89 نتیجه برای پرستاری
رحیمه خواجویی، بهناز باقریان، مهلقا دهقان، منصوره عزیززاده فروزی،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مراقبت پرستاری جزء اساسی خدمات بهداشتی درمانی است. مراقبتهای پرستاری فراموش شده مفهومی جدید است که اشاره به مراقبتهایی دارد که حذف و یا به تأخیر افتاده باشد. هدف این مطالعه تعیین مراقبتهای پرستاری فراموش شده و عوامل مرتبط با آن از دیدگاه پرستاران دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1396 است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی از نوع مقطعی 300 پرستار شرکت کردند. از پرسشنامههای مراقبت پرستاری فراموش شده و عوامل مرتبط جهت جمعآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 20 و شاخصهای مرکزی و پراکندگی صورت گرفت.
یافتهها: میانگین نمره مراقبتهای پرستاری فراموش شده 7/41±32/28 بود که از حد میانه پرسشنامه پایینتر است. بیشترین میانگین مراقبت پرستاری فراموش شده به «شرکت در کنفرانسهای بین رشتهای مراقبت از بیمار» اختصاص یافته و بیش ترین میانگین عوامل مرتبط با مراقبت فراموش شده به «حجم فعالیتهای مربوط به پذیرش و ترخیص بیماران» اختصاص یافته است.
نتیجهگیری: میزان مراقبت پرستاری فراموش شده در مطالعه حاضر از حد میانه پایینتر بود که میتوان با مدیریت مناسب سطح آن را پایینتر آورد. همچنین با کم کردن حجم کار مراقبان عوامل ایجاد کننده مراقبت پرستاری فراموش شده را کاهش داد.
عباس حیدری، زهرا سادات منظری، هادی عباسپور،
دوره 25، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: درد بعد از عمل جراحی یکی از چالشهای بالینی برای پرستارانی است که مراقبت از بیماران را به عهده دارند. هدف از این مطالعه تعیین اثر آموزشهای قبل از عمل بر درد بعد از عملهای جراحی انتخابی بوده است.
روش بررسی: پایگاههای اطلاعاتی PubMed، CINAHL، Cochrane Library، Web of Science، Scopus و EMBASE به منظور بازیابی مقالات کارآزمایی بالینی که از تاریخ اول ژانویه 2012 تا اول جوئن 2018 به زبان انگلیسی منتشر شده بودند، جستجو شدند.
یافتهها: از مجموع 153 مطالعه بازیابی شده، 13 مطالعه (2482 نفر) وارد مرور شد. به طور کلی، بیشتر مطالعات، آموزش قبل از عمل بر کاهش درد بعد از عمل را مؤثر دانستهاند (7 مطالعه، 1678=n). در بقیه مطالعات، تفاوت معناداری بین آموزش و میزان کاهش درد بیمار مشاهده نشده است. همچنین نتایج برخی مطالعات (204=n) نشان داد آموزش همراه با همدلی در نیمی از موارد میتواند میزان اضطراب را کاهش دهد.
نتیجهگیری: آموزش قبل از عمل جراحی به عنوان یک مداخله پیچیده، میتواند میزان درد بعد از عمل را کاهش دهد. شیوه آموزش تعاملی همراه با همدلی موجب کاهش اضطراب بیمار و همچنین کاهش نیاز به داروهای ضد درد بعد از عمل میشود. بنابراین، آموزش و تربیت پرستاران ماهر و ارایهدهندگان چنین آموزشهایی برای مدیریت درد بیماران پیشنهاد میشود.
سمیرا اروجلو، وحید زمانزاده، لیلا ولیزاده،
دوره 25، شماره 4 - ( 10-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مشارکت بیمار جزء مهم در رویکرد مراقبتی بیمار محور و بخشی از حقوق بیماران میباشد، که با پیامدهای مثبت در سیستم بهداشتی درمانی همراه است. این مطالعه با هدف تبیین تجارب پرستاران در مورد مشارکت بیماران در مراقبتهای پرستاری و عوامل مربوط به آن انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کیفی با مشارکت 18 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستانهای آموزشی تبریز در سال 1398 انجام یافت. از نمونهگیری هدفمند طی مصاحبههای نیمه ساختار یافته و جلسات گروه متمرکز و مصاحبه انفرادی برای جمعآوری دادهها بهره گرفته شد. تجزیه و تحلیل دادهها به روش تحلیل محتوای قراردادی انجام یافت. برای دستیابی به صحت و پایایی دادهها از معیارهای Lincoln و Guba استفاده شد.
یافتهها: تحلیل دادهها منجر به استخراج چهار طبقه اصلی ارایه اطلاعات، دخیل نمودن بیماران در تصمیمگیری، همکاری و احترام شد. مشارکت بیمار از دیدگاه پرستاران چنین بود: یک فرآیند تعاملی تصمیمگیری و همکاری بین پرستار و مددجو توأم با تبادل اطلاعات، احترام و کسب اجازه از بیمار. همچنین نتایچ شامل ملزومات و پیشآیندها، حیطهها، پیامدها، موانع و راهکارهای مربوط به مشارکت بیمار در مراقبتهای پرستاری بود.
نتیجهگیری: امروزه مشارکت بیمار به عنوان حق قانونی بیمار و نیز به عنوان استاندارد طلایی بینالمللی سیستمهای مراقبت سلامت در نظر گرفته میشود. بنابراین پرستاران، سیاستگذاران سیستم سلامت، بیماران و مراکز دانشگاهی میتوانند از این نتایج در ارتقای مشارکت بیمار در مراقبت بهره جویند.
نوشین بابایی، مریم رسولی، اعظم شیرینآبادی فراهانی، هومان منوچهری، راضیه بیکمیرزا، مریم ورزشنژاد،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: ثبت صحیح گزارش پرستاری، بیانگر عملکرد بالینی مطلوب پرستار و مطابقت آن با استانداردها است. تشخیصهای پرستاری ناندا یکی از مهمترین و پرکاربردترین عبارات استاندارد بینالمللی برای ثبت مراقبتهای پرستاری میباشد که لازم است ثبت مراقبتها بر این اساس صورت گیرد. این مطالعه با هدف تعیین میزان انطباق و فراوانی تشخیصهای پرستاری ثبت شده در بخش انکولوژی کودکان با عبارات تشخیصهای پرستاری سیستم طبقهبندی ناندا انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی گزارشهای پرستاری ثبت شده در پروندههای کودکان بستری در بخشهای آنکولوژی کودکان دو بیمارستان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سه ماهه نخست سال 1395 مورد بررسی قرار گرفت. نمونهگیری به روش سرشماری پروندهها و در 3 ماه متوالی انجام یافت. در مجموع 86 پرونده و 3701 گزارش پرستاری مورد بررسی قرار گرفت. مستندات پرستاران از طریق تحلیل محتوای آشکار مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، عبارات به دست آمده با تشخیصهای پرستاری سیستم طبقهبندی ناندا انطباق داده شد و میزان انطباق و فراوانی تشخیصهای پرستاری استخراج شده تعیین شد.
یافتهها: میزان کلی انطباق تشخیصهای استخراج شده از گزارشهای پرستاری با تشخیصهای پرستاری ناندا، 7/14% بود. بیشترین تشخیصهای پرستاری، تشخیصهای مرتبط با دستهبندی ایمنی/ حفاظت، با میزان 95/47% و بعد از آن تشخیصهای مربوط به دستهبندی تغذیه به میزان42/24% و در نهایت تشخیصهای پرستاری مرتبط با دستهبندی آسایش به میزان 8/12% بود.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که در حال حاضر در ثبت مراقبتهای پرستاری از چارچوبهای استانداردی مانند فرآیند پرستاری و تشخیصهای پرستاری ناندا به میزان بسیار محدود استفاده میشود. پیشنهاد میشود آموزشهای کاربردی برای افزایش دانش و انگیزه جهت بهکارگیری تشخیصهای پرستاری ناندا، داده شود.
سهیلا جعفری میانائی، نصرالله علیمحمدی، مرضیه حسنپور، امیرحسین بانکی پورفرد،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: هر مدل مفهومی در پرستاری در صدد تبیین مفاهیم بنیادین رشته است، تا به عنوان چارچوب علمی و عملی، با در نظر گرفتن فرهنگ و ارزشهای جامعه، امکان استفاده مؤثرتر آن در جوامع مختلف فراهم شود. این مطالعه با هدف طراحی مدل مفهومی مراقبت در دوران شیرخوارگی از دیدگاه اسلام، انجام گرفته است.
روش بررسی: مدل مفهومی مورد استفاده در این مطالعه، براساس فرآیند ساخت مدل Walker و Avant (2011) در سال 1396 طی سه گام طراحی گردید: تکامل مفهوم و تعیین مفهوم مرکزی، ساخت گزارهها و تعیین ارتباطات بین مفاهیم، سازماندهی نظاممند ارتباطات و ساخت طرحی یکپارچه. قرآن، تفاسیر و روایات اهل بیت علیهم السلام از منابع مورد استفاده بودند.
یافتهها: در نتیجه تکامل مفهوم «مراقبت در دوران شیرخوارگی از دیدگاه اسلام»، شش مفهوم ایجاد گردید. مفهوم «شیرخوار، انسانی دارای کرامت و استعداد تعالی»، به عنوان مفهوم مرکزی و سایر مفاهیم عبارتند از: «اصول پایهای پرورش»، «والدین، نمایندگان خدا در پرورش شیرخوار»، «مادر، مظهر خالقیت و ربوبیت خدا»، «کودک سالم و صالح»، «خداوند پروراننده مهربان». پس از تعیین ارتباط مفاهیم با یکدیگر، ساختار مدل مفهومی طراحی گردید.
نتیجهگیری: مراقبت در دوران شیرخوارگی، پروراندن انسانی است که از زمان لقاح، دارای کرامت و حقوق بوده و استعداد تکامل و تعالی را داراست. در دیدگاه اسلام، خداوند پروراننده ازلی و ابدی است که با محبت و کرامت، شیرخوار را میپروراند و مادر مظهر تجلی خالقیت و ربوبیت خدا در زمین است. شیرخوار امانت خدا نزد والدین و والدین به عنوان نمایندگان خدا، زمینهساز و متولی امر پرورش شیرخوار هستند تا با رعایت اصول پرورش، کودکی سالم و صالح داشته باشند. مدل «مراقبت در شیرخوارگی از دیدگاه اسلام» یک مدل مفهومی است که میتوان از آن در ساخت نظریههای کاربردی، فعالیتهای بالین، تحقیق و آموزش به دانشجویان پرستاری و جامعه استفاده کرد.
شهناز طبیعی، سید علی معزی، غلامرضا شریفزاده، بهاره زارعی، فاطمه کبری شفیعی،
دوره 26، شماره 3 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای قلبی و عروقی به خصوص انسداد عروق کرونر از شایعترین بیماریهای منجر به مرگ در سطح جهان است. اخیراً برای درمان، از مداخله کرونر از طریق پوست، استفاده میشود که باعث کاهش قابل توجه در میزان مرگ و میر شده است. برای کاهش عوارض آنژیوپلاستی رفتارهای مراقبتی پرستاران اهمیت خاصی دارد. هدف این مطالعه تعیین تأثیر اجرای روش مراقبت پرستاری اولیه بر درک بیماران از رفتارهای مراقبتی پرستاران بعد از انجام آنژیوپلاستی عروق کرونر بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه مداخلهای تصادفی شاهددار، تعداد 60 نفر بیمار که پس از آنژیوپلاستی در بخش مراقبتهای ویژه قلبی بیمارستان رازی شهر بیرجند از اسفند 1397 لغایت اردیبهشت 1398 بستری شده بودند، به روش در دسترس انتخاب و به طور تصادفی ساده به دو گروه 30 نفره تخصیص یافتند. برای بیماران گروه کنترل مراقبتهای معمول بخش به روش موردی و برای بیماران گروه مداخله مراقبتهای پرستاری اولیه براساس فرآیند پرستاری اجرا گردید. در زمان ترخیص، پرسشنامه استاندارد درک از رفتار مراقبتی پرستاران برای همه بیماران به روش مصاحبه تکمیل شد. دادههای جمعآوری شده با استفاده از آزمون t مستقل در سطح معناداری 05/0p< تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که بعد از مداخله، میانگین نمره کلی درک از رفتار مراقبتی و همچنین ابعاد «احترام» و «اطمینان از حضور انسانی» در گروه مداخله به طور معناداری بالاتر از گروه کنترل بوده است (05/0p<). اما در ابعاد «گرایش و ارتباط مثبت»، «داﻧﺶ و ﻣﻬﺎرتﺣﺮﻓﻪای» و «توجه به تجارب دیگری» تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد (05/0p>).
نتیجهگیری: ارایه مراقبت پرستاری به روش اولیه منجر به افزایش درک بیمار از رفتار مراقبتی پرستاران و افزایش حس احترام و اطمینان از حضور انسانی پرستار میشود. لذا به کارگیری این روش مراقبتی در بخش مراقبتهای ویژه قلبی توصیه میگردد.
ویدا رحیمی، مریم حیدری، سمانه نعیمی، خدیجه مرادبیگی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: سطح ناکافی دانش دارویی دانشجویان پرستاری، خطر بروز اشتباهات دارویی را به دنبال دارد و این امر یکی از بزرگترین نگرانیهای مربیان بالینی است. لذا مطالعه حاضر در جهت تدوین برنامه آموزشی مناسب با هدف تعیین اثربخشی آموزش داروشناسی به صورت هدفدار و مبتنی بر بازی بر نمرات داروشناسی دانشجویان پرستاری انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه مداخلهای نیمه تجربی در سال 98-1397 به صورت سرشماری، در دانشجویان پرستاری ترم 3 دانشگاه علوم پزشکی آبادان انجام گرفت. مداخله شامل آموزش داروشناسی بالینی در قالب بازی طی یک دوره کارآموزی (شامل 10جلسه) بود. جلسه اول تا سوم شامل برگزاری کلاس نظری داروشناسی، جلسه چهارم تا نهم شامل اجرای بازی، کلاس نظری و کار بالینی، جلسه دهم شامل برنامه مرور ایستگاهی و برنامه رقابتی استخر اطلاعات دارویی بود. «آزمون داروشناسی» قبل و بعد از مداخله انجام گرفت. دادهها از طریق آزمون تیزوجی در نرمافزار SPSS نسخه 18 تحلیل شد.
یافتهها: 77 دانشجو تا پایان مطالعه حضور داشتند که 42 نفر زن و 35 نفر مرد بودند. میانگین سنی آنان 2±21 سال، معدل کل دانشجویان 81/3±57/15 و میانگین نمره داروشناسی آنان 42/3±74/14 بود. براساس نتایج آزمون، میانگین نمره پیشآزمون 83/5±06/26 و پسآزمون 02/4±58/31 بود که بیانگر اختلاف معنادار بین قبل و بعد از مداخله است (001/0>p).
نتیجهگیری: این برنامه آموزشی هدفمند منجر به افزایش سطح نمرات داروشناسی دانشجویان پرستاری شد و میتواند به عنوان روشی مناسب جهت ارتقای دانش و درک داروشناسی دانشجویان استفاده گردد.
سودابه لطفی پلنگی، فاطمه غفاری، زهرا فتوکیان، علی ذبیحی،
دوره 27، شماره 4 - ( 10-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: فعالیتهای پرستاری ارتقای سلامت در سالمندان مبتلا به COPD در ساختارهای بهداشتی- درمانی متفاوت است و بررسی در این زمینه میتواند به شناخت شکاف دانشی موجود کمک نماید. مطالعه حاضر با هدف تعیین فعالیتهای پرستاری ارتقا دهنده سلامت در سالمندان مبتلا به COPD انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- مقطعی در سال 1399 انجام یافت. 180 پرستار شاغل در بیمارستانهای آموزشی وابسته به دانشگاههای علوم پزشکی مازندران و بابل در مطالعه شرکت کردند. نمونهگیری به روش در دسترس انجام گرفت. ابزارهای جمعآوری دادهها شامل پرسشنامه مشخصات فردی و حرفهای و پرسشنامه محقق ساخته فعالیتهای پرستاری ارتقا دهنده سلامت برای سالمندان مبتلا به COPD بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 18 و آزمونهای تیتست، آنوا و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین سنی پرستاران شرکتکننده در مطالعه 05/8±58/34 سال بود. 4/84% نمونهها زن و 6/70% متأهل بودند. میانگین و انحراف معیار نمره فعالیتهای پرستاری ارتقا دهنده سلامت 90/37±10/197 محاسبه شد. در بین ابعاد مربوط به فعالیتهای ارتقا دهنده سلامت، کمترین فراوانی مربوط به ابعاد «ترک سیگار/مواد مخدر» (4/34%) و «خودتوانمندسازی» (8/32%) بود. بین فعالیتهای ارتقا دهنده سلامت با محل اشتغال (034/0=p)، سن (001/0p<)، جنس (022/0=p) و وضعیت تأهل پرستاران (014/0=p) ارتباط معناداری مشاهده شد.
نتیجهگیری: فعالیتهای ارتقا دهنده سلامت برای سالمندان مبتلا به COPD، بالاتر از سطح متوسط بوده است. با این حال نیاز است برنامههای آموزش ضمن خدمت و کنفرانسهای داخل بخشی به منظور ارتقای صلاحیت حرفهای پرستاران به ویژه در بعد رفتارهای مشاورهای و ترک سیگار صورت گیرد.
رضوان رحیمی، اکرم فتحیان، بتول خوندابی، افسانه صدوقیاصل،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: بخش عمده نیروی انسانی نظام سلامت را کارکنان پرستاری تشکیل دادهاند. بهکارگیری فناوریهای دیجیتال از جمله برنامههای کاربردی سلامت همراه، در ارتقای سطح کیفیت مراقبتهای سلامت ارایه شده توسط کارکنان پرستاری مهم و تأثیرگذار است. برهمین اساس هدف اصلی این مطالعه تعیین میزان بهکارگیری برنامههای کاربردی سلامت همراه، توسط پرستاران برای اهداف حرفهای در دوران همهگیری کووید-19بوده است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کاربردی است که به روش توصیفی- مقطعی در سال ۱۴۰۰ انجام گرفته است. جامعه پژوهش پرستاران چهار بیمارستان دولتی شهر اصفهان بودند. روش نمونهگیری تصادفی خوشهای یک مرحلهای بود. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه بود که روایی و پایایی آن بررسی گردید. تحلیل دادهها با استفاده از آمارهای توصیفی-تحلیلی در نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ انجام یافته است.
یافتهها: دادههای ۹۳ پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفت. 44/63% از پرستاران، همراه با دلیل پاسخ دادند که از این برنامههای کاربردی استفاده نمیکنند. نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از برنامههای کاربردی در بین پرستاران رایج نیست، همچنین آنان نیاز به آموزش جهت استفاده از این برنامهها دارند. پرستاران نگرانیهایی در مورد کیفیت برنامههای کاربردی داشتند. پرستاران معتقد بودند که استفاده از برنامه کاربردی در انجام وظایف پرستاری در دوران کووید-19 کمککننده خواهد بود.
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه، برنامهریزی جهت توسعه برنامههای کاربردی متناسب با نیاز پرستاران، آموزش پرستاران در راستای استفاده و توصیه بهکارگیری این برنامهها در محیطهای بالینی توصیه میشود. همچنین، نیاز است تا ابزارها و کارگروههای تخصصی ارزیابی برای بازبینی و ارایه گزارش در مورد کیفیت برنامههای کاربردی حوزه سلامت فراهم و اجرا شود.
ربابه خلیلی، علی رحمانی، سجاد پیوسته، مهدی راعی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اگر چه کنترل درد در بیماران دچار سوختگی در سالهای اخیر بهبود یافته است، اما همچنان عدم اثربخشی برخی اقدامات درمانی در جهت کاهش درد در این گروه از بیماران بهعنوان یک موضوع چالشانگیز برای کارکنان مراقبت سلامت باقیمانده است. این مطالعه مروری با هدف بررسی مداخلات پرستاری در حوزه کاهش درد در بیماران دچار سوختگی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه مروری سیستماتیک و فراتحلیل اطلاعات مربوط از پایگاههای اطلاعاتی، PubMed ، Science Direct ، SID ، Irandoc ، Cochranelibrary ، Scopus با کلمات کلیدی فارسی: مداخلات پرستاری، درد، سوختگی و کلید واژههای انگلیسی معادل آنها در بازه زمانی 2020-2010 جستجو شد. جهت افزایش اعتبار و پایایی مطالعه، سه نفر کیفیت مقالات را بهطور جداگانه مورد ارزیابی قرار دادند و جهت ارزیابی مقالات از معیار جداد استفاده شد.
یافتهها: پس از بررسی 181 مقاله در پایگاههای اطلاعاتی، 19 مقاله مرور نظاممند شدند. مداخلات پرستاری انجام یافته در جهت کاهش درد بیماران سوختگی شامل استفاده از تکنیکهای تنفسی، استفاده از پانسمانهای جدید، آرامسازی عضلانی، موسیقی درمانی، تحریک الکتریکی از طریق پوست (TENS) و مغز، بازی درمانی، آروماتراپی، استفاده از ذکر خدا، ماساژ، تصویرسازی هدایت شده، استفاده از تکنیک حواسپرتی، حساسیتزدایی با حرکات چشم بود. در ۸ مطالعه فراتحلیل شده، اختلاف میانگین کل کاهش نمره درد برابر (78/1-78/0CI: 95/0%) 28/1 برآورد شد.
نتیجهگیری: اکثر مداخلات پرستاری باعث کاهش درد سوختگی بیماران شده بودند. روشهای کاهش درد با قابلیت کاربرد سادهتری، همچون آرامسازی عضلانی ، تصویرسازی هدایت شده و مراقبت معنوی مورد تأکید است.
الهام نیکخواه بیدختی، کوکب بصیری مقدم، موسی سجادی، مهدی بصیری مقدم،
دوره 29، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتارهای مرتبط با سلامتی افراد مبتلا به آنفارکتوس میوکارد به شدت تحت تأثیر درک از بیماری آنها قرار دارد و آموزش یکی از روشهای افزایش درک از بیماری به شمار میرود. بنابراین مطالعه حاضر با هدف مقایسه آموزش چند رسانهای با آموزش تلفنی بر درک از بیماری در مبتلایان به آنفارکتوس میوکارد انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در مورد 32 بیمار مبتلا به آنفارکتوس میوکارد مرخص شده در سال 1399-1398 در شهر گناباد و مشهد انجام گرفت. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه چند رسانهای و تلفنی قرار گرفتند. محتوای مداخله شامل روند بیماری، علایم، پیشگیری و درمان و مراقبتهای بعد از ترخیص بود. محتوای آموزشی یکسان بود و در گروه تلفنی بهصورت مکالمه و در گروه چند رسانهای بهصورت فیلم، صدا و تصویر ارایه شد. پرسشنامه کوتاه درک از بیماری (Brief IPQ) در روز اول و هفته ششم بعد از ترخیص تکمیل شد. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 20 و با آزمونهای Kolmogorov–Smirnov، مجذور کای، دقیق فیشر، تیمستقل، تیزوجی و آزمون Levene در سطح معناداری کمتر از 050/0 انجام یافت.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین نمره مؤلفههای درک از بیماری بعد از مداخله نسبت به قبل در بیماران هر دو گروه آموزش چند رسانهای و تلفنی افزایش معناداری داشته است (050/0>p)، ولی در مقایسه بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد (050/0<p).
نتیجهگیری: هر دو روش آموزشی چند رسانهای و آموزش تلفنی باعث ارتقای درک از بیماری در بیماران مبتلا به آنفارکتوس میوکارد میشود. لذا پیشنهاد میشود آموزشدهنده متناسب با تفاوتهای فردی و امکانات آموزشگیرنده، نوع آموزش را انتخاب و مدیران سلامت، سیاستهای مناسب را برای بهرهمندی بیماران از مراقبتهای پرستاری از راه دور پس از ترخیص اعمال کنند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20190607043834N1
فاطمه ابراهیمی، عزت جعفرجلال، طاهره نجفی قزلجه، شیما حقانی،
دوره 29، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تلاش برای بهبود کیفیت، موضوع مهم در نظام خدمات و مراقبت پرستاری است. همهگیری کووید-19 چالشهای بزرگی را برای نظامهای مراقبتهای بهداشتی و بهویژه برای بخشهای مراقبت ویژه ایجاد کرده است که میتواند در کیفیت مراقبت پرستاری ارایه شده به این بیماران مؤثر باشد. هدف مطالعه حاضر تعیین کیفیت مراقبت پرستاری در پرستاران بخش مراقبت ویژه کووید-19 بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی که در سال 1401-1400 انجام یافت، 142 پرستار از بیمارستانهای ولیعصر(ع)، امیرکبیر، امیرالمومنین(ع) و خوانساری وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اراک به روش سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند. پرسشنامه کیفیت مراقبت پرستاری Martins که شامل 25 سؤال در هفت حیطه است، توسط شرکتکنندگان تکمیل شد. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آزمونهای تیمستقل، تحلیل واریانس یکطرفه و ضریب همبستگی Pearson انجام یافت.
یافتهها: یافتهها نشان داد میانگین و انحراف معیار نمره کیفیت مراقبت پرستاری 74/7±83/83 بوده است که با توجه با بالاتر بودن نسبت به نمره میانه ابزار (5/62) مطلوب ارزیابی میشود. سایر نتایج حاکی از آن بود که در میان مشخصات فردی پرستاران، کیفیت مراقبت پرستاری با نوع استخدام (003/0=p)، سن، سابقه کار و سابقه کار در بخش ویژه (001/0>p) ارتباط آماری معنادار داشته است.
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط معنادار بین کیفیت مراقبت پرستاری با نوع استخدام، سن و سابقه کار شرکتکنندگان در این پژوهش، توصیه میشود مدیران حوزه سلامت با لحاظ کردن تجربه پرستاران متبحر در بخشهای ویژه، گامی مؤثر در تدوین سیاستهای لازم در جهت ارتقای کیفیت مراقبت پرستاری بردارند.
بهاره نجفی، احمد نصیری،
دوره 29، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: عدم اطمینان مفهومی مبهم و به عنوان یک واقعیت غیرقابل اجتناب و مانعی برای تصمیمگیری مناسب است. از آن جا که حرفه پرستاری با چالشهای زیادی روبه رو بوده است، نیاز به تصمیمگیری صحیح و مناسب پرستاران دارد و اطمینان در تصمیمگیری به عنوان عنصری حیاتی در حرفه پرستاری مطرح است. به دلیل ابهامات زیاد در زمینه این مفهوم، مطالعه حاضر با هدف تحلیل مفهوم عدم اطمینان در پرستاری به روش واکر و آوانت انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه، یک تحلیل مفهوم است که در آن از رویکرد واکر و آوانت برای تحلیل مفهوم عدم اطمینان استفاده شده است. در ابتدا مفهوم عدم اطمینان با استفاده از واژههای کلیدی uncertainty ، concept ، nurse و عدم اطمینان، مفهوم و پرستار در پایگاههای اطلاعاتی Science direct ، Scopus ، PubMed ، ProQuest ، Iran Med ، Medline ، Sid انجام یافت؛ سپس مقالات مناسب و مرتبط با موضوع بین سالهای 1990 تا 2021 بررسی و تعداد 9 مقاله به دست آمد.
یافتهها: بررسی متون نشان داد، عدم اطمینان یک مفهوم انتزاعی و پیچیده است و مانعی برای اخذ تصمیمگیری مناسب. عدم اطمینان در پرستاری با واژههایی چون سردرگمی، شک و تردید، هم ردیف و با واژههایی چون دارا بودن اعتماد به نفس و اطمینان متضاد است. پیشایند عدم اطمینان ناتوانی در تصمیمگیری و عدم انجام مسؤولیت است و پیامد عدم اطمینان، شناخت نیازهای اطلاعاتی، تلاش برای یافتن پاسخ و در نهایت تصمیمگیری مناسب است.
نتیجهگیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، در شرایطی که پرستاران به طور مستقل قادر به تصمیمگیری نباشد، عدم اطمینان را تجربه مینمایند و از آن جا که عدم اطمینان در تصمیمگیری در حرفه پرستاری، بر امر مراقبت از بیماران تأثیرگذار است، مدیران و برنامهریزان میتوانند با انجام اقداماتی از جمله افزایش دانش و آگاهی، ایجاد انگیزه و ترغیب برای یادگیری در پرستاران، عدم اطمینان در آنها را کاهش داده و موجبات بهبودی و ارتقای سلامتی بیماران را فراهم آورند.
سولماز واحدی، ناهید دهقان نیری، فاطمه حاجی بابایی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 29، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: حضورگرایی و بهرهوری از مقولههای مهم منابع انسانی هستند. حضورگرایی مسألهای چالش برانگیز و عبارت از حضور کارکنان در محل کار هنگام بیماری است. در خدمات پرستاری هدف از بهرهوری، دستیابی به سطحی از مراقبت پرستاری است که مناسب و مقرون به صرفه باشد. با توجه به اهمیت حضورگرایی و بهرهوری این مطالعه با هدف «تعیین ارتباط حضورگرایی فیزیکی پرستاران با بهرهوری آنان در بخشهای ویژه بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران» انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی در سالهای 1400-1399 انجام یافته است. 305 نفر از پرستاران بخشهای ویژه بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش نمونهگیری طبقهبندی تصادفی وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه جمعیتشناختی، پرسشنامه 6 آیتمی مقیاس حضورگرایی استنفورد و پرسشنامه سنجش بهرهوری بود. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار تحلیلی (ضریب همبستگی پیرسون، اسپیرمن، تستهای تی و آنوا و معادله رگرسیون) تحلیل شد.
یافتهها: حضورگرایی پرستاران در حد متوسط (میانگین انحراف معیار 7/4±15/19) و سطح بهرهوری پرستاران نیز متوسط (میانگین انحراف معیار 19/10±4/47) به دست آمد. بین دو متغیر بهرهوری و حضورگرایی (با ضریب همبستگی 345/0-=r) رابطه معکوس معنادار به دست آمد. بین متغیرهای جمعیتشناختی تنها سن، سابقه کار در بخش ویژه، بیمارستان و بخش کنونی با بهرهوری پرستاران ارتباط معکوس معناداری داشته است (001/0p<). در معادله رگرسیونی نیز با ورود متغیرهای جمعیتشناختی و دو متغیر اصلی پژوهش، سهم این ارتباط معنادار بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، حضورگرایی پرستاران باعث کاهش بهرهوری و تحمیل هزینههای غیرمستقیم زیادی به سازمان میشود. با توجه به شیوع حضورگرایی بین پرستاران و پیامدهای آن، پیشنهاد میشود با تنظیم سیاستهای سازمانی و مدیریت برای کاهش حضورگرایی اقداماتی صورت گیرد و با اصلاح قوانین و مقررات اداری شرایط برای مرخصی استعلاجی در زمان بیماری یا ناخوشی برای کارکنان فراهم شود.
فاطمه کشمیری، فاطمه بهرام نژاد،
دوره 29، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: عوامل متعددی بر فرآیند هویتیابی دانشجویان پرستاری اثرگذار است، اما یکی از مهمترین عوامل، نقش برنامه درسی پنهان در این فرآیند بوده و البته این فرآیند هنوز ناشناخته است. مطالعه حاضر با هدف تببین نقش برنامه درسی پنهان در فرآیند هویتیابی دانشجویان کارشناسی پرستاری انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر، پژوهش کیفی از نوع گراندد تئوری است. در این مطالعه 35 دانشجوی کارشناسی پرستاری در سالهای 1400-1399 دانشگاههای علوم پزشکی تهران با مصاحبههای نیمه ساختارمند، مصاحبه شدند. مدت زمان هر مصاحبه 60-30 دقیقه بود. سپس مصاحبهها دستنویس و با رویکرد اشتروس و کوربین (2008) تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: پس از تجزیه و تحلیل دادههای مطالعه، در نهایت سه طبقه اصلی و 12 زیرطبقه ظاهر شد. نظریه مرتبط در این پژوهش با طبقه مرکزی تزلزل هویتیابی در حرفه پرستاری شکل گرفته است. ابهام و بیانگیزگی در حرفهای شدن طبقه اصلی، طبقه حکمرانی فرهنگ تبعیضآمیز فرآیند شکل گرفته در این مطالعه و ترویج بیانگیزگی بهواسطه الگوهای ناکارآمد زمینه این مطالعه را تشکیل دادند.
نتیجهگیری: براساس یافتههای مطالعه میتوان فرآیند هویتیابی را به مثابه یک رود تشبیه کرد که ابرهای تبعیض بر فراز این رود از یک سو و صاعقههای ناکارآمدی الگوها از سوی دیگر، رود هویتیابی را مشوش میکند و در این اثنا بستر سنگلاخ رود که بیانگیزگی فراگیران برای حرفهای شدن است، این بستر را برای هویتیابی نامناسبتر و متزلزل میکند.
فاطمه کشاورزیان، نرگس ارسلانی، مهرداد نقیخانی، حمیدرضا فرپور، محسن واحدی،
دوره 29، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: استئوآرتریت زانو یک بیماری مزمن، شایع و از علل اصلی ناتوانی حرکتی است. در این راستا بیماران مبتلا مشکلات بسیاری در انجام فعالیتهای روزمره زندگی و خودمراقبتی دارند. لذا اقدامات پرستاری توانبخشی از راه دور که منجر به ارتقای رفتارهای خودمراقبتی و در نتیجه تقویت منبع کنترل سلامت درونی در این بیماران میشود، مفید خواهد بود. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر پرستاری توانبخشی از راه دور بر منبع کنترل سلامت بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، تعداد 34 بیمار مبتلا به استئوآرتریت زانو مراجعهکننده به کلینیکهای شهر شیراز در سال 1401 به روش تصادفیسازی بلوکی در دو گروه 17 نفره قرار گرفتند. گروه مداخله تحت برنامه پرستاری توانبخشی از راه دور طی 8 جلسه قرار گرفت. گروه کنترل مراقبتهای معمول را دریافت نمود. مقیاس چند بعدی منبع کنترل سلامت در 3 نوبت برای هر دو گروه تکمیل شد. دادهها با نرمافزار SPSS نسخه 26 در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.
یافتهها: طبق نتایج تحلیل واریانس دو طرفه با اندازهگیریهای مکرر، میانگین نمره منبع کنترل درونی (باور درونی) در دو گروه و در سه مقطع زمانی بررسی شده تفاوت آماری معنادار داشت (001/0>p). به عبارتی نمرات گروه مداخله طی روند زمانی و نسبت به گروه کنترل به صورت معناداری افزایش داشت.
نتیجهگیری: بهکارگیری مراقبتهای پرستاری توانبخشی از راه دور با افزایش مسؤولیتپذیری بیماران از طریق تقویت منبع کنترل درونی در مورد وضعیت سلامت خود، میتواند سبب ارتقای خودمراقبتی گردد. توصیه میشود پرستاران از این روش در سایر بیماریهای مزمن استفاده نمایند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20220216054038N1
زهره پارساییان، نسرین نیکپیما، محمد صالحپور عمران، فرشاد شریفی، شهزاد پاشاییپور،
دوره 29، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: عمدهترین نیاز مراقبتی بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد، مراقبت مستمر است و این موضوع از چالشهای مهم مراقبت پرستاری نیز هست. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر توانبخشی قلبی پرستار هدایتگر در منزل بر تبعیت از درمان بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده تعداد 80 نفر از بیماران واجد شرایط به طور در دسترس از بیمارستانهای منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1400-1399 انتخاب و سپس به روش تصادفی بلوکی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص داده شدند. برای گروه کنترل، آموزشهای معمول ترخیص از بیمارستان و برای گروه مداخله، برنامه توانبخشی قلبی پرستار هدایتگر به صورت حضوری در منزل و آنلاین در 4 جلسه به مدت یک ساعت و نیم، هفتهای یکبار و به مدت دوماه پیگیری انجام یافت. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه ویژگیهای فردی و بیماری و تبعیت از درمان بود که قبل و سه ماه پس از مداخله برای دو گروه تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی توسط نرمافزار SPSS نسخه 20 انجام گرفت.
یافتهها: هر دو گروه از نظر بیشتر متغیرهای جمعیتشناختی با هم همگن بودند (05/0<p). میانگین و انحراف معیار درصد نمرات تبعیت از درمان قبل از مداخله در گروه مداخله و کنترل به ترتیب 91/7±82/70 و20/11±94/67 بود (015/0=p). بعد از مداخله به ترتیب به 13/6±10/75 و 12/10±77/68 تغییر یافت و این تغییر از نظر آماری معنادار بود (001/0>p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که توانبخشی قلبی پرستار هدایتگر در منزل، بر تبعیت از درمان مؤثر است. پیشنهاد میشود که مراقبتهای توانبخشی قلبی به طور مستمر در منزل نیز ادامه یابد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20201006048953N1
امیر موسی رضایی، سهیلا پزشکزاد، سید عباس حسینی، محمد جواد طراحی، میثم رضازاده،
دوره 29، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سوء مصرف مواد افیونی از مهمترین مشکلات دنیای کنونی است و به طور مستقیم بر کیفیت خواب افراد تأثیر میگذارد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر یک برنامه مراقبت پرستاری مبتنی بر الگوی سازگاری «روی» بر کیفیت خواب در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک سوکور در سه ماهه پایانی سال 1401 با مشارکت 60 بیمار مبتلا به سوء مصرف مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون مقیم مرکز کاهش آسیب اعتیاد شهر اصفهان انجام گرفت. نمونهگیری به صورت در دسترس و تخصیص نمونهها به صورت تصادفی با نرمافزار تولید توالی تصادفی شامل گروه مداخله (30 نفر) و گروه کنترل (30 نفر) انجام یافت. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه کیفیت خواب Pittsburgh استفاده شد. مداخله یک برنامه سه ماهه مراقبت پرستاری مبتنی بر الگوی سازگاری «روی» بود. گروه کنترل درمانهای معمول را دریافت کردند. از نرمافزار SPSS نسخه 26 و آمار توصیفی و استنباطی جهت تجزیه و تحلیل استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که در گروه مداخله، میانگین نمره کل کیفیت خواب بعد از مداخله کاهش معناداری داشته است (کیفیت خواب بهبود یافته است) (001/0>p). همچنین، قبل از مداخله، میانگین نمره کل کیفیت خواب در گروه مداخله و کنترل تفاوت معناداری نداشته (05/0<p)، در حالی که بعد از مداخله معنادار بوده است (001/0>p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که برنامه مراقبت پرستاری مبتنی بر الگوی سازگاری «روی» در بهبود کیفیت خواب بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون مؤثر بوده است. بنابراین، این الگو میتواند چارچوب مناسبی برای ارایه مراقبت از این قبیل بیماران فراهم کند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20141127020108N6
شکوه ورعی، فاطمه طلوعی، لیلا نظامآبادی فراهانی، پروین محمودی،
دوره 30، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: نیروی انسانی در نظام سلامت به عنوان مهمترین عامل توسعه، نقش مهمی در سلامت جامعه دارد. کیفیت خدمات، مستلزم حفظ و ارتقای رضایت شغلی ارایهدهندگان خدمات است. یکی از عوامل تأثیرگذار در رضایت شغلی، شادی فرد است. لذا، این مطالعه با هدف تعیین همبستگی بین رضایت شغلی و شادکامی در پرستاران شاغل در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- همبستگی است که در مورد 362 پرستار شاغل در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1400 انجام گرفته است. نمونهگیری به روش سهمیهای انجام یافت. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامههای مشخصات فردی و حرفهای، رضایت شغلی و شادکامی بود. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی کندال تاو بی و همبستگی پیرسون در نرمافزار SPSS نسخه 26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین نمره رضایت شغلی پرستاران 40/217 و شادکامی آنها 27/69 بوده که هر دو در سطح متوسط است. نتایج پژوهش رابطه مثبت و معناداری بین رضایت شغلی و شادکامی نشان داد (614/0r= و 05/0>p). به این معنی که پرستاران شادتر، رضایت شغلی بیشتری نسبت به سایرین دارند و افرادی که رضایت شغلی کمتری دارند، شادی آنها نیز کمتر است.
نتیجهگیری: رضایت شغلی و شادکامی پرستاران مطالعه حاضر در حد مطلوبی نیست و بین شادکامی پرستاران و رضایت شغلی آنها همبستگی مثبتی وجود دارد. بنابراین، مسؤولان و مدیران نظام سلامت با اتخاذ تدابیری در راستای ارتقای رضایت شغلی پرستاران میتوانند زمینه لازم را جهت شادکامی هرچه بیشتر آنان فراهم نمایند.
ارغوان افرا، نوراله طاهری، شیما سنیسل بچاری، مسعود ترابپور طرقی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاری حرفهای امروز، نیازمند به کارگیری فناوری اطلاعات برای تسهیل در تصمیمگیریهای بالینی است، تا بهترین نتایج به نفع بیمار به دست آید. مطالعه حاضر با هدف روانسنجی و بومیسازی ابزار خودارزیابی صلاحیتهای انفورماتیک پرستاری در ایران انجام یافته است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی و روششناختی است. ابتدا نسخه اصلی ابزار با استفاده از روش استاندارد به فارسی ترجمه شد. سپس روایی صوری و محتوایی آن از طریق نظرات متخصصان و شاخص روایی محتوا محاسبه شد. پایایی با دو شیوه آلفای کرونباخ و آزمون-بازآزمون، با محاسبه ضریب همبستگی درون طبقهای مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی با حجم نمونه 300 نفر دانشجوی پرستاری دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی آبادان که در سال 1402 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، در نرمافزارهای SPSS نسخه 22 و Lisrel نسخه 8/8 انجام یافت.
یافتهها: شاخص روایی محتوا در تمامی گویهها از مقدار استاندارد 79/0 بالاتر بود و همه گویهها امتیاز مطلوب را کسب کردند. نسخه نهایی ابزار با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 898/0 و شاخص همبستگی درون خوشهای 893/0 از پایایی مطلوب برخوردار بود. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد نسخه فارسی ابزار با 5 عامل مورد تأیید است. تخمین بارهای عاملی استاندارد نشان داد که این ابزار در ایران برازش قابل قبولی دارد و از روایی سازه مناسبی برخوردار است.
نتیجهگیری: نسخه فارسی ابزار خودارزیابی صلاحیتهای انفورماتیک پرستاری دارای مشخصههای روانسنجی قابل قبولی در جمعیت پرستاران ایرانی است و میتوان از آن به عنوان یک ابزار معتبر در پرستاری بهره گرفت.