جستجو در مقالات منتشر شده


کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
31 نتیجه برای موضوع مقاله:

ریحانه جراحی، ناهید گلمکانی، سید رضا مظلوم،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: بهداشت قاعدگی، جنبه مهمی از سلامت دختران نوجوان است. بیش‌تر دختران اطلاعات مناسب درباره بهداشت قاعدگی ندارند و به دلیل کسب اطلاعات نادرست از منابع غیر­موثق، دچار مشکل می­شوند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه آموزش مبتنی بر گروه‌های کوچک با مشارکت مادران و آموزش معمول بر رفتارهای بهداشت قاعدگی دختران نوجوان انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در مورد 60 دانش­آموز دختر دوره اول متوسطه که دارای قاعدگی منظم بودند در دو گروه مداخله و کنترل انجام یافت. از بین مدارس متوسطه شهر مشهد در سال 1397، دو مدرسه انتخاب و با قرعه­کشی به یکی از دو گروه تخصیص یافت. آموزش بهداشت قاعدگی در گروه مداخله طی چهار جلسه و در گروه­های 4-3 نفره انجام گرفت. جهت مادران این گروه نیز دو جلسه 2 ساعته با همان محتوا و جهت دانش­آموزان گروه کنترل، آموزش معمول انجام یافت. داده­ها با استفاده از پرسشنامه رفتارهای بهداشت قاعدگی، قبل از مداخله و بعد از مداخله (پایان اولین و دومین سیکل قاعدگی) جمع­آوری و با آزمون­های من­ویتنی، کای­دو و تی‌مستقل در نرم‌افزار SPSS نسخه 16 تجزیه و ­تحلیل شد.
یافته‌ها: قبل از مداخله نمره رفتارهای بهداشت قاعدگی دو گروه تفاوت آماری معناداری نداشت (199/0=p) پس از مداخله در هر دو گروه میانگین نمره رفتارهای بهداشت قاعدگی (پایان اولین و دومین سیکل قاعدگی) افزایش معناداری نشان داد (001/0p<). همچنین میانگین نمره رفتارهای بهداشت قاعدگی گروه مداخله به صورت معناداری بیش‌تر از گروه کنترل بود (001/0p<).
نتیجه‌گیری: آموزش مبتنی بر گروه­های کوچک با مشارکت مادران در مقایسه با آموزش معمول، در ارتقای رفتارهای بهداشت قاعدگی دختران نوجوان روش مؤثرتری بود. این روش، جهت آموزش مسایل بهداشتی از جمله بهداشت قاعدگی، به برنامه­ریزان بهداشتی توصیه می­شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20180904040952N2
 
سحر رستم‌پور، فاطمه عرفانیان ارغوانیان، معصومه کردی، محمدتقی شاکری، فریده اخلاقی، سید محسن اصغری نکاح،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت بارداری شایع‌ترین اختلال طبی در دوران بارداری است که تأثیرات منفی بسیاری بر جسم و روان مادر باردار و جنین می‌گذارد. طبق مطالعات موجود نقش مشاوره و حمایت همسر در دیابت بارداری کم‌تر بررسی شده است، لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مشاوره حمایتی زوج‌ها بر رفتار خودمراقبتی زنان مبتلا به دیابت بارداری تحت درمان با انسولین انجام یافته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی 64 زن مبتلا به دیابت بارداری با سن بارداری 30-26 هفته مراجعه‌کننده به درمانگاه دیابت بیمارستان ام‌البنین (س) مشهد در سال 98-1397 به روش در دسترس انتخاب و با تخصیص تصادفی بلوکه‌بندی شده چهار تایی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. مشاوره حمایتی زوج‌ها توسط پژوهشگر به مدت 3 جلسه یک ساعته با فاصله یک هفته برای گروه مداخله و همسرانشان برگزار شد. پرسشنامه خودمراقبتی دیابت در دو مرحله قبل و 4 هفته بعد از اتمام مداخله در هر دو گروه تکمیل و داده‌ها با استفاده از آزمون تی‌مستقل و تی‌زوجی در نرم‌افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شد.
یافته‌ها: میانگین نمره خودمراقبتی قبل از مداخله بین دو گروه، اختلاف آماری معناداری نداشتند (05/0<p). اما بعد از مداخله، اختلاف میانگین نمرات خودمراقبتی قبل و بعد از مداخله در گروه مداخله 56/7±09/12 و در گروه کنترل 60/3±00 بود که افزایش معناداری در نمره خودمراقبتی گروه مداخله نسبت به کنترل مشاهده شد (001/0>p).
نتیجه‌گیری: مشاوره حمایتی زوج‌ها به ارتقای رفتار خودمراقبتی مبتلایان به دیابت بارداری کمک می‌کند و می‌توان از آن به عنوان روشی مؤثر در کاهش پیامدهای نامطلوب ناشی از دیابت بارداری استفاده کرد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20181002041202N1
 
راحله عزتی، مهین تفضلی، سید رضا مظلوم، نگار اصغری پور،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: صلاحیت بالینی، توانایی انجام وظایف حرفه‌ای و هماهنگی مهارت‌های شناختی، ارتباطی و روان- حرکتی در مراقبت از بیمار است و همدلی یکی از عوامل تأثیرگذار در فرآیند کسب صلاحیت‌های بالینی است. با توجه به نقش صلاحیت بالینی در کیفیت مراقبت‌های مامایی، این مطالعه با هدف تعیین تأثیر آموزش مهارت همدلی بر صلاحیت بالینی دانشجویان مامایی انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه­ کارآزمایی بالینی در سال 1394 در مورد 73 دانشجوی مامایی و 438 مادر باردار انجام یافت. جهت سنجش صلاحیت بالینی دانشجویان از پرسشنامه صلاحیت بالینی استفاده شد که به دو شیوه خودارزیابی و ارزیابی توسط پژوهشگر (پس از سه بار مشاهده عملکرد دانشجو) تکمیل شد. تجزیه تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های کای‌دو، تی‌مستقل و تی‌زوجی در نرم‌افزار SPSS نسخه 16 انجام گرفت.
یافته‌ها: قبل از آموزش از نظر میانگین نمرات خودارزیابی صلاحیت بالینی و ارزیابی پژوهشگر، بین دو گروه تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<p). بعد از آموزش نیز از نظر نمره خودارزیابی صلاحیت بالینی بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<p) اما نمرات ارزیابی صلاحیت بالینی توسط پژوهشگر در گروه مداخله به صورت معناداری بیش‌تر از گروه کنترل بود (05/0>p). همچنین تفاوت بین میانگین نمرات خودارزیابی صلاحیت بالینی قبل و بعد از آموزش بین دو گروه معنادار نبود (05/0<p)، اما تفاوت میانگین نمرات ارزیابی صلاحیت بالینی توسط پژوهشگر، قبل و بعد از آموزش بین دو گروه معنادار بود (05/0>p).
نتیجه‌گیری: آموزش مهارت همدلی روشی مؤثر در افزایش صلاحیت بالینی دانشجویان است.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT 2016051127855N1
 
فاطمه لطفی، فاطمه زهرا کریمی، سید رضا مظلوم، مهدی یوسفی، حسن رخشنده،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مهم‌ترین مشکلات روان‌شناختی دوران یائسگی بروز اضطراب است. اضطراب می‌تواند سلامت و کیفیت زندگی زنان یائسه را تحت تأثیر قرار دهد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر شربت گل بنفشه بر اضطراب در زنان یائسه انجام یافته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی سه سوکور است که در سال 1398 در مورد 84 زن یائسه مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی شهر مشهد انجام یافت. زنان یائسه در دو گروه به مدت یک ماه روزی دو نوبت و در هر نوبت 5 میلی‌لیتر شربت گل بنفشه یا دارونما دریافت می‌کردند. بررسی اضطراب قبل و بعد مداخله با استفاده از مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس-21 انجام یافت. جهت تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS نسخه 25 و آزمون من‌ویتنی، مجذور کای و دقیق فیشر استفاده شد.
یافته‌ها: قبل از مداخله، بین میزان اضطراب زنان در گروه گل بنفشه و گروه دارونما تفاوت آماری معناداری وجود نداشت و دو گروه همگن بودند (084/0=p). بعد از مداخله، بین دو گروه تفاوت آماری معناداری مشاهده شد (004/0=p). میانگین اصلاح شده در گروه گل بنفشه 02/3±61/3 (2/4-9/2، CI95%) و در گروه دارونما 60/3±63/7 (3/8-9/6، CI95%) بود. همچنین نمره اضطراب بعد نسبت به قبل مداخله در گروه گل بنفشه کاهش و در گروه دارونما افزایش داشت. آزمون من‌ویتنی این تفاوت را معنادار نشان داد (001/0>p).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر، شربت گل بنفشه سبب کاهش اضطراب زنان یائسه شد، بنابراین می‌تواند به عنوان درمان مکمل همراه با درمان‌های شیمیایی به منظور کاهش اضطراب در زنان یائسه مورد استفاده قرار بگیرد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20180514039660N1
 
مریم سالاری هدکی، مهین تفضلی، هادی طهرانی، محمد جواد اصغری ابراهیم آباد،
دوره 27، شماره 3 - ( 7-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: عملکرد جنسی بخش مهمی از سلامت زنان است و از متغیرهایی که با اختلالات جنسی مرتبط است، ارضای نیازهای بنیادین روان‌شناختی است. نظریه خودتعیین‌گری از مهم‌ترین نظریه‌های انگیزش است که علت اصلی رفتار را انگیزه درونی فرد می‌داند و همچنین سه نیاز روان‌شناختی خودمختاری، شایستگی و ارتباط را زیربنای رفتارهای انسان می‌داند. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر مشاوره گروهی جنسی مبتنی بر نظریه خودتعیین‌گری بر عملکرد جنسی زنان انجام گرفته است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی در مورد 104 زن متأهل 18تا49 ساله مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی درمانی مشهد در دو گروه مداخله و کنترل در سال 1398 انجام گرفته است. گروه مداخله 5 جلسه مشاوره جنسی گروهی 2 ساعته مبتنی بر سازه‌های نظریه خودتعیین‌گری با فواصل یک هفته دریافت نمودند. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه‌های عملکرد جنسی زنان و سازه‌های نظریه خودتعیین‌گری (نیازهای بنیادین روان‌شناختی در فعالیت جنسی) قبل و بعد از مداخله جمع‌آوری و در نرم‌افزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آزمون‌های تی‌مستقل، تی‌زوجی، من‌ویتنی و ویلکاکسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: میانگین نمره عملکرد جنسی قبل از مداخله بین دو گروه، اختلاف آماری معناداری نداشت، اما بعد از مداخله، اختلاف میانگین نمرات عملکرد جنسی قبل و بعد از مداخله، در گروه مداخله 02/3±76/2 و در گروه کنترل 73/0±25/0- بود که افزایش معناداری در نمره عملکرد جنسی گروه مداخله نسبت به کنترل مشاهده شد (001/0>p). همچنین بعد از مداخله بین گروه مداخله و کنترل،  اختلاف آماری معناداری در میانگین نمرات خودمختاری، ارتباط و شایستگی مشاهده شد (001/0>p).
نتیجه‌گیری: ارایه مشاوره جنسی گروهی مبتنی بر نظریه خودتعیین‌گری می‌تواند باعث ارضای نیازهای بنیادین در فعالیت جنسی و ارتقای عملکرد جنسی زنان شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20180726040602N1
 
مهلا رجب‌زاده، سید رضا مظلوم، سمیرا مهاجر، حمیدرضا بهرامی طاقانکی،
دوره 28، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: کاهش کیفیت خواب از شایع‌ترین عوارض رادیوتراپی در بیماران سرطانی است. هرچند شناورسازی پاها در آب گرم و رفلکسولوژی پا دو روش آسان، ارزان و در دسترس برای بهبود کیفیت خواب هستند، اما این که کدام یک مؤثرتر است، در مطالعات موجود بررسی نشده است. هدف از انجام این مطالعه مقایسه تأثیر شناورسازی پاها در آب گرم و رفلکسولوژی پا بر کیفیت خواب بیماران تحت رادیوتراپی بوده است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی دو گروهی در مورد 62 بیمار سرطانی تحت رادیوتراپی در مرکز درمانی رضا (ع) مشهد در سال 1399 انجام گرفته است. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه شناور کردن پاها در آب گرم و رفلکسولوژی تقسیم شدند. در گروه شناورسازی پاها در آب گرم، بیماران از روز هفتم پس از شروع رادیوتراپی به مدت دو هفته هر شب یک ساعت قبل از خواب برای 20 دقیقه پاهای خود را در آب 41 درجه شناور می‌کردند و در گروه رفلکسولوژی پا، مداخله از روز هفتم پس از شروع رادیوتراپی طی دو هفته هر شب و به مدت 10 دقیقه برای هر پا در 3 ناحیه شبکه خورشیدی، ناحیه غده هیپوفیز و ناحیه غده پینه آل انجام می‌گرفت. نمره کیفیت خواب با پرسشنامه کیفیت خواب پیترزبورگ در روز هفت دوره رادیوتراپی (پیش آزمون) و سپس 7 ،14و28 روز بعد ارزیابی شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 20 و آمار توصیفی/ تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد نمره کل کیفیت خواب در دو گروه در طی زمان به صورت معناداری کاهش یافته است (001/0>p) که این کاهش در گروه رفلکسلوژی از 33/1±81/13 در روز پیش آزمون به 73/1±86/4 در روز 28 و در گروه شناورسازی از 23/1±55/13 به 97/1±92/7 بوده است. لازم به ذکر است که کاهش نمره در پرسشنامه پیترزبورگ به معنی بهبود کیفیت خواب است.
نتیجه‌گیری: رفلکسولوژی پا و شناورسازی پاها در آب گرم باعث بهبود کیفیت خواب در بیماران تحت رادیوتراپی می‌شود، اما رفلکسولوژی پا در بهبود کیفیت خواب مؤثرتر است، لذا استفاده از آن توصیه می‌شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20190625044009N1

 
سمیه عطاریان، ژاله فیضی، جمشید جمالی، محبوبه فیروزی،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: ترس از زایمان یکی از علل انتخاب سزارین است. با توجه به عواقب سزارین‌های تکراری، مداخلاتی که میزان ترس از زایمان را کنترل نمایند در تصمیم مادر برای نوع زایمان اهمیت دارند. هدف از تحقیق حاضر، تعیین تأثیر مشاوره فردی بر انگیزه و ترس از زایمان طبیعی در زنان سزارین قبلی براساس مدل فوگ است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تعداد 62 زن باردار سزارین قبلی مراجعه‌کننده به مراکز جامع سلامت مشهد در سال 1399، با تخصیص تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله، مشاوره فردی مبتنی بر مدل فوگ، در هفته‌های 30-28 بارداری در دو جلسه حضوری 60-45 دقیقهای، هر دو هفته یک بار و یک جلسه غیرحضوری در کانال تلگرامی ارایه شد. ابزار گردآوری دادهها، فرم مشخصات فردی، پرسشنامه انگیزه مدل فوگ و پرسشنامه انتظار/ تجربه ویجما بود. پرسشنامه‌ها در ابتدای مطالعه و دو هفته بعد از پایان مداخله تکمیل و تجزیه و تحلیل با استفاده از آزمون‌های آماری توسط نرمافزار SPSS نسخه 25 در سطح معناداری 05/0p< انجام یافت.
یافته‌ها: میانگین اختلاف قبل و بعد از مداخله نمره ترس از زایمان، در گروه مداخله 07/20±84/15 و در گروه کنترل 28/23±06/6 بود. مشاوره با رویکرد فوگ تغییرات معنادار بیشتری در نمره ترس از زایمان گروه مداخله نسبت به گروه کنترل ایجاد کرده است (001/0p<) اما تغییرات صورت گرفته در انگیزه به لحاظ آماری معنادار نبود.
نتیجه‌گیری: مشاوره با رویکرد فوگ نمره ترس از زایمان را کاهش داد. استفاده از این روش مشاوره به منظور کاهش ترس از زایمان و بهکارگیری راهکارهایی در جهت افزاش انگیزه زایمان طبیعی پس از سزارین پیشنهاد می‌شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20200105046014N1

 
سمیرا مهاجر، سید رضا مظلوم، مهلا رجب‌زاده، محمد نمازی‌نیا،
دوره 28، شماره 3 - ( 7-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: تشخیص سرطان موجب بروز مشکلات هیجانی و عاطفی عمیقی همچون افسردگی در بیمار مبتلا به سرطان میشود. یوگای خنده شامل ورزش‌های توأم با خنده می‌باشد که ممکن است بتواند بر افسردگی بیماران تحت شیمی درمانی مؤثر باشد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر یوگای خنده بر افسردگی بیماران مبتلا به سرطان تحت شیمی درمانی انجام گرفته است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی دو گروهی در مورد 69 بیمار سرطانی تحت شیمی درمانی در مرکز درمانی رضا (ع) مشهد در سال ۱۳۹۷ انجام گرفته است. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل اختصاص یافتند. برای گروه مداخله طی چهار روز، روزانه یک جلسه 30-20 دقیقه‌ای فعالیت یوگای خنده قبل از شیمی درمانی اجرا شد. گروه کنترل آموزش خودمراقبتی معمول را دریافت کردند. افسردگی با پرسشنامه ارزیابی افسردگی بک در دو مرحله قبل و پس از اتمام جلسات یوگای خنده سنجیده شد. داده‌ها با استفاده از آزمونهای آماری کای‌اسکوئر، تی‌مستقل، فیشر و تی‌زوجی در نرم‌افزار SPSS نسخه 20 تحلیل شد.
یافته‌ها: 46 نفر (67%) از افراد شرکت‌کننده در مطالعه زن بودند. میانگین سن بیماران در گروه مداخله 6/9±0/49 و در گروه کنترل 6/12±2/45 سال بود. میانگین نمره افسردگی در مرحله پس آزمون در گروه مداخله (04/6±50/7) به صورت معناداری کمتر از گروه کنترل (53/7±54/12) بود (005/0p<). در مقایسه درون گروهی نیز، در گروه مداخله نمره افسردگی تفاوت معناداری در جهت کاهش داشت (001/0p<).
نتیجه‌گیری: یوگای خنده منجر به بهبود افسردگی در بیماران تحت شیمی درمانی می‌شود، لذا استفاده از آن در بیماران تحت شیمی درمانی توصیه می‌شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20180429039463N1

 
مسعود عبدالهی، منیر رمضانی، زهرا بافتی، سجاد حریمی، محمدرضا عسکری، محمد عبداللهی، عباس حیدری،
دوره 29، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه سالمندی برای نظام­های بهداشتی و مراقبتی به عنوان یک چالش مطرح شده و یکی از مهمترین پیامدهای آن افزایش نرخ بستری مجدد است. بدین جهت تلاش­ها برای کاهش نرخ بستری مجدد در تمامی کشورها در حال انجام است. در این راستا ابزار آمادگی برای ترخیص از بیمارستان برای درک میزان آمادگی بیماران برای ترخیص طراحی شد. لذا این مطالعه با هدف سنجش ویژگی‌های روان­سنجی ابزار آمادگی برای ترخیص از بیمارستان انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه روششناختی، تعداد 500 بیمار سالمند بستری در بیمارستان­های آموزشی- درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مشهد به روش نمونه­گیری در دسترس در سالهای 1400-1399 وارد مطالعه شدند. ترجمه ابزار به روش ترجمه- بازترجمه انجام گرفت. نسخه نهایی ابزار با انجام روایی (تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی) و پایایی (آلفای کرونباخ و آزمون دو نیمه کردن گاتمن) مورد روان­سنجی قرار گرفت.
یافته‌ها: در تحلیل عاملی بار عاملی کلیه گویه­های ابزار بالاتر از 3/0 بود و لذا همگی حفظ شدند. شاخص­های کلی برازش ابزار بیانگر تأیید مدل و برازش مطلوب آن است. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه و ضریب همبستگی دو نیمه کردن گاتمن به ترتیب 92/0 و 86/0 بود.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه ما از ساختار چهار بعدی این ابزار پشتیبانی کرد و مشخص شد که این ابزار از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است. بنابراین پرستاران و پزشکان می‌توانند از این ابزار به عنوان روش مناسبی برای اندازه­گیری میزان آمادگی بیماران سالمند برای ترخیص و در نهایت رسیدن به یک انتقال ایمن از بیمارستان به منزل بهره ببرند.

 
اکرم رحیمی شاندیز، فاطمه زهرا کریمی، راضیه معصومی، سید رضا مظلوم،
دوره 30، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به این که کاهش رضایت جنسی به دنبال شکست درمان ناباروری، موجب کاهش کیفیت و رضایت از زندگی می­شود، این مطالعه با هدف مقایسه تأثیر مشاوره جنسی براساس مدل EX-PLISSIT و BETTER بر رضایت جنسی زنان پس از شکست درمان روش­های کمک باروری انجام گرفت، تا ارایه­کنندگان خدمات سلامت بتوانند با مقایسه مدل­های مختلف مشاوره­ای، بهترین رویکرد مشاوره­ای جهت بهبود رضایت جنسی زنان به دنبال شکست درمان روش­های کمک باروری را انتخاب نمایند.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی تصادفی در سال 1401 در مورد 66 زن نابارور که به مرکز ناباروری میلاد بیمارستان امام رضا (ع) شهر مشهد مراجعه کرده و با شکست درمان روش­های کمک باروری مواجه شده بودند، صورت گرفت. جلسات مشاوره جنسی در دو گروه مداخله EX-PLISSIT و BETTER به صورت فردی توسط ماما در چهار جلسه هفتگی، به صورت دو جلسه حضوری و دو جلسه مجازی اجرا شد. جمع­آوری داده‌ها با استفاده از مقیاس چندبعدی رضایت جنسی زنان (SSSW) انجام یافت. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم­افزار SPSS نسخه 25 و آزمون‌های تیمستقل، Mann-Whitney و Wilcoxon انجام گرفت.
یافته‌ها: پس از مداخله تفاوت آماری معناداری در نمره کل رضایت جنسی و حیطه­های آن بین دو گروه دیده نشد (05/0<p) و تنها در حیطه اضطراب رابطه­ای، تفاوت معنادار بود (021/0=p). نتایج مقایسه درون گروهی نشان داد که در دو گروه نمره کل رضایت جنسی و حیطه­های آن پس از مداخله به طور معناداری بیشتر از قبل از مداخله است (05/0>p).
نتیجه‌گیری: مشاوره جنسی براساس مدل EX-PLISSIT و BETTER به‌ عنوان روش مؤثر، ساده، ارزان و بدون عارضه جانبی می­تواند به افزایش رضایت جنسی زنان نابارور پس از شکست درمان روش­های کمک باروری کمک کند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20210211050324N1

 
جواد ملک‌زاده، مهسا قوچانی، احمد باقری مقدم، طاهره صادقی، محمد رجب‌پور،
دوره 30، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به پیشرفت درمان­ها و افزایش شیوع بیماری­ها، تعداد بیماران نیازمند تهویه مکانیکی در بخش­های مراقبت­های ویژه هر ساله افزایش می­یابد. بسته ABCDE با رویکرد مبتنی بر شواهد، می­تواند به بهبود پیش آگهی بیماران در ICU کمک نماید. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر بسته ABCDE بر خطر بروز زخم فشاری، ترمبوز ورید عمقی و دلیریوم در بیماران تحت تهویه مکانیکی طراحی و اجرا شده است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی یک سوکور از شهریور تا دی ماه 1400 انجام یافت. نمونه پژوهش شامل 100 بیمار تحت تهویه مکانیکی در بخش ICU بیمارستان امام رضا(ع) مشهد بود که به روش بلوکی تصادفی به گروه مداخله و کنترل تخصیص داده شدند. در گروه مداخله بسته ABCDE در بازه زمانی 7 روزه اجرا شد. گروه کنترل مراقبت معمول بخش را دریافت کردند. معیارهای بررسی خطر بروز عوارض شامل: خطر زخم فشاری با استفاده از شاخص COMHON، ترومبوز ورید عمقی با استفاده از مقیاس Wells و بروز دلیریوم با استفاده از ابزار CAM-ICU بود که در پایان هر مداخله و در روزهای 0، 1، 3، 5، 7 مورد بررسی قرار گرفتند. جهت تحلیل داده­ها از نرم­افزار SPSS نسخه 20 و آزمون آماری کایاسکوئر و تیمستقل استفاده شد.
یافته‌ها: در انتهای روز هفتم، خطر بروز زخم فشاری در گروه مداخله به طور معناداری کاهش یافت (05/0>p). فراوانی بروز دلیریوم نیز از 4/64% به 3/13% به­طور معناداری کاهش یافت (05/0>p). همچنین در پایان روز هفتم، خطر ترمبوز وریدهای عمقی، در گروه کنترل به طور معناداری بیشتر از گروه مداخله بود (05/0>p).
نتیجه‌گیری: استفاده از بسته ABCDE می­تواند خطر بروز زخم فشاری، ترمبوز ورید عمقی و دلیریوم را در بیماران تحت تهویه مکانیکی کاهش دهد و به عنوان یک روش مؤثر و قابل انجام توسط پرستاران و سایر تیم پزشکی آموزش دیده می­باشد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20190625044000N1

 

صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb