57 نتیجه برای درمان
شیوا سادات بصّام پور،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده
پرستار، برای آگاهی هر چه بیشتر از اصول مایع درمانی، لازم است بخوبی با انواع سرمها، اثرات درمانی و نیز موارد استفاده آنها، آشنا باشد. از جمله اصول مایع درمانی: سرعت مناسب تزریق، نوع سرم و ترکیبات آنها و عواملی که بر روی انتخاب سرم مناسب اثر می گذارد، مفاهیم اسمولاریتی و اسمولالیتی و نیز استفاده از فرمول استاندارد است.دانستن غلظت مایعات بدن بیمار و یا سطح مایعات راهی برای تعیین محلول تزریقی در موقعیتهای ویژه است از طرفی غشاء سلولی قابلیت نفوذ پذیری دارد. بنابراین می تواند به محیطی که غلظت و یا اسمولاریتی بالا دارد انتقال یابد. سرعت مناسب برای تزریق هر محلول(سرم) بستگی به چندین عامل دارد که شامل شرایط بیمار و نوع محلول تزریقی است. شرایط ویژه بیماران شامل وزن، برون ده ادراری نتایج آزمایشگاهی، عملکرد کلیوی، طول مدت بیماری و بررسی تورگور پوستی است.
زهرا منجمد، خدیجه خسروی، غلامرضا بابائی، سیده فاطمه جلالی نیا،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1379 )
چکیده
این پژوهش، یک مطالعه توصیفی بوده که با هدف تغییر میزان آگاهی، نوع نگرش و نحوه عملکرد بیماران مبتلا به بیماری عروق کرونر و یکی از اعضای خانواده آنان نسبت به رژیم های درمانی توصیه شده، در درمانگاههای قلب و عروق وابسته به علوم پزشکی تهران و خدمات بهداشتی درمانی تهران انجام گرفته است. در این پژوهش، 50 نفر بیمار مبتلا و 50 نفر از اعضای خانواده آنان، بطور تصادفی ساده انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری در این بررسی، دو پرسشنامه بوده است. یک پرسشنامه جهت پاسخگویی بیمار و دیگری مربوط به یکی از اعضای خانواده بیمار که هر دو مشتمل بر چهار بخش و شامل: اطلاعات و مشخصات فردی، سؤالات مربوط به آگاهی، نگرش و سؤالات عملکرد، تنظیم گردید. پس از جمع آوری داده ها، میزان آگاهی، نوع نگرش و چگونگی عملکرد بیماران و یکی از اعضای خانواده آنان، بطور جداگانه تعیین و ارتباط بین متغیرهای آگاهی، نگرش و عملکرد با هم و سپس ارتباط متغیرهای پژوهش در بیماران با خانواده آنان مورد سنجش قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که اکثریت بیماران و خانواده آنان، دارای آگاهی بالا و نگرش مثبت نسبت به رژیم های درمانی توصیه شده هستند و اکثریت بیماران، دارای عملکرد مطلوب ولی اکثریت خانواده آنان، دارای عملکرد نامطلوب بوده اند. همچنین یافته ها، گویای آن است که وضعیت تأهل با میزان آگاهی و نوع نگرش، وضعیت تأهل و داشتن آموزش قبلی و کسب آموزش از مجموعه منابع با نحوه عملکرد و میزان آگاهی، نوع نگرش در بیماران، دارای ارتباط معنی داری می باشند. همچنین نتایج نشان داد که وضعیت تحصیلی با نوع نگرش نحوه عملکرد با نوع نگرش در اعضای خانواده بیماران نیز، دارای ارتباط معنی دار هستند.
پریوش حاج امیری، زهرا منجمد، فریبا تباری، ناصر بحرانی،
دوره 6، شماره 2 - ( 3-1379 )
چکیده
این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی است که با هدف تعیین میزان آگاهی بیماران مبتلا به سل ریوی از بیماری سل ریه، و رابطه آن با بکارگیری رژیم درمانی در مراکز مسلولین شهر تهران در سال 1377 انجام شده است. 120 بیمار مبتلا به سل ریوی مراجعه کننده به مراکز مسلولین شهر تهران که به مدت 2 الی 9 ماه تحت درمان داروئی بودند به روش نمونه گیری تصادفی آسان مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری پرسشنامه ای سه قسمتی می باشد که بخش اول وضعیت دموگرافیک واحدها، بخش دوم سؤالات مربوط به میزان آگاهی بیماران مبتلا به سل ریوی از بیماری سل ریه و بخش سوم شامل سؤالاتی در زمینه میزان بکارگیری رژیم درمانی بوده است. نتایج پژوهش نشان داد که بیشترین درصد واحدهای مورد پژوهش(43%) آگاهی ضعیفی نسبت به بیماری سل ریه در حالیکه کمترین درصد آنها(18%) آگاهی خوبی در مورد بیماری سل ریه داشتند. بیشترین درصد واحدهایی مورد پژوهش(62%) بکارگیری خوبی از رژیم دارویی داشتند در حالیکه کمترین درصد آنها (1%) در بکارگیری رژیم دارویی ضعیف بودند. بیشترین درصد (72%) رژیم غذایی را رعایت نمی کردند و کمترین درصد آنها (2%) رژیم غذایی را رعایت می کردند بیشترین درصد (58%) اصول بهداشت فردی را بطور متوسط بکار می گرفتند، در حالیکه کمترین درصد آنها (15%) اصول بهداشت فردی را خوب رعایت می کردند، بطور کلی بیشترین درصد آنها (47%) رژیم درمانی را بطور متوسط بکار می گرفتند در حالیکه کمترین درصد آنها (11%) در بکارگیری رژیم درمانی ضعیف بودند. و در مورد ارتباط بین میزان آگاهی و بکارگیری رژیم درمانی که هدف کلی پژوهش می باشد، نتیجه آزمون ضریب همبستگی پیرسون(62%=r و 88/7=Z) همبستگی مستقیمی را نشان داد، بطوریکه با افزایش میزان آگاهی بر بکارگیری رژیم درمانی افزوده می شود.
میترا ذوالفقاری، مریم حضرتی،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1380 )
چکیده
این پژوهش به منظور تعیین تأثیر روش انرژی درمانی بر اضطراب و دیس ریتمیهای قلبی بیماران تحت کاتتریسم قلبی انجام شد . 68 بیمار مبتلا به بیماری عروق کرونر به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف و با توجه به ویژگیهای واحدهای مورد پژوهش انتخاب شده و به صورت تصادفی به 3 گروه تجربی (26 نفر) ، پلاسبو (21 نفر) و شاهد (21 نفر) تقسیم شدند . یکساعت قبل از کاتتریسم برای گروه تجربی ، روش انرژی درمانی به مدت 10 - 15 دقیقه انجام می شد . در گروه پلاسبو ، درست به همان مدت روش انرژی درمانی کاذب یا تقلیدی انجام می شد (یعنی انجام کار درست مانند انرژی درمانی بود با این تفاوت که در این روش ، درمان بدون هدف یا نیت کمک به بیمار و بدون انتقال انرژی و به صورت تقلیدی انجام می گرفت) و گروه شاهد هیچگونه درمانی را دریافت نمی کرد . به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه و چک لیست مشاهده ای استفاده شد . اضطراب بیمار با استفاده از تست اضطراب اسپیل برگر یکساعت قبل و حین کاتتریسم اندازه گیری می شد . به وسیله چک لیست مشاهده ای ثبت دیس ریتمی قلبی ، دیس ریتمی حین کاتتریسم توسط پژوهشگر و پزشک معالج ثبت می گردید . تجزیه و تحلیل اطلاعات توسط نرم افزار کامپیوتری SPSS انجام گردیده و نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که انرژی درمانی بر اضطراب موقعیتی واحدهای مورد پژوهش در گروه تجربی تأثیر چشمگیری داشته و اضطرابشان را کاهش داده است (000≥ P ) اما بر اضطراب شخصیتی افراد تأثیر ملموس نداشته است .از طرفی انرژی درمانی توانسته موجب کاهش بروز دیس ریتمی های قلبی نظیر سینوس تاکی کاردی (00005/0 ≥ P)، تاکی کاردی بطنی (005/0 ≥p ) ، انقباض زودرس دهلیزی
(0/001 ≥ p) و انقباض زودرس بطنی (01/0 ≥ P) گردد .نتایج پژوهش نشان داد انرژی درمانی روشی است که می تواند اضطراب بیمار را در اتاق کاتتریسم کاهش دهد و از عوارض آن (دیس ریتمی قلبی ) بکاهد بنابراین فرضیه های پژوهش مورد تأیید قرار می گیرد.
شیوا سادات بصام پور،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
مهمترین اهداف درمانی اورژانس، در حمله حاد انفارکتوس میوکارد، محدود کردن منطقه انفارکته، از طریق بازکردن عروق مسدود شده، کاهش تقاضای اکسیژن میوکارد و جلوگیری از عوارض انفارکتوس میباشد. هنگام صدمه دیواره شرائین، بافت کلاژن در معرض تجمع پلاکتها، قرار میگیرد. با تجمع پلاکتها، آدنوزین 5 دی فسفات ترشح میشود که سبب چسبندگی بیشتر پلاکتها به یکدیگر، میگردد و طی مراحلی، لخته یا فیبرین تشکیل میشود. پس از طی مدتی، فیبرین موجود در لخته، مستقیم فیبرینولیتیک را فعال مینماید که به نوبه خود فعال کنندههای پلاسمینوژن، ترشح میشود و پلاسمینوژن را به پلاسمین تبدیل میکند. بطوریکه پلاسمین ایجاد شده، مسئولیت هضم فیبرین را، بعهده میگیرد.
یکی از مؤثرترین داروهای ضد انعقاد، TPA میباشد. TPA آنزیمی است که با تغییر و دستکاری بر روی DNA، تهیه شده است. TPA فیبرین خاصی است که به داخل سیستم گردش خون تزریق می شود و با فیبرین لخته ، باند شده و طی مراحلی سبب تبدیل پلاسمینوژن به پلاسمین می شود .TPA در افراد بزرگسالی که علائم و نشانه های تازه انفارکتوس حاد میوکارد را دارند استفاده می شود . دوز پیشنهادی برای بزرگسالانی که وزن بالای 65kg دارند،100mg میباشد و اگر افراد زیر 65kg باشند، تعیین دوز از طریق فرمول mg 1/25 بر حسب وزن بدن (kg) بدست میآید. زمان اولیه برای تجویز دارو درMI در بخش اورژانس و یا در حین رساندن بیمار به بیمارستان است و سپس با دوز نگهدارنده، درمان ادامه می یابد بطوریکه تا 3 ساعت درمان نگهدارنده، حفظ میشود. اقدامات پرستاری اولیه در بیمارانی که TPA دریافت میکنند، شامل بررسی کامل بیمار، بدست آوردن اطلاعات پایه، تاریخچه دقیق و کامل از سلامت و بیماری وی میباشد. در طی تزریق TPA، بیمار باید از نظر خونریزی، بطور مداوم، تحت بررسی قرار گیرد. علائم بهبودی با این دارو، ایجاد دیس ریتمی بدلیل باز شدن مجدد رگ (ریپرفیوژن) میباشد و نباید آنرا نشانه منفی در نظر گرفت سایر علائم بهبود، درد قفسه سینه، برگشت قطعه ST و ... میباشد.
فاطمه رحیمی کیان، شهناز گلیان، عباس مهران، اعظم بشیری،
دوره 8، شماره 2 - ( 2-1381 )
چکیده
پژوهش حاضر، یک مطالعه توصیفی - تحلیلی است که به منظور بررسی میزان، علل استفاده و عدم استفاده از هورمون درمانی جایگزینی در زنان یائسه مراجعه کننده به درمانگاههای زنان بیمارستانهای منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1380 انجام شده است. نمونههای این پژوهش 400 زن 65-40 ساله بودند که به طور تصادفی، انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این مطالعه، پرسشنامه بود که شامل مشخصات دموگرافیک (سن، شغل، تحصیلات)، دریافت آموزش، منبع آموزش، علل استفاده و عدم استفاده از هورمون درمانی جایگزینی بود.یافتههای این پژوهش، نشان داد که 75/8% از واحدهای مورد مطالعه، از هورمون درمانی جایگزینی استفاده میکنند. دلایل مصرف به ترتیب عبارت بودند از : 57/28% توصیه پزشک، 26/37% بهبود گرگرفتگی، 08/23% پیشگیری از پوکی استخوان، 48/16% برداشته شدن رحم، 3/3% پیشگیری از بیماریهای قلبی - عروقی و 2/2% بهبود فعالیت جنسی. دلایل عدم مصرف نیز به ترتیب عبارت بودند از: 96/46% عدم اطلاع از وجود چنین درمانی، 4/16% طبیعی پنداشتن پدیده یائسگی و عدم نیاز به درمان، 53/10% آزار دهنده نبودن عوارض یائسگی، 08/7% ممنوعیت طبی برای مصرف هورمون و 06/5% ترس از ابتلا به سرطان به دنبال مصرف.در این تحقیق، بین سن و شغل و چگونگی استفاده از هورمون درمانی جایگزینی، ارتباط معنیداری بدست نیامد ولی بین میزان تحصیلات و دریافت آموزش و چگونگی مصرف، ارتباط معنیداری بود.
مرضیه شبان، زهرا منجمد، عباس مهران، علی حسنپور دهکردی،
دوره 10، شماره 3 - ( 4-1383 )
چکیده
مقدمه: دستیابی به اطلاعات در مورد کیفیت زندگی نه تنها راه گشای درمانهای مؤثر و پیشرفتهای آینده است بلکه در ارتقاء برنامههای حمایتی و اقدامات توانبخشی بسیار مؤثر میباشد.
مواد و روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی - مقطعی از نوع ارتباطی است که به منظور بررسی ارتباط ویژگیهای سرطان و کیفیت زندگی در بیماران سرطانی تحت شیمی درمانی مراجعهکننده به درمانگاه منتخب انکولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت گرفته است. در این تحقیق 200 نفر از بیماران مبتلا به انواع سرطان (تومورهای توپر) که تحت شیمی درمانی بودند به صورت نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامهای بود که از طریق مصاحبه، گزارش خود بیمار و مراجعه به پرونده بیمار تکمیل میگشت و شامل سه بخش بود: بخش اول، خصوصیات دموگرافیک؛ بخش دوم، ویژگیهای سرطان از قبیل نوع سرطان، مرحله سرطان، طول مدت بیماری، درد ناشی از سرطان، قبول یا انکار سرطان توسط بیمار، کاهش یا از دست دادن عملکرد اعضاء بدن و میزان خستگی و بخش سوم، شامل بررسی ابعاد کیفیت زندگی نظیر وضعیت عمومی، فعالیت جسمی، وضعیت شغلی، اجتماعی و خواب.
یافتهها: یافتههای پژوهش بیانگرآن بود که کیفیت زندگی اکثریت واحدهای مورد پژوهش (66%) متوسط بوده است. در خصوص ارتباط ویژگیهای سرطان با کیفیت زندگی نتایج نشان داد که بین نوع سرطان (007/0=p)، شدت درد (007/0=p)، کاهش یا از دست دادن عملکرد اعضاء بدن (001/0=p) و شدت خستگی (000/0=p) با کیفیت زندگی ارتباط معناداری وجود داشت ولی بین قبول یا انکار بیماری، طول مدت بیماری از زمان تشخیص و مرحله سرطان با کیفیت زندگی ارتباط معناداری وجود نداشت.
نتیجهگیری: برخی از ویژگیهای سرطان از جمله نوع سرطان، درد، کاهش یا از دست دادن عملکرد اعضاء و خستگی بر کیفیت زندگی بیماران تحت شیمیدرمانی تأثیر دارد.
زیبا تقیزاده، افسر رضاییپور، انوشیروان کاظمنژاد، زهره سادات میرسعیدی،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف:با توجه به بروز عوارض متعدد در دوران یائسگی این بررسی جهت تعیین تأثیر ویتاگنوس بر عوارض زودرس یائسگی در زنان یائسه انجام شده است.
روش بررسی: بررسی حاضر از نوع نیمه تجربی است. 50 زن یائسه در سنین 55-45 سال از طریق نمونهگیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند. مداخله در گروه مورد مطالعه، مصرف قطره ویتاگنوس به مدت سه ماه (40 قطره در روز) بود. گردآوری دادهها به روش مصاحبه و ابزار آن شامل پرسشنامه و برگه ثبت وضعیت بود. دادهها با استفاده از روشهای آماری توصیفی و استنباطی و نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: این مطالعه کاهش معناداری در میزان عوارض زودرس یائسگی پس از مداخله نشان داد. طبق نتایج بیشترین بهبودی کامل پس از مداخله در زنان یائسه دریافتکننده ویتاگنوس مربوط به گرگرفتگی (2/52%) و تعریق شبانه (3/51%) بود. در مورد سایر عوارض بیشترین درصد افراد بهبودی نسبی را نشان دادند.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این مطالعه استفاده از ویتاگنوس در رفع عوارض زودرس یائسگی مؤثر بود.
نینا ممیشی، فرحناز بهروزیشاد، محمدعلی محققی، زهرا افتخار، زهره شهابی،
دوره 12، شماره 2 - ( 3-1385 )
چکیده
زمینه و هدف:پرستاران میتوانند با به کار بردن تدابیر صحیح در برطرف کردن درد بیماران سرطانی نقش مؤثر داشته باشند. این مطالعه به منظور بررسی دانش و نگرش پرستاران در زمینه مراقبتهای مربوط به تسکین درد در بیماران سرطانی انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک مطالعه توصیفی تحلیلی جهت بررسی میزان دانش و نگرش 113 پرستار شاغل در بخشهای سرطانی در زمینه مراقبتهای مربوط به تسکین درد (درمانهای تسکینی) در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران میباشد. ابزار مطالعه پرسشنامهای شامل 72 سؤال و حاوی 3 بخش شامل: اطلاعات فردی، روشهای ارزیابی و کنترل درد و سنجش نگرش هر یک از واحدها در ارتباط با روشهای تسکین درد بود. دادههای جمع آوری شده با استفاده از آزمونهای آماری مجذور کای، تی و ضریب همبستگی پیرسون و نرمافزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد اکثریت پرستاران در گروه سنی بین 36-25 سال، زن و متأهل بوده و هیچ کدام دوره آموزش ضمن خدمت در ارتباط با تسکین درد نگذراندهاند. میزان دانش 76% پرستاران در حد متوسط بود. همچنین 6/86% پرستاران دارای نگرش مثبت در کاهش درد بیماران بودند. از نظر آماری بین دانش و نگرش (350/0=R و 000/0=p) رابطه معنادار آماری وجود داشت.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد پرستاران دانش کافی از روشهای تسکین درد ندارند و تاکنون در هیچ کلاس آموزش ضمن خدمتی هم در ارتباط با روشهای تسکین درد، شرکت نداشتهاند.
مرضیه شبان، نسرین رسولزاده، عباس مهران، فرناز مرادعلیزاده،
دوره 12، شماره 3 - ( 4-1385 )
چکیده
زمینه و هدف:درد به عنوان یکی از عوارض مهم بیماریهای مزمن از جمله سرطان به شمار میآید. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر دو روش غیر دارویی کاهنده درد (آرامسازی پیشرونده عضلانی و موسیقی درمانی) بر میزان درد بیماران سرطانی میباشد.
روش بررسی: این مطالعه مداخلهای از نوع کارآزمایی بالینی در یکی از بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. تعداد 100 بیمار مبتلا به سرطان پس از کسب اجازه و موافقت به طور تصادفی 50 نفر در گروه آرامسازی و 50 نفر در گروه موسیقی قرار گرفتند. ابزار گرآوری دادهها پرسشنامه شامل مشخصات فردی و مشخصات بیماری، برگه ثبت شدت درد جانسون، و ابزار مداخله شامل واکمن و هدفون سونی و یک جعبه نوارهای موسیقی کلاسیک، ملایم و سنتی ایرانی بود. روش گردآوری اطلاعات، از طریق مصاحبه و خود گزارشدهی مددجو بود. پس از ارایه آموزشهای لازم به هر دو گروه از آنها خواسته شد به مدت 30 دقیقه، یک بار در روز تا 3 سه روز، روش کاهنده درد مورد نظر را انجام دهند. شدت درد از 24 ساعت قبل تا سه روز در حین مداخله، ارزیابی و در برگه مربوط ثبت میشد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی شامل منویتنی، مجذور کای، تست دقیق فیشر، فریدمن و نرمافزار SPSS استفاده شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که شدت درد در هر یک از گروههای آرامسازی و موسیقی درمانی، در زمان قبل و بعد از مداخله اختلاف آماری داشت (001/p<). بین شدت درد در دو گروه آرامسازی و موسیقی نیز اختلاف آماری معناداری وجود داشت (016/0=p). به این معنی که تسکین درد در گروه آرامسازی چشمگیرتر بود.
نتیجهگیری: اگر چه هر دو روش آرامسازی پیشرونده عضلانی و موسیقی بر کاهش شدت درد مؤثر بودند، اما تأثیر آرامسازی به صورت معناداری بیشتر از موسیقی بود.
شادان پدرام رازی، شیوا سادات بصامپور، انوشیروان کاظمنژاد،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1386 )
چکیده
زمینه و هدف:آسم یک بیماری مزمن تنفسی است که مشکل عمده بهداشتی در اغلب نقاط دنیا میباشد. کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به آسم به علت درمان طولانی و حملات بیماری تحت تأثیر قرار میگیرد. هدف از این مطالعه تعیین کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسم است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی است. نمونهها (386 نفر) از بین بیماران مبتلا به آسم مراجعهکننده به درمانگاه ریه بیمارستان امام خمینی تهران به طور تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای شامل 2 بخش بود. بخش اول مربوط به مشخصات فردی و بخش دوم در مورد کیفیت زندگی بیماران بود. جهت تعیین اعتبار پرسشنامه از اعتبار محتوا و برای تعیین اعتماد آن از آلفای کرونباخ استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت.
یافتهها: اکثریت واحدهای مورد مطالعه زن، متأهل، بیسواد و در دامنه سنی 50-41 سال بودند. به لحاظ ابعاد مختلف کیفیت زندگی بیشترین واحدهای مورد بررسی در ابعاد جسمانی، روانی و خواب و استراحت دارای کیفیت نامطلوب و در بعد اجتماعی-شغلی نسبتاً مطلوب برخوردار بودند. کیفیت زندگی کلی 1/45% بیماران نسبتاً مطلوب و 3/45% نامطلوب بود. بین جنس، سن، تحصیلات و درآمد با کیفیت زندگی نیز ارتباط آماری معنادار مشاهده گردید (05/0p<).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که کیفیت زندگی کلی واحدهای مورد مطالعه نامطلوب و نسبتاًمطلوب بوده است لذا باید برای درمان و مراقبت از آنها برنامهریزی دقیقتری به عمل آید.
محبوبه رضایی، نعیمه سیدفاطمی، فاطمه حسینی،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1387 )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت معنوی ابعاد مختلف زندگی انسان را هماهنگ میکند و جهت سازگاری با بیماری لازم است. مواجهه با سرطان موجب ایجاد بحران در ابعاد جسمی، روانی و معنوی میشود. این مطالعه با هدف شناخت سلامت معنوی بیماران مبتلا به سرطان تحت شیمی درمانی انجام گرفته است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی مقطعی است که در مورد 360 بیمار مبتلا به سرطان تحت شیمی درمانی در مراکز آموزش درمانی منتخب دانشگاههای علوم پزشکی ایران و تهران در سال 1385 انجام گرفته است. در این مطالعه از پرسشنامه سلامت معنوی Paloutzian و Ellison (1982) استفاده شد. روش نمونهگیری از نوع مستمر بود. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، آزمونهای مجذور کای، ضریب همبستگی پیرسون و نرمافزار SPSS v.11 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میانگین کل نمره سلامت معنوی بیماران 36/14±35/98 و میانگین نمره سلامت مذهبی و وجودی آنها به ترتیب 92/5±67/54 و 01/10±67/43 بود. بین سن، وضعیت تأهل و سطح تحصیلات بیماران با سلامت معنوی آنها ارتباط معنادار وجود داشت (001/0p<).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد سطح سلامت معنوی این بیماران در محدوده بالا قرار دارد. همچنین سطح سلامت مذهبی بیماران بالاتر از سلامت وجودی آنان است که با توجه به فرهنگ جامعه ما این امر طبیعی به نظر میرسد. بین سلامت معنوی بیماران و اکثر مشخصات فردی آنها ارتباط معنادار وجود دارد. لذا به نظر میرسد در مراقبت از این بیماران باید به مشخصات فردی آنان توجه کافی مبذول شود.
فریده اخلاقی، ناهید زیرک، شوکت ناظمیان،
دوره 15، شماره 1 - ( 5-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: دیسمنوره یا قاعدگی دردناک یکی از شایعترین مشکلات زنان و به خصوص زنان جوان است. البته با این که دیسمنوره اولیه تهدید کننده زندگی فرد نمیباشد ولی کیفیت زندگی زنان جوان را تحت تأثیر قرار داده و در موارد شدید سبب ناتوانی و عدم کارایی میشود. درمانهای زیادی با توجه به جمعیت جوان مبتلا به آن پیشنهاد شده است که یکی از آنها مصرف ویتامین E میباشد. در این مطالعه تأثیر ویتامین E بر دیسمنوره اولیه مورد ارزیابی قرار گرفته است. روش بررسی: این تحقیق آینده نگر به روش کارآزمایی بالینی و از نوع مقایسهای قبل و بعد از مداخله در مورد 200 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی مشهد که دارای دیسمنوره بودند، انجام گرفته است. ابتدا پرسشنامهای شامل مشخصات فردی و نمودار سنجش شدت و مدت درد در حین دیسمنوره توسط آنان تکمیل شد و این افراد بر اساس میزان شدت درد به سه گروه دیسمنوره خفیف، دیسمنوره متوسط و دیسمنوره شدید تقسیم شدند. سپس به این دانشجویان کپسول ژلاتینی ویتامین E 200 میلی گرمی داده شد تا به مدت 5 روز از 2 روز قبل از شروع قاعدگی تا 3 روز اول آن روزانه یک قرص استفاده کنند و مجدداً پرسشنامهای حاوی تعیین مدت و شدت درد را طی دو دوره درمان تکمیل کنند. سپس اطلاعات به دست آمده جمعآوری و تغییرات مدت و شدت دیسمنوره با آزمونهای t-student ، Chi-Square ، آنالیز واریانس و با کمک نرم افزار آماری SPSS v. 11.5 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: افراد مورد مطالعه در گروه سنی 26 ـ 19 سال قرار داشتند. 28% دارای دیسمنوره در حد خفیف و 60% در حد متوسط بودند و 12% آنان ازدرجات شدید درد در هنگام عادت ماهیانه رنج میبردند. میانگین روزهای دارای درد در ماه اول قبل از مصرف ویتامین E 05/2 روز و در ماه دوم قبل از مصرف ویتامین E 08/2 بود که بعد از مصرف به ترتیب در ماه اول و دوم به 63/1 روز و 64/1 کاهش یافت. از نظر توزیع فراوانی روزهای دارای درد در ماه اول و ماه دوم قبل از مصرف ویتامین E همه شرکت کنندگان در روز اول درد داشتند. بعد از مصرف ویتامین E در ماه اول حدود یک ششم از بیماران و در ماه دوم حدود یک پنجم بیماران در روز اول درد نداشتند. مصرف ویتامین E باعث تغییر شدت درد افراد شد به طوری که این تغییر در گروه با درد شدید چشمگیرتر بود. میانگین شدت درد در قبل از مصرف ویتامین E در ماه اول و دوم در بین دانشجویان 18/5 بود که به 40/3 بعد از مصرف ویتامین E کاهش یافت. آزمونهای t-student و
Chi-Square و آنالیز واریانس اختلاف معناداری بین میانگین روزهای دارای درد، مدت درد و شدت درد در ماه اول و ماه دوم قبل از مصرف و بعداز مصرف ویتامین E نشان داد.
نتیجهگیری: ویتامین E باعث کاهش معنادار در مدت و شدت درد مبتلایان به دیسمنوره اولیه میشود و از آن میتوان به عنوان یک روش درمانی استفاده نمود و کیفیت زندگی زنان مبتلا را افزایش داد.
اکرم السادات سادات حسینی،
دوره 15، شماره 2 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از عوارض مهم شیمی درمانی تهوع و استفراغ میباشد. به علت مشکل بودن کنترل آن معمولاً از ترکیب درمانهای دارویی و غیر دارویی استفاده میشود و موسیقی از درمانهای غیر دارویی پیشنهادی دراین مورد است. لذا این مطالعه با هدف تعیین میزان تأثیر موسیقی بر کاهش تهوع و استفراغ ناشی از شیمی درمانی در کودکان مبتلا به بدخیمی صورت گرفته است. روش بررسی: مطالعه از نوع نیمه تجربی است. 30 کودک 12-8 ساله مبتلا به بدخیمی تحت شیمی درمانی به عنوان نمونه انتخاب شدند. در مرحله اول شیمی درمانی اقدامات متداول کنترل تهوع و استفراغ انجام گرفت. در مرحله دوم علاوه بر اقدامات متداول، موسیقی با استفاده از هدفون در ساعات 6،9و12 بعد از شروع شیمی درمانی به مدت 45 دقیقه برای کودکان مورد مطالعه پخش شد. میزان تهوع و استفراغ هر 8 ساعت تا 24 ساعت بعد از شروع شیمی درمانی در هر دو مرحله ثبت شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با آمار تحلیلی و توصیفی با استفاده از آزمونهای مکنمار، ویلکاکسون و sign با نرم افزار SPSS v.11.5 انجام گرفت.
یافتهها: در مورد تهوع، اندازهگیری با معیار عددی در ساعات 16 و 24 و معیار توصیفی تنها در ساعت 24 بعد از شیمی درمانی بین دو مرحله تفاوت معناداری را نشان داد. اما میزان استفراغ بین دو مرحله شیمیدرمانی تفاوت معناداری نداشت.
نتیجهگیری: استفاده از موسیقی سبب کاهش میزان تهوع در کودکان مبتلا به بدخیمی تحت شیمی درمانی میگردد اما بر میزان استفراغ آنان تأثیری ندارد.
شهریار صالحیتالی، علی حسنپور دهکردی، سید مسیح حسینی هفشجانی، امیرقلی جعفری،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: پذیرش مجدد و برگشت بیماران نارسایی قلبی به بیمارستان علیرغم پیشرفت علم پزشکی، یکی از مشکلات عمده بهداشتی در جامعه امروزی است. تحقیقات نشان میدهد که مراقبت و آموزش مستمر به صورت بازدید از منزل در پذیرش مجدد و کاهش مرگ و میر این بیماران تأثیر قابل توجهی داشته است. هدف از این پژوهش تعیین میزان تأثیر مداخلات آموزشی و مراقبتی مستمر در منزل بر پذیرش مجدد، مراجعه به پزشک و هزینه درمانی در یک دوره 6 ماهه در بیماران نارسایی قلبی ترخیص شده از بیمارستان بوده است. روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی است. نمونه مورد مطالعه 99 نفر (49 نفر گروه آزمون و 50 نفر گروه شاهد) از بیماران مبتلا به نارسایی احتقانی قلبی بستری در بیمارستان هاجر دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد در سال 1386 بوده است. نمونهها به روش در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. مداخله انجام گرفته آموزش و مراقبت از بیماران در منزل در یک دوره 6 ماهه بوده است. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامه و فرم ثبت اطلاعات بوده و دادهها با استفاده نرمافزار SPSS و آزمون آماری تیمستقل، آزمون دقیق فیشر، آزمون خیدو و آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شده است.
یافتهها: نتایج بیانگر آن بوده که میانگین پذیرش مجدد در گروه آزمون 01/1±65/1 و در گروه شاهد 07/1±74/2 ، میانگین مراجعه به پزشک در گروه آزمون 24/1±73/2 و در گروه شاهد 94/±32/3 و میانگین هزینه درمانی در گروه شاهد 16736±273680 (تومان) و در گروه مورد آزمون 17215±249400 (تومان) بوده که بر اساس آزمون تیمستقل میانگین پذیرش مجدد با 01/0=p و میانگین مراجعه به پزشک با 009/0=p در دو گروه تفاوت معنادار داشته اما میانگین هزینه درمانی با 06/0=p معنادار نبوده است.
نتیجهگیری: مداخلات آموزشی و مراقبتی پرستاران به صورت مستمر در منزل با کاهش سطح پذیرش مجدد بیمارستانی و مراجعه به پزشک معالج همراه بوده لذا با توجه به افزایش روزافزون بیماران نارسایی قلبی و از طرفی محدودیت امکانات بیمارستانی استفاده از روش یاد شده توصیه میشود.
سودابه جولایی، حمیدرضا جلیلی، فروغ رفیعی، فاطمه حاجی بابایی، حمید حقانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: درماندگی اخلاقی یک مشکل اساسی در حرفه پرستاری است که پرستاران را در کلیه بخشهای مراقبتی تحت تأثیر قرار میدهد. وجود درماندگی اخلاقی و بهدنبال آن عدم رضایت شغلی در بین پرستاران میتواند سلامت جسمی، روانی و کیفیت زندگی آنان را مورد تهدید قرار داده و به صورت مانعی برای دستیابی به اهداف توسعه فردی و اجتماعی آنان عمل کند. هدف از انجام این مطالعه تعیین ارتباط میان درماندگی اخلاقی و رضایت شغلی در پرستاران بوده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر از نوع مقطعی و توصیفی تحلیلی است که در آن 210 نفر از پرستاران شاغل در بخشهای منتخب مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی تهران (ایران سابق) در سال 1388 مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه مشخصات جمعیتشناختی، پرسشنامه درماندگی اخلاقی Corley و رضایت شغلی مینهسوتا بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روشهای آمار توصیفی، ویلکاکسون و ضریب همبستگی پیرسون تحت برنامه آماری SPSS v.14 انجام گرفته است.
یافتهها: بر اساس یافتههای مطالعه میانگین نمره تنش اخلاقی در پرستاران 77/1 از چهار و میانگین رضایت شغلی آنان 17/3 از پنج بود، که نشاندهنده رضایت نسبی پرستاران از شغل خویش میباشد. در مطالعه حاضر ارتباط معناداری بین درماندگی اخلاقی با رضایت شغلی پرستاران یافت شد (389/0-=r، 0001/0p≤). به این صورت که هرچقدر درماندگی اخلاقی کمتر بود، رضایت شغلی افراد بالاتر میرفت.
نتیجهگیری: هرچند که رضایت شغلی پرستاران با عوامل متعددی مرتبط است اما با توجه به ارتباط آن با درماندگی اخلاقی در این مطالعه، شناسایی و محدود کردن عوامل تأثیرگذار بر این تنشها میتواند از ایجاد نارضایتی پرستاران از حرفه خود بکاهد.
شیوا سادات بصامپور، فاطمه بهرامنژاد، عیسی محمدی، محمدحسن لاریزاده، شادان پدرامرازی، حمید حقانی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: استوماتیت دهانی در بیماران با پرتودرمانی سر و گردن شایع است. مراقبت دهان و استفاده از دهانشویه در پیشگیری و درمان این عارضه مؤثر است. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر دهانشویه قطره بابونه در پیشگیری و کاهش شدت استوماتیت ناشی از پرتودرمانی سر و گردن انجام شده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی یک سوکور است. نمونه مورد مطالعه 80 نفر از بیماران با پرتودرمانی سر و گردن مراجعهکننده به بخش پرتودرمانی بیمارستان شفای کرمان در سال 1389 بود. بیماران با روش نمونهگیری آسان و مستمر انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه شاهد و آزمون تقسیم شدند. گروه آزمون 3 سیسی قطره بابونه را پس از مسواک زدن غرغره میکردند گروه شاهد از آب به عنوان دهانشویه استفاده میکردند. در روزهای اول، هفتم و چهاردهم (مدت مداخله 14 روز بود) با کمک چک لیست استاندارد کنترل استوماتیت سازمان جهانی بهداشت، دهان بیماران از نظر استوماتیت بررسی میشد. با کمک آزمونهای آماری تست دقیق فیشر، آزمون منویتنییو، تجزیه و تحلیل دادهها انجام گرفت.
یافتهها: بروز و شدت استوماتیت در روز اول مطالعه در گروه آزمون و شاهد اختلاف معناداری نداشت (371/0=p). اما در روز هفتم و چهاردهم اختلاف معناداری بین دو گروه از این لحاظ مشاهده شد (001/0p<). به این معنی که بروز و شدت استوماتیت در گروه آزمون نسبت به گروه شاهد کمتر بود.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش حاضر توصیه میشود از دهانشویه بابونه در بخشهای پرتودرمانی جهت پیشگیری از استوماتیت و همچنین کاهش شدت آن استفاده شود
رقیه کریمی، فیدان شبانی، ناهید دهقاننیری، خدیجه زارعی، غلامرضا خلیلی، محمد چهرازی،
دوره 18، شماره 2 - ( 3-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: نوزادان نارس در حین مراقبت و درمان تحت رویههای دردناک و استرسزای زیادی قرار میگیرند و پرستاران میبایست با استفاده از روشهای غیر دارویی مختلف که بدون خطر هستند، جهت کاهش عوارض کوتاه مدت و طولانی مدت درد ناشی از رویههای تشخیصی و درمانی کمک نمایند. لذا این مطالعه با هدف تعیین میزان تأثیر موسیقی درمانی بر پاسخهای فیزیولوژیک درد ناشی از خونگیری در نوزاد نارس انجام یافته است.
روش بررسی: این کارآزمایی بالینی cross-over در مورد 20 نوزاد نارس بستری در بخش مراقبت ویژه بیمارستان ولیعصر (عج) وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران به مدت 5 ماه در سال 89 انجام گرفته است. پس از نمونهگیری به روش در دسترس، نوزادان انتخاب شده به طور تصادفی یک بار به عنوان گروه شاهد و یک بار به عنوان گروه آزمون تحت مطالعه قرار گرفتند، به طوری که هر نوزاد به عنوان شاهد خود در نظر گرفته شد. پاسخهای فیزیولوژیک درد ناشی از خونگیری از جمله تعداد ضربان قلب و درصد اشباع اکسیژن خون شریانی در نوزادان نارس مورد سنجش قرار گرفت. برای نوزادان گروه آزمون، موسیقی Transitions پنج دقیقه قبل از خونگیری پخش میشد و تا 10 دقیقه بعد از خونگیری ادامه مییافت. در تمام موارد اعم از آزمون و شاهد مانیتور نوزاد از 10 دقیقه قبل از خونگیری، در طول خونگیری و تا 10 دقیقه بعد از خونگیری تحت فیلمبرداری قرار میگرفت. سپس فیلمها از طریق رایانه از نظر تغییرات معیارهای فیزیولوژیک مورد بازبینی و مطالعه دقیق قرار میگرفت. در نهایت تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس و کایاسکوئر در نرمافزار SAS و SPSS صورت گرفت.
یافتهها: گروه آزمون و شاهد از نظر تعداد ضربان قلب در هنگام خروج سوزن و همچنین از نظر تعداد ضربان قلب در 5 دقیقه اول بعد از خونگیری به ترتیب با 022/0=p و 005/0p< تفاوت آماری معنادار داشتند.
نتیجهگیری: با توجه به آن که یافتههای این مطالعه نشان داد موسیقی درمانی در کاهش بعضی از پاسخهای فیزیولوژیک درد ناشی از خونگیری در نوزادان نارس مؤثر است، لذا توصیه میشود پرستاران آن را به عنوان مداخلهای مؤثر در NICU در هنگام اجرای رویههای دردناک مثل خونگیری به کار گیرند.
عظیمه ایزدی، جواد کریمی، محسن رحمانی،
دوره 19، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: انعطافپذیری تصویر بدنی به عنوان ظرفیت تجربه ادراکها، حسهای بدنی، احساسها، افکار و باورهای مرتبط با تصویر بدن بدون تلاش برای تغییر شدت و فروانی آنها و در عین حال دنبال کردن ارزشهای زندگی با وجود این باورها تعریف شده است. مطالعه حاضر با هدف ترجمه، بررسی روایی و پایایی پرسشنامه انعطافپذیری تصور بدنی ( BI-AAQ ) به عنوان ابزاری جهت سنجش انعطافپذیری تصویر بدنی طراحی و اجرا شد .
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی- مقطعی، 354 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران (130 نفر مرد و 224 نفر زن) به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. و ابزارهای پژوهش (پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامه انعطافپذیری تصویر بدنی، پرسشنامه پذیرش و عمل ویراش 2 و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس) را تکمیل نمودند. جهت تحلیل دادهها از نرمافزار 21 IBM SPSS و 21 IBM SPSS Amos استفاده شد .
یافتهها : برای بررسی روایی پرسشنامه، همبستگی این مقیاس با رضایت از وزن، انعطافپذیری روانشناختی، استرس، افسردگی و اضطراب به ترتیب 54/0- ، 33/0 ، 33/0 ، 45/0 و 37/0 بود که بیانگر روایی همگرای مقیاس مذکور است. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان داد که الگوی تک عاملی پرسشنامه انعطافپذیری تصویر بدنی در جامعه ایرانی برازش خوبی دارد. برای بررسی پایایی پرسشنامه، ثبات داخلی ابزار (پرسشنامه)، با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ارزیابی شد که در نتیجه این ضریب، 87/0 محاسبه گردید. همچنین ضریب آزمون بازآزمون ابزار 72/0 محاسبه گردید .
نتیجهگیری: پرسشنامه انعطافپذیری تصویر بدنی مشخصههای روانسنجی قابل قبولی در جامعه ایران دارد و یک ابزار مفید برای تحقیقات روانشناختی و کلنیکهای روانشناختی است .
مهناز بهرامی، سیدرضا مظلوم، فرزانه حسنزاده، کاویان قندهاری،
دوره 21، شماره 1 - ( 3-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سکته مغزی یکی از علل عمده از کارافتادگی و ناتوانی در مراقبت از خود است. بنابراین معرفی و توسعه روشهای درمانی جدید به منظور ارتقا و تسریع مرحله بهبودی بعد از حادثه مغزی ، از لحاظ درمانی، اجتماعی و اقتصادی اهمیت زیادی دارد. لذا این مطالعه با هدف تعیین تأثیر آینهدرمانی بر دامنه حرکتی مفاصل اندامها پس از سکته مغزی انجام یافته است .
روش بررسی: در این مطالعه نیمه تجربی تعداد 50 نفر بیمار مبتلا به سکته مغزی در بیمارستانهای قائم (عج) و امام رضا (ع) شهر مشهد در سال 92-1391 در مدت 8 ماه در دو گروه شاهد (25 نفر) و آینهدرمانی (25 نفر) قرار گرفتند. در گروه مداخله، آینهدرمانی به مدت 30 دقیقه و در 20 جلسه به صورت روزانه یا روزدرمیان انجام یافت. علاوه بر این در دو گروه، برنامه معمول فیزیوتراپی نیز اجرا شد. دامنه حرکتی مفاصل اندامهای فوقانی و تحتانی قبل، حین و پس از درمان با استفاده از گونیامتر مورد ارزیابی قرار گرفت. در نهایت دادهها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی (آزمونهای تی، منویتنی، کایاسکوئر و ...) در نرمافزار SPSS v.11.5 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت .
یافتهها : دو گروه قبل از مداخله از نظر دامنه حرکتی مفاصل و متغیرهای مداخلهگر تفاوت آماری معناداری نداشتند (05/0 p> ). پس از مداخله بیماران در گروه آینهدرمانی از نظر دامنه حرکتی مفاصل اندامهای فوقانی و تحتانی به صورت کلی نسبت به گروه شاهد بهبود معناداری نداشتند، هرچند که در برخی حرکات مفاصل مهم مانند زانو و آرنج این تفاوت آماری معنادار بود (05/0 p< ) .
نتیجهگیری: آینهدرمانی به عنوان یک درمان ساده، ارزان و مهمتر از همه مددجو- محور میتواند دامنه حرکتی برخی از مفاصل را بهبود بخشد .