). در بررسی میانگین نمره اضطراب بین گروه ویدیو (85/9±07/56) و گروه نوشتاری (13/8±40/56 ) بعد از انجام مداخله تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد (89/0=p).
نتیجهگیری: به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که آموزش خودمراقبتی در روش ویدیویی و نوشتاری، اضطراب بیماران سرطانی تحت شیمی درمانی را کاهش میدهد و هر دو روش میتوانند در کاهش اضطراب بیماران مؤثر باشند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20181115041669N1
سعیده عزیزی مهکویه، آرزو راستی، عاطفه اسدپور اصل، سهیل رحیمی، محمدرضا کردباقری،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری نوظهور کرونا، دارای عوارض روانشناختی متعددی از جمله اضطراب است. هدف مطالعه حاضر تعیین تأثیر آگاهی بخشی چهره به چهره بر میزان اضطراب مبتلایان به ویروس کووید-19 است.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 90 نفر از بیماران مبتلا به ویروس کووید-19 بستری در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1399 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل (هر گروه 45 نفر) قرار گرفتند. پرسشنامههای اطلاعات فردی و بیماری و اضطراب DASS21 قبل از مداخله توسط هر دو گروه تکمیل شد. آگاهی بخشی به صورت چهره به چهره طی دو جلسه 30 دقیقهای و به فاصله 24 ساعت در گروه مداخله انجام گرفت و مجدداً پرسشنامه DASS-21 روز بعد از اتمام جلسه دوم توسط بیماران تکمیل شد. گروه کنترل اطلاعات معمول بخش را دریافت و پرسشنامه را مجدداً تکمیل کردند. تجزیه و تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که قبل از مداخله بین میانگین نمرات اضطراب بیماران دو گروه مداخله (20/9±71/12) و کنترل (08/7±71/14) تفاوت آماری معناداری مشاهده نشده است (05/0p>) اما در میانگین نمرات گروه مداخله (64/5±68/5) و گروه کنترل (19/6±75/12) پس از مداخله، تفاوت معناداری مشاهده شد (05/0p˂).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که آگاهی بخشی چهره به چهره میتواند موجب کاهش اضطراب بیماران مبتلا به ویروس کووید-19 شود و قابل استفاده در مراکز درمانی است.
فاطمه ایمانی، ابراهیم نصیری، هوشنگ اکبری، محمدرضا صفدری،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: : اضطراب و تغییرات همودینامیکی از جمله عوارض شایع ناشی از جراحیها است. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر ماساژ بازتابی کف پا بر اضطراب آشکار و شاخصهای فیزیولوژیک بیماران تحت جراحی پلاکگذاری تیبیا انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی 96 نفر از بیماران کاندید جراحی پلاکگذاری تیبیا که در بهار 1399 به بیمارستان آموزشی امام علی (ع) بجنورد مراجعه کرده بودند و شرایط ورود به مطالعه را داشتند، به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی در دو گروه 48 نفره مداخله و کنترل، قرار گرفتند. برای گروه مداخله یک ساعت قبل از عمل، ماساژ بازتابی کف پا به مدت 10 دقیقه و برای گروه کنترل لمس پا به مدت 2 دقیقه انجام گرفت. میزان اضطراب بیماران به کمک پرسشنامه اضطراب آشکار اشپیلبرگر قبل و یک ساعت بعد از مداخله و شاخصهای فیزیولوژیک نیز قبل و بعد از مداخله و در ساعتهای 2، 4، 6، 12 و 24 پس از جراحی اندازهگیری شد. برای مقایسه و تحلیل یافتهها از آزمونهای کایدو جهت متغیرهای کیفی و آزمون تیتست، منویتنییو و ANOVA Repeated Measure برای متغیرهای کمی در نرمافزار آماری SPSS نسخه 21 استفاده شد.
یافتهها: این مطالعه نشان داد که میانگین نمره اضطراب بعد از مداخله در دو گروه کنترل و مداخله متفاوت و معنادار شده است (038/0=p). همچنین ماساژ بازتابی کف پا باعث کاهش معنادار فشارخون سیستولیک بعد از مداخله (039/0=p) و 4 ساعت پس از جراحی (007/0=p) و نیز کاهش فشارخون دیاستولیک بلافاصله بعد از مداخله (001/0p<) شده است. ضربان قلب نیز در تمام زمانهای اندازهگیری شده بعد از مداخله کاهش معناداری داشت (05/0>p).
نتیجهگیری: ماساژ بازتابی کف پا میتواند باعث کاهش اضطراب آشکار و بهبود شاخصهای فیزیولوژیک بیماران تحت جراحی پلاکگذاری تیبیا شود. لذا میتوان از این روش جهت کاهش اضطراب بیماران کاندید جراحیهای اورتوپدی استفاده کرد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20200502047265N1
مهدیه آجرلو، شراره خسروی، اکرم بیاتی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: لوزهبرداری یکی از شایعترین اعمال جراحی کودکان است. اضطراب قبل از عمل در کودکان یکی از نگرانیهای مراقبان و مدیریت آن بخش مهمی از مراقبتهای پرستاری است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر تصویر ذهنی هدایت شده بر اضطراب کودکان کاندید لوزهبرداری انجام یافته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تعداد 70 کودک 7 تا 12 ساله کاندید لوزهبرداری در بخش گوش و حلق و بینی بیمارستان امیرکبیر شهر اراک در سال 1400 در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. از پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و ابزار چهرهای بررسی اضطراب، جهت گردآوری دادهها استفاده شد. در گروه کنترل، اضطراب یک ساعت قبل و 15 دقیقه قبل از عمل بررسی شد. در گروه آزمون یک ساعت قبل از عمل و پس از تکمیل پرسشنامه، کودک به مدت 15 دقیقه با هندزفری به یک فایل صوتی گوش داد و آن را در ذهن خود تجسم نمود. سپس مجدداً ابزار بررسی اضطراب تکمیل شد.
یافتهها: میانگین اضطراب قبل از مداخله در گروه آزمون 79/0±31/4 و در گروه کنترل 87/0±06/4 بود که با یکدیگر اختلاف معنادار آماری نداشتند. میانگین اضطراب بعد از مداخله در گروه آزمون 89/0±83/3 و در گروه کنترل 90/0±89/4 بود که نشان میدهد میانگین اضطراب کودکان دو گروه بعد از مداخله با یکدیگر اختلاف معنادار آماری داشته است (001/0p<).
نتیجهگیری: مداخله صورت گرفته موجب کاهش اضطراب کودکان قبل از عمل کاندید لوزهبرداری شد. این مداخله فرآیندی آسان و بیخطر است و میتواند به عنوان روشی مؤثر به کار گرفته شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20211008052701N1
طاهره نصرآبادی، مرجان اخوان امجدی، نسرین حسینزاده،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بارداری دورانی بسیار با اهمیت است که گاهی با عوارض مختلفی همچون دیابت و کاهش کیفیت خواب همراه میشود. بنابراین شناسایی به موقع و زودهنگام این عوامل میتواند نقش مهمی در سلامت زنان باردار داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه اضطراب حاملگی با کیفیت خواب و دیابت بارداری انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است. در این پژوهش 359 زن باردار که در هفته 28-24 بارداری به مراکز بهداشتی شهر بانه مراجعه نموده بودند، از طریق نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامه کیفیت خواب پیترزبورگ، پرسشنامه فرم کوتاه اضطراب حاملگی (PRAQ-17) و نتیجه غربالگری دیابت بارداری ثبت شده در پرونده بهداشتی هر بیمار بود.
یافتهها: نتایج نشان داد 3/12% زنان باردار دچار اضطراب حاملگی بودهاند، 8/78% از کیفیت خواب نامطلوب رنج میبردند و 10% مادران مضطرب نیز به دیابت بارداری مبتلا شده بودند. تحلیل آماری یافتهها ارتباط معناداری بین اضطراب حاملگی با کیفیت نامطلوب خواب و دیابت بارداری در زنان باردار نشان نداد (05/0p>).
نتیجهگیری: به نظر میرسد اضطراب حاملگی مادر باردار با اختلال خواب و دیابت بارداری ارتباطی ندارد. لیکن به تحقیقات بیشتر و مطالعات کوهورت آیندهنگر نیاز است.
ونوس بوچانی، بتول پورابولی، مرضیه حسنپور، هادی رنجبر،
دوره 28، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مادران دارای نوزاد نارس اضطراب بیشتری را نسبت به مادران دارای نوزاد ترم تجربه میکنند. با جدایی مادر از نوزاد، مهمترین مؤلفه اثرگذار بر دلبستگی که تماس فیزیکی با نوزاد است، نیز مختل میشود. هدف این پژوهش تعیین تأثیر اجرای برنامه مثبت اندیشی گروهی بر اضطراب و دلبستگی مادران نوزادان نارس بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بوده است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کارآزمایی تصادفی است که در سال 1399 در شهر کرمانشاه انجام گرفته است. 72 نفر از مادران دارای نوزاد نارس بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بیمارستانهای امام رضا (ع) و محمد کرمانشاهی به روش اختصاص تصادفی در دو گروه کنترل و مداخله قرار گرفتند. جهت جمعآوری دادهها از پرسشنامههای اضطراب اسپیلبرگر و دلبستگی پس از تولد استفاده شد. دادههای جمعآوری شده با کمک نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آزمونهای آماری (ANOVA و Chi-Square) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: مقایسه اضطراب آشکار قبل از مداخله (791/0=p) و بعد از مداخله (373/0=p) در دو گروه مداخله و کنترل نشان داد که دو گروه تفاوت معناداری با هم ندارند. مقایسه اضطراب پنهان قبل از مداخله (831/0=p) و بعد از مداخله (093/0=p) نیز نشان داد بین دو گروه تفاوت آماری معناداری وجود نداشته است. اما مقایسه میزان تغییرات تفاوت معناداری را نشان داد (025/0=p). در مورد دلبستگی، قبل از مداخله هیچ کدام از زیرمقیاسهای دلبستگی در دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشته است (05/0p>) پس از مداخله در نمره زیرمقیاسهای «نبود خصومت» و «رضایت از تعامل» تفاوت معنادار (05/0p<) مشاهده شد.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای حاصل از پژوهش، اجرای برنامه مثبت اندیشی گروهی را به عنوان برنامهای تکمیلی، در کنار مراقبتهای معمول برای مادران نوزادان نارس به پرستاران و مسؤولان بخشهای مراقبت ویژه نوزادان توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20210108049965N1
فرزین باقری شیخانگفشه، وحید صوابی نیری، شبنم بریاجی، فاطمه اقبالی، علی فتحی آشتیانی،
دوره 29، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات خوردن پیامدهای روانشناختی و اجتماعی بسیار زیادی را برای فرد و جامعه به همراه دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری بر اضطراب کووید-19، ترس از ارزیابی منفی و افسردگی زنان مبتلا به بیاشتهایی عصبی انجام گرفته است.
روش بررسی: روش پژوهش، نیمه تجربی از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش زنان مبتلا به بیاشتهایی عصبی مراجعهکننده به مراکز درمانی و کلینیکهای روانشناسی مناطق 6 و 8 شهر تهران در سال 1401 بودند. نمونهها به تعداد 30 نفر به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه مداخله (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایدهی شدند. ابزار پژوهش پرسشنامههای نگرشهای خوردن، اضطراب کووید-19، ترس از ارزیابی منفی و افسردگی بود. گروه مداخله هشت جلسه 90 دقیقهای (هفتهای دوجلسه) درمان شناختی- رفتاری را دریافت کردند، ولی گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکردند. در انتها دادهها با آنالیز کوواریانس چندمتغیره در SPSS نسخه 24 تحلیل شد.
یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که درمان شناختی- رفتاری به صورت معناداری باعث کاهش اضطراب روانی کووید-19 (41/36=F، 001/0>p)، اضطراب جسمانی کووید-19 (15/39=F، 001/0>p)، ترس از ارزیابی منفی (92/41=F، 001/0>p) و افسردگی (48/47=F، 001/0>p) زنان مبتلا به بیاشتهایی عصبی شده است.
نتیجهگیری: براساس یافتههای مطالعه میتوان نتیجه گرفت که درمان شناختی- رفتاری توانسته است باعث کاهش اختلالات روانشناختی زنان مبتلا به بیاشتهایی عصبی شود. از آنجا که سلامت روانی بسیاری از بیماران مبتلا به بیاشتهایی عصبی ممکن است آسیب جدی ببیند، ضروری است تدابیری در جهت شناسایی و درمان روانشناختی گروههای آسیبپذیر اتخاذ شود.
نیلوفر پاسیار، معصومه رامبد، زهرا کریمیان، آرش فربود،
دوره 30، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب قبل از عمل میتواند منجر به مشکلات گوناگون شود. رایحه درمانی با لیمو، ممکن است برخی از عوارض را کاهش دهد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر رایحه درمانی استنشاقی با اسانس لیمو ترش بر اضطراب و شاخصهای فیزیولوژیک (فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، ضربان قلب، تنفس و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی) بیماران کاندید جراحی شکستگی اندام تحتانی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، تعداد 90 بیمار به روش در دسترس از بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 1400 انتخاب و به طور تصادفی به گروه مداخله (45 نفر) و کنترل (45 نفر) تخصیص یافتند. مداخله رایحه درمانی از صبح روز جراحی آغاز شد و در اتاق عمل، ریکاوری و تا 16 ساعت بعد از جراحی ادامه یافت. در گروه کنترل از اسانس روغن بادام استفاده شد. از پرسشنامه Spielberger و فرم سنجش شاخصهای فیزیولوژیک استفاده شد. دادهها با استفاده از آنالیز واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای مکرر تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد شیب کاهش میانگین نمره اضطراب حالت در گروه مداخله به طور معناداری بیش از گروه کنترل بوده است (001/0>p). همچنین، در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل، شاخصهای فیزیولوژیک در بازه زمانی اندازهگیری از ثبات بیشتری برخوردار بوده است (05/0>p)، اگرچه مداخله بر فشارخون دیاستولیک و تعداد تنفس تأثیر معناداری نشان نداد (05/0
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها، رایحه درمانی با اسانس لیمو ترش منجر به کاهش اضطراب حالت و بهبود برخی شاخصهای فیزیولوژیک بیماران تحت جراحی شکستگی اندام تحتانی شد. لذا استفاده از این روش مکمل در کنار سایر روشهای درمانی معمول توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20130616013690N10
زهرا فتوکیان، سبحان رحیمی اسبو، زهرا جنت علیپور، علی پورحبیب، فاطمه غفاری، مجتبی قنبری قلعهسری، شهربانو کیهانیان، محسن وکیلی صادقی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبتهای پیگیرانه پس از درمان سرطان پستان، بر کاهش مرگومیر و هزینههای درمان و ارتقای کیفیت زندگی بیماران تأثیر زیادی دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل روانشناختی مؤثر بر مراقبتهای پیگیرانه بعد از درمان سرطان پستان انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، 180 بیمار مبتلا به سرطان پستان شهرستانهای بابل و غرب استان مازندران به روش تصادفی ساده در طی سالهای 1401-1400 انتخاب شدند. دادهها از طریق پرسشنامههای اطلاعات فردی، اضطراب و افسردگی بیمارستانی Zigmond، ترمومتر درماندگی روانشناختی، ترس از عود سرطان و چکلیست مراقبتهای پیگیرانه بعد از درمان سرطان پستان جمعآوری شد. بهمنظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرمافزار SPSS نسخه 18 و آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار سنی افراد مورد مطالعه 01/12±49/51 سال بود. میانگین و انحراف معیار نمرات افسردگی، اضطراب و ترمومتر درماندگی روانشناختی به ترتیب 71/2±16/6، 13/4±7۰/10 و 54/2±98/5 بود. نتایج نشان داد که افراد دارای اضطراب، افسردگی، درماندگی روانشناختی و ترس از عود بیشتر، برخی رفتارهای پیگیرانه را کمتر انجام میدهند و برخی را کمتر (05/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج توصیه میشود سیاستگذاران بهداشتی به چالشهای روانشناختی این بیماران توجه داشته باشند. در مورد فراهم کردن تسهیلات پوشش بیمه، جهت غربالگری و درمان مشکلات روحی روانی بیماران میتواند با بهبود سلامت روان، به مشارکت افراد در رفتارهای خود مراقبتی و ارتقای سلامت افراد کمک نماید.
طاهره مومنیقلعه قاسمی، امیر موسی رضایی، شهناز علیخواه، امیر حسین سعیدی،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: درد، اضطراب و مشکلات خواب پس از اعمال جراحی ارتوپدی شایع است و منجر به تحمیل عوارض جسمی بیشتر توأم با هزینههای بالا برای بیماران میشود. به دلیل گرایش روزافزون به استفاده از روشهای غیردارویی مانند رایحه درمانی، مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی رایحه درمانی استنشاقی اسطوخودوس بر درد، اضطراب و کیفیت خواب بیماران پس از جراحیهای ارتوپدی طراحی و اجرا شده است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در سال 1401 با مشارک 80 بیمار تحت جراحی ارتوپدی در مرکز ترومای شهر اصفهان انجام گرفت. بیماران به روش مستمر وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروه آزمون (40 نفر) و کنترل (40 نفر) تخصیص داده شدند. مداخله شامل رایحه درمانی با اسانس اسطوخودوس با خلوص صد در صد به مدت 3 شبانه روز بود. گروه کنترل در طول مداخله، درمانهای معمول را دریافت کردند. از پرسشنامههای استاندارد اضطراب Spielberger، کیفیت خواب بیمارستانی و مقیاس سنجش درد دیداری استفاده شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 26 با استفاده از آزمونهای آماری تیزوجی، تیمستقل، کایاسکوئر و آنالیز واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای مکرر انجام گرفت.
یافتهها: میانگین نمرات اضطراب و کیفیت خواب در گروه مداخله و کنترل، پس از پایان رایحه درمانی تفاوت آماری معناداری داشت (001/0p<). همچنین، میانگین نمره درد، در دو گروه و در همه مقاطع زمانی بررسی شده، تفاوت آماری معناداری داشت (001/0p<).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که رایحه درمانی اسطوخودوس اثربخشی معناداری بر کاهش درد و اضطراب و ارتقای کیفیت خواب بیماران پس از جراحی ارتوپدی دارد. با توجه به این تأثیرات مثبت استفاده از این مداخله مقرون به صرفه و با دسترسی و کاربرد آسان، در کنار سایر روشها به عنوان یک درمان مکمل، توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20111002007692N3
مبارکه عباسی فیروزجاه، زهرا فتوکیان، عباس شمسعلینیا،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب یک مشکل روانی مهم مرتبط با جراحی بایپس سرخرگ کرونری است. از جمله روشهای مداخلهای پرستاران جهت کاهش اضطراب، استفاده از مدل پرستاری اورلاندو است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مراقبت پرستاری مبتنی بر نظریه اورلاندو بر سطح اضطراب موقعیتی بیماران تحت جراحی بایپس سرخرگ کرونری انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی است که در سال ۱۴۰۲ در بیمارستان فاطمهالزهرا (س) ساری انجام یافت. تعداد ۷۰ بیمار تحت جراحی بایپس سرخرگ کرونری به روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند و به طور تصادفی در گروه مداخله (۳۵ نفر) و کنترل (۳۵ نفر) قرار گرفتند. گروه مداخله علاوه بر مراقبتهای معمول بخش، مراقبت پرستاری مبتنی بر نظریه اورلاندو را در عصر روز قبل از جراحی دریافت کردند. گروه کنترل فقط مراقبتهای معمول بخش را دریافت کردند. اضطراب بیماران قبل از مداخله و صبح روز جراحی با استفاده از پرسشنامه اضطراب موقعیتی Spielberger سنجیده شد. دادهها با استفاده از آزمونهای دقیق فیشر، کایدو، t مستقل و زوجی در نرمافزار SPSS نسخه 21 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: قبل از مداخله بین میانگین نمره اضطراب موقعیتی بیماران تحت جراحی بایپس سرخرگ کرونری در گروه مداخله و کنترل (به ترتیب 75/6±02/58 ، 51/7±79/55) تفاوت معناداری مشاهده نشد (31/1=t، 196/0=p). اما بعد از مداخله، تفاوت معناداری بین میانگین نمره اضطراب موقعیتی در دو گروه (به ترتیب 29/5±29/49 ، 52/6±08/59) وجود داشت (001/0p<)، به طوری که میزان اضطراب موقعیتی در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشته است.
نتیجهگیری: نتـایج نشان داد استفاده از مدل اورلاندو میتواند باعث کاهش اضطراب بشود. لذا توصیه میشود مدیران پرستاری از برنامـه آموزشی مبتنـی بـر این مدل جهت کاهش اضطراب موقعیتی بیماران تحت جراحی بایپس سرخرگ کرونری استفاده نمایند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20230528058319N1
سیمین کوکبیاصل، علی نویدیان، نسرین رضائی، میلاد امیری، مهناز قلجه،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب و نارسایی شناختی در بین دانشجویان علوم پزشکی دو اختلال با شیوع بالا هستند که میتوانند پیشرفت تحصیلی دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهند. انجام مداخلاتی که توسط خود فرد قابلیت اجرا دارد، میتواند کمککننده باشد. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر تصویرسازی ذهنی بر اضطراب و نارسایی شناختی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی تعداد 100 دانشجو به شیوه در دسترس انتخاب، سپس به روش تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. از فرم اطلاعات فردی، پرسشنامه اضطراب Beck و نارسایی شناختی Broadbent جهت جمعآوری اطلاعات استفاده شد. جهت گروه مداخله ابتدا یک جلسه حضوری با هدف آشناسازی نحوه اجرای مداخله تصویرسازی ذهنی برگزار، سپس 8 جلسه آموزش تصویرسازی به صورت فایل صوتی در واتساپ ارسال شد. دو هفته بعد مجدداً پرسشنامه اضطراب و نارسایی شناختی تکمیل شد. در گروه کنترل هیچ مداخلهای انجام نگرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS نسخه 21 انجام گرفت.
یافتهها: نارسایی شناختی و اضطراب دانشجویان در گروه مداخله کاهش آماری معنادار داشت (05/0p<)، اما در گروه کنترل این کاهش معنادار نبود (05/0p>). نتیجه تحلیل کوواریانس به منظور کنترل اثر معناداری نمرات پیشآزمون نشان داد که میانگین نمره نارسایی شناختی و اضطراب دانشجویان دو گروه پس از مداخله تفاوت آماری معناداری داشته است (001/0>p).
نتیجهگیری: آموزش تصویرسازی ذهنی بر کاهش اضطراب و نارسایی شناختی دانشجویان تأثیر دارد. لذا مسؤولان آموزشی میتوانند با بهرهگیری از این روش در راستای کاهش اضطراب و بهبود نارسایی شناختی و به دنبال آن ارتقای عملکرد تحصیلی دانشجویان تلاش نمایند.