57 نتیجه برای درمان
شیما کهنسال، فریبا تباری، شهرزاد غیاثوندیان، شیما حقانی، کامران رودینی،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب یکی از عوارض شایع در بیماران سرطانی است که میتواند بر سلامت جسم و روان بیماران اثر بگذارد و در روند درمان اختلال ایجاد کند. به همین دلیل بیماران مبتلا به سرطان که تحت شیمی درمانی هستند، نیازمند آموزش درباره بیماری و راهکارهای مقابله با عوارض و مشکلات آن هستند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر دو روش آموزش ویدیویی و نوشتاری بر اضطراب بیماران مبتلا به سرطان معده و مری که تحت شیمی درمانی سرپایی هستند، انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده است که در مورد 58 بیمار مبتلا به سرطان معده و مری که تحت شیمی درمانی سرپایی در بیمارستانهای شریعتی و امام خمینی تهران بودند، انجام گرفته است. شرکتکنندگان به صورت تصادفی در گروه آموزش ویدیویی (28 نفر) و گروه آموزش نوشتاری (30 نفر) قرار گرفتند. دادهها با استفاده از پرسشنامه اضطراب حالت اشپیلبرگر (STAI) در ابتدای مطالعه و به صورت هفتگی در طی 12 هفته جمعآوری و در نرمافزار SPSS نسخه 20 تحلیل شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که میزان اضطراب در هر دو گروه نسبت به قبل از مداخله به طور معناداری کاهش داشته است (05/0p<). در بررسی میانگین نمره اضطراب بین گروه ویدیو (85/9±07/56) و گروه نوشتاری (13/8±40/56 ) بعد از انجام مداخله تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد (89/0=p).
نتیجهگیری: به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که آموزش خودمراقبتی در روش ویدیویی و نوشتاری، اضطراب بیماران سرطانی تحت شیمی درمانی را کاهش میدهد و هر دو روش میتوانند در کاهش اضطراب بیماران مؤثر باشند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20181115041669N1
سمیرا مهاجر، سید رضا مظلوم، مهلا رجبزاده، محمد نمازینیا،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: تشخیص سرطان موجب بروز مشکلات هیجانی و عاطفی عمیقی همچون افسردگی در بیمار مبتلا به سرطان میشود. یوگای خنده شامل ورزشهای توأم با خنده میباشد که ممکن است بتواند بر افسردگی بیماران تحت شیمی درمانی مؤثر باشد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر یوگای خنده بر افسردگی بیماران مبتلا به سرطان تحت شیمی درمانی انجام گرفته است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی دو گروهی در مورد 69 بیمار سرطانی تحت شیمی درمانی در مرکز درمانی رضا (ع) مشهد در سال ۱۳۹۷ انجام گرفته است. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل اختصاص یافتند. برای گروه مداخله طی چهار روز، روزانه یک جلسه 30-20 دقیقهای فعالیت یوگای خنده قبل از شیمی درمانی اجرا شد. گروه کنترل آموزش خودمراقبتی معمول را دریافت کردند. افسردگی با پرسشنامه ارزیابی افسردگی بک در دو مرحله قبل و پس از اتمام جلسات یوگای خنده سنجیده شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری کایاسکوئر، تیمستقل، فیشر و تیزوجی در نرمافزار SPSS نسخه 20 تحلیل شد.
یافتهها: 46 نفر (67%) از افراد شرکتکننده در مطالعه زن بودند. میانگین سن بیماران در گروه مداخله 6/9±0/49 و در گروه کنترل 6/12±2/45 سال بود. میانگین نمره افسردگی در مرحله پس آزمون در گروه مداخله (04/6±50/7) به صورت معناداری کمتر از گروه کنترل (53/7±54/12) بود (005/0p<). در مقایسه درون گروهی نیز، در گروه مداخله نمره افسردگی تفاوت معناداری در جهت کاهش داشت (001/0p<).
نتیجهگیری: یوگای خنده منجر به بهبود افسردگی در بیماران تحت شیمی درمانی میشود، لذا استفاده از آن در بیماران تحت شیمی درمانی توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20180429039463N1
زینب حیدری، سیدحمید سیدباقری، پروین خلیلی، تابنده صادقی،
دوره 29، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به کاربرد رایحه درمانی به عنوان روش غیردارویی کنترل درد و محدودیت مطالعات در مورد تأثیر رایحه گل سرخ، این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر بوی شیر مادر و رایحه گل سرخ بر درد و گریه ناشی از خونگیری در نوزادان انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی متقاطع، تعداد 40 نوزاد بستری در بخش مراقبت ویژه نوزادان بیمارستان علیابن ابیطالب (ع) رفسنجان به دو گروه مداخله شیر مادر و گل سرخ تقسیم شدند. در مرحله اول، 3 دقیقه قبل از خونگیری تا اتمام آن، نوزاد در مواجهه با پنبه آغشته به 2 سیسی شیر مادر در فاصله سه سانتیمتری بینی قرار گرفت. در مرحله بعدی خونگیری، از پنبه آغشته به 2 قطره اسانس گل سرخ مشابه روش شیر مادر استفاده شد. برای نمونه دوم ترتیب مداخلات عوض شد. درد با ابزار NIPS و زمان گریه با کرنومتر توسط فردی که نسبت به گروهها بیاطلاع بود محاسبه و دادهها در نرمافزار STATA نسخه 14 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره دو دوره برای درد، در گروه اول و دوم به ترتیب 33/2±75/3 و 70/1±30/4 بود و تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشت (415/0=p). همچنین، میانگین و انحراف معیار نمره دو دوره برای طول گریه، در گروه اول و دوم به ترتیب 21/16±98/16 و 99/9±03/15 ثانیه بود و تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشت (650/0=p).
نتیجهگیری: بوی شیر مادر و رایحه گل سرخ در کاهش درد نوزادان تأثیر مشابهی دارند و براساس شرایط میتوان از هر یک از این روشها استفاده نمود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20150713023190N11
علی محمدپور، سمانه نجفی، جواد باذلی، مهناز پریمو،
دوره 29، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: نوروپاتی دیابتی در 50% افراد مبتلا به دیابت دیده میشود و به بیماریی اطلاق میشود که تمام اعصاب از قبیل اعصاب محیطی، خودمختار و نخاعی را درگیر میکند. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر گرما درمانی موضعی بر علایم بالینی نوروپاتی محیطی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی است که با شرکت 52 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو دارای نوروپاتی محیطی مراجعهکننده به کلینیک بیمارستان علامه بهلول گنابادی در سال 1397 انجام گرفته است. نمونهها با روش تصادفی به گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. برای گروه مداخله گرما درمانی با هات پک دمای 40 درجه سانتیگراد روزی دو بار به مدت 20 دقیقه و برای یک هفته انجام یافت و در گروه کنترل سایر مراقبتهای معمول مشابه گروه مداخله بوده است. جمعآوری دادهها با فرم اطلاعات جمعیتشناختی و بیماری و پرسشنامه NSS از طریق مصاحبه انجام یافت. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 23 و با سطح معناداری کمتر از 05/0 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین نمرات علایم نوروپاتی در گروه مداخله قبل و بعد به ترتیب 90/1±46/5 و 55/1±12/4 و کنترل قبل و بعد 53/1±88/4 و 52/1±08/5 بود که قبل از مداخله بین دو گروه تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد (23/0=p)، اما بعد از مداخله تفاوت آماری معنادار دیده شد (03/0=p). همچنین مقایسه اختلاف میانگین نمره دو گروه بعد از مداخله، تفاوت معناداری را نشان داد (001/0p<).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که گرما درمانی موضعی میتواند باعث بهبود علایم نوروپاتی دیابتی شود. از آن جا که این تکنیک بهآسانی قابل آموزش و کم هزینه است، میتوان از این روش در جهت کاهش هزینههای درمان و عوارض دارویی و همچنین ارتقای خودمراقبتی بیمار بهره برد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20181015041354N1
آناهیتا زالی، پروانه موسوی، فاطمه ایزدی، بهمن چراغیان،
دوره 29، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: احساس تنهایی میتواند بر سلامت روان افراد سالمند تأثیر بگذارد و منجر به مشکلات روانشناختی شود. یکی از روشهای درمانی که بر کاهش احساس تنهایی سالمندان میتواند مؤثر باشد، درمان شناختی- رفتاری است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر درمان شناختی- رفتاری بر احساس تنهایی زنان سالمند مراجعهکننده به مراکز بهداشتی درمانی شهرستان خمینی شهر انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در مورد 60 زن سالمند تحت پوشش مراکز درمانی شهرستان خمینی شهر در سال 1399 انجام گرفته است. نمونهها به صورت در دسترس انتخاب و با روش تصادفی به گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. جمعآوری دادهها با فرم اطلاعات جمعیتشناختی و پرسشنامه احساس تنهایی دهشیری و همکاران قبل، بعد و یک ماه بعد از مداخله انجام یافت. برای گروه مداخله 8 جلسه مشاوره درمان شناختی- رفتاری به مدت 60 دقیقه برگزار شد و گروه کنترل هیچ مشاورهای دریافت نکردند. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 23 و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت.
یافتهها: نتایج آنالیز واریانس دو طرفه با اندازهگیریهای مکرر نشان داد میانگین نمره تنهایی ناشی از ارتباط با خانواده، نمره بعد نشانههای عاطفی تنهایی و نمره کل احساس تنهایی در گروه مداخله قبل و بعد از مداخله تفاوت آماری معناداری داشته است (001/0p<)، ولی در گروه کنترل تفاوت آماری معنادار مشاهده نشد (05/0<p). همچنین، مقایسه میانگین نمره تنهایی ناشی از ارتباط با دوستان در گروه مداخله قبل و بعد از مداخله تفاوت آماری معناداری نشان نداد (094/0=p) و در گروه کنترل نیز تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد (338/0=p).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد درمان شناختی- رفتاری میتواند باعث کاهش احساس تنهایی زنان سالمند شود. لذا توصیه میشود از این روش جهت کاهش احساس تنهایی زنان سالمند استفاده شود.
فاطمه خاکشور محمد آبادی، سکینه طاهرخانی، عابد مجیدی، اعظم مسلمی،
دوره 29، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در قربانیان خشونت شریک جنسی نزدیک، تابآوری میتواند عامل محافظتی در مقابل تشدید مشکلات روانی باشد. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد جهت افزایش تابآوری پیشنهاد شده است. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر تابآوری زنان قربانی همسرآزاری انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی است. 80 زن قربانی همسرآزاری با استفاده از نمونهگیری سهمیهای از بین زنان مراجعهکننده به 3 خانه بهداشت وابسته به مرکز بهداشتی درمانی مشهدالکوبه شهر اراک در سال 1400-1399، انتخاب و با روش تصادفیسازی بلوکی در گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در 8 جلسه 90 دقیقهای، هفتهای یک بار برای گروه مداخله انجام یافت. ابزارهای مورد استفاده شامل پرسشنامه ویژگیهای فردی و سلامتی، مقیاس تجدیدنظر شده تاکتیکهای حل تعارض و مقیاس تابآوری Connor و Davidson بود. یک هفته و پنج هفته پس از پایان مداخله، مقیاس تابآوری مجدداً برای هر دو گروه تکمیل شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 23 و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون تیمستقل، آزمون کایاسکوئر، آزمون دقیق فیشر و تحلیل واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای مکرر انجام یافت. 05/0>p معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره تابآوری در گروه مداخله از 29/13±21/59 در قبل از مداخله به 27/11±31/64 و 49/10±34/72 در زمانهای پسآزمون و پیگیری رسید. این مقادیر برای گروه کنترل بهترتیب 2/17±47/52، 72/14±94/51 و 3/15±47/52 بود. براساس نتایج تحلیل واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای مکرر، میانگین نمره تابآوری در دو گروه و در سه مقطع زمانی بررسی شده، تفاوت آماری معناداری داشت (001/0>p).
نتیجهگیری: اجرای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد میتواند تابآوری زنان قربانی همسرآزاری را ارتقا دهد. لذا میتوان از این مداخله در برنامههای ارتقای سلامت روان زنان قربانی همسرآزاری استفاده کرد.
فرزین باقری شیخانگفشه، وحید صوابی نیری، شبنم بریاجی، فاطمه اقبالی، علی فتحی آشتیانی،
دوره 29، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات خوردن پیامدهای روانشناختی و اجتماعی بسیار زیادی را برای فرد و جامعه به همراه دارد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی- رفتاری بر اضطراب کووید-19، ترس از ارزیابی منفی و افسردگی زنان مبتلا به بیاشتهایی عصبی انجام گرفته است.
روش بررسی: روش پژوهش، نیمه تجربی از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش زنان مبتلا به بیاشتهایی عصبی مراجعهکننده به مراکز درمانی و کلینیکهای روانشناسی مناطق 6 و 8 شهر تهران در سال 1401 بودند. نمونهها به تعداد 30 نفر به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه مداخله (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایدهی شدند. ابزار پژوهش پرسشنامههای نگرشهای خوردن، اضطراب کووید-19، ترس از ارزیابی منفی و افسردگی بود. گروه مداخله هشت جلسه 90 دقیقهای (هفتهای دوجلسه) درمان شناختی- رفتاری را دریافت کردند، ولی گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکردند. در انتها دادهها با آنالیز کوواریانس چندمتغیره در SPSS نسخه 24 تحلیل شد.
یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که درمان شناختی- رفتاری به صورت معناداری باعث کاهش اضطراب روانی کووید-19 (41/36=F، 001/0>p)، اضطراب جسمانی کووید-19 (15/39=F، 001/0>p)، ترس از ارزیابی منفی (92/41=F، 001/0>p) و افسردگی (48/47=F، 001/0>p) زنان مبتلا به بیاشتهایی عصبی شده است.
نتیجهگیری: براساس یافتههای مطالعه میتوان نتیجه گرفت که درمان شناختی- رفتاری توانسته است باعث کاهش اختلالات روانشناختی زنان مبتلا به بیاشتهایی عصبی شود. از آنجا که سلامت روانی بسیاری از بیماران مبتلا به بیاشتهایی عصبی ممکن است آسیب جدی ببیند، ضروری است تدابیری در جهت شناسایی و درمان روانشناختی گروههای آسیبپذیر اتخاذ شود.
فرزانه میری، علی نویدیان، نسرین رضائی،
دوره 29، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تعداد زیادی از معتادان اقدام به ترک میکنند، اما مجدداً به سمت مواد مخدر گرایش مییابند. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش مهارت تنظیم هیجان بر خودکنترلی و پریشانی روانشناختی افراد وابسته به مواد افیونی بستری در بیمارستان روانپزشکی زاهدان انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در چهار ماه آخر سال 1401 در مورد 80 معتاد در حال ترک بستری در بیمارستان روانپزشکی بهاران زاهدان انجام یافت. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و در دو گروه مداخله و شاهد قرار گرفتند. گروه مداخله 10 جلسه آموزش تنظیم هیجان دریافت کرد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای خودکنترلی و پریشانی روانشناختی استفاده شد. دادهها به کمک آزمونهای توصیفی و تحلیلی و با استفاده از نرمافزار آماری SPSS نسخه 22 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: بعد از مداخله میانگین و انحراف معیار نمره پریشانی روانشناختی معتادان وابسته به مواد افیونی در گروه مداخله (001/0p<) و در گروه شاهد کاهش معناداری یافت (005/0p<). نتیجه تحلیل آزمون کوواریانس به منظور کنترل اثر معناداری نمرات پیشآزمون نشان داد که میانگین نمره پریشانی روانشناختی بیماران دو گروه پس از مداخله تفاوت آماری معنادار داشته است (001/0p<). به علاوه پس از مداخله میانگین و انحراف معیار نمره خودکنترلی در گروه مداخله و کنترل افزایش معناداری داشت (001/0p<). نتیجه تحلیل آزمون کوواریانس به منظور کنترل اثر معناداری نمرات پیشآزمون نیز نشان داد که میانگین نمره خودکنترلی دو گروه پس از مداخله تفاوت آماری معنادار داشته است (001/0p<).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که تنظیم هیجان در معتادان وابسته به مواد افیونی باعث کاهش معنادار نمره پریشانی روانشناختی و افزایش معنادار نمره خودکنترلی میشود. لذا میتواند تأثیرات مثبت و بازدارنده بر رفتارهایی که سوقدهنده به سمت مصرف مجدد مواد است، داشته باشد. توصیه میشود برای بهبود پریشانی روانشناختی و خودکنترلی در معتادان در حال ترک از آموزش مهارتهای تنظیم هیجان استفاده شود.
زهره پارساییان، نسرین نیکپیما، محمد صالحپور عمران، فرشاد شریفی، شهزاد پاشاییپور،
دوره 29، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: عمدهترین نیاز مراقبتی بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد، مراقبت مستمر است و این موضوع از چالشهای مهم مراقبت پرستاری نیز هست. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر توانبخشی قلبی پرستار هدایتگر در منزل بر تبعیت از درمان بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده تعداد 80 نفر از بیماران واجد شرایط به طور در دسترس از بیمارستانهای منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1400-1399 انتخاب و سپس به روش تصادفی بلوکی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص داده شدند. برای گروه کنترل، آموزشهای معمول ترخیص از بیمارستان و برای گروه مداخله، برنامه توانبخشی قلبی پرستار هدایتگر به صورت حضوری در منزل و آنلاین در 4 جلسه به مدت یک ساعت و نیم، هفتهای یکبار و به مدت دوماه پیگیری انجام یافت. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه ویژگیهای فردی و بیماری و تبعیت از درمان بود که قبل و سه ماه پس از مداخله برای دو گروه تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی توسط نرمافزار SPSS نسخه 20 انجام گرفت.
یافتهها: هر دو گروه از نظر بیشتر متغیرهای جمعیتشناختی با هم همگن بودند (05/0<p). میانگین و انحراف معیار درصد نمرات تبعیت از درمان قبل از مداخله در گروه مداخله و کنترل به ترتیب 91/7±82/70 و20/11±94/67 بود (015/0=p). بعد از مداخله به ترتیب به 13/6±10/75 و 12/10±77/68 تغییر یافت و این تغییر از نظر آماری معنادار بود (001/0>p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که توانبخشی قلبی پرستار هدایتگر در منزل، بر تبعیت از درمان مؤثر است. پیشنهاد میشود که مراقبتهای توانبخشی قلبی به طور مستمر در منزل نیز ادامه یابد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20201006048953N1
طاهره عبدیان، فاطمه ابراهیمی، ساره قربانی، نجمه عابدیشرق،
دوره 29، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان پستان شایعترین نوع سرطان در جهان است که مشکلات جسمانی و بار روانی زیادی برای مبتلایان به وجود میآورد. آموزش یکی از روشهای کاهش مشکلات روانشناختی این بیماران بهشمار میرود. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش پذیرش و تعهد و روانشناسی مثبت در سلامت روان و تابآوری زنان مبتلا به سرطان پستان انجام گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش یک طرح شبه آزمایشی دوگروهی با طرح پیشآزمون- پسآزمون است که در مورد 60 زن مبتلا به سرطان پستان در مرکز سرطان خاتم الانبیا (ع) شهر جهرم در سال 1399-1400 انجام گرفته است. بیماران از طریق روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و بهطور تصادفی در گروههای آموزش پذیرش و تعهد (پذیرش آن چه خارج از کنترل است و تعهد جهت غنی ساختن زندگی) و روانشناسی مثبت (با تأکید بر توانمندیهای فردی و احساسات مثبت) قرار گرفتند. از آنها خواسته شد قبل از جلسات و یک هفته پس از پایان جلسات به پرسشنامههای ارزیابی تابآوری و سلامت روان پاسخ دهند. دادهها با استفاده از آنالیز کوواریانس چندمتغیره در سطح معناداری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج آنالیز کوواریانس چندمتغیره نشان داد که هیچ تفاوت معناداری در تابآوری و سلامت روان (318/2=F، 110/0=p) پس از تعدیل نمرات پیشآزمون بین دو گروه مداخله وجود ندارد. تغییرات در سلامت روان و تابآوری از نظر بالینی به ترتیب در 75% و 42% از اعضای گروه پذیرش و تعهد و 65% و 46% از گروه روانشناسی مثبت معنادار بود.
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها، هر دو روش آموزش گروهی «پذیرش و تعهد» و «روانشناسی مثبت» در افزایش تابآوری و سلامت روان بیماران مبتلا به سرطان پستان مؤثر هستند. این یافته فرصتهای بیشتری را برای مراقبان سلامت فراهم میکند تا رویکرد متناسب با ویژگیهای مراقب و ویژگیهای شخصیتی مراجعان اتخاذ نمایند.
نیلوفر پاسیار، معصومه رامبد، زهرا کریمیان، آرش فربود،
دوره 30، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب قبل از عمل میتواند منجر به مشکلات گوناگون شود. رایحه درمانی با لیمو، ممکن است برخی از عوارض را کاهش دهد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر رایحه درمانی استنشاقی با اسانس لیمو ترش بر اضطراب و شاخصهای فیزیولوژیک (فشارخون سیستولیک و دیاستولیک، ضربان قلب، تنفس و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی) بیماران کاندید جراحی شکستگی اندام تحتانی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، تعداد 90 بیمار به روش در دسترس از بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال 1400 انتخاب و به طور تصادفی به گروه مداخله (45 نفر) و کنترل (45 نفر) تخصیص یافتند. مداخله رایحه درمانی از صبح روز جراحی آغاز شد و در اتاق عمل، ریکاوری و تا 16 ساعت بعد از جراحی ادامه یافت. در گروه کنترل از اسانس روغن بادام استفاده شد. از پرسشنامه Spielberger و فرم سنجش شاخصهای فیزیولوژیک استفاده شد. دادهها با استفاده از آنالیز واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای مکرر تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد شیب کاهش میانگین نمره اضطراب حالت در گروه مداخله به طور معناداری بیش از گروه کنترل بوده است (001/0>p). همچنین، در گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل، شاخصهای فیزیولوژیک در بازه زمانی اندازهگیری از ثبات بیشتری برخوردار بوده است (05/0>p)، اگرچه مداخله بر فشارخون دیاستولیک و تعداد تنفس تأثیر معناداری نشان نداد (05/0
نتیجهگیری: با توجه به یافتهها، رایحه درمانی با اسانس لیمو ترش منجر به کاهش اضطراب حالت و بهبود برخی شاخصهای فیزیولوژیک بیماران تحت جراحی شکستگی اندام تحتانی شد. لذا استفاده از این روش مکمل در کنار سایر روشهای درمانی معمول توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20130616013690N10
اکرم رحیمی شاندیز، فاطمه زهرا کریمی، راضیه معصومی، سید رضا مظلوم،
دوره 30، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به این که کاهش رضایت جنسی به دنبال شکست درمان ناباروری، موجب کاهش کیفیت و رضایت از زندگی میشود، این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر مشاوره جنسی براساس مدل EX-PLISSIT و BETTER بر رضایت جنسی زنان پس از شکست درمان روشهای کمک باروری انجام گرفت، تا ارایهکنندگان خدمات سلامت بتوانند با مقایسه مدلهای مختلف مشاورهای، بهترین رویکرد مشاورهای جهت بهبود رضایت جنسی زنان به دنبال شکست درمان روشهای کمک باروری را انتخاب نمایند.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی در سال 1401 در مورد 66 زن نابارور که به مرکز ناباروری میلاد بیمارستان امام رضا (ع) شهر مشهد مراجعه کرده و با شکست درمان روشهای کمک باروری مواجه شده بودند، صورت گرفت. جلسات مشاوره جنسی در دو گروه مداخله EX-PLISSIT و BETTER به صورت فردی توسط ماما در چهار جلسه هفتگی، به صورت دو جلسه حضوری و دو جلسه مجازی اجرا شد. جمعآوری دادهها با استفاده از مقیاس چندبعدی رضایت جنسی زنان (SSSW) انجام یافت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 25 و آزمونهای تیمستقل، Mann-Whitney و Wilcoxon انجام گرفت.
یافتهها: پس از مداخله تفاوت آماری معناداری در نمره کل رضایت جنسی و حیطههای آن بین دو گروه دیده نشد (05/0<p) و تنها در حیطه اضطراب رابطهای، تفاوت معنادار بود (021/0=p). نتایج مقایسه درون گروهی نشان داد که در دو گروه نمره کل رضایت جنسی و حیطههای آن پس از مداخله به طور معناداری بیشتر از قبل از مداخله است (05/0>p).
نتیجهگیری: مشاوره جنسی براساس مدل EX-PLISSIT و BETTER به عنوان روش مؤثر، ساده، ارزان و بدون عارضه جانبی میتواند به افزایش رضایت جنسی زنان نابارور پس از شکست درمان روشهای کمک باروری کمک کند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20210211050324N1
زهرا قادری نسب، پروین منگلیان شهربابکی، حمید شریفی،
دوره 30، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: از مشکلات کنترل اپیدمی پرفشاری خون در جهان، عدم تبعیت دارویی است. هدف این مطالعه تبیین عوامل مؤثر بر عدم تبعیت دارویی از دیدگاه بیماران مبتلا به پرفشاری خون و کارکنان شاغل در مراکز بهداشتی شهر ماهان واقع در استان کرمان است.
روش بررسی: این مطالعه کیفی، به روش تحلیل محتوای قراردادی در پایگاههای بهداشتی شهر ماهان در سال 1401 با مشارکت 29 نفر که به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف وارد مطالعه شدند، انجام گرفت. دادهها با مصاحبه نیمه ساختار یافته عمیق گردآوری شد. کلیه مصاحبهها ضبط و کلمه به کلمه بازنویسی و به عنوان داده اصلی تجزیه و تحلیل شد. بررسی صحت علمی و اعتباربخشی دادهها براساس معیارهای Guba و Lincoln صورت گرفت.
یافتهها: عوامل مؤثر بر عدم تبعیت دارویی در بیماری پرفشاری خون با سه طبقه «ماهیت بیماری و درمان» شامل بیعلامت بودن و ماهیت مزمن بیماری، خسته شدن از مصرف دایمی دارو، «عوامل فردی و خانوادگی» شامل ترس و تردیدهای درونی، تمایل به درمانهای غیردارویی، حمایت ناقص خانواده و «عوامل سازمانی» شامل هزینههای بالای درمان و دسترسی به خدمات تخصصی، حمایت ناقص تیم درمان و مراقبت، پیگیری نامناسب بیماری استخراج شد.
نتیجهگیری: عوامل متعددی با طیف متفاوت بر عدم تبعیت دارویی در این بیماران تأثیر میگذارند. لذا آموزشهای منظم به بیماران درباره ماهیت بیماری و نقش رعایت رژیم دارویی میتواند به بهبود تبعیت دارویی کمک کند.
احسان آقاجانزاده عمرانی، فلورا رحیمآقایی، آمنه خلعتبری،
دوره 30، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: نشخوار فکری یکی از اختلالات رایج در دانشجویان علوم پزشکی است که میتواند بر فرایند تحصیل و عملکرد آنها اثرگذار باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر ماندالا درمانی بر نشخوار فکری دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و با گروه کنترل است که در آن 40 نفر از دانشجویان علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن دارای نشخوار فکری مشغول به تحصیل در سال 1402، مشارکت داشتند. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و سپس با تخصیص تصادفی به گروه آزمون (20 نفر) و کنترل (20 نفر) تقسیم شدند. مداخله شامل برگزاری 4 جلسه 60 دقیقهای آموزشی در خصوص نحوه رنگآمیزی طرحهای ماندالا در کنترل نشخوار فکری بود. در این مدت گروه کنترل مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با پرسشنامه نشخوار فکری Nolen-Hoeksema وMorrow جمعآوری شد. جهت تحلیل دادهها از آمار توصیفی و آزمون آماری تحلیل کوواریانس یک متغیره در نرمافزار SPSS نسخه 26 استفاده شد.
یافتهها: یافتههای جمعیتشناختی نشان داد که گروههای آزمون و کنترل از نظر جنس، سن و ترم تحصیلی با هم تفاوت معناداری ندارند (001/0p<). نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که روش ماندالا درمانی باعث کاهش نمره نشخوار فکری گروه آزمون در مقایسه با گروه کنترل شده است (005/0p<).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد ماندالا درمانی منجر به کاهش نشخوار فکری در دانشجویان شده است. لذا ماندالا درمانی به عنوان یک راهکار غیردارویی مؤثر در کاهش نشخوار فکری در دانشجویان علوم پزشکی توصیه میشود.
امیر موسی رضایی، محمد جواد طراحی، معصومه صادقی، صدیقه فرضی، طاهره مومنیقلعه قاسمی، امیر حسین سعیدی، مریم سادات شهشهانی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: شواهد بیانگر آن است که پیش پرفشاری خون با افزایش عوامل خطر قلبی عروقی مرتبط است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی رایحه درمانی استنشاقی اسطوخودوس بر فشارخون سیستولیک و دیاستولیک افراد مبتلا به پیش پرفشاری خون در شهر اصفهان طراحی و اجرا شده است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی دو گروهی در سال 1402 با مشارکت 70 مبتلا به پیش پرفشاری خون در مراکز منتخب خدمات جامع سلامت اصفهان انجام گرفت. بیماران به روش در دسترس وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروه آزمون و کنترل (35 نفر در هر گروه) تخصیص یافتند. مداخله شامل رایحه درمانی با اسانس اسطوخودوس به صورت دو قطره با خلوص صد در صد به مدت 20 دقیقه تک جلسهای بود. قبل، بلافاصله، 10 و 20 دقیقه پس از رایحه درمانی، فشارخون افراد در شرایط استاندارد ثبت شد. گروه کنترل آموزشهای معمول مرکز بهداشت را دریافت کردند. در این مطالعه از نرمافزار SPSS نسخه 26 و آمار توصیفی و استنباطی از جمله آنالیز واریانس با اندازهگیریهای مکرر و آنکووا استفاده شد. سطح معناداری در آزمونها 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: براساس نتایج آزمون آنالیز واریانس با اندازهگیریهای تکراری، «اثر متقابل زمان و گروه» فشارخون سیستولیک (001/0>p) و فشارخون دیاستولیک (001/0p<) معنادار شد. همچنین تأثیرات بین گروهی متغیر وابسته فشارخون سیستولیک معنادار شد (اثر گروه) (001/0>p)، به طوری که در مقایسه بین دو گروه مداخله و کنترل، روند کاهش میانگین فشارخون سیستول در گروه مداخلـه بـه صـورت معناداری بیشتر از گروه کنترل بوده است. همچنین در مقایسه درون گروهی، نتایج حاکی از معنادار شدن فشارخون سیستولیک بین قبل با تمامی زمانهای بعد از رایحه درمانی در گروه مداخله بود (001/0>p)، این مقایسه برای گروه کنترل معنادار نشد (068/0=p). همچنین برخلاف فشارخون سیستولیک، نتایج آزمون تأثیرات بین گروهی فشارخون دیاستولیک معنادار نشد (141/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به روند رو به صعود ابتلا به فشارخون و عوارض گسترده آن و تأثیرات مثبت استفاده از رایحه درمانی، این روش به عنوان یک مداخله مقرون به صرفه و با دسترسی و کاربرد آسان، در کنار سایر روشها به عنوان یک درمان مکمل، توصیه میشود.
طاهره مومنیقلعه قاسمی، امیر موسی رضایی، شهناز علیخواه، امیر حسین سعیدی،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: درد، اضطراب و مشکلات خواب پس از اعمال جراحی ارتوپدی شایع است و منجر به تحمیل عوارض جسمی بیشتر توأم با هزینههای بالا برای بیماران میشود. به دلیل گرایش روزافزون به استفاده از روشهای غیردارویی مانند رایحه درمانی، مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی رایحه درمانی استنشاقی اسطوخودوس بر درد، اضطراب و کیفیت خواب بیماران پس از جراحیهای ارتوپدی طراحی و اجرا شده است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در سال 1401 با مشارک 80 بیمار تحت جراحی ارتوپدی در مرکز ترومای شهر اصفهان انجام گرفت. بیماران به روش مستمر وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروه آزمون (40 نفر) و کنترل (40 نفر) تخصیص داده شدند. مداخله شامل رایحه درمانی با اسانس اسطوخودوس با خلوص صد در صد به مدت 3 شبانه روز بود. گروه کنترل در طول مداخله، درمانهای معمول را دریافت کردند. از پرسشنامههای استاندارد اضطراب Spielberger، کیفیت خواب بیمارستانی و مقیاس سنجش درد دیداری استفاده شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 26 با استفاده از آزمونهای آماری تیزوجی، تیمستقل، کایاسکوئر و آنالیز واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای مکرر انجام گرفت.
یافتهها: میانگین نمرات اضطراب و کیفیت خواب در گروه مداخله و کنترل، پس از پایان رایحه درمانی تفاوت آماری معناداری داشت (001/0p<). همچنین، میانگین نمره درد، در دو گروه و در همه مقاطع زمانی بررسی شده، تفاوت آماری معناداری داشت (001/0p<).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که رایحه درمانی اسطوخودوس اثربخشی معناداری بر کاهش درد و اضطراب و ارتقای کیفیت خواب بیماران پس از جراحی ارتوپدی دارد. با توجه به این تأثیرات مثبت استفاده از این مداخله مقرون به صرفه و با دسترسی و کاربرد آسان، در کنار سایر روشها به عنوان یک درمان مکمل، توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20111002007692N3
عطیه بابایی، محمد عباسینیا، بهمن آقایی، مریم کریمی، علی جوادزاده، فاطمه علیاصل، سید کاظم موسوی،
دوره 31، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات خواب در بیماران بستری در CCU شایع است و میتواند فرایند درمان و بازتوانی آنها را با چالش مواجه کند. عصاره رایحههای گوناگون از جمله روشهایی است که از دیرباز برای درمان اختلالات خواب مطرح بوده است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر رایحه گل شمعدانی بر کیفیت خواب بیماران بستری در بخشهای CCU انجام گرفته است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی در سال ۱۴۰۱ در بیمارستان شهید بهشتی قم انجام یافت. تعداد ۷۲ بیمار بهروش نمونهگیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه کنترل (37 نفر) و مداخله (35 نفر) قرار گرفتند. بیماران گروه مداخله به مدت سه شب پیاپی رایحه گل شمعدانی را استنشاق نمودند و برای افراد گروه کنترل مداخلهای انجام نگرفت. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه کیفیت خواب Richard-Campbell بود که قبل و پس از مداخله تکمیل شد. دادهها به کمک نرمافزار SPSS نسخه 21 و آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: بین دو گروه از نظر مشخصات فردی تفاوت معناداری وجود نداشت (0۵/0<p). همچنین، میانگین و انحراف معیار نمره کلی کیفیت خواب در بیماران گروه کنترل و آزمون قبل از مداخله بهترتیب 89/64±26/۴8 و 15/14±20/53 (۱10/0=p) و پس از مداخله بهترتیب 43/۳۵±18/۵۰ و 86/28±21/84 گزارش گردید که این تفاوت بین دو گروه معنادار بود (۰۰۱/0p<). در تمامی ابعاد کیفیت خواب نیز بیماران گروه مداخله به نسبت وضعیت مطلوبتری داشتند (0۵/0p<).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که رایحه گل شمعدانی در بهبود کیفیت خواب بیماران بستری در بخشهای CCU مؤثر است. بنابراین، توصیه میشود از این روش در ترکیب با درمانهای فعلی، برای بهبود خواب این بیماران استفاده شود.
سیده مریم سیدی، سهیلا بختیاری، محبوبه والیانی،
دوره 31، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به شیوع بالای کمردرد در تکنولوژیستهای اتاق عمل و از آن جا که درمانهای مرسوم نظیر مسکنهای ضدالتهاب غیراستروئیدی، اغلب در طولانی مدت دارای عوارض متعددی هستند، مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر ماساژ توئیناتراپی با عصاره روغنی بابونه بر شدت کمردرد تکنولوژیستهای خانم اتاق عمل انجام گرفته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسویه کور کنترلدار، تعداد 105 نفر از تکنولوژیستهای خانم اتاق عمل شاغل در بیمارستانهای منتخب اصفهان، به روش در دسترس انتخاب و براساس روش تخصیص تصادفی، به سه گروه 35 نفره شامل گروه یک ماساژ توئیناتراپی با روغن مایع+عصاره روغنی گیاه بابونه، گروه دو ماساژ توئیناتراپی فقط با روغن مایع و گروه سه کنترل تقسیم شدند. ماساژ توئیناتراپی، طی 10 جلسه 20 دقیقهای و به صورت یک روز در میان انجام یافت. قبل و بعد از مداخله، شدت درد با مقیاس آنالوگ بصری (VAS) ارزیابی و مقایسه شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 27 با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی Tukey تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: شدت درد در گروه یک و دو، بعد از مداخله نسبت به قبل از آن، به طور معناداری کاهش یافت (001/0>p)، در حالی که شدت درد در گروه کنترل تغییر نکرد. بین شدت درد سه گروه مورد بررسی قبل از مطالعه، تفاوت معناداری وجود نداشت (230/0=p)، اما پس از مداخله، شدت درد در گروه یک به طور معناداری کمتر از دو گروه دیگر بود (001/0>p).
نتیجهگیری: ماساژ توئیناتراپی در کاهش شدت کمردرد تکنولوژیستهای خانم اتاق عمل مؤثر است و در صورتی که این شیوه ماساژ درمانی همراه با عصاره روغنی گیاه بابونه انجام گیرد، در کاهش شدت کمردرد، اثربخشتر خواهد بود. از این رو، میتوان به جای استفاده از داروهای شیمیایی، از ماساژ توئیناتراپی با روغن بابونه جهت تسکین درد کمر تکنولوژیستهای اتاق عمل بهره برد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20220725055548N1
سرور طرفی، ناهید حسین عباسی،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: صمیمیت، رضایت زناشویی و برخورداری از سلامت روانشناختی، از عوامل ضروری برای داشتن ارتباطات مؤثر زناشویی و خانوادگی هستند. هدف از مطالعه حاضر، تعیین اثربخشی زوج درمانی گاتمن بر صمیمیت زناشویی، رضایت از زندگی و بهزیستی روانشناختی زوجهای شاغل بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع نیمهتجربی با گروه شاهد و دوره پیگیری بود و برروی ۴۰ زوج شاغل شهر اهواز در سال ۱۴۰۲ انجام شد. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه مداخله (۲۰ زوج) و شاهد (۲۰ زوج) قرار گرفتند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامه صمیمیت زناشویی باگاروزی، پرسشنامه رضایت از زندگی دینر و همکاران و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف بود. پس از اجرای پیشآزمون، شیوهنامه زوجدرمانی گاتمن در قالب ۱۴ جلسه ۶۰ دقیقهای، دو تا سه بار در هفته برای گروه مداخله اجرا شد و گروه شاهد هیچ مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و از طریق نرمافزار SPSS نسخه ۲۵ تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین و انحراف معیار نمرههای گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد، در متغیرهای صمیمیت زناشویی (از 13/04±128/45 به 30/55±178/90)، رضایت از زندگی (از 2/70±13/60 به 1/77±17/5) و بهزیستی روانشناختی (از 6/12±55/85 به 7/83±64/95) افزایش معناداری داشته است (001/0p<).
نتیجهگیری: زوجدرمانی گاتمن موجب ارتقای صمیمیت زناشویی، رضایت از زندگی و بهزیستی روانشناختی زوجهای شاغل شهر اهواز میشود. بنابراین، این مداخله میتواند بهعنوان روشی مؤثر در غنیسازی روابط زناشویی مورد استفاده قرار گیرد.
مهرناز میری، مهناز قلجه، فرنوش خجسته، بنیامین سعادتیفر،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری پرفشاری خون یک بیماری شایع و بدون علامت است. آموزش به بیمار میتواند به کنترل فشارخون و پیشگیری از عوارض آن کمک کند. هدف از این مطالعه، مقایسه تأثیر روش آموزش مبتنی بر سلامت همراه و آموزش چهرهبهچهره بر تبعیت از درمان در بیماران مبتلا به پرفشاری خون میباشد.
روش بررسی: این مطالعه نیمهتجربی برروی ۱۱۰ بیمار مبتلا به پرفشاری خون مراجعهکننده به بیمارستانهای آموزشی زاهدان انجام شد. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. برای جمعآوری دادهها از فرم اطلاعات فردی و پرسشنامه تبعیت از درمان بیماران مبتلا به پرفشاری خون استفاده شد. در گروه آموزش سلامت همراه، بیماران از طریق برنامه ایتا محتوای آموزشی را دریافت کردند و شش هفته پس از ارسال آخرین پیام، پرسشنامه تبعیت از درمان مجدداً تکمیل شد. در گروه آموزش چهرهبهچهره، مداخله آموزشی در مدت سه هفته و هر هفته در یک جلسه اجرا شد و شش هفته بعد، پرسشنامه تبعیت از درمان مجدداً تکمیل گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ و آزمونهای آماری تیمستقل، تیزوجی، کایدو، تست دقیق فیشر و آنالیز کوواریانس در سطح معناداری کمتر از ۰۵/۰ تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که میانگین نمره تبعیت از درمان و ابعاد آن، بهجز بعد تبعیت از رژیم غذایی، در دو گروه آموزش سلامت همراه و چهرهبهچهره پیش از مداخله تفاوت معناداری نداشت، اما پس از مداخله تفاوت آماری معناداری مشاهده شد (001/0=p).
نتیجهگیری: هر دو روش آموزش سلامت همراه و چهرهبهچهره بر تبعیت از درمان بیماران مبتلا به پرفشاری خون تأثیرگذار بودند، اما آموزش مبتنی بر سلامت همراه این امکان را برای بیمار فراهم میکند که در هر زمان و مکان به اطلاعات آموزشی دسترسی داشته و از آن بهرهمند شود.