8 نتیجه برای تروما
زیبا تقیزاده، مریم جعفر بیگلو، دکتر محمد اربابی، دکتر سقراط فقیه زاده،
دوره 13، شماره 4 - ( 11-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: تجارب بد زایمانی به عنوان یک تروما میتواند در بعضی از زنان موجب ترس و اختلال استرس بعد از تروما شود. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر مشاوره بر اختلال استرس ناشی از ترومای بعد از زایمان تروماتیک انجام یافته است. روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی است که در بیمارستان کمالی شهرستان کرج انجام گرفته است. تعداد 300 زن که یک زایمان تروماتیک را تجربه کرده بودند به روش نمونهگیری آسان انتخاب و سپس به طور تصادفی به دو گروه کنترل (150 نفر) و مداخله (150نفر) تقسیم شدند. گروه مداخله طی 72 ساعت اول بعد از زایمان به مدت 60-40 دقیقه مورد مشاورۀ رو در روی انفرادی قرار گرفتند. گروه کنترل فقط مراقبتهای معمول بعد از زایمان را دریافت نمودند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود که به طریق مصاحبه تکمیل شد. متغیرهای مورد بررسی خصوصیات جمعیتشناختی، سوابق مامایی، حمایت اجتماعی، و اختلال استرس بعد از تروما بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون 2c، آزمون دقیق فیشر و آزمون تعمیم یافته فیشر) و نرمافزار SPSS-13 استفاده شد.
یافتهها: در پیگیری 6-4 هفته بعد از زایمان در سطوح مختلف اختلال استرس بعد از تروما بین دو گروه تفاوت آماری معناداری دیده نشد (295/0p=). در پیگیری ماه سوم بعد از زایمان، زنان گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل به اختلال استرس بعد از ترومای کمتری مبتلا بودند (001/0=p).
نتیجهگیری: مشاورۀ ارایه شده توسط ماما به زنانی که یک زایمان تروماتیک را تجربه کردهاند در کاهش اختلال استرس بعد از تروما در درازمدت مؤثر است.
مریم مدرس، سیده طاهره میرمولایی، فاطمه رحیمیکیان، صدیقه افراسیابی،
دوره 16، شماره 3 - ( 10-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: زایمان واقعهای بالقوه تروماتیک در زندگی زنان است و میتواند سبب بر انگیختن شدید احساسات و هیجانات به گونهای شود که در بعضی از زنان اختلالات استرسی ایجاد کند. این مطالعه با هدف تعیین شیوع اختلال استرس پس از ترومای زایمان و عوامل مرتبط با آن انجام یافته است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی تحلیلی است. نمونههای پژوهش به روش نمونهگیری تصادفی چند مرحلهای از بین زنان زایمان کرده مراجعهکننده به مراکز بهداشتی در 8-6 هفته بعد از زایمان به تعداد 400 نفر از 15 فروردین تا پایان خرداد 1387 انتخاب گردیدند. در مرحله اول با استفاده از معیار A (DSM-VI) از میان نمونهها زنانی که زایمان تروماتیک داشتند، مشخص شدند. سپس از بین آنان زنان مبتلا به اختلال استرس پس از ترومای زایمان از طریق مقیاس اختلال استرس پس از تروما (PSS-1) شناسایی شدند و عوامل مرتبط در آنها بررسی گردید. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آمارهای توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS v.11.5 استفاده شد.
یافتهها: نتایج به دست آمده نشان داد که حدود 4/54% از زنان زایمان را به صورت حادثهای تروماتیک تجربه کردهاند و یک سوم از آنها (7/37%) دچار اختلال استرس پس از ترومای متعاقب زایمان شدهاند بین عوامل مامایی شامل نوع تغذیه نوزاد، مشکلات مربوط به مراقبت از نوزاد، وزن هنگام تولد و عوامل روانی شامل حوادث استرسآور زندگی و میزان حمایت اجتماعی دریافتی مادر با اختلال استرس پس از ترومای زایمان ارتباط معناداری دیده شد (05/0p<) از عوامل جمعیتشناختی نیز دو متغیر تحصیلات و درآمد خانواده با PTSD رابطه معناداری داشتند (05/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به شیوع زیاد اختلال استرس پس از زایمان و وجود ارتباط معنادار بین متغیرهای مامایی، نوزادی، روانی و همچنین میزان حمایت اجتماعی با اختلال استرس پس از ترومای زایمان، توصیه میشود مادران مستعد، به موقع شناسایی شوند تا بتوان از پیشرفت این عارضه پیشگیری نمود.
مهناز خطیبان، فاطمه شیرانی، خدایار عشوندی، علیرضا سلطانیان، رامین ابراهیمیان،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در ترومای قفسه سینه، جایگذاری سیستم تخلیه قفسه سینه لازم است. مشارکت این بیماران در خودمراقبتی نیازمند کسب مهارت است. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر بهکارگیری سیستم آموزشی- حمایتی بر مهارت خودمراقبتی بیماران ترومایی دارای سیستم تخلیه قفسه سینه صورت گرفته است .
روش بررسی: در مطالعه نیمه تجربی حاضر، 62 بیمار ترومایی دارای سیستم تخلیه قفسه سینه در سه بخش جراحی بیمارستان بعثت همدان از دی 1391 تا اردیبهشت 1392 شرکت نمودند. به صورت تصادفی، دو بخش به گروه آزمون (31 نفر) و یک بخش به گروه شاهد (31 نفر) اختصاص یافت. نمونهها به صورت در دسترس انتخاب شدند. سیستم آموزشی- حمایتی براساس نیازهای خودمراقبتی بیماران طراحی و به مدت سه روز متوالی برای بیماران اجرا شد. ابزار پژوهش، فرم نیازسنجی خود مراقبتی و چک لیست مشاهدهای مهارت خودمراقبتی بیماران بود که در ابتدا و سه روز بعد توسط مشاهدهگر خارجی تکمیل گردید. دادهها با استفاده از آزمون تیمستقل، مجذور کای، منویتنی، ویلکاکسون و کوواریانس در نرمافزار SPSS v.16 تحلیل شد .
یافتهها : دو گروه از نظر سن، جنس، سطح تحصیلات، شغل، وضعیت تأهل، و شهرنشین بودن و نیز نیازهای خودمراقبتی همسان بودند (05/0< p ). هرچند افزایش مهارت خودمراقبتی در افراد هر دو گروه شاهد (01/0> p ) و آزمون (0 0 1/0> p ) دیده شد، اما بهکارگیری سیستم آموزشی- حمایتی سبب کسب مهارت خودمراقبتی بیشتر در گروه آزمون گردید (001/0> p ) .
نتیجهگیری: به طور کلی، مهارتهای خودمراقبتی بیماران دارای سیستم تخلیه قفسه سینه، با گذشت زمان افزایش مییابد، اما بهکارگیری سیستم آموزشی- حمایتی می تواند کسب مهارتها را تسهیل کند .
محمد ابراهیمپور، منصوره عزیززاده فروزی، بتول تیرگری،
دوره 22، شماره 4 - ( 10-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال استرس پس از سانحه، یکی از اختلالات روانپزشکی است که قرار گرفتن در معرض تروما عامل اساسی در پیدایش آن است. این اختلال بر جنبههای مهم زندگی فرد نظیر کیفیت زندگی حرفهای تأثیر میگذارد. هدف این پژوهش تعیین همبستگی بین علایم استرس پس از سانحه با کیفیت زندگی حرفهای کارکنان پرستاری بخشهای روانپزشکی است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی تحلیلی به روش سرشماری 160 نفر از کارکنان پرستاری بخشهای روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1392 بررسی شدند. پرسشنامههای ویژگیهای جمعیتشناختی و حرفهای، علایم استرس پس از سانحه (PCL-C) Weathers و کیفیت زندگی حرفهای (PQOL) Hudnall Stamm جهت گردآوری دادهها مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، تیمستقل، آنالیز واریانس یک طرفه و رگرسیون خطی در نرمافزار SPSS v.20 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: بین علایم استرس پس از سانحه با کیفیت زندگی حرفهای در پرستاران بخشهای روانپزشکی همبستگی معنادار وجود داشت ( 32/0=r، 001/0p<). همچنین علایم استرس پس از سانحه با ابعاد فرسودگی شغلی (36/0=r، 001/0P<) و استرس تروماتیک ثانویه (61/0= rو 001/0p<) ارتباط مثبت و با بعد رضایت از همدردی ارتباط آماری معکوس (29/0-=r، 001/0p<) داشت. پس از حذف اثر متغیرهای سن، تجربه کاری، علاقه به کار و تجربه قبلی حوادث تروماتیک نیز همبستگی دو متغیر اصلی پژوهش معنادار بود (001/0p<).
نتیجهگیری: استرس پس از سانحه با کیفیت زندگی حرفهای روانپرستاران همبستگی دارد. بنابراین توصیه میشود عوامل مرتبط با اختلال پس از سانحه شناسایی و پیشگیری شود.
مریم جبارپور، فاطمه عبدلی، مجید کاظمی،
دوره 24، شماره 2 - ( 4-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اضطراب یکی از شایعترین اختلالات روانی در خانواده افراد مبتلا به آسیب تروماتیک مغزی است. این مطالعه، با هدف تعیین تأثیر اطلاع از روند وضعیت بیمار، بر سطح اضطراب خانواده افراد دچار آسیب تروماتیک مغزی بستری در بیمارستان انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی دارای گروه شاهد در مورد 90 نفر از اعضای خانواده افراد دچار آسیب تروماتیک مغزی بستری در بیمارستان باهنر شهر کرمان در سال 1395 انجام یافته است. نمونهها به روش مستمر از بخشهای مراقبت ویژه انتخاب و دو گروه شاهد و مداخله را تشکیل دادند. در گروه مداخله اطلاعرسانی درباره تغییرات وضعیت بیمار، توسط پرستار و طی سه روز اول بستری در بخش مراقبت ویژه بیمار انجام یافت. گروه شاهد در این مدت، از مراقبت و آموزشهای معمول توسط پرستاران بخش برخوردار بودند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه اضطراب اشپیلبرگر بود. از آزمون تیمستقل و تیزوجی برای مقایسه میانگین نمرات اضطراب در نرمافزار SPSS نسخه 16 استفاده شد.
یافتهها: قبل از مداخله، بین میانگین نمره اضطراب آشکار، پنهان و کلی دو گروه اختلاف آماری معنادار وجود نداشت (05/0p>). اما پس از مداخله در گروه آزمون میانگین نمره اضطراب آشکار (26/7±51/45)، پنهان (51/6±42/45) و کلی (72/12±93/90) به طور معناداری (05/0p<) نسبت به میانگین نمره اضطراب آشکار (42/9±22/49)، پنهان (15/9±02/49) و کلی (67/17±24/98) گروه شاهد، کاهش نشان داد.
نتیجهگیری: اطلاعرسانی به صورت برنامهریزی شده، از روند و تغییرات وضعیت افراد دچار آسیب تروماتیک مغزی بستری در بیمارستان میتواند به طور معناداری موجب کاهش اضطراب اعضای خانواده این بیماران بشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20180206038642N2
محمد حسین اسماعیلزاده، مرضیه مقرب، سید محمد رضا حسینی، جواد باذلی، امین زمانی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: بهبود تصمیمگیری بالینی یکی از چالشهای سیستم اورژانس پیش بیمارستانی است. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر اجرای برنامه تمرینی مدیریت بیماران ترومایی بر توانایی تصمیمگیری بالینی تکنسینهای فوریتهای پزشکی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی میدانی شاهددار تصادفی شده تعداد 64 نفر از تکنسینهای اورژانس پیش بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی گناباد در سال 1397، به روش در دسترس انتخاب و با تخصیص تصادفی طبقهای به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی مدیریت تروما تدوین شده براساس استانداردهای موجود کشوری و جهانی طی دو روز فشرده با تلفیقی از روشهای آموزشی سخنرانی و شبیهسازی در گروه مداخله اجرا شد. ابزار پژوهش پرسشنامه اطلاعات فردی و شغلی و تصمیمگیری بالینی پژوهشگر ساخته بود که قبل از دوره، بلافاصله و یک ماه پس از اتمام دوره تکمیل شد. تحلیل دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 19 و با استفاده از آزمونهای تیمستقل، آنالیز واریانس تکرار شده و تست تعقیبی بنفرونی صورت گرفت.
یافتهها: میانگین تغییرات نمرات تصمیمگیری بالینی قبل و بلافاصله بعد از مداخله (31/9 در مقابل 3/0)، قبل و یک ماه بعد (86/7 در مقابل 1/1) و بلافاصله بعد با مرحله پیگیری یک ماه بعد از مداخله (62/1 در مقابل 39/1) در گروه آزمون بهطور معناداری بیشتر از گروه شاهد بود (001/0p<).
نتیجهگیری: اجرای برنامه تمرینی مدیریت تروما میتواند تصمیمگیری بالینی تکنسینهای اورژانس پیش بیمارستانی را ارتقا دهد. لذا این برنامه را میتوان در برنامه آموزشی تکنسینها ادغام کرد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20180802040677N1
مرضیه ضیاییراد، نصراله علیمحمدی، علیرضا ایرجپور، بهرام امینمنصور،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت آسیب تروماتیک مغزی بر پیشگیری و درمان آسیبهای ثانویه مغزی متمرکز است. پژوهش حاضر با هدف بومیسازی راهنمای بالینی مراقبت پرستاری از آسیبهای ثانویه مغزی در بزرگسالان انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر به روش مطالعه تکاملی چند مرحلهای در سال 1396 در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انجام گرفت. از تعداد 13 مورد راهنمای بالینی درمان و مراقبت از آسیب به سر، براساس نظر متخصصان و با استفاده از ابزار AGREE، کیفیت 8 مورد، مطلوب ارزیابی گردید و به عنوان راهنماهای مبنا در تهیه پیشنویس راهنمای بالینی بومی انتخاب شدند. همچنین، 12 راهنمای بالینی، 13 مقاله و 5 کتاب، در تکمیل توصیههای راهنمای بالینی بومی مورد استفاده قرار گرفتند. پیشنویس راهنما با استفاده از روش دلفی و پنل حضوری متخصصان بررسی و در نهایت به صورت یک راهنمای بالینی بومیسازی شده ارایه گردید.
یافتهها: راهنمای بالینی بومیسازی شده مراقبت پرستاری از آسیبهای ثانویه مغزی شامل 158 توصیه و در 5 بخش تدوین گردید؛ «مراقبت پرستاری در زمینه پیشگیری و مدیریت افزایش فشار داخل جمجمه، مراقبت پرستاری در زمینه حفظ و افزایش فشار جریان خون مغزی، مراقبت پرستاری در زمینه پیشگیری و کنترل حملات تشنجی، مراقبت پرستاری در زمینه پیشگیری و کنترل عفونتهای مغزی و مراقبت پرستاری در زمینه پیشگیری و کنترل آسیبهای ثانویه خارج جمجمه».
نتیجهگیری: کارکنان پرستاری بخشهای اورژانس، اعصاب و مراقبتهای ویژه میﺗﻮانند با استفاده از توصیههای این راﻫﻨﻤﺎ، بخشی از نیازهای مراقبتی مصدومان سر را ﻣﺮﺗﻔﻊ نموده و از این طریق ﺑﻪ ارﺗﻘﺎی وضعیت سلامت آنان کمک کنند.
محمد گنجی، الهام نواب، مریم اسماعیلی، شیما حقانی، محبوبه شالی،
دوره 32، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین مقدار خطری که بیماران را تهدید میکند میتواند به اتخاذ تصمیمهای درمانی صحیح منجر شود. مطالعه حاضر با هدف تعیین دقت تشخیصی نمرات هشداردهنده اولیه در مراقبت پیش بیمارستانی جهت تشخیص آسیب تروماتیک مغزی و نیاز به بستری در بخش مراقبتهای ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی- تحلیلی در سال 1403 در مورد بیماران مراجعهکننده به اورژانس بیمارستانهای منتخب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام یافت. با استفاده از نمونهگیری در دسترس 250 بیمار دچار تروما وارد مطالعه شدند. جهت جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و نمرات امتیاز هشدار اولیه ملی 2 (NEWS2)، امتیاز هشدار اولیه اصلاح شده (MEWS)، امتیاز هشدار اولیه تریاژ (TEWS) و امتیاز پزشکی اورژانس اصلاح شده MREMS)) استفاده شد. جهت تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 16 و آزمونهای حساسیت، ویژگی، سطح زیر منحنی راک و فاصله اطمینان استفاده شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار سن بیماران 78/15±90/40 سال بود. طبق یافتهها 217 نفر (8/86%) از بیماران تشخیص آسیب تروماتیک مغزی و 70 نفر (28%) تشخیص نیاز به بستری در بخش مراقبتهای ویژه داشتند. امتیاز هشدار اولیه ملی 2 بالاترین دقت تشخیصی را با حساسیت 2/82% و ویژگی 1/81% و سطح زیر منحنی راک 88/0 نشان داد.
نتیجهگیری: دقت تشخیصی بالاتر امتیاز هشدار اولیه ملی 2، آن را به یک ابزار ارزشمند در شناسایی بیمارانی که دچار آسیب تروماتیک مغزی شدهاند و نیاز به بستری در بخش مراقبتهای ویژه دارند، تبدیل میکند.