جستجو در مقالات منتشر شده


35 نتیجه برای بارداری

سیده فاطمه واثق رحطم پرور، پروین شهری، معصومه علی محمدیان، عباس مهران،
دوره 5، شماره 2 - ( 7-1378 )
چکیده

این پژوهش به منظور بررسی مقادیر قند خون ناشتای سه ماهه اول، 28-24 هفته حاملگی و آزمون غربالگری 50 گرمی یکساعته در زنان باردار غیر دیابتی و تاثیر آن بر وزن نوزادان آنها در سال 1376 در یکی از بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. نمونه ها 150 نفر از بین زنان باردار 28-24 هفته که در سه ماهه اول بارداری آزمایش قند خون ناشتا انجام داده بودند و مقدار آن کمتر از 105 میلی گرم در دسی لیتر بود، انتخاب می شدند. برای نمونه ها آزمون تحمل گلوکز 50 گرمی در حالت ناشتا انجام می شد. قبل و بعد از خوردن 50 گرم گلوکز ، نمونه خون وریدی گرفته می شد. اگر مقادیر ناشتا بیش از 104 و آزمون 50 گرمی بیش از 140 میلی گرم در دسی لیتر بود، نمونه ها از مطالعه خارج می شدند. پس از زایمان در ترم (41-37 هفته) نوزاد توزین شده و جنس و وزن وی ثبت می شد. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که میانگین مقادیر قند خون ناشتای سه ماهه اول، 28-24 هفته و آزمون غربالگری 50 گرمی به ترتیب، 15/81،8/80 و 75/111 میلی گرم در دسی لیتر و میانگین وزن نوزادان 5/3203 گرم می باشد. بین سن، تعداد زایمان، وزن قبل از حاملگی، قد، افزایش وزن حین حاملگی و معیار توده بدنی واحدها قبل از حاملگی، جنس، وزن و سن حاملگی نوزادان موقع تولد ارتباط مثبت و معنی دار وجود دارد (05/0 >P ) بین شغل و تحصیلات واحدهای پژوهش و همسران آنها، فاصله آخرین زایمان تا حاملگی فعلی و وزن نوزاد ارتباط وجود ندارد.بین مقادیر قند خون ناشتای سه ماهه اول و 28-24 هفته مادر با وزن نوزاد ارتباط مستقطم وجود دارد و بین مقادیر قند خون و آزمون تحمل گلوکز 50 گرمی مادر و وزن نوزاد ارتباط وجود نداشت.بدین ترتیب از مقادیر قند خون ناشتای سه ماهه اول و 28-24 هفته می توان در پیشگویی وزن تولد بهره برد در حالیکه از آزمون تحمل گلوکز 50 گرمی نمی توان این استفاده را نمود.
مینو پاک گوهر،
دوره 5، شماره 2 - ( 7-1378 )
چکیده

کیفیت مراقبتهای بهداشتی در واقع کاربرد مناسب دانش علوم پزشکی در مراقبت از بیماران است. بطوریکه سعی می شود تعادلی بین خطرات ناشی از اجرای مراقبتهای بهداشتی و مزایایی که از این مراقبتها مورد انتظار است برقرار شود. تعریف ساده و قابل استفاده از کیفیت، رعایت استاندارد می باشد. اطمینان از کیفیت، پایه و اساس برنامه های تشخیصی و اداره و درمان عوامل خطرزا می باشد. فرآیند اطمینان از کیفیت شامل پنج مرحله اساسی می باشد: 1- تعیین استانداردها 2- تعیین معیارهای متناسب با استانداردها 3- ارزشیابی معیارهای تعیین شده 4- ارائه طرحی برای تغییرات اصلاحی لازم 5- پیگیری تغییرات اصلاحی بطور کلی منظور از کنترل کیفیت مراقبت آن است، که انجام هر عمل مطابق نقشه ای باشد که برای اجرای آن طرح گردیده است. تا در صورت انحراف نتایج عملیات از هدفهای مطلوب اقدامات لازم به منظور جلوگیری از وقوع یا تکرار انحراف بعمل آید. بدین ترتیب مراقبتهای دوران بارداری نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد، بطوریکه محققین معتقدند که بسیاری از صدمات مادر، جنین و نوزاد را می توان با اطمینان از کیفیت مطلوب مراقبتهای دوران بارداری کاهش داد.
ماندانا میرمحمدعلی، طاهره میرمولائی، غلامرضا بابائی، نرجس برقعی،
دوره 8، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده

این بررسی، یک مطالعه گذشته‌نگر است که به منظور مقایسه عوارض جانبی آمپول‌های دپوپرورا و قرص‌های ترکیبی جلوگیری از بارداری در زنان مراجعه‌کننده به مرکز بهداشتی درمانی کلاله در سال 1377 صورت گرفته است. در این بررسی کل جامعه پژوهش 198 نفر بودند 115 نفر تزریق کننده آمپول دپوپرورا و 83 نفر استفاده کننده قرص. واحدهای مورد پژوهش، از نظر دارا بودن مشخصات واحدهای پژوهش مورد بررسی قرار گرفته و در صورت تمایل در مطالعه مزبور شرکت می‌نمودند. ابزارگردآوری داده‌ها در این پژوهش، پرسشنامه و چک لیست بود. یافته‌های این پژوهش نشان داد که استفاده کنندگان آمپول دپوپرورا، به مراتب دارای میانگین سنی بالاتر و تعداد حاملگی و فرزندان بیشتر، سطح تحصیلات کمتر و وضعیت اجتماعی - اقتصادی پایین‌تر بوده و در مقایسه با استفاده کنندگان قرص‌ ضد بارداری مدت کمتری از آمپول دپوپرورا استفاده می‌کردند، ضمناً اکثریت استفاده کنندگان آمپول قبلاً با قرصهای ترکیبی پیشگیری می‌کردند ولی اکثریت استفاده کنندگان قرص‌، قبلاً از هیچ روش جلوگیری از بارداری استفاده نمی‌کردند بین دو گروه از لحاظ بروز سردرد، تهوع، کاهش ترشحات واژینال و اختلالات قاعدگی اختلاف معنی‌دار وجود داشت ولی از لحاظ سایر متغیرها مانند آکنه، کمردرد، کرامپ پا، درد و حساسیت پستان‌ها و ریزش مو اختلاف آماری معنی‌داری دیده نشد.


افسر رضایی‌پور، زیبا تقی‌زاده، سقراط فقیه‌زاده، شهین بزازیان،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1382 )
چکیده


شهناز گلیان تهرانی، بتول خداکرمی، غلامرضا بابائی، آرزو همتی،
دوره 9، شماره 4 - ( 11-1382 )
چکیده


اشرف الملوک معماری، طیب رمیم، مهرنوش امینی، عباس مهران، اعظم آجرلو، پروانه شکیبایی،
دوره 12، شماره 3 - ( 4-1385 )
چکیده

زمینه و هدف:مطالعات نشان‌دهنده اثرات مفید ورزش بر مادر و جنین و گذراندن یک حاملگی بدون مشکل می‌باشد. تحقیق حاضر با هدف بررسی اثرات ورزش هوازی بر طول بارداری، آپگار و وزن زمان تولد نوزاد انجام شد.
روش بررسی: این بررسی یک مطالعه تجربی است. نمونه‌ها به تعداد 80 نفر (40 نفر مورد و 40 نفر شاهد) از میان زنان باردار مراجعه‌کننده به درمانگاه‌های پره‌ناتال واقع در منطقه 17 شهرداری تهران، با روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه مورد و شاهد قرار گرفتند. گروه مورد به مدت 8 هفته، سه روز در هفته، به مدت 30-15 دقیقه در روز و با شدت 70-50% Vo2 Max در تمرین هوازی شرکت کردند. اطلاعات توسط نرم‌افزار آماری SPSS ver 10.5 و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و آزمون‌های t و مجذور کای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: در زمینه مشخصات فردی بین دو گروه مورد و شاهد اختلاف آماری معناداری وجود نداشت. اکثر افراد گروه مورد دارای طول بارداری 40 هفته و بیشتر، ولی اکثر افراد گروه شاهد دارای طول بارداری 40-38 هفته بودند. که این اختلاف از نظر آماری معنادار نبود. اغلب نوزادان متولد شده از زنان گروه‌های مورد و شاهد (به ترتیب 60 و 70%) در گروه 3500-2500 گرم قرار داشته و اختلاف آماری معناداری بین این دو گروه وجود نداشت. اکثر نوزادان در هر دو گروه دارای میانگین امتیاز آپگار 9 بودند. اختلاف آماری معناداری بین دو گروه مورد و شاهد از نظر امتیاز آپگار دقیقه 5 وجود داشت (01/0=p).
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد انجام ورزش هوازی در زمان حاملگی می‌تواند باعث بهبود آپگار دقیقه پنج نوزاد گردد اما تأثیر مشخصی بر طول حاملگی و وزن نوزاد در زمان تولد ندارد.


سیده طاهره میرمولایی، زهره خاکبازان، انوشیروان کاظم‌نژاد، مهناز آذری،
دوره 13، شماره 2 - ( 2-1386 )
چکیده

زمینه و هدف:مطالعات نشان داده است که رضایت دریافت‌کنندگان مراقبت، از شاخص‌های مهم ارزیابی کیفیت خدمات است و یافتن جنبه‌هایی از خدمات که موجب نارضایتی می‌شود و سعی در رفع آن‌ها مؤثرترین راه افزایش کیفیت است. همچنین رضایت از کیفیت خدمات و رضایت از ویژگی‌های محل دریافت مراقبت‌ها، موجب افزایش استفاده از مراقبت‌ها شده و در نهایت، سرانجامِ بارداری را بهبود می‌دهد. هدف از این مطالعه تعیین میزان دریافت و رضایت از مراقبت‌های دوران بارداری در بین زنان حامله مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی و درمانی و بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1384 است.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی تعداد 380 نفر از زنان باردار مراجعه‌کننده به 8 مرکز بهداشتی- درمانی و 2 بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1384 با توجه به آمار سه ماهه سوم به روش تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه‌ای شامل سؤالاتی در خصوص مشخصات فردی، میزان دریافت و رضایت از مراقبت‌های عاطفی، اطلاعاتی، جسمانی و دسترسی به خدمات و خصوصیات محیط بود. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی آزمون 2 در نرم‌افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافته‌ها: در کل میزان دریافت مطلوب مراقبت‌ها 4/53% و میزان رضایت از مراقبت‌ها 7/54% بود. در مراکز بهداشتی میزان مطلوب مراقبت‌ها و همچنین میزان رضایت از مراقبت‌ها به ترتیب 1/56% و 5/57% و در بیمارستان‌ها به ترتیب 46% و 47% بوده که تفاوت آماری معنادار بین مراکز بهداشتی و بیمارستان‌ها مشاهده شد (به ترتیب 003/0=p و 005/0=p). این تفاوت مربوط به دریافت مراقبت‌های عاطفی و جسمانی و رضایتمندی از مراقبت‌های عاطفی و دسترسی به خدمات و خصوصیات فیزیکی محیط می‌باشد.
نتیجه‌گیری: با توجه به این که میزان مطلوب دریافت مراقبت و رضایت از مراقبت‌های دوران بارداری در کل کمتر از 60% و چیزی در حدود نیمی از افراد را شامل می‌شود و در زمینه دریافت مراقبت‌های اطلاعاتی و میزان دسترسی به خدمات و رضایت از مراقبت‌های اطلاعاتی و جسمانی هم در مراکز بهداشتی درمانی و هم بیمارستان‌ها بیشترین مشکل وجود داشته است، پیشنهاد می‌شود که مسؤولین با جذاب کردن و مجهز کردن این محیط‌ها به ویژه در بیمارستان‌ها و تأمین تعداد مناسب کارکنان و برگزاری بازآموزی برای آن‌ها در مراکز بهداشتی و استقرار فرد مراقبت ثابت (استاد، رزیدنت، مربی مامایی) در کلیه روزها در بیمارستان‌ها و لذا مراجعه مادران به همان فرد قبلی در هر مراجعه برای برقراری ارتباط و حمایت عاطفی و جسمانی کافی، موجب استفاده بهتر و بیشتر از مراقبت‌های دوران بارداری گردند.


فاطمه رحیمی‌کیان‎، مهوش ‏ مشرفی‏‎، ماندانا ‎‏ میرمحمدعلی‌ئی‎، عباس ‎‏ مهران‏‎، مهرنوش ‎‏ عامل ولی‌زاده،
دوره 13، شماره 2 - ( 2-1386 )
چکیده

‏زمینه و هدف:طبق آمارهای موجود در ایران هر ساله 400 تا 500 هزار حاملگی ناخواسته ایجاد می‌شود. روش‌های ‏اضطراری پیشگیری از بارداری به راحتی در دسترس، قابل استفاده و ارزان هستند. با توجه به نقش ‏مهمی که کارکنان مراکز بهداشتی در این مورد دارند، این مطالعه با هدف تعیین میزان تأثیر آموزش ‏روش‌های اضطراری پیشگیری از بارداری بر آگاهی و نگرش کارکنان مراکز بهداشتی درمانی جنوب ‏شهر تهران انجام گرفته است.‏
روش بررسی: این مطالعه یک تحقیق نیمه تجربی و از نوع مداخله‌ای است که در مراکز بهداشتی درمانی ‏دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفته است. نمونه‌گیری به روش تصادفی در 16 مرکز (مراکز بهداشت ‏جنوب تهران، شهرری و اسلام‌شهر) بر اساس تعداد کارکنان بهداشتی شاغل انجام گردید که مشتمل بر 216 ‏نفر بودند و طی دو جلسه 30 دقیقه‌ای به صورت آموزش انفرادی، بحث گروهی، پرسش و پاسخ و ارایه یک ‏پمفلت، آموزش داده شدند. اطلاعات طی 2 مرحله قبل از آموزش و حداقل 2 تا4 هفته پس از آموزش از طریق ‏پرسشنامه جمع‌آوری و سپس توسط نرم‌افزار آماری ‏SPSS‏ تجزیه و تحلیل گردید.‏
یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات آگاهی و نگرش واحدهای پژوهش قبل و بعد از آموزش ‏اختلاف معنادار آماری (001/0‏p<‎‏) وجود دارد. بین ویژگی‌های فردی واحدهای پژوهش و نوع نگرش ‏آن‌ها نسبت به روش‌های اضطراری پیشگیری از بارداری ارتباط معنادار آماری دیده نشده ولی بین ‏ویژگی‌های مانند جنس (001/0‏p<‎‏)، رشته تحصیلی (001/0‏p<‎‏) و سطح تحصیلات (03/0‏p=‎‏) با میزان ‏آگاهی واحدهای پژوهش در دو مرحله قبل و بعد از مداخله ارتباط معنادار آماری مشاهده گردید.‏
نتیجه‌گیری: یافته‌های مطالعه حاکی از آن است که آموزش در ارتقای سطح آگاهی و تغییر نگرش ‏کارکنان بهداشتی نسبت به روش‌های اضطراری پیشگیری از بارداری به عنوان یک روش نجات‌بخش به ‏منظور توقف روند افزایشی حاملگی ناخواسته و متعاقباً سقط‌های غیرایمن مؤثر می‌باشد. بنابراین ‏می‌توان توصیه نمود «آموزش روش‌های اضطراری پیشگیری از بارداری» در برنامه‌های آموزش مداوم ‏کلیه کارکنان بهداشتی شاغل در مراکز بهداشتی درمانی مخصوصاً ارایه‌دهندگان خدمات تنظیم خانواده ‏قرار گیرد.


سیده فاطمه واثق رحیم پور، افسر رضایی پور، دکتر انوشیروان کاظم نژاد، سیما نظری،
دوره 13، شماره 4 - ( 11-1386 )
چکیده

زمینه و هدف: روش‌های غربالگری دیابت بارداری مورد اختلاف نظر است. بررسی میزان همراهی عوامل خطر با دیابت بارداری به تبیین راهکار های غربالگری کمک می‌کند. هدف از این مطالعه مقایسه میزان هموگلوبین (Hb) و میانگین حجم سلولی ((MCV سرم قبل از هفته 14 بارداری، در مادران سالم و مبتلا به دیابت بارداری است.

روش بررسی: در این مطالعه مورد - شاهدی، 33 مادر باردار مبتلا به دیابت بارداری مراجعه کننده به بیمارستان شریعتی تهران در گروه مورد (تشخیص داده شده براساس معیار Carpenter و Costan) با 33 مادر باردار غیردیابتی در گروه شاهد، پس از هفته 24 بارداری مقایسه شدند. با استفاده از پرسشنامه و برگ ثبت اطلاعات و به روش مصاحبه و بیوفیزیکال، داده‌ها جمع‌آوری شد. با استفاده از روش‌های آمار توصیفی و آزمون‌های 2c، t-test، دقیق فیشر، کولموگروف اسمیرنوف دو نمونه‌ای و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل داده‌ها انجام یافت.

یافته‌ها: دو گروه از نظر ویژگی‌های فردی و سوابق پزشکی اختلاف معنادار آماری نداشتند. آزمون t بین میزان Hb قبل از هفته 14 بارداری در گروه مورد (gr/dl078/0±23/13) و شاهد (gr/dl70/0±23/12) اختلاف معنادار نشان داد (001/0p<). همچنین آزمون t بین میزان MCV قبل از هفته 14 بارداری در گروه مورد (fl51/4±92/86) و شاهد (fl84/5±56/85) اختلاف معناداری نشان نداد (294/0=p).

نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که مادران مبتلا به دیابت بارداری در مقایسه با مادران سالم، قبل از هفته 14 بارداری، دارای میزان Hb بالاتری بوده‌اند. به نظر می‌‌رسد که می‌توان میزان هموگلوبین بالای قبل از هفته 14 بارداری را به عنوان یک عامل خطر جهت ابتلا به دیابت بارداری به شمار آورد. همچنین پیشنهاد می‌شود در مورد تجویز آهن تکمیلی به مادران بارداری که میزان هموگلوبین بالا دارند، بررسی بیشتری انجام گیرد.


زینب شایقیان، سید کاظم رسول‌زاده طباطبایی، الهه صدیقی لویه،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1387 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به این که سلامت روانی مادر در شکل­گیری سلامت روانی نوزاد نقش مهمی را ایفا می­کند، لذا هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر اضطراب مادر در سه ماهه سوم بارداری، بر روند زایمان و سلامت روانی نوزاد می­باشد.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی - مقایسه­ای است. نمونه مورد مطالعه شامل 40 زن باردار و نوزادان آن‌ها می­باشد. نمونه­گیری به صورت تصادفی ساده و از بین زنان بارداری انجام گرفت که جهت معاینه به درمانگاه بیمارستان امام خمینی مراجعه کرده بودند. در مرحله اول مادرانی که در سه ماه آخر بارداری قرار داشتند، پرسشنامه اضطراب کتل را تکمیل کردند و بر اساس نمره کل در دو گروه (20 نفر مضطرب و 20 نفر غیر مضطرب) قرار گرفتند. در هنگام زایمان شاخص­های مربوط به زایمان در هر دو گروه اندازه­گیری شد و سه ماه پس از زایمان شاخص­های سلامت روانی نوزادان هر دو گروه با مقیاس سنجش سلامت روانی نوزادان سه ماهه اندازه­گیری شد. تجزیه و تحلیل داده­ها به کمک نرم‌افزار SPSS v.16 و آمار توصیفی و تحلیلی (t برای دو گروه مستقل و2χ) انجام یافت.

یافته‌ها: یافته­های تحقیق نشان داد که شاخص­های رشد در نوزادان مادران دارای اضطراب بالا به طور معناداری (001/0p<) پایین­تر از نوزادان مادران غیر مضطرب است. همچنین زایمان طبیعی در مادران غیر مضطرب بیشتر مشاهده شد. در ضمن میزان بارداری ناخواسته در مادران مضطرب نسبت به مادران غیر مضطرب بیشتر بود. سلامت روانی نوزادان مادران مضطرب، در سه ماهگی به طور معناداری (001/0p<) پایین­­تر از نوزادان مادران غیر مضطرب بود.

نتیجه‌گیری: وضعیت روانی مادر در دوره بارداری و پس از تولد بر روند زایمان و سلامت روانی نوزادان مؤثر است.


هرمز سنایی‌ نسب، حجت رشیدی جهان، رضا توکلی، حمیدرضا توکلی، فرخنده امین‌شکروی،
دوره 15، شماره 2 - ( 7-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش بی‌رویه جمعیت یکی از مشکلات دنیای امروز است. بخشی از این افزایش جمعیت ناشی از حاملگی‌های ناخواسته است؛ این پدیده در عین حال یکی از علل مهم مرگ مادران و کودکان بوده و ممکن است به سقط جنین‌های غیرقانونی منجر شود، عوارض جسمانی و روانی برای مادر بر جای گذارد و هزینه‌های درمانی و بیمارستانی جامعه را افزایش دهد. هدف از این مطالعه تعیین میزان حاملگی‌های ناخواسته و عوامل مؤثر بر آن درمادران باردار مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهرستان سمنان است.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی در مورد 229 مادر باردار مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهرستان سمنان در سال 1382 که حداقل دارای یک فرزند زنده بوده و به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شده‌اند، انجام گرفته است. اطلاعات از طریق مصاحبه و ثبت در پرسشنامه جمع‌آوری شده، سپس با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرم‌افزاز SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

یافته‌ها: میانگین سن ازدواج مادران 75/19 سال و میانگین سن فعلی آنان 7/30 سال است. میزان شیوع حاملگی ناخواسته 3/32% می‌باشد. از مهم‌ترین نتایج مطالعه می‌توان به ارتباط معنادار متغیرهای سن ازدواج (05/0p<)، سن فعلی‌ مادر (05/0p<)، سطح تحصیلات (05/0p<)، تعداد فرزندان (01/0p<)، وضعیت اشتغال مادر (05/0p<) و درآمد خانواده (01/0p<) با نوع حاملگی اشاره کرد. به عبارت دیگر، قرار داشتن مادران در سنین کمتر از 24 و بیشتر از 29 سال، ازدواج در سنین کمتر از 25 سال، سطح تحصیلات پایین‌تر، تعداد فرزندان بیشتر، خانه‌دار بودن و سطح درآمد پایین‌تر خانواده با شیوع بیشتر حاملگی‌های ناخواسته همراه بوده است.

نتیجه‌گیری: با توجه به بالا بودن میزان شیوع حاملگی‌های ناخواسته در جامعه مورد مطالعه، انجام برنامه‌های مداخله‌ای مانند آموزش نحوه استفاده صحیح از روش‌های پیشگیری از بارداری ضروری است.

 


سیده طاهره میرمولایی، مهوش مشرفی، انوشیروان کاظم‌نژاد، فرشید فریور، حبیبه مرتضی،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: تغذیه مادر با موفقیت او در بارداری و زایمان و مراقبت از سلامت، رشد و پرورش جنین رابطه دارد. بنابراین آموزش جهت تنظیم یک برنامه غذایی متناسب در این دوران ضروری می‌باشد. یکی از وظایف مهم ماماها ارایه مراقبت و آموزش برای مادران باردار است. هدف از مطالعه حاضر تعیین میزان تأثیر آموزش تغذیه بر رفتار تغذیه‌ای زنان باردار است.

روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مداخله‌ای و نیمه تجربی است. 272 زن باردار شکم اول مراجعه‌کننده به 8 مرکز بهداشتی درمانی شهر سمنان در سال 1387 به روش نمونه‌گیری طبقه‌ای - خوشه‌ای انتخاب شدند و در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. برای گروه آزمون کلاس آموزش تغذیه دوران بارداری طی 2 جلسه 90 دقیقه‌ای و با فاصله یک هفته برگزار گردید. جمع‌آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه در دو مرحله پس آزمون و پیش آزمون (به فاصله 6 هفته) انجام گرفت. جهت تجزیه و تحلیل از آمار توصیفی و تحلیلی در نرم‌افزار SPSS استفاده شد.

یافته‌ها: داده‌ها حاکی از یکسان بودن دو گروه از لحاظ سن، سن حاملگی، تحصیلات، تعداد حاملگی، شاخص توده بدنی، مدت ازدواج، سن همسر، تحصیلات همسر و شغل همسر بود. نتایج نشان داد قبل از مداخله بین رفتار تغذیه‌ای در دو گروه آزمون و شاهد تفاوت معناداری وجود نداشته است (395/0=p). اما پس از مداخله تفاوت معناداری بین رفتار تغذیه‌ای بین دو گروه مشاهده شد (001/0p<).

نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش مبین تأثیر مثبت آموزش تغذیه بر رفتارهای تغذیه‌ای دوران بارداری است. بنابراین توصیه می‌شود ماماها مباحث تغذیه‌ای مادران باردار را در کلاس‌های آموزشی دوران بارداری به ترتیبی که در این تحقیق انجام شده است، به اجرا در آورند.

 


اصغر خالدان، شادمهر میردار، نرگس سادات مطهری طبری، مرجان احمد شیروانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: فعالیت‌های ورزشی جزء جدایی‌ناپذیری از بهداشت تن و روان می‌باشد. بنابراین توجه به ورزش زنان به عنوان بخش عمده‌ای از پیکر جامعه با در نظر گرفتن شرایط و نیازهای فیزیولوژیکی آنان ضروری است. تغییرات و سازگاری‌های فیزیولوژیک بدن زنان در طی بارداری با برخی از سازگاری‌های ورزشی مشابه می‌باشد. بنابراین ورزش ممکن است بر پیامدهای بارداری از جمله رشد جنینی مؤثر باشد. با توجه به اهمیت رشد جنین، پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر یک دوره برنامه تمرینی هوازی ویژه بر رشد جنین زنان باردار انجام گرفت.
روش بررسی: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی در مورد زنان باردار 24 تا 32 هفته انجام گرفته است. در گروه آزمون 18 و در گروه شاهد 21 نفر بررسی شدند. نمونه‌ها با تخصیص تصادفی بر اساس جدول اعداد تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. معیارهای ورود، زنان حامله تک قلوی کیسه آب سالم و معیارهای خروج شامل موارد منبع ورزش در حاملگی بود. پروتکل تمرینی شامل گرم کردن، تمرینات کششی، انعطاف‌پذیری و به دنبال آن پیاده‌روی مداوم هوازی به مدت حداقل 30 تا 45 دقیقه، 3 روز در هفته برای مدت 8 هفته بود. تجزیه و تحلیل نتایج با آمار توصیفی، کای‌دو، t-test‌، کالموگراف اسمیرنف و آزمون اندازه‌گیری مکرر انجام یافت. سطح معناداری 05/0p< در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: مقایسه وزن جنین در مراحل مختلف و وزن پس از تولد با وزن اولیه نشان داد که در گروه آزمون، افزایش وزن نسبت به گروه شاهد 37/1% بیشتر بوده، اما اختلاف معنادار نبوده است. همچنین میانگین دور سر و قد نوزادان نیز در گروه آزمون نسبت به گروه شاهد بیشتر بوده (به ترتیب 21/0 سانتی­متر و 09/0 سانتی­متر) اما اختلافات معنادار نبوده است (05/0p>).

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج به دست آمده چون هیچ کاهشی در رشد جنین متعاقب انجام فعالیت‌های ورزشی ایجاد نشده و از طرفی، میزان وزن‌گیری جنین و همچنین قد و دور سر پس از تولد در گروه آزمون بیشتر از گروه شاهد بوده ولی در عین حال تفاوت معناداری نداشته است، لذا می‌توان چنین اظهار کرد که برنامه تمرین هوازی تأثیر نامطلوب بر رشد جنین نداشته و حتی ممکن است سودمند هم باشد.


الهه صدیقی لویه، لیدا مقدم‌بنائم، اعظم افشار،
دوره 17، شماره 4 - ( 11-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به شواهد مبنی بر تأثیر عناصر کمیاب بر پیامد بارداری، این مطالعه با هدف تعیین میزان تأثیر سطح سرمی مس و آهن مادران باردار بر پیامد مادری بارداری و ارتباط این عناصر با یکدیگر در خون مادر و بندناف انجام گرفته است.

روش بررسی: این مطالعه مقطعی- تحلیلی در مورد 370 مادر باردار که در بخش زایمان بیمارستان‌های مریم، ولی‌عصر (عج) و اکبرآبادی در سال 1389 زایمان نموده‌اند و نوزادان آن‌ها انجام گرفته است. غلظت سرمی مس خون مادر و بند ناف با دستگاه جذب اتمی و آهن توسط کیت با دستگاه اتوآنالایزر مورد ارزیابی قرار گرفت. اطلاعات به صورت پرسشنامه جمع‌آوری و با استفاده از آزمون 2c و رگرسیون لجستیک در نرم‌افزار SPSS v.15 تجزیه و تحلیل شد و 05/0p< معنادار تلقی گردید.

یافته‌ها: میانگین مس در سرم خون مادری و بند ناف به ترتیب 4/37±52/114 و 6/11±4/22 μgdl)) و برای آهن 64±2/119 و 3/65±3/164 (μgdl) بود. 3/54% مادران هنگام زایمان دچار کمبود مس و 1/1% دچار کمبود آهن بودند. با استفاده از Spearman Correlation، ارتباط مستقیم معناداری بین سطح سرمی هر عنصر در خون مادر با همان عنصر در خون بندناف دیده شد (آهن: 436/0=r، مس: 248/0=r). همچنین بین سطح سرمی مس و آهن مادر (151/0=r) و آهن مادر و مس بندناف (121/0=r) ارتباط مثبت معناداری وجود داشت. بر اساس آزمون 2c بین کمبود مس مادر و فشارخون بارداری ارتباط معناداری (001/0p<) وجود داشت. اما بین سطوح عناصر مادری با پارگی زودرس پرده‌های جنینی و زایمان زودرس ارتباط معناداری پیدا نشد. نتایج رگرسیون لجستیک نشان داد که یک ارتباط معکوس معنادار بین سطح سرمی مس مادر و وقوع فشارخون بارداری (99/0- 97/0 CI:95% ، 98/0OR:) وجود داشته است.

نتیجه‌گیری: در این مطالعه کمبود مس مادری نسبتاً شایع و در ایجاد فشارخون بارداری مؤثر بوده است. با توجه به عدم توجه مناسب به این عنصر ضروری در مادران باردار، لازم است با توصیه‌های مناسب تغذیه‌ای در دوران بارداری از عوارض ناشی از کمبود آن جلوگیری شود.


ناهید مهران، فاطمه عباس‌زاده، اعظم باقری، مهدی نوروزی،
دوره 18، شماره 5 - ( 11-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: از آن جا که تولد زودتر از موعد، علت عمده مرگ و میرهای دوران نوزادی است، پیشگیری از آن از اولویت‌های فعلی مراقبت‌های بهداشتی می‌باشد. بر این اساس و با توجه به تردید در نقش فعالیت‌های منزل در تولد زودتر از موعد نوزادان، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط فعالیت‌های روزمره منزل با زایمان پیش از موعد صورت گرفته است.

روش بررسی: این مطالعه مورد- شاهدی در مورد 150 خانم با زایمان ترم (گروه شاهد) و 150 خانم با زایمان پیش از موعد (گروه مورد) که به روش نمونه‌گیری ساده انتخاب شده بودند، در بیمارستان ایزدی شهر قم در سال 1388-1387 انجام یافته است. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد فعالیت فیزیکی در بارداری جمع‌آوری شد. ابتدا متغیرها به صورت تک متغیره با آزمون تی‌تست آنالیز شد. سپس به منظور کنترل عوامل مخدوش‌کننده، متغیرها وارد مدل رگرسیون لجستیک چندگانه شده و برای هر متغیر نسبت شانس تطبیق یافته گزارش گردید (Adjusted OR). کلیه تحلیل‌ها در نرم‌افزار SPSS v.16 انجام یافت.

یافته‌ها: مقایسه میزان فعالیت‌های روزمره منزل زنان در دو گروه زایمان ترم و زایمان پیش از موعد تفاوت آماری معناداری را نشان نداد (758/0=p). به این ترتیب که میانگین و انحراف معیار گروه اول 32/5±22/12 و گروه دوم 70/5±41/12 ساعت بود. همچنین آنالیز تک متغیره و رگرسیون لجستیک چند متغیره ارتباط آماری معناداری را بین فعالیت‌های روزمره و زایمان پیش از موعد نشان نداد.

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج، به نظر می‌رسد بین فعالیت‌های روزمره منزل و زایمان پیش از موعد ارتباطی وجود ندارد. با این حال، نظر به عدم انجام فعالیت شدید توسط نمونه‌های این مطالعه، بررسی بیشتر موضوع توصیه می‌شود.


کبری ابوذری گزافرودی، فاطمه نجفی، احسان کاظم‌نژاد، فاطمه رحیمی‌کیان، مامک شریعت، پروین رهنما،
دوره 18، شماره 5 - ( 11-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: عملکرد جنسی در طول حاملگی به دلایل متعددی تحت تأثیر قرار می‌گیرد. فرزنددار شدن علاوه بر این که فرآیندهای روانی- اجتماعی فرد را درگیر می‌کند، ممکن است بر عملکرد جنسی به صورت غیرمستقیم اثر بگذارد. این مطالعه با هدف مقایسه عملکرد جنسی زنان باردار نخست‌زا و چندزا انجام یافته است.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی در مراکز بهداشتی- درمانی شهری شرق گیلان در سال 89-1388 انجام گرفته است. نمونه‌ها شامل 554 خانم باردار متقاضی دریافت مراقبت‌های دوران بارداری بود که با روش نمونه‌گیری آسان انتخاب شدند. ابزار پرسشنامه عملکرد جنسی و ترس از صدمه به جنین و مادر بود. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از آمار توصیفی و استنباطی (من‌ویتنی‌یو، Generalized linear models) در نرم‌افزار SPSS v.16 استفاده شد. سطح معناداری از 05/0p< در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: در سه ماهه اول و دوم بارداری، اختلاف معناداری بین عملکرد جنسی زنان نخست‌زا و چندزا وجود نداشت (به ترتیب 353/0=p و 251/0=p). در سه ماهه سوم بارداری تفاوت آماری معناداری بین زنان نخست‌زا و چندزا از نظر میل جنسی (002/0=pبرانگیختگی جنسی (01/0p<ارگاسم (01/0p<)، درد (02/0=p) و همچنین مجموع امتیاز عملکرد جنسی (016/0=p) مشاهده شد. آنالیز چند متغیره بین عملکرد جنسی زنان باردار نخست‌زا و چندزا اختلاف معنادار آماری نشان داد (008/0=p).

نتیجه‌گیری: با توجه به مؤثر بودن تعداد زایمان بر عملکرد جنسی زنان باردار، طراحی و اجرای برنامه‌های مشاوره و توانبخشی مسایل جنسی به عنوان بخشی از مراقبت‌های قبل از تولد به خصوص برای افراد چندزا ضروری به نظر می‌رسد.

 


مجید محمدشاهی، مهرنوش ذاکرزاده، سمیرا هاشمی، فاطمه حیدری،
دوره 19، شماره 1 - ( 4-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف: اطلاعات موجود در زمینه ارتباط الگوی غذایی مادر و شاخص‌های تن‌سنجی نوزاد بسیار محدود می‌باشد. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط الگوهای غذایی مادر در بارداری و شاخص‌های تن‌سنجی هنگام تولد نوزاد انجام یافته است .

  روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، 94 زن باردار (هفته 40-37) مراجعه‌کننده به بیمارستان رازی اهواز در پاییز و زمستان سال 1390 به روش آسان انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. اطلاعات تن‌سنجی با استفاده از پرسشنامه فردی و اطلاعات غذایی با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراک جمع‌آوری شد. جهت شناسایی الگوهای غذایی از تحلیل عاملی استفاده شد. تحلیل آماری در نرم‌افزار SPSS انجام یافت .

  یافته‌ها : در این تحقیق، 3 الگوی غذایی غالب شناسایی شد: الگوی غذایی «سالم»، «سنتی» و «غربی». ارتباط الگوهای غذایی و شاخص‌های تن‌سنجی هنگام تولد نوزاد پس از تعدیل متغیرهای مخدوشگر (سن، فعالیت، انرژی دریافتی، میزان وزن‌گیری در طی بارداری و جنس نوزاد) در 3 مدل ارایه گردید. الگوی غذایی سالم ارتباط مثبت معناداری با قد، دور سر و وزن تولد نوزاد در هر 3 مدل داشت (05/0 p < ). الگوی غذایی غربی در مدل 1و2 ارتباط منفی معناداری با دور سر نوزاد و در مدل 1 با وزن تولد داشت (05/0 p < ). الگوی غذایی سنتی و شاخص‌های تن‌سنجی هنگام تولد نوزاد در هیچ یک از مدل‌ها ارتباط معناداری نشان نداد.

  نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر وجود ارتباط معنادار بین الگوهای غذایی مادر و شاخص‌های تن‌سنجی هنگام تولد نوزاد را نشان داد. برای تأیید این یافته، انجام مطالعات آینده‌نگر پیشنهاد می‌شود .

  


پروین رهنما، علیرضا حیدرنیا، علی منتظری، فرخنده امین شکروی، انوشیروان کاظم نژاد،
دوره 19، شماره 2 - ( 8-1392 )
چکیده

  زمینه و هدف : به ­ منظور دست ­ یابی به مقوله سلامت باروری ، ضروری­است که نیازسنجی در سطوح مختلف فعالیت­های بهداشتی و درمانی صورت گیرد که از ملزومات آن، در اختیار داشتن ابزار معتبر و پایا می­باشد. لذا هدف این مطالعه، تدوین پرسشنامه قصد استفاده از قرص­های پیشگیری از بارداری با ­استفاده از نظریه رفتار برنامه­ریزی شده در زنان با نزدیکی منقطع می­باشد.

  روش بررسی : گویه­های پرسشنامه که طی مصاحبه­های کیفی استخراج شده بود، در ­این مطالعه براساس فراوانی‌ آنها انتخاب و سپس به­منظور اعتبار­یابی پرسشنامه مطالعه مقطعی و با نمونه‌گیری تصادفی خوشه­ای با 200 نفر از زنان مراجعه­کننده به 5 مراکز بهداشتی درمانی غرب و جنوب­غرب تهران در سال 1390 که از روش نزدیکی منقطع برای پیشگیری از بارداری استفاده می­کردند، انجام یافت. روایی پرسشنامه با ­استفاده از روش­های اعتبار محتوای کمی و کیفی، اعتبار همگرا، اعتبار سازه و پایایی ابزار با­ استفاده از روش آلفای کرونباخ و آزمون- بازآزمون ارزیابی شد و تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی نیز انجام یافت. تحلیل داده­ها با­استفاده از نرم‌افزار لیزرل و SPSS انجام گرفت.

  یافته ها : اعتبار و پایایی پرسشنامه از­طریق کمی، کیفی، همگرا، آلفای کرونباخ و آزمون- باز آزمون به تایید رسید. در این تحقیق، با انجام تحلیل عاملی ساختار 3 عاملی شامل نگرش، هنجارهای اجتماعی و کنترل رفتاری درک‌شده تایید شد. مدل تحلیل عاملی در مطالعه­ی حاضر نشان داد که سازه­های نظریه رفتار برنامه­ریزی شده قادر به پیشگویی 34 % تغییرات قصد رفتاری در گروه مورد پژوهش است.

  نتیجه گیری : نتایج مطالعه بیان­گر اعتبار و پایایی پرسشنامه قصد استفاده از قرص­های پیشگیری از بارداری در زنان با نزدیکی منقطع را تایید می­نماید.

  


نیکزاد عیسی‌زاده، رضا سلیمی،
دوره 20، شماره 2 - ( 5-1393 )
چکیده

  زمینه و هدف: از جمله مؤلفه‌های کلیدی و اثرگذار در سلامت جسمانی و روانی جنین مسأله «آرامش» است. این مؤلفه از منظر قرآن کریم به عنوان اصلی بنیادین در حوزه‌های مختلف احکام و اخلاق به حساب آمده و باوری است که در ساحت شریعت بر تمام اوامر و نواهی سایه افکنده است. اهمیت این موضوع به واسطه وجود شرایطی است که بر جنین در دوران بارداری حاکم است و مصالح و مفاسد واقعی فرد را در دوران بعدی رشد تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. تحقیق حاضر به دنبال اثبات نقش بنیادین آرامش در مرحله بارداری و حیات جنینی است و اولویت آن را نسبت به دیگر کارکردها از منظر قرآن کریم مورد بررسی قرار می‌دهد .

  روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مروری است که با جستجو در منابع کتابخانه‌ای انجام یافته است. در این جستجو 15 منبع مرتبط یافت شد. مفهوم آرامش در قرآن از راه کلید واژه‌هایی مانند، اطمینان (رعد/28)، سکینه (فتح/4)، سکن (توبه/103)، اَمْنیت (ثین/3) و ثبات (فرقان/47) قابل پی‌گیری است . علاوه بر آن کلید واژه‌هایی چون سلامت، بارداری، روح و روان مورد بررسی قرار گرفتند .

  یافته‌ها : مقوله ازدواج و تشکیل خانواده (از مرحله پیوند و تشکیل خانواده تا بارداری و تولیدنسل) منشوری است که بخشی از اوامر و نواهی دینی را در خود جای داده و براساس تحقیقات به عمل آمده از آیات قرآن کریم کارکردهای مختلفی چون «تکثیر نسل، ارضای غرایز به ویژه غریزه جنسی و آرامش روحی و روانی» را به دنبال دارد. اهمیت پیگیری نقش آرامش به عنوان یکی از نیازهای اصلی روحی و روانی در مرحله بارداری و رشد و تکامل جنین که یکی از مراحل حساس و نقش آفرین حیات مادی و معنوی انسان است، از آن روست که براساس بررسی آیات، مهم‌ترین کارکرد در فرآیند بارداری به حساب آمده است .

  نتیجه‌گیری: شرط دست‌یابی به موقعیتی آرام و رضایت‌بخش در دوران بارداری و در نهایت تولد فرزندی صالح و سالم، کسب، حفظ و تقویت آرامش روحی و روانی در پرتو توجه به رهنمودها و راهبردهای معنوی قرآن کریم است .

  


آرزو کریمی، سلمان دلیری، کورش سایه‌میری،
دوره 22، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: خشونت در دوران بارداری، هم مادر و هم جنین را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط خشونت فیزیکی، جنسی و روانی در دوران بارداری با تولد نوزاد کم وزن در جهان، به صورت فراتحلیل انجام یافته است.

روش بررسی: در این مطالعه فراتحلیل، مقالات فارسی و انگلیسی زبان منتشر شده از ابتدای سال 1995 تا پایان 2015 بررسی شد. جستجو در بانک­های اطلاعاتی Scopus، Medline، EMBASE، Pubmed، Web of Science، SID، Medlib، Magiran، Irandoc، Science Direct، Google scholar با استفاده از واژگان کلیدی خشونت دوران بارداری، کم وزنی بدو تولد، خشونت جسمی، جنسی و روانی و ترکیبات آن صورت گرفت. نتایج مطالعات با استفاده از مدل اثرات تصادفی در فراتحلیل با هم ترکیب شدند. ناهمگنی مطالعات با استفاده از شاخص I2 و متارگرسیون ارزیابی و تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار STATA v.11.2 و SPSS v.16 انجام یافت.

یافته‌ها: از تعداد 254 مقاله یافت شده، 16 مقاله مرتبط، با تعداد نمونه 117287 نفر وارد مطالعه شد. نتایج فراتحلیل نشان داد، خشونت فیزیکی، روانی و جنسی در دوران بارداری به ترتیب موجب افزایش 61/1:OR(28/2 -04/2: %95CI)، 26/1:OR (56/1-02/1: %95CI) و 26/1:OR (56/1-02/1: %95CI) برابر خطر تولد نوزاد کم وزن در مادران مواجهه یافته می‌شود.

نتیجه‌گیری: خشونت فیزیکی، روانی و جنسی در دوران بارداری موجب افزایش تولد نوزاد کم وزن در مادران مواجهه یافته می‌شود. لذا پیشنهاد می‌گردد غربالگری مادران و انجام مشاوره توسط پزشکان و کارکنان آموزش دیده، قبل و طی بارداری در برنامه‌های مراقبت از زنان قرار گیرد.

زمینه و هدف: وزن هنگام تولد یکی از مهم‌ترین شاخص‌های ارزیابی وضعیت بهداشتی جامعه می‌باشد. خشونت در دوران بارداری، هم مادر و هم جنین را تحت تأثیر قرار می‌دهد و منجر به عواقب غیرقابل جبرانی می‌شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین ارتباط خشونت فیزیکی، جنسی و روانی در دوران بارداری با تولد نوزاد کم وزن در جهان، به صورت فراتحلیل انجام یافته است.

روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه فراتحلیل است که در مورد مقالات فارسی و انگلیسی زبان منتشر شده از ابتدای سال 1995 تا پایان سال 2015 انجام یافته است. مقالات یاد شده با جستجو در بانک­های اطلاعاتی Scopus، Medline، EMBASE، Pubmed، Web of Science، SID، Medlib، Magiran، Irandoc، Science Direct، Google scholar با استفاده از واژگان کلیدی خشونت دوران بارداری، کم وزنی بدو تولد، خشونت جسمی، جنسی و روانی و ترکیبات آن‌ها استخراج شدند. نتایج مطالعات با استفاده از مدل اثرات تصادفی در فراتحلیل با هم ترکیب شدند. ناهمگنی مطالعات با استفاده از شاخص I2 و متارگرسیون ارزیابی و تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار STATA v.11.2 و SPSS v.16 انجام یافت.

یافته‌ها: از تعداد 254 مقاله یافت شده، 16 مقاله مرتبط، با تعداد نمونه 117287 نفر وارد مطالعه شد. نتایج فراتحلیل نشان داد، خشونت فیزیکی، روانی و جنسی در دوران بارداری به ترتیب موجب افزایش 61/1:OR(28/2 -04/2: %95CI)، 26/1:OR (56/1-02/1: %95CI) و 26/1:OR (56/1-02/1: %95CI) برابر خطر تولد نوزاد کم وزن در مادران مواجهه یافته می‌شود.

نتیجه‌گیری: براساس نتایج، خشونت فیزیکی، روانی و جنسی در دوران بارداری موجب افزایش تولد نوزاد کم وزن در مادران مواجهه یافته می‌شود. لذا پیشنهاد می‌گردد مسؤولان ذیربط با اجرای برنامه‌های آموزشی و مداخله‌ای، غربالگری مادران و انجام مشاوره توسط پزشکان و کارکنان آموزش دیده، قبل و طی بارداری نسبت به شناسایی مادران در معرض خطر و کنترل مواجهه با خشونت در آن‌ها اقدام نمایند.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb