جستجو در مقالات منتشر شده


25 نتیجه برای پارسا

رقیه کریمی، زهره پارسایکتا، عباس مهران، لیدا نیک فرید،
دوره 8، شماره 3 - ( 4-1381 )
چکیده

درد بعد از عمل جراحی معمولاً با تجویز داروهای مسکن PRN توسط پرستاران کنترل می‌شود و به سه دسته از عوامل بستگی دارد: عوامل مربوط به پرستار، عوامل مربوط به کودک و عوامل مربوط به خط‌مشی بیمارستان، مطالعه حاضر در ارتباط با عوامل دسته اول و دوم می‌باشد.این پژوهش مطالعه‌ای توصیفی تحلیلی است که با هدف تعیین دیدگاه پرستاران راجع به برخی عوامل مؤثر بر تصمیم‌گیری آنان در به کارگیری داروی مسکن PRN بعد از جراحی کودکان در بیمارستان‌های منتخب شهر تهران انجام شده است. ابزار پژوهش پرسشنامه‌ای مشتمل بر سه بخش 1) اطلاعات دموگرافیک پرستار، 2) معرفی بیست مورد بالینی بعد از جراحی با فرض تجویز مسکن غیر مخدر و مخدر در صورت لزوم و 3) دوازده عامل مؤثر بر تصمیم‌گیری بالینی، هنگام به کارگیری مسکن‌ها (جهت اولویت‌بندی چهار مورد) بود.نتایج تحقیق نشان داد از میان مشخصه‌های مرتبط با پرستار، گروه سنی، سابقه کار پرستاری، سابقه کار پرستاری از کودکان و دارا بودن فرزند با انتخاب اقدام تسکینی، و نیز مدرک تحصیلی و دارا بودن سابقه شخصی درد حاد، با انتخاب نوع داروی مسکن، ارتباط معنی‌دار وجود داشت. از مشخصه‌های مرتبط با کودک، بین انتخاب اقدام تسکینی و انتخاب نوع دارو برای سنین مختلف کودکان تفاوت معنی‌دار وجود داشت. ارتباط معنی‌داری نیز بین زمان جراحی و نوع جراحی، با انتخاب اقدام تسکینی و نوع دارو به دست آمد، بدین ترتیب که بیشترین موارد انتخاب دارویی و نیز انتخاب داروی مسکن مخدر برای جراحی‌های پیچیده و در 24 ساعت اول بعد از جراحی بود. از عوامل مؤثر بر تصمیم‌گیری پرستاران، به ترتیب نوع جراحی، شدت درد، زمان جراحی و رفتارهای غیر کلامی، بیشترین موارد انتخاب شده در به کارگیری داروی مسکن PRN بود.عوامل مرتبط با پرستار و کودک شدیداً بر تصمیم‌گیری پرستاران در تجویز داروهای مسکن PRN بعد از عمل جراحی تأثیر دارد.
زهره پارسایکتا، شیوا سادات بصام‌پور، عباس مهران، حمیده اثنی عشری،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1382 )
چکیده


سوسن سمیعی، زهره پارسایکتا، عباس مهران، ثریا ماسوری،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1382 )
چکیده


مرضیه شبان، زهره پارسا یکتا، عباس مهران، نسرین سلطانی ملایعقوبی،
دوره 9، شماره 4 - ( 11-1382 )
چکیده


زهره پارسا یکتا، معصومه ذاکری مقدم، عباس مهران، مژگان پالیزدار،
دوره 9، شماره 4 - ( 11-1382 )
چکیده


علیرضا نیکبخت نصرآبادی، زهره پارسایکتا، آزیتا امامی،
دوره 10، شماره 3 - ( 4-1383 )
چکیده

مقدمه: بررسی پدیدارشناسی پرستاری ایران، شناخت دیدگاه حرفه‌ای شاغلین آن و فرآیند حرفه‌ای شدن در پرستاری موضوع اصلی این تحقیق کیفی است که به منظور تبیین مناسب و جامع آن، این پدیده در مقایسه با پارادیمی مشابه در یک نظام پرستاری مراقبت محور (سوئد) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
مواد و روش کار: برای انجام این مطالعه از یکی از روش‌های تحقیق کیفی تحت عنوان پدیدارشناسی تفسیری استفاده شده است. روش اصلی جمع آوری داده‌ها در این پژوهش، مصاحبه نیمه سازمان یافته و روش تجزیه و تحلیل درونمایه‌ای بِنِر می‌باشد. واحدهای پژوهش شامل 1) پرستاران ایرانی 2) پرستاران سوئدی 3) پرستاران ایرانی شاغل در سوئد که فرآیند حرفه‌ای شدن را در ایران گذرانده‌اند و 4) پرستارانی که ایرانی الاصل بوده اما در سوئد پرستار شده‌اند و در زمان تحقیق به عنوان پرستار مشغول به کار بوده‌اند می‌گردند.
یافته‌ها: به جز «پرستاری و تمایلات انسان دوستانه» که در تجربه پرستاری ایران فراگیر نبوده است، برای اکثریت قریب به اتفاق پرستاران ایرانی تجربه پرستاری مترادف با «تجربه مشکلات» بوده است: نظیر مشکلات ناشی از محیط کار، مشکلات فرهنگی اجتماعی و مشکلات ناشی از محتوای غیر چالشی، غیر مطلوب و غیر اقناع کننده وظایف پرستاری. در حالی که مراقبت اساس و پایه کار پرستاری است اما در نظام آموزش پرستاری ایران آموزش مراقبت از جایگاه مناسب برخوردار نبوده و نیاز جدی به بازنگری در برنامه آموزشی این حرفه وجود دارد.
نتیجه‌گیری: در پیکره پرستاری ایران فرسودگی روانی به طور واضح و شفافی به چشم می‌خورد و هم چون سایه بانی بزرگ بر بدنه جامعه پرستاری ایران سایه انداخته است. این فرسودگی روانی ناشی از ماهیت وظایف پرستاری در ایران، ماهیت راهوار گونه و روتین محور بخش، محتوای غیر حرفه‌ای آن در عرصه عمل، غیر تخصصی بودن کار پرستاری است و هم‌چنین به لحاظ تأثیر نگرش منفی فرهنگی- اجتماعی در برخورد با این حرفه و تأثیر آن بر سرنوشت فردی و یا خانوادگی و در مجموع پیشرفت‌های فردی در زندگی پرستاران بوده است. مجموعه این عوامل پرستاری ایران را به صورت یک شغل در مقایسه با یک حرفه در حال توسعه در سوئد تقلیل داده است.


سودابه جولایی، علیرضا نیکبخت نصرآبادی، زهره پارسایکتا،
دوره 10، شماره 4 - ( 11-1383 )
چکیده

مقدمه:مسأله حقوق بیماران در طی دو دهه اخیر به دلایلی از جمله آسیب‌پذیری و نیازمندی آنان از یک سو و توجه روز افزون جوامع بین‌المللی به حقوق بشر از سوی دیگر مورد توجه زیادی قرار گرفته است. پژوهش حاضر بخشی از یک مطالعه گسترده کیفی است که برای روشن کردن مفهوم حقوق بیمار از دید بیماران، پزشکان و پرستاران در بیمارستان امام خمینی انجام شده است.
مواد و روش کار: هدف این مقاله تعیین دیدگاه بیماران نسبت به مفهوم «حقوق بیمار» است. این پژوهش کیفی با استفاده از روش «پدیدارشناسی» انجام شده و به این منظور 16 مصاحبه نیمه ساختاری با 12 نفر بیمار و همراه بیمار صورت گرفته است که در طی آن مشارکت‌کنندگان تجربیات خود را از مواجهه با مقوله حقوق بیمار نقل کرده‌اند. تمام مصاحبه‌ها ضبط و پیاده شده است. تجزیه و تحلیل مصاحبه‌ها همزمان با پیاده کردن متن و با استفاده از آنالیز درونمایه‌ای انجام گرفته است.
یافته‌ها: درونمایه‌های پدیدار شده در این بررسی مربوط به حقوق بیمار از دید بیماران و همراه آنان شامل انتظار برخوردی عادلانه از خدمات بهداشتی، حفظ احترام و کرامت انسانی بیمار و خانواده، نیاز به دریافت اطلاعات در خصوص بیماری و فعالیت‌های مربوط به آن و تأمین داروها و تجهیزات اساسی در بیمارستان محل بستری بوده‌اند.
نتیجه‌گیری: به رغم این که هیچ یک از بیماران و همراه آنان منشور حقوق بیمار را نخوانده و از مفاد آن آگاهی نداشتند، یافته‌ها بیانگر این است که آنان حقوقی برای بیماران قایل بوده‌اند. توجه به این دیدگاه‌ها در کنار دیدگاه دیگر افراد ذینفع می‌تواند دست‌اندرکاران را در تدوین منشوری مطابق با شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه ایران یاری کند.


ندا مهرداد، زهره پارسایکتا، سودابه جولایی،
دوره 10، شماره 4 - ( 11-1383 )
چکیده

حفظ حریم افراد مفهومی مهم و نیازی اساسی در انسان شناخته شده است. این مطالعه مروری، زوایا و ابعاد مختلف مفهوم حفظ حریم بیمار را مورد بررسی قرار داده و به نتایج بعضی مطالعات تجربی انجام شده در این زمینه اشاره‌ نموده است. مفهوم حریم بیمار دارای ابعاد فیزیکی، روحی روانی، اجتماعی و اطلاعاتی است که تاکنون بعد فیزیکی آن بیش از همه مورد توجه قرار گرفته است.
حفظ حریم اطلاعاتی بیمار که یکی از جنبه‌های اساسی و مهم مراقبت در بیمارستان‌ها و مراکز بهداشتی درمانی است همانا حفاظت اطلاعات و پیشگیری از ارایه اطلاعات ناصحیح می‌باشد. از فاکتورهای اصلی مؤثر بر تهاجم به حریم بیمار می‌توان به لمس‌های غیرضروری فیزیکی و تجاوز به خلوت و تنهایی بیمار اشاره کرد. برای اجتناب از این مشکلات، اعضای تیم بهداشتی و درمانی باید به راه‌کارهای جدیدی برای کار کردن با بیماران دست پیدا کنند تا حریم بیماران کمتر به خطر بیفتد.
با توجه به تعداد کم بررسی‌های تجربی انجام شده در این زمینه ضروری است ابزاری تدوین گردد که قادر به سنجش تحقق حفظ حریم بیمار باشد؛ هر چند که ماهیت و طبیعت این مفهوم به گونه‌ای است که دستیابی به این مهم را دشوار می‌نماید. به علاوه آموزش دانشجویان گروه پزشکی بایستی به نحوی دستخوش تغییر گردد که از به فراموشی سپرده شدن حق مسلم بیماران برای حفظ حریم آنان جلوگیری کرد.



 

 


علیرضا نیکبخت نصرآبادی، زهره پارسا یکتا، لیلی بریم‌نژاد،
دوره 11، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده

مقدمه:توسعه‌ی حرفه‌ای جزء ضروری سازمان‌های یادگیرنده است. هدف مطالعه حاضر، ارتقاء پژوهش، ایجاد رقابت، تقویت نظام گردآوری داده‌ها، شناسایی اولویت‌های تحقیقاتی پرستاری و مامایی، افزایش دانش در زمینه توسعه منابع اطلاعاتی بهداشتی بوده است. جهت توسعه عملکرد حرفه‌ای اعضاء هیأت علمی دانشکده پرستاری و مامایی تهران، این مطالعه در قالب یک تحقیق عملکردی در چهار مرحله به اجرا در آمد.
مواد و روش کار: تحقیق عملکردی نوعی از تحقیقات و مبتنی بر این فلسفه است که شخص محقق نبایستی به صورت مجزا از مردم مورد مطالعه کار تحقیق را پیش ببرد یعنی با توانمندسازی کسانی که قسمتی از فرآیند عملیات به شمار می‌روند، به آنان فرصت می‌دهد تا خود عامل حل مشکلات دنیای واقعی‌شان بشوند لذا روشی چند منظوره برای جمع‌آوری داده‌ها از افراد ذینفع مورد استفاده قرار گرفت. فرآیند تغییر شامل مراحل زیر بود: واضح‌سازی مشکل در سطوح فردی و سازمانی، تشریح فرآیند گسست تحقیق و عملکرد، افزایش دانش فردی و حرفه‌ای در قالب کارگاه‌ها و کلاس‌های دوره‌‍ای، توسعه تغییر فرهنگی و کار مشارکتی.
یافته‌ها: آمار توصیفی و روش‌های ارزشیابی عملکرد اثربخشی روش را نشان داد. افزایش تعداد افرادی که دوره‌های آموزش روش تحقیق مقدماتی، متوسطه، پیشرفته و مقاله‌نویسی را گذرانده‌اند، افزایش تعداد طرح‌های ارایه شده به شورای پژوهشی دانشکده و تعداد طرح‌های مصوب در دانشگاه، افزایش میزان شرکت اساتید در کنگره‌های خارجی به بیش از سه برابر و سیر صعودی چاپ مقالات در مجلات معتبر داخلی و خارجی بیانگر این اثربخشی است.
نتیجه‌گیری: با وجود پیشرفت قابل ملاحظه در توانمندی اعضاء، پیشنهاد می‌گردد تا بر اساس کاستی‌های موجود در طرح حاضر، مرحله دوم مطالعه طراحی و اجرا گردد و مواردی از قبیل دوره‌های زبان انگلیسی، آمار حیاتی، پژوهش در آموزش نیز در برنامه گنجانده شود تا مفهوم ارتقاء پژوهش عملیاتی گردد. قطعاً زمان و هزینه بیشتری برای تداوم چنین طرح‌هایی در یک محیط دانشگاهی پویا مورد نیاز است.

 


زهره پارسا یکتا، نسرین سلمانی باروق، زهرا منجمد، فرشته فرزیان‌پور، محمدرضا اشراقیان،
دوره 11، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده

مقدمه :ارزشیابی فرآیندی نظام‌دار برای جمع‌آوری، تحلیل و تفسیر اطلاعات به منظور بررسی میزان عملی شدن هدف‌ها می‌باشد. منظور از آموزش در سیستم نظام آموزشی دانشگاهی، ایجاد تغییرات مناسب و روزافزون در حاصل این سیستم یعنی دانشجویان است. هدف از ارزشیابی نیز ارتقاء کیفیت آموزش می‌باشد.
مواد و روش کار: در این مطالعه دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران با هدف انطباق آموزش با نیازهای جامعه و ارتقاء کیفیت با استفاده از پرسشنامه نظرسنجی از استادان، دانشجویان و دانش‌آموختگان در سال 1383 مورد ارزشیابی قرار گرفتند. این پژوهش یک مطالعه مقطعی و از نوع پیمایش توصیفی و تحلیلی می‌باشد که بر اساس ده گام و در هشت حوزه با عوامل مورد ارزشیابی مثل مدیریت و سازماندهی، هیأت علمی، فراگیران، نیروی انسانی و پشتیبانی، فضاهای: آموزشی - پژوهشی - بهداشتی و درمانی، تجهیزات: آموزشی - پژوهشی - آزمایشگاهی و تشخیصی، دوره‌ها، برنامه‌های آموزشی، فرآیند تدریس و یادگیری و رضایتمندی دانش‌آموختگان انجام شده است.
یافته‌ها: میانگین کل نتایج ارزیابی درونی در دو گروه آموزشی پرستاری و مامایی در رشته‌های کارشناسی ارشد پرستاری و مامایی و دکتری پرستاری در هشت حوزه بر اساس الگوی SWOTs به ترتیب 4/80%، 5/81% و 1/82% یعنی بسیار خوب تحلیل شده است.
نتیجه‌گیری: ارزشیابی آموزشی بهترین شاخصی است که میزان رسیدن به هدف‌ها را نشان می‌دهد و به تحلیل کیفیت فعالیت‌های آموزشی می‌پردازد و از آن می‌توان به نتایج منطقی ومتعارف دست یافت.

 


علیرضا نیکبخت نصرآبادی، زهره پارسایکتا، هادی سیف، نسرین رسول زاده،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1384 )
چکیده

زمینه و هدف: :یکی از رسالت‌های آموزش پرستاری آماده نمودن پرستاران برای ورود موفقیت‌آمیز به حرفه و انجام نقش‌های محوله به نحوی است که نه در فرد ایجاد فرسودگی و ناامیدی نماید و نه برای جامعه پرستاری و مددجویان مخاطره‌آمیز گردد. قطعاً ورود از یک محیط دانشجویی به یک محیط کاری فرد را با دنیای دیگری مواجه می‌نماید و به وی هویتی خاص می‌بخشد. پدیده‌ی حرفه‌ای شدن در طول زمان و در تعاملات با افراد تشکیل، تقویت و تثبیت می‌گردد، و این پدیده بخشی از فرآیند «اجتماعی شدن» یک حرفه قلمداد می‌شود. این مطالعه تجربیات پرستاران را در اولین سال اشتغال پیرامون پدیده حرفه‌ای شدن مورد بررسی قرار داده است.
روش بررسی: برای انجام این مطالعه یکی از روش‌های تحقیق کیفی تحت عنوان پدیدارشناسی تفسیری بِنر مورد استفاده قرار گرفته است. روش اصلی جمع‌آوری داده‌ها مصاحبه نیمه سازمان یافته با 17 شرکت‌کننده در پژوهش بود که از طریق نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شده و داده‌های حاصل از آن به روش تجزیه و تحلیل درونمایه‌ای بِنر فراهم گردیده است.
یافته‌ها: در این مطالعه در مجموع 5 درونمایه‌ی اصلی و 4 درونمایه‌ی فرعی استحصال گردید. به طور کلی از نظر پرستاران شرکت‌کننده مفهوم حرفه‏ای شدن مترادف است با دانش کافی در زمینه‌ی مورد نظر همراه با داشتن تجربه و استقلال در عمل و ارایه یک مراقبت اصولی و همه جانبه برای بیمار. از این منظر آنان احساس نموده‏اند که هنوز به طور کامل حرفه‏ای نشده‏اند و در این مسیر مشکلات و مسایل متعدد و پیچیده‏ای را فراروی خود می‏بینند. لذا در یک عبارت کلی مفهوم حرفه‏ای شدن برای آنان عبارت بود از دانایی، تجربه و استقلال در عمل و ارایه یک مراقبت اصولی و فراگیر.
نتیجه‌گیری: در راه حصول به شرایط حرفه‌ای شدن نیاز مبرمی به فراهم کردن شرایط دانایی محوری، امکان تجربه، و فرصت استقلال در عمل و در مجموع فراهم نمودن شرایط ارایه مراقبت‌های پرستاری اصولی و همه جانبه احساس می‌شود.

 

 

 

 


ترانه تقوی لاریجانی، زهره پارسا یکتا، انوشیروان کاظم‌نژاد، افسانه مظاهری،
دوره 12، شماره 4 - ( 11-1385 )
چکیده

زمینه و هدف:هدف اصلی ارزشیابی عملکرد کمک به رشد کارکنان و افزایش انگیزش شغلی آنان است. پیامدهای ارزشیابی عملکرد به عنوان شاخص‌های تعیین‌کننده میزان موفقیت این فرآیند در دستیابی به اهداف مذکور به شمار می‌آیند. هدف از انجام این مطالعه تعیین پیامدهای ارزشیابی عملکرد و رابطه آن با انگیزش شغلی از دیدگاه پرستاران شاغل در بخش‌های داخلی و جراحی بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی تهران می‌باشد.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. واحدهای مورد بررسی شامل 120 نفر از پرستاران شاغل در بخش‌های داخلی و جراحی دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند که از جامعه مورد مطالعه به روش نمونه گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامه به دست آمد. داده‌ها با آزمون‌های آماری تی و ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: بیشترین واحدها نظر تاحدودی مثبت در مورد پیامدهای ارزشیابی عملکرد به طور کلی، و ابعاد آن یعنی بهبود عملکرد، تشخیص نیازهای آموزشی و پاداش داشتند. از نظر بیشتر آنان (65%) میزان انگیزش شغلی در بخش‌های مورد مطالعه پایین بود. آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین نظر واحدهای مورد بررسی در مورد پیامدهای ارزشیابی عملکرد به طور کلی و بعد بهبود عملکرد با میزان انگیزش شغلی (به ترتیب 34/0=r و 38/0=r با 05/0p<) ارتباط معنادار وجود دارد.
نتیجه‌گیری: کمک به بهبود عملکرد پرستاران با استفاده از ارزشیابی عملکرد تنها عامل مرتبط با انگیزش شغلی در مقایسه با سایر پیامدهای مورد انتظار از ارزشیابی عملکرد می‌باشد.

 


علی محمدپور، زهره پارسا یکتا، علیرضا علیرضا نیکبخت نصرآبادی،
دوره 17، شماره 2 - ( 4-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: HIV/AIDS به عنوان یک پدیده مهم در جهان و از جمله ایران شناخته شده است. درک و آگاهی از آنچه مبتلایان در زندگی با این پدیده تجربه می‌کنند، ضروری است. تحقیق حاضر با هدف درک و تبیین تجارب و دیدگاه‌های مبتلایان از جایگاه معنویت‌گرایی و ارزش‌های دینی در زندگی با این پدیده انجام گرفته است.

روش بررسی: مطالعه حاضر مبتنی بر رویکرد کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری است. بدین منظور 19 فرد مبتلا به HIV/AIDS به روش مبتنی بر هدف انتخاب شدند. جهت جمع‌آوری داده‌ها از مصاحبه‌های عمیق، نیمه ساختارمند و یادداشت‌های در عرصه استفاده شد. متن مصاحبه‌ها ضبط گردیده و پس از مکتوب‌سازی با رویکرد هرمنوتیک و به روش دیکلمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: شرکت‌کنندگان در مطالعه با دامنه سنی 21 تا 56 سال به طرق مختلف (تزریق‌های آلوده، فرآورده‌های خونی آلوده، روابط جنسی محافظت نشده و یا به طور نامشخص) به HIV مبتلا شده بودند. 4/47% آنان شمارش CD4 مساوی یا کمتر mm3 200 داشته و مبتلا به ایدز بودند. سه درون‌مایه اصلی در این مطالعه ظهور یافت، که عبارتند از «بازیابی مذهب و ارتباط با خدا، جبران (سعی در تلافی نقایص و کاستی‌های گذشته) و تکامل یافتگی یا حرکت در مسیر متعالی‌تر شدن». هر یک از این موارد را چندین درون‌مایه فرعی‌تر شکل می‌داد.

نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌ها تجربه شرایط دشوار پس از ابتلا به ایدز، برای برخی از افراد فرصتی است تا با تأمل و بازگشت به ارزش‌ها و معنویات، بار دیگر به زندگی خود معنی بخشند و به جای تسلیم یا تهدید، در این مسیر تکامل یافته و بر شرایط موجود مسلط گردند. انعکاس تجارب مثبت به سایر مبتلایان همراه با هدایتگری کارشناسان مذهبی بیش از پیش و هم‌زمان با سایر فعالیت‌ها توصیه می‌شود.

 


طاهره نجفی قزلجه، زهره پارسایکتا، عباس مهران، مهدی جعفری عوری،
دوره 20، شماره 2 - ( 5-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: سقوط یکی از مشکلات شایع دوران سالمندی است که به سبب بروز تغییرات حسی- حرکتی رخ می‌دهد. سقوط موجب عوارض جسمی، روحی، مالی و کاهش کیفیت زندگی سالمندان می‌شود . از آن‌جا که سقوط پدیده چند عاملی است، بنابراین برای پیش‌گیری بایستی به صورت چندبعدی عمل نمود . این مطالعه با هدف بررسی تأثیر اجرای برنامه چندبعدی پیش‌گیری از سقوط بر وقوع سقوط و کیفیت زندگی سالمندان اجرا گردیده است .

  روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی با طراحی قبل و بعد در مورد 60 سالمند ساکن سرای سالمندی کامرانی شهر قدس انجام یافته است. مداخله چندبعدی با آموزش به سالمند و مراقبان، ورزش (ورزش کششی، تعادلی، قدرتی) و اصلاح محیطی صورت گرفت. قبل و پس از 6 ماه از شروع مداخله داده‌ها با استفاده از فرم ثبت دفعات سقوط و پرسشنامه کیفیت زندگی Liepad جمع‌آوری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌های آماری t مستقل، t زوج، آنووای یک طرفه، من‌ویتنی، کروسکال والیس و ویلکاکسون در نرم‌افزار SPSS v.16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند .

  یافته‌ها : نتایج پژوهش اختلاف معناداری در تعداد دفعات سقوط سالمندان و کیفیت زندگی سالمندان بعد از 4 ماه مداخله و2 ماه پیگیری در نمونه‌های مورد پژوهش نشان داد (001/0 p< ) .

  نتیجه‌گیری: با توجه به تأثیر اجرای برنامه چندبعدی پیش‌گیری از سقوط بر کاهش دفعات سقوط و بهبود کیفیت زندگی سالمندان می‌توان این روش را در سراهای سالمندی و همچنین در منازل برای سالمندان به اجرا در آورد .

  


علی محمدپور، زهره پارسایکتا، علیرضا نیکبخت نصرآبادی، رضا احمدی، علیرضا محمدزاده،
دوره 20، شماره 2 - ( 5-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: عفونت HIV یکی از مشکلات مهم سلامتی می‌باشد که بر جنبه‌های مختلف زندگی مبتلایان تأثیرگذار است. آگاهی و درک عمیق از آنچه افراد در زندگی با این پدیده تجربه می‌نمایند، امری ضروری است. مطالعه حاضر نیز با هدف درک و تبیین تجارب مبتلایان به عفونت HIV از زندگی با این پدیده صورت گرفته است .

  روش بررسی: این مطالعه کیفی، از نوع پدیدارشناسی تفسیری می‌باشد که با انتخاب هدفمند 19 نفر مبتلا به HIV/AIDS انجام یافت. با استفاده از مصاحبه‌های عمیق و نیمه ساختارمند داده‌ها جمع‌آوری گردید. متن تمامی مصاحبه‌ها ضبط و تایپ گردید و با رویکرد هرمنوتیک به روش دیکلمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .

  یافته‌ها : مشارکت‌کنندگان 19 نفر، 9/57% مذکر، با میانگین سنی 39 سال بودند . 1/42% مجرد، 4/47% آنان دارای CD4 کم‌تر از mm3 200 و به ایدز مبتلا بودند. سه درونمایه اصلی ظهور یافته از داده‌ها عبارتند از : «جاده مرگ»، «در هاله‌ای از ابهام» و «امید به نجات». در تفسیر نهایی داده‌ها مبتنی بر رویکرد Diekelmann ، مبتلایان با تعلیق در بیم و امید به سر می‌برند که از یک سو دریچه‌ای تاریک به تهدید و مرگ و از دیگر سو روزنه‌ای روشن با امید به نجات و حیات را تجربه می‌نمایند .

  نتیجه‌گیری: مبتلایان به HIV/AIDS در زندگی با این پدیده ترس‌ها، تردیدها، همراه با امیدواری‌ها و چالش‌های هیجانی متفاوتی نسبت به ادامه زندگی تجربه می‌نمایند. درک و آگاهی از تمامی این موارد برای تیم سلامت، سایر افراد و سازمان‌های ذیربط ضروری است، تا با رفتاری واقع بینانه در جهت افزایش امیدواری و تلاش به ادامه حیات در آینده، همراه با مبتلایان برنامه‌ریزی و اقدام نمایند .

  


علی محمد مصدق‌راد، مریم تاجور، قاسم جان‌بابایی، محبوبه پارساییان، فرح بابایی، لیلی اسلامبولچی،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: شاخص سزارین در ایران 56% در سال 1392 بوده که از میزان 10 تا 15 درصدی پیشنهادی سازمان بهداشت جهانی بسیار بیش‌تر است. برنامه ترویج زایمان طبیعی طرح تحول نظام سلامت با هدف کاهش سزارین‌های غیرضروری و ارتقای سلامت مادران و نوزادان از اردیبهشت 1393 در کشور اجرا می‌شود. این پژوهش به بررسی تأثیر برنامه ترویج زایمان طبیعی بر میزان سزارین کشور پرداخته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی و طولی است. شاخص سزارین ماهیانه بیمارستان‌های کشور از اول فروردین 1392 تا شهریور 1397 استخراج و روند تغییرات آن، قبل و بعد از اجرای برنامه ترویج زایمان طبیعی با استفاده از روش سری زمانی منقطع تحلیل شد.
یافته‌ها: شاخص سزارین در ایران بلافاصله پس از اجرای برنامه ترویج زایمان طبیعی 6% کاهش یافت و سپس، در همین سطح ثابت ماند. این برنامه در کاهش سزارین بیمارستان‌های آموزشی (5/9%)، غیرآموزشی (7/11%)، خصوصی (1/18%)، خیریه (1/27%) و دانشگاه آزاد اسلامی (31%) مؤثر بوده، اما تأثیر افزایشی بر سزارین بیمارستان‌های تأمین اجتماعی (7%) و وابسته به سایر سازمان‌ها (7/15%) داشته است. در صورت عدم اجرای برنامه، سزارین کشور به 5/58% در شهریور 1397 می‌رسید.
نتیجه‌گیری: اجرای برنامه ترویج زایمان طبیعی تاحدی در کاهش سزارین در ایران مؤثر بوده است. ارتقای این برنامه از طریق تدوین و اجرای راهبردهای جامع مرتبط با حوزه‌های حاکمیت و رهبری، تأمین مالی، نیروی انسانی، تجهیزات، اطلاعات و ارایه خدمات، با توجه به علل افزایش سزارین غیرضروری در سطوح وزارت بهداشت (متا)، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی (ماکرو)، بیمارستان (مزو) و تیم زایمان (میکرو) برای دستیابی به اهداف ملی تعیین شده ضروری است.
 
سولماز موسوی، مهرزاد سلوکی، احسان شمسی گوشکی، علیرضا پارساپور،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: اعتباربخشی بیمارستان‌ها نقش به سزایی در ارتقای کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات درمانی ارایه ‌شده و افزایش کارایی بیمارستان‌ها دارد. اثربخشی سیستم اعتباربخشی به کیفیت استانداردهای اعتباربخشی، هماهنگی و جامعیت روش اعتباربخشی و کمیت و کیفیت ارزیابان اعتباربخشی بستگی دارد. لزوم وجود سنجه‌های مناسب برای بررسی و ارزیابی اجرای منشور حقوق بیمار در اعتباربخشی بیمارستان‌ها حایز اهمیت است. این مطالعه با هدف تبیین چالش‌های حقوق بیمار در نظام اعتباربخشی بیمارستان‌های ایران انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل محتوی قراردادی در سال 1399 با مشارکت 13 فرد ذی‌ربط و آگاه، براساس معیارهای ورود انجام یافت. به موازات انجام مصاحبه‌های نیمه ساختار یافته با هدف بررسی جامعیت، پوشش مؤلفه‌های حقوق بیمار توسط سنجه‌های اعتباربخشی در 4 جلسه بررسی شد. روند تحلیل داده‌ها براساس روش Graneheim و Lundman انجام گرفت.
یافته‌ها: چالش‌های حقوق بیمار در نظام اعتباربخشی با دو درونمایه «نقصانهای محتوایی استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانها» و «چالش‌های مدیریتی نظام اعتباربخشی» تبیین شد.
نتیجه‌گیری: اعتباربخشی نقش مؤثر و جدی در ارتقا و بهبود خدمات بیمارستانی داشته و می‌تواند به ‌خوبی ناظر بر رعایت حقوق‌گیرنده خدمات و همچنین منشور حقوق بیماران باشد. این پژوهش اطلاعات مفیدی را در زمینه نقصان‌های محتوایی استانداردهای اعتباربخشی کشور در حیطه حقوق‌گیرنده خدمت و چالش‌های اجرایی آن در اختیار می‌گذارد که می‌تواند مورد استفاده سیاست‌گذاران مربوط واقع شود.

 
زهره پارساییان، نسرین نیک‌پیما، محمد صالح‌پور عمران، فرشاد شریفی، شهزاد پاشایی‌پور،
دوره 29، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: عمده­ترین نیاز مراقبتی بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد، مراقبت مستمر است و این موضوع از چالش­های مهم مراقبت پرستاری نیز هست. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر توانبخشی قلبی پرستار هدایتگر در منزل بر تبعیت از درمان بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده تعداد 80 نفر از بیماران واجد شرایط به طور در دسترس از بیمارستان­های منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1400-1399 انتخاب و سپس به روش تصادفی بلوکی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص داده شدند. برای گروه کنترل، آموزش­های معمول ترخیص از بیمارستان و برای گروه مداخله، برنامه توانبخشی قلبی پرستار هدایتگر به صورت حضوری در منزل و آنلاین در 4 جلسه به مدت یک ساعت و نیم، هفته‌ای یک­بار و به مدت دوماه پیگیری انجام یافت. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه ویژگیهای فردی و بیماری و تبعیت از درمان بود که قبل و سه ماه پس از مداخله برای دو گروه تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی توسط نرم­افزار SPSS نسخه 20 انجام گرفت.
یافته‌ها: هر دو گروه از نظر بیشتر متغیرهای جمعیت­شناختی با هم همگن بودند (05/0<p). میانگین و انحراف معیار درصد نمرات تبعیت از درمان قبل از مداخله در گروه مداخله و کنترل به ترتیب 91/7±82/70 و20/11±94/67 بود (015/0=p). بعد از مداخله به ترتیب به 13/6±10/75 و 12/10±77/68 تغییر یافت و این تغییر از نظر آماری معنا­دار بود (001/0>p).
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که توانبخشی قلبی پرستار هدایتگر در منزل، بر تبعیت از درمان مؤثر است. پیشنهاد می‌شود که مراقبت­های توانبخشی قلبی به طور مستمر در منزل نیز ادامه یابد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20201006048953N1

 
حسن عسکری، هانیه دهمرده، علی نویدیان، مصطفی پارسا،
دوره 30، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال در خودکارآمدی مسأله‌ای جدی در بیماران دارای استومی است، چرا که فرد با چالش‌هایی همچون حضور در اجتماع و اختلال در فعالیت‌های روزمره مواجه‌ میشود. به­کارگیری روش‌های آموزش غیرحضوری برای بیماران فرصتی جهت بهره‌بری بیشتر آموزه‌ها ایجاد می‌کند. از این­رو، مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر اجرای برنامه آموزشی مبتنی بر تله نرسینگ بر خودکارآمدی بیماران دارای استومی انجام گرفته است.
روش بررسی: در مطالعه نیمه تجربی حاضر 80 بیمار دارای استومی شهر زاهدان در سال 1402 بهروش در دسترس انتخاب و به­صورت تصادفی در دو گروه 40 نفری مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله، نرمافزار در اختیار بیماران قرار گرفت. قبل از اجرای مداخله، همچنین 1و3 ماه پس از آن خودکارآمدی با استفاده از پرسشنامه «خودکارآمدی بیماران استومی» اندازه­گیری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون‌ آماری کایاسکوئر و آنالیز واریانس دوطرفه با اندازه­گیری­های مکرر در نرم­افزار SPSS نسخه 26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار سن در گروه مداخله 98/12±84/42 سال و در گروه کنترل 89/11±26/46 سال بود (320/0=p) میانگین و انحراف معیار نمره کل «خودکارآمدی» بیماران در گروه مداخله قبل، یک ماه و سه ماه بعد از اجرای برنامه به ترتیب 05/8±75/69، 57/7±28/77 و 43/6±72/92 بود که حاکی از تأثیر اجرای آموزش مبتنی بر تله نرسینگ است (001/0>p).
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشاندهنده‌ تأثیر برنامه آموزشی تله نرسینگ بر ارتقای سطح خودکارآمدی در بیماران دارای استومی است. از این­رو، اجرای چنین برنامه‌هایی جهت کمک به این گروه از این بیماران توصیه می‌شود.

 
خدایار عشوندی، آرمین محمدی‌پارسا، زهرا خلیلی، لیلی تاپاک، مسعود غیاثیان،
دوره 30، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: افت فشارخون از عوارض شایع پلاسمافرزیس است. بالابردن پاها و استفاده از جوراب الاستیک از جمله اقدامات پرستاری در پیشگیری از کاهش فشارخون است. هدف از این مطالعه، مقایسه تأثیر جوراب الاستیک و بالا بردن اندام تحتانی بر پیشگیری از کاهش فشارخون ناشی از انجام پلاسمافرز بوده است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی متقاطع تصادفی در مورد 35 بیمار تحت پلاسمافرز در بیمارستان­ بهشتی شهر همدان در سال 1400-1399 انجام گرفت. بیماران به صورت در دسترس انتخاب و سپس با استفاده از بلوک­های جایگشتی تصادفی در طی 4 جلسه به چهار روش جوراب الاستیک (A)، بالا بردن اندام تحتانی (B)، جوراب الاستیک به همراه بالا بردن اندام تحتانی (C) و کنترل (D) تخصیص یافتند. در زمان­های قبل، حین (به فاصله هر نیم ساعت) و نیم ساعت پس از پایان پلاسمافرز، فشارخون کنترل شد. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از SPSS نسخه 24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه­گیری­های مکرر در سطح معناداری 05/0 انجام یافت.
یافته‌ها: در حین پلاسمافرز، در هر 4 روش­، فشارخون سیستولیک بیماران در طی زمان روند کاهشی داشت (001/0>p). فشارخون بیماران در روش­های مداخله A، B و C بالاتر از روش کنترل بود (001/0>p). در بین روش­های مداخله، فشارخون در روش C بالاتر از روش­های A و B، و روش B بالاتر از روش A بود (001/0>p).
نتیجه‌گیری: استفاده از جوراب الاستیک به همراه بالا بردن اندام تحتانی جهت جلوگیری از افت فشارخون مؤثرتر است. بنابراین، به عنوان روشی آسان و کم هزینه برای جلوگیری از افت فشارخون به بیماران تحت پلاسمافرز و پرستاران توصیه می­شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20191020045166N1

 

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb