89 نتیجه برای پرستاری
طاهره مومنیقلعه قاسمی، امیر موسی رضایی، شهناز علیخواه، امیر حسین سعیدی،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: درد، اضطراب و مشکلات خواب پس از اعمال جراحی ارتوپدی شایع است و منجر به تحمیل عوارض جسمی بیشتر توأم با هزینههای بالا برای بیماران میشود. به دلیل گرایش روزافزون به استفاده از روشهای غیردارویی مانند رایحه درمانی، مطالعه حاضر با هدف تعیین اثربخشی رایحه درمانی استنشاقی اسطوخودوس بر درد، اضطراب و کیفیت خواب بیماران پس از جراحیهای ارتوپدی طراحی و اجرا شده است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی شده در سال 1401 با مشارک 80 بیمار تحت جراحی ارتوپدی در مرکز ترومای شهر اصفهان انجام گرفت. بیماران به روش مستمر وارد مطالعه شدند و به تصادف در گروه آزمون (40 نفر) و کنترل (40 نفر) تخصیص داده شدند. مداخله شامل رایحه درمانی با اسانس اسطوخودوس با خلوص صد در صد به مدت 3 شبانه روز بود. گروه کنترل در طول مداخله، درمانهای معمول را دریافت کردند. از پرسشنامههای استاندارد اضطراب Spielberger، کیفیت خواب بیمارستانی و مقیاس سنجش درد دیداری استفاده شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 26 با استفاده از آزمونهای آماری تیزوجی، تیمستقل، کایاسکوئر و آنالیز واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای مکرر انجام گرفت.
یافتهها: میانگین نمرات اضطراب و کیفیت خواب در گروه مداخله و کنترل، پس از پایان رایحه درمانی تفاوت آماری معناداری داشت (001/0p<). همچنین، میانگین نمره درد، در دو گروه و در همه مقاطع زمانی بررسی شده، تفاوت آماری معناداری داشت (001/0p<).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که رایحه درمانی اسطوخودوس اثربخشی معناداری بر کاهش درد و اضطراب و ارتقای کیفیت خواب بیماران پس از جراحی ارتوپدی دارد. با توجه به این تأثیرات مثبت استفاده از این مداخله مقرون به صرفه و با دسترسی و کاربرد آسان، در کنار سایر روشها به عنوان یک درمان مکمل، توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20111002007692N3
مبارکه عباسی فیروزجاه، زهرا فتوکیان، عباس شمسعلینیا،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب یک مشکل روانی مهم مرتبط با جراحی بایپس سرخرگ کرونری است. از جمله روشهای مداخلهای پرستاران جهت کاهش اضطراب، استفاده از مدل پرستاری اورلاندو است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر مراقبت پرستاری مبتنی بر نظریه اورلاندو بر سطح اضطراب موقعیتی بیماران تحت جراحی بایپس سرخرگ کرونری انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع کارآزمایی بالینی است که در سال ۱۴۰۲ در بیمارستان فاطمهالزهرا (س) ساری انجام یافت. تعداد ۷۰ بیمار تحت جراحی بایپس سرخرگ کرونری به روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند و به طور تصادفی در گروه مداخله (۳۵ نفر) و کنترل (۳۵ نفر) قرار گرفتند. گروه مداخله علاوه بر مراقبتهای معمول بخش، مراقبت پرستاری مبتنی بر نظریه اورلاندو را در عصر روز قبل از جراحی دریافت کردند. گروه کنترل فقط مراقبتهای معمول بخش را دریافت کردند. اضطراب بیماران قبل از مداخله و صبح روز جراحی با استفاده از پرسشنامه اضطراب موقعیتی Spielberger سنجیده شد. دادهها با استفاده از آزمونهای دقیق فیشر، کایدو، t مستقل و زوجی در نرمافزار SPSS نسخه 21 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: قبل از مداخله بین میانگین نمره اضطراب موقعیتی بیماران تحت جراحی بایپس سرخرگ کرونری در گروه مداخله و کنترل (به ترتیب 75/6±02/58 ، 51/7±79/55) تفاوت معناداری مشاهده نشد (31/1=t، 196/0=p). اما بعد از مداخله، تفاوت معناداری بین میانگین نمره اضطراب موقعیتی در دو گروه (به ترتیب 29/5±29/49 ، 52/6±08/59) وجود داشت (001/0p<)، به طوری که میزان اضطراب موقعیتی در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشته است.
نتیجهگیری: نتـایج نشان داد استفاده از مدل اورلاندو میتواند باعث کاهش اضطراب بشود. لذا توصیه میشود مدیران پرستاری از برنامـه آموزشی مبتنـی بـر این مدل جهت کاهش اضطراب موقعیتی بیماران تحت جراحی بایپس سرخرگ کرونری استفاده نمایند.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20230528058319N1
عارفه داودی، اکرم قهرمانیان، حسن رضازاده، فرانک جبازراده تبریزی،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: در حال حاضر، برنامههای آموزش بالینی در پرستاری با کیفیت متوسط ارایه میشود و دانشجویان علیرغم داشتن پایه نظری مناسب از مهارتهای شناختی لازم برخوردار نیستند. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر برنامه آموزش تلفیقی بهروش مطالعه موردی و فرایند پرستاری بر تصمیمگیری بالینی دانشجویان پرستاری انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه یک تحقیق کمی با طرح نیمه تجربی از نوع قبل و بعد در دانشجویان سال آخر پرستاری در سال 1398 در دانشکده پرستاری مامایی تبریز انجام گرفت، روش نمونهگیری تمام شماری و حجم نمونه 106 نفر بود. در گروه مداخله، روش آموزش تلفیقی به روش مطالعه موردی و فرایند پرستاری به کار گرفته شد، در گروه کنترل آموزش متداول بخش طبق لاگ بوک انجام گرفت. دادهها در دو گروه، قبل و بعد از مداخله با استفاده از مقیاس تصمیمگیری بالینی Jenkins جمعآوری و در نرمافزار آماری SPSS نسخه 16 با استفاده از آزمونهای تیمستقل، تیزوجی و آنالیز کوواریانس (ANCOVA) تحلیل شد.
یافتهها: مقایسه درون گروهی با آزمون تیزوجی در گروه کنترل، اختلاف معناداری را در نمره کل تصمیمگیری بالینی نشان نداد، اما در گروه مداخله این اختلاف معنادار بود. مقایسه نمرات تصمیمگیری بالینی و ابعاد آن، بین دو گروه نشان داد که نمرات کل تصمیمگیری بالینی و ابعاد چهارگانه آن بعد از مداخله به طور معناداری افزایش یافته است (001/0>p). آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد با ثابت نگه داشتن تأثیر میانگین نمرات متغیرهای معدل و پیشآزمون تصمیمگیری بالینی به عنوان متغیرهای مخدوشگر، هنوز تفاوت نمرات تصمیمگیری بالینی بین دو گروه پس از مداخله معنادار است (004/0=p) و مقدار اثر آن برابر 08/0 میباشد.
نتیجهگیری: روش آموزش تلفیقی بر تصمیمگیری بالینی دانشجویان تأثیر مثبت دارد. لذا اعضای هیأت علمی پرستاری با استفاده از این روش در آموزش کارآموزی در عرصه میتوانند مهارتهای شناختی دانشجویان را افزایش دهند.
فائقه شیرانی، مصطفی روشنزاده، سمیه محمدی، زهرا طهماسبی،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پرستاران برای ارایه عملکردی باکیفیت، نیازمند برخورداری از دانش حرفهای بهروز هستند. از آنجا که دانش در سازمانهای بهداشتی نیازمند مدیریت مؤثر است، شناسایی سطح و ارتباط بین مدیریت دانش و عملکرد پرستاری میتواند در کاهش فاصله میان دانش و عمل نقش مهمی ایفا کند. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط بین عوامل مدیریت دانش و عملکرد پرستاری در پرستاران بیمارستان ولیعصر (عج) بروجن انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود که در سال ۱۴۰۲ در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام گرفت. تعداد ۲۰۰ پرستار شاغل در بیمارستان ولیعصر (عج) بروجن به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی، پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش Choi و پرسشنامه عملکرد پرستاری Ko بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه ۱۶ و آزمونهای تیمستقل، تحلیل واریانس یکطرفه و رگرسیون خطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار نمره عوامل مدیریت دانش در پرستاران 8/15±55/98 و میانگین و انحراف معیار نمره عملکرد پرستاری 7/25±74/105 بود. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین عوامل مدیریت دانش و عملکرد پرستاری، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد (72/0=r ، 001/0p<). همچنین مقدار ضریب تعیین (518/0=R2) بیانگر آن بود که حدود ۵۲ درصد از تغییرات عملکرد پرستاری توسط عوامل مدیریت دانش قابل پیشبینی است (05/0p<).
نتیجهگیری: آموزش فرایند مدیریت دانش و تمرکز بر ابعادی نظیر توسعه فرهنگ اشتراکگذاری دانش، ارتقای نظام مدیریت پرستاری با رویکرد بهبود فرایندها و توجه به مدیریت روندهای خلاقانه در میان پرستاران میتواند از طریق ارتقای سطح مدیریت دانش، موجب بهبود عملکرد پرستاری گردد.
مهدی محمودزاده، ثنا خلیلزاده ضیاء، محمد علی محمدی، بهروز دادخواه،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: فرآیند پرستاری چارچوبی ساختارمند و مؤثر برای ارایه مراقبتهای جامع و بیمارمحور است. از سوی دیگر، فرهنگ ایمنی بیمار بهعنوان یکی از عناصر بنیادین در نظام سلامت، نقش مهمی در ارتقای کیفیت و ایمنی مراقبتها ایفا میکند. بر همین اساس، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی ارتباط بین صلاحیت اجرای فرآیند پرستاری و ادراک پرستاران از فرهنگ ایمنی بیمار انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- همبستگی برروی 266 پرستار بالینی شاغل در مراکز آموزشی درمانی شهر اردبیل در سال 1402 و با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انجام گرفت. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه صلاحیت فرآیند پرستاریو پرسشنامه فرهنگ ایمنی بیماربود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 26 و با بهرهگیری از آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد 177 نفر (5/66 درصد) از پرستاران زن و 164 نفر (7/61 درصد) متأهل بودند. اغلب پرستاران، صلاحیت اجرای فرآیند پرستاری را در سطح خوب (175 نفر، 8/65 درصد) و فرهنگ ایمنی بیمار را در سطح متوسط (264 نفر، 3/99 درصد) گزارش کردند. همچنین بین وضعیت تأهل و نوع استخدام پرستاران با صلاحیت فرآیند پرستاری و فرهنگ ایمنی بیمار ارتباط آماری معناداری مشاهده شد (05/0p<). نتایج آزمون همبستگی نیز وجود رابطهای معنادار بین صلاحیت اجرای فرآیند پرستاری و فرهنگ ایمنی بیمار را نشان داد (315/0=r، 001/0p<).
نتیجهگیری: یافتهها بر نقش کلیدی صلاحیت بالینی پرستاران در ایجاد و تقویت نگرش ایمنیمحور تأکید دارند. همچنین اهمیت توجه به ویژگیهای فردی و شغلی پرستاران را در طراحی و اجرای مداخلات آموزشی و مدیریتی برجسته میسازند. بر این اساس، پیشنهاد میشود سیاستگذاران با تدوین برنامههای جامع برای ارتقای صلاحیت اجرای فرآیند پرستاری و بهبود فرهنگ ایمنی بیمار، در جهت افزایش کیفیت و ایمنی مراقبتها اقدام کنند.
زهرهسادات میرمقتدایی، مرتضی حیدری، سیده زهرا سیده زهرا نهاردانی، اکرم حیدری،
دوره 31، شماره 4 - ( 11-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با توسعه رویکرد کلنگر به سلامت، بهرهگیری از ظرفیتهای معنوی برای پاسخگویی به نیازهای بیماران اهمیت یافته و آموزش مراقبت معنوی به دانشجویان پرستاری ضروری بهنظر میرسد. با توجه به خلأ محسوس محتوای آموزشی در این زمینه در نظام آموزش علوم پزشکی ایران، در این مطالعه، بسته آموزشی مراقبت معنوی ویژه دانشجویان پرستاری تدوین و تأثیر آن بر نمره مراقبت معنوی دانشجویان بررسی شد.
روش بررسی: این پژوهش بر مبنای الگوی Rothwell در سال ۱۴۰۱ و با حضور ۶۰ دانشجوی سال آخر پرستاری دانشگاههای علوم پزشکی تهران، شهید بهشتی و ایران انجام یافت. جامعه آماری مطالعه متناسب با تعداد دانشجویان سال آخر پرستاری هر دانشگاه، بهصورت تصادفی ساده انتخاب و وارد مطالعه شدند. بسته آموزشی در قالب فایل متنی در اختیار دانشجویان قرار گرفت تا ضمن مطالعه بسته آموزشی، محتوای آن را در بخشهای کارآموزی مطرح و با مربیان بالینی به بحث و گفتگو بپردازند. نمرات مراقبت معنوی دانشجویان پس از آموزش با پیش از آن سنجیده شد و دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نسخه 26 نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین نمره مراقبت معنوی دانشجویان شرکتکننده از 94/1 به 21/4 افزایش یافت که نشاندهنده تأثیر مثبت معنادار بسته آموزشی بود (05/0>p)، اما متغیرهایی همچون سن، جنس، دانشگاه محل تحصیل و علاقهمندی به رشته تأثیر معناداری بر میزان افزایش نمره نداشت (05/0<p).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشاندهنده اثربخشی بسته آموزشی در افزایش نمره مراقبت معنوی دانشجویان است. بنابراین، توصیه میشود آموزش پرستاران و سایر رشتههای سلامت در زمینه مراقبت معنوی به شیوههای مختلف مورد توجه قرار گیرد.
محمد گنجی، الهام نواب، مریم اسماعیلی، شیما حقانی، محبوبه شالی،
دوره 32، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین مقدار خطری که بیماران را تهدید میکند میتواند به اتخاذ تصمیمهای درمانی صحیح منجر شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین دقت تشخیصی نمرات هشداردهنده اولیه در مراقبت پیش بیمارستانی جهت تشخیص آسیب تروماتیک مغزی و نیاز به بستری در بخش مراقبتهای ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی در سال 1403 در مورد بیماران مراجعهکننده به اورژانس بیمارستانهای منتخب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام یافت. با استفاده از نمونهگیری در دسترس 250 بیمار دچار تروما وارد مطالعه شدند. جهت جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و نمرات امتیاز هشدار اولیه ملی 2 (NEWS2)، امتیاز هشدار اولیه اصلاح شده (MEWS)، امتیاز هشدار اولیه تریاژ (TEWS) و امتیاز پزشکی اورژانس اصلاح شده MREMS)) استفاده شد. جهت تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 16 و آزمونهای حساسیت، ویژگی، سطح زیر منحنی راک و فاصله اطمینان استفاده شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار سن بیماران 78/15±90/40 سال بود. طبق یافتهها 217 نفر (8/86%) از بیماران تشخیص آسیب تروماتیک مغزی و 70 نفر (28%) تشخیص نیاز به بستری در بخش مراقبتهای ویژه داشتند. امتیاز هشدار اولیه ملی 2 بالاترین دقت تشخیصی را با حساسیت 2/82% و ویژگی 1/81% و سطح زیر منحنی راک 88/0 نشان داد.
نتیجهگیری: دقت تشخیصی بالاتر امتیاز هشدار اولیه ملی 2، آن را به یک ابزار ارزشمند در شناسایی بیمارانی که دچار آسیب تروماتیک مغزی شدهاند و نیاز به بستری در بخش مراقبتهای ویژه دارند، تبدیل میکند.
نعیمه سارخانی، هومن شهسواری، نسرین نیکپیما،
دوره 32، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: نودانشآموختگان پرستاری در تأمین نیروی انسانی بیمارستانها نقش مهمی دارند، اما ورود به بیمارستانهای آموزشی با چالشهایی همراه است؛ از اینرو این مطالعه با هدف تبیین چالشهای نودانشآموختگان پرستاری در انتخاب بیمارستانهای آموزشی برای ارایه خدمات بهداشتی انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه کیفی- توصیفی، در سال 1402 با مشارکت 36 دانشجوی کارشناسی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران که به روش نمونهگیری هدفمند وارد مطالعه شدند، انجام گرفت. دادهها با مصاحبههای فردی نیمه ساختار یافته گردآوری شدند. تحلیل دادهها به صورت دستی و به روش تحلیل چارچوب و بررسی اعتبارسنجی دادهها با استفاده از روش Guba وLincoln تعیین شد.
یافتهها: تحلیل دادهها منجر به استخراج 11 زیرطبقه و 5 طبقه اصلی شد. این طبقات شامل: چالشهای مرتبط با ارایه خدمات پرستاری (مانند بارکاری زیاد)، چالشهای روابط انسانی (از جمله نداشتن حق انتخاب بخش کاری)، چالشهای مدیریت امور مالی (نظیر تعویق در پرداخت حقوق و کارانه پرستاری)، چالشهای دسترسی به بیمارستان (از جمله مسافت طولانی منزل تا بیمارستان آموزشی) و چالشهای مرتبط به در اولویت نبودن اشتغال در بیمارستان (بهدلیل تمایل به ادامه تحصیل) بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که نودانشآموختگان پرستاری با مجموعهای از چالشها در فرایند انتخاب بیمارستان آموزشی روبهرو هستند. این یافتهها بیانگر آن است که سیاستگذاران و مدیران نظام سلامت باید به بهبود شرایط کاری، ارتقای حمایتهای انسانی و مالی، فراهمسازی دسترسی آسانتر و ایجاد انگیزههای شغلی توجه ویژه داشته باشند. بهرهگیری از این نتایج میتواند به تدوین راهکارهای مؤثر برای جذب و ماندگاری پرستاران تازه کار کمک کند.
رقیه شوندی، پرستو اوجیان، حسین زاهدنژاد، ملیحه نصیری،
دوره 32، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: کسب استقلال از چالشهای اصلی حرفه پرستاری است. این در حالی است که پرستاران باید ضمن کسب استقلال حرفهای، از شجاعت اخلاقی لازم برخوردار باشند و نتایج آن به ارتقای خودکارآمدی شغلی منجر شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط استقلال حرفهای با شجاعت اخلاقی و خودکارآمدی شغلی در مدیران پرستاری اجرا شد.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی همبستگی در مورد 200 نفر از مدیران ارشد پرستاری با پست سازمانی مدیریت پرستاری و مدیران میانی پرستاری با پست سوپروایزر و مدیران عملیاتی پرستاری با پست سرپرستار، شاغل در یازده بیمارستان آموزشی و درمانی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در سال 1403 انجام گرفت. جهت جمعآوری دادهها از فرم مشخصات جمعیتشناختی و حرفهای، پرسشنامه استقلال حرفهای جانگ، پرسشنامه شجاعت اخلاقی پرستاران صدوقی اصل و پرسشنامه خودکارآمدی ریگز استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 21 و LISREL نسخه 8 و آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر انجام یافت.
یافتهها: میانگین استقلال حرفهای مدیران 6/6±92/26 (در حد متوسط)، شجاعت اخلاقی 52/39±11/422 (در حد بالا) و خودکارآمدی شغلی 38/11±98/114 (در حد بالا) بود. اسـتقلال حرفهای مدیران با شجاعت اخلاقی (187/0=r، 008/0=p) و شجاعت اخلاقی با خودکارآمدی شغلی (41/0=r، 001/0p<) ارتباط مستقیم و معناداری داشت. نتایج تحلیل مدل ساختاری نشان داد تمام مسیرها (001/0p<) به جز مسیر استقلال حرفهای به خودکارآمدی شغلی (635/0=p) معنادار است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که با افزایش استقلال حرفهای میتوان شجاعت اخلاقی و خودکارآمدی شغلی مدیران پرستاری را ارتقا داد. استفاده از این یافته مهم میتواند مقدمهای برای طراحی برنامهها و مداخلات مؤثر در این زمینه باشد.