11 نتیجه برای خستگی
شیوا سادات بصامپور، علیـرضا نیکبخت نصرآبادی، سقراط فقیهزاده، فاطمه منجذبی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1384 )
چکیده
زمینه و هدف: 75-90درصد از بیماران مبتلا به ام اس از خستگی رنج میبرند، اهمیت خستگی و اثرات آن بر زندگی بیماران لزوم استفاده از روشهای کاهنده خستگی غیردارویی را مورد تأکید قرار داده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع پیمایشی - مقطعی است که تعداد 100 نفر به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. روش گردآوری دادهها پرسش و پاسخ و ابزار آن پرسشنامه بود. جهت اندازهگیری خستگی از مقیاس اندازهگیری شدت خستگی (FSS)، همچنین جهت اندازهگیری میزان بهکارگیری و اثربخشی روشهای کاهنده خستگی از پرسشنامه روشهای کاهنده خستگی و مقیاس راحتی از خستگی استفاده گردید. دادههای جمعآوری شده توسط نرمافزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت، جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای مجذور کای و دقیق فیشر استفاده شده است.
یافتهها: نتایج نشان داد بیشترین درصد واحدهای مورد مطالعه (63%) دچار خستگی شدید (70-40) بودند. همچنین شایعترین روشهای کاهنده خستگی عبارت بود از: دراز کشیدن (51%) تماشا کردن تلویزیون (30%) استراحت دورهای (28%) نشستن بدون انجام فعالیت (28%). اثربخشترین روشهای کاهنده خستگی مورد استفاده بیماران در پژوهش حاضر خوابیدن (17/8)، چرت روزانه (4/8)، دوش آب ولرم (25/7)، دوری از گرما (16/7) و نرمش کردن (14/7) بوده است. در بررسی علایم همراه با خستگی نتایج نشان داد که شدت خستگی بر برخی علایم مثل کرختی اندامها، گسستگی فکری، اختلال در حافظه، بیحوصلگی، نداشتن ظرفیت انجام کار، احساس ضعف و بیحالی و تغییر وزن (کاهش یا افزایش وزن) تأثیر داشته است. میان شدت خستگی و اثربخشی کلی روشهای کاهنده خستگی ارتباط معکوس بوده و معنادار نمیباشد (063/0-=r و 532/0=p). به عبارتی هنگامی که شدت خستگی در بیماران مبتلا به MS بالا میرود هیچ روشی نمیتواند به طور کامل این خستگی را بر طرف نماید.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد مؤثرترین روشهای کاهنده خستگی: خوابیدن، چرت روزانه، دوش آب و لرم، دوری از گرما و نرمش کردن بوده است. در این بیماران آموزشهای پرستاری، فعالیتهای روزانه و مراقبتها باید به گونهای باشد که بیمار در فواصل متناسب اقداماتی جهت کاهش خستگی خود انجام دهد. اما چنانچه بیمار به سطح بالای خستگی برسد استفاده از هر روشی؛ از آسانترین و در دسترسترین میتواند در کاهش خستگی مؤثر باشد.
معصومه ذاکریمقدم، مرضیه شبان، انوشیروان کاظمنژاد، خدیجه توسلی،
دوره 12، شماره 3 - ( 4-1385 )
چکیده
زمینه و هدف:خستگی یکی از علایم شایع و زودرس در بیماران مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه میباشد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر بهکارگیری تمرینات تنفسی بر میزان خستگی مبتلایان به بیماری مزمن انسدادی ریه انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه نیمه تجربی از نوع کارآزمایی بالینی است. تعداد نمونههای مورد مطالعه بر اساس ضریب آلفا کرونباخ شامل 60 بیمار بستری در بخشهای داخلی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران میباشد که به روش مبتنی بر هدف انتخاب و سپس به طور تصادفی در دو گروه تجربه و کنترل تقسیم گردیدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه (مشخصات فردی و اطلاعات مربوط به بیماری)، مقیاس شدت خستگی (FSS=Fatigue Severity Scale) و برگ مشاهده بهکارگیری تمرینات تنفسی با امتیار 40-0 (در مدت 10 روز، روزانه 4 بار) میباشد. اطلاعات جمعآوری شده، توسط نرمافزار SPSS و روشهای آماری توصیفی و استنباطی (تی زوجی- مجذور کای و آزمون همبستگی پیرسون) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین شدت خستگی در گروه تجربه بعد از مطالعه 916/40 با انحراف معیار 4/14 و در گروه کنترل 20/52 با انحراف معیار 539/8 میباشد و آزمون آماری تی (001/0=p) نشان داد که بین گروه تجربه و کنترل بعد از مطالعه از نظر شدت خستگی اختلاف معنادار آماری وجود دارد. همچنین یافتهها نشان داد میانگین شدت خستگی قبل (766/55) و بعد (166/40) از بهکارگیری تمرینات تنفسی در گروه تجربه (001/p<) تفاوت دارد. در حالی که میانگین شدت خستگی قبل (166/54) و بعد (200/52) از مطالعه در گروه کنترل (002/0=p) تفاوت بسیار جزیی را نشان داده است. علاوه بر این آزمون آماری پیرسون نشان داد که بین میزان بهکارگیری تمرینات تنفسی و شدت خستگی همبستگی معنادار و معکوس وجود دارد (593/0-=r و 001/0=p).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد بهکارگیری تمرینات تنفسی بر کاهش میزان خستگی بیماران مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه مؤثر است.
زهره خاکبازان، مهرناز گرانمایه، جمیله تقیزاده، حمید حقانی،
دوره 13، شماره 4 - ( 11-1386 )
چکیده
زمینه و هدف: تغییرات اجتماعی اقتصادی موقعیتهای شغلی بیشتری را در اختیار زنان قرار داده است. افزایش نسبت زنان در محیطهای کاری، علاقمندی برای انجام مطالعاتی که اثرات نامطلوب کار را بر پیامد بارداری بررسی میکند افزایش داده است. این مطالعه به منظور بررسی ارتباط عوامل شغلی با وقوع زایمان زودرس در کادر پرستاری مامایی انجام گرفته است. روش بررسی: مطالعه حاضر، توصیفی تحلیلی و از نوع مقطعی است. تعداد 518 نفر از کادر پرستاری و مامایی شاغل در بیمارستانهای دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران که آخرین بارداری خود را در طی سالهای 84-1379 تجربه نموده بودند و بارداریشان به تولد نوزاد با سن حاملگی بیش از 20 هفته (زایمان زودرس یا رسیده) انجامیده بود، بر اساس نمونهگیری چند مرحلهای انتخاب شدند. ابزار گرد آوری اطلاعات پرسشنامه بود. عوامل شغلی از طریق تعیین نمره خستگی کار و ساعات کاری ارزیابی شد. ارتباط عوامل شغلی با زایمان زودرس توسط نرمافزارآماری SPSS و با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی t-test، 2c و منویتنییو مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: براساس نتایج این پژوهش، شیوع زایمان پره ترم در جامعه مورد مطالعه2/17% (با95% حدود اطمینان: 20%-14%) بود. واحدهای پژوهش با زایمان پره ترم در مقایسه با گروه ترم موقعیتهای نامطلوب کاری مانند: کار در بخش بالینی حاد، ایستادن بیش از 3 ساعت، اعمال نیروی فیزیکی، هوای بیش از حد سرد یا گرم، محیط ناآرام با سروصدای نسبتاً دایمی، کنترل سمعی بصری سیگنالها، ساعت کار ≥ 40 ساعت در هفته و نمره خستگی کار ≥ 3 را با فراوانی بیشتری تجربه کرده بودند، اما هیچ یک از عوامل شغلی مورد بررسی ارتباط آماری معناداری با زایمان زودرس نشان نداد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه، به نظر میرسد عوامل شغلی تأثیر معناداری بر وقوع زایمان زودرس ندارد. با این حال انجام مطالعات بیشتر در این زمینه توصیه میشود.
زینب جوکار، فرحناز محمدی، حمیدرضا خانکه، سعید فلاح تفتی،
دوره 18، شماره 5 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: خستگی یکی از علایم شایع و زودرس در بیماران مبتلا به بیماری انسدادی مزمن ریه میباشد. این پژوهش با هدف تعیین تأثیر توانبخشی ریوی مبتنی بر منزل بر خستگی بیماران COPD انجام یافته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی بالینی است. شرکتکنندگان این مطالعه شامل 40 بیمار واجد معیارهای ورود بودند که از میان 100 بیمار مبتلا به COPD بستری در بخشهای داخلی بیمارستان دکتر مسیح دانشوری انتخاب شدند و به روش بلوکبندی تصادفی در دو گروه مداخله و شاهد قرار گرفتند. برای هر یک از نمونههای گروه مداخله، 3 جلسه 1 ساعته آموزشی طی 3 روز متوالی انجام گرفت. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه مشخصات جمعیتشناختی و مقیاس شدت خستگی (Fatigue severity Scale: FSS) بود. میزان خستگی قبل و 7 هفته پس از ترخیص در هر دو گروه مقایسه شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمارهای توصیفی و تحلیلی (تیمستقل، تیزوجی، آنالیز کوواریانس) صورت گرفت.
یافتهها: میانگین خستگی قبل از مداخله در گروه آزمون 11/47 و گروه شاهد 50/47 بود که تفاوتی را نشان نمیداد (902/0=p). پس از مداخله میانگین خستگی در گروه آزمون 94/21 و در گروه شاهد 64/54 محاسبه شد که مؤید تفاوت معنادار (001/0p<) بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصل از پژوهش حاضر، اجرای برنامه توانبخشی ریوی مبتنی بر منزل توسط پرستاران به عنوان مداخلهای ارزان، در دسترس و قابل اجرا در منزل میتواند گام مؤثری در جهت کاهش خستگی بیماران مبتلا به COPD محسوب گردد.
مریم حیدری، صدیقه فیاضی، حمید برسی، خدیجه مرادبیگی، ندا اکبری نساجی،
دوره 20، شماره 4 - ( 11-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: در بیماران مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه تشدید وضعیت، یک چهره برجسته از سیر طبیعی بیماری است و علیرغم وجود درمانها، بیماران همچنان با تجربه تنگینفس زندگی میکنند. به منظور ارتقای سطح سلامت آنان، علاوه بر درمانهای دارویی، مداخلاتی از جمله برنامه خودمدیریتی وجود دارد. لذا این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی یک برنامه خودمدیریتی بر شدت خستگی و تنگینفس بیماران مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه انجام یافته است .
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی در مورد 50 بیمار مبتلا به COPD مراجعهکننده به کلینیک آپادانا در شهر اهواز در سال 1392 انجام یافت. بیماران برحسب روز مراجعه (فرد یا زوج) به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شدند. گروه مداخله تحت اجرای برنامه خودمدیریتی براساس روش 5A قرار گرفتند و گروه کنترل برنامهای دریافت نکردند. تمامی بیماران در ابتدا و پایان 3 ماه از طریق مقیاس شدت خستگی FSS و مقیاس تنگینفس بورگ بررسی شدند. از آزمون کایاسکوئر و تیزوجی در نرمافزار SPSS جهت آنالیز دادهها استفاده شد .
یافتهها : از نظر میانگین شدت خستگی، در ابتدای مطالعه اختلاف معناداری بین گروهها دیده نشد. اما در پایان 3 ماه اختلاف معناداری بین دو گروه وجود داشت (004 / 0= p ). همچنین، کاهش آماری معناداری در میزان تنگینفس بیماران گروه مداخله نسبت به گروه شاهد در پایان 3 ماه دیده شد (۰/۰۰۱ p< ) .
نتیجهگیری: با توجه به اثربخشی برنامه خودمدیریتی مبتنی بر مدل 5A بر کاهش شدت خستگی و تنگینفس بیماران مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه، میتوان از آن به عنوان روشی بهینه بهره برد و ضمن کاهش هزینه مراجعات مکرر به مراکز درمانی، مشکلات عمده ناشی از بیماری را نیز در این بیماران کاهش داد
لیلا صیادی، خاطره سیلانی، معصومه اکبری ساروئی ، الهام فقیهزاده،
دوره 25، شماره 3 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مانیتورینگ بیماران در بخشهای مراقبت ویژه قلبی به نظر اقدامی غیرتهاجمی و بیخطر است؛ اما میتواند پیامدهای غیرعمدی فاجعه باری را به دلیل ایجاد خستگی از آلارم در پی داشته باشد. این مطالعه با هدف تعیین وضعیت آلارمهای سیستمهای مانیتورینگ و خستگی از آلارم پرستاران انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی توصیفی، در فاصله دی تا اسفند 1397 در بخشهای مراقبت ویژه قلبی یکی از بیمارستانهای استان فارس انجام گرفته است. وضعیت آلارمهای 24 دستگاه مانتیورینگ طی 100 ساعت و برای 100 بیمار تحت مانیتورینگ فیزیولوژیک مورد مشاهده قرار گرفت. بیماران تحت مانیتورینگ به صورت دردسترس و مستمر وارد مطالعه شدند. همچنین 62 پرستار شاغل در 5 بخش مراقبت ویژه قلبی به صورت سرشماری، پرسشنامه خستگی از آلارم را تکمیل نمودند. دادههای حاصل از مشاهده و نیز پرسشنامهها در نرمافزار SPSS نسخه 16 و با استفاده از آمار توصیفی مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: آلارمهای صوتی دستگاههای مانیتورینگ خاموش و تنها آلارمهای بصری قابل ثبت بود. در آلارمهای بصری ثبت شده طی 100 ساعت، تعداد 131 آلارم (47/53%) تکنیکی، 40 آلارم (33/16%) کاذب و 38 آلارم (51/15%) از نوع مزاحم بود. آلارم واقعی یا حقیقی 36 آلارم (69/14%) بود. میانگین و انحراف معیار نمره خستگی از آلارم پرستاران (52/7) 04/21 بود و 50% پرستارها نمره خستگی بالاتر از حد متوسط داشتند.
نتیجهگیری: خاموش شدن آلارمهای صوتی میتواند منجر به ایجاد خطرات جدی برای بیماران شود. همچنین نسبت بالای تعداد آلارمهای تکنیکی، مزاحم و کاذب میتواند منجر به خستگی از آلارم پرستاران شود. اتخاذ راهکارهایی با توجه به دستورالعملهای استاندارد به منظور کاهش این آلارمها و نیز نظارت بر سیستمهای مانیتورینگهای فیزیولوژیک در بیمارستانها ضروری است. عدم توجه به این مسایل منجر به خستگی از آلارم پرستاران میشود که خود تبعات متعدد همچون به خطر افتادن ایمنی بیماران را در پی دارد.
زینب رئیسیفر، شهرام مولوی نژاد، افسانه رئیسیفر، الهام مراغی، مجتبی ویسمرادی، علیرضا هلالات،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: خستگی و اختلالات خواب از شایعترین شکایات جسمی در بیماران همودیالیزی است. یافتن درمانی مؤثر، کم عارضه و مقرون به صرفه جهت تسکین این مشکلات ضروری به نظر میرسد. لذا این پژوهش با هدف تعیین تأثیر ماساژ استروک سطحی پشت بر میزان خستگی و کیفیت خواب بیماران همودیالیزی انجام گرفته است.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تعداد 82 بیمار همودیالیزی در بیمارستان شهید بهشتی آبادان در سال 1397 براساس معیارهای ورود انتخاب و سپس به روش بلوکهای جایگشتی تصادفی شده با سایز بلوک 4، به دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. گروه مداخله به مدت 12 جلسه تحت ماساژ قرار گرفتند. مقیاس عددی سنجش خستگی 14 نوبت و پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ نیز 3 نوبت توسط هر دو گروه تکمیل گردید. جهت تحلیل دادهها از SPSS ویرایش 22 و روشهای آمار توصیفی و تحلیلی (آنالیز واریانس با اندازهگیریهای مکرر) استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که قبل از مداخله همه متغیرهای جمعیتشناختی، در دو گروه آزمون و کنترل تفاوت معناداری از نظر آماری نداشتند (05/0<p). معناداری اثر متقابل گروه و زمان در مقایسه نمره خستگی بین دو گروه در طول مطالعه، نشان میدهد که روند تغییرات میانگین نمرات خستگی در دو گروه و در طول زمان مطالعه، متفاوت بوده است (001/0>p). همچنین بین دو گروه، نمره کل کیفیت خواب و دیگر ابعاد کیفیت خواب، به جز دو بُعد کیفیت ذهنی خواب و اختلالات خواب، تفاوت آماری معناداری داشتند (05/0>p).
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد ماساژ استروک سطحی پشت، سبب بهبود خستگی و کیفیت خواب بیماران همودیالیزی میشود. لذا به عنوان یک روش ارزان، مؤثر و بدون عارضه در بیماران همودیالیزی پیشنهاد میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20181119041702N1
امین محزون، خدیجه یزدی، شهره کلاگری، زهرا مهربخش، فاطمه شاه بیکی،
دوره 31، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه پرستاران سطوح بالایی از خستگی را تجربه میکنند که اختلال قابل توجهی در عملکرد آنان در مراقبت به عنوان عامل مؤثر بر ایمنی بیمار ایجاد میکند. لذا این پژوهش با هدف تعیین ارتباط خستگی آلارم و مهرورزی در پرستاران با ایمنی بیمار در بخشهای مراقبت ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: مطالعه حال حاضر از نوع مقطعی با رویکرد توصیفی- تحلیلی است که در سال 1402 در مورد 248 پرستار شاغل در بخشهای مراقبت ویژه بیمارستانهای استان گلستان که به روش نمونهگیری طبقهای با تخصیص متناسب انتخاب شدند، انجام گرفت. دادهها با استفاده از چکلیست اطلاعات جمعیتشناختی و سه پرسشنامهایمنی بیمار، خستگی آلارم، خستگی مهرورزی جمعآوری و در نرمافزار SPSS نسخه 22 در سطح معناداری 05/0 با استفاده از مدل رگرسیون خطی یک متغیره و چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد میانگین نمره خستگی مهرورزی 20/25±13/86، میانگین خستگی آلارم 38/7±67/22 و میانگین ایمنی بیمار 67/13±23/62 بوده است بین خستگی آلارم و خستگی مهرورزی ارتباط معنادار وجود داشت (001/0p<) اما بین دو متغیر خستگی مهرورزی (101/0=r، 112/0=p) و خستگی آلارم (090/0=r، 158/0=p) با ایمنی بیمار ارتباط معناداری مشاهده نشد. همچنین، با استفاده از رگرسیون خطی چندگانه ارتباط معناداری بین سابقه کاری (031/0=p)، میزان درآمد (012/0=p) و نوع استخدام پرستاران (039/0=p) با ایمنی بیمار مشاهده شد.
نتیجهگیری: با توجه به درجات متوسط خستگی مهرورزی و خستگی آلارم، نمرهایمنی بیمار در وضعیت مطلوب بوده است که نشاندهنده تلاش پرستاران برای ارایه مراقبتهای ایمن با وجود خستگی ناشی از عوامل کاری است.
رضا عبدالهی، یوسف محمدپور،
دوره 31، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از عواملی که به نظر میرسد بر خستگی از شفقت در پرستاران نقش داشته و موجب تعدیل آن شود، صلاحیت بالینی است. لذا این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین صلاحیت بالینی و خستگی ناشی از شفقت در پرستاران بخش اورژانس انجام گرفته است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی است. جامعه این پژوهش تمامی پرستاران بخشهای اورژانس بیمارستانهای آموزشی درمانی شهر ارومیه در سال 1403 بودند. تعداد 120 پرستار به عنوان نمونه به روش تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش از سه پرسشنامه مشخصات جمعیتشناختی و حرفهای، پرسشنامه صلاحیت بالینی Leo و پرسشنامه کیفیت کاری Figley برای جمعآوری دادهها استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون مجذوری کای و همبستگی Pearson در نرمافزار SPSS نسخه 23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد بین صلاحیت بالینی و خستگی از شفقت ارتباط معکوس و معنادار وجود دارد (45/0-=r، 457/0=p). میانگین و انحراف معیار نمره صلاحیت بالینی در پرستاران بخشهای اورژانس، 54/0±13/201 بود. همچنین، میانگین و انحراف معیار نمره خستگی شفقت 54/8±73/27، رضایت شفقت 81/1±73/38 و استرس ترومای ثانویه 82/4±45/28 بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر و تأثیر صلاحیت بالینی در کاهش خستگی از شفقت در پرستاران، مدیران و سیاستگذاران پرستاری، توصیه میشود با انجام اقداماتی مانند آموزش اصولی پرستاران، برگزاری دورههای ضمن خدمت و بهکارگیری پرستاران خبره و با تجربه در بخش اورژانس، زمینه جهت تعدیل خستگی از شفقت در پرستاران فراهم شود.
فاطمه نوجوان، فاطمه تویسرکانی، زهره خلجینیا، حمید ترابیان، محمد آقاعلی،
دوره 31، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: خستگی شغلی موجب کاهش کیفیت زندگی کارکنان درمانی میشود. آبزن پا به عنوان روشی ساده برای پیشگیری و درمان در منابع طب سنتی پیشنهاد شده است. مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر آبزن گرم پا بر خستگی شغلی و کیفیت زندگی پرستاران بخشهای مراقبت ویژه انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی تصادفی شده انجام گرفت، نمونه پژوهش ۵۰ نفر از پرستاران بخشهای مراقبتهای ویژه بیمارستان شهید بهشتی قم در سال 1402 بودند که به روش در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. گروه مداخله به مدت دو هفته، هر شب پاها را تا زیر زانو در ظرف بزرگ، حاوی آب گرم به مدت ۱۵ دقیقه قرار میدادند، گروه کنترل مداخلهای دریافت نکردند. پرسشنامه خستگی شغلی سوئدی و پرسشنامه کیفیت زندگی قبل و بعد از مداخله توسط شرکتکنندگان تکمیل شد. تحلیل دادهها با آزمونهای کایاسکوئر و تیتست در نرمافزار SPSS نسخه 22 انجام یافت.
یافتهها: نمره کل پرسشنامه خستگی شغلی و زیرمقیاس ناراحتی جسمانی در گروه مداخله به صورت معناداری بیشتر از گروه کنترل کاهش پیدا کرد (به ترتیب 014/0=p، 012/0=p) و در سایر زیرمقیاسها، اختلاف معناداری در تغییر نمرات مشاهده نشد. در خصوص تغییرات نمره پرسشنامه کیفیت زندگی و زیرمقیاسهای آن، اختلاف معناداری بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد آبزن گرم پا بر سطح خستگی شغلی پرستاران شاغل در بخشهای مراقبت ویژه مؤثر است. بنابراین، استفاده از آبزن گرم پا به عنوان راهکاری ارزان، آسان، زودبازده جهت رفع خستگی پرستاران توصیه میشود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20220109053677N1
علیرضا مومنی، عبدالعلی شریعتی، شهرام مولوینژاد، سعید قنبری،
دوره 31، شماره 3 - ( 6-1404 )
چکیده
رزمینه و هدف: شایعترین مشکلات در بیماران تحت همودیالیز، اختلالات خواب و خستگی میباشد که کیفیت زندگی آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. طب فشاری گوش به عنوان یک روش غیردارویی میتواند در کنترل این مشکلات مؤثر باشد. هدف مطالعه حاضر تعیین تأثیر طب فشاری گوش بر اختلالات خواب و شدت خستگی در بیماران تحت همودیالیز میباشد.
روش بررسی: در این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور، 40 بیمار مراجعهکننده به مراکز همودیالیز بیمارستانهای گلستان و امامخمینی(ره) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز در سال 1400، به صورت تخصیص تصادفی در گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمون در نقاط حقیقی و گروه کنترل در نقاط کاذب طی دو هفته طب فشاری گوش را دریافت کردند. از مقیاس کیفیت خواب Pittsburgh و مقیاس عددی جهت سنجش شدت خستگی استفاده شد. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 17 با آزمونهای آماری توصیفی و تحلیلی آنالیز شدند.
یافتهها: در گروه آزمون، میانگین و انحراف معیار نمره کیفیت خواب و شدت خستگی در قبل از مداخله به ترتیب، 51/1±75/11 و 43/1±20/6 بود که این مقدار در بعد از مداخله به ترتیب به 04/1±60/8 و 21/1±00/5 کاهش آماری معنادار پیدا کردند (001/0>p).
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که طب فشاری گوش بر افزایش کیفیت خواب و کاهش شدت خستگی مؤثر میباشد، لذا به عنوان یک روش آسان، ایمن و ارزان میتواند در کنار مراقبتهای معمول بیماران همودیالیز برای کاهش خستگی و اختلالات خواب بهکار گرفته شود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT20201021049102N1