زمینه و هدف:دیسمنوره در زمره شکایات شایع زنان است که بر زندگی روزانه آنان اثر میگذارد. درمانهای مختلفی برای دیسمنوره مطرح شده که از آن میان میتوان به آرامسازی اشاره نمود. هدف از این مطالعه تعیین تأثیر روش آرامسازی پیشرونده عضلانی بر دیسمنوره اولیه دانشجویان دختر دانشکده پرستاری - مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران بوده است.
روش بررسی: این مطالعه به روش نیمه تجربی صورت گرفته و نمونه مورد مطالعه شامل 80 نفر دانشجوی دختر سال اول دانشکده پرستاری و مامایی مبتلا به دیسمنوره درجه 2 و 3 بوده است. واحدهای مورد پژوهش به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در گروه تجربه پس از آموزش روش آرامسازی، واحدهای پژوهش روزانه 2 بار، هر بار به مدت 20 دقیقه در طی 3 ماه متوالی آرامسازی پیشرونده عضلانی را انجام میدادند و پرسشنامهای را در سه روز اول هر دوره قاعدگی تکمیل مینمودند. گروه کنترل پرسشنامه را در سه روز اول دوره قاعدگی (2 بار در روز) تکمیل مینمودند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی، 2، فیشر و t مستقل و نرمافزار SPSS انجام گرفت.
یافتهها: در دوره اول (149/0=p) و دوم قاعدگی (390/0=p) اختلاف معناداری بین دو گروه کنترل و تجربه مشاهده نشد. لیکن در دوره سوم (023/0=p) اختلاف معناداری را بین دو گروه وجود داشت.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این مطالعه، روش آرامسازی پیشرونده عضلانی موجب کاهش درد دیسمنوره میشود. بنابراین روش یاد شده را میتوان به عنوان یک درمان مؤثر برای کاهش درد دیسمنوره مورد استفاده قرار داد.
روش بررسی: این تحقیق آینده نگر به روش کارآزمایی بالینی و از نوع مقایسهای قبل و بعد از مداخله در مورد 200 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه علوم پزشکی مشهد که دارای دیسمنوره بودند، انجام گرفته است. ابتدا پرسشنامهای شامل مشخصات فردی و نمودار سنجش شدت و مدت درد در حین دیسمنوره توسط آنان تکمیل شد و این افراد بر اساس میزان شدت درد به سه گروه دیسمنوره خفیف، دیسمنوره متوسط و دیسمنوره شدید تقسیم شدند. سپس به این دانشجویان کپسول ژلاتینی ویتامین E 200 میلی گرمی داده شد تا به مدت 5 روز از 2 روز قبل از شروع قاعدگی تا 3 روز اول آن روزانه یک قرص استفاده کنند و مجدداً پرسشنامهای حاوی تعیین مدت و شدت درد را طی دو دوره درمان تکمیل کنند. سپس اطلاعات به دست آمده جمعآوری و تغییرات مدت و شدت دیسمنوره با آزمونهای t-student ، Chi-Square ، آنالیز واریانس و با کمک نرم افزار آماری SPSS v. 11.5 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: افراد مورد مطالعه در گروه سنی 26 ـ 19 سال قرار داشتند. 28% دارای دیسمنوره در حد خفیف و 60% در حد متوسط بودند و 12% آنان ازدرجات شدید درد در هنگام عادت ماهیانه رنج میبردند. میانگین روزهای دارای درد در ماه اول قبل از مصرف ویتامین E 05/2 روز و در ماه دوم قبل از مصرف ویتامین E 08/2 بود که بعد از مصرف به ترتیب در ماه اول و دوم به 63/1 روز و 64/1 کاهش یافت. از نظر توزیع فراوانی روزهای دارای درد در ماه اول و ماه دوم قبل از مصرف ویتامین E همه شرکت کنندگان در روز اول درد داشتند. بعد از مصرف ویتامین E در ماه اول حدود یک ششم از بیماران و در ماه دوم حدود یک پنجم بیماران در روز اول درد نداشتند. مصرف ویتامین E باعث تغییر شدت درد افراد شد به طوری که این تغییر در گروه با درد شدید چشمگیرتر بود. میانگین شدت درد در قبل از مصرف ویتامین E در ماه اول و دوم در بین دانشجویان 18/5 بود که به 40/3 بعد از مصرف ویتامین E کاهش یافت. آزمونهای t-student و
Chi-Square و آنالیز واریانس اختلاف معناداری بین میانگین روزهای دارای درد، مدت درد و شدت درد در ماه اول و ماه دوم قبل از مصرف و بعداز مصرف ویتامین E نشان داد.
نتیجهگیری: ویتامین E باعث کاهش معنادار در مدت و شدت درد مبتلایان به دیسمنوره اولیه میشود و از آن میتوان به عنوان یک روش درمانی استفاده نمود و کیفیت زندگی زنان مبتلا را افزایش داد.
روش بررسی: در مطالعه توصیفی- تحلیلی حاضر 388 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اهواز به روش خوشهای تصادفی در سال 1389 انتخاب شدند. جمعآوری اطلاعات جمعیتشناختی از طریق پرسشنامه صورت گرفت. قد، وزن، BMI، توده و درصد چربی بدن، دور کمر، دور لگن، نسبت دور کمر به دور لگن (WHR) و نسبت دور کمر به قد (WHtR) نیز اندازهگیری شد. برای شناسایی شدت درد از معیار VAS (visual analogue scale) استفاده شد. تجزیه و تحلیل آماری دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS صورت گرفت. آمارههای توصیفی برای متغیرهای کمی به صورت میانگین و انحراف معیار ارایه شد. جهت بررسی ارتباط بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده و 05/0>p معنادار تلقی شد.
یافتهها: میانگین سنی افراد 8/1±7/20 سال و میانگین سن منارک 2/1±4/13 سال بود. 65/71% افراد مبتلا به دیسمنوره متوسط یا شدید بودند. شدت درد با توده و درصد چربی بدن، دور کمر به دور لگن و WHtR ارتباط معناداری داشت (05/0p<). اما بین شدت درد با وزن و BMI ارتباط معناداری یافت نشد.
نتیجهگیری: از آن جا که متغیرهای آنتروپومتریک مرتبط با چاقی مرکزی همچون دور کمر به دور لگن و WHtR ارتباط بیشتری با شدت درد دیسمنوره دارند، احتمالاً افزایش ذخایر چربی بدن در ناحیه شکمی پیشگوییکننده مؤثرتری در بروز دیسمنوره میباشد. لزوم تحقیقات بیشتر در این زمینه در مطالعات آتی به چشم میخورد.
| صفحه 1 از 1 |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by : Yektaweb

