کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
50 نتیجه برای موضوع مقاله:
فرشته ملایی، فریبا برهانی، عباس عباسزاده، مهدی خبازخوب،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان به عنوان یکی از شایعترین بیماریها در سطح جهان با مشکلات روانی، جسمی، اجتماعی و مالی همراه است. این مسایل نه تنها بیمار، بلکه خانواده بیمار را نیز تحتالشعاع قرار میدهد و باعث ایجاد بار مراقبتی میشود. برخی مطالعات نشان داده که سلامت معنوی در کاهش بار مراقبتی مؤثر است. از این رو تحقیق حاضر با هدف تعیین ارتباط بین سلامت معنوی و بار مراقبتی در مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به سرطان انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی- همبستگی 150 مراقب خانوادگی بیماران مبتلا به سرطان مراجعهکننده به بیمارستانهای آیت الله طالقانی، شهدای تجریش، مسیح دانشوری و امام حسین (ع) شهر تهران از مرداد تا آبان ماه 1396 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود و دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آماری همبستگی پیرسون، اسپیرمن، تیمستقل، تحلیل واریانس و رگرسیون چندگانه در سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره سلامت معنوی و بار مراقبتی مراقبان خانوادگی مورد مطالعه به ترتیب 70/17±36/90 و 79/11±54/25 بود. بین سلامت معنوی و اجزایش (سلامت مذهبی و وجودی) و بار مراقبتی ارتباط معنادار مشاهده شد (001/0p< ، 421/0-=r). نتیجه آزمون رگرسیون نشان داد که متغیر سلامت معنوی به طور معناداری بار مراقبتی را پیشبینی میکند.
نتیجهگیری: مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به سرطان در طول مراقبت متحمل بار مراقبتی میشوند که این بار مراقبتی با سلامت معنوی آنها مرتبط است. از این رو توجه به سلامت معنوی در این مراقبان تأکید میشود.
نازنین شاهدی جوقان، جمیله محتشمی، فاطمه علایی کرهرودی، نزهت شاکری، راضیه بیک میرزا،
دوره 24، شماره 4 - ( 10-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: استوما در کودکان موجب تغییرات فیزیولوژیکی و روانی و کاهش اعتماد به نفس و کیفیت زندگی میشود. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارتهای خود مراقبتی استوما بر اعتماد به نفس و کیفیت زندگی کودکان 12-8 سال دارای استوما انجام گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی غیرتصادفی شده است که به صورت پیش آزمون و پس آزمون در بیمارستانهای آموزشی منتخب شهر تهران (مفید، حضرت علی اصغر و مرکز طبی) در سال 1395 انجام گرفته است. بدین منظور 36 کودک 12-8 سال دارای استوما به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به دو گروه 18 نفره مداخله و کنترل تقسیم شدند. جهت گروه مداخله، آموزش مهارتهای خود مراقبتی از استوما در 6 جلسه 45 دقیقهای ارایه شد و گروه کنترل از مراقبت معمول برخوردار شدند. در این مطالعه از پرسشنامههای کوپر اسمیت و کیفیت زندگی کیندل استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS نسخه 16 انجام گرفت.
یافتهها: آزمون آنالیز واریانس اندازههای تکراری اختلاف معناداری بین میانگینهای نمره کلی کیفیت زندگی در طول زمان (005/0>p) و دو گروه مداخله و کنترل (015/0=p) نشان داد، همچنین میانگینهای نمره اعتماد به نفس در طول زمان (004/0=p) و بین دو گروه مداخله و کنترل (047/0=p) متفاوت بود.
نتیجهگیری: آموزش مهارتهای خود مراقبتی به کودکان 12-8 سال دارای استوما، اعتماد به نفس و کیفیت زندگی این کودکان را افزایش داده است؛ لذا پرستاران میتوانند برای بیماران مشابه از آموزش مهارتهای خود مراقبتی استفاده کنند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20160802029166N2
زهرا سیدقلعه، مرضیه پازکیان،
دوره 25، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: موفقیت چک لیست جراحی ایمن در کاهش مرگ و میر و عوارض جراحی، به طور گستردهای وابسته به میزان انطباق با چک لیست و اجرای صحیح اجزای آن توسط تیم جراحی میباشد. هدف از این مطالعه تعیین چالشهای موجود در اجرای مؤثر چک لیست جراحی ایمن و ارایه راهکارهایی برای اجرای مؤثرتر آن است.
روش بررسی: در مرور سیستماتیک حاضر کلیه مقالههای کیفی مرتبط با اهداف مطالعه، چاپ شده از سال 2010 تا اکتبر 2018 بررسی شد. جستجو در پایگاه SID، Iran Medex، Iran doc، Magiran، PubMed/Medline، Web of Science، Scopus، ProQuest، Google Scholar، Cochrane library، Embase با کلید واژههای ایمنی بیمار، فرآیند جراحی، چک لیست، سازمان جهانی سلامت، علم اجرا، پژوهش کیفی، Patient safety، Operative، Surgical Procedures، Checklist، World Health Organization، Implementation Science، Qualitative Research انجام یافت. معیارهای ورود، مقالههای به زبان انگلیسی یا فارسی، مقالات کیفی و مرتبط با اهداف مطالعه بود. معیارهای خروج، مقالههای مروری، پوستر، سخنرانی، نامه به سردبیر و مطالعات کمی بود.
یافتهها: یافتههای حاصل از بررسی 14 مطالعه کیفی نشان داد که مهمترین چالشهای اجرای مؤثر چک لیست جراحی ایمن مربوط به اولویتهای غیرقابل پیشبینی، عدم همکاری و هماهنگی اعضای تیم جراحی، عدم تطبیق چک لیست با زمینه هر بیمارستان، عدم مشارکت بیمار و فقدان رویکرد برنامهریزی شده در اجرای چک لیست بوده است. همچنین راهکارهای بهبود اجرای چک لیست جراحی ایمن، عبارت است از بومیسازی چک لیست، بهبود همکاری و هماهنگی تمامی اعضای تیم، آموزش و تمرین، مشارکت دادن بیمار و رهبری سازمانی فعال.
نتیجهگیری: معرفی چک لیست جراحی ایمن در بخش مراقبتهای سلامت یک چالش دایمی است و نیازمند ارزیابیهای مستمر و ادغام آن با جریانهای کاری موجود در بیمارستان، رهبری فعال و مؤثر، توضیح چرایی و چگونگی استفاده از آن توسط مدیران و حمایت از جانب سازمان است. آموزش مداوم، ارزیابی عملکرد و مشارکت دادن تمامی اعضای تیم جراحی در اجرای چک لیست، عوامل کلیدی در اجرای مؤثر آن است.
لیلا صیادی، خاطره سیلانی، معصومه اکبری ساروئی ، الهام فقیهزاده،
دوره 25، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مانیتورینگ بیماران در بخشهای مراقبت ویژه قلبی به نظر اقدامی غیرتهاجمی و بیخطر است؛ اما میتواند پیامدهای غیرعمدی فاجعه باری را به دلیل ایجاد خستگی از آلارم در پی داشته باشد. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت آلارمهای سیستمهای مانیتورینگ و خستگی از آلارم پرستاران انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی توصیفی، در فاصله دی تا اسفند 1397 در بخشهای مراقبت ویژه قلبی یکی از بیمارستانهای استان فارس انجام گرفته است. وضعیت آلارمهای 24 دستگاه مانتیورینگ طی 100 ساعت و برای 100 بیمار تحت مانیتورینگ فیزیولوژیک مورد مشاهده قرار گرفت. بیماران تحت مانیتورینگ به صورت دردسترس و مستمر وارد مطالعه شدند. همچنین 62 پرستار شاغل در 5 بخش مراقبت ویژه قلبی به صورت سرشماری، پرسشنامه خستگی از آلارم را تکمیل نمودند. دادههای حاصل از مشاهده و نیز پرسشنامهها در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: آلارمهای صوتی دستگاههای مانیتورینگ خاموش و تنها آلارمهای بصری قابل ثبت بود. در آلارمهای بصری ثبت شده طی 100 ساعت، تعداد 131 آلارم (47/53%) تکنیکی، 40 آلارم (33/16%) کاذب و 38 آلارم (51/15%) از نوع مزاحم بود. آلارم واقعی یا حقیقی 36 آلارم (69/14%) بود. میانگین و انحراف معیار نمره خستگی از آلارم پرستاران (52/7) 04/21 بود و 50% پرستارها نمره خستگی بالاتر از حد متوسط داشتند.
نتیجهگیری: خاموش شدن آلارمهای صوتی میتواند منجر به ایجاد خطرات جدی برای بیماران شود. همچنین نسبت بالای تعداد آلارمهای تکنیکی، مزاحم و کاذب میتواند منجر به خستگی از آلارم پرستاران شود. اتخاذ راهکارهایی با توجه به دستورالعملهای استاندارد به منظور کاهش این آلارمها و نیز نظارت بر سیستمهای مانیتورینگهای فیزیولوژیک در بیمارستانها ضروری است. عدم توجه به این مسایل منجر به خستگی از آلارم پرستاران میشود که خود تبعات متعدد همچون به خطر افتادن ایمنی بیماران را در پی دارد.
فرزانه رشیدی فکاری، معصومه سیمبر، سعید صفری، فهیمه رشیدی فکاری، الهام مقدس اینانلو، لیلا ملایی،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: در واحد زنان و مامایی به دلیل مراجعات مکرر مراجعان اورژانس، داشتن تریاژ زنان و مامایی با کیفیت بالا ضروری است. با توجه به اهمیت ارتقای کیفیت خدمات در نظام سلامت، شفافسازی ابعاد و ویژگیهای مفهوم کیفیت تریاژ مامایی، برای تعیین معیارها و استانداردسازی کیفیت تریاژ مامایی کمککننده است. لذا، این مطالعه با هدف تبیین شاخص کیفیت تریاژ مامایی انجام یافته است.
روش بررسی: مطالعه کیفی حاضر از نوع تحلیل محتوای هدایت شده است. مشارکتکنندگان 15 نفر بودند، شامل ارایهکنندگان خدمت تریاژ مامایی و افراد متخصص و کلیدی در زمینه تریاژ مامایی. دادهها براساس مصاحبههای نیمه ساختار یافته عمیق جمعآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار MAXQDA نسخه 10 انجام یافت.
یافتهها: با انجام مصاحبههای عمیق و نیمه ساختار یافته، 824 کد اولیه پالایش نشده و 97 کد ادغام یافته استخراج شد. تبیین شاخص کیفیت تریاژ مامایی در سه طبقه اصلی شامل کیفیت فرآیند، کیفیت ساختار و پیامد تبیین گردید. کیفیت فرآیند شامل 35 کد در دو طبقه فرعی اقدامات و مراقبتها، تعاملات و ارتباطات، کیفیت ساختار شامل 51 کد در پنج طبقه فرعی: روال و روند تریاژ، الگو و استاندارد، وسایل و تجهیزات، فضای فیزیکی، نیروی انسانی و پیامد شامل 11 کد در پنج طبقه فرعی زمان انتظار، رضایتمندی، پیامدهای جسمی، روحی و روانی و هزینه بود.
نتیجهگیری: شاخص کیفیت تریاژ مامایی تحت تأثیر کیفیت فرآیند (اقدامات و مراقبتها، ارتباطات)، کیفیت ساختار (روال و روند تریاژ، الگو و استاندارد، وسایل و تجهیزات، فضای فیزیکی، نیروی انسانی)، پیامد (زمان انتظار، رضایتمندی، پیامدهای جسمی، روحی و روانی و هزینه) بود.
رقیه نوریزاده، عیسی محمدی، معصومه سیمبر، احمدرضا باغستانی،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: طی چرخه زندگی، عدهای از زنان، بارداری ناخواسته را تجربه میکنند. بنابراین مجبور به تصمیمگیری در مورد ختم یا تداوم بارداری هستند. اگرچه این فرآیند تصمیمگیری همواره رخ میدهد، اما تحقیقات کمی بر این فرآیند پیچیده، پویا، متغیر و وابسته به زمینه متمرکز شدهاند؛ لذا این مطالعه با هدف تبیین فرآیند تصمیمگیری جهت سقط یا تداوم در زنان دارای بارداری ناخواسته انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کیفی با رویکرد نظریه پایه است. جمعآوری دادهها از طریق مصاحبه غیرساختار یافته و عمیق با 29 مشارکتکننده طی اردیبهشت 1395 تا فروردین 1396 در شهر تبریز انجام گرفت. نمونهگیری به صورت هدفمند، آغاز و سپس تا مرحله اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل، همزمان با جمعآوری دادهها با استفاده از نسخه 10 نرمافزار MAXQDA انجام یافت.
یافتهها: تحلیل دادهها منجر به استخراج چهار طبقه محوری «تهدید پنداری»، «مقاومت آمیخته به تردید»، «منابع و ارزشهای مؤثر بر تصمیمگیری» و «قبول تصمیم و تأیید» با متغیر مرکزی تأییدپذیری شد؛ بدین معنی که فرآیند تصمیمگیری در زنان دارای بارداری ناخواسته با درک تهدید به عنوان دغدغه اصلی شروع میشود که این امر منجر به مقاومت آنها در برابر پذیرش بارداری ناخواسته میگردد. سپس مواجهه با تهدیدات ناشی از سقط، موجب تردید و دودلی در انجام سقط میشود. در این میان زنان، متأثر از ارزشهای اعتقادی و با توجه به منابع حمایتی، سعی به انتخاب مسیری دارند که حداقل آسیب و تهدید و حداکثر مقبولیت و تأییدپذیری را داشته باشد. قبول تصمیم و تأیید آن نیز پیامد و نتیجه فرآیند تعاملی تصمیمگیری است.
نتیجهگیری: آنچه که نظریه تصمیمگیری جهت سقط یا تداوم بارداری ناخواسته را از نظریههای عمومی تصمیمگیری متمایز میکند، تأییدپذیری آن از بعد اجتماعی میباشد. پذیرش اجتماعی سقط و فرزندآوری، همسو با ارزیابی اخلاقی از سن و مرحله رشد جنین، مسیر تصمیمگیری در بارداری ناخواسته را براساس تأییدپذیری آن هدایت میکند.
مینا حسن زاده، پروانه وصلی، فاطمه استبصاری، ملیحه نصیری،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبت از کودکان مبتلا به بیماری مزمن با فشار مراقبتی برای خانوادهها همراه بوده و روی خودکارآمدی آنها تأثیر میگذارد. مراقبت خانواده محور نیز میتواند با پیامدهای مثبت همراه باشد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط درک از مراقبت خانواده محور، خودکارآمدی و فشار مراقبتی در مادران کودکان مبتلا به بیماری مزمن انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی، در سال 1398 در مورد 220 نفر از مادران کودکان مبتلا به بیماری مزمن بستری در بیمارستانهای کودکان شهر تهران که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، انجام گرفت. دادهها با استفاده از پرسشنامههای درک والدین از مراقبت خانواده محور، خودکارآمدی درک شده مادران در مادری کردن و مقیاس تأثیر بر خانواده جمعآوری شد. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 18 و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی مانند آزمونهای همبستگی پیرسون و رگرسیون در سطح معناداری 05/0p< انجام یافت.
یافتهها: نتایج نشان داد درک از مراقبت خانواده محور با خودکارآمدی ارتباط مستقیم و با فشار مراقبتی ارتباط معکوس دارد (به ترتیب 001/0p< و 022/0=p)، به طوری که با افزایش 1 واحد در نمره درک از مراقبت خانواده محور، خودکارآمدی مادران به میزان 25/0 افزایش و فشار مراقبتی به میزان 23/0 کاهش مییابد. ارتباط معناداری بین خودکارآمدی و فشار مراقبتی یافت نشد (962/0=p).
نتیجهگیری: با توجه به این که مراقبت خانواده محور منجر به افزایش خودکارآمدی و کاهش فشار مراقبتی میشود، پرستاران میتوانند با تقویت اجرای مراقبت خانواده محور، زمینه بهبود خودکارآمدی مادران و کاهش فشار مراقبتی آنها را فراهم سازند.
ناهید مهران، سپیده حاجیان، معصومه سیمبر، حمید علوی مجد،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: دوران بارداری و زایمان، یکی از مهمترین اتفاقات زندگی هر زن است که تحت حمایت اطرافیان به ویژه همسر میتواند تجربهای بهیادماندنی با پیامدهای مثبت مادری و نوزادی باشد. مداخلات متعددی در مورد ارتقای مشارکت مردان در این دوران انجام گرفته است، لذا این مطالعه با هدف مروری سیستماتیک بر مطالعات مبتنی بر مشارکت مردان در مراقبتهای پرهناتال انجام یافته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر، مروری سیستماتیک بر مقالات چاپ شده در زمینه راهکارهای ارتقای مشارکت مردان در دوران بارداری، زایمان و پس از زایمان (از سال 2000 تا 2019) است که براساس دستورالعمل PRISMA و جستجو توسط دو پژوهشگر در پایگاههای اطلاعاتی معتبر انجام یافته است. مطالعات تجربی و نیمه تجربی که در زمینه راهکارهای افزایش مشارکت مردان در دوران پریناتال در مجلات داخلی و بینالمللی چاپ شده بودند، وارد مطالعه شدند. ارزیابی کیفی مقالات با استفاده از چک لیست Jadad وCONSORT و استخراج دادهها براساس چک لیست پژوهشگر ساخته صورت گرفت.
یافتهها: در این مرور سیستماتیک، 4808 مقاله شناسایی شد که بعد از بررسی عناوین و در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج و بررسی متن کامل مقالات، نهایتاً 15 مقاله، وارد مطالعه شد. راهکارهای ارتقا، در چهار حیطه: زن محور، زوج محور، جامعه محور و تسهیلات محور طبقهبندی شد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه، جهت ارتقای مشارکت مردان در مراقبتهای پریناتال باید روی چهار حیطه زن محور، زوج محور، جامعه محور و تسهیلات محور برنامهریزی شود.
لیلا شابختی، کاملیا روحانی، مهسا مطبوعی، نرگس جعفری،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: توکوفوبیا به عنوان یک اختلال روانپزشکی برای اولین بار در سال ۲۰۰۰ معرفی شد. هدف از مطالعه حاضر پاسخ به چهار سؤال است: توکوفوبیا چیست و چگونه به وجود میآید؟ شیوع توکوفوبیا در دنیا چقدر است؟ علایم توکوفوبیا چیست؟ و راهکارهای کنترل و درمان توکوفوبیا چیست؟
روش بررسی: این مرور سیستماتیک در سال 1398 با جستجوی مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از ژانویه سال ۲۰۰۰ تا ژانویه سال ۲۰۱۸ در پایگاههای اطلاعاتی بین المللی PubMed، Scopus، Web of Science، Google Scholar، Science Direct و پایگاههای اطلاعاتی داخلی Magiran و SID به همراه جستجوی دستی در منابع انجام یافت.
یافتهها: پس از بررسی ۱۵۱ مقاله در نهایت ۱۶ مقاله وارد مطالعه شدند. نتایج نشان میدهد که توکوفوبیا، ترس شدید و پاتولوژیک از زایمان بوده و در طبقهبندی اختلالات روانپزشکی براساس راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، نسخه چهارم (DSM-IV) به عنوان یک فوبیای اختصاصی تقسیمبندی میشود. اتیولوژی توکوفوبیا چند عاملی بوده و شیوع آن در زنان باردار در ۱۸ کشور جهان حدود 14% تخمین زده است. علایم این اختلال میتواند با بیخوابی، گریه، بیقراری، افسردگی و یا اضطراب و همچنین نگرانی شدید از زایمان ظاهر شود. راهبردهای روانشناسی، درمانهای شناختی- رفتاری و دارویی برای کاهش ترس زنان از زایمان در مطالعات مختلف به کار برده شده است.
نتیجهگیری: نتایج میتواند به عنوان یک راهنما برای شناسایی و غربالگری زنان در معرض خطر و همچنین اجرای مداخلات پرستاری و روان درمانی در مرحله پریناتال و زایمان به اعضای تیم بهداشتی- درمانی کمک کند.
نوشین بابایی، مریم رسولی، اعظم شیرینآبادی فراهانی، هومان منوچهری، راضیه بیکمیرزا، مریم ورزشنژاد،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: ثبت صحیح گزارش پرستاری، بیانگر عملکرد بالینی مطلوب پرستار و مطابقت آن با استانداردها است. تشخیصهای پرستاری ناندا یکی از مهمترین و پرکاربردترین عبارات استاندارد بینالمللی برای ثبت مراقبتهای پرستاری میباشد که لازم است ثبت مراقبتها بر این اساس صورت گیرد. این مطالعه با هدف تعیین میزان انطباق و فراوانی تشخیصهای پرستاری ثبت شده در بخش انکولوژی کودکان با عبارات تشخیصهای پرستاری سیستم طبقهبندی ناندا انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی گزارشهای پرستاری ثبت شده در پروندههای کودکان بستری در بخشهای آنکولوژی کودکان دو بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سه ماهه نخست سال 1395 مورد بررسی قرار گرفت. نمونهگیری به روش سرشماری پروندهها و در 3 ماه متوالی انجام یافت. در مجموع 86 پرونده و 3701 گزارش پرستاری مورد بررسی قرار گرفت. مستندات پرستاران از طریق تحلیل محتوای آشکار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، عبارات به دست آمده با تشخیصهای پرستاری سیستم طبقهبندی ناندا انطباق داده شد و میزان انطباق و فراوانی تشخیصهای پرستاری استخراج شده تعیین شد.
یافتهها: میزان کلی انطباق تشخیصهای استخراج شده از گزارشهای پرستاری با تشخیصهای پرستاری ناندا، 7/14% بود. بیشترین تشخیصهای پرستاری، تشخیصهای مرتبط با دستهبندی ایمنی/ حفاظت، با میزان 95/47% و بعد از آن تشخیصهای مربوط به دستهبندی تغذیه به میزان42/24% و در نهایت تشخیصهای پرستاری مرتبط با دستهبندی آسایش به میزان 8/12% بود.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در حال حاضر در ثبت مراقبتهای پرستاری از چارچوبهای استانداردی مانند فرآیند پرستاری و تشخیصهای پرستاری ناندا به میزان بسیار محدود استفاده میشود. پیشنهاد میشود آموزشهای کاربردی برای افزایش دانش و انگیزه جهت بهکارگیری تشخیصهای پرستاری ناندا، داده شود.
حکیمه اسکندری سبزی، اعظم شیرین آبادی فراهانی، مریم رسولی، لیلا خانعلی مجن، راضیه بیکمیرزا، مریم حیدری،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: ابتلا به سرطان در دوره نوجوانی باعث ناتوانی شده و دستیابی به وظایف مهم این دوران را دچار اختلال میکند. با توجه این که مسایل معنوی پیچیدهای پیش روی نوجوانان قرار دارد، با تأکید بر آنها میتوان چارچوب منحصر به فردی را برای درک و مقابله با بیماری فراهم کرد. این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با مقابله معنوی نوجوانان مبتلا به سرطان براساس الگوی «تعالی نفس Reed» انجام گرفته است.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- همبستگی، تعداد 270 نوجوان مبتلا به سرطان مراجعهکننده به بیمارستانهای تابع دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی شهر تهران در سال 98-1397، به صورت در دسترس، انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامههای «ویژگیهای جمعیتشناختی و بالینی»، «مقابله معنوی نوجوانان»، «امیدواری نوجوانان»، «تعالینفس- نسخه نوجوانان» و «مقابله نوجوانان» جمعآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 19 و روشهای آماری توصیفی و آزمونهای کروسکال-والیس، کولموگروف–اسمیرنوف، ضریب همبستگی اسپیرمن و تحلیل مسیر انجام یافت.
یافتهها: براساس ضریب همبستگی اسپیرمن، ارتباط امیدواری (440/0=rs و 001/0>p)، مقابله (149/0=rs و 015/0=p) و تعالی نفس (143/0=rs و 019/0=p) با مقابله معنوی نوجوانان مثبت و معنادار بود. همچنین نتایج تحلیل مسیر برازش الگوی تعالی نفس Reed نشان میدهد متغیرهای امیدواری و تعالی نفس به صورت مستقیم و متغیر مقابله به صورت غیرمستقیم و از طریق متغیر واسطه تعالی نفس، بر مقابله معنوی در نوجوانان تأثیرگذار بوده است.
نتیجهگیری: متغیرهای امیدواری، مقابله و تعالی نفس از عوامل مرتبط با مقابله معنوی در نوجوانان مبتلا به سرطان بوده است و الگوی تعالی نفس Reed در نوجوانان ایرانی مبتلا به سرطان برازش دارد. بنابراین پرستاران به عنوان اولین ارایهدهندگان مراقبت، میتوانند با تمرکز بر این الگو و با دستکاری در متغیرهای مختلف آن، مقابله معنوی را در نوجوانان افزایش دهند.
شیما سادات آقاحسینی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری نوظهور کووید-19 به یک بحران سلامت در جهان تبدیل شده و بر ابعاد مختلف زندگی انسانها تأثیر گذاشته است. درک و آگاهی از آنچه بیماران مبتلا به این بیماری تجربه میکنند به منظور مراقبت صحیح و جامع از آنان ضروری است. تحقیق حاضر با هدف شناخت تجارب زیسته بیماران بهبود یافته مبتلا به کووید-19 انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر مبتنی بر رویکرد کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری است که در سال 1400 انجام گرفت. بدین منظور 13 بیمار بهبود یافته مبتلا به کووید-19 به روش مبتنی بر هدف براساس معیارهای ورود انتخاب شدند. جهت جمعآوری دادهها از مصاحبههای عمیق و نیمه ساختارمند استفاده شد. متن مصاحبهها ضبط و پس از نوشته شدن، با رویکرد هرمنیوتیک به روش Van Manen و براساس موثق بودن دادههای کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: از تحلیل دادهها چهار درونمایه اصلی شامل: «ترس از مرگ قریبالوقوع»، «زندگی در حصار»، «دغدغههای خانوادگی» و «رنج محدودیت» به دست آمد.
نتیجهگیری: تجربیات بیماران از ابتلا به بیماری کووید-19 نشان داد که این بیماری روی ابعاد جسمانی، روانی، اقتصادی، خانوادگی و اجتماعی افراد تأثیر میگذارد. لذا درک چالشها، تجربهها و دغدغههای بیماران پیرامون ابتلا به این بیماری، میتواند به تصمیمگیران اجرایی، کارکنان مراقبتهای درمانی و بهداشتی و متخصصان بهداشت روان نسبت به درک و آگاهی جامع از پیامدهای آن، کمک کند.
رضوان رحیمی، اکرم فتحیان، بتول خوندابی، افسانه صدوقیاصل،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بخش عمده نیروی انسانی نظام سلامت را کارکنان پرستاری تشکیل دادهاند. بهکارگیری فناوریهای دیجیتال از جمله برنامههای کاربردی سلامت همراه، در ارتقای سطح کیفیت مراقبتهای سلامت ارایه شده توسط کارکنان پرستاری مهم و تأثیرگذار است. برهمین اساس هدف اصلی این مطالعه تعیین میزان بهکارگیری برنامههای کاربردی سلامت همراه، توسط پرستاران برای اهداف حرفهای در دوران همهگیری کووید-19بوده است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کاربردی است که به روش توصیفی- مقطعی در سال ۱۴۰۰ انجام گرفته است. جامعه پژوهش پرستاران چهار بیمارستان دولتی شهر اصفهان بودند. روش نمونهگیری تصادفی خوشهای یک مرحلهای بود. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه بود که روایی و پایایی آن بررسی گردید. تحلیل دادهها با استفاده از آمارهای توصیفی-تحلیلی در نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ انجام یافته است.
یافتهها: دادههای ۹۳ پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. 44/63% از پرستاران، همراه با دلیل پاسخ دادند که از این برنامههای کاربردی استفاده نمیکنند. نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از برنامههای کاربردی در بین پرستاران رایج نیست، همچنین آنان نیاز به آموزش جهت استفاده از این برنامهها دارند. پرستاران نگرانیهایی در مورد کیفیت برنامههای کاربردی داشتند. پرستاران معتقد بودند که استفاده از برنامه کاربردی در انجام وظایف پرستاری در دوران کووید-19 کمککننده خواهد بود.
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه، برنامهریزی جهت توسعه برنامههای کاربردی متناسب با نیاز پرستاران، آموزش پرستاران در راستای استفاده و توصیه بهکارگیری این برنامهها در محیطهای بالینی توصیه میشود. همچنین، نیاز است تا ابزارها و کارگروههای تخصصی ارزیابی برای بازبینی و ارایه گزارش در مورد کیفیت برنامههای کاربردی حوزه سلامت فراهم و اجرا شود.
مینا هاشمی پرست، ابراهیم علیافسری ممقانی، فرزانه سلیمانی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: وضعیت ناشی از پاندمی کرونا پرستاران را با چالشهای اخلاقی متعددی مواجه کرده و سبب تشدید دیسترسهای اخلاقی در محیط بالین شده است. لذا با توجه به اهمیت نقش پرستاران در همهگیریها، این مطالعه با هدف تعیین شدت و تکرار دیسترسهای اخلاقی در دوران شیوع کووید-19 در پرستاران شاغل در بخشهای بالینی بیمارستانهای آموزشی انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی است که در مورد ۱۷۴ نفر از پرستاران شاغل در بخشهای داخلی- جراحی، مراقبتهای ویژه، کودکان و اورژانس بیمارستانهای آموزشی شهر مراغه در سال 1400-1399 انجام گرفته است. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه مشخصات جمعیتشناختی و نسخه بازبینی شده پرسشنامه استاندارد دیسترس اخلاقی کورلی بود.
یافتهها: میانه (چارک اول-چارک سوم) شدت و تکرار دیسترس اخلاقی تجربه شده به ترتیب 54 (44-59) و 52 (43-58) بود. میانه (چارک اول-چارک سوم) دیسترس اخلاقی در بخشهای مراقبت ویژه و اورژانس به ترتیب (51-59) 56 و (43-51) 46 بود که در مقایسه با سایر بخشها شدت بیشتری داشت. کمترین میزان تجربه دیسترس اخلاقی در بخش کودکان با میانه (چارک اول-چارک سوم) (34-54) 52 بود. میانه (چارک اول-چارک سوم) تکرار و شدت تجربه دیسترس اخلاقی در مردان به ترتیب (41-59) 48 و (43-59) 50 و به صورت معناداری بیشتر از زنان بود (001/0>p). شدت و تکرار تجربه دیسترس اخلاقی با سن و سابقه کار رابطه آماری معنادار داشت (05/0p>) به گونهای که با افزایش سن و سابقه کاری شدت و فراوانی دیسترس اخلاقی تجربه شده کاهش مییافت.
نتیجهگیری: با توجه به فراوانی بالای دیسترس اخلاقی در پرستاران در دوران پاندمی کووید-19 در بخشهای بالینی خاص، بهکارگیری راهبردهای مدیریتی به منظور بهبود شرایط کاری و ایجاد فضایی مثبت، میتواند راهگشا باشد. به نظر میرسد برگزاری دورههای روشهای مقابله با دیسترسهای اخلاقی در پرستاران در شرایط پاندمی کووید-19 راهکار عملی مناسبی باشد.
سولماز موسوی، مهرزاد سلوکی، احسان شمسی گوشکی، علیرضا پارساپور،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اعتباربخشی بیمارستانها نقش به سزایی در ارتقای کیفیت، ایمنی و اثربخشی خدمات درمانی ارایه شده و افزایش کارایی بیمارستانها دارد. اثربخشی سیستم اعتباربخشی به کیفیت استانداردهای اعتباربخشی، هماهنگی و جامعیت روش اعتباربخشی و کمیت و کیفیت ارزیابان اعتباربخشی بستگی دارد. لزوم وجود سنجههای مناسب برای بررسی و ارزیابی اجرای منشور حقوق بیمار در اعتباربخشی بیمارستانها حایز اهمیت است. این مطالعه با هدف تبیین چالشهای حقوق بیمار در نظام اعتباربخشی بیمارستانهای ایران انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل محتوی قراردادی در سال 1399 با مشارکت 13 فرد ذیربط و آگاه، براساس معیارهای ورود انجام یافت. به موازات انجام مصاحبههای نیمه ساختار یافته با هدف بررسی جامعیت، پوشش مؤلفههای حقوق بیمار توسط سنجههای اعتباربخشی در 4 جلسه بررسی شد. روند تحلیل دادهها براساس روش Graneheim و Lundman انجام گرفت.
یافتهها: چالشهای حقوق بیمار در نظام اعتباربخشی با دو درونمایه «نقصانهای محتوایی استانداردهای اعتباربخشی بیمارستانها» و «چالشهای مدیریتی نظام اعتباربخشی» تبیین شد.
نتیجهگیری: اعتباربخشی نقش مؤثر و جدی در ارتقا و بهبود خدمات بیمارستانی داشته و میتواند به خوبی ناظر بر رعایت حقوقگیرنده خدمات و همچنین منشور حقوق بیماران باشد. این پژوهش اطلاعات مفیدی را در زمینه نقصانهای محتوایی استانداردهای اعتباربخشی کشور در حیطه حقوقگیرنده خدمت و چالشهای اجرایی آن در اختیار میگذارد که میتواند مورد استفاده سیاستگذاران مربوط واقع شود.
پروانه وصلی، زهره کمیجانی، میمنت حسینی، ملیحه نصیری،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت زندگی کودکان مبتلا به بیماریهای سرشتی قلب تحت تأثیر نیازهای گوناگون پس از عمل جراحی قرار میگیرد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر برنامه انتقال مراقبت مبتنی بر خانواده بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودکان مبتلا به بیماریهای سرشتی قلب تحت جراحی ترمیمی انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی در مورد 78 زوج مادر- کودک مبتلا به بیماری سرشتی قلب تحت جراحی ترمیمی بستری در بیمارستان قلب شهید رجایی تهران در دو گروه مداخله (40 نفر) و کنترل (38 نفر) انجام گرفته است. نمونهها در سال 1403-1402 به صورت در دسترس انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودکان پیش از سن مدرسه در چهار مرحله جمعآوری شد. گروه مداخله برنامه انتقال مراقبت مبتنی بر خانواده را در 11 جلسه و گروه کنترل آموزشهای معمول حین ترخیص را دریافت کردند. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 22 و آزمونهای تیمستقل، Bonferroni و آنالیز واریانس یک و دو طرفه با اندازههای تکراری تحلیل شد.
یافتهها: در مقایسه درون گروهی نمره کیفیت زندگی در گروه کنترل و مداخله افزایش معنادار دیده شد (001/0p<)، با این حال میزان افزایش در گروه مداخله بیشتر بود. در مقایسه بین گروهی نمره کیفیت زندگی در مرحله قبل از مداخله، بعد و یک ماه بعد از ترخیص تفاوت معناداری دیده نشد، اما در مرحله سه ماه بعد تفاوت معنادار به دست آمد (003/0=p).
نتیجهگیری: برنامه انتقال مراقبت مبتنی بر خانواده ممکن است بتواند کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودکان مبتلا به بیماریهای سرشتی قلب تحت جراحی ترمیمی مؤثر باشد. پرستاران میتوانند از نتایج این مطالعه در جهت افزایش کیفیت زندگی مرتبط با سلامت کودکان مبتلا به بیماریهای سرشتی قلب تحت جراحی ترمیمی استفاده کنند.
حدیثه بیات، مهدیه قلعه نوی، فتانه قدیریان،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال نقص توجه- بیشفعالی از مشکلات ناتوانکننده برای خانواده و کودکان دچار این اختلال است. این مسأله باعث کاهش کارایی فرد و خانواده به ویژه مادران میشود. هدف این پژوهش تعیین رابطه تحمل پریشانی، بهزیستی معنوی و تعامل مادر- کودک با کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی از طریق میانجیگری تنیدگی والدگری و کارکرد خانواده در مادران کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه- بیشفعالی است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه- بیشفعالی در تهران در سال 1401 بود. نمونهگیری به صورت در دسترس انجام یافت. تعداد 250 مادر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، شاخص تحمل پریشانی Simons، پرسشنامه بهزیستی معنوی Paloutzian و Ellison، پرسشنامه تعامل مادر- کودک Pianta، پرسشنامه کیفیت زندگی SF-36، پرسشنامه تنیدگی والدینی Abidin، و پرسشنامه کارکرد خانواده McMaster بود. برای تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 24 و AMOS نسخه 24 استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد بین تحمل پریشانی با کیفیت زندگی مادران کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیشفعالی (67/0-=r)، بهزیستی معنوی با کیفیت زندگی (65/0-=r)، تعامل مادر- کودک با کیفیت زندگی (51/0-=r)، و تنیدگی والدگری با کیفیت زندگی (62/0-=r) رابطه معکوس و بین تحمل پریشانی با تنیدگی والدگری (73/0=r) رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین تنیدگی والدگری و کارکرد خانواده نقش میانجی در رابطه بین تحمل پریشانی با کیفیت زندگی دارند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که با افزایش تحمل پریشانی در مادران دارای کودکان بیشفعال، کیفیت زندگی کاهش و تنیدگی والدگری افزایش مییابد و هرچه کارکرد خانواده افزایش یابد، تحمل پریشانی افراد آسانتر خواهد بود.
حسنا قربانی، اکرم قهرمانیان، عارفه داودی، لیلا ولیزاده،
دوره 31، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: علیرغم اثربخشی داروهای شیمی درمانی، آنها میتوانند عوارض متعددی ایجاد کنند. مادران به عنوان یکی از اعضای تیم مراقبتهای بهداشتی، نیازمند اطلاعات کافی در مورد این عوارض هستند. این مطالعه با هدف تعیین عوارض اولین دوره شیمی درمانی در کودکان و نوجوانان مبتلا به لوسمی و ارتباط آن با اطلاعات درمانی مادران انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 1402 در مورد 110 نفر از مادران و فرزندان 6 تا 18 ساله مبتلا به لوسمی مراجعهکننده به بیمارستانهای آموزشی تبریز به روش نمونهگیری در دسترس انجام گرفت. از چک لیست عوارض شیمی درمانی انجمن سرطان آمریکا و پرسشنامه اطلاعات والدین دارای فرزند مبتلا به سرطان مطلق و همکاران استفاده شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 24 با آزمونهای کایاسکوئر، آنالیز واریانس یکطرفه، تیزوجی، آزمون همبستگی پیرسون و Repeated Measure ANOVA تحلیل شد.
یافتهها: میانگین سنی مادران 46/37 سال و فرزندان 61/11 سال بود و بیشتر آنها مبتلا به لوسمی لنفوسیتیک حاد (ALL) بودند. شدت عوارض برای تب، تهوع، استفراغ، زخم دهانی، اسهال، بیاشتهایی و خونریزی در طول دوره (4 هفته) روند افزایش معناداری را نشان داد (001/0>p). بین اطلاعات درمانی مادران در هفته اول و هفته چهارم اختلاف معناداری مشاهده شد (001/0p<). ارتباط معناداری بین عوارض شیمی درمانی و اطلاعات مادران وجود داشت (05/0p<).
نتیجهگیری: مادران در طول دریافت شیمی درمانی فعالانه در جستجوی اطلاعات درمانی بودند و اطلاعات آنها با شدت گرفتن عوارض، بیشتر میشد. آگاهی از عوارض و راهبردهای کنترل آن به والدین در مراقبت درست از فرزند خود و به مراقبان در ارایه بهترین مشاوره و حمایت از بیماران و همچنین والدین آنها در طول درمان کمک میکند.
علی علیباخدا، مهناز ایلخانی، راضیه غفوری، ملیحه نصیری،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: جراحی استومی گوارشی موجب دگرگونی در عملکرد طبیعی گوارشی بیماران میشود. فقدان دانش و مهارت کافی در بیماران درباره مراقبت از استومی میتواند باعث ایجاد عوارض جسمی، روانی و اجتماعی شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر برنامه آموزش پیش از جراحی بر خودکارآمدی استومی بیماران تحت جراحی استومی گوارشی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، بیماران در فهرست جراحی تعبیه کولوستومی یا ایلئوستومی مراجعهکننده به بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سالهای 1401-1402 با تخصیص تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. تعداد 41 بیمار در گروه مداخله و 44 بیمار در گروه کنترل قرار گرفتند. گروه کنترل صرفاً آموزش معمول پیش از ترخیص و گروه مداخله، برنامه آموزش پیش از جراحی نیز دریافت کردند. پرسشنامه اصلاح شده خودکارآمدی استومی قبل از مداخله و یک ماه بعد از جراحی توسط بیماران تکمیل شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS نسخه 20 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: یک ماه بعد از جراحی، نمره خودکارآمدی استومی در گروه مداخله به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود (001/0p<). یک ماه بعد از جراحی، نمره خودکارآمدی استومی در گروه مداخله در مقایسه با قبل از مداخله به طور معناداری بیشتر بود (001/0>p). مدت بستری بعد از جراحی در گروه مداخله به طور معناداری کمتر از گروه کنترل بود (007/0=p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد آموزش پیش از جراحی منجر به افزایش خودکارآمدی استومی و کاهش مدت بستری شده است. لذا توصیه میشود آموزش پیش از جراحی مراقبت از استومی جهت بیماران تحت جراحی استومی اجرا شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20220731055588N1
زهرهسادات میرمقتدایی، مرتضی حیدری، سیده زهرا سیده زهرا نهاردانی، اکرم حیدری،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با توسعه رویکرد کلنگر به سلامت، بهرهگیری از ظرفیتهای معنوی برای پاسخگویی به نیازهای بیماران اهمیت یافته و آموزش مراقبت معنوی به دانشجویان پرستاری ضروری بهنظر میرسد. با توجه به خلأ محسوس محتوای آموزشی در این زمینه در نظام آموزش علوم پزشکی ایران، در این مطالعه، بسته آموزشی مراقبت معنوی ویژه دانشجویان پرستاری تدوین و تأثیر آن بر نمره مراقبت معنوی دانشجویان بررسی شد.
روش بررسی: این پژوهش بر مبنای الگوی Rothwell در سال ۱۴۰۱ و با حضور ۶۰ دانشجوی سال آخر پرستاری دانشگاههای علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران انجام یافت. جامعه آماری مطالعه متناسب با تعداد دانشجویان سال آخر پرستاری هر دانشگاه، بهصورت تصادفی ساده انتخاب و وارد مطالعه شدند. بسته آموزشی در قالب فایل متنی در اختیار دانشجویان قرار گرفت تا ضمن مطالعه بسته آموزشی، محتوای آن را در بخشهای کارآموزی مطرح و با مربیان بالینی به بحث و گفتگو بپردازند. نمرات مراقبت معنوی دانشجویان پس از آموزش با پیش از آن سنجیده شد و دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نسخه 26 نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین نمره مراقبت معنوی دانشجویان شرکتکننده از 94/1 به 21/4 افزایش یافت که نشاندهنده تأثیر مثبت معنادار بسته آموزشی بود (05/0>p)، اما متغیرهایی همچون سن، جنس، دانشگاه محل تحصیل و علاقهمندی به رشته تأثیر معناداری بر میزان افزایش نمره نداشت (05/0<p).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشاندهنده اثربخشی بسته آموزشی در افزایش نمره مراقبت معنوی دانشجویان است. بنابراین، توصیه میشود آموزش پرستاران و سایر رشتههای سلامت در زمینه مراقبت معنوی به شیوههای مختلف مورد توجه قرار گیرد.