زمینه و هدف: یکی از گزینههای اصلی درمان سرطان پستان، شیمی درمانی است. این رویه درمانی در حدود 75% موارد سبب بروز عارضه تهوع و استفراغ به صورت حاد (24 ساعت پس از شیمی درمانی) در بیماران تحت درمان میشود. هدف از این مطالعه تعیین تأثیر استفاده از طب فشاری گوش، به منظور کنترل تهوع و استفراغ فاز حاد در زنان مبتلا به سرطان پستان، تحت درمان با شیمی درمانی بوده است .
روش بررسی: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده از نوع تنها بعد است که در مورد 48 زن مبتلا به سرطان پستان که به صورت سرپایی جهت شیمی درمانی به مراکز شیمی درمانی بیمارستان امام خمینی (ره) و رسول اکرم (ص) مراجعه میکردند، انجام یافته است. قبل از انجام شیمی درمانی و پس از کسب رضایتنامه کتبی با روش نمونهگیری تصادفی بلوکی بیماران به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. در گروه مداخله علاوه بر داروهایی که به صورت معمول برای کنترل تهوع و استفراغ داده میشد، از طب فشاری گوش استفاده شد. دادهها به وسیله پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و پرسشنامه استاندارد Morrow که اطلاعات مربوط به شدت و تعداد دفعات تهوع و استفراغ فاز حاد را مورد بررسی قرار میدهد، جمعآوری شد. دادهها با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS v.21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .
یافتهها : نتایج نشان داد استفاده از طب فشاری گوش منجر به کاهش شدت و تعداد دفعات تهوع در فاز حاد شده است که این کاهش از نظر آماری معنادار بود (05/0 p< ). همچنین اعمال طب فشاری گوش منجر به کاهش در شدت و تعداد دفعات استفراغ شد و این کاهش هم از نظر آماری معنادار بود (05/0 p< ). علاوه بر این استفاده از طب فشاری منجر به هیچ گونه عارضهای در بیماران نشد .
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان داد که استفاده از طب فشاری گوش در نقاط شن من، قلب، معده، سیستم اعصاب مرکزی و مبدا، در کنار رژیم دارویی ضد تهوع و استفراغ میتواند منجر به تخفیف تهوع و استفراغ فاز حاد شود. لذا پیشنهاد میشود که پرستاران از این تکنیک به عنوان روشی مکمل برای تخفیف حالت تهوع و استفراغ ناشی از شیمی درمانی استفاده نمایند .
زمینه و هدف: آموزشهای الکترونیکی از جمله روشهای آموزشی هستند که به شیوههای مختلفی ارایه میشوند. هدف این مطالعه، مقایسه تأثیر دو روش آموزش الکترونیکی تعاملی و غیرتعاملی بر آگاهی پرستاران در مورد فرایند مرگ مغزی، اهدای عضو و رضایت آنها از روش آموزشی بوده است .
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در سال 1393 در مورد پرستاران بخش مراقبتهای ویژه بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام یافت. شرکتکنندگان به روش در دسترس انتخاب و به دو گروه 32 نفره تقسیم شدند. گروه اول محتوای آموزشی در مورد مرگ مغزی را به صورت الکترونیکی تعاملی و گروه دوم به شیوه آموزش الکترونیکی غیرتعاملی دریافت کردند. میزان آگاهی هر دو گروه قبل و بعد از آموزش و میزان رضایتمندی شرکتکنندگان از دوره آموزش با استفاده از پرسشنامه بررسی شد. برای مقایسه امتیازات درون گروهی از آزمون آماری تیزوجی و برای مقایسه بین گروهها از آزمون تی مستقل استفاده شد .
یافتهها : یافتهها نشان داد تفاضل نمرات آگاهی قبل و بعد از مداخله معنادار نبوده (33/0= p ) و همچنین سطح آگاهی هر دو گروه بعد از مداخله نسبت به قبل از مداخله به صورت معناداری افزایش داشته است (001/0 p< )، ولی اختلاف میانگین نمرات دو گروه بعد از آموزش، تفاوت آماری معناداری را نشان نداد (19/0= p ). رضایتمندی از دوره آموزشی به صورت معناداری در گروه تعاملی بیشتر بود (04/0= p ) .
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد هر دو روش آموزش الکترونیکی تعاملی و غیرتعاملی میتوانند موجب ارتقای آگاهی پرستاران شوند، اما از آنجا که رضایتمندی پرستاران از آموزش تعاملی به طور معناداری بیشتر بوده است، پیشنهاد میشود از این شیوه جهت برگزاری دورههای آموزش مداوم الکترونیکی استفاده گردد. ضمناً با توجه به محدودیتهای این مطالعه، بررسی بیشتر اثربخشی روشهای مختلف آموزش الکترونیکی توصیه میشود .
اتنوگرافی یکی از انواع روشهای تحقیق کیفی است که در آن محقق جنبههای ارزشی، اعتقادی و فرهنگی را در گروهی از افراد یا جوامع مورد مطالعه قرار میدهد. اتنوگرافی انتقادی در واقع انجام همینکار با تمرکز بر قدرت، پرستیژ، جایگاه و اقتدار افراد و گروههای اجتماعی است (1). در مطالعات اتنوگرافی پژوهشگر با منطقی استقرایی بر تعاملات بین افراد تمرکز میکند تا معانی نهفته در فرهنگ را کشف کند و رویکرد انتقادی توجه پژوهشگر را به سمت افرادی که نقش کمتری در این تعاملات دارند، جلب میکند (2). Madison به نقل از Thomas اتنوگرافی انتقادی را یک اتنوگرافی کلاسیک با هدف سیاسی میداند که در آن قومنگار تنها بهدنبال توضیح معانی کنشها در درون یک بافت خاص نیست، بلکه میخواهد بداند که این معانی در تقابل با ساختار گستردهتر قدرت چگونه توصیف میشوند (3). بدین ترتیب در تمامی عرصههایی که تعاملات تحت تأثیر مناسبات قدرت قرار میگیرد، دیدگاه انتقادی مطرح میشود. اتنوگرافی انتقادی نقش مهمی در مطالعات سلامت به ویژه در پرستاری دارد، اکثر افراد این حرفه زنها هستند و روابط قدرت یکی از عواملی است که تعاملات پیچیده پزشک- پرستار و پرستار- بیمار را تحت تأثیر قرار میدهد (4).
زمینه و هدف: ماماها به عنوان یکی از اعضای تیم بحران، ارایه خدمات به مادر و نوزاد را در شرایط بحران به عهده دارند، لذا تعیین نیازهای آموزشی آنان در این شرایط، اساس برنامهریزی در این زمینه است. هدف این مطالعه شناخت نیازهای آموزشی دانشجویان مامایی برای ارایه خدمات پیشگیری از افزایش مرگ و میر مادر و نوزاد در شرایط بحران میباشد .
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی در سال 1393، تعداد 235 نفر از دانشجویان مقاطع مختلف رشته مامایی از چهار دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران، با روش سرشماری انتخاب و پس از اعلام رضایت آگاهانه، پرسشنامه محققساخته نیازهای آموزشی مرتبط با ارایه خدمات پیشگیری از مرگومیر مادر و نوزاد در شرایط بحران را به شیوه خودگزارشدهی تکمیل نمودند . دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آنالیز واریانس یک طرفه، t تست و همبستگی پیرسون در نرمافزار SPSS v.17 تحلیل شد.
یافتهها : میانگین و انحراف معیار نمره نیاز آموزشی دانشجویان در حیطه مادری 5/21 ± 70، از حداکثر 105 نمره، و در حیطه نوزادی 9 ± 7/46، از حداکثر 65 نمره بود و در سطح نیازآموزشی زیاد قرار گرفت. دانشجویان کارشناسی در مقایسه با کارشناسیارشد، در هر دو حیطه، نیاز آموزشی بیشتری را گزارش کردند (046/0= p ). 8/86% دانشجویان اظهار کردند تحصیلات دانشگاهی آنها را برای ایفای نقش در شرایط بحران آماده نکرده، 6/10% در این مورد آموزش قبلی دیده بودند و 5/11% تجربه مواجهه با بحران را داشتند. بین سن دانشجویان (001/0 p< )، سابقه کار بالینی آنان (001/0 p< )، گذراندن دوره آموزشی قبلی (001/0 p< ) و تجربه حضور در بحران (05/0 p< ) با میزان نیاز آموزشی درباره بحران ارتباط معناداری وجود داشت. در حالی که بین دانشگاه محل تحصیل دانشجویان با میزان نیازآموزشی آنها این ارتباط معنادار نبود (51/0= p ) .
نتیجهگیری: با توجه به نیاز آموزشی زیاد دانشجویان برای ارایه خدمات در شرایط بحران و عدم کفایت تحصیلات دانشگاهی برای آمادهسازی آنان برای ایفای نقش، بازنگری برنامهریزی آموزشی دانشجویان مامایی، ضرورت دارد .
زمینه و هدف: با در نظر گرفتن لزوم عملکرد بالینی مبتنی بر شواهد در سالهای اخیر، رشتههای بالینی همانند پرستاری و مامایی نیاز ویژهای به مطالعات مرور نظاممند و متاآنالیزها پیدا کردهاند. اما مطالعات مرور نظاممند و فراتحلیلها نیز ممکن است، مانند هر نوع مطالعه دیگر به شکلی ضعیف طراحی و اجرا شوند. لذا دستورالعملهای خاصی برای چگونگی گزارش چنین مطالعاتی در نظر گرفته شده است. بیانیه PRISMA یکی از تازهترین پیشرفتها برای بهبود گزارش مطالعات مرور نظاممند است. پژوهش حاضر به بررسی کیفیت گزارش مطالعات مرور نظاممند و فراتحلیل در مجلات علمی پژوهشی پرستاری و مامایی داخل کشور براساس بیانیه PRISMA میپردازد.
روش بررسی: در این مطالعه، کلیه مجلات پرستاری و مامایی کشور (فارسی و انگلیسی) که در فاصله سالهای 1389 تا 1394 در کشور ایران و در پایگاههای اطلاعاتیSID ،Magiran ،Irandoc ، Iranmedex، Google Schoolar نمایه میشوند، با استفاده از کلید واژگان مرور نظاممند، مرور سیستماتیک، مرور ساختارمند، متاآنالیز و فراتحلیل مورد جستجو قرار گرفتند. از 44 مقاله یافت شده، پس از اعمال معیارهای ورود به مطالعه، تعداد 16 مقاله باقی ماند که با استفاده از بیانیه PRISMA مورد بررسی قرار گرفت و دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون مجذور کای در نرمافزار SPSS v.16 تحلیل شد.
یافتهها: میزان انطباق کلی کیفیت مقالات مرور نظاممند و فراتحلیل مورد بررسی در این پژوهش، براساس معیارهای بیانیه PRISMA، 63% برآورد شد. بیشترین کمبودهای کیفیت در بخش روش پژوهش مقاله نویسی به میزان 57% تخمین زده شد. مشخصترین نقصان گزارش مقالات مرور نظاممند و فراتحلیل مورد بررسی، مربوط به خطاهای موجود در مطالعات اولیه و خطاهای حاصل از ترکیب نتایج این مطالعات و عدم اشاره به این سوگیریها بوده است.
نتیجهگیری: در این پژوهش، کیفیت گزارش مطالعات مرور نظاممند و فراتحلیل مجلات پرستاری و مامایی ایران در سطح متوسط برآورد گردید که محتملترین دلیل آن میتواند عدم توجه کافی نویسندگان به بیانیه PRISMA و یا عدم استفاده از آن در داوری مقالات باشد. بنابراین توصیه میشود که سهم مناسبی از برنامههای آموزشی روش تحقیق، به مطالعات مرور نظاممند و آشناسازی با معیارهای معتبری همچون PRISMA اختصاص داده شود.
دشواری در انتقال دانش به حوزه عمل بالینی یا ترجمان دانش، به عنوان یکی از موانع اصلی بهرهمندی از تحقیقات در علوم پزشکی بیان شده است. برآورد شده است که تا 40% از بیماران، از دریافت مراقبتهای سازگار با بهترین شواهد علمی، محروم میباشند و 20% از مراقبتهای ارایه شده نیز غیرضروری و یا حتی مضر نیز میباشند. بهترین رویکرد برای مراقبت مبتنی بر شواهد، تدوین و اجرای راهنماهای بالینی است (1).
تنوع در شواهد بالینی ممکن است در بروندادهای مراقبتی از بیمار اثر بگذارد؛ وجود راهنماهای بالینی میتواند به متخصصان سلامت در امر مراقبتِ مناسب و مؤثر کمک کند. البته این تأکید بدین معنا نیست که راهنماها میتوانند جایگزینِ قضاوتهای حرفهای شوند. راهنمای بالینی، چارچوبی برای قضاوتهای بالینی، ترجیحات بیمار و موارد استثنایی فراهم میکند (2و3). در واقع، این راهنماها، موجبات تدارک درک روشنی از مدلهای تصمیمگیری در خصوص معماها و مسایل غامض سلامتی به همه ذینفعان میشوند (4). راهنماهای بالینی، میتوانند منجر به بهبود کیفیت سلامتی، زمینهسازی برای کاهش مداخلات غیرضروری، مضر و یا بیهوده از طریق فراهم کردن توصیههایی اثربخش برای اداره مسایل بیماران توسط مراقبان سلامت از مجرای توسعه و بسط روندهای استاندارد از منظر بررسی عملکرد بالینی متخصصان امر سلامت بشوند. همچنین، راهنمای بالینی میتواند محتوایی اثربخش و کاربردی برای آموزش مراقبان سلامت و مستندی در جهت کمک به تصمیمگیری آگاهانه توسط بیمار و خانواده وی قلمداد شود (5).
زمینه و هدف: یکی از فنآوریهای کمک باروری استفاده از تخمک اهدایی است. اگرچه اطلاعات در مورد جنبههای پزشکی اهدای تخمک در دسترس میباشد، اما آگاهی در مورد مسایل روانی مربوط به این درمان وجود ندارد. مفاهیم خودپنداره و خودگسستگی میتواند ابعاد روانی فرد را بررسی کند. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی خودپنداره و خودگسستگی در زنان اهدا کننده و دریافتکننده تخمک انجام یافته است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی تعداد 53 زن با توجه به محدود بودن جامعه پژوهش به روش نمونهگیری در دسترس در هر یک از گروههای اهدا کننده و دریافتکننده تخمک مراجعهکننده به مرکز ناباروری رویان در سال 1394، مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری دادهها شامل سه پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامه خودپنداره راجرز و پرسشنامه خودگسستگی (خودگسستگی از بایستهها و خودگسستگی از ایدهآل) بود. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آماری کایدو و تیتست در نرمافزار SPSS v.16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: خودپنداره و خودگسستگی هر دو گروه ضعیف بود. نمرات گروه زنان دریافتکننده بیشتر (نمرات پرسشنامه به صورت معکوس است) از زنان اهدا کننده تخمک بود ولی بین میانگین نمرات خودپنداره دو گروه اختلاف معناداری وجود نداشت (53/0=p). اختلاف دو گروه در خودگسستگی از بایستهها معنادار بود (02/0=p) ولی در خودگسستگی از ایدهآل اختلاف معناداری وجود نداشت (15/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده باید اذعان داشت که در فرآیند اهدای تخمک ارزیابی جسمی به تنهایی کافی نیست و توجه به نیازهای روانی افراد نیز لازم است. لذا مسؤولان باید تمهیداتی جهت ارزیابی ابعاد روانی زنان کاندید اهدا و دریافت تخمک در نظر بگیرند.
زمینه و هدف: آموزش عملکرد مبتنی بر شواهد از ضروریات آموزش پرستاری است. بر این اساس شناخت عوامل مؤثر بر پذیرش آن جهت انجام مداخلات مطلوب و با کیفیت پرستاری از اهمیت ویژهای برخوردار است. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل مؤثر بر پذیرش عملکرد مبتنی بر شواهد در پرستاران براساس مدل اشاعه نوآوری راجرز انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- تحلیلی است. نمونههای پژوهش 130 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستانهای علوم پزشکی تهران در سال 1393 بودند. ابزار پژوهش شامل 4 پرسشنامه: ویژگیهای فردی؛ دانش، نگرش و پذیرش عملکرد مبتنی بر شواهد؛ نوآوری فردی و ویژگیهای درک شده عملکرد مبتنی بر شواهد بود. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر) در نرمافزار SPSS V.19 و EQS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان داد که سن و سابقه کار پرستاران با دانش عملکرد مبتنی بر شواهد رابطهای معنادار و معکوس دارد (به ترتیب 805/0-=r و 809/0-=r). نوآوری فردی با دانش رابطه مستقیم و معنادار دارد (776/0=r). همچنین، دانش با پذیرش عملکرد مبتنی بر شواهد رابطهای مستقیم و معنادار و نسبت به متغیرهای دیگر بیشترین تأثیر را بر پذیرش عملکرد مبتنی بر شواهد دارد (937/0=r). ویژگیهای درک شده عملکرد مبتنی بر شواهد با نگرش و پذیرش رابطهای معنادار و مستقیم داشتند (به ترتیب 898/0=r و 888/0=r). نگرش با پذیرش نیز رابطهای مستقیم و معنادار داشت (869/0=r). یافتههای تحلیل مسیر نشان داد که مدل با متغیرهای موجود دارای برازش مطلوب است (001/0>p).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه عوامل مؤثر بر پذیرش عملکرد مبتنی بر شواهد را نشان میدهد که میتوان با شناخت آنها گامهای مؤثری در جهت پذیرش بیشتر آن در محیطهای بالینی برداشت.
زمینه و هدف: یکی از مهمترین ارکان موفقیت در ارایه خدمات مناسب در بخش زایمان، کار تیمی خوب (بین متخصصان زنان و ماماها) است. از این رو مطالعه حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر کار تیمی در بخش زایمان یکی از بیمارستانهای دولتی شهر تهران انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کیفی با 9 نفر از ماماها و 4 نفر از متخصصان زنان که به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شده بودند، انجام یافته است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختار یافته در سال 93-1392 در یکی از بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران جمعآوری و به روش تحلیل محتوای قراردادی تحلیل شد.
یافتهها: موانع و تسهیلکنندههای کار تیمی در بخش لیبر دو مضمون پدیدار شده در این مطالعه بودند. طبقات اصلی مضمون موانع کار تیمی: مسایل زمینهای (تضادهای بین حرفهای، مسایل قانونی، دریافت مالی)؛ مشکلات فردی (مشکل جسمی، ویژگیهای منفی شخصیتی، مسایل خانوادگی)؛ نقص توانایی و مهارت؛ (نداشتن توانمندی و انگیزه، ضعف آموزشی، تجربه کم) و سیستم مدیریتی سازمان یا خارج تیم (برنامهریزی و سیاستگذاری نامناسب، ساختار سلسله مراتبی، عدم ارزشیابی تیم، بیعدالتی) و طبقات اصلی مضمون تسهیلکنندههای کار تیمی: مدیریت داخلی تیم؛ (رهبر تیم، جوکاری، شفافسازی ارزشگذاری فعالیت افراد، اجرای درست قوانین بالادستی) همکاری، همیاری و همدلی؛ (کمک و همکاری، همدلی و حمایت از هم) و ویژگی فردی لازم برای کار در تیم زایمان (روابط مناسب، ویژگیهای مثبت شخصیتی)، بود.
نتیجهگیری: در این مطالعه، موانع و تسهیلکنندههای کار تیمی در بخش لیبر به صورت جامع و در سطوح مختلف شناسایی شدند. براساس این یافتهها میتوان مداخلاتی را جهت افزایش سطح کار تیمی طراحی و اجرا نمود.
زمینه و هدف: فقدان ارگاسم در روابط جنسی و کاهش میل جنسی در دوران یائسگی بسیار شایع بوده و میتواند باعث کاهش کیفیت زندگی زنان شود. هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین تأثیر آفرودیت بر ارگاسم و میل جنسی در زنان یائسه بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه از طراحی کارآزمایی بالینی تصادفی همراه با گروه کنترل استفاده شد. شرکتکنندگان را 80 زن یائسه 60-50 ساله تشکیل میدادند. ابزار مورد استفاده شامل فرم مشخصات جمعیتشناختی و پرسشنامه مقیاس اندازهگیری عملکرد جنسی Sabatsbrg بود که بخشی از آن وضعیت ارگاسم و میل جنسی را مورد ارزیابی قرار میدهد. از آمارهای توصیفی و آزمونهای تیزوجی و تیمستقل در نرمافزار SPSS v.16 جهت تحلیل دادهها استفاده شد.
یافتهها: میانگین نمره ارگاسم قبل از مداخله در گروه آفرودیت 6/20±25/30 و در گروه دارونما 99/21±29 بود. بعد از یک ماه مداخله این نمره در گروه آفرودیت به 08/10±12/41 و در گروه دارونما به 66/29±12/29 رسید که از لحاظ آماری تفاوت بین دو گروه معنادار بود (02/0=p). همچنین در بعد نمره میل جنسی بین دو گروه آفرودیت و دارونما بعد از مداخله تفاوت معناداری دیده شد (008/0=p).
نتیجهگیری: مصرف آفرودیت میتواند وضعیت ارگاسم و میل جنسی را در زنان یائسه بهبود ببخشد. بنابراین آشنایی مراقبان بهداشتی با این مکملها ضروری به نظر میرسد.
زمینه و هدف: «سقوط بیمار» از شاخصهای مهم ایمنی بیمار است و پرستاران جایگاه مهمی در پیشگیری از سقوط و ارتقای ایمنی بیماران دارند. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط تعهد حرفهای پرستاران با میزان وقوع سقوط بیماران انجام یافته است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی تعداد 300 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش نمونهگیری طبقهای نسبتی انتخاب شدند. جهت جمعآوری اطلاعات از سه پرسشنامه شامل اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامه تعهد حرفهای پرستار و گزارش تعداد موارد سقوط بیمار در سه ماه گذشته استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری پیرسون، کروسکال والیس و تیمستقل در نرمافزاز آماری SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین موارد سقوط بیماران در طی سه ماه 61/1±6 (متوسط) و میانگین نمره تعهد حرفهای 61/8±86 (متعهد) به دست آمد. ارتباط معکوس و معناداری بین تعهد حرفهای پرستار و وقوع سقوط بیماران دیده شد (018/0p< ؛51/0-=r). بین مشخصات فردی پرستاران و وقوع سقوط بیمار ارتباطی یافت نشد.
نتیجهگیری: هرچند که وقوع سقوط بیماران تحت نظر پرستاران دارای تعهد حرفهای کمتر بوده است، ولی پیشگیری از وقوع آن علاوه بر ارتقای تعهد حرفهای، مستلزم توجه به همه عوامل مؤثر بر این پدیده است.
زمینه و هدف: یائسگی مردان با تغییرات هورمونی، فیزیولوژیکی و شیمیایی آغاز میشود و به طور معمول تقریباً بین سنین چهل تا پنجاه و پنج سالگی اتفاق میافتد. این تغییرات بر کیفیت زندگی مردان تأثیر میگذارد. بر این اساس مطالعه حاضر به بررسی وضعیت کیفیت زندگی و عوامل مرتبط با آن در مردان آندروپوز میپردازد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی به روش تمام شماری در مورد 80 نفر از مردان آندروپوز 60-40 ساله شاغل در دانشکدههای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت. گردآوری دادهها در سال 1393 با استفاده از پرسشنامههای جمعیتشناختی، فرم کوتاه 36 سؤالی کیفیت زندگی و نسخه فارسی پرسشنامه علایم مردان مسن (AMS) صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمارهای توصیفی و استنباطی (تیمستقل، آنالیز واریانس یک طرفه، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش گام به گام) در نرمافزار SPSS v.22 استفاده شد. سطح معناداری 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین سنی مردان آندروپوز 79/4±6/47 سال و اکثر آنها (8/38%) در گروه سنی 49-45 سال قرار داشتند. میانگین نمره کیفیت زندگی 52/13±75/61 به دست آمد. رگرسیون گام به گام نشان داد که بین متغیرهای نمره کیفیت زندگی، ابعاد سلامت جسمانی و روانی با سن ارتباط معناداری وجود دارد. همچنین ارتباط معناداری بین نمره کیفیت زندگی با شدت آندروپوز و بعد سلامت جسمانی با تعداد ساعات خواب در شبانهروز یافت شد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان میدهد که آندروپوز باعث کاهش کیفیت زندگی میشود و سن، شدت آندروپوز و ساعات خواب بر کیفیت زندگی مردان آندروپوز تأثیر میگذارد.
زمینه و هدف: اختلال عملکرد جنسی از عوارض شایع دیابت در زنان است. عملکرد جنسی مهم است، اما اغلب به عنوان یکی از اجزای مراقبت بیماری دیابت مورد غفلت قرار میگیرد. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر مشاوره بر عملکرد جنسی زنان مبتلا به دیابت نوع 2 انجام پذیرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک کارآزمایی بالینی است که در مورد 120 زن متأهل مبتلا به دیابت نوع 2 و دارای اختلال عملکرد جنسی مراجعهکننده به کلینیک دیابت شهر گرگان در سال 1393 انجام گرفته است. عملکرد جنسی با استفاده از شاخص عملکرد جنسی زنان (FSFI) سنجیده شد. نمونهها به طور تصادفی به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. جلسات مشاوره در طول سه جلسه، هفتهای یک بار برگزار شد. عملکرد جنسی در دو مرحله (قبل از مداخله و دو ماه بعد) مورد سنجش قرار گرفت. آنالیز دادهها در نرمافزار SPSS v.20 انجام گرفت.
یافتهها: تفاوت معناداری بین میانگین عملکرد جنسی دو گروه شاهد و مداخله، در مرحله دو ماه بعد از مداخله مشاهده شد (001/0p<). مقایسه حیطههای مختلف عملکرد جنسی (میل، برانگیختگی، رطوبت مهبلی، ارگاسم، رضایت و درد) قبل و بعد از مداخله در گروه مداخله تفاوت معناداری را در مقایسه با گروه کنترل نشان داد.
نتیجهگیری: مشاوره جنسی تأثیر مطلوبی بر عملکرد جنسی زنان مبتلا به دیابت میگذارد. ارزیابی عملکرد جنسی زنان مبتلا به دیابت در طول مراقبتهای معمول آنها پیشنهاد میگردد.
زمینه و هدف: کیفیت زندگی جنسی زنان یکی از موضوعات کلیدی حوزه سلامت جنسی و باروری است. این مفهوم، ذهنی و بر درک فرد از جنبه جنسی زندگی خود استوار است. پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی جنسی زنان انجام یافته است.
روش بررسی: این پژوهش کیفی به روش تحلیل محتوای قراردادی انجام گرفته است. دادهها از طریق 17 مصاحبه فردی بدون ساختار و 14 روایت زندگی جنسی با نمونهگیری هدفمند از میان زنان متأهل و در سنین باروری مراجعهکننده به 5 مرکز بهداشتی- درمانی و یک کانون سلامت در شهرهای تهران و شیراز جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها مستمر و به صورت مقایسهای مداوم انجام یافت.
یافتهها: براساس تجارب مشارکتکنندگان، 3 درونمایه آمادگی قبل از رابطه جنسی، رابطه جنسی مبتنی بر تعامل و هماهنگی، بروندادهای رابطه جنسی قبلی، به عنوان عوامل اصلی و 2 درونمایه چارچوب زندگی مشترک و جامعهپذیری جنسی انفعالی به عنوان عوامل زمینهای مؤثر بر کیفیت زندگی جنسی تبیین گردید.
نتیجهگیری: در این پژوهش، عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی جنسی زنان شناسایی شد. توجه به این عوامل در طراحی مداخلات مناسب از سوی سیستم ارایه خدمات سلامت کشور پیشنهاد میگردد.
زمینه و هدف: میزان سزارین در دو دهه اخیر در ایران روند رو به رشدی داشته است. برنامه «ترویج زایمان طبیعی» در قالب طرح تحول نظام سلامت در کشور به منظور افزایش زایمان طبیعی اجرایی شده است. هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر طرح تحول نظام سلامت بر میزان سزارین و هزینه پرداخت شده توسط مادران بستری در بیمارستانهای استان کردستان است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی به صورت طولی و گذشتهنگر انجام گرفته است. میزان سزارین در همه بیمارستانهای استان کردستان برای سال 1392 و طی یک سال بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت و همچنین دادههای مربوط به درصد پرداخت از جیب در یکی از بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی کردستان که به صورت تصادفی انتخاب شد، مورد بررسی قرار گرفت. دادهها در نرمافزار SPSS v.20 تحلیل شد.
یافتهها: میزان سزارین در استان کردستان طی یک سال بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت، نسبت به میزان پایه خود در سال 1392، کاهشی 02/14 درصدی داشته است (001/0p<). میانگین درصد پرداخت صورت حساب بیمارستان از جیب قبل از اجرای طرح تحول نظام سلامت 05/16% بوده است. این درصد بعد از اجرای مرحله اول و سوم طرح به 30/4% و 5/2% کاهش پیدا کرده است.
نتیجهگیری: برنامه ترویج زایمان طبیعی، به هدف از پیش تعیین شده خود، یعنی کاهش 10 درصدی میزان سزارین طی یک سال بعد از اجرای طرح تحول نظام سلامت نسبت به میزان پایه، دست یافته و درصد هزینه پرداخت شده از جیب در صورت حساب بیمارستان کاهش چشمگیری داشته است.
زمینه و هدف: باروری مهمترین عامل تأثیرگذار بر نوسانات جمعیتی میباشد. رفتارهای باروری یک جامعه را به روشهای مختلفی میتوان بررسی نمود. یکی از این روشها بررسی مدت زمان ازدواج تا تولد فرزند اول است. هدف از این مطالعه تعیین عوامل مؤثر بر فاصله ازدواج تا تولد اول با استفاده از مدل رگرسیونی کاکس است.
روش بررسی: در این مطالعه 1230 مادر که زایمان اول داشتند از میان مادران مراجعهکننده به مراکز بهداشتی شهری و روستایی شهرستان بندرعباس در سال 92-1391 انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. بررسی فاصله تولد اول و عوامل مؤثر بر این فاصله با استفاده از مدل رگرسیونی کاکس (مخاطره متناسب) انجام یافت. برای تجزیه و تحلیل توصیفی دادهها از نرمافزار SPSS v.22 و برای مدلسازی دادهها از نرمافزار R نسخه 1. 2. 3 استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه میانگین و انحراف معیار فاصله ازدواج تا تولد اول 35/24±63/27 ماه بود. براساس مدل کاکس، سن مادر هنگام اولین ازدواج با نسبت خطر برابر با 13/1 (25/1–01/1) و محل سکونت با نسبت خطر برابر با 28/1(46/1-12/1) اثر معنادار بر فاصله ازدواج تا تولد اول داشتند.
نتیجهگیری: مقایسه نتایج حاصل از مطالعه حاضر با مطالعات قبلی نشان میدهد که فاصله ازدواج تا تولد اول کاهش یافته است و در عوامل مؤثر بر این فاصله نیز تغییراتی دیده می شود.
زمینه و هدف: عابر پیاده، آسیب پذیرترین فرد در تصادفات ترافیکی است. در بسیاری از موارد، تصادف عابر پیاده با وسایل نقلیه به دلیل رفتارهای خطرناک آنان هنگام عبور از خیابان است؛ لذا مطالعه حاضر به تبیین دلایل اجتماعی رفتارهای مخاطرهآمیز ترافیکی جوانان دارای سابقه تصادف در عبور از خیابان پرداخته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی است. مشارکتکنندگان، دوازده نفر از دختران و پسران دارای سابقه تصادف و آسیب بودند که به صورت هدفمند و با در نظر گرفتن حداکثر تنوع انتخاب و دعوت به شرکت در مطالعه شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمه ساختار یافته انفرادی جمعآوری و تحلیل شد.
یافتهها: طبقههای همرنگی با دیگران با زیرطبقات «همرنگی با همتایان و همرنگی با فضای عمومی جامعه» و بیسازمانی اجتماعی (آنومی) به عنوان مهمترین دلایل اجتماعی رفتارهای مخاطرهآمیز ترافیکی جوانان در عبور از خیابان پدیدار شد.
نتیجهگیری: براساس نتایج مطالعه حاضر رفتارهای مخاطرهآمیز ترافیکی جوانان در عبور از خیابان ریشه در همرنگی با جمع در سطح گروه همسالان و یا رفتار اکثریت و همچنین بیسازمانی اجتماعی دارد به طوری که انجام رفتارهای مخاطرهآمیز برای آنان امری عادی و اجتنابناپذیر شده و با سبک زندگی آنها در آمیخته است.
زمینه و هدف: یکی از شایعترین شکایات زنان درد پستان است و نوع دورهای آن دو سوم موارد را شامل میشود. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر روغن سیاه دانه بر درد پستان دورهای انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی سه سوکور (IRCT201104304785N3) است. نمونه پژوهش 72 نفر از زنان مبتلا به درد دورهای پستان مراجعهکننده به مرکز تحقیقات سرطان پستان جهاد دانشگاهی تهران در سال 4-1393 بودند که به طور تصادفی در دو گروه مداخله (شربت سیاه دانه=36) و دارونما (شربت پارافین خوراکی=36) قرار گرفتند. میزان درد دو ماه قبل و سه ماه بعد از مداخله با ابزار VAS و پرسشنامه فرم کوتاه McGill اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری در نرمافزار SPSS نسخه 18 تحلیل شد.
یافتهها: تغییرات داخل گروهی درد براساس مکگیل و vas در هر دو گروه معنادار بود، با توجه به معنادار شدن اثر متقابل زمان و گروه، نمرات دو گروه در هر مرحله با استفاده از آزمون تیمستقل و آزمون تصحیح بونفرونی مقایسه شد. بدین ترتیب بین گروه سیاه دانه و دارونما براساس ابزار مکگیل تفاوت معناداری نبود اما بین دو گروه یاد شده براساس vas تفاوت معناداری مشاهده شد (002/0=p).
نتیجهگیری: براساس نتایج سیاه دانه در مقایسه با دارونما شدت درد را بیشتر کاهش میدهد. بنابراین میتواند در کنار دیگر داروها جهت درمان درد دورهای پستان استفاده شود.
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by : Yektaweb

