روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی با دو گروه شاهد و آزمون به صورت قبل و بعد انجام گرفته است. تعداد 75 دانشجو که واحد داخلی جراحی را در نیمسال دوم 86- 85 و ترم تابستانی اخذ کرده بودند، به صورت تصادفی انتخاب شدند. اختصاص نمونهها در گروههای شاهد و آزمون به صورت غیرتصادفی انجام گرفت. دانشجویان و مربیان در دو گروه با یکدیگر همسان بودند. پرسشنامه سنجش صلاحیت ارتباطی دانشجویان توسط مربی و کارکنان در هفته اول کارآموزی تکمیل گردید. در گروه آزمون در مرحله حین کارآموزی «الگوی رهبری موقعیتی» به عنوان یک مداخله اجرا گردید. در انتهای کارآموزی نیز مجدداً ابزار توسط مربی و کارکنان تکمیل شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تیزوجی و مستقل در نرمافزار SPSS v.13 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج آزمون آماری تی زوجی نشان داد که در گروه شاهد صلاحیت ارتباطی دانشجویان در مرحله بعد از کارآموزی نسبت به قبل از آن تغییری نکرده است (764/0=p). در حالی که در گروه آزمون نمره صلاحیت ارتباطی دانشجویان افزایش معنادار (001/0p<) یافته است. با استفاده از آزمون آماری تیمستقل اختلاف میانگین نمره صلاحیت ارتباطی دانشجویان بین مراحل قبل و بعد از مداخله در گروه شاهد تفاوت معناداری با اختلاف میانگین نمره صلاحیت ارتباطی گروه آزمون بین مراحل قبل و بعد از مداخله دارد (001/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به اهداف آموزش بالینی، به کارگیری الگوی رهبری موقعیتی در آموزش بالینی باعث ارتقای صلاحیت ارتباطی دانشجویان میشود.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع همبستگی است. 173 دانشجوی پرستاری (68 پسر، 105 دختر) و 77 دانشجوی مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1386 به عنوان نمونه انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از ابزار خود گزارشی شامل «فرم اطلاعات شخصی»، «پرسشنامه اضطراب نهان اشپیلبرگر» و «مقیاس سنجش قاطعیت Gambrill و Richy» جمعآوری و با استفاده از روشهای آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که بیش از نیمی از دانشجویان پرستاری و مامایی (به ترتیب 5/59% و7/59%) دارای قاطعیت متوسط هستند. همچنین در مجموع 3/43% دانشجویان پرستاری و 4/36% دانشجویان مامایی دارای اضطراب در سطوح متوسط و بالا بودند. ضریب همبستگی پیرسون ارتباط معکوس و معناداری را بین قاطعیت و اضطراب در دانشجویان پرستاری (001/0p<) و مامایی (001/0p<) نشان داد. برخی از متغیرهای فردی و تحصیلی ارتباط معناداری با قاطعیت و اضطراب دانشجویان داشتند.
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط قاطعیت و اضطراب و تأثیر آن بر سلامت روان، عملکرد تحصیلی و شغلی دانشجویان، توجه خاص متخصصان آموزش و نیز انجام اقداماتی جهت آگاهی دانشجویان از مهارتهای لازم برای تعامل مثبت با دیگران و همچنین افزایش قاطعیت و کاهش اضطراب ضروری میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه از رویکرد تحلیل مفهوم تکاملی Rodgers استفاده شده است. متون منتشر شده بین سال های 1995 تا 2009 میلادی در مورد اجتماعی شدن حرفهای در علوم سلامت، به ویژه پرستاری، از پایگاههای اطلاعاتی علمی جستجو شد. پس از اعمال معیارهای ورود و نمونه گیری نهایی، 4 کتاب و 47 مقاله در حیطه پرستاری و علوم سلامتی انتخاب شدند و مورد بررسی و تحلیل عمیق قرار گرفتند. فرایند تحلیل تحت نظارت و بازبینی دو نفر از اساتید صاحب نظر در زمینه تحلیل مفهوم انجام شد.
یافتهها: تحلیل مفهوم مورد مطالعه نشان داد که اجتماعی شدن حرفهای فرایندی پیچیده است که با 4 ویژگی یادگیری، تعامل، تکامل و سازگاری مشخص میشود. همچنین، از مهمترین پیشایندهای مفهوم میتوان به اهمیت برنامههای آموزشی جامع، الگوهای نقشی شایسته، فراهم بودن فرصت کسب تجربه در عرصه و ارایه بازخوردهای سازنده در دوران آموزشی و محیطهای کاری اشاره کرد. پیامدهای اجتماعی شدن حرفهای بسیار گسترده، متغیر و متاثر از عوامل شخصی، سازمانی و موقعیتی است. اجتماعی شدن حرفهای با نتایج مطلوب و گاهی نیز با تبعات ناخوشایند همراه است.
نتیجهگیری: اجتماعی شدن حرفهای فرایندی اجتناب ناپذیر، پیچیده، متغیر، پویا، دایمی و در عین حال غیر قابل پیش بینی است. ادبیات موجود نشان میدهد که اجتماعی شدن حرفهای همیشه نتایج مطلوب به همراه ندارد، به ویژه این که در برخی متون، پیامدهای منفی آن بسیار برجسته و نگرانکننده ذکر شده است. از این رو، اجتماعی شدن مؤثر در حرفه پرستاری مستلزم فراهم بودن شرایط و تمهیدات در عرصه آموزش و خدمات است. این مطالعه، ضمن تشریح و روشن سازی اهمیت، قلمرو و کاربرد مفهوم اجتماعی شدن در حرفه پرستاری، آغازی برای تحقیق و توسعه بیشتر مفهوم، و گسترش دانش پرستاری خواهد بود.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی - اکتشافی از نوع کاربردی میباشد که به صورت مقطعی در سال 1388 انجام گرفته است. پس از مطالعه متون و بررسی سیستمهای طبقهبندی پرستاری موجود، نیازهای اطلاعاتی و ساختاری آنها در چکلیستی گردآوری شده و جهت تعیین اولویت نیازها در اختیار صاحبنظران قرار گرفت. اولویت نیازها با چهار گزینه اولویت سوم، دوم، اول و بدون اولویت مشخص شد. سپس با استفاده از نرمافزار SPSS میانگین اولویتها محاسبه و موارد بالای 80% (میانگین بالای 4/2) انتخاب شد.
یافتهها: یافتهها در خصوص نیازهای اطلاعاتی نشان داد که عنوان تشخیص (میانگین 93/2)، عنوان مداخله (میانگین 52/2) و عنوان پیامد (میانگین 84/2) باید در سیستمهای طبقهبندی پرستاری ارایه شود. ساختار طبقهبندی دادههای پرستاری از دیدگاه صاحبنظران به صورت طبقهبندیهای سلسله مراتبی و ترکیبی تعیین شد، ساختار اصطلاحات رسمی رایانهای (میانگین 86/1) اولویت پایین را به دست آورد.
نتیجهگیری: پیشنهاد میشود که برای برآوردهشدن این نیازها در کشور در خصوص استاندارد کردن دادههای پرستاری جهت سهولت استفاده در سیستمهای رایانهای تصمیمهای لازم اتخاذ گردد. همچنین با توجه به این که سیستم پرستاری کشور به سمت تعرفهگذاری خدمات پرستاری در حرکت است، لذا کد دهی عناصر مراقبت پرستاری کمک مؤثری به پیشبرد این طرحها خواهد کرد.
روش بررسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوا انجام یافت. 20 پرستار بازنشسته ساکن شهر سمنان بر اساس نمونهگیری مبتنی بر هدف در این پژوهش شرکت داشتند. روش جمعآوری دادهها مصاحبههای نیمه سازمان یافته بود. تجزیه و تحلیل دادهها به روش تحلیل محتوا صورت گرفت.
یافتهها: از تجزیه تحلیل مصاحبهها درون مایههای ضرورت ارتباط انسانی، انتخاب و آموزش مناسب نیروی انسانی، برنامهریزی و سازماندهی مناسب مراقبتهای پرستاری به عنوان عوامل مؤثر بر کیفیت مراقبتهای پرستاری استخراج شد.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه عوامل مؤثر بر کیفیت مراقبتهای پرستاری را بر اساس نظرات و تجارب پرستاران بازنشسته تبیین نموده است. این عوامل درونمایههای ضرورت ارتباط انسانی، انتخاب و آموزش مناسب نیروی انسانی، برنامهریزی و سازماندهی مناسب مراقبتهای پرستاری را در بر میگیرد.
روش بررسی: این پژوهش مطالعهای توصیفی- تحلیلی مقطعی در مورد 200 بیمار در حال ترخیص در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی ایران که از بخشهای مختلف (به جز بخشهای ویژه، اورژانس، روانپزشکی و کودکان) به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شده بودند، در سالهای 89-1388 انجام گردید. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه رضایت بیمار (PSI) بود و تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آماری کایاسکوئر و آنالیز رگرسیون خطی ساده انجام یافت.
یافتهها: اکثر بیماران (72%) از خدمات پرستاری ارایه شده رضایت متوسطی داشتند. رضایتمندی بیماران با دو متغیر «نوع بخش» (001/0>p) و «بیمارستان» (001/0>p) از نظر آماری ارتباط معناداری داشت. در بین متغیرهای جمعیتشناختی، تنها سطح تحصیلات بیماران با رضایتمندی آنها از خدمات پرستاری ارتباط معنادار آماری داشت (019/0=p).
نتیجهگیری: در این مطالعه میزان رضایت بیماران از خدمات پرستاری در حد متوسطی قرار دارد. لذا باید آموزش کارکنان بیمارستان به ویژه پرستاران و ایجاد انگیزه در آنان برای مشارکت فعال در جلب رضایت بیماران در اولویتهای مدیریت بیمارستانی قرار گیرد. باید توجه داشت که در بازار رقابتی ارایه خدمات بهداشتی و درمانی، مؤسساتی موفقتر خواهند بود که رضایت دریافتکنندگان خدمات را سرلوحه برنامههای خویش قرار دهند.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی 81 بیمار قلبی عروقی مراجعهکننده به درمانگاه بیمارستان طالقانی ارومیه در سال 1388 با حداقل دو عامل خطر عروقی قابل تعدیل، مداخلات ارتقای خودکارآمدی را همراه با یکی از اعضای خانواده خود دریافت کردند. میزان خودکارآمدی قبل، بعد از مداخله و یک ماه بعد و عوامل خطر عروقی قبل و 1 سال بعد از مداخله ارزیابی شدند. جهت تجزیه تحلیل دادهها از آمار توصیفی، آنالیز واریانس با اندازههای تکراری، t گروههای زوج و آزمون مکنمار استفاده شد.
یافتهها: امتیازات کلی و زیر گروههای خودکارآمدی یک ماه بعد از مداخله به طور معنادار افزایش یافت. میانگین BMI، HDL، LDL، فشارخون سیتولیک، فشارخون دیاستولیک و وزن مربوط به بیماران قلبی عروقی قبل و یک سال بعد از مداخله تفاوت معنادار داشت. فراوانی بیماران سیگاری و هیپرلیپیدمی یک سال بعد از مداخله به طور معنادار کاهش یافت. اما تفاوت فراوانی بیماران هیپرتانسیون و اضافه وزن معنادار نبود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که مداخلات ارتقای خودکارآمدی در امتیازات کلی و زیر گروههای خودکارآمدی تأثیر مثبت داشته است. همچنین مداخلات در کاهش میزان عوامل خطر عروقی و کاهش فراوانی بیماران سیگاری و هیپرلیپیدمی مؤثر بوده و نشان میدهد در صورتی که دستورات پزشکی با مداخلات ارتقای خودکارآمدی بیماران و خانواده آنان همراه باشد، در کنترل عوامل خطر عروقی مؤثر خواهد بود.
روش بررسی: این یک مطالعه نیمه تجربی است که در آن 53 دانشجوی پرستاری به صورت تصادفی به دو گروه آزمون (28 نفر) و شاهد (25 نفر) تقسیم شدند. به دانشجویان گروه آزمون آموزش داده شد برای یادگیری تجارب بالینی از نقشه مفهومی استفاده نمایند. دانشجویان گروه شاهد به روش سنتی آموزش داده شدند. قبل و بعد از مداخله رویکردهای یادگیری با استفاده از پرسشنامه فرایند مطالعه اندازهگیری شد. دادهها با آزمون تیزوجی در نرمافزار SPSS v.16 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج پیش آزمون نشان داد بین دو گروه از نظر میانگین نمره رویکرد یادگیری و همچنین ویژگیهای جمعیتشناختی تفاوت آماری وجود ندارد (05/0p>). میانگین نمره رویکرد عمیق در گروه آزمون پس از استفاده از نقشه مفهومی نسبت به پیش آزمون به طور معناداری افزایش یافت (03/0=p). مقایسه نمرات پس آزمون در گروههای آزمون و شاهد نشان داد که رویکرد عمیق در گروه آزمون به طور معناداری بیش از گروه شاهد میباشد (02/0=p). یادگیری سطحی تفاوت آماری نداشت.
نتیجهگیری: استفاده از نقشه مفهومی به عنوان یک مداخله فراشناختی میتواند موجب افزایش یادگیری عمیق و معنادار در دانشجویان پرستاری گردد.
روش بررسی: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده 62 مادر کاندید سزارین انتخابی تحت بیهوشی عمومی، در بیمارستان شهید بهشتی کاشان از تاریخ بهمن 88 تا مهر 89 به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در گروه آزمون (دریافتکننده سرم گرم) و شاهد (دریافتکننده سرم با دمای اتاق) قرار گرفتند. سپس بروز لرز بعد از عمل و پارامترهای همودینامیک آنها در فواصل منظم در اتاق ریکاوری بررسی و ثبت شد. دادهها با استفاده از آمارهای توصیفی و تحلیلی در نرمافزار SPSS v.16 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین دمای مرکزی مادران در اتاق ریکاوری در گروه آزمون 48/0±90/35 و در گروه شاهد 60/0±42/35 و تفاوت آنها از نظر آماری معنادار (05/0p<) بود. همچنین میزان بروز لرز در گروه آزمون 13% و در گروه کنترل 35% و از نظر آماری تفاوت معنادار بود (05/0p<).
نتیجهگیری: انفوزیون سرم گرم باعث پیشگیری از افت دمای مرکزی و همچنین کاهش بروز لرز پس از بیهوشی عمومی مادران تحت عمل جراحی سزارین میگردد. بنابراین استفاده از این روش به عنوان یک اقدام پیشگیرانه توصیه میشود
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع توصیفی -تطبیقی میباشد. پس از مطالعه سیستماتیک متون، حداقل ویژگیهای ساختاری و محتوایی پورتالهای پرستاری مشخص گردید و از طریق مشاهده، مکاتبه و تکمیل چک لیست، پورتالهای کشورهای منتخب بررسی شد.
یافتهها: امکان شخصیسازی، پروفایل کاربر، جستجو، نمایش مستقل از پلتفرم، قابلیت SSO ، سازوکارهای امنیتی و امکانات تعاملی، ارایه راهنماهای بالینی، دورههای آموزش مداوم و یادگیری الکترونیک و تسهیل اجرای فرایندهای پرستاری مبتنی بر شواهد از وجوه مشترک پورتالهای پرستاری مورد بررسی میباشد.
نتیجهگیری: ایجاد یک پورتال جامع تخصصی برخوردار از تمامی ویژگیهای مطلوب، با پشتوانه راهبردی توسعه و نگهداشت پورتال و آنالیز نیازهای کاربران تحقق مییابد. همچنین وجود ساختار مشخص و یک پارچه ماهیتهای نظام خدمات پرستاری و بخشهای مرتبط نظام سلامت، شرط اصلی تحقق یک پارچگی خدمات و محتویات ارایه شده توسط پورتال است.
روش بررسی: این مطالعه یک پژوهش کیفی میباشد و شرکتکنندگان آن 14 عضو هیأت علمی دانشکدههای پرستاری تهران، شهید بهشتی، ارتش، شاهد و بقیهالله بودند که به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از مصاحبه انفرادی نیمه ساختار یافته و برای تحلیل آنها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده شد.
یافتهها: انتظارات اعضای هیأت علمی پرستاری در قالب 8 طبقه: زمینهسازی برای توانمندی هیأت علمی، حمایت سازمانی، رعایت عدالت، ارزشیابی مناسب عملکرد، فراهم نمودن شرایط کاری مناسب، بهکارگیری شیوههای مناسب مدیریتی، توجه به مسایل رفاهی و تأمین مالی و ارتقای کیفیت آموزش و پژوهش تبیین گردید.
نتیجهگیری: مدیران با آگاهی از این انتظارات و برآورده کردن آنها میتوانند عملکرد اعضای هیأت علمی و در نهایت عملکرد سازمان را بهبود بخشند. ضمن این که برآورده شدن این انتظارات میتواند عامل مهمی در انگیزش و رضایت شغلی باشد.
روش بررسی: پژوهش حاضر توصیفی اکتشافی است و به روش مثلثسازی در سال 1390 انجام گرفته است. جامعه پژوهش مدیران دانشکدههای پرستاری و مامایی تیپ یک دانشگاههای علوم پزشکی در شهر تهران بوده و نمونههای پژوهش به صورت مبتنی بر هدف انتخاب شدند. اطلاعات از طریق مصاحبههای نیمه ساختار یافته جمعآوری شده و تجزیه و تحلیل متن مصاحبههای استخراج شده به روش تحلیل محتوا انجام پذیرفته است.
یافتهها: مشارکتکنندگان 10 نفر بودهاند. پس از انجام مصاحبهها، کدهای مفهومی استخراج گردید و سپس کدها در چند مقوله اصلی دستهبندی شدند که عبارتند از «درجه تمرکز در مدیریت»، «نقش و ویژگیهای مدیر» و «تغییر نگرش».
نتیجهگیری: نتایج حاصل از مطالعه نشان داد که مدیران، درجه تمرکز در مدیریت، نقش و ویژگیهای مدیر و تغییر نگرش متناسب در کارکنان را از چالشهای مهم مدیریت تغییر میدانند
روش بررسی: این مطالعه از نوع مقطعی توصیفی-تحلیلی است. 200 بیمار بستری در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1390 به روش در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از ابزار کیفیت رفتار مراقبتی و رضایت بیمار از کیفیت مراقبت پرستاری جمعآوری و با نرمافزار SPSS v.13 در دو قسمت توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: در مورد کیفیت رفتارهای مراقبتی، زیرمقیاس آگاهی و مهارت در سطح خوب و آموزش به بیمار در سطح ضعیف بوده و زیرمقیاسهای ارتباط با بیمار و اخلاق پرستاری در سطح متوسط بودند. درباره رضایت بیمار نیز بیشترین سطح رضایت مربوط به زیرمقیاس آگاهی و مهارت پرستاری و کمترین سطح رضایت مربوط به آموزش به بیمار بوده است. همبستگی مثبت و معناداری بین کیفیت رفتارهای مراقبتی کل و رضایت کل بیمار و همچنین هر یک از زیرمقیاسهای این دو زمینه مشاهده شد (001/0>p).
نتیجهگیری: براساس یافتهها دانشجویانی که حین مراقبت، علاوه بر توجه به مهارتهای تکنیکی، به جنبههای ارتباط با بیمار، اخلاق پرستاری و خصوصاً آموزش به بیمار اهمیت میدهند، موجب رضایت بیشتر بیماران میشوند. لذا توجه نظام آموزش پرستاری کشور به جنبههای یاد شده توصیه میشود.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مقطعی توصیفی - تحلیلی است. جامعه پژوهش را دانشجویان پسر و دختر کارشناسی پیوسته پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران در نیمسال اول تحصیلی 91-90 تشکیل دادهاند. حجم نمونه 358 دانشجو بوده و نمونهگیری به روش چند مرحلهای انجام گرفته است. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و پرسشنامه مقابله با موقعیت استرسزا بوده است. دادهها با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS v.14 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
یافتهها: یافتههای پژوهش حاضر نشان داد که روش غالب دانشجویان در مقابله، سبک مسأله محور بوده است. 7/61% دانشجویان از سبک مسأله محور، 19% سبک هیجان محور، 6/17% از سبک اجتناب محور و 8/1% بقیه از سبکهای مسأله محور - هیجان محور و مسأله محور - اجتناب محور استفاده میکنند. هیچکدام از مشخصات فردی با سبکهای مقابلهای دانشجویان ارتباط آماری معناداری نداشتند.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که روش غالب دانشجویان در مقابله، سبک مسأله محور بوده است و همچنین بعد از سبک مسأله محور، سبک هیجان محور و اجتناب محور مورد استفاده قرار گرفته است. با توجه به ارتباط بین سبکهای مقابله با سلامت روان و همچنین توجه به این نکته که برخورداری از سلامت روان در دانشجویان و به خصوص دانشجویان رشتههای پرستاری که با بیماران سر و کار داشته و نقش مهمی را در سیستم بهداشتی دارند، بسیار مهم و نیازمند توجه خاص میباشد، بنابراین به کار بردن راهکارهایی جهت بهبود آن باید به عنوان یک هدف، در برنامههای آموزشی دانشکدههای پرستاری قرار گیرد.
روش بررسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی انجام یافته است. مشارکتکنندگان مشتمل بر 23 نفر از پرستاران، بیماران و همراهان آنان در بخشهای داخلی و جراحی بیمارستان امام خمینی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند. روش جمعآوری دادهها عبارت از مصاحبه و مشاهده بود. مصاحبهها در ابتدا به صورت بدون ساختار بود که بعد از مصاحبههای اول و دوم با توجه به مفاهیم استخراج شده از تحلیل دادهها به صورت نیمه ساختارمند اجرا گردید. به منظور کسب درکی عمیقتر و تأیید دادههای حاصل از مصاحبهها، از روش مشاهده نیز استفاده گردید. مشاهدات بر تعاملات بین پرستار و بیمار در حین برقراری ارتباط متمرکز بودند.
یافتهها: تجزیه و تحلیل دادهها به پیدایش درونمایه نهایی تحت عنوان «تطبیق نگرش و عمل پرستار» منجر گردید. این درونمایه از مفهومپردازی سه طبقه اصلی «مراقبت مبتنی بر نیاز حاد بیمار»، «ایجاد قلمروی حرفهای» و «مشارکت دادن» مشتق شده است. مراقبت مبتنی بر نیاز حاد بیمار شامل زیر طبقاتی نظیر شناسایی نیازهای حاد بیمار و رفتار ارتباطی پرستار است. ایجاد قلمروی حرفهای بر واضح سازی نقش و حفظ حریم ارتباط دلالت دارد. مشارکت دادن نیز با توجه به مخاطب مشارکت و محتوای مشارکت تعریف میشود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که پرستاران در راستای پاسخ به شرایط زمینهای حاکم بر مراقبت پرستاری، در پی همگون سازی نگرش و عملکرد خود هستند، تا قادر به رفع حداکثر نیازهای حرفهای خود و بیماران باشند. در واقع خصوصیت اصلی فرایند برقراری ارتباط با نقش فعال پرستار و نقش انفعالی بیمار تعریف میگردد.
زمینه و هدف: مسأله مهمی که همواره در ارایه مراقبتها مورد توجه قرار میگیرد، دستیابی به کیفیت مطلوب ارایه مراقبتها میباشد. بررسی ایمنی و رضایتمندی بیماران یکی از روشهای سنجش و ارزشیابی کیفیت مراقبتی محسوب میشود. از طرفی، شایستگی پرستاران عاملی مؤثر در تضمین کیفیت مراقبتها معرفی شده است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر استفاده از خدمات پرستاران دارای شایستگی بالینی بر ایمنی و رضایتمندی بیماران بستری در اورژانس از خدمات پرستاری انجام گرفته است .
روش بررسی: این مطالعه از نوع مداخلهای با گروه شاهد غیر هم ارز میباشد. 120 بیمار بستری در بخش اورژانس بیمارستان امام خمینی (ره) شهر خمین در سال 1391 به روش در دسترس انتخاب شدند. گروه آزمون (40 نفر) مراقبت مورد نیاز خود را از پرستاران دارای شایستگی بالا دریافت کردند و گروه شاهد (80 نفر) توسط ترکیب معمول پرستاران بخش اورژانس مراقبت شدند. دادهها با استفاده از ابزار محقق ساخته سنجش ایمنی بیماران اورژانس و پرسشنامه رضایت بیماران از کیفیت مراقبتهای پرستاری ( PSNCQ ) جمعآوری گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی در نرمافزار SPSS v.16 انجام یافت. سطح معناداری در کلیه آزمونهای آماری 05/0 p< در نظر گرفته شد .
یافتهها : میانگین و انحراف معیار سن گروه آزمون 5/12 ± 1/48 و گروه شاهد 7/16 ± 5/40 بود (018/0= p ). همچنین دو گروه از نظر نوع اشتغال نیز اختلاف معنادار داشتند (009/0= p ). اما دو گروه از نظر بقیه متغیرها نظیر جنس، وضعیت تأهل، تحصیلات، برخورداری از بیمه، سابقه بستری و علت مراجعه همگن بودند. نتایج پژوهش نشان داد سطح ایمنی و رضایتمندی از خدمات پرستاری در دو گروه آزمون و شاهد تفاوت معناداری داشته است (001/0 p< ). آزمون رگرسیون نیز برای حذف اثر متغیرهای سن و شغل به کار رفت که نتایج حاکی از تأثیر مداخله بر رضایت و ایمنی بود.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که استفاده از خدمات پرستاران شایسته، ایمنی و رضایتمندی بیماران از خدمات پرستاری را ارتقا میدهد، بنابراین تربیت پرستاران شایسته و توجه به سطح شایستگی پرستاران در طراحی تیمهای مراقبت پرستاری و چینش آنان در بخشها و نوبتهای کاری مختلف برای افزایش ایمنی و رضایتمندی بیماران و به تبع آن کیفیت مراقبتها ضروری است .
زمینه و هدف: اثرات استرس بر سلامت دانشجویان، به توانایی مقابله آنها بستگی دارد. یکی از راهبردهای مقابلهای برای روبهرو شدن با شرایط استرسزا تابآوری است. با توجه به این که دانشجویان پرستاری تحت تأثیر عوامل استرسزای متعددی قرار دارند و از سوی دیگر در برخی از مطالعات تابآوری به عنوان عاملی در سازگاری موفق با تغییرات، توانایی مقاومت در برابر مشکلات و عامل موفقیت در محیط آموزشی مطرح شده است، این مطالعه به منظور بررسی همبستگی استرس درک شده و تابآوری در دانشجویان کارشناسی پرستاری انجام گرفت .
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مقطعی از نوع همبستگی توصیفی است. جامعه پژوهش را کلیه دانشجویان کارشناسی پرستاری سال اول تا چهارم دانشکده پرستاری - مامایی تهران در سال تحصیلی 92-1391 تشکیل میدادند . حجم نمونه 309 نفر برآورد گردید . نمونههای مورد پژوهش به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامههای استرس درک شده و تابآوری میباشد. از آزمونه ای آماری تیمستقل و ضریب همبستگی پیرسون در نرمافزار SPSS v.14 برای تحلیل دادهها استفاده گردید .
یافتهها : نتایج نشان داد تقریباً همه دانشجویان کارشناسی پرستاری (3/99%) سطح استرس درک شده را در حد متوسط و بالاتر گزارش کردهاند . یافتهها نشان داد بین استرس درک شده و تابآوری همبستگی آماری معنادار و معکوس وجود دارد (38/0-= r و 001/0 p £ ) .
نتیجهگیری: با توجه به همبستگی معنادار و معکوس استرس درک شده با تابآوری در دانشجویان کارشناسی پرستاری، آموزش راهبردهای مدیریت استرس از جمله افزایش تابآوری در طول برنامه 4 ساله به شکل کارگاههای آموزشی و ایفای نقش و سایر روشهای نوین آموزشی برای آماده کردن آنها جهت ورود به عرصه کار و خدمت در نظام سلامت ضروری به نظر میرسد .
زمینه و هدف: در سالهای اخیر ماهیت عملکرد بالینی، تغییر پیدا کرده و تحت تأثیر انواع مدلهای گام به گام حل مسأله قرار گرفته است، این تغییر، نیاز به افرادی که مهارتهای حل مسأله را به طور مؤثر در عملکردشان به کار گیرند، ضروریتر میسازد. از سویی قاطعیت بالا برای پرستاران و دانشجویان پرستاری، یک ضرورت است تا بتوانند در برقراری ارتباطی بهتر و استفاده مؤثر از دانش و مهارتهای حرفهای خود توانمند باشند. هدف این مطالعه، تعیین مهارت های حل مسأله و قاطعیت در دانشجویان کارشناسی پرستاری بود .
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مقطعی میباشد. جامعه پژوهش کلیه دانشجویان سال اول تا چهارم کارشناسی پرستاری شاغل به تحصیل در سال تحصیلی 89-88 دانشگاه علوم پزشکی ایران بودند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه حل مسأله هپنر و پیترسون و آزمون قاطعیت راتوس همراه با سؤالات مربوط به مشخصات فردی بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه، آزمون تیمستقل و ضریب همبستگی پیرسون برای تحلیل دادهها استفاده شد .
یافتهها : 322 دانشجو با تکمیل و عودت پرسشنامهها در این مطالعه شرکت کردند. میانگین امتیاز دانشجویان در مهارت حل مسأله 5/89 و در مهارت قاطعیت 1/12 به دست آمد، که نشاندهنده سطح متوسط هر دو مهارت است. نتایج همچنین نشان داد سطح هر دو مهارت حل مسأله و قاطعیت در دانشجویان سال چهارم نسبت به سایر دانشجویان بالاتر بود، با این حال فقط بین میانگین امتیازات مهارت قاطعیت دانشجویان سالهای مختلف تحصیلی تفاوت معنادار آماری وجود داشت (037/0 p £ و 85/2= F ). مطالعه همچنین نشان داد سطح بالای مهارت حل مسأله با سطح بالایی از مهارت قاطعیت همراه است .
نتیجهگیری: برنامههای آموزشی باید با فراهم کردن فرصت تعلیم و تمرین مهارتهای مختلف زندگی، دانشجویان را به توانم ن دیهای مختلف از جمله مهارت حل مسأله و قاطعیت مجهز نماید. آموزش پرستاری نیز باید توانایی دانشجویان در حل مسایل بالینی و در نتیجه کارآمدی آنها را به عنوان مراقبین بهداشتی ارتقاء بخشد .
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by : Yektaweb

