جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
30 نتیجه برای موضوع مقاله:

نسرین حنیفی، نسرین بهرامی‌نژاد، سیده آمنه ایده‌دادگران، فضل‌الله احمدی، محمد خانی، سیده فاطمه حق دوست اسکویی،
دوره 17، شماره 3 - ( 7-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: علایم فیزیولوژیک اضطراب در اغلب موارد با تغییرات همودینامیک در بیماران تحت کاتتریزاسیون همراه است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر برنامه آشناسازی قبل از کاتتریسم بر متغیرهای همودینامیک در بیماران تحت کاتتریزاسیون قلبی بستری انجام یافته است.

روش بررسی: در این پژوهش تجربی یک سوکور 60 بیمار تحت کاتتریسم قلبی در بیمارستان شهید بهشتی زنجان، از اردیبهشت تا شهریور 1385 به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و با روش تخصیص تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد، مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمع‌آوری اطلاعات شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیت‌شناختی و برگه‌های ثبت متغیرهای همودینامیک بیماران بود. داده‌های حاصل با آزمون‌های آماری کای‌اسکوئر، آنالیز واریانس در اندازه‌گیری‌های مکرر و تی‌مستقل در نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: آنالیز واریانس در اندازه‌گیری‌های مکرر نشان داد که فشارخون سیستولیک، فشارخون دیاستولیک، تعداد ضربان قلب، و تعداد تنفس در قبل، حین و پس از کاتتریزاسیون در گروه آزمون نسبت به گروه شاهد پایین‌تر بوده است و این اختلاف به جهت آماری معنادار بود (05/0p<). همچنین آزمون تی‌مستقل نشان داد که فشار سیستولیک بطن چپ در گروه آزمون نسبت به گروه شاهد پایین‌تر بوده است (05/0p<)، اما فشارخون سیستولیک آئورت (173/0=p)، فشار دیاستولیک آئورت (104/0=p)، و فشار انتهای دیاستولیک بطن چپ (886/0=p) در بین دو گروه آزمون و شاهد اختلاف معناداری را نشان نداد.

نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان داد، متغیرهای همودینامیک بیماران گروه آزمون که مداخله برنامه آشناسازی داشتند، در اغلب موارد پایین‌تر از گروه شاهد بوده است. دلیل این امر می‌تواند اضطراب کم‌تر بیماران گروه آزمون نسبت به گروه شاهد باشد. بنابراین توصیه می‌شود قبل از اجرای رویه‌های تشخیصی تهاجمی برای بیماران از برنامه آشناسازی استفاده شود.


فریناز عباسیان، نسرین امیدوار، دالی بنداریان‌زاده، بهرام رشیدخانی، الهام شکیبازاده، باران هاشمی،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: رژیم غذایی غنی از میوه و سبزی به عنوان عاملی مهم در پیشگیری از بیمارهای مزمن شناخته شده است. دوران نوجوانی مرحله مهمی برای شکل‌گیری رفتارهای مربوط به غذا خوردن است و مدرسه یکی از محیط‌های مناسب برای مداخله به منظور بهبود رفتارهای غذایی، از جمله الگوی مصرف میوه و سبزی نوجوانان است. دانش‌آموزان دختر مقطع راهنمایی است.

روش بررسی: این مطالعه یک کارآزمایی میدانی تجربی مدرسه محور است. نمونه‌ها شامل 296 دختر دانش‌آموز 13-10 ساله (157 نفر آزمون و 139 نفر شاهد) منطقه 7 آموزش و پرورش تهران در سال 1389 بود. مداخله به صورت آموزش کلاسی و عرضه میوه و سبزی در بوفه مدرسه به مدت 3 ماه اجرا شد. عوامل شناختی-اجتماعی مرتبط با دریافت میوه و سبزی با تکمیل  پرسشنامه ، میزان دریافت میوه و سبزی توسط پرسشنامه یاد آمد 24 ساعته، پیش و پس از مداخله 3 ماهه، ارزیابی شد. برای تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و تحلیلی استفاده شد.

یافته‌ها: در پایان مداخله، دریافت روزانه سبزی و میوه در گروه آزمون به ترتیب 6/0و 63/0 واحد و در مقایسه با گروه شاهد بیشتر بود، هرچند میزان مصرف در گروه آزمون در پایان مطالعه تغییر معناداری در مقایسه با ابتدای آن نداشت. میزان آگاهی تغذیه‌ای و خودبسندگی در گروه مداخله در مقایسه با شاهد افزایش معنادار یافت، هرچند میزان فراهمی و یادگیری مشاهده‌ای در گروه مداخله در پایان مطالعه کاهش پیدا کرده بود.

نتیجه‌گیری: فرایند اجرای برنامه نکات اجرایی متعددی را به عنوان تجربه مثبت اجرایی برای مداخلات آتی در اختیار قرار داد.


معصومه شاکری، شیوا فکری، علی شهنواز، الهام شکیبازاده،
دوره 18، شماره 3 - ( 5-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: فعالیت فیزیکی متناسب با شرایط دوران بارداری به ارتقای سلامت مادر و رشد بهتر جنین کمک می‌کند. ارایه برنامه آموزشی فعالیت فیزیکی برای مادران باردار ضروری به نظر می‌رسد. مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان تأثیر آموزش فعالیت بدنی در دوران بارداری بر میزان فعالیت فیزیکی زنان باردار انجام یافته است.

روش بررسی: در این مطالعه مداخله‌ای و نیمه تجربی، دو گروه 140 نفره از زنان باردار شکم اول مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر زنجان در سال 90-89 به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای-خوشه‌ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. برای گروه آزمون کلاس‌های آموزشی در طی 8 جلسه 90 دقیقه‌ای برگزار گردید و مادران گروه شاهد آموزش‌های معمول را دریافت نمودند. جمع‌آوری اطلاعات در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون انجام گرفت. اطلاعات در نرم افزار SPSS با استفاده از آزمون‌های کای‌دو و t-test تجزیه و تحلیل شد.

یافته‌ها: دو گروه از نظر سن، شاخص توده بدنی (BMI)، سطح تحصیلات، سن حاملگی و وضعیت اشتغال اختلاف معناداری نداشتند. براساس نتایج، میزان فعالیت فیزیکی در زنان دو گروه آزمون و شاهد قبل از مداخله، تفاوت معناداری نداشت (467/0=p) اما پس از مداخله، میزان فعالیت فیزیکی در گروه آزمون (89/14±38/37) بیشتر از گروه شاهد (12/11±7/13) بود (001/0p<).

نتیجه‌گیری: براساس نتایج این مطالعه آموزش فعالیت بدنی در مادران باردار موجب ارتقای فعالیت فیزیکی در دوران بارداری می‌شود، لذا برگزاری کلاس‌های یاد شده برای کلیه مادران باردار توصیه می‌شود.


وحید پاک‌پور، محمدرضا حجت، حمید صالحی، آزاد رحمانی، احمد شهیم، رامین محمدی،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: همکاری حرفه­ای مناسب بین پرستاران و پزشکان می­تواند در ارایه خدمات بهداشتی کارآمد مؤثر باشد. نتایج مطالعات پیشین اغلب بیانگر فقدان همکاری حرفه­ای مناسب و تأثیر منفی آن بر کیفیت مراقبت­های ارایه شده است. هدف از این مطالعه تعیین نگرش پرستاران در مورد همکاری حرفه‌ای پزشکان با پرستاران بوده است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مقطعی توصیفی تحلیلی است که در آن 228 نفر از پرستاران بخش­های د­اخلی، جراحی و مراقبت­های ویژه بیمارستان­های آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی زنجان در سال 1391 شرکت داشتند. جهت جمع­آوری داده­ها از پرسشنامه نگرش نسبت به همکاری حرفه­ای پزشک- پرستار Jefferson استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی شامل آزمون t با نمونه­های مستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و آزمون همبستگی پیرسون در SPSS v.16 انجام گرفت.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که نگرش پرستاران به همکاری حرفه­ای پزشک- پرستار در سطح مثبتی بوده است. بیش‌ترین نمره مربوط به بعد «آموزش مشترک و تشریک مساعی» و کم­ترین نمره مربوط به بعد «اقتدار پزشکان» بوده است. همچنین نتایج نشان داد که تنها بین میانگین نمرات نگرش به همکاری حرفه­ای پزشک- پرستار با وضعیت استخدامی ارتباط آماری معناداری وجود دارد (01/0p<).
نتیجه‌گیری: نگرش پرستاران نسبت به همکاری بین حرفه­ای پزشک- پرستار در مجموع مثبت بوده است، ولی جهت دستیابی به وضعیت ایده­آل اعمال تغییراتی ضروری است. این تغییرات می­تواند شامل توجه بیش‌تر به نقش­های حرفه­ای و استقلال پرستاران، گنجاندن دروس بین حرفه­ای در برنامه­ درسی پزشکی و پرستاری و ایجاد روحیه کار تیمی در پزشکان و پرستاران باشد.

 
الهام شکیبازاده،
دوره 20، شماره 3 - ( 8-1393 )
چکیده

خودمراقبتی اقدامات و فعالیت‌های آگاهانه، آموخته شده و هدف‌داری است که فرد به منظور حفظ حیات و تأمین، حفظ و ارتقای سلامت خود و خانواده‌اش انجام می‌دهد. خودمراقبتی در برگیرنده فعالیت‌هایی مشتمل بر ارتقای سلامت، پیش‌گیری از بیماری، درمان بیماری و مصدومیت‌ها و درمان مبتلایان به بیماری‌های مزمن و توان‌بخشی آن‌ها است. هرچند تأثیر خودمراقبتی بر بهبود پیامدهای سلامت و کاهش هزینه‌ها در مطالعات متعدد به اثبات رسیده است، شکل‌گیری و ارتقای کارکرد خودمراقبتی در بیماران، مستلزم مداخلات آموزشی و حمایتی نظام‌مند جهت مدیریت مشکلات سلامت، توسط متولیان امر سلامت از جمله پرستاران می‌باشد.
در حال حاضر، بسیاری از متخصصان و متولیان امر سلامت، برای اقناع مردم به منظور در پیش گرفتن اقدامات پیش‌گیرانه و خودداری از رفتارهای ناسالم بهداشتی، به جنبه‌های منفی رفتارهای ناسالم تأکید می‌کنند. نگاهی به مطالعات چاپ شده در این زمینه در کشور نیز نشان می‌دهد که برای پیش‌گیری از بروز رفتارهای ناسالم، تأکید زیادی بر نکات منفی بروز پیامدهای آن رفتارها است. برای مثال، ما در برنامه‌های پیش‌گیری، مجموعه‌ای از مضرات سوء صرف مواد مخدر را به جوانان بیان می‌کنیم؛ شیوع روزافزون مصرف موادمخدر و رفتارهای اعتیادآور دیگر و هزینه‌های اقتصادی ناشی از سوء مصرف مواد و دیگر رفتارهای ناسالم را نیز به آن‌ها منعکس می‌کنیم.
تأکید بر جنبه‌های منفی و عوارض رفتارهای ناسالم، جایگاه ارزشمند خود را دارد، به خصوص زمانی که در حال مذاکره با سازمان‌های تأمین کننده بودجه و ذی‌نفعان کلیدی برنامه‌ها هستیم. اما آیا برای پیشنهاد تغییر رفتار به مردم، این رویکرد همیشه صحیح است؟ برای مثال، نشان دادن تصاویری از اندام‌های قطع شده، و کوری چشم برای گروهی از بیماران مبتلا به دیابت که با پای خود برای درمان به کلینیک‌های کنترل دیابت مراجعه می‌کنند و قریب به اتفاق آن‌ها مبتلا به افسردگی هستند، راه مناسبی است؟ آیا راهی وجود دارد که ما پیام‌های پیش‌گیرانه را به طریقی مثبت‌تر به مردم اعلام کنیم؟.
برای پاسخ به این پرسش، خوب است نگاهی به مقوله بازاریابی بیندازیم. آیا شرکت‌های موفق، بر محتوای منفی محصولات و خدماتشان تأکید می‌کنند؟ اغلب این طور نیست. در بازاریابی تجاری، محصولات با روشی مثبت عرضه می‌شوند. در واقع، هر چیزی از اتومبیل تا پوشاک، از موادغذایی تا مبلمان در بازار به صورتی مثبت عرضه می‌شوند. اتومبیل نشانگر رفاه، سلامت و موفقیت است، پوشاک کمک می‌کند شما خوش اندام‌تر و جوان‌تر به نظر برسید، غذاها به شما احساس سلامتی، شادابی و قوت می‌دهند؛ حتی مبلمان برای داشتن یک زندگی مدرن و راحت است. هیچ گاه برای بازاریابی اتومبیل، از فردی که با پای تاول زده پیاده راه می‌رود استفاده نمی‌شود.
شاید لازم باشد ما متولیان سلامت نیز برای بازاریابی اجتماعی پیش‌گیری و سلامت، از شرکت‌های موفق تجاری که با ارایه تصاویر مثبت، انگیزه قوی در مشتریان خود ایجاد می‌کنند، درس بگیریم. تمرکز مفرط بر پیشگیری از مشکل، ما را از داشتن دید وسیع برای ارتقای سلامت باز می‌دارد. به نظر می‌رسد در زمان اجرای اقداماتی برای پیش‌گیری از رفتارهای نامطلوب، نباید کلیت فرد را فراموش کنیم. اما چطور می‌توان تصویری مثبت از افرادی که مصرف موادمخدر و رفتارهای غیرسالم دیگر ندارند، ارایه داد؟
یک رویکرد ثابت شده، استفاده از مدل تصویر رفتار (Behavior-Image Model=BIM) است (1). این مدل بیان می‌کند که ما پیام‌های مهم خطر سوء مصرف مواد را با تصاویر جوانانی که رفتارهای ارتقادهنده سلامت مثل ورزش کردن، داشتن فعالیت‌های تفریحی، خوردن غذای سالم، داشتن خواب کافی و تمرین مدیریت استرس دارند، ارتباط دهیم. در عمل، این بدین معنا است که شرح دهیم چطور یک رفتار ارتقادهنده سلامت مثل ورزش کردن، می‌تواند شما را روی فرم نگه دارد و هم‌زمان نشان دهیم که چطور یک رفتار پرخطر مثل مصرف موادمخدر می‌تواند با ورزش منظم و به دست آوردن تصویر و هدف دل‌خواه در تضاد باشد (4-2).
موضوعات سلامت در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر قرار دارند. پژوهش‌های اپیدمیولوژیک نشان می‌دهد که مردم و به خصوص جوانان در معرض خطرات چندگانه سلامتی هستند (5). امروزه، بیش‌تر جوانان، در معرض دو، سه یا چند عادت پرخطر و هم‌زمان هستند؛ به خصوص خطرات شایعی نظیر مصرف دخانیات و موادمخدر، عدم تحرک، مصرف غذاهای ناسالم، خواب ناکافی و استرس‌های مدیریت نشده. استفاده از رویکردهای بازاریابی در ارایه تصاویر مثبت به ما اجازه خواهد داد که در بازاریابی‌های اجتماعی، به طور مؤثری هم‌زمان پیش‌گیری و سلامت را در مداخلات «بفروشیم» (6). در حقیقت، تأثیر تصویر مثبت، بسیار قوی است؛ به طوری که چنین مداخلاتی می‌توانند فقط به اندازه یک جلسه انگیزشی باشند؛ مثل آن چه که شواهد برنامه‌های موفقی نظیر SPORT©، و©InShape نشان می‌دهند (7و8). این برنامه‌ها که در قالب برنامه «سلامت به اضافه پیش‌گیری» (Wellness plus prevention programs) ارایه می‌شوند، به قدری انعطاف‌پذیر هستند که امکان اجرای آن‌ها در مکان‌های متفاوتی مثل مدرسه، خانواده‌ها و سازمان‌ها فراهم می‌باشد. برنامه‌های «سلامت به اضافه پیش‌گیری»، طی چهار قدم عمده ارایه می‌شوند: ابتدا عادات رایج سلامت، غربالگری می‌شوند. سپس، به افراد بازخورد و تصویر مثبت ارایه می‌شود. برای افراد هدف‌گذاری و پایش اهداف صورت می‌گیرد و در انتها اقدامات پیگیری و حمایتی صورت می‌گیرد (8). ارایه پیامدهای مثبت در چنین برنامه‌هایی انگیزه افراد را برای در پیش گرفتن مراقبت از خود بالا می‌برد.
با توجه به رویکرد کنونی برنامه‌ریزان سلامت کشور در ارتقای خودمراقبتی، نگاهی به چنین برنامه‌های موفق و آزمون شده‌ای و استفاده از نتایج آن‌ها در مداخلات و بسیج‌های ارتباطی توسط ارایه‌کنندگان خدمات سلامت از جمله پرستاران و ارایه تصاویری مثبت از برخورداری از سلامت برای مردم می‌تواند به توسعه مشارکت مردم در برنامه‌های خودمراقبتی کمک کند.
 


می‌نور لمیعیان، فاطمه زارعی، علی منتظری، ابراهیم حاجی‌زاده، راضیه معصومی،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: کیفیت زندگی جنسی زنان یکی از موضوعات کلیدی حوزه سلامت جنسی و باروری است. این مفهوم، ذهنی و بر درک فرد از جنبه جنسی زندگی خود استوار است. پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی جنسی زنان انجام یافته است.

روش بررسی: این پژوهش کیفی به روش تحلیل محتوای قراردادی انجام گرفته است. داده‌ها از طریق 17 مصاحبه فردی بدون ساختار و 14 روایت زندگی جنسی با نمونه‌گیری هدفمند از میان زنان متأهل و در سنین باروری مراجعه‌کننده به 5 مرکز بهداشتی- درمانی و یک کانون سلامت در شهرهای تهران و شیراز جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها مستمر و به صورت مقایسه‌ای مداوم انجام یافت.

یافته‌ها: براساس تجارب مشارکت‌کنندگان، 3 درونمایه آمادگی قبل از رابطه جنسی، رابطه جنسی مبتنی بر تعامل و هماهنگی، برون‌دادهای رابطه جنسی قبلی، به عنوان عوامل اصلی و 2 درونمایه چارچوب زندگی مشترک و جامعه‌پذیری جنسی انفعالی به عنوان عوامل زمینه‌ای مؤثر بر کیفیت زندگی جنسی تبیین گردید.

نتیجه‌گیری: در این پژوهش، عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی جنسی زنان شناسایی شد. توجه به این عوامل در طراحی مداخلات مناسب از سوی سیستم ارایه خدمات سلامت کشور پیشنهاد می‌گردد.


محیا شفایی، میترا پیامی، کوروش امینی، سعید پهلوان شریف،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: نگرانی‌ها در مورد مرگ ممکن است اثرات منفی بر کیفیت زندگی مرتبط با سلامت بگذارد. با وجود این اطلاعات کمی در مورد رابطه اضطراب مرگ و کیفیت زندگی در بیماری­های تهدیدکننده حیات به ویژه بیماران همودیالیزی وجود دارد. هدف مطالعه حاضر تعیین ارتباط بین اضطراب مرگ و کیفیت زندگی در بیماران تحت درمان با همودیالیز است.

روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. 200 بیمار تحت درمان با همودیالیز به روش تصادفی- طبقه­ای از بیمارستان­های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی زنجان در فاصله فروردین تا اردیبهشت 1395 در مطالعه شرکت کردند. ابزار گردآوری داده­ها شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیت‌شناختی، مقیاس اضطراب مرگ تمپلر و پرسشنامه کیفیت زندگی مک‌گیل بود. تجزیه و تحلیل داده­ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون‌های همبستگی رگرسیون و مدل رگرسیون خطی در نرم‌افزار SPSS v.22 انجام یافت.

یافته‌ها: میانگین امتیاز نمره اضطراب مرگ و کیفیت زندگی بیماران به ترتیب 85/10±54/46 و 01/19±55/82 بود. رابطه معناداری بین اضطراب مرگ و کیفیت زندگی یافت نشد (044/0=r، 05/0< p). در مدل رگرسیونی پیش‌بینی اضطراب مرگ تنها، جنس عامل معنادار بود. این مدل 3/11% از تغییرات اضطراب مرگ را توضیح داد. همچنین نتایج مدل رگرسیونی نشان داد حمایت اجتماعی و اعتقادات مذهبی تنها پیش‌بینی‌کننده­های کیفیت زندگی بیماران تحت درمان با همودیالیز بودند و 2/17% از تغییرات آن را تبیین کردند.

نتیجه‌گیری: در مطالعه حاضر رابطه معناداری بین اضطراب مرگ و کیفیت زندگی بیماران همودیالیزی مشاهده نشد. لذا پیشنهاد می‌شود تحقیقات بیش‌تری در این زمینه صورت گیرد.


مریم دامغانیان، مینو پاک‌گوهر، محمود طاووسی، ناهید دهقان‌نیری، مریم نجفی، رقیه خرقانی، Barbara Broome، زینت قنبری،
دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: در بی‌اختیاری ادرار که مشکل شایعی در زنان است، ورزش عضلات کف لگن یکی از روش‌های مؤثر درمان می­باشد. خودکارآمدی به عنوان یک عامل پیش‌بینی کننده مؤثر و قوی در مورد تمایل به انجام و تداوم این ورزش‌ها تلقی می­شود. در ایران ابزار مناسب جهت بررسی خودکارآمدی وجود ندارد، لذا این مطالعه با هدف روان‌سنجی ابزار Broome در گروهی از زنان ایرانی مبتلا به بی‌اختیاری ادرار انجام یافته است.
روش بررسی: در این مطالعه روان‌سنجی، ابزار Broome در بین زنان مبتلا به بی‌اختیاری ادرار مراجعه‌کننده به مراکز تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1394 طی مراحل زیر اعتباریابی شد: ترجمه، باز ترجمه، روایی صوری، روایی محتوا به روش کیفی و کمی با استفاده از دو شاخص CVR و CVI، پایایی پرسشنامه با استفاده از محاسبه ضریب همبستگی درونی و ضریب α کرونباخ و روایی سازه با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی.
یافته‌ها: روایی صوری از طریق اصلاح گویه‌های مبهم براساس نظر بیماران تأیید شد. روایی محتوا با 8/0=CVR و 9/0 تا 8/0=CVI و پایایی پرسشنامه با ضریب آلفای کرونباخ 96/0 تأیید گردید. تحلیل عاملی اکتشافی، دو عامل با ارزش ویژه بالای یک، شامل خودکارآمدی ورزش‌های کف لگن در شرایط معمول و شرایط خاص را نشان داد که این عوامل در مجموع 08/82% از واریانس را تبیین می­نمودند.
نتیجه‌گیری: روایی و پایایی ابزار Broome به منظور استفاده در زنان ایرانی دچار بی­اختیاری ادرار تأیید شد و می­تواند جهت اندازه­گیری خودکارآمدی این زنان در انجام ورزش‌های کف لگن مورد استفاده قرار گیرد.
 
مرضیه اسحاقی، رمضان فلاح، ترانه امامقلی خوشه‌چین، جعفر حسنی،
دوره 23، شماره 4 - ( زمستان 1396 )
چکیده

زمینه و هدف: سندرم پیش از قاعدگی مجموعه‌ای از علایم جسمانی و خلقی است که به طور دوره‌ای اتفاق افتاده و عملکرد فردی و اجتماعی زنان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هدف از این مطالعه تعیین تأثیر مشاوره گروهی مدیریت استرس بر علایم سندرم پیش از قاعدگی بوده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی (IRCT2016052127994N1) است که در سال 1395 در دانشگاه علوم پزشکی زنجان در مورد 44 دانشجوی مبتلا به PMS (22 نفر گروه مداخله 22 نفر گروه شاهد) انجام گرفته است. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه مشخصات جمعیت‌شناختی و غربالگری علایم قبل از قاعدگی (PSST) است. داده‌ها با استفاده از جداول توزیع فراوانی و آزمون‌های تی‌مستقل، کای‌دو، آنالیز کوواریانس و آنالیز واریانس اندازه‌های تکراری در نرم‌افزار SPSS نسخه 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: علایم خلقی- رفتاری، علایم جسمی و تأثیر علایم بر زندگی قبل از درمان در دو گروه تفاوت معناداری نداشت پس از درمان در ماه اول علایم خلقی- رفتاری (001/0p<) و تأثیر علایم بر زندگی (007/0=p) بین دو گروه متفاوت بود. نتایج دو ماه پس از مداخله نشان داد میانگین نمرات علایم خلقی- رفتاری، در گروه آزمون (84/4±2/53) و شاهد (81/4±2/70)، میانگین نمرات علایم جسمانی در گروه آزمون (87/5±7/36) و شاهد (84/7±9/64) و همچنین میانگین نمرات تأثیر علایم بر زندگی در گروه آزمون (73/4±36) و شاهد (73/2±3/58) تفاوت آماری معناداری داشته است (001/0p<).
نتیجه‌گیری: مشاوره گروهی مدیریت استرس، در کاهش علایم سندرم پیش از قاعدگی مؤثر بوده و می‌توان از آن به عنوان یک روش غیردارویی و بدون عوارض جانبی استفاده کرد.
 
سیده رویا موسوی، کورش امینی، فرهاد رمضانی‌بدر، مهین روحانی،
دوره 24، شماره 3 - ( 8-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: سطح مطلوب شادمانی در بین پرستاران، با کیفیت مراقبت‌های پرستاری مرتبط است. هدف مطالعه حاضر تعیین سطح شادمانی پرستاران استان زنجان بوده است.
روش بررسی: در مطالعه مقطعی حاضر پرستاران شاغل در بیمارستان‌های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی زنجان در سال 1396 جامعه پژوهش را تشکیل می‌دادند. تعداد نمونه‌ها 371 نفر بود. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسشنامه استاندارد شادمانی آکسفورد بود. برای تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و آزمون کای‌اسکوئر در نرم‌افزار SPSS نسخه 16 استفاده شد. سطح معناداری 05/0p< در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: میانگین و انحراف معیار سن نمونه‌ها 08/7±2/32 بود. اکثر پرستاران مورد مطالعه زن (79/86%) و متأهل (46/68%) بودند. بیش‌تر پرستاران دارای مدرک کارشناسی (88/94%) و بقیه مدرک کارشناسی ارشد داشتند. میانگین نمره شادمانی در پرستاران مورد مطالعه 3/13±1/43 (از دامنه 87-0) بود. از میان متغیرهای جمعیت‌شناختی و شغلی فقط بین رضایت شغلی و سطوح شادمانی ارتباط آماری معنادار (049/0=p) مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های این مطالعه سطح شادمانی پرستاران مورد مطالعه در حد قابل قبول (متوسط) بوده است. با توجه به این که بین سطح شادمانی و رضایت شغلی ارتباط دیده شد و با توجه به اهمیت رضایت شغلی در ماندگاری و انگیزش پرستاران لازم است به این مهم توجه شود.
 
سید کاظم موسوی، محسن کمالی، حامد عزیزخانی،
دوره 27، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: صرع، شایع‌ترین بیماری مزمن عصبی پس از سردرد است. حدود نیمی از بیماران مبتلا به صرع تبعیت دارویی مناسبی ندارند که این امر سبب عدم کنترل حملات تشنجی، بالا رفتن هزینه‌های درمانی و حتی افزایش میزان مرگ و میر در این بیماران می‌شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش تلفنی بر تبعیت دارویی بیماران مبتلا به صرع انجام یافته است.
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی، تعداد 60 نفر از بیماران مراجعه‌کننده به درمانگاه اعصاب بیمارستان ولی‌عصر (عج) زنجان در سال 1398 به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی ساده در دو گروه کنترل و مداخله قرار گرفتند. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه تبعیت دارویی Morisky استفاده شد. در ابتدای مطالعه و پس از تکمیل پرسشنامه‌ها یک جلسه آموزش حضوری برای تمام شرکت‌کنندگان در پژوهش برگزار شد. سپس، آموزش تلفنی در مورد داروهای مصرفی برای بیماران گروه آزمون طی دو ماه داده شد و برای گروه کنترل مداخله‌ای صورت نگرفت. دو ماه پس از پایان مداخله، تمامی بیماران مجدداً پرسشنامه را تکمیل کردند. در نهایت، داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 25 و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (کای‌دو، تست دقیق فیشر، تی‌مستقل و تی‌زوجی)، تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: قبل از مداخله، بین دو گروه از نظر مشخصات فردی و نمرات تبعیت دارویی تفاوت معنادار آماری وجود نداشت (05/0p>)؛ اما دو ماه پس از مداخله، میانگین نمرات تبعیت دارویی در گروه مداخله افزایش معناداری داشت و بین دو گروه مداخله و کنترل اختلاف معناداری به دست آمد. به طوری که بیماران گروه آزمون نسبت به گروه کنترل تبعیت دارویی بالاتری داشتند (001/0p<).
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه سودمندی استفاده از روش آموزش تلفنی را در بهبود تبعیت از رژیم دارویی در بیماران مبتلا به صرع نشان داد. بنابراین، توصیه می‌شود این روش در برنامه آموزشی این بیماران مورد استفاده قرار گرفته و همچنین مطالعات بیش‌تری در خصوص مقایسه اثربخشی آموزش تلفنی با دیگر روش‌های پرستاری از راه دور نظیر آموزش از طریق فضای مجازی و اینترنت صورت گیرد.
 
مونس یوسفی، اعظم ملکی، شهلا فرضی‌پور، سعیده زنوزیان،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامت نوزادان و کودکان به عنوان آینده‌سازان کشور از اهمیت بسیار ویژه‌ای برخوردار است. امروزه مزایای مهم شیردهی برای کودکان، مادران و جامعه به طور گسترده‌ای شناخته شده است. با توجه به اهمیت خودکارآمدی در شروع و تداوم شیردهی مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مشاوره شیردهی با رویکرد معنوی بر خودکارآمدی شیردهی زنان نخست‌زا انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی تصادفی شده شاهددار 60 نفر از زنان نخست‌زای مراجعه‌کننده به کلاس­های آمادگی برای زایمان بیمارستان علوی، مراکز خدمات جامع سلامت آزادگان، سینا و دکتر حضرتی شهر اردبیل در سال 1398 به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و با استفاده از روش بلوک‌های چهار تایی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. گروه کنترل مراقبت معمول و گروه مداخله 8 جلسه مشاوره شیردهی با رویکرد معنوی دریافت کردند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه خودکارآمدی شیردهی Dennis جمع‌آوری و در نرم‌افزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون کای‌دو، تی‌مستقل در سطح اطمینان 95% تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: براساس نتایج مطالعه حاضر میانگین نمره خودکارآمدی شیردهی در گروه مداخله و کنترل به ترتیب قبل از مداخله 83/5±48/27 و 44/4±23/28 (575/0=p)، بلافاصله بعد از مداخله 14/10±83/39 و 62/3±33/25 (001/0p<)، یک ماه بعد از مداخله 00/13±45/42 و 23/6±43/23 (001/0p<) بوده و حاکی از تفاوت معنادار بین دو گروه، بعد از مداخله است.
نتیجه‌گیری: استفاده از رویکرد معنوی در مشاوره شیردهی در بهبود خودکارآمدی شیردهی زنان نخست‌زا مؤثر بوده است. به نظر می‌رسد ادغام محتوای معنوی در بسته خدمات پس از زایمان با محوریت شیردهی اقدام مناسبی است که می‌تواند مورد توجه برنامه‌ریزان در این حوزه قرار گیرد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20150731023423N14
 
اعظم ملکی، محبوبه اشتری، پریسا مولایی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: تبعیت از رفتارهای بهداشتی در دوران بارداری نقش مهمی در سلامت مادر و نوزاد دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین عوامل پیشگویی‌کننده تبعیت زنان باردار از شیوه‌نامه‌های بهداشتی بیماری کووید-19 در استان زنجان در سال 1399 انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی در سال 1399 در مورد 2336 نفر از زنان باردار مراجعه‌کننده به مراکز جامع سلامت استان زنجان انجام گرفته است. نمونه‌ها به روش نمونه‌گیری چند مرحله‌ای انتخاب شدند. داده‌ها به صورت تلفنی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته تبعیت از شیوه‌نامه‌های بهداشتی و درک کلی از بیماری کووید-19 جمع‌آوری و با استفاده از آمار توصیفی و مدل رگرسیون خطی چندگانه در سطح اطمینان 95% در نرم‌افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شد.
یافته‌ها: بیش‌ترین درصد افراد در سه ماهه دوم بارداری و ساکن شهر بودند. با در نظر گرفتن نقطه برش میانه سطح تبعیت 5/46% افراد بالاتر از میانه و در وضعیت مطلوب قرار داشت. تبعیت از شستن دست 7/84% و استفاده از ماسک 6/76% بود. محل سکونت، سن، تحصیلات، شغل، درآمد خانوار و سابقه ابتلا به بیماری کووید در فامیل از مهم‌ترین عامل‌های پیشگویی‌کننده میزان تبعیت از شیوه‌نامه‌های بهداشتی کووید-19 بودند (001/0p<).
نتیجه‌گیری: رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی نزدیک به نیمی از افراد در حد مطلوب بود. پیشنهاد می‌شود برنامه‌های آموزشی و حمایتی برای گروه‌های با درآمد پایین، ساکن روستا و سن کم طراحی و اجرا شود.

 
اعظم ملکی، مرضیه محمدیان، غلامرضا بادفر،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت شیردهی در سلامت نوزاد نارس، مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مشاوره حمایتی تلفنی بر تداوم و وضعیت شیردهی مادران دارای نوزاد نارس دیرهنگام انجام یافته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی تصادفی شاهددار، با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس 65 نفر از مادران واجد شرایط شهر اهواز در سال 99-1398 انتخاب و با استفاده از روش تصادفی بلوک 4تایی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. برای گروه کنترل مراقبت معمول و برای گروه مداخله مشاوره حمایتی تلفنی به صورت روزانه به مدت 14 روز پس از ترخیص نوزاد برگزار شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه تداوم و وضعیت شیردهی در مرحله قبل از مشاوره و سپس ماهانه تا 4 ماه بعد از ترخیص اندازه‌گیری و سپس با استفاده از آزمون‌های کای‌دو، تی‌مستقل و تحلیل بقای کاپلان مایر در نرم‌افزار SPSS نسخه 16 با سطح معناداری 05/0 تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: طبق تحلیل بقای کاپلان مایر تعداد وقوع قطع شیردهی انحصاری در گروه کنترل بیش‌تر از گروه مداخله بود (5 در مقابل 8 مورد) ولی از نظر آماری معناداری نبود. بهبود وضعیت شیردهی یک ماه بعد از ترخیص تفاوت معناداری بین دو گروه داشت (048/0=p).
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد مشاوره حمایتی تلفنی در بهبود وضعیت شیردهی حداکثر تا ماه اول بعد از ترخیص مؤثر بوده است. مشاوره حمایتی مداوم تلفنی در تحقیق حاضر می‌تواند رویکرد مناسبی برای بهبود وضعیت و تداوم شیردهی در یک ماه اول بعد از ترخیص باشد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20150731023423N13

 
مینا هاشمی‌ پرست، ابراهیم علی‌افسری ممقانی، فرزانه سلیمانی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: وضعیت ناشی از پاندمی کرونا پرستاران را با چالش‏های اخلاقی متعددی مواجه کرده و سبب تشدید دیسترس‏های اخلاقی در محیط بالین شده است. لذا با توجه به اهمیت نقش پرستاران در همه‏گیری‏ها، این مطالعه با هدف تعیین شدت و تکرار دیسترس‏های اخلاقی در دوران شیوع کووید-19 در پرستاران شاغل در بخش‏های بالینی بیمارستان‌های آموزشی انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی است که در مورد ۱۷۴ نفر از پرستاران شاغل در بخش‌های داخلی- جراحی، مراقبت‌های ویژه، کودکان و اورژانس بیمارستان‏های آموزشی شهر مراغه در سال 1400-1399 انجام گرفته است. ابزار گردآوری داده‏ها پرسشنامه مشخصات جمعیت‌شناختی و نسخه بازبینی شده پرسشنامه استاندارد دیسترس اخلاقی کورلی بود.
یافته‌ها: میانه (چارک اول-چارک سوم) شدت و تکرار دیسترس اخلاقی تجربه شده به ترتیب 54 (44-59) و 52 (43-58) بود. میانه (چارک اول-چارک سوم) دیسترس اخلاقی در بخش‏های مراقبت ویژه و اورژانس به ترتیب (51-59) 56 و (43-51) 46 بود که در مقایسه با سایر بخش‌ها شدت بیش‌تری داشت. کم‌ترین میزان تجربه دیسترس اخلاقی در بخش کودکان با میانه (چارک اول-چارک سوم) (34-54) 52 بود. میانه (چارک اول-چارک سوم) تکرار و شدت تجربه دیسترس اخلاقی در مردان به ترتیب (41-59) 48 و (43-59) 50 و به صورت معناداری بیش‌تر از زنان بود (001/0>p). شدت و تکرار تجربه دیسترس اخلاقی با سن و سابقه کار رابطه آماری معنادار داشت (05/0p>) به گونه‌ای که با افزایش سن و سابقه کاری شدت و فراوانی دیسترس اخلاقی تجربه شده کاهش می‌یافت.
نتیجه‌گیری: با توجه به فراوانی بالای دیسترس اخلاقی در پرستاران در دوران پاندمی کووید-19 در بخش‏های بالینی خاص، بهکارگیری راهبرد‏های مدیریتی به منظور بهبود شرایط کاری و ایجاد فضایی مثبت، می‏تواند راهگشا باشد. به نظر می‏رسد برگزاری دوره‏های روش‏های مقابله با دیسترس‏های اخلاقی در پرستاران در شرایط پاندمی کووید-19 راهکار عملی مناسبی باشد.

 
مهناز ابوذری، اعظم ملکی، سعیده مظلوم‌زاده، لقمان ابراهیمی،
دوره 28، شماره 4 - ( 10-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: میانگین شاخصهای رشد در نوزادان حاصل از بارداری ناخواسته، نسبت به سایر نوزادان کمتر است. استرس ادراک شده در این مادران می‌تواند اثر مضاعفی در کاهش ترشح شیر داشته باشد. با توجه به اهمیت شیردهی در سلامت مادر و کودک، مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مشاوره زوجی مبتنی بر حمایت همسر بر استرس ادراک شده و بهبود خودکارآمدی شیردهی زنان با بارداری ناخواسته انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی تصادفی شاهددار  60 نفر از زنان با بارداری ناخواسته مراجعهکننده به مراکز جامع سلامت شهرستان خدابنده در سال 1400 به روش در دسترس انتخاب و به طور تصادفی بلوک 4 تایی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. گروه کنترل مراقبت معمول و گروه مداخله 6 جلسه مشاوره زوجی مبتنی بر حمایت همسر، دو بار در هفته دریافت کردند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه خودکارآمدی شیردهی دنیس، پرسشنامه استرس ادراک شده کوهن در سه مرحله، قبل، بلافاصله بعد از مداخله و شش هفته پس از زایمان جمعآوری و در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی، آزمون کایدو، آزمون دقیق فیشر ، آزمون تیمستقل و آنالیز واریانس دوطرفه با اندازهگیری مکرر در سطح اطمینان 95% تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: در گروه مشاوره میانگین خودکارآمدی شیردهی بلافاصله بعد از مداخله و شش هفته پس از زایمان نسبت به قبل از مداخله افزایش و در گروه کنترل کاهش داشت (001/0p<). در گروه مشاوره میانگین نمره استرس ادراک شده بلافاصله بعد مداخله و شش هفته پس از زایمان نسبت به قبل مداخله کاهش و در گروه کنترل افزایش معناداری داشت (001/0p<).
نتیجه‌گیری: مشاوره زوجی مبتنی بر حمایت همسر در بهبود خودکارآمدی شیردهی و کاهش استرس ادراک شده پس از زایمان در زنان با بارداری ناخواسته مؤثر بود. به نظر می­رسد حضور همسران در برنامه مشاوره شیردهی اقدام مناسبی است که می‌تواند مورد توجه برنامهریزان در این حوزه قرار گیرد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20150731023423N18

 
نادیا جلال رزاقی، خدیجه حاجی‌ میری، مینا هاشمی‌ پرست،
دوره 29، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: در طی سال‏های اخیـر، تغییرات گسترده‏ای در روند فرزندآوری خـانواده‏ها ایجـاد شـده، به‏طوری که تمایل به فرزندآوری و داشتن فرزندان بیش‏تر در میان خانواده‏های ایرانی با کاهش چشمگیری مواجه بوده است. لذا مطالعه حاضر با هدف تبیین مؤلفه‏های تعیین‏کننده‏ تصمیم‏گیری فرزندآوری در زنان و مردان سنین باروری انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی است. مشارکت‏کنندگان تعداد 19 نفر از زنان و مردان همسردار سنین باروری ساکن شهر زنجان بودند که در سال 1402 به روش نمونه‏گیری هدفمند و با رعایت اصل حداکثر تنوع، انتخاب و پس از کسب رضایت آگاهانه وارد مطالعه شدند. داده‏ها با استفاده از مصاحبه‏های نیمه ساختار یافته انفرادی تا زمان رسیدن به اشباع نظری گردآوری و به طور همزمان تحلیل شد. برای مدیریت تحلیل داده‏های متنی از نرمافزار MAXQDA نسخه ۲۰۲۰ استفاده شد.
یافته‌ها: در طی فرآیند استقرایی تحلیل داده‏ها، هفت طبقه اصلی شامل الگوپذیری اجتماعی، بازاندیشی مدرن در ساختار خانواده، مقتضیات اجتماعی و اقتصادی، دغدغه‏های نوین فرزندپروری، مسؤولیت‏گریزی و آسایش طلبی، تجارب پیشینه ناخوشایند و چالش‏های سنی به عنوان مؤلفه‏های تعیین‏کننده‏ تصمیم‏گیری فرزندآوری استخراج شد. طبقه مقتضیات اجتماعی و اقتصادی با 505 کد باز بیشترین مفهوم تکرارشونده در تمام مصاحبه‏ها بود.
نتیجه‌گیری: هنجار شدن کم فرزندی در جامعه و تغییر ارزش‏ها و نگرش‏های افراد در راستای معنای فرزند از یک سو و معضلات اقتصادی و اجتماعی از سوی، دیگر افراد را به سوی کم فرزندخواهی سوق داده است. همچنین کم فرزندخواهی پاسخی است به گرایشهای فردگرایی زنان و مردان و گریز از دغدغه‏های فرزندپروری.

 
زینب صیامی، مصطفی طاهری،
دوره 30، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به کرونا که در بخش­های مراقبت ویژه بستری می­شوند با چالش­های فراوانی روبه­رو هستند که می­تواند بر سلامت آنان اثر گذارد. از طرفی سلامت معنوی میتواند یکی از مؤلفه­های مناسب جهت سازگاری با شرایط استرس­زا باشد. بنابراین، این مطالعه با هدف تعیین رابطه سلامت معنوی و نگرش به مرگ در مراقبان خانوادگی بیماران مبتلا به کووید-19 ترخیص شده از بخش­های مراقبت ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی- همبستگی است که در فاصله اردیبهشت تا آذرماه سال 1400 انجام یافته است. جامعه پژوهش شامل مراقبان خانوادگی بیماران با تشخیص کووید-19 که از بخش مراقبت ویژه بیمارستان‌های وابسته به علوم پزشکی تهران ترخیص شده­اند، بوده است. نمونه‌های پژوهش شامل 260 نفر از مراقبان خانوادگی است که به روش در دسترس و مبتنی بر هدف انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه جمعیتشناختی و بالینی و پرسشنامه سلامت معنوی Polotzin و Ellison و پرسشنامه نگرش به مرگ Wong است. داده­ها در نرم­افزار SPSS نسخه 24 و با استفاده از آزمون­های کایدو، آنالیز واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی Spearman تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد بین نمره کل سلامت معنوی و نمره کل نگرش به مرگ ارتباط معکوس و معناداری وجود دارد (۱۰۱/۰-=rs، 05/0>p). یافته­های مطالعه در خصوص نگرش به مرگ نشان داد که بعد ترس از مرگ بیشترین نمره میانگین و بعد پذیرش فعالانه کمترین میانگین را به خود اختصاص داده است. همچنین سلامت مذهبی با اجتناب از مرگ (۹۳/۰-=rs) و ترس از مرگ (64/0-=rs) ارتباط معکوس و معناداری دارد (05/0>p).
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که بین سطح سلامت مذهبی و ابعاد منفی نگرش به مرگ ارتباط معکوس وجود دارد، به گونه­ای که میانگین نمره ابعاد نگرش منفی به مرگ شامل ترس و اجتناب از مرگ در افرادی که نمره سلامت مذهبی بالاتری داشتند، کمتر بود. این موضوع اهمیت توجه بیشتر به بعد مذهبی را در خانواده و بیماران ترخیص شده از بخش مراقبت­های ویژه و نقش آن در کاهش ابعاد منفی نگرش به مرگ را نشان می­دهد.

 
حدیثه بیات، مهدیه قلعه نوی، فتانه قدیریان،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال نقص ­توجه- بیش­فعالی از مشکلات ناتوان­کننده‌ برای خانواده و کودکان دچار این اختلال است. این مسأله باعث کاهش کارایی فرد و خانواده به ویژه مادران می‌شود. هدف این پژوهش تعیین رابطه تحمل پریشانی، بهزیستی معنوی و تعامل ­مادر- کودک با کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی از طریق میانجیگری تنیدگی والدگری و کارکرد خانواده در مادران کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش­فعالی است.
روش بررسی: این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه- بیش­فعالی در تهران در سال 1401 بود. نمونه­گیری به صورت در دسترس انجام یافت. تعداد 250 مادر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، شاخص تحمل پریشانی Simons، پرسشنامه بهزیستی معنوی Paloutzian و Ellison، پرسشنامه تعامل مادر- کودک Pianta، پرسشنامه کیفیت زندگی SF-36، پرسشنامه تنیدگی والدینی Abidin، و پرسشنامه کارکرد خانواده McMaster بود. برای تحلیل داده‌ها از نرم­افزار SPSS نسخه 24 و AMOS نسخه 24 استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد بین تحمل پریشانی با کیفیت زندگی مادران کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش­فعالی (67/0-=r)، بهزیستی معنوی با کیفیت زندگی (65/0-=r)، تعامل مادر- کودک با کیفیت زندگی (51/0-=r)، و تنیدگی والدگری با کیفیت زندگی (62/0-=r) رابطه معکوس و بین تحمل پریشانی با تنیدگی والدگری (73/0=r) رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین تنیدگی والدگری و کارکرد خانواده نقش میانجی در رابطه بین تحمل پریشانی با کیفیت زندگی دارند.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که با افزایش تحمل پریشانی در مادران دارای کودکان بیش­فعال، کیفیت زندگی کاهش و تنیدگی والدگری افزایش می­یابد و هرچه کارکرد خانواده افزایش یابد، تحمل پریشانی افراد آسان­تر خواهد بود.

 
عطیه بابایی، محمد عباسی‌نیا، بهمن آقایی، مریم کریمی، علی جوادزاده، فاطمه علی‌اصل، سید کاظم موسوی،
دوره 31، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلالات خواب در بیماران بستری در CCU شایع است و می­تواند فرایند درمان و بازتوانی آن‌ها را با چالش مواجه کند. عصاره رایحه­های گوناگون از جمله روش­هایی است که از دیرباز برای درمان اختلالات خواب مطرح بوده است. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر رایحه گل شمعدانی بر کیفیت خواب بیماران بستری در بخش­های CCU انجام گرفته است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی در سال ۱۴۰۱ در بیمارستان شهید بهشتی قم انجام یافت. تعداد ۷۲ بیمار به­روش نمونه‌گیری در‌دسترس انتخاب و به ­صورت تصادفی در گروه کنترل (37 نفر) و مداخله (35 نفر) قرار گرفتند. بیماران گروه مداخله به مدت سه شب پیاپی رایحه گل شمعدانی را استنشاق نمودند و برای افراد گروه کنترل مداخله‌ای انجام نگرفت. ابزار گردآوری داده­ها پرسشنامه کیفیت خواب Richard-Campbell بود که قبل و پس از مداخله تکمیل شد. داده­ها به کمک نرم­افزار SPSS نسخه 21 و آزمون‌های آماری توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: بین دو گروه از نظر مشخصات فردی تفاوت معناداری وجود نداشت (0۵/0<p). همچنین، میانگین و انحراف معیار نمره کلی کیفیت خواب در بیماران گروه کنترل و آزمون قبل از مداخله به‌ترتیب 89/64±26/۴8 و 15/14±20/53 (۱10/0=p) و پس از مداخله به‌ترتیب 43/۳۵±18/۵۰ و 86/28±21/84 گزارش گردید که این تفاوت بین دو گروه معنادار بود (۰۰۱/0p<). در تمامی ابعاد کیفیت خواب نیز بیماران گروه مداخله به نسبت وضعیت مطلوب‌تری داشتند (0۵/0p<).
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که رایحه گل شمعدانی در بهبود کیفیت خواب بیماران بستری در بخش‌های CCU مؤثر است. بنابراین، توصیه می‌شود از این روش در ترکیب با درمان‌های فعلی، برای بهبود خواب این بیماران استفاده شود.

 

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb