روش بررسی: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی انجام یافته است. مشارکتکنندگان مشتمل بر 23 نفر از پرستاران، بیماران و همراهان آنان در بخشهای داخلی و جراحی بیمارستان امام خمینی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند. روش جمعآوری دادهها عبارت از مصاحبه و مشاهده بود. مصاحبهها در ابتدا به صورت بدون ساختار بود که بعد از مصاحبههای اول و دوم با توجه به مفاهیم استخراج شده از تحلیل دادهها به صورت نیمه ساختارمند اجرا گردید. به منظور کسب درکی عمیقتر و تأیید دادههای حاصل از مصاحبهها، از روش مشاهده نیز استفاده گردید. مشاهدات بر تعاملات بین پرستار و بیمار در حین برقراری ارتباط متمرکز بودند.
یافتهها: تجزیه و تحلیل دادهها به پیدایش درونمایه نهایی تحت عنوان «تطبیق نگرش و عمل پرستار» منجر گردید. این درونمایه از مفهومپردازی سه طبقه اصلی «مراقبت مبتنی بر نیاز حاد بیمار»، «ایجاد قلمروی حرفهای» و «مشارکت دادن» مشتق شده است. مراقبت مبتنی بر نیاز حاد بیمار شامل زیر طبقاتی نظیر شناسایی نیازهای حاد بیمار و رفتار ارتباطی پرستار است. ایجاد قلمروی حرفهای بر واضح سازی نقش و حفظ حریم ارتباط دلالت دارد. مشارکت دادن نیز با توجه به مخاطب مشارکت و محتوای مشارکت تعریف میشود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که پرستاران در راستای پاسخ به شرایط زمینهای حاکم بر مراقبت پرستاری، در پی همگون سازی نگرش و عملکرد خود هستند، تا قادر به رفع حداکثر نیازهای حرفهای خود و بیماران باشند. در واقع خصوصیت اصلی فرایند برقراری ارتباط با نقش فعال پرستار و نقش انفعالی بیمار تعریف میگردد.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مداخلهای نیمه تجربی و یک سوکور است. نمونه مورد مطالعه تعداد 60 بیمار بستری در بخش مراقبت ویژه قلب بیمارستان شریعتی بودند که از طریق نمونهگیری در دسترس انتخاب و به دو گروه آزمون و شاهد تقسیم شدند. در گروه شاهد کیفیت خواب در ابتدای بستری و سه روز بعد از آن با استفاده از شاخص کیفیت خواب پیتسبورگ اندازهگیری شد و در گروه آزمون به همین روش کیفیت خواب بیماران همراه با انجام راهکارهای تعدیل عوامل محیطی شامل: تنظیم نور محیط و کاهش صدا در طی سه روز بستری سنجیده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی (مجذور کای و تیزوج و مستقل) در نرمافزار SPSS v.18 استفاده شد.
یافتهها: یافتههای تحقیق حاضر کاهش معناداری را در کیفیت خواب گروه شاهد پس از بستری، نسبت به گروه آزمون نشان داد (001/0p<). اما تغییرات کیفیت خواب قبل و بعد از بستری در گروه آزمون از لحاظ آماری معنادار نبود (08/0=p).
نتیجهگیری: کیفیت خواب گروه شاهد پس از بستری کاهش معناداری را نشان داد، در حالی که در کیفیت خواب گروه آزمون تغییر معناداری مشاهده نشد. بنابراین استفاده از راهکارهای تعدیل عوامل محیطی میتواند کیفیت خواب بیماران را پس از بستری در واحد مراقبت کرونری بهبود دهد.
روش بررسی: این مطالعه، یک کارآزمایی بالینی است. نمونه مورد مطالعه شامل 100 نفر از مادران نخستزا میباشد که از طریق نمونهگیری تصادفی - خوشهای از پنج مرکز بهداشتی درمانی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران انتخاب شدند. سپس نمونهها به طور تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. بیماران گروه مداخله (50=n)، تمرینات ورزشی کف لگن را به مدت 16 هفته انجام دادند. گروه شاهد (50=n)، مداخلهای دریافت نکردند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه لیندابرگ بود که در دو نوبت قبل از مداخله و در پایان هفته 16 در دو گروه تکمیل گردید. دادهها در نرمافزار SPSS v.18 با استفاده از آزمونهای کایدو و t-test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج پژوهش اختلاف معناداری را در میزان رضایتمندی جنسی، بعد از 16 هفته ورزش Kegel در دو گروه شاهد و مداخله نشان داد (001/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر تمرینات ورزشی عضلات کف لگن بر افزایش رضایتمندی جنسی در زنان نخستزا میتوان این روش آسان و بیهزینه را به منظور ارتقای سطح زندگی زناشویی و دوام هرچه بیشتر خانوادهها در زمره آموزشهای اساسی بعد از زایمان قرار داد.
نتایج جستجوی مقالات پرستاری و مامایی کشور در اسکوپوس نشان میدهد که در فاصله سالهای 2008 تا 2012 از کشور ایران 1063 مقاله توسط محققان رشتههای پرستاری و مامایی در این ایندکس وارد شده است. همچنین ملاحظه تعداد مقالات در سالهای متمادی حاکی از رشد تقریباً دو برابری تعداد مقالات هر سال نسبت به سال قبل (به استثنای سال 2012) است که حاکی از هماهنگی سرعت رشد تولید علم این دو رشته با روند شتابان تولید علم در کشور است. با این حال نتایج همین جستجو نشان میدهد که تنها 29 مقاله (7/2%) از کل مقالات از نوع مروری است. در حالی که این نسبت برای مقالات کشور انگلیس 5/13% کل مقالات پرستاری و مامایی آن کشور است. این یافته ضرورت ورود محققان و نویسندگان مجرب کشورمان را به نگارش مقالات مروری آشکار مینماید و با توجه به اهمیت این گروه از مقالات در تمهید شواهد علمی معتبر برای تصمیمات بالینی و تغییر رویههای مدیریتی، ضرورت نگارش مقالات مروری بومی دو چندان میشود.
همچنین مقایسه تعداد نویسندگان دارای ملیت دیگر در مقالات کشورمان با مقالات کشور انگلستان نشان داد که تنها 154 مقاله (کمی بیش از 10 درصد مقالات ایران) نویسنده غیر ایرانی دارد، در حالی که حدود نیمی از مقالات مربوط به کشور انگلیس در این دو رشته نویسنده غیر انگلیسی دارد. این یافته نیز ضرورت تلاش بیشتر برای انجام پژوهشهای بینالمللی را نمایان میکند.
جستجوی نمایههای Pubmed و web of Science برای مقالات نویسندگان ایرانی این دو رشته در همان بازه زمانی 2012-2008 نشان داد که تعداد مقالات پرستاری و مامایی از کشور ایران در این نمایهها به ترتیب 390 و 174 مورد میباشد. کمتر بودن مقالات پرستاری و مامایی در این دو نمایه سطح یک نسبت به نمایه Scopus لزوم توجه محققان دو رشته پرستاری و مامایی را به طراحی و اجرای پژوهشهای با کیفیت بالاتر و انتشار نتایج آنها در مجلات ایندکس شده در نمایههای Pubmed و web of Science نشان میدهد. همچنین رعایت بیشتر اصول نگارش مقالات علمی میتواند احتمال پذیرش مقالات را در این نوع نمایهها بیشتر کند. نمایه شدن مجلات پرستاری و مامایی کشور نیز در نمایههای معتبر میتواند در این امر بسیار مؤثر باشد که نیازمند توجه بیشتر مدیران و سردبیران این مجلات به امر سطح نمایه مجلات خود میباشد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی در مراکز بهداشتی- درمانی شهری شرق گیلان در سال 89-1388 انجام گرفته است. نمونهها شامل 554 خانم باردار متقاضی دریافت مراقبتهای دوران بارداری بود که با روش نمونهگیری آسان انتخاب شدند. ابزار پرسشنامه عملکرد جنسی و ترس از صدمه به جنین و مادر بود. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی (منویتنییو، Generalized linear models) در نرمافزار SPSS v.16 استفاده شد. سطح معناداری از 05/0p< در نظر گرفته شد.
یافتهها: در سه ماهه اول و دوم بارداری، اختلاف معناداری بین عملکرد جنسی زنان نخستزا و چندزا وجود نداشت (به ترتیب 353/0=p و 251/0=p). در سه ماهه سوم بارداری تفاوت آماری معناداری بین زنان نخستزا و چندزا از نظر میل جنسی (002/0=p)، برانگیختگی جنسی (01/0p<)، ارگاسم (01/0p<)، درد (02/0=p) و همچنین مجموع امتیاز عملکرد جنسی (016/0=p) مشاهده شد. آنالیز چند متغیره بین عملکرد جنسی زنان باردار نخستزا و چندزا اختلاف معنادار آماری نشان داد (008/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به مؤثر بودن تعداد زایمان بر عملکرد جنسی زنان باردار، طراحی و اجرای برنامههای مشاوره و توانبخشی مسایل جنسی به عنوان بخشی از مراقبتهای قبل از تولد به خصوص برای افراد چندزا ضروری به نظر میرسد.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی که در 12 مرکز بهداشتی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام یافت، تعداد 400 زن باردار بین هفتههای 20 تا 40 بارداری شرکت داشتند. ابزار گردآوری دادهها 2 پرسشنامه شامل پرسشنامه جمعیتشناختی و پرسشنامه رفتارهای دلبستگی مادر به جنین بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS v.19 و آزمونهای آنوا، پست هوک، پیرسون، تیتست استفاده و 05/0p< معنادار در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار رفتارهای دلبستگی مادر به جنین 72/16±72/84 بود. سن و تحصیلات بالاتر مادر، سن بارداری، تمایل به بارداری، رضایت از جنسیت جنین و انجام آزمایشهای تخصصی جهت بررسی سلامت جنین، خانهدار و همچنین فارس زبان بودن مادر، با رفتارهای دلبستگی مادری بالاتری همراه بود (05/0p<). بارداریهای متعدد و بارداری پرخطر نیز به طور معنادار با کاهش دلبستگی مادر به جنین همراه بود. بین سابقه ازدواج قبلی، نسبت فامیلی با همسر، سابقه نازایی، تعداد و نوع سونوگرافی، وجود ناهنجاری در جنین، سابقه سقط و مردهزایی و شرکت در کلاسهای آمادگی برای زایمان و رفتارهای دلبستگی مادر به جنین ارتباط معناداری یافت نشد.
نتیجهگیری: براساس نتایج به طور کلی مادران شرکتکننده در این پژوهش از نمره دلبستگی بالایی نسبت به جنین برخوردار بودند. دو حیطه «پذیرش نقش والدی» و «تعامل با جنین» به ترتیب بالاترین و کمترین نمره را بین حیطههای رفتارهای دلبستگی مادر به جنین نشان داد.
زمینه و هدف: اثرات استرس بر سلامت دانشجویان، به توانایی مقابله آنها بستگی دارد. یکی از راهبردهای مقابلهای برای روبهرو شدن با شرایط استرسزا تابآوری است. با توجه به این که دانشجویان پرستاری تحت تأثیر عوامل استرسزای متعددی قرار دارند و از سوی دیگر در برخی از مطالعات تابآوری به عنوان عاملی در سازگاری موفق با تغییرات، توانایی مقاومت در برابر مشکلات و عامل موفقیت در محیط آموزشی مطرح شده است، این مطالعه به منظور بررسی همبستگی استرس درک شده و تابآوری در دانشجویان کارشناسی پرستاری انجام گرفت .
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مقطعی از نوع همبستگی توصیفی است. جامعه پژوهش را کلیه دانشجویان کارشناسی پرستاری سال اول تا چهارم دانشکده پرستاری - مامایی تهران در سال تحصیلی 92-1391 تشکیل میدادند . حجم نمونه 309 نفر برآورد گردید . نمونههای مورد پژوهش به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامههای استرس درک شده و تابآوری میباشد. از آزمونه ای آماری تیمستقل و ضریب همبستگی پیرسون در نرمافزار SPSS v.14 برای تحلیل دادهها استفاده گردید .
یافتهها : نتایج نشان داد تقریباً همه دانشجویان کارشناسی پرستاری (3/99%) سطح استرس درک شده را در حد متوسط و بالاتر گزارش کردهاند . یافتهها نشان داد بین استرس درک شده و تابآوری همبستگی آماری معنادار و معکوس وجود دارد (38/0-= r و 001/0 p £ ) .
نتیجهگیری: با توجه به همبستگی معنادار و معکوس استرس درک شده با تابآوری در دانشجویان کارشناسی پرستاری، آموزش راهبردهای مدیریت استرس از جمله افزایش تابآوری در طول برنامه 4 ساله به شکل کارگاههای آموزشی و ایفای نقش و سایر روشهای نوین آموزشی برای آماده کردن آنها جهت ورود به عرصه کار و خدمت در نظام سلامت ضروری به نظر میرسد .
زمینه و هدف: مسأله مهمی که همواره در ارایه مراقبتها مورد توجه قرار میگیرد، دستیابی به کیفیت مطلوب ارایه مراقبتها میباشد. بررسی ایمنی و رضایتمندی بیماران یکی از روشهای سنجش و ارزشیابی کیفیت مراقبتی محسوب میشود. از طرفی، شایستگی پرستاران عاملی مؤثر در تضمین کیفیت مراقبتها معرفی شده است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر استفاده از خدمات پرستاران دارای شایستگی بالینی بر ایمنی و رضایتمندی بیماران بستری در اورژانس از خدمات پرستاری انجام گرفته است .
روش بررسی: این مطالعه از نوع مداخلهای با گروه شاهد غیر هم ارز میباشد. 120 بیمار بستری در بخش اورژانس بیمارستان امام خمینی (ره) شهر خمین در سال 1391 به روش در دسترس انتخاب شدند. گروه آزمون (40 نفر) مراقبت مورد نیاز خود را از پرستاران دارای شایستگی بالا دریافت کردند و گروه شاهد (80 نفر) توسط ترکیب معمول پرستاران بخش اورژانس مراقبت شدند. دادهها با استفاده از ابزار محقق ساخته سنجش ایمنی بیماران اورژانس و پرسشنامه رضایت بیماران از کیفیت مراقبتهای پرستاری ( PSNCQ ) جمعآوری گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی در نرمافزار SPSS v.16 انجام یافت. سطح معناداری در کلیه آزمونهای آماری 05/0 p< در نظر گرفته شد .
یافتهها : میانگین و انحراف معیار سن گروه آزمون 5/12 ± 1/48 و گروه شاهد 7/16 ± 5/40 بود (018/0= p ). همچنین دو گروه از نظر نوع اشتغال نیز اختلاف معنادار داشتند (009/0= p ). اما دو گروه از نظر بقیه متغیرها نظیر جنس، وضعیت تأهل، تحصیلات، برخورداری از بیمه، سابقه بستری و علت مراجعه همگن بودند. نتایج پژوهش نشان داد سطح ایمنی و رضایتمندی از خدمات پرستاری در دو گروه آزمون و شاهد تفاوت معناداری داشته است (001/0 p< ). آزمون رگرسیون نیز برای حذف اثر متغیرهای سن و شغل به کار رفت که نتایج حاکی از تأثیر مداخله بر رضایت و ایمنی بود.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان میدهد که استفاده از خدمات پرستاران شایسته، ایمنی و رضایتمندی بیماران از خدمات پرستاری را ارتقا میدهد، بنابراین تربیت پرستاران شایسته و توجه به سطح شایستگی پرستاران در طراحی تیمهای مراقبت پرستاری و چینش آنان در بخشها و نوبتهای کاری مختلف برای افزایش ایمنی و رضایتمندی بیماران و به تبع آن کیفیت مراقبتها ضروری است .
زمینه و هدف: هیسترکتومی یکی از شایعترین جراحیهای ژنیکولوژیک در زنان است که منجر به نگرانیهای زیادی در بیماران میشود. به همین دلیل، این پژوهش با هدف تعیین تأثیر ماساژ پا بر اضطراب قبل و بعد از هیسترکتومی انجام گرفته است .
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی دو گروهی، 60 بیمار تحت عمل هیسترکتومی بستری در بیمارستانهای ولیعصر (عج) و شریعتی تهران در سال 1391 به روش نمونهگیری آسان انتخاب و به طور تصادفی در یکی از 2 گروه مداخله و یا شاهد توزیع شدند. بیماران گروه مداخله ماساژ پا را در 3 جلسه در طی 3 روز متوالی (هر جلسه 20 دقیقه) دریافت کردند. در بیماران گروه کنترل پژوهشگر به مدت 20 دقیقه در کنار بیماران حضور یافت. سنجش اضطراب در 7 مرحله در 2 گروه، قبل و 30 دقیقه بعد از مداخله در هر روز و همچنین یک هفته بعد از عمل به کمک پرسشنامه اضطراب آشکار اشپیلبرگر انجام گرفت. دادهها با استفاده از آزمون واریانس با اندازهگیری تکراری و تیمستقل تحلیل شد .
یافتهها : مقایسه نمرات اضطراب آشکار یک روز قبل از مداخله در دو گروه تفاوت معناداری نشان نداد. اما تغییرات میانگین نمره اضطراب قبل و بعد از هر بار مداخله در دو گروه حاکی از اختلاف معنادار بود. مقایسه میانگین نمره اضطراب دو گروه یک هفته بعد اختلاف آماری معنادار نشان داد (001/0 p< ) .
نتیجهگیری: بهکارگیری ماساژ پا میتواند اضطراب بیماران قبل و بعد از هیسترکتومی را کاهش دهد .
زمینه و هدف: از جمله مؤلفههای کلیدی و اثرگذار در سلامت جسمانی و روانی جنین مسأله «آرامش» است. این مؤلفه از منظر قرآن کریم به عنوان اصلی بنیادین در حوزههای مختلف احکام و اخلاق به حساب آمده و باوری است که در ساحت شریعت بر تمام اوامر و نواهی سایه افکنده است. اهمیت این موضوع به واسطه وجود شرایطی است که بر جنین در دوران بارداری حاکم است و مصالح و مفاسد واقعی فرد را در دوران بعدی رشد تحت تأثیر خود قرار میدهد. تحقیق حاضر به دنبال اثبات نقش بنیادین آرامش در مرحله بارداری و حیات جنینی است و اولویت آن را نسبت به دیگر کارکردها از منظر قرآن کریم مورد بررسی قرار میدهد .
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مروری است که با جستجو در منابع کتابخانهای انجام یافته است. در این جستجو 15 منبع مرتبط یافت شد. مفهوم آرامش در قرآن از راه کلید واژههایی مانند، اطمینان (رعد/28)، سکینه (فتح/4)، سکن (توبه/103)، اَمْنیت (ثین/3) و ثبات (فرقان/47) قابل پیگیری است . علاوه بر آن کلید واژههایی چون سلامت، بارداری، روح و روان مورد بررسی قرار گرفتند .
یافتهها : مقوله ازدواج و تشکیل خانواده (از مرحله پیوند و تشکیل خانواده تا بارداری و تولیدنسل) منشوری است که بخشی از اوامر و نواهی دینی را در خود جای داده و براساس تحقیقات به عمل آمده از آیات قرآن کریم کارکردهای مختلفی چون «تکثیر نسل، ارضای غرایز به ویژه غریزه جنسی و آرامش روحی و روانی» را به دنبال دارد. اهمیت پیگیری نقش آرامش به عنوان یکی از نیازهای اصلی روحی و روانی در مرحله بارداری و رشد و تکامل جنین که یکی از مراحل حساس و نقش آفرین حیات مادی و معنوی انسان است، از آن روست که براساس بررسی آیات، مهمترین کارکرد در فرآیند بارداری به حساب آمده است .
نتیجهگیری: شرط دستیابی به موقعیتی آرام و رضایتبخش در دوران بارداری و در نهایت تولد فرزندی صالح و سالم، کسب، حفظ و تقویت آرامش روحی و روانی در پرتو توجه به رهنمودها و راهبردهای معنوی قرآن کریم است .
زمینه و هدف: دفیبریلاتور قابل کاشت مؤثرترین روش درمان دیسریتمیهای قلبی است. داشتن این دستگاه حیات بخش، تجربهای منحصر به فرد با تغییرات مهم در زندگی بیمار میباشد. شناخت این تجارب منجر به افزایش موفقیت در درمان و پیگیری میشود. این مطالعه به منظور شناخت تجربه بیماران دارای دفیبریلاتور قابل کاشت انجام یافته است .
روش بررسی: این مطالعه کیفی با روش پدیدهشناسی تفسیری انجام یافته است. 13 مشارکتکننده به صورت هدفمند از درمانگاه قلب- عروق بیمارستان امام خمینی (ره) تهران انتخاب شدند. مصاحبههای نیمه ساختارمند در مدت زمان بین 30 تا 45 دقیقه انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از فعالیتهای شش گام van Manen استفاده شد .
یافتهها : در تجزیه و تحلیل دادهها «شروع زندگی دوباره» درونمایه اصلی تجربه زیسته با دفیبریلاتور قابل کاشت به دست آمد. این درونمایه شامل احساس امنیت، زندگی با فرشته نجات، وابستگی به دستگاه و تلاش جهت حفظ دستگاه میباشد .
نتیجهگیری: مشارکتکنندگان بعد از تعبیه دستگاه، زندگی دوباره را با احساس امنیت و آرامش خاطر شروع میکنند. آنان تلاش میکنند تا این دستگاه حیاتبخش را حفظ نمایند، لذا اعضای تیم درمان به خصوص پرستاران با ارایه آموزشهای خودمراقبتی صحیح، میتوانند به این افراد و اعضای خانواده آنان کمک نمایند .
زمینه و هدف: یکی از وظایف اصلی پرستاران دارو دادن است. با توجه به این که خطاهای دارویی به عنوان شایعترین خطاهای پزشکی قابل پیشگیری و تهدیدکننده حیات بیمار شناخته شدهاند، جهت ریشهیابی آنها، این پژوهش با هدف تبیین درک پرستاران از علل خطاهای دارویی انجام یافته است .
روش بررسی: این مطالعه با روش تحقیق کیفی و با رویکرد تحلیل محتوا در سال 1391 در بخشهای ویژه بیمارستان شهدای عشایر خرمآباد انجام یافته است. جهت گردآوری اطلاعات به روش نمونهگیری هدفمند 17 پرستار انتخاب و با آنان مصاحبه نیمه ساختارمند به عمل آمد. مصاحبهها ضبط، دستنویس و با روش Lundman و Graneheim مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جهت اطمینان از صحت و پایایی دادهها از معیارهای Linclon و Gouba استفاده شد .
یافتهها : اطلاعات در چهار طبقه اصلی و شش زیرطبقه شامل: عوامل مدیریتی (با زیرطبقات ناکارآمدی در جذب نیرو، شرایط نامطلوب فیزیکی و حجم کاری بالا)، ناکارآمدی در حرفهای شدن (با زیرطبقات عدم تعهد پرستار، نقصان دانش و ناکارآمدی در ارتباط بین حرفهای)، نارسایی در فرایند تجویز دارو توسط پزشکان و نقص در تولید و بستهبندی داروها توسط شرکتهای دارویی قرار گرفت .
نتیجهگیری: تربیت و جذب نیروی پرستاری متعهد و حرفهای، در امر مراقبت از بیمار، الکترونیکی کردن پروندههای پزشکی، همت شرکتهای داروساز در بستهبندی مناسب داروها و مدیریت کارآمد میتواند در کاهش خطاهای دارویی مؤثر باشد .
زمینه و هدف: بخشهای اورژانس بیمارستانهای ایران به دلایل گوناگون در معرض بحران قرار دارند. انجام مطالعه کیفی برای تبیین تجارب پرستاران شاغل در اورژانس در مورد بحران، راهگشای خوبی برای شناسایی و مدیریت آن است. هدف این مطالعه تبیین ماهیت، علل و پیامدهای بحران در بخشهای اورژانس از دیدگاه پرستاران است .
روش بررسی: این مطالعه یک پژوهش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا است. دادهها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند با دوازده نفر از پرستاران شاغل در اورژانس بیمارستانهای عمومی و تروما و در همان محل اورژانسها جمعآوری شد. انتخاب نمونهها به روش هدفمند و جمعآوری دادهها تا زمان اشباع دادهها انجام گرفت. مصاحبهها ضبط و سپس نوشته شد. کلیه جوانب مربوط به صحت و استحکام دادهها مدنظر قرار گرفت. تحلیل دادهها با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای کیفی از نوع قراردادی انجام یافت .
یافتهها : از تحلیل دادهها پنج درونمایه اصلی استخراج گردید که با توجه به اهداف مطالعه، درونمایه «بیتعادلی غیرمنتظره» دلالت بر ماهیت بحران، درونمایههای «پیشامدها» و «نقصان در عوامل خدمترسان» اشاره به علل بحران و درونمایههای «پیامدهای مثبت» و «پیامدهای منفی» دلالت بر پیامدهای بحران دارند .
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه کیفی، بحران به معنی برهم خوردن غیرمنتظره تعادل در بخش اورژانس است. پیشامدهای خارج بیمارستانی و ضعفهای موجود در عوامل خدمترسان بخش اورژانس میتوانند به ایجاد و گسترش بحران منجر شوند. همچنین وقوع بحران در اورژانس میتواند به پیامدهای مثبت و منفی بینجامد. از نتایج این مطالعه میتوان در جهت پیشگیری و مدیریت بحران در اورژانسها بهره جست .
نتایج تحقیقات متعدد حاکی از وجود ارتباط بین نسبت پرستار به بیمار با کیفیت مراقبت و پیامدهای بیماران است (3-1) . این بدان معنا است که با افزایش تعداد بیماران یک پرستار، پیامدهای ناگوارتری برای بیمار مورد انتظار است. همین یافتهها باعث شده است که در برخی مؤسسات ضوابطی برای تعیین حداقل نسبت پرستار به بیمار وضع شود (4). این امر نه تنها سبب بهبود پیامدهای بیمار مانند ایمنی بیمار، (5و6) کاهش طول مدت بستری (3) و میزان بستری مجدد (7) میشود، بلکه جذب و ابقای پرستاران را نیز در سیستم بهبود بخشیده و از فرسودگی آنان میکاهد (8).
این در حالی است که به گفته محمد آقاجانی معاون درمان وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، در حال حاضر کشور با کمبود جدی کارکنان پرستاری مواجه است، به طوری که در بیمارستانهای دولتی حدود 80 هزار پرستار برای 80 هزار تخت ارایه خدمت میکنند و این یعنی به ازای هر تخت بیمارستانی یک پرستار داریم. اما استاندارد نسبت پرستار به تخت بیمارستانی دست کم 2 پرستار به ازای هر تخت است و برای تحقق آن باید به همین تعداد پرستار تربیت و جذب شود. با توجه به این که در حال حاضر سالانه نه هزار دانشآموخته از برنامه کارشناسی پرستاری داریم. بنابراین حتی در صورت خارج نشدن پرستاران موجود از سیستم و فراهم شدن امکان جذب همه دانشآموختگان به کار پرستاری، تأمین نیروی پرستاری مورد نیاز دست کم نه سال زمان لازم دارد. ولی این فرض ناممکن است و واقعیتها حاکی از آن است که تعداد قابل توجهی از پرستاران به دلایل بازنشستگی، بازنشستگی پیش از موعد، ترک خدمت و مهاجرت از سیستم خارج میشوند و این امر تحقق استاندارد نیروی پرستاری را در بازه زمانی ده ساله غیرممکن میسازد. ...
زمینه و هدف: با افزایش حجم اطلاعات و با توجه به عملکرد سازمان پیچیدهای مانند بیمارستان، استفاده از ابزارهای پیشرفته و رایانهای ضروری است. در توسعه سیستمهای اطلاعات، کارکنان عناصر اصلی هستند، زیرا ضمن اداره سیستمها، نقش مهمی در توسعه، اجرا و ارزیابی این سیستمها دارند . از آنجا که ارزیابی سیستم اطلاعات بدون تحلیل تجربیات و دیدگاه کاربران آن میسر نیست، لذا این مطالعه با هدف تبیین تجربیات پرستاران از سیستم اطلاعات بیمارستانی انجام یافته است .
روش بررسی: این مطالعه یک پژوهش کیفی است که در آن تجربیات پرستاران در زمینه کاربرد سیستم اطلاعات بیمارستانی جهت شناخت غنی و عمیق پدیده، مورد کاوش قرار گرفته است. از روش تحلیل محتوای قراردادی جهت جمعآوری و تحلیل دادهها استفاده شد. مصاحبههای رودررو و نیمه ساختارمند با مشارکتکنندگان تا رسیدن به اشباع کامل اطلاعات صورت گرفت. جمعاً 18 مصاحبه انجام گرفت .
یافتهها : تجربیات پرستاران با طبقات تکامل تدریجی سیستم، مسؤولیت و حسابرسی، امنیت، اثربخشی و دسترسی توضیح داده شدند .
نتیجهگیری: تجربیات مثبت پرستاران حاکی از اثربخشی نسبی این سیستم نسبت به ثبتهای دستی است. یافتههای این مطالعه نشان داد تجربیات منفی آنها صرفاً منحصر به طرز کاربرد و یا دوباره کاریهایی است که ناشی از مشکلات ساختاری بیمارستانها است نه خود سیستم. با توجه به نیاز مشارکتکنندگان توصیه میشود این سیستم به مواردی از جمله گزارشنویسی به عنوان یکی از امور مهم و غیرمستقیم مراقبتی تعمیم یابد تا استفاده مؤثرتری از سیستم، جهت ارتقای مراقبت شود .
مراقبت، مفهوم مرکزی در پرستاری است که آن را از سایر حرفههای سلامت متمایز میکند با این حال به اعتقاد برخی دیگر از صاحبنظران، مفهوم مراقبت در انحصار رشته پرستاری نبوده و بهعنوان قلب تمام حرفههای سلامت تعریف شده و در فلسفه، دیدگاه و رسالت بسیاری از سازمانها و مؤسسات سلامت ارایه شده است (1) . مراقبت، بهعنوان جوهره پرستاری و تکمیلکننده چهار مفهوم متاپارادایمی پرستاری تعریف شده است (2) . همین مرکزی بودن مراقبت در پرستاری منجر به توسعه نظریههای مراقبتی گوناگون شده است. مشهورترین آن ها نظریه مراقبت فرهنگی Leninger ، نظریه مراقبت انسانی Watson است که هر دو در دهه 1970 ارایه شدهاند. همچنین نظریه Roach در دهه 1980 توسعه یافته است. نظریه دیگر نیز توسط Boykin و Schoenhofer در دهه 1990 ارایه شده است. این نظریهها از نظر منشأ، دامنه، تعریف مراقبت، توصیف پرستاری و عناصر کلیدی مورد مقایسه قرار گرفتهاند (3) .
زمینه و هدف: هدف نهایی رفتارهای خودمراقبتی توانمند ساختن بیماران به ویژه بیماران مزمن است. این در حالی است که تصویر واضحی از نحوه خودمراقبتی بیماران مبتلا به پارکینسون وجود ندارد. این پژوهش با هدف تبیین فرایند خودمراقبتی در افراد مبتلا به پارکینسون انجام یافته است .
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع کیفی بوده و با استفاده از روش نظریه زمینهای در سال 1391 تا 1393 انجام یافته است. دادهها با استفاده از مصاحبههای عمیق نیمه ساختار یافته و یادداشتهای در عرصه به منظور پاسخ به سؤال فرایند خودمراقبتی در بیماران مبتلا به پارکینسون چگونه است؟ جمعآوری شد. با 12 بیمار مبتلا به پارکینسون و 4 نفر از مراقبان خانوادگی آنان مصاحبه به عمل آمد. مشارکتکنندگان از دو کلینیک مغز و اعصاب انتخاب شدند. مصاحبهها در منزل شخصی مشارکتکنندگان و یا یکی از اعضای خانواده آنان و دو مورد در سرای سالمندان انجام گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها براساس کوربین و اشتراوس (2008) انجام یافت .
یافتهها : مفاهیم مطالعه با استفاده از تحلیل خرد و کلی شناسایی شدند. «ترس از زمینگیر شدن» به عنوان مهمترین نگرانی بیماران مبتلا به پارکینسون شناسایی شد. راهبردهایی که بیماران در پاسخ به زمینه مورد استفاده قرار میدادند شامل « استقلال طلبی»، «مراقبت معنوی»، «مراقبت آگاهانه» و «جستجوی درمان» بود. «تلاش برای انجام مستقل خودمراقبتی» فرایند اصلی در انجام خودمراقبتی بیماران مبتلا به پارکینسون بود .
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد فرایند خودمراقبتی در بیماران مبتلا به پارکینسون حسب شرایط (زمینه) و براساس مراحل و شدت علایم و نشانههای بیماری میتواند متفاوت باشد. مراقبان بهداشتی از جمله پرستاران میتوانند با تسهیل کاربرد راهبردهای شناسایی شده در این مطالب بیماران را در دستیابی به حفظ استقلال در خودمراقبتی یاری نمایند .
زمینه و هدف: مراقبان بیماران مبتلا به آلزایمر نقش مهمی در مراقبت از این بیماران دارند، اما بار مراقبتی، آنان را در معرض مشکلات مختلف از جمله مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی- اقتصادی قرار میدهد. هدف تحقیق حاضر تعیین تأثیر آموزش مداخلات رفتاری- شناختی بر بار مراقبتی مراقبان خانوادگی سالمندان مبتلا به آلزایمر بوده است .
روش بررسی: تحقیق حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی کنترل شده از نوع غیرتصادفی است که در مورد 70 نفر از مراقبان خانوادگی سالمندان مبتلا به آلزایمر (35 نفر گروه شاهد و 35 نفر گروه آزمون) انجام یافته است. در ابتدا بار مراقبتی مراقبان از طریق پرسشنامه بار مراقبتی ZARIT اندازهگیری شد. 6 هفته پس از مداخله بار مراقبتی دوباره در هر دو گروه اندازهگیری شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها، از آمار توصیفی و آمار استنباطی (آزمونهای تیزوجی، تیمستقل، مجذور کای) استفاده گردید .
یافتهها : نمره بار مراقبتی در گروه شاهد و آزمون قبل از مداخله به ترتیب 98/5 ± 57/42 و 77/6 ± 54/44 بود (20/0= p ). پس از مداخله، بار مراقبتی گروه شاهد 87/5 ± 86/44 و گروه آزمون 88/5 ± 54/39 شد که نشاندهنده کاهش معنادار بار مراقبتی در گروه آزمون بود (001/0> p ) .
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه حاضر نشاندهنده کاهش معنادار میانگین بار مراقبتی در گروه آزمون نسبت به گروه شاهد، بعد از انجام آموزش مداخلات رفتاری- شناختی، بود. بنابراین آموزش مداخلات رفتاری- شناختی میتواند به عنوان راهکاری مؤثر جهت کاهش بار مراقبتی مراقبان سالمندان مبتلا به آلزایمر پیشنهاد شود .
زمینه و هدف: عملکردهای مراقبتی پرستاران مهمترین عامل در تسریع بهبودی بیماران میباشد، اما امروزه به دلایل متعددی کیفیت این مراقبتها مطلوب نیست. یکی از این مراقبتها و اقدامات رایج و مهم در بخشهای ویژه، اندازهگیری فشار ورید مرکزی است که باید حتماً دقیق و طبق استانداردها انجام گیرد. هدف از این تحقیق تعیین اثربخشی استفاده از چک لیست ثبت اقدامات بر عملکرد پرستاران بخشهای ویژه در اندازهگیری فشار ورید مرکزی است .
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه مداخلهای با گروه شاهد غیر هم ارز است که در مورد 70 پرستار شاغل در بخشهای ICU بیمارستان خاتم الانبیای تهران در سال 1393 انجام یافته است. ابتدا عملکرد پرستاران هنگام اندازه گیری فشار ورید مرکزی در دو گروه آزمون(35 نفر) و شاهد (35 نفر) بهروش مشاهدهای بررسی شد. سپس مداخله به مدت یک ماه در گروه آزمون اجرا شد به این صورت که پرستاران موظف بودند در هر بار اندازهگیری فشار ورید مرکزی از چک لیست ثبت اقدامات استفاده کنند. در پایان مداخله، مجدداً عملکرد هر دو گروه بهروش مشاهدهای بررسی شد. دادهها در نرمافزار SPSS v.17 با استفاده آزمونهای آماری کایدو، تیمستقل و تیزوجی مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت .
یافتهها : مقایسه میانگین نمره عملکرد دو گروه قبل از مداخله، اختلاف آماری معناداری نشان نداد ( 7 /0= p )، در حالی که اختلاف نمره دو گروه بعد از مداخله، معن ا دار بود (016/0= p ) . مقایسه تفاضل نمرات عملکرد قبل و بعد در دو گروه نیز معنادار بود (001/0 p< ) .
نتیجهگیری: استفاده از چکلیست ثبت اقدامات میتواند به عنوان یک روش در دسترس، کم هزینه و ساده در راستای ارتقای عملکرد و بهبود کیفیت مراقبت های پرستاری مورد استفاده قرار گیرد .
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by : Yektaweb

