جستجو در مقالات منتشر شده


48 نتیجه برای اضطراب

طاهره نصرآبادی، مرجان اخوان امجدی، نسرین حسین‌زاده،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: بارداری دورانی بسیار با اهمیت است که گاهی با عوارض مختلفی همچون دیابت و کاهش کیفیت خواب همراه می‌شود. بنابراین شناسایی به موقع و زودهنگام این عوامل می‌تواند نقش مهمی در سلامت زنان باردار داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه اضطراب حاملگی با کیفیت خواب و دیابت بارداری انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است. در این پژوهش 359 زن باردار که در هفته 28-24 بارداری به مراکز بهداشتی شهر بانه مراجعه نموده بودند، از طریق نمونه‌گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه اطلاعات جمعیت‌شناختی، پرسشنامه کیفیت خواب پیترزبورگ، پرسشنامه فرم کوتاه اضطراب حاملگی (PRAQ-17) و نتیجه غربالگری دیابت بارداری ثبت شده در پرونده بهداشتی هر بیمار بود.
یافته‌ها: نتایج نشان داد 3/12% زنان باردار دچار اضطراب حاملگی بودهاند، 8/78% از کیفیت خواب نامطلوب رنج می­بردند و 10% مادران مضطرب نیز به دیابت بارداری مبتلا شده بودند. تحلیل آماری یافته‌ها ارتباط معناداری بین اضطراب حاملگی با کیفیت نامطلوب خواب و دیابت بارداری در زنان باردار نشان نداد (05/0p>).
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد اضطراب حاملگی مادر باردار با اختلال خواب و دیابت بارداری ارتباطی ندارد. لیکن به تحقیقات بیشتر و مطالعات کوهورت آینده­نگر نیاز است.

 
ونوس بوچانی، بتول پورابولی، مرضیه حسن‌پور، هادی رنجبر،
دوره 28، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: مادران دارای نوزاد نارس اضطراب بیشتری را نسبت به مادران دارای نوزاد ترم تجربه می‌کنند. با جدایی مادر از نوزاد، مهم­ترین مؤلفه اثرگذار بر دلبستگی که تماس فیزیکی با نوزاد است، نیز مختل می­شود. هدف این پژوهش تعیین تأثیر اجرای برنامه مثبت اندیشی گروهی بر اضطراب و دلبستگی مادران نوزادان نارس بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بوده است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع کارآزمایی تصادفی است که در سال 1399 در شهر کرمانشاه انجام گرفته است. 72 نفر از مادران دارای نوزاد نارس بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بیمارستانهای امام رضا (ع) و محمد کرمانشاهی به روش اختصاص تصادفی در دو گروه کنترل و مداخله قرار گرفتند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه­های اضطراب اسپیلبرگر و دلبستگی پس از تولد استفاده شد. داده­های جمع­آوری شده با کمک نرم‌افزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آزمون‌های آماری (ANOVA و ­Chi-Square) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: مقایسه اضطراب آشکار قبل از مداخله (791/0=p) و بعد از مداخله (373/0=p) در دو گروه مداخله و کنترل نشان داد که دو گروه تفاوت معناداری با هم ندارند. مقایسه اضطراب پنهان قبل از مداخله (831/0=p) و بعد از مداخله (093/0=p) نیز نشان داد بین دو گروه تفاوت آماری معناداری وجود نداشته است. اما مقایسه میزان تغییرات تفاوت معناداری را نشان داد (025/0=p). در مورد دلبستگی، قبل از مداخله هیچ کدام از زیرمقیاس­های دلبستگی در دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشته است (05/0p>) پس از مداخله در نمره زیرمقیاس­های «نبود خصومت» و «رضایت از تعامل» تفاوت معنادار (05/0p<) مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته­های حاصل از پژوهش، اجرای برنامه مثبت اندیشی گروهی را به عنوان برنامه­ای تکمیلی، در کنار مراقبت­های معمول برای مادران نوزادان نارس به پرستاران و مسؤولان بخشهای مراقبت ویژه نوزادان توصیه می­شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20210108049965N1

 
فرزین باقری شیخانگفشه، وحید صوابی نیری، شبنم بریاجی، فاطمه اقبالی، علی فتحی آشتیانی،
دوره 29، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات خوردن پیامدهای روان­شناختی و اجتماعی بسیار زیادی را برای فرد و جامعه به همراه دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری بر اضطراب کووید-19، ترس از ارزیابی منفی و افسردگی زنان مبتلا به بی­اشتهایی عصبی انجام گرفته است.
روش بررسی: روش پژوهش، نیمه تجربی از نوع پیش­آزمون- پس­آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش زنان مبتلا به بیاشتهایی عصبی مراجعهکننده به مراکز درمانی و کلینیکهای روانشناسی مناطق 6 و 8 شهر تهران در سال 1401 بودند. نمونه‌ها به تعداد 30 نفر به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه مداخله (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جای­دهی شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه­های نگرش­های خوردن، اضطراب کووید-19، ترس از ارزیابی منفی و افسردگی بود. گروه مداخله هشت جلسه 90 دقیقه­ای (هفته­ای دو­جلسه) درمان شناختی- رفتاری را دریافت کردند، ولی گروه کنترل هیچ مداخله­ای دریافت نکردند. در انتها داده­ها با آنالیز کوواریانس چندمتغیره در SPSS نسخه 24 تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که درمان شناختی- رفتاری به صورت معناداری باعث کاهش اضطراب روانی کووید-19 (41/36=F، 001/0>p)، اضطراب جسمانی کووید-19 (15/39=F، 001/0>p)، ترس از ارزیابی منفی (92/41=F، 001/0>p) و افسردگی (48/47=F، 001/0>p) زنان مبتلا به بیاشتهایی عصبی شده است.
نتیجه‌گیری: براساس یافته­های مطالعه می­توان نتیجه گرفت که درمان شناختی- رفتاری توانسته است باعث کاهش اختلالات روان­شناختی زنان مبتلا به بی­اشتهایی عصبی شود. از آن­جا که سلامت روانی بسیاری از بیماران مبتلا به بی­اشتهایی عصبی ممکن است آسیب جدی ببیند، ضروری است تدابیری در جهت شناسایی و درمان روان­شناختی گروه­های آسیب­پذیر اتخاذ شود.

 
نیلوفر پاسیار، معصومه رامبد، زهرا کریمیان، آرش فربود،
دوره 30، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اضطراب قبل از عمل می‌تواند منجر به مشکلات گوناگون شود. رایحه درمانی با لیمو، ممکن است برخی از عوارض را کاهش دهد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر رایحه درمانی استنشاقی با اسانس لیمو ترش بر اضطراب و شاخص­های فیزیولوژیک (فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، ضربان قلب، تنفس و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی) بیماران کاندید جراحی­ شکستگی اندام­ تحتانی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، تعداد 90 بیمار به روش در دسترس از بیمارستان­های دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 1400 انتخاب و به طور تصادفی به گروه مداخله (45 نفر) و کنترل (45 نفر) تخصیص یافتند. مداخله رایحه درمانی از صبح روز جراحی آغاز شد و در اتاق عمل، ریکاوری و تا 16 ساعت بعد از جراحی ادامه یافت. در گروه کنترل از اسانس روغن بادام استفاده ­شد. از پرسشنامه Spielberger و فرم سنجش شاخص­های فیزیولوژیک استفاده شد. داده­ها با استفاده از آنالیز واریانس دوطرفه با اندازه­گیری­های مکرر تجزیه ­و ­تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد شیب کاهش میانگین نمره اضطراب حالت در گروه مداخله به طور معناداری بیش از گروه کنترل بوده است (001/0>p). همچنین، در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل، شاخص­های فیزیولوژیک در بازه زمانی اندازه­گیری از ثبات بیش‌تری برخوردار بوده است (05/0>p)، اگرچه مداخله بر فشارخون دیاستولیک و تعداد تنفس تأثیر معناداری نشان نداد (05/0 نتیجه‌گیری: با توجه به یافته­ها، رایحه درمانی با اسانس لیمو ترش منجر به کاهش اضطراب حالت و بهبود برخی شاخص­های فیزیولوژیک بیماران تحت جراحی­ شکستگی اندام تحتانی شد. لذا استفاده از این روش مکمل در کنار سایر روش­های درمانی معمول توصیه می­شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20130616013690N10

 

زهرا فتوکیان، سبحان رحیمی اسبو، زهرا جنت علیپور، علی پورحبیب، فاطمه غفاری، مجتبی قنبری قلعه‌سری، شهربانو کیهانیان، محسن وکیلی صادقی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: مراقبت‌های پیگیرانه پس از درمان سرطان پستان، بر کاهش مرگ‌ومیر و هزینه‌های درمان و ارتقای کیفیت زندگی بیماران تأثیر زیادی دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل روان‌شناختی مؤثر بر مراقبت‌های پیگیرانه بعد از درمان سرطان پستان انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی، 180 بیمار مبتلا به سرطان پستان شهرستان‌های بابل و غرب استان مازندران به روش تصادفی ساده در طی سال‌های 1401-1400 انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌های اطلاعات فردی، اضطراب و افسردگی بیمارستانی Zigmond، ترمومتر درماندگی روان‌شناختی، ترس از عود سرطان و چک‌لیست مراقبت‌های پیگیرانه بعد از درمان سرطان پستان جمع‌آوری شد. به‌منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم‌افزار SPSS نسخه 18 و آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار سنی افراد مورد مطالعه 01/12±49/51 سال بود. میانگین و انحراف معیار نمرات افسردگی، اضطراب و ترمومتر درماندگی روان‌شناختی به ترتیب 71/2±16/6، 13/4±7۰/10 و 54/2±98/5 بود. نتایج نشان داد که افراد دارای اضطراب، افسردگی، درماندگی روان‌شناختی و ترس از عود بیشتر، برخی رفتارهای پیگیرانه را کمتر انجام می­دهند و برخی را کمتر (05/0p<).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج توصیه می‌شود سیاست‌گذاران بهداشتی به چالش‌های روان‌شناختی این بیماران توجه داشته باشند. در مورد فراهم کردن تسهیلات پوشش بیمه، جهت غربالگری و درمان مشکلات روحی روانی بیماران می‌تواند با بهبود سلامت روان، به مشارکت افراد در رفتارهای خود مراقبتی و ارتقای سلامت افراد کمک‌ نماید.

 
طاهره مومنی‌قلعه قاسمی، امیر موسی‌ رضایی، شهناز علیخواه، امیر حسین سعیدی،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: درد، اضطراب و مشکلات خواب پس از اعمال جراحی ارتوپدی شایع است و منجر به تحمیل عوارض جسمی بیشتر توأم با هزینه‌های بالا برای بیماران می‏شود. به دلیل گرایش روزافزون به استفاده از روش‌های غیردارویی مانند رایحه درمانی، مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی رایحه درمانی استنشاقی اسطوخودوس بر درد، اضطراب و کیفیت خواب بیماران پس از جراحی­های ارتوپدی طراحی و اجرا شده است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در سال 1401 با مشارک 80 بیمار تحت جراحی ارتوپدی در مرکز ترومای شهر اصفهان انجام گرفت. بیماران به روش مستمر وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروه آزمون (40 نفر) و کنترل (40 نفر) تخصیص داده شدند. مداخله شامل رایحه درمانی با اسانس اسطوخودوس با خلوص صد در صد به مدت 3 شبانه روز بود. گروه کنترل در طول مداخله، درمان­های معمول را دریافت کردند. از پرسشنامه‏های استاندارد اضطراب Spielberger، کیفیت خواب بیمارستانی و مقیاس سنجش درد دیداری استفاده شد. داده‌ها در نرمافزار SPSS نسخه 26 با استفاده از آزمونهای آماری تی‌زوجی، تی‌مستقل، کای‌اسکوئر و آنالیز واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای مکرر انجام گرفت.
یافته‌ها: میانگین نمرات اضطراب و کیفیت خواب در گروه مداخله و کنترل، پس از پایان رایحه درمانی تفاوت آماری معناداری داشت (001/0p<). همچنین، میانگین نمره درد، در دو گروه و در همه مقاطع زمانی بررسی شده، تفاوت آماری معناداری داشت (001/0p<).
نتیجه‌گیری: یافته‏ها نشان داد که رایحه درمانی اسطوخودوس اثربخشی معناداری بر کاهش درد و اضطراب و ارتقای کیفیت خواب بیماران پس از جراحی ارتوپدی دارد. با توجه به این تأثیرات مثبت استفاده از این مداخله مقرون به صرفه و با دسترسی و کاربرد آسان، در کنار سایر روش‏ها به عنوان یک درمان مکمل، توصیه می­شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20111002007692N3

 
مبارکه عباسی فیروزجاه، زهرا فتوکیان، عباس شمسعلی‌نیا،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اضطراب یک مشکل روانی مهم مرتبط با جراحی بای­پس سرخ‌رگ کرونری است. از جمله روش­های مداخله­ای پرستاران جهت کاهش اضطراب، استفاده از مدل­ پرستاری اورلاندو است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مراقبت پرستاری مبتنی بر نظریه اورلاندو بر سطح اضطراب موقعیتی بیماران تحت جراحی بای­پس سرخ‌رگ کرونری انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی است که در سال ۱۴۰۲ در بیمارستان فاطمهالزهرا (س) ساری انجام یافت. تعداد ۷۰ بیمار تحت جراحی بای­پس سرخ‌رگ کرونری به روش نمونه­گیری در دسترس وارد مطالعه شدند و به طور تصادفی در گروه مداخله (۳۵ نفر) و کنترل (۳۵ نفر) قرار گرفتند. گروه مداخله علاوه بر مراقبت­های معمول بخش، مراقبت پرستاری مبتنی بر نظریه اورلاندو را در عصر روز قبل از جراحی دریافت کردند. گروه کنترل فقط مراقبت­های معمول بخش را دریافت کردند. اضطراب بیماران قبل از مداخله و صبح روز جراحی با استفاده از پرسشنامه اضطراب موقعیتی Spielberger سنجیده شد. داده­ها با استفاده از آزمون­های دقیق فیشر،­ کایدو، t مستقل و زوجی در نرمافزار SPSS  نسخه 21 تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: قبل از مداخله بین میانگین نمره اضطراب موقعیتی بیماران تحت جراحی بای­پس سرخ‌رگ کرونری در گروه مداخله و کنترل (به ترتیب 75/6±02/58 ، 51/7±79/55) تفاوت معناداری مشاهده نشد (31/1=t، 196/0=p). اما بعد از مداخله، تفاوت معناداری بین میانگین نمره اضطراب موقعیتی در دو گروه (به ترتیب 29/5±29/49 ، 52/6±08/59) وجود داشت (001/0p<)، به طوری که میزان اضطراب موقعیتی در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشته است.
نتیجه‌گیری: نتـایج نشان داد استفاده از مدل اورلاندو می­تواند باعث کاهش اضطراب بشود. لذا توصیه می­شود مدیران پرستاری از برنامـه آموزشی مبتنـی بـر این مدل جهت کاهش اضطراب موقعیتی بیماران تحت جراحی بای­پس سرخ‌رگ کرونری استفاده نمایند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20230528058319N1

 
سیمین کوکبی‌اصل، علی نویدیان، نسرین رضائی، میلاد امیری، مهناز قلجه،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اضطراب و نارسایی شناختی در بین دانشجویان علوم پزشکی دو اختلال با شیوع بالا هستند که می‌توانند پیشرفت تحصیلی دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهند. انجام مداخلاتی که توسط خود فرد قابلیت اجرا دارد، می‌تواند کمک‌کننده باشد. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر تصویرسازی ذهنی بر اضطراب و نارسایی شناختی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی تعداد 100 دانشجو به شیوه در دسترس انتخاب، سپس به روش تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. از فرم اطلاعات فردی، پرسشنامه اضطراب Beck و نارسایی شناختی Broadbent جهت جمع‌آوری اطلاعات استفاده شد. جهت گروه مداخله ابتدا یک جلسه حضوری با هدف آشناسازی نحوه اجرای مداخله تصویرسازی ذهنی برگزار، سپس 8 جلسه آموزش تصویرسازی به صورت فایل صوتی در واتساپ ارسال شد. دو هفته بعد مجدداً پرسشنامه اضطراب و نارسایی شناختی تکمیل شد. در گروه کنترل هیچ مداخلهای انجام نگرفت. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS نسخه 21 انجام گرفت.
یافته‌ها: نارسایی شناختی و اضطراب دانشجویان در گروه مداخله کاهش آماری معنادار داشت (05/0p<)، اما در گروه کنترل این کاهش معنادار نبود (05/0p>). نتیجه تحلیل کوواریانس به منظور کنترل اثر معناداری نمرات پیش­آزمون نشان داد که میانگین نمره نارسایی شناختی و اضطراب دانشجویان دو گروه پس از مداخله تفاوت آماری معناداری داشته است (001/0>p).
نتیجه‌گیری: آموزش تصویرسازی ذهنی بر کاهش اضطراب و نارسایی شناختی دانشجویان تأثیر دارد. لذا مسؤولان آموزشی می‌توانند با بهرهگیری از این روش در راستای کاهش اضطراب و بهبود نارسایی شناختی و به دنبال آن ارتقای عملکرد تحصیلی دانشجویان تلاش نمایند.

 

صفحه 3 از 3    
3
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb