3 نتیجه برای الگوی توانمندسازی
امیر واحدیان عظیمی، فرشید رحیمی بشر، حسین امینی، محمود ثالثی، فاطمه الحانی،
دوره 24، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: توانمندی، فرآیندی پویا، مثبت، تعاملی و اجتماعی است که به بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به بیمارهای مزمن منجر میشود. هدف مرور سیستماتیک و فراتحلیل حاضر تعیین تأثیر الگوی توانمندسازی خانواده محور بر کیفیت زندگی بزرگسالان مبتلا به بیماریهای مزمن است.
روش بررسی: با جستجوی عبارت «توانمندسازی خانواده محور» در پایگاههای فارسی SID، MagIran، IranMedex، IranDoc و Googlescholar و معادل انگلیسی آن در Scopus، Pubmed، Webofscience، Proquest و Science direct کلیه مطالعات مرتبط استخراج شد. کیفیت روششناسی مقالات با استفاده از ابزار Cochrane risk of bias بررسی شد. جهت تحلیل از مدل اثرات تصادفی استفاده و ناهمگنی مطالعات با شاخص I2 تعیین شد. دادهها با نرمافزار STATA نسخه 11 تحلیل شد.
یافتهها: از 647 مطالعه اولیه تنها 8 مطالعه به تأثیر الگوی توانمندسازی خانواده محور بر کیفیت زندگی بیماران بزرگسال با استفاده از ابزار SF36 پرداخته بودند. تفاوت میانگین استاندارد شده ادغام یافته ابعاد 8 گانه کیفیت زندگی عبارت بود از: عملکرد فیزیکی 781/1، محدودیت نقش فیزیکی 416/1، درد جسمانی 987/0، سلامت عمومی 352/1، عملکرد اجتماعی 010/1، سلامت روانی 122/1، محدودیت نقش روانی 656/0 و شادابی (361/1).
نتیجهگیری: اجرای الگوی توانمندسازی خانواده محور بر نمرات ابعاد هشت گانه کیفیت زندگی براساس پرسشنامه SF-36 تأثیر معناداری داشته است. به منظور ارتقای کیفیت زندگی بیماران بزرگسال مبتلا به بیماریهای مزمن اجرای الگوی توانمندسازی خانواده محور توصیه میشود.
لیلا نیکروز، فاطمه الحانی، عباس عبادی، انوشیروان کاظمنژاد،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: خودکنترلی، سازماندهی پاسخهای شناختی و احساسی به منظور ارایه رفتار مداوم و انطباقی با استانداردهای ایدهآل در اهداف بلند مدت است. با توجه به بار مراقبتی بالای بیماران مزمن، مطالعه حاضر با هدف تبیین مفهوم توسعه یافته خودکنترلی مراقب عضو خانواده بیمار مزمن مبتنی بر الگوی توانمندسازی خانواده محور انجام یافته است.
روش بررسی: دادهها از مصاحبه عمیق نیمه ساختار با 26 مشارکتکننده (19 مراقب عضو خانواده، چهار پرستار، سه بیمار مزمن) از خرداد 95 تا مرداد 96 در جنوب غربی ایران جمعآوری و با تحلیل محتوای هدایت شده تحلیل شد. ضبط مستندات، توصیف دقیق جزئیات، بـازنـگری مشارکتکنندگان و ناظران، حداکثر تنوع مشارکتکنندگان، به منظور صحت و دقت دادهها مورد توجه بود.
یافتهها: خودکنترلی تعالی بخش مراقب عضو خانواده در چهار بعد «بصیرت مراقب»، «اولویتگذاری ارزشی در مراقبت»، «پذیرش بار مراقبت» و «ارایه مراقبت متعهدانه» تبیین شد. مراقب با پیشبینی خطرات احتمالی ایفای نقش مراقبت و شناخت عمیق شرایط مراقبت ضمن توجه به نتیجه مراقبت و فضیلت آن، بار مراقبت را از طریق مثبتاندیشی و مصلحتاندیشی پذیرفته و متواضعانه ضمن برخورداری از تجربه مراقبتی با صلاحیت، «مراقبتی متعهدانه» را ارایه مینماید.
نتیجهگیری: تبیین مفهوم خودکنترلی مبتنی بر الگوی توانمندسازی خانواده محور در عرصه واقعی، سبب شناخت واضح این مفهوم شده و زمینه ساز انجام «مراقبت متعهدانه» توسط مراقبان عضو خانواده بیماران مزمن و در نتیجه کاهش بار کاری در بالین خواهد شد.
سعیده مزیدی، محمد علی جهانی، سید امیر سلطانی، گلبهار آخوندزاده،
دوره 30، شماره 4 - ( 11-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: داشتن یک کودک عقبمانده ذهنی بار روانی و اقتصادی زیادی برای خانوار دارد که بر میزان امیدواری افراد اثر میگذارد. هدف مطالعه حاضر تعیین تأثیر الگوی توانمندسازی خانواده محور بر امیدواری والدین کودکان مبتلا به عقبماندگی ذهنی بوده است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال 1402 در شهرستان علیآباد کتول در مورد والدین کودکان عقبمانده ذهنی انجام گرفته است. با استفاده از نمونهگیری تصادفی ساده از فهرست والدین کودکان کمتوان ذهنی، 48 نفر انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمون و کنترل تقسیم شدند. قبل و بعد از مداخله، پیشآزمون و پسآزمون انجام یافت. در گروه مداخله 6 جلسه توانمندسازی خانواده محور برگزار شد. در گروه کنترل نیز آموزش مراقبتهای معمول صورت گرفت. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه امید Schneider بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 23 و آزمون آنالیز کوواریانس یک متغیره، تیزوج و تیمستقل در سطح معناداری 05/0 استفاده شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار سن مادر در این مطالعه در گروه مداخله 07/8±27/36 سال و در گروه کنترل 12/5±83/34 بود. میانگین سن کودک در گروه مداخله 88/2±/11 سال و در گروه کنترل 94/1±16/10 بود. در میانگین نمره امیدواری گروه مداخله و کنترل، قبل از مداخله تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد (582/0=p)، بعد از مداخله نمره امیدواری در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری یافت (021/0=p). همچنین، با حذف اثر پیشآزمون بین گروه مداخله و کنترل اختلاف معناداری دیده شد (001/0>p، 48/0=Eta)، به طوری که 48% از تغییرات میانگین نمره امیدواری والدین ناشی از اثر الگوی توانمندسازی خانواده محور بود.
نتیجهگیری: با توجه به اثربخشی الگوی توانمندسازی خانواده محور بر امیدواری والدین و اهمیت نقش والدین در مراقبت از کودکان عقبمانده ذهنی، میتوان از این روش درمانی کم هزینه و اثربخش در مراقبت و توانمندسازی والدین استفاده نمود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20191229045934N1