89 نتیجه برای پرستاری
ربابه خلیلی، علی رحمانی، سجاد پیوسته، مهدی راعی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: اگر چه کنترل درد در بیماران دچار سوختگی در سالهای اخیر بهبود یافته است، اما همچنان عدم اثربخشی برخی اقدامات درمانی در جهت کاهش درد در این گروه از بیماران بهعنوان یک موضوع چالشانگیز برای کارکنان مراقبت سلامت باقیمانده است. این مطالعه مروری با هدف بررسی مداخلات پرستاری در حوزه کاهش درد در بیماران دچار سوختگی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه مروری سیستماتیک و فراتحلیل اطلاعات مربوط از پایگاههای اطلاعاتی، PubMed ، Science Direct ، SID ، Irandoc ، Cochranelibrary ، Scopus با کلمات کلیدی فارسی: مداخلات پرستاری، درد، سوختگی و کلید واژههای انگلیسی معادل آنها در بازه زمانی 2020-2010 جستجو شد. جهت افزایش اعتبار و پایایی مطالعه، سه نفر کیفیت مقالات را بهطور جداگانه مورد ارزیابی قرار دادند و جهت ارزیابی مقالات از معیار جداد استفاده شد.
یافتهها: پس از بررسی 181 مقاله در پایگاههای اطلاعاتی، 19 مقاله مرور نظاممند شدند. مداخلات پرستاری انجام یافته در جهت کاهش درد بیماران سوختگی شامل استفاده از تکنیکهای تنفسی، استفاده از پانسمانهای جدید، آرامسازی عضلانی، موسیقی درمانی، تحریک الکتریکی از طریق پوست (TENS) و مغز، بازی درمانی، آروماتراپی، استفاده از ذکر خدا، ماساژ، تصویرسازی هدایت شده، استفاده از تکنیک حواسپرتی، حساسیتزدایی با حرکات چشم بود. در ۸ مطالعه فراتحلیل شده، اختلاف میانگین کل کاهش نمره درد برابر (78/1-78/0CI: 95/0%) 28/1 برآورد شد.
نتیجهگیری: اکثر مداخلات پرستاری باعث کاهش درد سوختگی بیماران شده بودند. روشهای کاهش درد با قابلیت کاربرد سادهتری، همچون آرامسازی عضلانی ، تصویرسازی هدایت شده و مراقبت معنوی مورد تأکید است.
الهام نیکخواه بیدختی، کوکب بصیری مقدم، موسی سجادی، مهدی بصیری مقدم،
دوره 29، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: رفتارهای مرتبط با سلامتی افراد مبتلا به آنفارکتوس میوکارد به شدت تحت تأثیر درک از بیماری آنها قرار دارد و آموزش یکی از روشهای افزایش درک از بیماری به شمار میرود. بنابراین مطالعه حاضر با هدف مقایسه آموزش چند رسانهای با آموزش تلفنی بر درک از بیماری در مبتلایان به آنفارکتوس میوکارد انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در مورد 32 بیمار مبتلا به آنفارکتوس میوکارد مرخص شده در سال 1399-1398 در شهر گناباد و مشهد انجام گرفت. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه چند رسانهای و تلفنی قرار گرفتند. محتوای مداخله شامل روند بیماری، علایم، پیشگیری و درمان و مراقبتهای بعد از ترخیص بود. محتوای آموزشی یکسان بود و در گروه تلفنی بهصورت مکالمه و در گروه چند رسانهای بهصورت فیلم، صدا و تصویر ارایه شد. پرسشنامه کوتاه درک از بیماری (Brief IPQ) در روز اول و هفته ششم بعد از ترخیص تکمیل شد. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 20 و با آزمونهای Kolmogorov–Smirnov، مجذور کای، دقیق فیشر، تیمستقل، تیزوجی و آزمون Levene در سطح معناداری کمتر از 050/0 انجام یافت.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین نمره مؤلفههای درک از بیماری بعد از مداخله نسبت به قبل در بیماران هر دو گروه آموزش چند رسانهای و تلفنی افزایش معناداری داشته است (050/0>p)، ولی در مقایسه بین دو گروه تفاوت معناداری مشاهده نشد (050/0<p).
نتیجهگیری: هر دو روش آموزشی چند رسانهای و آموزش تلفنی باعث ارتقای درک از بیماری در بیماران مبتلا به آنفارکتوس میوکارد میشود. لذا پیشنهاد میشود آموزشدهنده متناسب با تفاوتهای فردی و امکانات آموزشگیرنده، نوع آموزش را انتخاب و مدیران سلامت، سیاستهای مناسب را برای بهرهمندی بیماران از مراقبتهای پرستاری از راه دور پس از ترخیص اعمال کنند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20190607043834N1
فاطمه ابراهیمی، عزت جعفرجلال، طاهره نجفی قزلجه، شیما حقانی،
دوره 29، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: تلاش برای بهبود کیفیت، موضوع مهم در نظام خدمات و مراقبت پرستاری است. همهگیری کووید-19 چالشهای بزرگی را برای نظامهای مراقبتهای بهداشتی و بهویژه برای بخشهای مراقبت ویژه ایجاد کرده است که میتواند در کیفیت مراقبت پرستاری ارایه شده به این بیماران مؤثر باشد. هدف مطالعه حاضر تعیین کیفیت مراقبت پرستاری در پرستاران بخش مراقبت ویژه کووید-19 بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- مقطعی که در سال 1401-1400 انجام یافت، 142 پرستار از بیمارستانهای ولیعصر(ع)، امیرکبیر، امیرالمومنین(ع) و خوانساری وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اراک به روش سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند. پرسشنامه کیفیت مراقبت پرستاری Martins که شامل 25 سؤال در هفت حیطه است، توسط شرکتکنندگان تکمیل شد. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آزمونهای تیمستقل، تحلیل واریانس یکطرفه و ضریب همبستگی Pearson انجام یافت.
یافتهها: یافتهها نشان داد میانگین و انحراف معیار نمره کیفیت مراقبت پرستاری 74/7±83/83 بوده است که با توجه با بالاتر بودن نسبت به نمره میانه ابزار (5/62) مطلوب ارزیابی میشود. سایر نتایج حاکی از آن بود که در میان مشخصات فردی پرستاران، کیفیت مراقبت پرستاری با نوع استخدام (003/0=p)، سن، سابقه کار و سابقه کار در بخش ویژه (001/0>p) ارتباط آماری معنادار داشته است.
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط معنادار بین کیفیت مراقبت پرستاری با نوع استخدام، سن و سابقه کار شرکتکنندگان در این پژوهش، توصیه میشود مدیران حوزه سلامت با لحاظ کردن تجربه پرستاران متبحر در بخشهای ویژه، گامی مؤثر در تدوین سیاستهای لازم در جهت ارتقای کیفیت مراقبت پرستاری بردارند.
بهاره نجفی، احمد نصیری،
دوره 29، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: عدم اطمینان مفهومی مبهم و به عنوان یک واقعیت غیرقابل اجتناب و مانعی برای تصمیمگیری مناسب است. از آن جا که حرفه پرستاری با چالشهای زیادی روبه رو بوده است، نیاز به تصمیمگیری صحیح و مناسب پرستاران دارد و اطمینان در تصمیمگیری به عنوان عنصری حیاتی در حرفه پرستاری مطرح است. به دلیل ابهامات زیاد در زمینه این مفهوم، مطالعه حاضر با هدف تحلیل مفهوم عدم اطمینان در پرستاری به روش واکر و آوانت انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه، یک تحلیل مفهوم است که در آن از رویکرد واکر و آوانت برای تحلیل مفهوم عدم اطمینان استفاده شده است. در ابتدا مفهوم عدم اطمینان با استفاده از واژههای کلیدی uncertainty ، concept ، nurse و عدم اطمینان، مفهوم و پرستار در پایگاههای اطلاعاتی Science direct ، Scopus ، PubMed ، ProQuest ، Iran Med ، Medline ، Sid انجام یافت؛ سپس مقالات مناسب و مرتبط با موضوع بین سالهای 1990 تا 2021 بررسی و تعداد 9 مقاله به دست آمد.
یافتهها: بررسی متون نشان داد، عدم اطمینان یک مفهوم انتزاعی و پیچیده است و مانعی برای اخذ تصمیمگیری مناسب. عدم اطمینان در پرستاری با واژههایی چون سردرگمی، شک و تردید، هم ردیف و با واژههایی چون دارا بودن اعتماد به نفس و اطمینان متضاد است. پیشایند عدم اطمینان ناتوانی در تصمیمگیری و عدم انجام مسؤولیت است و پیامد عدم اطمینان، شناخت نیازهای اطلاعاتی، تلاش برای یافتن پاسخ و در نهایت تصمیمگیری مناسب است.
نتیجهگیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، در شرایطی که پرستاران به طور مستقل قادر به تصمیمگیری نباشد، عدم اطمینان را تجربه مینمایند و از آن جا که عدم اطمینان در تصمیمگیری در حرفه پرستاری، بر امر مراقبت از بیماران تأثیرگذار است، مدیران و برنامهریزان میتوانند با انجام اقداماتی از جمله افزایش دانش و آگاهی، ایجاد انگیزه و ترغیب برای یادگیری در پرستاران، عدم اطمینان در آنها را کاهش داده و موجبات بهبودی و ارتقای سلامتی بیماران را فراهم آورند.
سولماز واحدی، ناهید دهقان نیری، فاطمه حاجی بابایی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 29، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: حضورگرایی و بهرهوری از مقولههای مهم منابع انسانی هستند. حضورگرایی مسألهای چالش برانگیز و عبارت از حضور کارکنان در محل کار هنگام بیماری است. در خدمات پرستاری هدف از بهرهوری، دستیابی به سطحی از مراقبت پرستاری است که مناسب و مقرون به صرفه باشد. با توجه به اهمیت حضورگرایی و بهرهوری این مطالعه با هدف «تعیین ارتباط حضورگرایی فیزیکی پرستاران با بهرهوری آنان در بخشهای ویژه بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران» انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی تحلیلی در سالهای 1400-1399 انجام یافته است. 305 نفر از پرستاران بخشهای ویژه بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران به روش نمونهگیری طبقهبندی تصادفی وارد مطالعه شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه جمعیتشناختی، پرسشنامه 6 آیتمی مقیاس حضورگرایی استنفورد و پرسشنامه سنجش بهرهوری بود. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار تحلیلی (ضریب همبستگی پیرسون، اسپیرمن، تستهای تی و آنوا و معادله رگرسیون) تحلیل شد.
یافتهها: حضورگرایی پرستاران در حد متوسط (میانگین انحراف معیار 7/4±15/19) و سطح بهرهوری پرستاران نیز متوسط (میانگین انحراف معیار 19/10±4/47) به دست آمد. بین دو متغیر بهرهوری و حضورگرایی (با ضریب همبستگی 345/0-=r) رابطه معکوس معنادار به دست آمد. بین متغیرهای جمعیتشناختی تنها سن، سابقه کار در بخش ویژه، بیمارستان و بخش کنونی با بهرهوری پرستاران ارتباط معکوس معناداری داشته است (001/0p<). در معادله رگرسیونی نیز با ورود متغیرهای جمعیتشناختی و دو متغیر اصلی پژوهش، سهم این ارتباط معنادار بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، حضورگرایی پرستاران باعث کاهش بهرهوری و تحمیل هزینههای غیرمستقیم زیادی به سازمان میشود. با توجه به شیوع حضورگرایی بین پرستاران و پیامدهای آن، پیشنهاد میشود با تنظیم سیاستهای سازمانی و مدیریت برای کاهش حضورگرایی اقداماتی صورت گیرد و با اصلاح قوانین و مقررات اداری شرایط برای مرخصی استعلاجی در زمان بیماری یا ناخوشی برای کارکنان فراهم شود.
فاطمه کشمیری، فاطمه بهرام نژاد،
دوره 29، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: عوامل متعددی بر فرآیند هویتیابی دانشجویان پرستاری اثرگذار است، اما یکی از مهمترین عوامل، نقش برنامه درسی پنهان در این فرآیند بوده و البته این فرآیند هنوز ناشناخته است. مطالعه حاضر با هدف تببین نقش برنامه درسی پنهان در فرآیند هویتیابی دانشجویان کارشناسی پرستاری انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر، پژوهش کیفی از نوع گراندد تئوری است. در این مطالعه 35 دانشجوی کارشناسی پرستاری در سالهای 1400-1399 دانشگاههای علوم پزشکی تهران با مصاحبههای نیمه ساختارمند، مصاحبه شدند. مدت زمان هر مصاحبه 60-30 دقیقه بود. سپس مصاحبهها دستنویس و با رویکرد اشتروس و کوربین (2008) تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: پس از تجزیه و تحلیل دادههای مطالعه، در نهایت سه طبقه اصلی و 12 زیرطبقه ظاهر شد. نظریه مرتبط در این پژوهش با طبقه مرکزی تزلزل هویتیابی در حرفه پرستاری شکل گرفته است. ابهام و بیانگیزگی در حرفهای شدن طبقه اصلی، طبقه حکمرانی فرهنگ تبعیضآمیز فرآیند شکل گرفته در این مطالعه و ترویج بیانگیزگی بهواسطه الگوهای ناکارآمد زمینه این مطالعه را تشکیل دادند.
نتیجهگیری: براساس یافتههای مطالعه میتوان فرآیند هویتیابی را به مثابه یک رود تشبیه کرد که ابرهای تبعیض بر فراز این رود از یک سو و صاعقههای ناکارآمدی الگوها از سوی دیگر، رود هویتیابی را مشوش میکند و در این اثنا بستر سنگلاخ رود که بیانگیزگی فراگیران برای حرفهای شدن است، این بستر را برای هویتیابی نامناسبتر و متزلزل میکند.
فاطمه کشاورزیان، نرگس ارسلانی، مهرداد نقیخانی، حمیدرضا فرپور، محسن واحدی،
دوره 29، شماره 3 - ( 7-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: استئوآرتریت زانو یک بیماری مزمن، شایع و از علل اصلی ناتوانی حرکتی است. در این راستا بیماران مبتلا مشکلات بسیاری در انجام فعالیتهای روزمره زندگی و خودمراقبتی دارند. لذا اقدامات پرستاری توانبخشی از راه دور که منجر به ارتقای رفتارهای خودمراقبتی و در نتیجه تقویت منبع کنترل سلامت درونی در این بیماران میشود، مفید خواهد بود. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر پرستاری توانبخشی از راه دور بر منبع کنترل سلامت بیماران مبتلا به استئوآرتریت زانو انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده، تعداد 34 بیمار مبتلا به استئوآرتریت زانو مراجعهکننده به کلینیکهای شهر شیراز در سال 1401 به روش تصادفیسازی بلوکی در دو گروه 17 نفره قرار گرفتند. گروه مداخله تحت برنامه پرستاری توانبخشی از راه دور طی 8 جلسه قرار گرفت. گروه کنترل مراقبتهای معمول را دریافت نمود. مقیاس چند بعدی منبع کنترل سلامت در 3 نوبت برای هر دو گروه تکمیل شد. دادهها با نرمافزار SPSS نسخه 26 در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.
یافتهها: طبق نتایج تحلیل واریانس دو طرفه با اندازهگیریهای مکرر، میانگین نمره منبع کنترل درونی (باور درونی) در دو گروه و در سه مقطع زمانی بررسی شده تفاوت آماری معنادار داشت (001/0>p). به عبارتی نمرات گروه مداخله طی روند زمانی و نسبت به گروه کنترل به صورت معناداری افزایش داشت.
نتیجهگیری: بهکارگیری مراقبتهای پرستاری توانبخشی از راه دور با افزایش مسؤولیتپذیری بیماران از طریق تقویت منبع کنترل درونی در مورد وضعیت سلامت خود، میتواند سبب ارتقای خودمراقبتی گردد. توصیه میشود پرستاران از این روش در سایر بیماریهای مزمن استفاده نمایند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20220216054038N1
زهره پارساییان، نسرین نیکپیما، محمد صالحپور عمران، فرشاد شریفی، شهزاد پاشاییپور،
دوره 29، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: عمدهترین نیاز مراقبتی بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد، مراقبت مستمر است و این موضوع از چالشهای مهم مراقبت پرستاری نیز هست. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر توانبخشی قلبی پرستار هدایتگر در منزل بر تبعیت از درمان بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده تعداد 80 نفر از بیماران واجد شرایط به طور در دسترس از بیمارستانهای منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1400-1399 انتخاب و سپس به روش تصادفی بلوکی به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص داده شدند. برای گروه کنترل، آموزشهای معمول ترخیص از بیمارستان و برای گروه مداخله، برنامه توانبخشی قلبی پرستار هدایتگر به صورت حضوری در منزل و آنلاین در 4 جلسه به مدت یک ساعت و نیم، هفتهای یکبار و به مدت دوماه پیگیری انجام یافت. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه ویژگیهای فردی و بیماری و تبعیت از درمان بود که قبل و سه ماه پس از مداخله برای دو گروه تکمیل گردید. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی توسط نرمافزار SPSS نسخه 20 انجام گرفت.
یافتهها: هر دو گروه از نظر بیشتر متغیرهای جمعیتشناختی با هم همگن بودند (05/0<p). میانگین و انحراف معیار درصد نمرات تبعیت از درمان قبل از مداخله در گروه مداخله و کنترل به ترتیب 91/7±82/70 و20/11±94/67 بود (015/0=p). بعد از مداخله به ترتیب به 13/6±10/75 و 12/10±77/68 تغییر یافت و این تغییر از نظر آماری معنادار بود (001/0>p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که توانبخشی قلبی پرستار هدایتگر در منزل، بر تبعیت از درمان مؤثر است. پیشنهاد میشود که مراقبتهای توانبخشی قلبی به طور مستمر در منزل نیز ادامه یابد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20201006048953N1
امیر موسی رضایی، سهیلا پزشکزاد، سید عباس حسینی، محمد جواد طراحی، میثم رضازاده،
دوره 29، شماره 4 - ( 10-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سوء مصرف مواد افیونی از مهمترین مشکلات دنیای کنونی است و به طور مستقیم بر کیفیت خواب افراد تأثیر میگذارد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر یک برنامه مراقبت پرستاری مبتنی بر الگوی سازگاری «روی» بر کیفیت خواب در بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده یک سوکور در سه ماهه پایانی سال 1401 با مشارکت 60 بیمار مبتلا به سوء مصرف مواد افیونی تحت درمان نگهدارنده با متادون مقیم مرکز کاهش آسیب اعتیاد شهر اصفهان انجام گرفت. نمونهگیری به صورت در دسترس و تخصیص نمونهها به صورت تصادفی با نرمافزار تولید توالی تصادفی شامل گروه مداخله (30 نفر) و گروه کنترل (30 نفر) انجام یافت. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه کیفیت خواب Pittsburgh استفاده شد. مداخله یک برنامه سه ماهه مراقبت پرستاری مبتنی بر الگوی سازگاری «روی» بود. گروه کنترل درمانهای معمول را دریافت کردند. از نرمافزار SPSS نسخه 26 و آمار توصیفی و استنباطی جهت تجزیه و تحلیل استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که در گروه مداخله، میانگین نمره کل کیفیت خواب بعد از مداخله کاهش معناداری داشته است (کیفیت خواب بهبود یافته است) (001/0>p). همچنین، قبل از مداخله، میانگین نمره کل کیفیت خواب در گروه مداخله و کنترل تفاوت معناداری نداشته (05/0<p)، در حالی که بعد از مداخله معنادار بوده است (001/0>p).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که برنامه مراقبت پرستاری مبتنی بر الگوی سازگاری «روی» در بهبود کیفیت خواب بیماران تحت درمان نگهدارنده با متادون مؤثر بوده است. بنابراین، این الگو میتواند چارچوب مناسبی برای ارایه مراقبت از این قبیل بیماران فراهم کند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20141127020108N6
شکوه ورعی، فاطمه طلوعی، لیلا نظامآبادی فراهانی، پروین محمودی،
دوره 30، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: نیروی انسانی در نظام سلامت به عنوان مهمترین عامل توسعه، نقش مهمی در سلامت جامعه دارد. کیفیت خدمات، مستلزم حفظ و ارتقای رضایت شغلی ارایهدهندگان خدمات است. یکی از عوامل تأثیرگذار در رضایت شغلی، شادی فرد است. لذا، این مطالعه با هدف تعیین همبستگی بین رضایت شغلی و شادکامی در پرستاران شاغل در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- همبستگی است که در مورد 362 پرستار شاغل در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1400 انجام گرفته است. نمونهگیری به روش سهمیهای انجام یافت. ابزارهای گردآوری داده شامل پرسشنامههای مشخصات فردی و حرفهای، رضایت شغلی و شادکامی بود. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی کندال تاو بی و همبستگی پیرسون در نرمافزار SPSS نسخه 26 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین نمره رضایت شغلی پرستاران 40/217 و شادکامی آنها 27/69 بوده که هر دو در سطح متوسط است. نتایج پژوهش رابطه مثبت و معناداری بین رضایت شغلی و شادکامی نشان داد (614/0r= و 05/0>p). به این معنی که پرستاران شادتر، رضایت شغلی بیشتری نسبت به سایرین دارند و افرادی که رضایت شغلی کمتری دارند، شادی آنها نیز کمتر است.
نتیجهگیری: رضایت شغلی و شادکامی پرستاران مطالعه حاضر در حد مطلوبی نیست و بین شادکامی پرستاران و رضایت شغلی آنها همبستگی مثبتی وجود دارد. بنابراین، مسؤولان و مدیران نظام سلامت با اتخاذ تدابیری در راستای ارتقای رضایت شغلی پرستاران میتوانند زمینه لازم را جهت شادکامی هرچه بیشتر آنان فراهم نمایند.
ارغوان افرا، نوراله طاهری، شیما سنیسل بچاری، مسعود ترابپور طرقی،
دوره 30، شماره 3 - ( 7-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاری حرفهای امروز، نیازمند به کارگیری فناوری اطلاعات برای تسهیل در تصمیمگیریهای بالینی است، تا بهترین نتایج به نفع بیمار به دست آید. مطالعه حاضر با هدف روانسنجی و بومیسازی ابزار خودارزیابی صلاحیتهای انفورماتیک پرستاری در ایران انجام یافته است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی و روششناختی است. ابتدا نسخه اصلی ابزار با استفاده از روش استاندارد به فارسی ترجمه شد. سپس روایی صوری و محتوایی آن از طریق نظرات متخصصان و شاخص روایی محتوا محاسبه شد. پایایی با دو شیوه آلفای کرونباخ و آزمون-بازآزمون، با محاسبه ضریب همبستگی درون طبقهای مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی با حجم نمونه 300 نفر دانشجوی پرستاری دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی آبادان که در سال 1402 به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند، در نرمافزارهای SPSS نسخه 22 و Lisrel نسخه 8/8 انجام یافت.
یافتهها: شاخص روایی محتوا در تمامی گویهها از مقدار استاندارد 79/0 بالاتر بود و همه گویهها امتیاز مطلوب را کسب کردند. نسخه نهایی ابزار با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ 898/0 و شاخص همبستگی درون خوشهای 893/0 از پایایی مطلوب برخوردار بود. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد نسخه فارسی ابزار با 5 عامل مورد تأیید است. تخمین بارهای عاملی استاندارد نشان داد که این ابزار در ایران برازش قابل قبولی دارد و از روایی سازه مناسبی برخوردار است.
نتیجهگیری: نسخه فارسی ابزار خودارزیابی صلاحیتهای انفورماتیک پرستاری دارای مشخصههای روانسنجی قابل قبولی در جمعیت پرستاران ایرانی است و میتوان از آن به عنوان یک ابزار معتبر در پرستاری بهره گرفت.
طاهره مومنیقلعه قاسمی، امیر موسی رضایی، شهناز علیخواه، امیر حسین سعیدی،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: درد، اضطراب و مشکلات خواب پس از اعمال جراحی ارتوپدی شایع است و منجر به تحمیل عوارض جسمی بیشتر توأم با هزینههای بالا برای بیماران میشود. به دلیل گرایش روزافزون به استفاده از روشهای غیردارویی مانند رایحه درمانی، مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی رایحه درمانی استنشاقی اسطوخودوس بر درد، اضطراب و کیفیت خواب بیماران پس از جراحیهای ارتوپدی طراحی و اجرا شده است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در سال 1401 با مشارک 80 بیمار تحت جراحی ارتوپدی در مرکز ترومای شهر اصفهان انجام گرفت. بیماران به روش مستمر وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروه آزمون (40 نفر) و کنترل (40 نفر) تخصیص داده شدند. مداخله شامل رایحه درمانی با اسانس اسطوخودوس با خلوص صد در صد به مدت 3 شبانه روز بود. گروه کنترل در طول مداخله، درمانهای معمول را دریافت کردند. از پرسشنامههای استاندارد اضطراب Spielberger، کیفیت خواب بیمارستانی و مقیاس سنجش درد دیداری استفاده شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 26 با استفاده از آزمونهای آماری تیزوجی، تیمستقل، کایاسکوئر و آنالیز واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای مکرر انجام گرفت.
یافتهها: میانگین نمرات اضطراب و کیفیت خواب در گروه مداخله و کنترل، پس از پایان رایحه درمانی تفاوت آماری معناداری داشت (001/0p<). همچنین، میانگین نمره درد، در دو گروه و در همه مقاطع زمانی بررسی شده، تفاوت آماری معناداری داشت (001/0p<).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که رایحه درمانی اسطوخودوس اثربخشی معناداری بر کاهش درد و اضطراب و ارتقای کیفیت خواب بیماران پس از جراحی ارتوپدی دارد. با توجه به این تأثیرات مثبت استفاده از این مداخله مقرون به صرفه و با دسترسی و کاربرد آسان، در کنار سایر روشها به عنوان یک درمان مکمل، توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20111002007692N3
مبارکه عباسی فیروزجاه، زهرا فتوکیان، عباس شمسعلینیا،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب یک مشکل روانی مهم مرتبط با جراحی بایپس سرخرگ کرونری است. از جمله روشهای مداخلهای پرستاران جهت کاهش اضطراب، استفاده از مدل پرستاری اورلاندو است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مراقبت پرستاری مبتنی بر نظریه اورلاندو بر سطح اضطراب موقعیتی بیماران تحت جراحی بایپس سرخرگ کرونری انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی است که در سال ۱۴۰۲ در بیمارستان فاطمهالزهرا (س) ساری انجام یافت. تعداد ۷۰ بیمار تحت جراحی بایپس سرخرگ کرونری به روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند و به طور تصادفی در گروه مداخله (۳۵ نفر) و کنترل (۳۵ نفر) قرار گرفتند. گروه مداخله علاوه بر مراقبتهای معمول بخش، مراقبت پرستاری مبتنی بر نظریه اورلاندو را در عصر روز قبل از جراحی دریافت کردند. گروه کنترل فقط مراقبتهای معمول بخش را دریافت کردند. اضطراب بیماران قبل از مداخله و صبح روز جراحی با استفاده از پرسشنامه اضطراب موقعیتی Spielberger سنجیده شد. دادهها با استفاده از آزمونهای دقیق فیشر، کایدو، t مستقل و زوجی در نرمافزار SPSS نسخه 21 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: قبل از مداخله بین میانگین نمره اضطراب موقعیتی بیماران تحت جراحی بایپس سرخرگ کرونری در گروه مداخله و کنترل (به ترتیب 75/6±02/58 ، 51/7±79/55) تفاوت معناداری مشاهده نشد (31/1=t، 196/0=p). اما بعد از مداخله، تفاوت معناداری بین میانگین نمره اضطراب موقعیتی در دو گروه (به ترتیب 29/5±29/49 ، 52/6±08/59) وجود داشت (001/0p<)، به طوری که میزان اضطراب موقعیتی در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشته است.
نتیجهگیری: نتـایج نشان داد استفاده از مدل اورلاندو میتواند باعث کاهش اضطراب بشود. لذا توصیه میشود مدیران پرستاری از برنامـه آموزشی مبتنـی بـر این مدل جهت کاهش اضطراب موقعیتی بیماران تحت جراحی بایپس سرخرگ کرونری استفاده نمایند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20230528058319N1
عارفه داودی، اکرم قهرمانیان، حسن رضازاده، فرانک جبازراده تبریزی،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: در حال حاضر، برنامههای آموزش بالینی در پرستاری با کیفیت متوسط ارایه میشود و دانشجویان علیرغم داشتن پایه نظری مناسب از مهارتهای شناختی لازم برخوردار نیستند. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر برنامه آموزش تلفیقی بهروش مطالعه موردی و فرایند پرستاری بر تصمیمگیری بالینی دانشجویان پرستاری انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه یک تحقیق کمی با طرح نیمه تجربی از نوع قبل و بعد در دانشجویان سال آخر پرستاری در سال 1398 در دانشکده پرستاری مامایی تبریز انجام گرفت، روش نمونهگیری تمام شماری و حجم نمونه 106 نفر بود. در گروه مداخله، روش آموزش تلفیقی به روش مطالعه موردی و فرایند پرستاری به کار گرفته شد، در گروه کنترل آموزش متداول بخش طبق لاگ بوک انجام گرفت. دادهها در دو گروه، قبل و بعد از مداخله با استفاده از مقیاس تصمیمگیری بالینی Jenkins جمعآوری و در نرمافزار آماری SPSS نسخه 16 با استفاده از آزمونهای تیمستقل، تیزوجی و آنالیز کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شد.
یافتهها: مقایسه درون گروهی با آزمون تیزوجی در گروه کنترل، اختلاف معناداری را در نمره کل تصمیمگیری بالینی نشان نداد، اما در گروه مداخله این اختلاف معنادار بود. مقایسه نمرات تصمیمگیری بالینی و ابعاد آن، بین دو گروه نشان داد که نمرات کل تصمیمگیری بالینی و ابعاد چهارگانه آن بعد از مداخله به طور معناداری افزایش یافته است (001/0>p). آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد با ثابت نگه داشتن تأثیر میانگین نمرات متغیرهای معدل و پیشآزمون تصمیمگیری بالینی به عنوان متغیرهای مخدوشگر، هنوز تفاوت نمرات تصمیمگیری بالینی بین دو گروه پس از مداخله معنادار است (004/0=p) و مقدار اثر آن برابر 08/0 میباشد.
نتیجهگیری: روش آموزش تلفیقی بر تصمیمگیری بالینی دانشجویان تأثیر مثبت دارد. لذا اعضای هیأت علمی پرستاری با استفاده از این روش در آموزش کارآموزی در عرصه میتوانند مهارتهای شناختی دانشجویان را افزایش دهند.
فائقه شیرانی، مصطفی روشنزاده، سمیه محمدی، زهرا طهماسبی،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاران برای ارایه عملکردی باکیفیت، نیازمند برخورداری از دانش حرفهای بهروز هستند. از آنجا که دانش در سازمانهای بهداشتی نیازمند مدیریت مؤثر است، شناسایی سطح و ارتباط بین مدیریت دانش و عملکرد پرستاری میتواند در کاهش فاصله میان دانش و عمل نقش مهمی ایفا کند. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین عوامل مدیریت دانش و عملکرد پرستاری در پرستاران بیمارستان ولیعصر (عج) بروجن انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود که در سال ۱۴۰۲ در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام گرفت. تعداد ۲۰۰ پرستار شاغل در بیمارستان ولیعصر (عج) بروجن به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش Choi و پرسشنامه عملکرد پرستاری Ko بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۱۶ و آزمونهای تیمستقل، تحلیل واریانس یکطرفه و رگرسیون خطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره عوامل مدیریت دانش در پرستاران 8/15±55/98 و میانگین و انحراف معیار نمره عملکرد پرستاری 7/25±74/105 بود. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین عوامل مدیریت دانش و عملکرد پرستاری، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد (72/0=r ، 001/0p<). همچنین مقدار ضریب تعیین (518/0=R2) بیانگر آن بود که حدود ۵۲ درصد از تغییرات عملکرد پرستاری توسط عوامل مدیریت دانش قابل پیشبینی است (05/0p<).
نتیجهگیری: آموزش فرایند مدیریت دانش و تمرکز بر ابعادی نظیر توسعه فرهنگ اشتراکگذاری دانش، ارتقای نظام مدیریت پرستاری با رویکرد بهبود فرایندها و توجه به مدیریت روندهای خلاقانه در میان پرستاران میتواند از طریق ارتقای سطح مدیریت دانش، موجب بهبود عملکرد پرستاری گردد.
مهدی محمودزاده، ثنا خلیلزاده ضیاء، محمد علی محمدی، بهروز دادخواه،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: فرآیند پرستاری چارچوبی ساختارمند و مؤثر برای ارایه مراقبتهای جامع و بیمارمحور است. از سوی دیگر، فرهنگ ایمنی بیمار بهعنوان یکی از عناصر بنیادین در نظام سلامت، نقش مهمی در ارتقای کیفیت و ایمنی مراقبتها ایفا میکند. بر همین اساس، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی ارتباط بین صلاحیت اجرای فرآیند پرستاری و ادراک پرستاران از فرهنگ ایمنی بیمار انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- همبستگی برروی 266 پرستار بالینی شاغل در مراکز آموزشی درمانی شهر اردبیل در سال 1402 و با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انجام گرفت. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه صلاحیت فرآیند پرستاریو پرسشنامه فرهنگ ایمنی بیماربود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 26 و با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد 177 نفر (5/66 درصد) از پرستاران زن و 164 نفر (7/61 درصد) متأهل بودند. اغلب پرستاران، صلاحیت اجرای فرآیند پرستاری را در سطح خوب (175 نفر، 8/65 درصد) و فرهنگ ایمنی بیمار را در سطح متوسط (264 نفر، 3/99 درصد) گزارش کردند. همچنین بین وضعیت تأهل و نوع استخدام پرستاران با صلاحیت فرآیند پرستاری و فرهنگ ایمنی بیمار ارتباط آماری معناداری مشاهده شد (05/0p<). نتایج آزمون همبستگی نیز وجود رابطهای معنادار بین صلاحیت اجرای فرآیند پرستاری و فرهنگ ایمنی بیمار را نشان داد (315/0=r، 001/0p<).
نتیجهگیری: یافتهها بر نقش کلیدی صلاحیت بالینی پرستاران در ایجاد و تقویت نگرش ایمنیمحور تأکید دارند. همچنین اهمیت توجه به ویژگیهای فردی و شغلی پرستاران را در طراحی و اجرای مداخلات آموزشی و مدیریتی برجسته میسازند. بر این اساس، پیشنهاد میشود سیاستگذاران با تدوین برنامههای جامع برای ارتقای صلاحیت اجرای فرآیند پرستاری و بهبود فرهنگ ایمنی بیمار، در جهت افزایش کیفیت و ایمنی مراقبتها اقدام کنند.
زهرهسادات میرمقتدایی، مرتضی حیدری، سیده زهرا سیده زهرا نهاردانی، اکرم حیدری،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با توسعه رویکرد کلنگر به سلامت، بهرهگیری از ظرفیتهای معنوی برای پاسخگویی به نیازهای بیماران اهمیت یافته و آموزش مراقبت معنوی به دانشجویان پرستاری ضروری بهنظر میرسد. با توجه به خلأ محسوس محتوای آموزشی در این زمینه در نظام آموزش علوم پزشکی ایران، در این مطالعه، بسته آموزشی مراقبت معنوی ویژه دانشجویان پرستاری تدوین و تأثیر آن بر نمره مراقبت معنوی دانشجویان بررسی شد.
روش بررسی: این پژوهش بر مبنای الگوی Rothwell در سال ۱۴۰۱ و با حضور ۶۰ دانشجوی سال آخر پرستاری دانشگاههای علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران انجام یافت. جامعه آماری مطالعه متناسب با تعداد دانشجویان سال آخر پرستاری هر دانشگاه، بهصورت تصادفی ساده انتخاب و وارد مطالعه شدند. بسته آموزشی در قالب فایل متنی در اختیار دانشجویان قرار گرفت تا ضمن مطالعه بسته آموزشی، محتوای آن را در بخشهای کارآموزی مطرح و با مربیان بالینی به بحث و گفتگو بپردازند. نمرات مراقبت معنوی دانشجویان پس از آموزش با پیش از آن سنجیده شد و دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نسخه 26 نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین نمره مراقبت معنوی دانشجویان شرکتکننده از 94/1 به 21/4 افزایش یافت که نشاندهنده تأثیر مثبت معنادار بسته آموزشی بود (05/0>p)، اما متغیرهایی همچون سن، جنس، دانشگاه محل تحصیل و علاقهمندی به رشته تأثیر معناداری بر میزان افزایش نمره نداشت (05/0<p).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشاندهنده اثربخشی بسته آموزشی در افزایش نمره مراقبت معنوی دانشجویان است. بنابراین، توصیه میشود آموزش پرستاران و سایر رشتههای سلامت در زمینه مراقبت معنوی به شیوههای مختلف مورد توجه قرار گیرد.
محمد گنجی، الهام نواب، مریم اسماعیلی، شیما حقانی، محبوبه شالی،
دوره 32، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین مقدار خطری که بیماران را تهدید میکند میتواند به اتخاذ تصمیمهای درمانی صحیح منجر شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین دقت تشخیصی نمرات هشداردهنده اولیه در مراقبت پیش بیمارستانی جهت تشخیص آسیب تروماتیک مغزی و نیاز به بستری در بخش مراقبتهای ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی در سال 1403 در مورد بیماران مراجعهکننده به اورژانس بیمارستانهای منتخب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام یافت. با استفاده از نمونهگیری در دسترس 250 بیمار دچار تروما وارد مطالعه شدند. جهت جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و نمرات امتیاز هشدار اولیه ملی 2 (NEWS2)، امتیاز هشدار اولیه اصلاح شده (MEWS)، امتیاز هشدار اولیه تریاژ (TEWS) و امتیاز پزشکی اورژانس اصلاح شده MREMS)) استفاده شد. جهت تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 16 و آزمونهای حساسیت، ویژگی، سطح زیر منحنی راک و فاصله اطمینان استفاده شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار سن بیماران 78/15±90/40 سال بود. طبق یافتهها 217 نفر (8/86%) از بیماران تشخیص آسیب تروماتیک مغزی و 70 نفر (28%) تشخیص نیاز به بستری در بخش مراقبتهای ویژه داشتند. امتیاز هشدار اولیه ملی 2 بالاترین دقت تشخیصی را با حساسیت 2/82% و ویژگی 1/81% و سطح زیر منحنی راک 88/0 نشان داد.
نتیجهگیری: دقت تشخیصی بالاتر امتیاز هشدار اولیه ملی 2، آن را به یک ابزار ارزشمند در شناسایی بیمارانی که دچار آسیب تروماتیک مغزی شدهاند و نیاز به بستری در بخش مراقبتهای ویژه دارند، تبدیل میکند.
نعیمه سارخانی، هومن شهسواری، نسرین نیکپیما،
دوره 32، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: نودانشآموختگان پرستاری در تأمین نیروی انسانی بیمارستانها نقش مهمی دارند، اما ورود به بیمارستانهای آموزشی با چالشهایی همراه است؛ از اینرو این مطالعه با هدف تبیین چالشهای نودانشآموختگان پرستاری در انتخاب بیمارستانهای آموزشی برای ارایه خدمات بهداشتی انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کیفی- توصیفی، در سال 1402 با مشارکت 36 دانشجوی کارشناسی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران که به روش نمونهگیری هدفمند وارد مطالعه شدند، انجام گرفت. دادهها با مصاحبههای فردی نیمه ساختار یافته گردآوری شدند. تحلیل دادهها به صورت دستی و به روش تحلیل چارچوب و بررسی اعتبارسنجی دادهها با استفاده از روش Guba وLincoln تعیین شد.
یافتهها: تحلیل دادهها منجر به استخراج 11 زیرطبقه و 5 طبقه اصلی شد. این طبقات شامل: چالشهای مرتبط با ارایه خدمات پرستاری (مانند بارکاری زیاد)، چالشهای روابط انسانی (از جمله نداشتن حق انتخاب بخش کاری)، چالشهای مدیریت امور مالی (نظیر تعویق در پرداخت حقوق و کارانه پرستاری)، چالشهای دسترسی به بیمارستان (از جمله مسافت طولانی منزل تا بیمارستان آموزشی) و چالشهای مرتبط به در اولویت نبودن اشتغال در بیمارستان (بهدلیل تمایل به ادامه تحصیل) بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که نودانشآموختگان پرستاری با مجموعهای از چالشها در فرایند انتخاب بیمارستان آموزشی روبهرو هستند. این یافتهها بیانگر آن است که سیاستگذاران و مدیران نظام سلامت باید به بهبود شرایط کاری، ارتقای حمایتهای انسانی و مالی، فراهمسازی دسترسی آسانتر و ایجاد انگیزههای شغلی توجه ویژه داشته باشند. بهرهگیری از این نتایج میتواند به تدوین راهکارهای مؤثر برای جذب و ماندگاری پرستاران تازه کار کمک کند.
رقیه شوندی، پرستو اوجیان، حسین زاهدنژاد، ملیحه نصیری،
دوره 32، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: کسب استقلال از چالشهای اصلی حرفه پرستاری است. این در حالی است که پرستاران باید ضمن کسب استقلال حرفهای، از شجاعت اخلاقی لازم برخوردار باشند و نتایج آن به ارتقای خودکارآمدی شغلی منجر شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط استقلال حرفهای با شجاعت اخلاقی و خودکارآمدی شغلی در مدیران پرستاری اجرا شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی همبستگی در مورد 200 نفر از مدیران ارشد پرستاری با پست سازمانی مدیریت پرستاری و مدیران میانی پرستاری با پست سوپروایزر و مدیران عملیاتی پرستاری با پست سرپرستار، شاغل در یازده بیمارستان آموزشی و درمانی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1403 انجام گرفت. جهت جمعآوری دادهها از فرم مشخصات جمعیتشناختی و حرفهای، پرسشنامه استقلال حرفهای جانگ، پرسشنامه شجاعت اخلاقی پرستاران صدوقی اصل و پرسشنامه خودکارآمدی ریگز استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 21 و LISREL نسخه 8 و آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر انجام یافت.
یافتهها: میانگین استقلال حرفهای مدیران 6/6±92/26 (در حد متوسط)، شجاعت اخلاقی 52/39±11/422 (در حد بالا) و خودکارآمدی شغلی 38/11±98/114 (در حد بالا) بود. اسـتقلال حرفهای مدیران با شجاعت اخلاقی (187/0=r، 008/0=p) و شجاعت اخلاقی با خودکارآمدی شغلی (41/0=r، 001/0p<) ارتباط مستقیم و معناداری داشت. نتایج تحلیل مدل ساختاری نشان داد تمام مسیرها (001/0p<) به جز مسیر استقلال حرفهای به خودکارآمدی شغلی (635/0=p) معنادار است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که با افزایش استقلال حرفهای میتوان شجاعت اخلاقی و خودکارآمدی شغلی مدیران پرستاری را ارتقا داد. استفاده از این یافته مهم میتواند مقدمهای برای طراحی برنامهها و مداخلات مؤثر در این زمینه باشد.