جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
27 نتیجه برای موضوع مقاله:

مژگان میرغفوروند، سکینه محمد علیزاده چرندابی، فهیمه فتحی، صیاد رزاق،
دوره 26، شماره 4 - ( 10-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از جنبه­های مهم سازگاری مادران در دوران بعد از زایمان، آمادگی برای مراقبت از خانواده، عضو جدید، مراقبت از خود و برگشت به وضعیت عملکرد قبل از بارداری است. مطالعه حاضر با هدف تعیین پیش‌گویی‌کننده­های وضعیت عملکردی مادران در دوران بعد از زایمان انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در مورد 422 مادر تازه زایمان کرده مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر بناب در سال 1395 با نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انجام گرفت. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه­های فردی - اجتماعی، افسردگی بعد از زایمان و وضعیت عملکردی جمع‌آوری شد. جهت تعیین پیش‌گویی‌کننده­های وضعیت عملکردی از رگرسیون خطی چندمتغیره در نرم‌افزار SPSS نسخه 21 استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار نمره کلی وضعیت عملکردی 24/0±32/2 بود. بیش‌ترین نمره در بعد مراقبت از نوزاد (32/0±64/3) و کم‌ترین نمره در بعد فعالیت­های اجتماعی و جامعه (41/0±43/1) بود. بین افسردگی بعد از زایمان و نمره کلی وضعیت عملکردی، بعد مراقبت از خود و فعالیت­های اجتماعی، همبستگی معکوس معناداری وجود داشت. براساس مدل خطی عمومی، متغیرهای افسردگی بعد از زایمان، سن همسر، شغل همسر، وضعیت اقتصادی، تحصیلات مادر و تعداد بارداری، پیش‌گویی‌کننده‌های وضعیت عملکردی مادران در دوران پس از زایمان بودند.
نتیجه‌گیری: افسردگی بعد از زایمان و برخی از مؤلفه­های فردی- اجتماعی از متغیر­های مؤثر بر وضعیت عملکردی مادران هستند، لذا تشخیص زودتر و درمان سریع افسردگی بعد از زایمان و توجه به مؤلفه­های فردی- اجتماعی می­تواند به بهبود وضعیت عملکردی مادران کمک کرده و باعث سازگاری بهتر مادران در دوران بعد از زایمان شود.
 
احمد شمسی، لیلا ولی‌زاده، ماهنی رهکار فرشی، محمد اصغری جعفرآبادی،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: توصیف ساختار یافته فوریت‌های طبی کودکان، نیازمند بررسی و دسته‌بندی عوامل زمینه‌ساز است. هدف مطالعه حاضر تعیین فراوانی عوامل زمینه‌ساز ورود جسم خارجی به گوش، بلع و آسپیراسیون آن در کودکان زیر پنج سال شهر تبریز بوده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی مقطعی است که از اسفند 1397 تا تیر 1398، در بخش‌های ­گوش­ و­ حلق و بینی، اورژانس و درمانگاه بیمارستان کودکان تبریز، با روش نمونه‌گیری در دسترس (به تعداد 245 کودک) انجام گرفته است. ابزار گردآوری دادهها فرم مشخصات و پرسشنامه عوامل زمینه‌ساز محقق ساخته بود. تحلیل داده­ها در نرم‌افزار SPSS نسخه 21 و با استفاده از آمار توصیفی انجام گرفت.
یافته‌ها: 137 مورد (9/55%) آسپیراسیون به راه‌های هوایی (فوقانی و تحتانی) و بیش‌تر در بینی بود. جسم خارجی در گوش 6/19% و معده 2/19% بود. تظاهرات بالینی به ترتیب درد (2/50%)، بدون علایم بالینی (4/29%)، و بقیه موارد خون‌ریزی و درد، سرفه، تنگی نفس، خفگی، خس خس سینه و تهوع و استفراغ بودند. وقوع حادثه در خانه (اتاق نشیمن) و بیش‌تر در عصر و شب بود. انواع اشیا، مواد خوراکی و تنقلات و آجیل، حبوبات و هسته‌ها و تکه‌های اسباب‌بازی دخیل در حادثه گزارش شد که بیش‌تر تخمه، تکه اسباب‌بازی، آجیل، دکمه پیراهن و دانه تسبیح بودند.
نتیجه‌گیری: عوامل والدینی، مربوط به کودک و عوامل محیطی در بروز حادثه گزارش گردید. بنابراین پیشنهاد می‌شود مطالعاتی برای تعیین دقیق و سهم هر دسته و اقدامات آموزشی، اطلاع‌رسانی و مداخله‌ای لازم در هر سه حیطه طراحی شوند.
 
سمیه نقی زاده، مژگان میرغفوروند،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: ازدواج کودک نقض حقوق بشر و حقوق کودک است. از آن جا که اکثر این ازدواج­ها بدون رضایت آگاهانه کودکان اتفاق می­افتد و والدین تصمیم­گیرنده نهایی هستند، بنابراین نگرش مادران در مورد ازدواج دختران می­تواند تأثیر غیرقابل انکاری بر مقوله ازدواج زودرس دختران داشته باشد. از این رو مطالعه حاضر با هدف تعیین دانش و نگرش مادران دختران نوجوان در مورد ازدواج زودرس، علل و عواقب آن، انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی از نوع توصیفی- تحلیلی است که با مشارکت 270 نفر از مادران دارای دختر نوجوان در شهر تبریز در سال 1400-1399 انجام گرفته است. داده­ها با استفاده از پرسشنامه­ محقق ساخته جمع­آوری و سپس ﺑـﺎ اﺳـﺘﻔﺎده از آﻣـﺎر ﺗﻮﺻﻴﻔﻲ، آنالیز واریانس یک­طرفه، آزمون مجذور کای و آزمون دقیق فیشر در نرم­افزار آماری SPSS نسخه 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: بیش از نیمی (2/55%) از مادران دانش خوب در مورد ازدواج زودرس داشتند. اکثر مادران (0/87%) مخالف ازدواج قبل از 18 سالگی بودند. بین دانش و نگرش مادران در مورد ازدواج در سنین پایین ارتباط آماری معناداری وجود داشت (001/0p<). از مهم‌ترین علل کاهش ازدواج زودرس، بلوغ عاطفی، اجتماعی، فکری و اقتصادی دختران و از مهم‌ترین علل افزایش ازدواج زودرس نرسیدن به بلوغ فکری- روانی بود. مهم‌ترین پیامد ازدواج زودرس براساس نگرش مادران، افزایش احتمال دخالت خانواده­ها در زندگی زناشویی و تصمیم­گیری­ها بود.
نتیجه‌گیری: با وجود نگرش منفی مادران نسبت به ازدواج در سنین پایین، نزدیک به نیمی از آن‌ها سطح دانش ضعیف و متوسط در مورد ازدواج زودرس داشتند. بنابراین با بالا بردن سطح دانش مادران دارای دختر نوجوان در مورد پیامدهای ازدواج زودرس، فرهنگ­سازی برای اصلاح باورهای غلط اجتماعی، تصویب قوانین مناسب برای جلوگیری از ازدواج کودکان، می­توان شدت این آسیب را کاهش داد.

 
هادی حسنخانی، جواد دهقان‌نژاد، آزاد رحمانی، منصور غفوری‌فرد، فریبا ولی‌زاده،
دوره 28، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان بیماریی است که کیفیت زندگی بیمار را تحت تأثیر قرار می‌دهد و مراقبت تسکینی راهکاری است که می‌تواند آن را بهبود بخشد. با این حال مراقبت تسکینی در منزل در اکثر کشورهای جهان توسعه نیافته است بنابراین هدف این مطالعه ارتقای برنامه مراقبت تسکینی در منزل برای بیماران مبتلا به سرطان است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه اقدام پژوهی است که روش چرخه‌ای چهار مرحله‌ای اولری با رویکردهای کمی و کیفی در سه مرکز مراقبت در منزل شهر تبریز در سال 1399-1397 انجام گرفته است. با 18 پرستار مراقبت در منزل که به صورت هدفمند انتخاب شدند جهت شناسایی نیازهای مراقبتی بیماران سرطانی و موانع مراقبت تسکینی در منزل مصاحبه انجام یافت و همچنین پرسشنامه‌ تعیین نگرش و دانش به‌صورت قبل و بعد مرحله اقدام در میان 60 پرستار مراقبت در منزل توزیع شد. داده‌های کیفی از طرق تحلیل محتوا و دادههای کمی با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 14 تحلیل شد.
یافته‌ها: نیازهای مراقبتی بیماران سرطانی در 5 طبقه و موانع مراقبت تسکینی در 3 طبقه مشخص گردید. بیماران مبتلا به سرطان دارای نیازهای جسمی، روانی، آموزشی، مالی و معنوی هستند و موانع مراقبت‌های تسکینی شامل نقصان دستورالعمل‌ها، استیصال خانواده‌ها و حرفه‌ای نبودن مراقبان است. در مرحله کمی پرستاران دانش متوسط و نگرش منفی نسبت به مراقبت تسکینی داشتند. آموزش از طریق فضای مجازی دانش و نگرش پرستاران را بهبود بخشید و آزمون تی جفت شده میانگین نمره دانش پرستاران را بعد از مرحله اقدام، معنادار نشان داد.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج، جهت ارتقای مراقبت‌های تسکینی در منزل برای بیماران سرطانی توجه به نیازهای جسمی، روانی، آموزشی، مالی و معنوی آنان و رفع موانع از جمله تدوین دستورالعمل‌های مراقبت تسکینی در منزل، حمایت از خانواده‌های بیماران مبتلا به سرطان و تخصصی کردن پرستاران ویژه مراقبت تسکینی در منزل و آموزش آن‌ها می‌تواند مراقبت در این بیماران را ارتقا دهد.

 
ال‌ناز اصغری، ملیسا شاکری، کبری پرون، پروین سربخش، عارفه داودی،
دوره 30، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: سکته مغزی اولین و مهم­ترین بیماری عروق مغزی و یکی از علل مهم معلولیت­ها و مرگ و میر است. مراقبت به موقع و مناسب نقش مهمی در کاهش عوارض آن و مرگ دارد. هدف از انجام این پژوهش تعیین دانش و تبعیت پرستاران اورژانس از دستورالعمل فعال‌کننده پلاسمینوژن بافتی در بیماران مبتلا به سکته مغزی است.
روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی انجام یافت. نمونه­گیری به صورت سهمیه­ای تصادفی بود. پرسشنامه­های دانش و تبعیت، به­صورت خودگزارشی توسط 170 نفر از پرستاران شاغل در اورژانس بیمارستان­های شهر تبریز در سال 1402 تکمیل شد. داده­ها در نرمافزار SPSS نسخه 26 و با استفاده از آزمون­های آماری تیمستقل، آنالیز واریانس یک­طرفه و ضریب همبستگی Pearson تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار سن پرستاران 57/6±24/34 سال بود و بیشتر آنان (101 نفر، 4/59%) درباره فرایند و فعال­سازی کد TPA کلاس یا دوره گذرانده بودند. میانگین و انحراف معیار نمره دانش و تبعیت پرستاران از دستورالعمل فعال‌کننده پلاسمینوژن بافتی در بیماران مبتلا به سکته مغزی به ترتیب برابر 37/10±67/52 (دامنه نمره قابل کسب 100-0) و 18/5±14/68 (دامنه نمره کسب 75-15) بود. بین نمره دانش با نمره تبعیت پرستاران (263/0=r، 332/0=p) رابطه مستقیم و ضعیف مشاهده شد. همچنین، ارتباط آماری معناداری بین مشخصات فردی و اجتماعی پرستاران با نمرات دانش و تبعیت ایشان مشاهده نشد (05/0<p).
نتیجه‌گیری: طبق یافته­ها شرکتکنندگان نمرات رضایت­بخشی در آزمون دانش و نیز تاحدودی تبعیت از دستورالعمل فعال‌کننده پلاسمینوژن بافتی در بیماران مبتلا به سکته مغزی کسب نکردند. از آن­جایی­که تبعیت از دستورالعملها مستلزم داشتن دانش کافی در این زمینه است، توصیه می­شود اقدامات لازم برای آموزش و نظارت پرستاران انجام شود.

 
حسنا قربانی، اکرم قهرمانیان، عارفه داودی، لیلا ولیزاده،
دوره 31، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: علی­رغم اثربخشی داروهای شیمی درمانی، آن­ها می­توانند عوارض متعددی ایجاد کنند. مادران به عنوان یکی از اعضای تیم مراقبت­های بهداشتی، نیازمند اطلاعات کافی در مورد این عوارض هستند. این مطالعه با هدف تعیین عوارض اولین دوره شیمی درمانی در کودکان و نوجوانان مبتلا به لوسمی و ارتباط آن با اطلاعات درمانی مادران انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 1402 در مورد 110 نفر از مادران و فرزندان 6 تا 18 ساله مبتلا به لوسمی مراجعه­کننده به بیمارستان‏های آموزشی تبریز به روش نمونه­گیری در دسترس انجام گرفت. از چک لیست عوارض شیمی درمانی انجمن سرطان آمریکا و پرسشنامه اطلاعات والدین دارای فرزند مبتلا به سرطان مطلق و همکاران استفاده شد. داده‌ها در نرمافزار SPSS نسخه 24 با آزمون‌های کایاسکوئر، آنالیز واریانس یک‌طرفه، تیزوجی، آزمون همبستگی پیرسون و Repeated Measure ANOVA تحلیل شد.
یافته‌ها: میانگین سنی مادران 46/37 سال و فرزندان 61/11 سال بود و بیشتر آن­ها مبتلا به لوسمی لنفوسیتیک حاد (ALL) بودند. شدت عوارض برای تب، تهوع، استفراغ، زخم دهانی، اسهال، بی‌اشتهایی و خون­ریزی در طول دوره (4 هفته) روند افزایش معناداری را نشان داد (001/0>p). بین اطلاعات درمانی مادران در هفته اول و هفته چهارم اختلاف معناداری مشاهده شد (001/0p<). ارتباط معناداری بین عوارض شیمی درمانی و اطلاعات مادران وجود داشت (05/0p<).
نتیجه‌گیری: مادران در طول دریافت شیمی درمانی فعالانه در جستجوی اطلاعات درمانی بودند و اطلاعات آن­ها با شدت گرفتن عوارض، بیشتر می­شد. آگاهی از عوارض و راهبردهای کنترل آن به والدین در مراقبت درست از فرزند خو­د و به مراقبان در ارایه بهترین مشاوره و حمایت از بیماران و همچنین والدین آن­ها در طول درمان کمک می­کند.

 
عارفه داودی، اکرم قهرمانیان، حسن رضازاده، فرانک جبازراده تبریزی،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: در حال حاضر، برنامه‌های آموزش بالینی در پرستاری با کیفیت متوسط ارایه می‌شود و دانشجویان علیرغم داشتن پایه نظری مناسب از مهارت‌های شناختی لازم برخوردار نیستند. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر برنامه آموزش تلفیقی بهروش مطالعه موردی و فرایند پرستاری بر تصمیم‏گیری بالینی دانشجویان پرستاری انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه یک تحقیق کمی با طرح نیمه تجربی از نوع قبل و بعد در دانشجویان سال آخر پرستاری در سال 1398 در دانشکده پرستاری مامایی تبریز انجام گرفت، روش نمونه‌گیری تمام شماری و حجم نمونه 106 نفر بود. در گروه مداخله، روش آموزش تلفیقی به روش مطالعه موردی و فرایند پرستاری به کار گرفته شد، در گروه کنترل آموزش متداول بخش طبق لاگ بوک انجام گرفت. داده‌ها در دو گروه، قبل و بعد از مداخله با استفاده از مقیاس تصمیم‏گیری بالینی Jenkins جمع­آوری و در نرم‌افزار آماری SPSS نسخه 16 با استفاده از آزمون‌های تی‌مستقل، تیزوجی و آنالیز کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شد.
یافته‌ها: مقایسه درون گروهی با آزمون تی‌زوجی در گروه کنترل، اختلاف معناداری را در نمره کل تصمیم‏گیری بالینی نشان نداد، اما در گروه مداخله این اختلاف معنادار بود. مقایسه نمرات تصمیم‏گیری بالینی و ابعاد آن، بین دو گروه نشان داد که نمرات کل تصمیم‏گیری بالینی و ابعاد چهارگانه آن بعد از مداخله به طور معناداری افزایش یافته است (001/0>p). آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد با ثابت نگه داشتن تأثیر میانگین نمرات متغیرهای معدل و پیش‌آزمون تصمیم‏گیری بالینی به عنوان متغیرهای مخدوشگر، هنوز تفاوت نمرات تصمیم‏گیری بالینی بین دو گروه پس از مداخله معنادار است (004/0=p) و مقدار اثر آن برابر 08/0 می‏باشد.
نتیجه‌گیری: روش آموزش تلفیقی بر تصمیم‏گیری بالینی دانشجویان تأثیر مثبت دارد. لذا اعضای هیأت علمی پرستاری با استفاده از این روش در آموزش کارآموزی در عرصه می‌توانند مهارت‌های شناختی دانشجویان را افزایش دهند.

 

صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb