کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
30 نتیجه برای موضوع مقاله:
سید کاظم موسوی، محسن کمالی، حامد عزیزخانی،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: صرع، شایعترین بیماری مزمن عصبی پس از سردرد است. حدود نیمی از بیماران مبتلا به صرع تبعیت دارویی مناسبی ندارند که این امر سبب عدم کنترل حملات تشنجی، بالا رفتن هزینههای درمانی و حتی افزایش میزان مرگ و میر در این بیماران میشود. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش تلفنی بر تبعیت دارویی بیماران مبتلا به صرع انجام یافته است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی، تعداد 60 نفر از بیماران مراجعهکننده به درمانگاه اعصاب بیمارستان ولیعصر (عج) زنجان در سال 1398 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی ساده در دو گروه کنترل و مداخله قرار گرفتند. جهت گردآوری دادهها از پرسشنامه تبعیت دارویی Morisky استفاده شد. در ابتدای مطالعه و پس از تکمیل پرسشنامهها یک جلسه آموزش حضوری برای تمام شرکتکنندگان در پژوهش برگزار شد. سپس، آموزش تلفنی در مورد داروهای مصرفی برای بیماران گروه آزمون طی دو ماه داده شد و برای گروه کنترل مداخلهای صورت نگرفت. دو ماه پس از پایان مداخله، تمامی بیماران مجدداً پرسشنامه را تکمیل کردند. در نهایت، دادههای جمعآوری شده با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 25 و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (کایدو، تست دقیق فیشر، تیمستقل و تیزوجی)، تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: قبل از مداخله، بین دو گروه از نظر مشخصات فردی و نمرات تبعیت دارویی تفاوت معنادار آماری وجود نداشت (05/0p>)؛ اما دو ماه پس از مداخله، میانگین نمرات تبعیت دارویی در گروه مداخله افزایش معناداری داشت و بین دو گروه مداخله و کنترل اختلاف معناداری به دست آمد. به طوری که بیماران گروه آزمون نسبت به گروه کنترل تبعیت دارویی بالاتری داشتند (001/0p<).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه سودمندی استفاده از روش آموزش تلفنی را در بهبود تبعیت از رژیم دارویی در بیماران مبتلا به صرع نشان داد. بنابراین، توصیه میشود این روش در برنامه آموزشی این بیماران مورد استفاده قرار گرفته و همچنین مطالعات بیشتری در خصوص مقایسه اثربخشی آموزش تلفنی با دیگر روشهای پرستاری از راه دور نظیر آموزش از طریق فضای مجازی و اینترنت صورت گیرد.
مونس یوسفی، اعظم ملکی، شهلا فرضیپور، سعیده زنوزیان،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت نوزادان و کودکان به عنوان آیندهسازان کشور از اهمیت بسیار ویژهای برخوردار است. امروزه مزایای مهم شیردهی برای کودکان، مادران و جامعه به طور گستردهای شناخته شده است. با توجه به اهمیت خودکارآمدی در شروع و تداوم شیردهی مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مشاوره شیردهی با رویکرد معنوی بر خودکارآمدی شیردهی زنان نخستزا انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی تصادفی شده شاهددار 60 نفر از زنان نخستزای مراجعهکننده به کلاسهای آمادگی برای زایمان بیمارستان علوی، مراکز خدمات جامع سلامت آزادگان، سینا و دکتر حضرتی شهر اردبیل در سال 1398 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و با استفاده از روش بلوکهای چهار تایی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. گروه کنترل مراقبت معمول و گروه مداخله 8 جلسه مشاوره شیردهی با رویکرد معنوی دریافت کردند. دادهها با استفاده از پرسشنامه خودکارآمدی شیردهی Dennis جمعآوری و در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون کایدو، تیمستقل در سطح اطمینان 95% تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: براساس نتایج مطالعه حاضر میانگین نمره خودکارآمدی شیردهی در گروه مداخله و کنترل به ترتیب قبل از مداخله 83/5±48/27 و 44/4±23/28 (575/0=p)، بلافاصله بعد از مداخله 14/10±83/39 و 62/3±33/25 (001/0p<)، یک ماه بعد از مداخله 00/13±45/42 و 23/6±43/23 (001/0p<) بوده و حاکی از تفاوت معنادار بین دو گروه، بعد از مداخله است.
نتیجهگیری: استفاده از رویکرد معنوی در مشاوره شیردهی در بهبود خودکارآمدی شیردهی زنان نخستزا مؤثر بوده است. به نظر میرسد ادغام محتوای معنوی در بسته خدمات پس از زایمان با محوریت شیردهی اقدام مناسبی است که میتواند مورد توجه برنامهریزان در این حوزه قرار گیرد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20150731023423N14
اعظم ملکی، محبوبه اشتری، پریسا مولایی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: تبعیت از رفتارهای بهداشتی در دوران بارداری نقش مهمی در سلامت مادر و نوزاد دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل پیشگوییکننده تبعیت زنان باردار از شیوهنامههای بهداشتی بیماری کووید-19 در استان زنجان در سال 1399 انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی در سال 1399 در مورد 2336 نفر از زنان باردار مراجعهکننده به مراکز جامع سلامت استان زنجان انجام گرفته است. نمونهها به روش نمونهگیری چند مرحلهای انتخاب شدند. دادهها به صورت تلفنی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته تبعیت از شیوهنامههای بهداشتی و درک کلی از بیماری کووید-19 جمعآوری و با استفاده از آمار توصیفی و مدل رگرسیون خطی چندگانه در سطح اطمینان 95% در نرمافزار SPSS نسخه 16 تحلیل شد.
یافتهها: بیشترین درصد افراد در سه ماهه دوم بارداری و ساکن شهر بودند. با در نظر گرفتن نقطه برش میانه سطح تبعیت 5/46% افراد بالاتر از میانه و در وضعیت مطلوب قرار داشت. تبعیت از شستن دست 7/84% و استفاده از ماسک 6/76% بود. محل سکونت، سن، تحصیلات، شغل، درآمد خانوار و سابقه ابتلا به بیماری کووید در فامیل از مهمترین عاملهای پیشگوییکننده میزان تبعیت از شیوهنامههای بهداشتی کووید-19 بودند (001/0p<).
نتیجهگیری: رعایت شیوهنامههای بهداشتی نزدیک به نیمی از افراد در حد مطلوب بود. پیشنهاد میشود برنامههای آموزشی و حمایتی برای گروههای با درآمد پایین، ساکن روستا و سن کم طراحی و اجرا شود.
اعظم ملکی، مرضیه محمدیان، غلامرضا بادفر،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت شیردهی در سلامت نوزاد نارس، مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مشاوره حمایتی تلفنی بر تداوم و وضعیت شیردهی مادران دارای نوزاد نارس دیرهنگام انجام یافته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی تصادفی شاهددار، با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس 65 نفر از مادران واجد شرایط شهر اهواز در سال 99-1398 انتخاب و با استفاده از روش تصادفی بلوک 4تایی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. برای گروه کنترل مراقبت معمول و برای گروه مداخله مشاوره حمایتی تلفنی به صورت روزانه به مدت 14 روز پس از ترخیص نوزاد برگزار شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه تداوم و وضعیت شیردهی در مرحله قبل از مشاوره و سپس ماهانه تا 4 ماه بعد از ترخیص اندازهگیری و سپس با استفاده از آزمونهای کایدو، تیمستقل و تحلیل بقای کاپلان مایر در نرمافزار SPSS نسخه 16 با سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: طبق تحلیل بقای کاپلان مایر تعداد وقوع قطع شیردهی انحصاری در گروه کنترل بیشتر از گروه مداخله بود (5 در مقابل 8 مورد) ولی از نظر آماری معناداری نبود. بهبود وضعیت شیردهی یک ماه بعد از ترخیص تفاوت معناداری بین دو گروه داشت (048/0=p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد مشاوره حمایتی تلفنی در بهبود وضعیت شیردهی حداکثر تا ماه اول بعد از ترخیص مؤثر بوده است. مشاوره حمایتی مداوم تلفنی در تحقیق حاضر میتواند رویکرد مناسبی برای بهبود وضعیت و تداوم شیردهی در یک ماه اول بعد از ترخیص باشد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20150731023423N13
مینا هاشمی پرست، ابراهیم علیافسری ممقانی، فرزانه سلیمانی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: وضعیت ناشی از پاندمی کرونا پرستاران را با چالشهای اخلاقی متعددی مواجه کرده و سبب تشدید دیسترسهای اخلاقی در محیط بالین شده است. لذا با توجه به اهمیت نقش پرستاران در همهگیریها، این مطالعه با هدف تعیین شدت و تکرار دیسترسهای اخلاقی در دوران شیوع کووید-19 در پرستاران شاغل در بخشهای بالینی بیمارستانهای آموزشی انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی است که در مورد ۱۷۴ نفر از پرستاران شاغل در بخشهای داخلی- جراحی، مراقبتهای ویژه، کودکان و اورژانس بیمارستانهای آموزشی شهر مراغه در سال 1400-1399 انجام گرفته است. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه مشخصات جمعیتشناختی و نسخه بازبینی شده پرسشنامه استاندارد دیسترس اخلاقی کورلی بود.
یافتهها: میانه (چارک اول-چارک سوم) شدت و تکرار دیسترس اخلاقی تجربه شده به ترتیب 54 (44-59) و 52 (43-58) بود. میانه (چارک اول-چارک سوم) دیسترس اخلاقی در بخشهای مراقبت ویژه و اورژانس به ترتیب (51-59) 56 و (43-51) 46 بود که در مقایسه با سایر بخشها شدت بیشتری داشت. کمترین میزان تجربه دیسترس اخلاقی در بخش کودکان با میانه (چارک اول-چارک سوم) (34-54) 52 بود. میانه (چارک اول-چارک سوم) تکرار و شدت تجربه دیسترس اخلاقی در مردان به ترتیب (41-59) 48 و (43-59) 50 و به صورت معناداری بیشتر از زنان بود (001/0>p). شدت و تکرار تجربه دیسترس اخلاقی با سن و سابقه کار رابطه آماری معنادار داشت (05/0p>) به گونهای که با افزایش سن و سابقه کاری شدت و فراوانی دیسترس اخلاقی تجربه شده کاهش مییافت.
نتیجهگیری: با توجه به فراوانی بالای دیسترس اخلاقی در پرستاران در دوران پاندمی کووید-19 در بخشهای بالینی خاص، بهکارگیری راهبردهای مدیریتی به منظور بهبود شرایط کاری و ایجاد فضایی مثبت، میتواند راهگشا باشد. به نظر میرسد برگزاری دورههای روشهای مقابله با دیسترسهای اخلاقی در پرستاران در شرایط پاندمی کووید-19 راهکار عملی مناسبی باشد.
مهناز ابوذری، اعظم ملکی، سعیده مظلومزاده، لقمان ابراهیمی،
دوره 28، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: میانگین شاخصهای رشد در نوزادان حاصل از بارداری ناخواسته، نسبت به سایر نوزادان کمتر است. استرس ادراک شده در این مادران میتواند اثر مضاعفی در کاهش ترشح شیر داشته باشد. با توجه به اهمیت شیردهی در سلامت مادر و کودک، مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مشاوره زوجی مبتنی بر حمایت همسر بر استرس ادراک شده و بهبود خودکارآمدی شیردهی زنان با بارداری ناخواسته انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی تصادفی شاهددار 60 نفر از زنان با بارداری ناخواسته مراجعهکننده به مراکز جامع سلامت شهرستان خدابنده در سال 1400 به روش در دسترس انتخاب و به طور تصادفی بلوک 4 تایی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. گروه کنترل مراقبت معمول و گروه مداخله 6 جلسه مشاوره زوجی مبتنی بر حمایت همسر، دو بار در هفته دریافت کردند. دادهها با استفاده از پرسشنامه خودکارآمدی شیردهی دنیس، پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن در سه مرحله، قبل، بلافاصله بعد از مداخله و شش هفته پس از زایمان جمعآوری و در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون کایدو، آزمون دقیق فیشر ، آزمون تیمستقل و آنالیز واریانس دوطرفه با اندازهگیری مکرر در سطح اطمینان 95% تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: در گروه مشاوره میانگین خودکارآمدی شیردهی بلافاصله بعد از مداخله و شش هفته پس از زایمان نسبت به قبل از مداخله افزایش و در گروه کنترل کاهش داشت (001/0p<). در گروه مشاوره میانگین نمره استرس ادراک شده بلافاصله بعد مداخله و شش هفته پس از زایمان نسبت به قبل مداخله کاهش و در گروه کنترل افزایش معناداری داشت (001/0p<).
نتیجهگیری: مشاوره زوجی مبتنی بر حمایت همسر در بهبود خودکارآمدی شیردهی و کاهش استرس ادراک شده پس از زایمان در زنان با بارداری ناخواسته مؤثر بود. به نظر میرسد حضور همسران در برنامه مشاوره شیردهی اقدام مناسبی است که میتواند مورد توجه برنامهریزان در این حوزه قرار گیرد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20150731023423N18
نادیا جلال رزاقی، خدیجه حاجی میری، مینا هاشمی پرست،
دوره 29، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در طی سالهای اخیـر، تغییرات گستردهای در روند فرزندآوری خـانوادهها ایجـاد شـده، بهطوری که تمایل به فرزندآوری و داشتن فرزندان بیشتر در میان خانوادههای ایرانی با کاهش چشمگیری مواجه بوده است. لذا مطالعه حاضر با هدف تبیین مؤلفههای تعیینکننده تصمیمگیری فرزندآوری در زنان و مردان سنین باروری انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی است. مشارکتکنندگان تعداد 19 نفر از زنان و مردان همسردار سنین باروری ساکن شهر زنجان بودند که در سال 1402 به روش نمونهگیری هدفمند و با رعایت اصل حداکثر تنوع، انتخاب و پس از کسب رضایت آگاهانه وارد مطالعه شدند. دادهها با استفاده از مصاحبههای نیمه ساختار یافته انفرادی تا زمان رسیدن به اشباع نظری گردآوری و به طور همزمان تحلیل شد. برای مدیریت تحلیل دادههای متنی از نرمافزار MAXQDA نسخه ۲۰۲۰ استفاده شد.
یافتهها: در طی فرآیند استقرایی تحلیل دادهها، هفت طبقه اصلی شامل الگوپذیری اجتماعی، بازاندیشی مدرن در ساختار خانواده، مقتضیات اجتماعی و اقتصادی، دغدغههای نوین فرزندپروری، مسؤولیتگریزی و آسایش طلبی، تجارب پیشینه ناخوشایند و چالشهای سنی به عنوان مؤلفههای تعیینکننده تصمیمگیری فرزندآوری استخراج شد. طبقه مقتضیات اجتماعی و اقتصادی با 505 کد باز بیشترین مفهوم تکرارشونده در تمام مصاحبهها بود.
نتیجهگیری: هنجار شدن کم فرزندی در جامعه و تغییر ارزشها و نگرشهای افراد در راستای معنای فرزند از یک سو و معضلات اقتصادی و اجتماعی از سوی، دیگر افراد را به سوی کم فرزندخواهی سوق داده است. همچنین کم فرزندخواهی پاسخی است به گرایشهای فردگرایی زنان و مردان و گریز از دغدغههای فرزندپروری.
زینب صیامی، مصطفی طاهری،
دوره 30، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به کرونا که در بخشهای مراقبت ویژه بستری میشوند با چالشهای فراوانی روبهرو هستند که میتواند بر سلامت آنان اثر گذارد. از طرفی سلامت معنوی میتواند یکی از مؤلفههای مناسب جهت سازگاری با شرایط استرسزا باشد. بنابراین، این مطالعه با هدف تعیین رابطه سلامت معنوی و نگرش به مرگ در مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به کووید-19 ترخیص شده از بخشهای مراقبت ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- همبستگی است که در فاصله اردیبهشت تا آذرماه سال 1400 انجام یافته است. جامعه پژوهش شامل مراقبان خانوادگی بیماران با تشخیص کووید-19 که از بخش مراقبت ویژه بیمارستانهای وابسته به علوم پزشکی تهران ترخیص شدهاند، بوده است. نمونههای پژوهش شامل 260 نفر از مراقبان خانوادگی است که به روش در دسترس و مبتنی بر هدف انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه جمعیتشناختی و بالینی و پرسشنامه سلامت معنوی Polotzin و Ellison و پرسشنامه نگرش به مرگ Wong است. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 24 و با استفاده از آزمونهای کایدو، آنالیز واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی Spearman تحلیل شد.
یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد بین نمره کل سلامت معنوی و نمره کل نگرش به مرگ ارتباط معکوس و معناداری وجود دارد (۱۰۱/۰-=rs، 05/0>p). یافتههای مطالعه در خصوص نگرش به مرگ نشان داد که بعد ترس از مرگ بیشترین نمره میانگین و بعد پذیرش فعالانه کمترین میانگین را به خود اختصاص داده است. همچنین سلامت مذهبی با اجتناب از مرگ (۹۳/۰-=rs) و ترس از مرگ (64/0-=rs) ارتباط معکوس و معناداری دارد (05/0>p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که بین سطح سلامت مذهبی و ابعاد منفی نگرش به مرگ ارتباط معکوس وجود دارد، به گونهای که میانگین نمره ابعاد نگرش منفی به مرگ شامل ترس و اجتناب از مرگ در افرادی که نمره سلامت مذهبی بالاتری داشتند، کمتر بود. این موضوع اهمیت توجه بیشتر به بعد مذهبی را در خانواده و بیماران ترخیص شده از بخش مراقبتهای ویژه و نقش آن در کاهش ابعاد منفی نگرش به مرگ را نشان میدهد.
حدیثه بیات، مهدیه قلعه نوی، فتانه قدیریان،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال نقص توجه- بیشفعالی از مشکلات ناتوانکننده برای خانواده و کودکان دچار این اختلال است. این مسأله باعث کاهش کارایی فرد و خانواده به ویژه مادران میشود. هدف این پژوهش تعیین رابطه تحمل پریشانی، بهزیستی معنوی و تعامل مادر- کودک با کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی از طریق میانجیگری تنیدگی والدگری و کارکرد خانواده در مادران کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه- بیشفعالی است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه- بیشفعالی در تهران در سال 1401 بود. نمونهگیری به صورت در دسترس انجام یافت. تعداد 250 مادر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، شاخص تحمل پریشانی Simons، پرسشنامه بهزیستی معنوی Paloutzian و Ellison، پرسشنامه تعامل مادر- کودک Pianta، پرسشنامه کیفیت زندگی SF-36، پرسشنامه تنیدگی والدینی Abidin، و پرسشنامه کارکرد خانواده McMaster بود. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 24 و AMOS نسخه 24 استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد بین تحمل پریشانی با کیفیت زندگی مادران کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیشفعالی (67/0-=r)، بهزیستی معنوی با کیفیت زندگی (65/0-=r)، تعامل مادر- کودک با کیفیت زندگی (51/0-=r)، و تنیدگی والدگری با کیفیت زندگی (62/0-=r) رابطه معکوس و بین تحمل پریشانی با تنیدگی والدگری (73/0=r) رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین تنیدگی والدگری و کارکرد خانواده نقش میانجی در رابطه بین تحمل پریشانی با کیفیت زندگی دارند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که با افزایش تحمل پریشانی در مادران دارای کودکان بیشفعال، کیفیت زندگی کاهش و تنیدگی والدگری افزایش مییابد و هرچه کارکرد خانواده افزایش یابد، تحمل پریشانی افراد آسانتر خواهد بود.
عطیه بابایی، محمد عباسینیا، بهمن آقایی، مریم کریمی، علی جوادزاده، فاطمه علیاصل، سید کاظم موسوی،
دوره 31، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات خواب در بیماران بستری در CCU شایع است و میتواند فرایند درمان و بازتوانی آنها را با چالش مواجه کند. عصاره رایحههای گوناگون از جمله روشهایی است که از دیرباز برای درمان اختلالات خواب مطرح بوده است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر رایحه گل شمعدانی بر کیفیت خواب بیماران بستری در بخشهای CCU انجام گرفته است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی در سال ۱۴۰۱ در بیمارستان شهید بهشتی قم انجام یافت. تعداد ۷۲ بیمار بهروش نمونهگیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه کنترل (37 نفر) و مداخله (35 نفر) قرار گرفتند. بیماران گروه مداخله به مدت سه شب پیاپی رایحه گل شمعدانی را استنشاق نمودند و برای افراد گروه کنترل مداخلهای انجام نگرفت. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه کیفیت خواب Richard-Campbell بود که قبل و پس از مداخله تکمیل شد. دادهها به کمک نرمافزار SPSS نسخه 21 و آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: بین دو گروه از نظر مشخصات فردی تفاوت معناداری وجود نداشت (0۵/0<p). همچنین، میانگین و انحراف معیار نمره کلی کیفیت خواب در بیماران گروه کنترل و آزمون قبل از مداخله بهترتیب 89/64±26/۴8 و 15/14±20/53 (۱10/0=p) و پس از مداخله بهترتیب 43/۳۵±18/۵۰ و 86/28±21/84 گزارش گردید که این تفاوت بین دو گروه معنادار بود (۰۰۱/0p<). در تمامی ابعاد کیفیت خواب نیز بیماران گروه مداخله به نسبت وضعیت مطلوبتری داشتند (0۵/0p<).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که رایحه گل شمعدانی در بهبود کیفیت خواب بیماران بستری در بخشهای CCU مؤثر است. بنابراین، توصیه میشود از این روش در ترکیب با درمانهای فعلی، برای بهبود خواب این بیماران استفاده شود.