سیمین کوکبیاصل، علی نویدیان، نسرین رضائی، میلاد امیری، مهناز قلجه،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب و نارسایی شناختی در بین دانشجویان علوم پزشکی دو اختلال با شیوع بالا هستند که میتوانند پیشرفت تحصیلی دانشجویان را تحت تأثیر قرار دهند. انجام مداخلاتی که توسط خود فرد قابلیت اجرا دارد، میتواند کمککننده باشد. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر تصویرسازی ذهنی بر اضطراب و نارسایی شناختی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی تعداد 100 دانشجو به شیوه در دسترس انتخاب، سپس به روش تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. از فرم اطلاعات فردی، پرسشنامه اضطراب Beck و نارسایی شناختی Broadbent جهت جمعآوری اطلاعات استفاده شد. جهت گروه مداخله ابتدا یک جلسه حضوری با هدف آشناسازی نحوه اجرای مداخله تصویرسازی ذهنی برگزار، سپس 8 جلسه آموزش تصویرسازی به صورت فایل صوتی در واتساپ ارسال شد. دو هفته بعد مجدداً پرسشنامه اضطراب و نارسایی شناختی تکمیل شد. در گروه کنترل هیچ مداخلهای انجام نگرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS نسخه 21 انجام گرفت.
یافتهها: نارسایی شناختی و اضطراب دانشجویان در گروه مداخله کاهش آماری معنادار داشت (05/0p<)، اما در گروه کنترل این کاهش معنادار نبود (05/0p>). نتیجه تحلیل کوواریانس به منظور کنترل اثر معناداری نمرات پیشآزمون نشان داد که میانگین نمره نارسایی شناختی و اضطراب دانشجویان دو گروه پس از مداخله تفاوت آماری معناداری داشته است (001/0>p).
نتیجهگیری: آموزش تصویرسازی ذهنی بر کاهش اضطراب و نارسایی شناختی دانشجویان تأثیر دارد. لذا مسؤولان آموزشی میتوانند با بهرهگیری از این روش در راستای کاهش اضطراب و بهبود نارسایی شناختی و به دنبال آن ارتقای عملکرد تحصیلی دانشجویان تلاش نمایند.
عارفه داودی، اکرم قهرمانیان، حسن رضازاده، فرانک جبازراده تبریزی،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: در حال حاضر، برنامههای آموزش بالینی در پرستاری با کیفیت متوسط ارایه میشود و دانشجویان علیرغم داشتن پایه نظری مناسب از مهارتهای شناختی لازم برخوردار نیستند. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر برنامه آموزش تلفیقی بهروش مطالعه موردی و فرایند پرستاری بر تصمیمگیری بالینی دانشجویان پرستاری انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه یک تحقیق کمی با طرح نیمه تجربی از نوع قبل و بعد در دانشجویان سال آخر پرستاری در سال 1398 در دانشکده پرستاری مامایی تبریز انجام گرفت، روش نمونهگیری تمام شماری و حجم نمونه 106 نفر بود. در گروه مداخله، روش آموزش تلفیقی به روش مطالعه موردی و فرایند پرستاری به کار گرفته شد، در گروه کنترل آموزش متداول بخش طبق لاگ بوک انجام گرفت. دادهها در دو گروه، قبل و بعد از مداخله با استفاده از مقیاس تصمیمگیری بالینی Jenkins جمعآوری و در نرمافزار آماری SPSS نسخه 16 با استفاده از آزمونهای تیمستقل، تیزوجی و آنالیز کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شد.
یافتهها: مقایسه درون گروهی با آزمون تیزوجی در گروه کنترل، اختلاف معناداری را در نمره کل تصمیمگیری بالینی نشان نداد، اما در گروه مداخله این اختلاف معنادار بود. مقایسه نمرات تصمیمگیری بالینی و ابعاد آن، بین دو گروه نشان داد که نمرات کل تصمیمگیری بالینی و ابعاد چهارگانه آن بعد از مداخله به طور معناداری افزایش یافته است (001/0>p). آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد با ثابت نگه داشتن تأثیر میانگین نمرات متغیرهای معدل و پیشآزمون تصمیمگیری بالینی به عنوان متغیرهای مخدوشگر، هنوز تفاوت نمرات تصمیمگیری بالینی بین دو گروه پس از مداخله معنادار است (004/0=p) و مقدار اثر آن برابر 08/0 میباشد.
نتیجهگیری: روش آموزش تلفیقی بر تصمیمگیری بالینی دانشجویان تأثیر مثبت دارد. لذا اعضای هیأت علمی پرستاری با استفاده از این روش در آموزش کارآموزی در عرصه میتوانند مهارتهای شناختی دانشجویان را افزایش دهند.
ملیحه ایزانلو، عباس شمسعلینیا، سپیده محمدی، شهربانو کیهانیان،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات نشان داده است که افشای هیجانی باعث افزایش سلامت روان، بهبود سیستم ایمنی و کاهش مشکلات جسمی میشود. هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر افشای هیجانی نوشتاری بر رفتارهای بهداشتی و احساس تنهایی در مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به سرطان بوده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع تجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل است. تعداد 70 نفر از مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به سرطان مراجعهکننده به بخش سرپایی و بستری انکولوژی مرکز آموزشی درمانی امام سجاد (ع) رامسر و مطب متخصص انکولوژی تنکابن در سال 1402 که در مقیاس احساس تنهایی یوکلا (نسخه سوم) نمره بالا و در مقیاس رفتارهای بهداشتی مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به سرطان نمره پایینی کسب کرده بودند، به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. گروه مداخله به مدت چهار روز و هر بار به مدت 15 تا 20 دقیقه درباره عمیقترین و حادترین احساسات خود به نوشتن پرداختند و گروه کنترل مداخلهای دریافت نکردند. پس از اتمام جلسات، پسآزمون در مورد دو گروه اجرا شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 26 و با استفاده آزمونهای آماری مجذور کای، t مستقل و t زوجی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: قبل از مداخله بین میانگین نمره رفتارهای بهداشتی و مؤلفههای آن در مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به سرطان در گروه مداخله و کنترل تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<p). اما بعد از مداخله، میانگین نمره رفتارهای بهداشتی و مؤلفههای آن در گروه مداخله به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود (001/0>p). همچنین میانگین نمره احساس تنهایی در گروه مداخله نسبت به قبل از مداخله کاهش معناداری داشت (001/0>p).
نتیجهگیری: افشای هیجانی نوشتاری در احساس تنهایی و رفتارهای بهداشتی مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به سرطان اثر مثبت و معناداری دارد. بنابراین، با توجه به سهولت آمـوزش روش نوشتن و انجام آن بدون مراجعه حضوری و دخالت کمتر درمانگر در روند درمان، میتوان از این روش بهره برد.
مهرنوش الهینیا، زینب علیمرادی، حسین مژدهیپناه، نسیم بهرامی،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مولتیپلاسکلروزیس، بیماری شایع خودایمنی اعصاب مرکزی است که بر زندگی جنسی مبتلایان مؤثر است. مطالعه با هدف مقایسه تأثیر مشاوره بر مبنای مدل BETTER و خودتنظیمی لونتال در عملکرد و رضایت جنسی زنان مبتلا به اماس انجام گرفته است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی شاهددار تصادفی شده سه گروهی از فروردین تا شهریور 1402 در کلینیک مغز و اعصاب بیمارستان بوعلی شهر قزوین انجام گرفت. مشارکتکنندگان 100 زن بودند که به روش در دسترس انتخاب و با تخصیص تصادفی با بلوکبندی متعادل با سایز بلوکهای ششتایی در گروههای مطالعه تخصیص یافتند. سه جلسه مشاوره هفتگی برای گروههای مداخله برگزار شد. گروه کنترل پس از اتمام مطالعه، محتوای آموزش جنسی دریافت کرد. پرسشنامههای جمعیتشناختی و بالینی، مقیاس رضایت جنسی زنان، فرم کوتاه شده عملکرد جنسی، قبل از مداخله، یک و سه ماه پس از مداخله تکمیل شدند. دادهها با آزمون آنالیز واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای مکرر در نرمافزار SPSS نسخه 26 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: تفاوت معناداری در توزیع متغیرهای جمعیتشناختی و بالینی در گروهها دیده نشد (05/0<p). براساس نتایج، اثر زمان، گروه و برهمکنش زمان و گروه در تغییر رضایت و عملکرد جنسی معنادار بود (05/0>p). مداخلات BETTER و لونتال در مقایسه با گروه کنترل به طور معناداری باعث افزایش میانگین نمرات رضایت و عملکرد جنسی در گروههای کنترل شد (05/0>p)، اما تفاوت معناداری بین مداخله BETTER و لونتال در افزایش نمرات رضایت و عملکرد جنسی زنان مبتلا به اماس نبود (05/0<p).
نتیجهگیری: مشاوره مبتنی بر مدل BETTER و خودتنظیمی لونتال، روشهایی مناسب برای افزایش رضایت و عملکرد جنسی زنان مبتلا به اماس هستند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20221120056555N1
فاطمه نوجوان، فاطمه تویسرکانی، زهره خلجینیا، حمید ترابیان، محمد آقاعلی،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: خستگی شغلی موجب کاهش کیفیت زندگی کارکنان درمانی میشود. آبزن پا به عنوان روشی ساده برای پیشگیری و درمان در منابع طب سنتی پیشنهاد شده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر آبزن گرم پا بر خستگی شغلی و کیفیت زندگی پرستاران بخشهای مراقبت ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی تصادفی شده انجام گرفت، نمونه پژوهش ۵۰ نفر از پرستاران بخشهای مراقبتهای ویژه بیمارستان شهید بهشتی قم در سال 1402 بودند که به روش در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله به مدت دو هفته، هر شب پاها را تا زیر زانو در ظرف بزرگ، حاوی آب گرم به مدت ۱۵ دقیقه قرار میدادند، گروه کنترل مداخلهای دریافت نکردند. پرسشنامه خستگی شغلی سوئدی و پرسشنامه کیفیت زندگی قبل و بعد از مداخله توسط شرکتکنندگان تکمیل شد. تحلیل دادهها با آزمونهای کایاسکوئر و تیتست در نرمافزار SPSS نسخه 22 انجام یافت.
یافتهها: نمره کل پرسشنامه خستگی شغلی و زیرمقیاس ناراحتی جسمانی در گروه مداخله به صورت معناداری بیشتر از گروه کنترل کاهش پیدا کرد (به ترتیب 014/0=p، 012/0=p) و در سایر زیرمقیاسها، اختلاف معناداری در تغییر نمرات مشاهده نشد. در خصوص تغییرات نمره پرسشنامه کیفیت زندگی و زیرمقیاسهای آن، اختلاف معناداری بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد آبزن گرم پا بر سطح خستگی شغلی پرستاران شاغل در بخشهای مراقبت ویژه مؤثر است. بنابراین، استفاده از آبزن گرم پا به عنوان راهکاری ارزان، آسان، زودبازده جهت رفع خستگی پرستاران توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20220109053677N1
علی علیباخدا، مهناز ایلخانی، راضیه غفوری، ملیحه نصیری،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی استومی گوارشی موجب دگرگونی در عملکرد طبیعی گوارشی بیماران میشود. فقدان دانش و مهارت کافی در بیماران درباره مراقبت از استومی میتواند باعث ایجاد عوارض جسمی، روانی و اجتماعی شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر برنامه آموزش پیش از جراحی بر خودکارآمدی استومی بیماران تحت جراحی استومی گوارشی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، بیماران در فهرست جراحی تعبیه کولوستومی یا ایلئوستومی مراجعهکننده به بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سالهای 1401-1402 با تخصیص تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. تعداد 41 بیمار در گروه مداخله و 44 بیمار در گروه کنترل قرار گرفتند. گروه کنترل صرفاً آموزش معمول پیش از ترخیص و گروه مداخله، برنامه آموزش پیش از جراحی نیز دریافت کردند. پرسشنامه اصلاح شده خودکارآمدی استومی قبل از مداخله و یک ماه بعد از جراحی توسط بیماران تکمیل شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS نسخه 20 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: یک ماه بعد از جراحی، نمره خودکارآمدی استومی در گروه مداخله به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود (001/0p<). یک ماه بعد از جراحی، نمره خودکارآمدی استومی در گروه مداخله در مقایسه با قبل از مداخله به طور معناداری بیشتر بود (001/0>p). مدت بستری بعد از جراحی در گروه مداخله به طور معناداری کمتر از گروه کنترل بود (007/0=p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد آموزش پیش از جراحی منجر به افزایش خودکارآمدی استومی و کاهش مدت بستری شده است. لذا توصیه میشود آموزش پیش از جراحی مراقبت از استومی جهت بیماران تحت جراحی استومی اجرا شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20220731055588N1
سرور طرفی، ناهید حسین عباسی،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: صمیمیت، رضایت زناشویی و برخورداری از سلامت روانشناختی، از عوامل ضروری برای داشتن ارتباطات مؤثر زناشویی و خانوادگی هستند. هدف از مطالعه حاضر، تعیین اثربخشی زوج درمانی گاتمن بر صمیمیت زناشویی، رضایت از زندگی و بهزیستی روانشناختی زوجهای شاغل بود.
روش بررسی: این پژوهش از نوع نیمهتجربی با گروه شاهد و دوره پیگیری بود و برروی ۴۰ زوج شاغل شهر اهواز در سال ۱۴۰۲ انجام شد. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه مداخله (۲۰ زوج) و شاهد (۲۰ زوج) قرار گرفتند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامه صمیمیت زناشویی باگاروزی، پرسشنامه رضایت از زندگی دینر و همکاران و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف بود. پس از اجرای پیشآزمون، شیوهنامه زوجدرمانی گاتمن در قالب ۱۴ جلسه ۶۰ دقیقهای، دو تا سه بار در هفته برای گروه مداخله اجرا شد و گروه شاهد هیچ مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و از طریق نرمافزار SPSS نسخه ۲۵ تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین و انحراف معیار نمرههای گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد، در متغیرهای صمیمیت زناشویی (از 13/04±128/45 به 30/55±178/90)، رضایت از زندگی (از 2/70±13/60 به 1/77±17/5) و بهزیستی روانشناختی (از 6/12±55/85 به 7/83±64/95) افزایش معناداری داشته است (001/0p<).
نتیجهگیری: زوجدرمانی گاتمن موجب ارتقای صمیمیت زناشویی، رضایت از زندگی و بهزیستی روانشناختی زوجهای شاغل شهر اهواز میشود. بنابراین، این مداخله میتواند بهعنوان روشی مؤثر در غنیسازی روابط زناشویی مورد استفاده قرار گیرد.
مهرناز میری، مهناز قلجه، فرنوش خجسته، بنیامین سعادتیفر،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری پرفشاری خون یک بیماری شایع و بدون علامت است. آموزش به بیمار میتواند به کنترل فشارخون و پیشگیری از عوارض آن کمک کند. هدف از این مطالعه، مقایسه تأثیر روش آموزش مبتنی بر سلامت همراه و آموزش چهرهبهچهره بر تبعیت از درمان در بیماران مبتلا به پرفشاری خون میباشد.
روش بررسی: این مطالعه نیمهتجربی برروی ۱۱۰ بیمار مبتلا به پرفشاری خون مراجعهکننده به بیمارستانهای آموزشی زاهدان انجام شد. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. برای جمعآوری دادهها از فرم اطلاعات فردی و پرسشنامه تبعیت از درمان بیماران مبتلا به پرفشاری خون استفاده شد. در گروه آموزش سلامت همراه، بیماران از طریق برنامه ایتا محتوای آموزشی را دریافت کردند و شش هفته پس از ارسال آخرین پیام، پرسشنامه تبعیت از درمان مجدداً تکمیل شد. در گروه آموزش چهرهبهچهره، مداخله آموزشی در مدت سه هفته و هر هفته در یک جلسه اجرا شد و شش هفته بعد، پرسشنامه تبعیت از درمان مجدداً تکمیل گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ و آزمونهای آماری تیمستقل، تیزوجی، کایدو، تست دقیق فیشر و آنالیز کوواریانس در سطح معناداری کمتر از ۰۵/۰ تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد که میانگین نمره تبعیت از درمان و ابعاد آن، بهجز بعد تبعیت از رژیم غذایی، در دو گروه آموزش سلامت همراه و چهرهبهچهره پیش از مداخله تفاوت معناداری نداشت، اما پس از مداخله تفاوت آماری معناداری مشاهده شد (001/0=p).
نتیجهگیری: هر دو روش آموزش سلامت همراه و چهرهبهچهره بر تبعیت از درمان بیماران مبتلا به پرفشاری خون تأثیرگذار بودند، اما آموزش مبتنی بر سلامت همراه این امکان را برای بیمار فراهم میکند که در هر زمان و مکان به اطلاعات آموزشی دسترسی داشته و از آن بهرهمند شود.
فائقه شیرانی، مصطفی روشنزاده، سمیه محمدی، زهرا طهماسبی،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاران برای ارایه عملکردی باکیفیت، نیازمند برخورداری از دانش حرفهای بهروز هستند. از آنجا که دانش در سازمانهای بهداشتی نیازمند مدیریت مؤثر است، شناسایی سطح و ارتباط بین مدیریت دانش و عملکرد پرستاری میتواند در کاهش فاصله میان دانش و عمل نقش مهمی ایفا کند. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین عوامل مدیریت دانش و عملکرد پرستاری در پرستاران بیمارستان ولیعصر (عج) بروجن انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود که در سال ۱۴۰۲ در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام گرفت. تعداد ۲۰۰ پرستار شاغل در بیمارستان ولیعصر (عج) بروجن به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش Choi و پرسشنامه عملکرد پرستاری Ko بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۱۶ و آزمونهای تیمستقل، تحلیل واریانس یکطرفه و رگرسیون خطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره عوامل مدیریت دانش در پرستاران 8/15±55/98 و میانگین و انحراف معیار نمره عملکرد پرستاری 7/25±74/105 بود. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین عوامل مدیریت دانش و عملکرد پرستاری، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد (72/0=r ، 001/0p<). همچنین مقدار ضریب تعیین (518/0=R2) بیانگر آن بود که حدود ۵۲ درصد از تغییرات عملکرد پرستاری توسط عوامل مدیریت دانش قابل پیشبینی است (05/0p<).
نتیجهگیری: آموزش فرایند مدیریت دانش و تمرکز بر ابعادی نظیر توسعه فرهنگ اشتراکگذاری دانش، ارتقای نظام مدیریت پرستاری با رویکرد بهبود فرایندها و توجه به مدیریت روندهای خلاقانه در میان پرستاران میتواند از طریق ارتقای سطح مدیریت دانش، موجب بهبود عملکرد پرستاری گردد.
مهدی محمودزاده، ثنا خلیلزاده ضیاء، محمد علی محمدی، بهروز دادخواه،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: فرآیند پرستاری چارچوبی ساختارمند و مؤثر برای ارایه مراقبتهای جامع و بیمارمحور است. از سوی دیگر، فرهنگ ایمنی بیمار بهعنوان یکی از عناصر بنیادین در نظام سلامت، نقش مهمی در ارتقای کیفیت و ایمنی مراقبتها ایفا میکند. بر همین اساس، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی ارتباط بین صلاحیت اجرای فرآیند پرستاری و ادراک پرستاران از فرهنگ ایمنی بیمار انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- همبستگی برروی 266 پرستار بالینی شاغل در مراکز آموزشی درمانی شهر اردبیل در سال 1402 و با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انجام گرفت. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه صلاحیت فرآیند پرستاریو پرسشنامه فرهنگ ایمنی بیماربود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 26 و با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد 177 نفر (5/66 درصد) از پرستاران زن و 164 نفر (7/61 درصد) متأهل بودند. اغلب پرستاران، صلاحیت اجرای فرآیند پرستاری را در سطح خوب (175 نفر، 8/65 درصد) و فرهنگ ایمنی بیمار را در سطح متوسط (264 نفر، 3/99 درصد) گزارش کردند. همچنین بین وضعیت تأهل و نوع استخدام پرستاران با صلاحیت فرآیند پرستاری و فرهنگ ایمنی بیمار ارتباط آماری معناداری مشاهده شد (05/0p<). نتایج آزمون همبستگی نیز وجود رابطهای معنادار بین صلاحیت اجرای فرآیند پرستاری و فرهنگ ایمنی بیمار را نشان داد (315/0=r، 001/0p<).
نتیجهگیری: یافتهها بر نقش کلیدی صلاحیت بالینی پرستاران در ایجاد و تقویت نگرش ایمنیمحور تأکید دارند. همچنین اهمیت توجه به ویژگیهای فردی و شغلی پرستاران را در طراحی و اجرای مداخلات آموزشی و مدیریتی برجسته میسازند. بر این اساس، پیشنهاد میشود سیاستگذاران با تدوین برنامههای جامع برای ارتقای صلاحیت اجرای فرآیند پرستاری و بهبود فرهنگ ایمنی بیمار، در جهت افزایش کیفیت و ایمنی مراقبتها اقدام کنند.
فائزه نقیها، نرگس صادقی، اعظم علوی،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کتواسیدوز دیابتی یکی از عوارض تهدیدکننده حیات ناشی از دیابت شیرین است. بررسی روشهای مراقبتی مؤثر در کودکان مبتلا به این عارضه، اهمیت ویژهای دارد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر ماساژ بازتابی کف پا بر الگوی تنفسی کودکان بستری با کتواسیدوز دیابتی بود.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی دو گروهی قبل و بعد بود که در سال ۱۴۰۲ در بیمارستان تخصصی امام حسین (ع) اصفهان انجام شد. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمون و کنترل تخصیص یافتند. مداخله ماساژ بازتابی از بدو ورود کودک تا زمان بهبود کتواسیدوز دیابتی، هر دو ساعت یک بار و هر بار به مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه در هر پا انجام شد. دادهها با استفاده از آزمون آنالیز کوواریانس و آنالیز واریانس دوطرفه با اندازههای تکراری و با سطح خطای 5% در نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شد.
یافتهها: با کنترل اثر مقادیر قندخون، PH و بیکربنات، میانگین زمان بهبودی از کتواسیدوز دیابتی در گروه آزمون بهطور معناداری کمتر از گروه کنترل بود (001/0>p). پس از مداخله، میانگین PH و بیکربنات سدیم خون در هر دو گروه افزایش معنادار داشت (001/0>p). همچنین میانگین بیکربنات سدیم خون در گروه آزمون نسبت به گروه کنترل، پس از مداخله بهطور معناداری بیشتر بود (009/0>p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد، طول مدت ابتلا به کتواسیدوز دیابتی در کودکان گروه آزمون، حتی پس از کنترل اثر مقادیر قندخون، PH و بیکربنات، کمتر از گروه کنترل بود. بنابراین، استفاده از ماساژ بازتابی کف پا در کنار مراقبتهای معمول، میتواند به بهبود وضعیت بیماران و کاهش زمان بهبود کتواسیدوز دیابتی کمک کند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20130812014333N202
علیرضا مومنی، عبدالعلی شریعتی، شهرام مولوینژاد، سعید قنبری،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
رزمینه و هدف: شایعترین مشکلات در بیماران تحت همودیالیز، اختلالات خواب و خستگی میباشد که کیفیت زندگی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. طب فشاری گوش به عنوان یک روش غیردارویی میتواند در کنترل این مشکلات مؤثر باشد. هدف مطالعه حاضر تعیین تأثیر طب فشاری گوش بر اختلالات خواب و شدت خستگی در بیماران تحت همودیالیز میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور، 40 بیمار مراجعهکننده به مراکز همودیالیز بیمارستانهای گلستان و امامخمینی(ره) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در سال 1400، به صورت تخصیص تصادفی در گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمون در نقاط حقیقی و گروه کنترل در نقاط کاذب طی دو هفته طب فشاری گوش را دریافت کردند. از مقیاس کیفیت خواب Pittsburgh و مقیاس عددی جهت سنجش شدت خستگی استفاده شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 17 با آزمونهای آماری توصیفی و تحلیلی آنالیز شدند.
یافتهها: در گروه آزمون، میانگین و انحراف معیار نمره کیفیت خواب و شدت خستگی در قبل از مداخله به ترتیب، 51/1±75/11 و 43/1±20/6 بود که این مقدار در بعد از مداخله به ترتیب به 04/1±60/8 و 21/1±00/5 کاهش آماری معنادار پیدا کردند (001/0>p).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که طب فشاری گوش بر افزایش کیفیت خواب و کاهش شدت خستگی مؤثر میباشد، لذا به عنوان یک روش آسان، ایمن و ارزان میتواند در کنار مراقبتهای معمول بیماران همودیالیز برای کاهش خستگی و اختلالات خواب بهکار گرفته شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20201021049102N1
بنفشه قربانی، پیرحسین کولیوند، ماجد دهقانی، فاطمه بهرامنژاد،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
جنگ اخیر میان ایران و اسرائیل نمونهای از جنگهای ترکیبی مدرن است که تلفیقی از تهدیدهای سنتی و نوین شامل حملات سایبری، جنگ روانی، اطلاعاتی و زیستی را به نمایش گذاشت. نظام سلامت به عنوان یکی از اهداف کلیدی در این نوع درگیریها، از بعد انسانی و سایبری به شدت آسیبپذیر است و هرگونه اختلال در زیرساختها یا سامانههای دیجیتال آن میتواند پیامدهای جدی انسانی، اجتماعی و اقتصادی داشته باشد. تجربه کشورهایی مانند اوکراین، و کره جنوبی نشان میدهد که تقویت تابآوری سایبری، انسانی و مدیریتی نظام سلامت، شامل ایجاد مراکز پشتیبان، آموزشهای چندمهارتی، امنیت سایبری پیشرفته، و طراحی پروتکلهای واکنش سریع، نقش حیاتی در تضمین استمرار خدمات درمانی و کاهش آسیبها دارد. بنابراین، تدوین سیاستها و برنامههای ملی برای ارتقای تابآوری نظام سلامت در برابر تهدیدات ترکیبی، ضروری است و آمادگی امروز، ضامن تداوم سلامت فردا خواهد بود.
فروغ انصارینیک، معصومه مهدوی فر، سعید حسینی تشنیزی، عارف فقیه،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: آسم یکی از بیماری¬های رایج تنفسی است و ارتقای رفتارهای سلامتی، یک راهبرد مهم و پیشگیرانه در این بیماری است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر آموزش خودمراقبتی به روش برگشتی بر رفتارهای ارتقادهنده سلامت بیماران مبتلا به آسم انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو گروهی با طرح پیش¬آزمون-پس-آزمون است که در مورد 100 نفر از بیماران مبتلا به آسم مراجعهکننده به کلینیک شهید مفتح شهر یاسوج در سال 1402 انجام یافته است. نمونه¬ها با استفاده از ¬روش نمونه¬گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. برای بیماران گروه مداخله سه جلسه آموزشی، هر هفته یک جلسه به مدت 60 تا90 دقیقه به صورت انفرادی، به روش برگشتی انجام گرفت، در حالی که گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار گردآوری داده¬ها شامل پرسشنامه اطلاعات فردی و بیماری و پرسشنامه سبک زندگی ارتقادهنده سلامت بود. تحلیل داده¬ها با روش¬های آماری توصیفی و استنباطی در نرم¬افزار SPSS نسخه 26 انجام گرفت.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمرات رفتارهای سلامتی قبل از مداخله در گروه آزمون 05/16±52/124 و در گروه کنترل 61/16±82/121 بود که تفاوت آماری معناداری نداشتند (411/0=p)، در حالی که بعد از مداخله در گروه آزمون به 57/10±60/135 و در گروه کنترل به 92/8±26/123 رسید که تفاوت بین آن¬ها معناداری بود (001/0>p) و در گروه آزمون افزایش چشم¬گیری داشت.
نتیجهگیری: آموزش خودمراقبتی به شیوه برگشتی، به عنوان یک روش آموزشی ساده، کاربردی و کم هزینه برای افراد مبتلا به آسم، جهت ارتقای رفتارهای سلامتی توصیه می¬شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20230529058325N1
فاطمه دهقانی، زهره خاوری، بهاره فلاح، زهرا رضائی هفتادری، معصومه برخورداری شریفآباد،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با افزایش افراد مسن و میزان بقا، توجه به مهارت و دانش مراقبت تسکینی دانشجویان پرستاری ضرورت دارد. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش مراقبت تسکینی بر میزان دانش، نگرش و خودکارآمدی درک شده دانشجویان پرستاری انجام گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش شبه تجربی از نوع پیشآزمون-پسآزمون بدون گروه کنترل در سال 1401 با مشارکت 32 دانشجوی کارورز پرستاری دانشکده پرستاری میبد/یزد انجام گرفت. دانش، نگرش و خودکارآمدی درک شده دانشجویان، قبل و بعد از مداخله، با استفاده از پرسشنامه مورد سنجش قرار گرفت. خودکارآمدی درک شده، یک ماه پس از مداخله نیز بررسی شد. مداخله شامل برگزاری 6 جلسه چهار ساعته برنامه آموزش مراقبت تسکینی بود. تحلیل دادهها با استفاده از SPSS نسخه 21 و روشهای آماری توصیفی و استنباطی (تیزوجی و آنالیز واریانس با اندازهگیریهای مکرر) انجام یافت.
یافتهها: میانگین نمره دانش، نگرش و خودکارآمدی مراقبت تسکینی، قبل از مداخله به ترتیب 76/3±90/26، 42/9±87/81 و 10/8±50/28 بود. بلافاصله بعد از مداخله، میانگین نمره دانش (84/2±40/33) نگرش (29/10±68/84) و خودکارآمدی (72/5±75/29) افزایش یافت. یک ماه بعد از مداخله، میانگین نمره خودکارآمدی به 52/6±37/32 رسید. نتایج نشان داد که تنها افزایش میانگین نمره دانش، قبل و بعد از مداخله، از نظر آماری معنادار بوده است (001/0>p).
نتیجهگیری: براساس نتایج، آموزش مراقبت تسکینی در ارتقای سطح دانش دانشجویان پرستاری تأثیر دارد. در نتیجه تدارک برنامههای آموزشی در این زمینه در طول دوران تحصیل، میتواند کمککننده باشد.
عاطفه استبرقی، تابنده صادقی، سیدحمید سیدباقری، ریحانه حسنشاهی،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: جهت کنترل درد و بهبود شاخصهای فیزیولوژیک در بیماران کووید-19 از روشهای مختلف دارویی و غیردارویی استفاده میشود. رفلکسولوژی یکی از روشهای مکمل غیردارویی است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر رفلکسولوژی پا بر درد و شاخصهای فیزیولوژیک بیماران مبتلا به کووید-19 انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمهتجربی در مورد 70 بیمار مبتلا به کووید-19 بستری در بیمارستان علی ابن ابیطالب(ع) رفسنجان در سال 1401 انجام یافت. شرکتکنندگان به روش تصادفی پرتاب سکه در گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله، رفلکسولوژی پا در نقاط مربوط به ریه به صورت روزانه 10 دقیقه و برای 5 روز متوالی انجام یافت. گروه کنترل ماساژ ساده پا بدون فشار بر نقاط مربوط به ریه دریافت کرد. قبل از مداخله و بعد از اتمام دوره مداخله نمره درد و شاخصهای فیزیولوژیکی (اشباع اکسیژن خون شریانی، فشارخون سیستولیک، دیاستولیک، درجه حرارت) و درد بررسی و ثبت شد. دادهها با استفاده از آزمونهای تیمستقل، تیزوجی و کایدو در نرمافزار SPSS نسخه 20 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: بعد از اتمام مداخله در گروه مداخله، میانگین تغییرات نمره درد 31/6، فشارخون دیاستولیک 82/7 و اشباع اکسیژن خون شریانی 02/9 بود و بین دو گروه مداخله و کنترل اختلاف آماری معناداری وجود داشت (05/0>p)، اما فشارخون سیستولیک و درجه حرارت بین دو گروه تفاوت معناداری نشان نداد (05/0<p).
نتیجهگیری: رفلکسولوژی پا توانست درد و برخی از شاخصهای فیزیولوژیک بیماران مبتلا به کووید-19 را بهبود دهد. از این رو این مداخله غیرتهاجمی برای این بیماران توصیه میشود.
آویشن غلامیان، سمیه قیصری، زینت محبی،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: داشتن شایستگی بالینی منجر به بهبود کیفیت مراقبت از بیمار و افزایش رضایت بیمار از پرستاران میشود، تفکر انتقادی یکی عوامل مهمی است که بر شایستگی بالینی پرستاران تأثیرگذاراست. بنابراین، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین تفکر انتقادی و شایستگی بالینی پرستاران شاغل در بخش مراقبتهای ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- همبستگی است که در آن 240 نفر از پرستاران شاغل در بخشهای مراقبت ویژه بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز در سال ۱۴۰۰ به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای مورد پژوهش قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامههای اطلاعات دموگرافیک، تفکر انتقادی کالیفرنیا فرم ب و شایستگی بالینی پرستاران استفاده شد. تحلیل دادهها در نرمافزار SPPS نسخه 2۳ با استفاده از آزمونهای توصیفی و ضریب همبستگی Spearman انجام یافت.
یافتهها: میانگین نمره کل شایستگی بالینی پرستاران 53/143 با انحراف معیار 62/26 بود که براساس نمرهدهی ابزار، شایستگی بالینی پرستاران در حد متوسط تلقی میشود. نمره کل تفکر انتقادی پرستاران 51/۱۷ با انحراف معیار 41/13 بود که بیانگر تفکر انتقادی نسبتاً بالایی در پرستاران شرکتکننده در مطالعه است. بین نمره کل شایستگی بالینی و تفکر انتقادی، همبستگی مثبت و معنادار مشاهده شد (147/0=r، 023/0=p).
نتیجهگیری: با توجه نتایج بهدست آمده، پرستاران با توانایی تفکر انتقادی بهتر، شایستگی بالینی بهتری نیز دارند. بر این اساس، ادغام راهبردهای تقویت تفکر انتقادی در برنامههای آموزشی پرستاری میتواند شایستگی بالینی دانشجویان را ارتقا داده و آنان را برای قضاوت و تصمیمگیری بالینی مؤثر در موقعیتهای پیچیده مراقبتی آماده سازد.
زهرهسادات میرمقتدایی، مرتضی حیدری، سیده زهرا سیده زهرا نهاردانی، اکرم حیدری،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با توسعه رویکرد کلنگر به سلامت، بهرهگیری از ظرفیتهای معنوی برای پاسخگویی به نیازهای بیماران اهمیت یافته و آموزش مراقبت معنوی به دانشجویان پرستاری ضروری بهنظر میرسد. با توجه به خلأ محسوس محتوای آموزشی در این زمینه در نظام آموزش علوم پزشکی ایران، در این مطالعه، بسته آموزشی مراقبت معنوی ویژه دانشجویان پرستاری تدوین و تأثیر آن بر نمره مراقبت معنوی دانشجویان بررسی شد.
روش بررسی: این پژوهش بر مبنای الگوی Rothwell در سال ۱۴۰۱ و با حضور ۶۰ دانشجوی سال آخر پرستاری دانشگاههای علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران انجام یافت. جامعه آماری مطالعه متناسب با تعداد دانشجویان سال آخر پرستاری هر دانشگاه، بهصورت تصادفی ساده انتخاب و وارد مطالعه شدند. بسته آموزشی در قالب فایل متنی در اختیار دانشجویان قرار گرفت تا ضمن مطالعه بسته آموزشی، محتوای آن را در بخشهای کارآموزی مطرح و با مربیان بالینی به بحث و گفتگو بپردازند. نمرات مراقبت معنوی دانشجویان پس از آموزش با پیش از آن سنجیده شد و دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نسخه 26 نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین نمره مراقبت معنوی دانشجویان شرکتکننده از 94/1 به 21/4 افزایش یافت که نشاندهنده تأثیر مثبت معنادار بسته آموزشی بود (05/0>p)، اما متغیرهایی همچون سن، جنس، دانشگاه محل تحصیل و علاقهمندی به رشته تأثیر معناداری بر میزان افزایش نمره نداشت (05/0<p).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشاندهنده اثربخشی بسته آموزشی در افزایش نمره مراقبت معنوی دانشجویان است. بنابراین، توصیه میشود آموزش پرستاران و سایر رشتههای سلامت در زمینه مراقبت معنوی به شیوههای مختلف مورد توجه قرار گیرد.
منصوره کریمی، فاطمه کاملی، محمد رضا منصوریان، حسین عجمزیبد،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت ارتباط میان والدین و نوجوانان میتواند تأثیرات عمیقی بر نگرش نوجوان نسبت به آنها و شکلگیری روابط عاطفی و اجتماعی او داشته باشد. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر آموزش رابطه والد-فرزندی به والدین بر نگرش نوجوانان نسبت به آنها انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمهتجربی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و گروه کنترل در مورد دانشآموزان ۱۶ تا ۱۸ ساله و والدین آنها در سال ۱۴۰۲ انجام گرفت. در این مطالعه ۵۶ نفر از والدین دانشآموزان با روابط والد-فرزندی ضعیف به همراه دانشآموز مربوط در گروه مداخله و کنترل (هر گروه ۲۸ نفر) قرار گرفتند. والدین گروه مداخله آموزشهایی در زمینه بهبود رابطه والد-فرزندی دریافت کردند، گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. پس از ۲۱ روز، ارزیابی کیفیت رابطه والد-فرزندی و نگرش نوجوانان نسبت به والدین انجام یافت. تحلیل دادهها به کمک نرمافزار SPSS نسخه 27 و با استفاده از آزمونهای تیمستقل، تیزوجی، Mann-Whitney، فیشر و کایاسکوئر انجام گرفت.
یافتهها: دو گروه از نظر ویژگیهای دموگرافیک همگن بودند (05/0<p). نتایج نشان داد که پس از مداخله، کیفیت رابطه والد-فرزندی و نگرش نوجوانان به والدین در گروه مداخله نسبت به قبل از مداخله و نسبت به گروه کنترل بهطور معناداری بهبود یافته است (001/0p<).
نتیجهگیری: آموزش مهارتهای ارتباطی والد-فرزندی تأثیر مثبتی بر بهبود روابط والدین و نگرش نوجوانان دارد. این یافتهها بر اهمیت گنجاندن آموزشهای والدگری در برنامههای آموزشی خانواده تأکید میکند.
علی حسینزاده، ابوالفضل رحیمی، ربابه خلیلی، علی طیبی، محمد نیکپوراقدم،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: نارسایی کلیه مرحله آخر، نیازمند برنامهریزی دقیق و مؤثر در فرآیند همودیالیز است تا کیفیت زندگی بیماران بهبود یابد و عوارض مرتبط کاهش یابد. لذا، مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر بهکارگیری محلول دیالیز سرد بر کیفیت خواب و تغییرات میانگین فشارخون حین همودیالیز در بیماران مبتلا به مرحله آخر نارسایی کلیه انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی کورسازی شده، 82 فرد مبتلا به مرحله آخر نارسایی کلیه تحت همودیالیز در بیمارستانهای بقیهالله و میلاد تهران در سال 1402 بهصورت تصادفی در گروه مداخله (41 نفر) و کنترل (41 نفر) اختصاص یافته و ارزیابی شدند. گروه مداخله با محلول همودیالیز سرد (۳۵ درجه سانتیگراد) و گروه کنترل با محلول همودیالیز استاندارد (۳۷ درجه سانتیگراد) به مدت 4 هفته همودیالیز شدند. ابزار جمعآوری دادهها فرم مشخصات جمعیتشناختی و بیماری، پرسشنامه کیفیت خواب ریچاردکمپل (RCSQ) و دستگاه فشارخون سنج جیوهای بود. تجزیه و تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 26 با استفاده از آزمونهای آماری Mann-Whitney، تیمستقل، کایاسکوئر و تیزوجی انجام گرفت.
یافتهها: میانگین نمره کیفیت خواب در گروه همودیالیز سرد (۳۵ درجه) پس از دیالیز بهطور معناداری بالاتر از گروه استاندارد (۳۷ درجه) بود (004/0=p). قبل از دیالیز تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد ( 759/0=p). میانگین نمره فشارخون سیستولیک و دیاستولیک قبل از دیالیز تفاوت معناداری بین دو گروه وجود نداشت. اما پس از دیالیز، کاهش فشارخون (سیستولیک و دیاستولیک) در گروه همودیالیز سرد بهطور معناداری کمتر از گروه استاندارد بود (001/0>p).
نتیجهگیری: نتایج این کارآزمایی بالینی نشان داد که استفاده از محلول دیالیز سرد در حین همودیالیز، به طور معنادار کیفیت خواب بیماران مبتلا به مرحله آخر نارسایی کلیه را بهبود بخشیده و تغییرات فشارخون حین درمان را کاهش داده است. این یافتهها میتواند در راستای بهبود فرآیند درمان و ارتقای کیفیت زندگی این بیماران به کار گرفته شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20230521058244N1