کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
50 نتیجه برای موضوع مقاله:
مینا سلیمی، آناهیتا معصومپور، اعظم شیرینآبادی فراهانی، نزهت شاکری، فاطمه علایی کرهرودی، حسین شیری،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: تهویه مکانیکی یکی از درمانهای رایج در بخش مراقبتهای ویژه نوزادان است که در عین حال با عوارض بسیاری همراه میباشد. یکی از راه کارهای کاهش عوارض، ارایه مراقبتهای پرستاری مطابق با استانداردها است. این مطالعه به منظور تعیین میزان مطابقت مراقبتهای پرستاری مرتبط با جداسازی نوزادان از دستگاه تهویه مکانیکی با استانداردها، در بخشهای مراقبتهای ویژه نوزادان انجام یافته است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی (از نوع حسابرسی)، 105 مورد مراقبت پرستاری مرتبط با جداسازی نوزادان از دستگاه تهویه مکانیکی در بخشهای مراقبت ویژه نوزادان بیمارستانهای منتخب دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1394 با روش نمونهگیری از رویداد، مورد مشاهده قرار گرفت. اطلاعات از طریق پرسشنامه جمعیتشناختی نوزادان بستری و پرستاران شاغل و فهرست وارسی مراقبتهای پرستاری جداسازی از دستگاه تهویه مکانیکی، جمعآوری شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون کایدو در سطح معناداری 05/0>p تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میزان مطابقت مراقبتهای پرستاری مرتبط با جداسازی از دستگاه تهویه مکانیکی با استانداردها، 3/68% بود که به تفکیک میزان رعایت استانداردهای مراقبتی قبل از جداسازی 4/71%، حین جداسازی 7/65% و بعد از جداسازی 4/66% ارزیابی گردید.
نتیجهگیری: مراقبتهای مرتبط با جداسازی از دستگاه تهویه مکانیکی فاصله زیادی با استانداردها دارد و به منظور ارتقای آن، بهکارگیری راهنمای بالینی مراقبتهای پرستاری و نظارت بالینی مدیران بر نحوه اجرای آن پیشنهاد میگردد.
سیده سولماز موسوی، فریبا برهانی، عباس عباسزاده،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: شهامت اخلاقی فضیلتی است که به افراد کمک میکند تا بتوانند بر ترس و محدودیت خود غلبه کنند و در مواجهه با هر شرایطی تصمیم درست بگیرند و عملکرد مناسب داشته باشند. پرستاران به دلیل ماهیت حرفه خود روزانه با مسایل اخلاقی زیادی روبهرو میشوند که تصمیم و عملکرد درست آنان مستلزم برخورداری از شهامت اخلاقی است. هدف این مطالعه تعیین شهامت اخلاقی پرستاران بوده است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 1394 انجام یافته است. جامعه مورد مطالعه پرستاران بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بودند. نمونه مورد مطالعه 155 نفر بود. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه شهامت اخلاقی Sekerka و همکاران (2009) استفاده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و ضریب همبستگی پیرسون، تیمستقل و آنالیز واریانس تک عاملی در نرمافزار آماری SPSS v.22 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین نمره شهامت اخلاقی پرستاران 91/5±72/63 (دامنه 75-15) بود. بیشترین و کمترین میانگین ابعاد به ترتیب مربوط به بعد عامل اخلاقی (22/1±73/13) و تحمل تهدید (80/1±40/11) بود. سابقه کار پرستاران با شهامت اخلاقی و بعد فراتر از تسلیم رابطه مثبت و معنادار داشت (05/0p<).
نتیجهگیری: در این مطالعه وضعیت شهامت اخلاقی پرستاران در حد مطلوب بود. با توجه به این یافته میتوان ضمن اقداماتی برای تقویت این فضیلت، قدرت استدلال اخلاقی پرستاران را تقویت کرد تا تصمیمگیریها و اقدامات اخلاقی پرستاران در مسیر درست جاری گردد. همچنین تقویت قدرت استدلال و شهامت اخلاقی پرستاران میتواند به ایفای نقش آنها به عنوان حامی بیمار کمک کند.
مریم ایاره گر، میمنت حسینی، نزهت شاکری، طاهره اشک تراب، سیما زهری انبوهی،
دوره 23، شماره 1 - ( بهار 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم پای بیقرار نوعی اختلال حرکتی خواب است که به وفور در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس مشاهده میشود. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر ورزشهای کششی بر شدت علایم سندرم پاهای بیقرار در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی دارای گروه شاهد (IRCT2016041627427N1)، در زمستان 1394 در انجمن ام اس کرمانشاه در مورد 60 بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (30 نفر در گروه مداخله و 30 نفر در گروه شاهد) انجام یافته است. برای گردآوری دادهها از «پرسشنامه جمعیتشناختی»، «علایم سندرم پاهای بیقرار و شدت آن» و «برگه ثبت انجام ورزش» استفاده شد. به گروه مداخله نحوه صحیح انجام ورزشهای موردنظر در طی 4 جلسه نیم ساعته آموزش داده شد. شدت علایم سندرم پاهای بیقرار قبل از مداخله، پایان هفته چهارم و هشتم سنجیده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS نسخه 20 انجام یافت.
یافتهها: میانگین نمره شدت سندرم پاهای بیقرار قبل از مداخله در گروه آزمون 12/8±08/19 و در گروه شاهد 24/5±42/17 بود (569/0=p) که یک ماه پس از مداخله، این نمره در گروه آزمون به 24/5±70/9 و در گروه شاهد به 31/5±61/17 (002/0=p) و 2 ماه بعد از مداخله در گروه آزمون به 08/4±08/7 و در گروه شاهد به 52/5±92/17 تغییر یافت (001/0p<).
نتیجهگیری: انجام ورزشهای کششی میتواند موجب بهبود شدت علایم سندرم پاهای بیقرار در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس شود. بنابراین ارایه برنامههای ورزش کششی برای این گروه از بیماران توصیه میشود.
مهدی اجری خامسلو، عباس عباسزاده، فریبا برهانی، پویا فرخنژاد افشار،
دوره 23، شماره 1 - ( بهار 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: خطا در سیستم سلامتی همیشه رخ میدهد و باعث ایجاد عوارض جبرانناپذیری میشود. به همین دلیل سیستمهای سلامتی باید به فکر پیشگیری از بروز خطا باشند. عامل اساسی در پیشگیری از بروز خطا شناسایی علل ایجادکننده خطا است. بنابراین، تحقیق حاضر با هدف تعیین عوامل مؤثر بر خطای پرستاری در بخش اورژانس انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه با رویکرد کیفی انجام گرفته است. 17 پرستار بخش اورژانس در پژوهش شرکت داشتند. برای جمعآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. نمونهگیری به صورت هدفمند شروع و تا رسیدن به اشباع دادهها ادامه یافت. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل محتوایی کیفی Elo و Kyngas 2008 انجام گرفت. جهت دستیابی به صحت و استحکام دادهها مشارکتکنندگان با حداکثر تنوع از نظر سن، جنس، سابقه کاری و میزان تحصیلات انتخاب شدند.
یافتهها: تحلیل دادهها منجر به استخراج 500 کد اولیه و چهار طبقه عوامل ایجادکننده خطا مرتبط با پرستار، عوامل ایجادکننده خطا مرتبط با سازمان، عوامل ایجادکننده خطا مرتبط با خاص بودن بخش اورژانس و عوامل ایجادکننده خطا مرتبط با بیمار شد.
نتیجهگیری: عوامل مؤثر بر خطاهای پرستاری در بخش اورژانس بسیار گسترده و چندعاملی است. شناسایی عوامل ایجادکننده خطا اولین قدم در پیشگیری از بروز خطا میباشد. جهت کاهش خطای پرستاری حتماً باید مدیران پرستاری به عوامل ایجادکننده خطا که در این مطالعه شناسایی شده است، توجه ویژه داشته باشند و مداخلههایی را جهت کاهش و تقلیل این عوامل به اجرا بگذارند.
مینا محمدی، معصومه صادقی، لیلا جانانی،
دوره 23، شماره 2 - ( تابستان 1396 )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات کارآزمایی بالینی تصادفی شده (RCT) معمولاً از دو مشکل عدم تبعیت و گمشدگی پیامد مطالعه صدمه میبینند. یکی از راه حلهای بالقوه برای رفع این مشکلات، استفاده از رویکرد تحلیل با قصد درمان (ITT) میباشد. لذا هدف از این مطالعه، مروری بر مفهوم ITT و مهمترین مباحث مرتبط با آن در عمل است، تا محققان پژوهشهای RCT به عنوان راهنمایی در جهت بهبود کیفیت مطالعات RCT از آن بهره گیرند.
روش بررسی: این مطالعه یک بررسی مروری است که با استفاده از منابع موجود و تحلیل مطالب انجام یافته است. بدین منظور جستجوی مقالات و کتب مرتبط با موضوع در بانکهای اطلاعاتی Ovid/Medline، SCOPUS، Web of Science ،Google Scholar و Magiran انجام گرفت. در این راستا از کلمات کلیدی شامل Intention-to-treat analysis ، randomized controlled trials ، randomized clinical trial ، as-treated ، ITT ، per-protocol analysis استفاده گردید.
یافتهها: مزایای استفاده از ITT ، نقد تحلیل به قصد درمان، جایگزینهای تحلیل به قصد درمان و محدودیتهای هر یک، دادههای گمشده و مدیریت آنها در مطالعات کارآزمایی بالینی در این مقاله مورد بحث قرار گرفته است.
نتیجهگیری: رویکرد ITT به دلیل پایبند بودن به اصل تصادفیسازی باعث محافظت مطالعات کارآزمایی بالینی از مخدوشکنندگی و تورش شده و منجر به تولید بالاترین سطح مدارک و شواهد علمی در حوزه تحقیقات بالینی میشود. مناسب است این رویکرد به عنوان یک راهبرد در کلیه مراحل پژوهش اعم از طراحی مطالعه، اجرا و تجزیه و تحلیل دادهها مدنظر قرار گیرد و نباید آن را صرفاً یک رویکرد آماری تلقی نمود.
سوره خاکی، زهرا خصالی، محمد فرجزاده، سحر دالوند، بختیار مسلمی، رضا قانعی قشلاق،
دوره 23، شماره 2 - ( تابستان 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت زندگی نشاندهنده میزان رضایت یا نارضایتی افراد از ابعاد مختلف زندگی است و در هر مرحله از زندگی ویژگیهای خاص خود را دارد. کیفیت زندگی سالمندان ممکن است تحت تأثیر افسردگی و اضطراب مرگ قرار گیرد. هدف این مطالعه تعیین ارتباط بین افسردگی و اضطراب مرگ با کیفیت زندگی سالمندان است.
روش بررسی: این مطالعه یک پژوهش مقطعی است که در سال 1395 در مورد 294 سالمند ساکن شهر سقز انجام یافته است. نمونهها به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای کیفیت زندگی SF-12، افسردگی سالمندان (GDS) و اضطراب مرگ استفاده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای کولموگروف - اسمیرنوف، همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی به روش Enter انجام یافت. سطح معناداری 05/0p< در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره کیفیت زندگی، افسردگی و اضطراب مرگ سالمندان مورد مطالعه به ترتیب برابر 81/7±22/33، 82/3±92/4 و 40/7±63/33 بود. بین کیفیت زندگی با افسردگی (0001/0p<) ارتباط وجود داشت اما بین کیفیت زندگی با اضطراب مرگ ارتباط آماری معنادار مشاهده نشد.
نتیجهگیری: افسردگی مشکلی شایع در سالمندان است که با کیفیت زندگی آنها ارتباط دارد. در بررسی کیفیت زندگی سالمندان توجه به افسردگی آنها ضروری به نظر میرسد. تشخیص و درمان مناسب افسردگی میتواند کیفیت زندگی سالمندان را ارتقا بخشد.
رضا قانعی قشلاق، محبوبه نظری، وجیهه باغی، سحر دالوند، اصغر دالوندی، کوروش سایهمیری،
دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: آسیب نیدل استیک یکی از خطرات شغلی جدی در میان مراقبان سلامت است که به دلایل مختلفی اغلب گزارش نمیشود. مطالعات مختلف میزان و فراوانی متفاوتی از این چالش بزرگ ارایه دادهاند. هدف این مرور سیستماتیک و متاآنالیز برآورد شیوع عدم گزارشدهی آسیب نیدل استیک در مراقبان سلامت در ایران است.
روش بررسی: با جستجو در پایگاههای اطلاعاتی ملی و بین المللی SID، MagIran، Google Scholar، IranMedex، Science Direct، PubMed و Scopus تعداد 19 مقاله مشاهدهای استخراج شد. جهت انجام مطالعه، از مدل اثرات تصادفی استفاده گردید و ناهمگنی مطالعات با شاخص I2 بررسی شد. دادهها با نرمافزار Stata نسخه 12 تحلیل شد.
یافتهها: میزان عدم گزارشدهی آسیب نیدل استیک در 19 مقاله مرتبط در ایران با حجم نمونه 9274 نفر 59% (فاصله اطمینان 95% : 49 تا 69) بود. عدم گزارش آسیب نیدل استیک در سایر مراقبان سلامت (64%) بیشتر از پرستاران (55%) بود. براساس نتایج متارگرسیون، بین شیوع عدم گزارشدهی آسیب نیدل استیک با سال انتشار مقالات (138/0=p)، حجم نمونه مطالعات (390/0=p) و سن نمونهها (918/0=p) ارتباط معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که بیش از نیمی از مراقبان سلامت آسیب نیدل استیک خود را گزارش نمیدهند. آگاه ساختن مراقبان سلامت از مخاطرات عدم گزارش و رفتار مناسب با آسیبدیدگان در جهت افزایش گزارشدهی آسیب نیدل استیک ضروری به نظر میرسد.
مریم اسماعیلی، ناهید دهقان نیری، زیبا برزآبادی فراهانی، مهوش صلصالی،
دوره 23، شماره 3 - ( پاییز 1396 )
چکیده
زمینه و هدف: اگرچه تعداد اهداکنندگان کلیه در کشور رو به افزایش است، با این حال، تعداد اندکی از خویشاوندان تصمیم به اهدا میگیرند. تصمیمگیری برای اهدا کلیه به خویشاوند با چالشهای فراوانی رو به رو است ضمن آن که چگونگی و نحوه این تصمیم هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد. هدف از این مطالعه تبیین چگونگی تصمیمگیری برای اهدای کلیه به خویشاند است.
روش بررسی: این مطالعه کیفی در سال 1394 انجام یافته و درآن از رویکرد تحلیل درونمایه به منظور جمعآوری و تحلیل دادهها استفاده شده است. در این مطالعه 16 اهداکننده خویشاوند با معرفی از مراکز پیوند کلیه بیمارستانهای آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران (امام خمینی، شریعتی، سینا) به روش نمونهگیری هدفمند شرکت کردند. 16 مصاحبه عمیق نیمه ساختاری به صورت فردی و چهره به چهره انجام گرفت. تحلیل دادهها به روش تحلیل درونمایه Clark و Braun 2006 انجام یافت.
یافتهها: تحلیل دادهها منجر به شناسایی دو درونمایه راسخ بودن در تصمیم و ژرفنگری در تصمیم گردید که درونمایه اول دارای سه درونمایه فرعی اهدا با خواست قلبی، ثبات در تصمیم، اختیار در تصمیم و درونمایه دوم دارای دو درونمایه فرعی تزلزل در تصمیم و چانهزنی در تصمیم بود.
نتیجهگیری: تصمیمگیری برای اهدا کلیه به خویشاوند با چالشهای مختلفی روبهروست که تحت تأثیر زمینه خانوادگی اهداکنندگان، نقش حمایتی افراد خانواده و رابطه خویشاوندی و احساس عشق و علاقه به خویشاوند است. دادن آگاهی به اهداکنندگان جهت رفع ابهامات و سؤالات ذهنی آنان میتواند نقش مهمی در توسعه فرهنگ اهدای کلیه به خویشاوند داشته باشد.
شکوه ورعی، بهاره غفورزاده تومتری، محمد کمالینژاد، میر سعید یکانینژاد، فریبا سادات کاظمی، ابراهیم خادم،
دوره 24، شماره 1 - ( 2-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: شایعترین عارضه تعبیه کاتترهای وریدی محیطی، فلبیت است. لذا هدف از مطالعه حاضر پیشگیری از ایجاد فلبیت ناشی از کاتتر وریدی محیطی با استفاده ضماد هواچوبه میباشد.
روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی دو سوکور است که در مورد 120 بیمار بستری در بخش داخلی قلب و CCU بیمارستان دکتر شریعتی تهران در سال 1395 انجام گرفته است. نمونهگیری به صورت در دسترس انجام و نمونهها به صورت تخصیص تصادفی بلوکی چهارتایی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. پس از تعبیه کاتتر وریدی محیطی به روش استریل، در محلی از اندام فوقانی که هیچ علامتی از فلبیت نداشت، در گروه آزمون، ضماد هواچوبه و در گروه شاهد، ضماد دارونما برروی پوست محل تعبیه آنژیوکت به ابعاد 3*3 سانتیمتر قرار گرفت و با پوشش استریل پوشانده شد. هر 12 ساعت پوشش استریل برداشته شده و پس از بررسی محل مجدداً ضماد گذاشته میشد. داده ها در نرم افزار SPSS با استفاده آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: دو گروه از نظر سن و جنس همگن بودند، اما از لحاظ روزهای بستری تفاوت داشتند. در حالی که در شروع مطالعه هیچ کدام از نمونهها فلبیت نداشتند، در ساعت 12 تفاوت بروز فلبیت در دو گروه معنادار شد (گروه شاهد 0% و آزمون 37/42%). با تعدیل اثر روزهای بستری تفاوت دو گروه در ساعت 12 همچنان معنادار بود (001/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به تأثیر ضماد هواچوبه بر پیشگیری از فلبیت پیشنهاد میشود، از این ضماد در هنگام تعبیه کاتتر وریدی محیطی استفاده شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT2017012432147N1
سیده اعظم واحدی، محمد آقاعلی، لیلا قنبری افرا، حمید آسایش، فریدون مشهدی، حسین ثقفی، فاطمه کوچکزاده،
دوره 24، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از مسایل مهم که کیفیت همودیالیز را میتواند تحت تأثیر قرار دهد ریسیرکولیشن است. برخی محققان مطرح کردهاند که جهت و فاصله سرسوزنها میتواند بر مقدار ریسیرکولیشن تأثیر گذارد. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر جهت و فاصله سر سوزنها بر میزان ریسیرکولیشن فیستول شریانی وریدی در بیماران تحت همودیالیز انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی در مورد بیماران مراجعهکننده به بخش دیالیز بیمارستان کامکار- عربنیا وابسته به دانشگاه علوم پزشکی قم در سال 1395 انجام یافته است. میزان ریسیرکولیشن در 22 بیمار، در چهار جلسه متوالی با تغییر جهت و فاصله سرسوزنها با روش مبتنی بر اوره اندازهگیری شد: یک جلسه با فاصله سه سانت و هم جهت، یک جلسه با فاصله سه سانت و خلاف جهت، یک جلسه با فاصله شش سانت و هم جهت و یک جلسه با فاصله شش سانت و خلاف جهت. دادهها با استفاده از Stata و آزمون آماری GEE تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین سن شرکتکنندگان (75/±16) 53 سال بود. در 41 مورد (از 88 مورد) از دیالیزها میزان ریسیرکولیشن بالاتر از 10% بود. نسبت شانس (OR) ریسیرکولیشن بیشتر از 10% برای فاصله سه سانت نسبت به شش سانت 05/2 (93/3-07/1) و برای هم جهت نسبت به خلاف جهت 98/1 (78/3-03/1) بود.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد کمترین شانس ریسیرکولیشن در حالتی است که سرسوزنها در فاصله 6 سانت و خلاف جهت قرار داده شود. لذا دقت در تعبیه مناسب سوزنها میتواند در کاهش ریسیرکولیشن و افزایش کیفیت دیالیز مؤثر باشد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT2016082929581N1
فرشته ملایی، فریبا برهانی، عباس عباسزاده، مهدی خبازخوب،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان به عنوان یکی از شایعترین بیماریها در سطح جهان با مشکلات روانی، جسمی، اجتماعی و مالی همراه است. این مسایل نه تنها بیمار، بلکه خانواده بیمار را نیز تحتالشعاع قرار میدهد و باعث ایجاد بار مراقبتی میشود. برخی مطالعات نشان داده که سلامت معنوی در کاهش بار مراقبتی مؤثر است. از این رو تحقیق حاضر با هدف تعیین ارتباط بین سلامت معنوی و بار مراقبتی در مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به سرطان انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی- همبستگی 150 مراقب خانوادگی بیماران مبتلا به سرطان مراجعهکننده به بیمارستانهای آیت الله طالقانی، شهدای تجریش، مسیح دانشوری و امام حسین (ع) شهر تهران از مرداد تا آبان ماه 1396 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود و دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آماری همبستگی پیرسون، اسپیرمن، تیمستقل، تحلیل واریانس و رگرسیون چندگانه در سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره سلامت معنوی و بار مراقبتی مراقبان خانوادگی مورد مطالعه به ترتیب 70/17±36/90 و 79/11±54/25 بود. بین سلامت معنوی و اجزایش (سلامت مذهبی و وجودی) و بار مراقبتی ارتباط معنادار مشاهده شد (001/0p< ، 421/0-=r). نتیجه آزمون رگرسیون نشان داد که متغیر سلامت معنوی به طور معناداری بار مراقبتی را پیشبینی میکند.
نتیجهگیری: مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به سرطان در طول مراقبت متحمل بار مراقبتی میشوند که این بار مراقبتی با سلامت معنوی آنها مرتبط است. از این رو توجه به سلامت معنوی در این مراقبان تأکید میشود.
نازنین شاهدی جوقان، جمیله محتشمی، فاطمه علایی کرهرودی، نزهت شاکری، راضیه بیک میرزا،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: استوما در کودکان موجب تغییرات فیزیولوژیکی و روانی و کاهش اعتماد به نفس و کیفیت زندگی میشود. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارتهای خود مراقبتی استوما بر اعتماد به نفس و کیفیت زندگی کودکان 12-8 سال دارای استوما انجام گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی غیرتصادفی شده است که به صورت پیش آزمون و پس آزمون در بیمارستانهای آموزشی منتخب شهر تهران (مفید، حضرت علی اصغر و مرکز طبی) در سال 1395 انجام گرفته است. بدین منظور 36 کودک 12-8 سال دارای استوما به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به دو گروه 18 نفره مداخله و کنترل تقسیم شدند. جهت گروه مداخله، آموزش مهارتهای خود مراقبتی از استوما در 6 جلسه 45 دقیقهای ارایه شد و گروه کنترل از مراقبت معمول برخوردار شدند. در این مطالعه از پرسشنامههای کوپر اسمیت و کیفیت زندگی کیندل استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS نسخه 16 انجام گرفت.
یافتهها: آزمون آنالیز واریانس اندازههای تکراری اختلاف معناداری بین میانگینهای نمره کلی کیفیت زندگی در طول زمان (005/0>p) و دو گروه مداخله و کنترل (015/0=p) نشان داد، همچنین میانگینهای نمره اعتماد به نفس در طول زمان (004/0=p) و بین دو گروه مداخله و کنترل (047/0=p) متفاوت بود.
نتیجهگیری: آموزش مهارتهای خود مراقبتی به کودکان 12-8 سال دارای استوما، اعتماد به نفس و کیفیت زندگی این کودکان را افزایش داده است؛ لذا پرستاران میتوانند برای بیماران مشابه از آموزش مهارتهای خود مراقبتی استفاده کنند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20160802029166N2
زهرا سیدقلعه، مرضیه پازکیان،
دوره 25، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: موفقیت چک لیست جراحی ایمن در کاهش مرگ و میر و عوارض جراحی، به طور گستردهای وابسته به میزان انطباق با چک لیست و اجرای صحیح اجزای آن توسط تیم جراحی میباشد. هدف از این مطالعه تعیین چالشهای موجود در اجرای مؤثر چک لیست جراحی ایمن و ارایه راهکارهایی برای اجرای مؤثرتر آن است.
روش بررسی: در مرور سیستماتیک حاضر کلیه مقالههای کیفی مرتبط با اهداف مطالعه، چاپ شده از سال 2010 تا اکتبر 2018 بررسی شد. جستجو در پایگاه SID، Iran Medex، Iran doc، Magiran، PubMed/Medline، Web of Science، Scopus، ProQuest، Google Scholar، Cochrane library، Embase با کلید واژههای ایمنی بیمار، فرآیند جراحی، چک لیست، سازمان جهانی سلامت، علم اجرا، پژوهش کیفی، Patient safety، Operative، Surgical Procedures، Checklist، World Health Organization، Implementation Science، Qualitative Research انجام یافت. معیارهای ورود، مقالههای به زبان انگلیسی یا فارسی، مقالات کیفی و مرتبط با اهداف مطالعه بود. معیارهای خروج، مقالههای مروری، پوستر، سخنرانی، نامه به سردبیر و مطالعات کمی بود.
یافتهها: یافتههای حاصل از بررسی 14 مطالعه کیفی نشان داد که مهمترین چالشهای اجرای مؤثر چک لیست جراحی ایمن مربوط به اولویتهای غیرقابل پیشبینی، عدم همکاری و هماهنگی اعضای تیم جراحی، عدم تطبیق چک لیست با زمینه هر بیمارستان، عدم مشارکت بیمار و فقدان رویکرد برنامهریزی شده در اجرای چک لیست بوده است. همچنین راهکارهای بهبود اجرای چک لیست جراحی ایمن، عبارت است از بومیسازی چک لیست، بهبود همکاری و هماهنگی تمامی اعضای تیم، آموزش و تمرین، مشارکت دادن بیمار و رهبری سازمانی فعال.
نتیجهگیری: معرفی چک لیست جراحی ایمن در بخش مراقبتهای سلامت یک چالش دایمی است و نیازمند ارزیابیهای مستمر و ادغام آن با جریانهای کاری موجود در بیمارستان، رهبری فعال و مؤثر، توضیح چرایی و چگونگی استفاده از آن توسط مدیران و حمایت از جانب سازمان است. آموزش مداوم، ارزیابی عملکرد و مشارکت دادن تمامی اعضای تیم جراحی در اجرای چک لیست، عوامل کلیدی در اجرای مؤثر آن است.
لیلا صیادی، خاطره سیلانی، معصومه اکبری ساروئی ، الهام فقیهزاده،
دوره 25، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مانیتورینگ بیماران در بخشهای مراقبت ویژه قلبی به نظر اقدامی غیرتهاجمی و بیخطر است؛ اما میتواند پیامدهای غیرعمدی فاجعه باری را به دلیل ایجاد خستگی از آلارم در پی داشته باشد. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت آلارمهای سیستمهای مانیتورینگ و خستگی از آلارم پرستاران انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی توصیفی، در فاصله دی تا اسفند 1397 در بخشهای مراقبت ویژه قلبی یکی از بیمارستانهای استان فارس انجام گرفته است. وضعیت آلارمهای 24 دستگاه مانتیورینگ طی 100 ساعت و برای 100 بیمار تحت مانیتورینگ فیزیولوژیک مورد مشاهده قرار گرفت. بیماران تحت مانیتورینگ به صورت دردسترس و مستمر وارد مطالعه شدند. همچنین 62 پرستار شاغل در 5 بخش مراقبت ویژه قلبی به صورت سرشماری، پرسشنامه خستگی از آلارم را تکمیل نمودند. دادههای حاصل از مشاهده و نیز پرسشنامهها در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: آلارمهای صوتی دستگاههای مانیتورینگ خاموش و تنها آلارمهای بصری قابل ثبت بود. در آلارمهای بصری ثبت شده طی 100 ساعت، تعداد 131 آلارم (47/53%) تکنیکی، 40 آلارم (33/16%) کاذب و 38 آلارم (51/15%) از نوع مزاحم بود. آلارم واقعی یا حقیقی 36 آلارم (69/14%) بود. میانگین و انحراف معیار نمره خستگی از آلارم پرستاران (52/7) 04/21 بود و 50% پرستارها نمره خستگی بالاتر از حد متوسط داشتند.
نتیجهگیری: خاموش شدن آلارمهای صوتی میتواند منجر به ایجاد خطرات جدی برای بیماران شود. همچنین نسبت بالای تعداد آلارمهای تکنیکی، مزاحم و کاذب میتواند منجر به خستگی از آلارم پرستاران شود. اتخاذ راهکارهایی با توجه به دستورالعملهای استاندارد به منظور کاهش این آلارمها و نیز نظارت بر سیستمهای مانیتورینگهای فیزیولوژیک در بیمارستانها ضروری است. عدم توجه به این مسایل منجر به خستگی از آلارم پرستاران میشود که خود تبعات متعدد همچون به خطر افتادن ایمنی بیماران را در پی دارد.
فرزانه رشیدی فکاری، معصومه سیمبر، سعید صفری، فهیمه رشیدی فکاری، الهام مقدس اینانلو، لیلا ملایی،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: در واحد زنان و مامایی به دلیل مراجعات مکرر مراجعان اورژانس، داشتن تریاژ زنان و مامایی با کیفیت بالا ضروری است. با توجه به اهمیت ارتقای کیفیت خدمات در نظام سلامت، شفافسازی ابعاد و ویژگیهای مفهوم کیفیت تریاژ مامایی، برای تعیین معیارها و استانداردسازی کیفیت تریاژ مامایی کمککننده است. لذا، این مطالعه با هدف تبیین شاخص کیفیت تریاژ مامایی انجام یافته است.
روش بررسی: مطالعه کیفی حاضر از نوع تحلیل محتوای هدایت شده است. مشارکتکنندگان 15 نفر بودند، شامل ارایهکنندگان خدمت تریاژ مامایی و افراد متخصص و کلیدی در زمینه تریاژ مامایی. دادهها براساس مصاحبههای نیمه ساختار یافته عمیق جمعآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار MAXQDA نسخه 10 انجام یافت.
یافتهها: با انجام مصاحبههای عمیق و نیمه ساختار یافته، 824 کد اولیه پالایش نشده و 97 کد ادغام یافته استخراج شد. تبیین شاخص کیفیت تریاژ مامایی در سه طبقه اصلی شامل کیفیت فرآیند، کیفیت ساختار و پیامد تبیین گردید. کیفیت فرآیند شامل 35 کد در دو طبقه فرعی اقدامات و مراقبتها، تعاملات و ارتباطات، کیفیت ساختار شامل 51 کد در پنج طبقه فرعی: روال و روند تریاژ، الگو و استاندارد، وسایل و تجهیزات، فضای فیزیکی، نیروی انسانی و پیامد شامل 11 کد در پنج طبقه فرعی زمان انتظار، رضایتمندی، پیامدهای جسمی، روحی و روانی و هزینه بود.
نتیجهگیری: شاخص کیفیت تریاژ مامایی تحت تأثیر کیفیت فرآیند (اقدامات و مراقبتها، ارتباطات)، کیفیت ساختار (روال و روند تریاژ، الگو و استاندارد، وسایل و تجهیزات، فضای فیزیکی، نیروی انسانی)، پیامد (زمان انتظار، رضایتمندی، پیامدهای جسمی، روحی و روانی و هزینه) بود.
رقیه نوریزاده، عیسی محمدی، معصومه سیمبر، احمدرضا باغستانی،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: طی چرخه زندگی، عدهای از زنان، بارداری ناخواسته را تجربه میکنند. بنابراین مجبور به تصمیمگیری در مورد ختم یا تداوم بارداری هستند. اگرچه این فرآیند تصمیمگیری همواره رخ میدهد، اما تحقیقات کمی بر این فرآیند پیچیده، پویا، متغیر و وابسته به زمینه متمرکز شدهاند؛ لذا این مطالعه با هدف تبیین فرآیند تصمیمگیری جهت سقط یا تداوم در زنان دارای بارداری ناخواسته انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کیفی با رویکرد نظریه پایه است. جمعآوری دادهها از طریق مصاحبه غیرساختار یافته و عمیق با 29 مشارکتکننده طی اردیبهشت 1395 تا فروردین 1396 در شهر تبریز انجام گرفت. نمونهگیری به صورت هدفمند، آغاز و سپس تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل، همزمان با جمعآوری دادهها با استفاده از نسخه 10 نرمافزار MAXQDA انجام یافت.
یافتهها: تحلیل دادهها منجر به استخراج چهار طبقه محوری «تهدید پنداری»، «مقاومت آمیخته به تردید»، «منابع و ارزشهای مؤثر بر تصمیمگیری» و «قبول تصمیم و تأیید» با متغیر مرکزی تأییدپذیری شد؛ بدین معنی که فرآیند تصمیمگیری در زنان دارای بارداری ناخواسته با درک تهدید به عنوان دغدغه اصلی شروع میشود که این امر منجر به مقاومت آنها در برابر پذیرش بارداری ناخواسته میگردد. سپس مواجهه با تهدیدات ناشی از سقط، موجب تردید و دودلی در انجام سقط میشود. در این میان زنان، متأثر از ارزشهای اعتقادی و با توجه به منابع حمایتی، سعی به انتخاب مسیری دارند که حداقل آسیب و تهدید و حداکثر مقبولیت و تأییدپذیری را داشته باشد. قبول تصمیم و تأیید آن نیز پیامد و نتیجه فرآیند تعاملی تصمیمگیری است.
نتیجهگیری: آنچه که نظریه تصمیمگیری جهت سقط یا تداوم بارداری ناخواسته را از نظریههای عمومی تصمیمگیری متمایز میکند، تأییدپذیری آن از بعد اجتماعی میباشد. پذیرش اجتماعی سقط و فرزندآوری، همسو با ارزیابی اخلاقی از سن و مرحله رشد جنین، مسیر تصمیمگیری در بارداری ناخواسته را براساس تأییدپذیری آن هدایت میکند.
مینا حسن زاده، پروانه وصلی، فاطمه استبصاری، ملیحه نصیری،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبت از کودکان مبتلا به بیماری مزمن با فشار مراقبتی برای خانوادهها همراه بوده و روی خودکارآمدی آنها تأثیر میگذارد. مراقبت خانواده محور نیز میتواند با پیامدهای مثبت همراه باشد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط درک از مراقبت خانواده محور، خودکارآمدی و فشار مراقبتی در مادران کودکان مبتلا به بیماری مزمن انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی، در سال 1398 در مورد 220 نفر از مادران کودکان مبتلا به بیماری مزمن بستری در بیمارستانهای کودکان شهر تهران که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، انجام گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامههای درک والدین از مراقبت خانواده محور، خودکارآمدی درک شده مادران در مادری کردن و مقیاس تأثیر بر خانواده جمعآوری شد. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 18 و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی مانند آزمونهای همبستگی پیرسون و رگرسیون در سطح معناداری 05/0p< انجام یافت.
یافتهها: نتایج نشان داد درک از مراقبت خانواده محور با خودکارآمدی ارتباط مستقیم و با فشار مراقبتی ارتباط معکوس دارد (به ترتیب 001/0p< و 022/0=p)، به طوری که با افزایش 1 واحد در نمره درک از مراقبت خانواده محور، خودکارآمدی مادران به میزان 25/0 افزایش و فشار مراقبتی به میزان 23/0 کاهش مییابد. ارتباط معناداری بین خودکارآمدی و فشار مراقبتی یافت نشد (962/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به این که مراقبت خانواده محور منجر به افزایش خودکارآمدی و کاهش فشار مراقبتی میشود، پرستاران میتوانند با تقویت اجرای مراقبت خانواده محور، زمینه بهبود خودکارآمدی مادران و کاهش فشار مراقبتی آنها را فراهم سازند.
ناهید مهران، سپیده حاجیان، معصومه سیمبر، حمید علوی مجد،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: دوران بارداری و زایمان، یکی از مهمترین اتفاقات زندگی هر زن است که تحت حمایت اطرافیان به ویژه همسر میتواند تجربهای بهیادماندنی با پیامدهای مثبت مادری و نوزادی باشد. مداخلات متعددی در مورد ارتقای مشارکت مردان در این دوران انجام گرفته است، لذا این مطالعه با هدف مروری سیستماتیک بر مطالعات مبتنی بر مشارکت مردان در مراقبتهای پرهناتال انجام یافته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر، مروری سیستماتیک بر مقالات چاپ شده در زمینه راهکارهای ارتقای مشارکت مردان در دوران بارداری، زایمان و پس از زایمان (از سال 2000 تا 2019) است که براساس دستورالعمل PRISMA و جستجو توسط دو پژوهشگر در پایگاههای اطلاعاتی معتبر انجام یافته است. مطالعات تجربی و نیمه تجربی که در زمینه راهکارهای افزایش مشارکت مردان در دوران پریناتال در مجلات داخلی و بینالمللی چاپ شده بودند، وارد مطالعه شدند. ارزیابی کیفی مقالات با استفاده از چک لیست Jadad وCONSORT و استخراج دادهها براساس چک لیست پژوهشگر ساخته صورت گرفت.
یافتهها: در این مرور سیستماتیک، 4808 مقاله شناسایی شد که بعد از بررسی عناوین و در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج و بررسی متن کامل مقالات، نهایتاً 15 مقاله، وارد مطالعه شد. راهکارهای ارتقا، در چهار حیطه: زن محور، زوج محور، جامعه محور و تسهیلات محور طبقهبندی شد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه، جهت ارتقای مشارکت مردان در مراقبتهای پریناتال باید روی چهار حیطه زن محور، زوج محور، جامعه محور و تسهیلات محور برنامهریزی شود.
لیلا شابختی، کاملیا روحانی، مهسا مطبوعی، نرگس جعفری،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: توکوفوبیا به عنوان یک اختلال روانپزشکی برای اولین بار در سال ۲۰۰۰ معرفی شد. هدف از مطالعه حاضر پاسخ به چهار سؤال است: توکوفوبیا چیست و چگونه به وجود میآید؟ شیوع توکوفوبیا در دنیا چقدر است؟ علایم توکوفوبیا چیست؟ و راهکارهای کنترل و درمان توکوفوبیا چیست؟
روش بررسی: این مرور سیستماتیک در سال 1398 با جستجوی مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از ژانویه سال ۲۰۰۰ تا ژانویه سال ۲۰۱۸ در پایگاههای اطلاعاتی بین المللی PubMed، Scopus، Web of Science، Google Scholar، Science Direct و پایگاههای اطلاعاتی داخلی Magiran و SID به همراه جستجوی دستی در منابع انجام یافت.
یافتهها: پس از بررسی ۱۵۱ مقاله در نهایت ۱۶ مقاله وارد مطالعه شدند. نتایج نشان میدهد که توکوفوبیا، ترس شدید و پاتولوژیک از زایمان بوده و در طبقهبندی اختلالات روانپزشکی براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، نسخه چهارم (DSM-IV) به عنوان یک فوبیای اختصاصی تقسیمبندی میشود. اتیولوژی توکوفوبیا چند عاملی بوده و شیوع آن در زنان باردار در ۱۸ کشور جهان حدود 14% تخمین زده است. علایم این اختلال میتواند با بیخوابی، گریه، بیقراری، افسردگی و یا اضطراب و همچنین نگرانی شدید از زایمان ظاهر شود. راهبردهای روانشناسی، درمانهای شناختی- رفتاری و دارویی برای کاهش ترس زنان از زایمان در مطالعات مختلف به کار برده شده است.
نتیجهگیری: نتایج میتواند به عنوان یک راهنما برای شناسایی و غربالگری زنان در معرض خطر و همچنین اجرای مداخلات پرستاری و روان درمانی در مرحله پریناتال و زایمان به اعضای تیم بهداشتی- درمانی کمک کند.
نوشین بابایی، مریم رسولی، اعظم شیرینآبادی فراهانی، هومان منوچهری، راضیه بیکمیرزا، مریم ورزشنژاد،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: ثبت صحیح گزارش پرستاری، بیانگر عملکرد بالینی مطلوب پرستار و مطابقت آن با استانداردها است. تشخیصهای پرستاری ناندا یکی از مهمترین و پرکاربردترین عبارات استاندارد بینالمللی برای ثبت مراقبتهای پرستاری میباشد که لازم است ثبت مراقبتها بر این اساس صورت گیرد. این مطالعه با هدف تعیین میزان انطباق و فراوانی تشخیصهای پرستاری ثبت شده در بخش انکولوژی کودکان با عبارات تشخیصهای پرستاری سیستم طبقهبندی ناندا انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی گزارشهای پرستاری ثبت شده در پروندههای کودکان بستری در بخشهای آنکولوژی کودکان دو بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سه ماهه نخست سال 1395 مورد بررسی قرار گرفت. نمونهگیری به روش سرشماری پروندهها و در 3 ماه متوالی انجام یافت. در مجموع 86 پرونده و 3701 گزارش پرستاری مورد بررسی قرار گرفت. مستندات پرستاران از طریق تحلیل محتوای آشکار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، عبارات به دست آمده با تشخیصهای پرستاری سیستم طبقهبندی ناندا انطباق داده شد و میزان انطباق و فراوانی تشخیصهای پرستاری استخراج شده تعیین شد.
یافتهها: میزان کلی انطباق تشخیصهای استخراج شده از گزارشهای پرستاری با تشخیصهای پرستاری ناندا، 7/14% بود. بیشترین تشخیصهای پرستاری، تشخیصهای مرتبط با دستهبندی ایمنی/ حفاظت، با میزان 95/47% و بعد از آن تشخیصهای مربوط به دستهبندی تغذیه به میزان42/24% و در نهایت تشخیصهای پرستاری مرتبط با دستهبندی آسایش به میزان 8/12% بود.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در حال حاضر در ثبت مراقبتهای پرستاری از چارچوبهای استانداردی مانند فرآیند پرستاری و تشخیصهای پرستاری ناندا به میزان بسیار محدود استفاده میشود. پیشنهاد میشود آموزشهای کاربردی برای افزایش دانش و انگیزه جهت بهکارگیری تشخیصهای پرستاری ناندا، داده شود.