مقدمه: ماساژ دادن هر یک از اندامهای بدن، یک اقدام سالم مراقبتی و با ارزش است که به کارگیری آن به ویژه در بخش مراقبتهای ویژه میتواند اثرات درمانی و آرامش بدنی و روانی برای بیماران در برداشته باشد.
روش کار: پژوهش حاضر، یک مطالعه نیمه تجربی است که به منظور بررسی تأثیر فوری ماساژ پا بر علائم حیاتی بیماران بستری در بخش مراقبت ویژه عمومی بیمارستان منتخب سازمان تامین اجتماعی تهران انجام شده است. واحدهای مورد پژوهش پس از انجام مطالعه مقدماتی به تعداد ۵۰ نفر به روش نمونه گیری آسان انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در پژوهش فرم جمعآوری اطلاعات شامل پرسشنامه و چک لیست و روش گردآوری دادهها مصاحبه و اندازهگیری فیزیولوژیک بود . علائم حیاتی بیمار (تعداد ضربان قلب، فشار متوسط شریانی و درصد اشباع اکسیژن خون) به مدت ۵ دقیقه (هر دقیقه یکبار) از روی مانیتور کنار تخت بیمار خوانده و ثبت میشد. سپس پاها به مدت ۵ دقیقه توسط محقق ماساژ داده شده و علائم حیاتی ثبت میگردید. بلافاصله پس از ماساژ نیز به مدت ۵دقیقه (هر دقیقه یکبار) علائم حیاتی ثبت گردید. جهت بررسی آماری دادهها از جدول توزیع فراوانی و مطلق و جهت تجزیه و تحلیل از آزمون t زوج استفاده شده است. اطلاعات کسب شده توسط نرمافزار کامپیوتری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد مقایسه میانگین تعداد ضربان قلب، درصد اشباع اکسیژن خون شریانی و فشار متوسط شریانی قبل و حین ماساژ پا با آزمون t زوج اختلاف معنیدار دارد
(۰/۰۰۰۰۱>p). مقایسه میانگین تعداد ضربان قلب، درصد اشباع اکسیژن خونشریانی و فشار متوسط شریانی در حالت حین و بعد از ماساژ پا معنیدار نبود. مقایسه میانگین تعداد ضربان قلب، قبل و بعد از ماساژ پا با آزمون t زوج اختلاف معنیداری نشان داد (۰۰۰۱/۰ >p) و میانگین تعداد ضربان قلب قبل از ماساژ پا بیش از میانگین آن بعد از ماساژ پا بوده است. مقایسه میانگین درصد اشباع اکسیژن قبل و بعد از ماساژ پا و مقایسه میانگین متوسط فشار شریانی قبل و بعد از ماساژ پا با آزمون t زوج اختلاف معنی داری نشان داد
(به ترتیب ۰۰۰۱/۰ >p و ۰۰۳/۰ >p).
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای تحقیق حاضر ماساژ پا بر علائم فیزیولوژیک بیماران در بخش مراقبت ویژه عمومی تاثیر داشته و اثر این عمل تا ۵ دقیقه بعد از ماساژ پا هم باقی بود و باعث تعدیل علائم حیاتی شد. به نظر میرسد در این بیماران با وجود یکسان بودن سایر شرایط، تعدیل علائم حیاتی در نتیجه تعدیل استرس به کمک ماساژ پا اتفاق افتاده است.
روش بررسی: مطالعه حاضر کارآزمایی بالینی شاهددار است که جامعه هدف آن را کلیه زنان نخستزای مراجعهکننده به مرکز آموزشی درمانی طالقانی اراک جهت زایمان طبیعی از اردیبهشت ۸۶ تا تیر ۸۷ تشکیل میدهند. ۱۹۰ نفز از زنان نخستزا به طور تصادفی در یکی از دو گروه ماساژ و شاهد قرار گرفتند. در گروه مداخله، ماساژ آرام، آهسته با دو انگشت سبابه و میانی از یک دیواره به دیواره دیگر واژن (حرکت رفت و برگشت U شکل) حین و بین پوشهای (Push) مادر بدون توجه به حالت وی در مرحله دوم لیبر ادامه مییافت. در پایان پس از تکمیل نمونهها، فراوانی پرینه سالم، اپیزیاتومی، پارگی پرینه، طول مرحله دوم لیبر و نمره آپگار دقیقه اول و پنجم در دو گروه تعیین و با یکدیگر مقایسه شد.
یافتهها: در گروه ماساژ پرینه، فراوانی پرینه سالم ۵/۴۳% ، اپیزیاتومی ۵/۱۶% و پارگی پرینه ۴۰% و در گروه شاهد این مقادیر به ترتیب ۴/۲%، ۸۰% و ۶/۱۷% و تفاوت بین دو گروه از نظر آماری معنادار است (۰۰۱/۰p<). در گروه ماساژ ۲/۲۸% افراد پارگی درجه یک و ۸/۱۱% پارگی درجه دو داشتند و هیچ موردی از پارگی درجه سه و چهار مشاهده نشد. در گروه شاهد پارگی درجه یک ۷/۴% ، پارگی درجه دو ۱/۷% و پارگی درجه سه ۹/۵% بوده و پارگی درجه ۴ رخ نداد. این اختلاف طبق آزمون ۲c معنادار است (۰۰۱/۰p<). میانگین طول مرحله دوم لیبر بر اساس آزمون t-test بین دو گروه ماساژ و شاهد معنادار است (۰۰۳/۰=p). میانگین نمره آپگار دقیقه اول در گروه ماساژ و شاهد به ترتیب ۶/۰±۷۳/۸ ، ۷۶/۰±۵۱/۸ و میانگین نمره آپگار دقیقه ۵ نیز به ترتیب ۴۷/۰±۷۸/۹ ، ۶۲/۰±۵۸/۹ بود. این تفاوتها طبق آزمون t-test از نظر آماری معنادار نیست.
نتیجهگیری: با توجه به دادههای این پژوهش به نظر میرسد ماساژ پرینه طی مرحله دوم لیبر راهکار مناسبی جهت کاهش تعداد موارد اپیزیاتومی و شدت پارگی پرینه است که احتمالاً به دلیل افزایش جریان خون، الاستیسیتی و نرمی پرینه در اثر ماساژ میباشد.
زمینه و هدف: تجربه حاملگی در زندگی زنان را میتوان نوعی بحران موقعیتی به حساب آورد. وجود اضطراب به شکلهای مختلف در زنان باردار مشکلاتی را برای جنین و مادر ایجاد میکند، بالاخص برای زنان نخستزا که در برابر این مشکلات آمادگی لازم را ندارند. تکنیکهای آرام سازی مانند ماساژ یکی از مهمترین مداخلات غیر دارویی است که برای کنترل اضطراب به کار میرود. یکی از انواع این مداخلات ماساژ به روش استروک سطحی پشت میباشد که یک مداخله مستقل پرستاری است و همبستگی نزدیکی با طبیعت مراقبت پرستاری دارد. این مطالعه با هدف تعیین میزان تأثیر ماساژ به روش استروک سطحی پشت بر اضطراب زنان باردار نخستزا انجام گرفته است.
روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه مداخلهای میباشد که در دو مرکز بهداشتی درمانی شهر شیراز در سال ۱۳۸۶ انجام شده است. نمونه مورد مطالعه ۸۰ زن باردار نخستزا بودند که با استفاده از جدول اعداد تصادفی از بین ۱۱۴ زن واجد شرایط داوطلب که جهت دریافت مراقبتهای دوران بارداری در سه ماهه سوم به مراکز یاد شده مراجعه داشتند انتخاب و با استفاده از بلوکهای تبدیل شده تصادفی به دو گروه شاهد و آزمون تقسیم شدند. مداخله شامل ۱۰ دقیقه ماساژ به روش استروک سطحی پشت در سه روز متوالی بین ساعات ۱۱-۹ صبح بود. میزان اضطراب قبل و بلافاصله بعد از انجام مداخله در دو گروه اندازه گیری شد. ابزار گردآوری دادهها فرم مشخصات جمعیت شناختی و پرسشنامه اشپیلبرگر بود. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای کایاسکوئر، آزمون دقیق فیشر، تیزوجی، تیمستقل در نرمافزار SPSS v,۱۱.۵ استفاده شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار میزان اضطراب قبل از مداخله در گروه آزمون ۶۵/۶±۵۱ و در گروه شاهد ۶۰/۶±۹۰/۴۹ بود که از نظر آماری اختلاف معناداری بین دو گروه وجود نداشت (۴۶۰/۰=p). پس از اجرای برنامه ماساژ میانگین و انحراف معیار میزان اضطراب در گروه آزمون ۵۲/۶±۱۸/۴۸ و در گروه شاهد ۳۹/۷±۵۰/۵۱ و تفاوت از لحاظ آماری معنادار بود (۰۳۶/۰=p).
نتیجهگیری: مطابق یافتهها ماساژ به روش استروک سطحی پشت یک مداخله مؤثر پرستاری برای کاهش سطح اضطراب زنان باردار نخستزا میباشد. لذا این مداخله پرستاری فرصتی برای پرستاران و مراقبان جهت کاستن اضطراب زنان باردار نخستزا فراهم میکند. نتایج این مطالعه میتواند در تصمیمگیری و برنامهریزی برای این گروه مورد استفاده قرار گیرد.
روش بررسی: این پژوهش تجربی از نوع کارآزمایی بالینی است. در این مطالعه ۷۰ کودک ۱۱-۷ ساله بستری در بیمارستان مرکز طبی کودکان تهران در طی ۴ ماه از سال ۱۳۸۶ به نسبت مساوی به طور تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند، گروه آزمون، ماساژ را در نقاط چشم سوم و کف دستها به مدت ۵ دقیقه دریافت نمود و گروه شاهد ماساژی دریافت نکرد. اضطراب بر اساس معیار OSBD-R قبل و بعد از ماساژ در گروه آزمون و در گروه شاهد نیز در ابتدای نمونهگیری و ۵ دقیقه بعد همانند گروه آزمون اندازهگیری شد و در نهایت دادهها با استفاده از آزمونهای آماری ویلکاکسون، منویتنی، کایدو و آزمون دقیق فیشر در نرمافزار آماری SPSS v,۱۵ تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: مقایسه میانگین سطح اضطراب قبل از ماساژ در دو گروه با ۴۷۲/۰=p تفاوت معناداری را نشان نمیدهد (گروه آزمون ۲۴/۳=m و ۵۶/۰=SD، گروه شاهد ۲۴/۳=m و ۴۸/۰=SD). اما میانگین سطح اضطراب بلافاصله بعد از مداخله بین گروه آزمون و شاهد اختلاف آماری معناداری (۰۰۱/۰p<) را نشان میدهد (آزمون ۵۷/۱=M و ۵۴/۰=SD ، شاهد ۳۷/۳=M و ۴۶/۰=SD).
نتیجهگیری: اعمال ماساژ در نقاط چشم سوم و کف دستها میتواند اضطراب قبل از رویههای تهاجمی کودکان ۱۱-۷ ساله را کاهش دهد. لذا توصیه میشود ماساژ به عنوان روشی برای کاهش اضطراب کودکان مورد توجه قرار گیرد.
روش بررسی: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی سه سوکور است که در مورد ۱۲۰ شیرخوار ۱۵-۱۰روزه، ترم، تکقلو، تغذیه انحصاری با شیر مادر و عدم سابقه بستری شیرخوار به علت بیماری انجام گرفته است. شیرخواران به سه گروه ۴۰ نفره جهت دریافت ماساژ با روغن کنجد، با روغن آفتابگردان و ماساژ بدون استفاده از روغن تقسیم شدند. ماساژ توسط مادر ۲ نوبت (صبح و عصر) در روز، هر نوبت به مدت ۱۵ دقیقه و به مدت ۲۸ روز انجام میگرفت. ابزار جمعآوری اطلاعات فرم ثبت خاطرات روزانه والدین از گریه و خواب شیرخوار بود که در ابتدا، انتهای هفتههای اول، دوم، سوم و چهارم مطالعه تکمیل گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آنالیز واریانس با اندازههای تکراری استفاده شد.
یافتهها: در طول ۴ هفته پیگیری، روند کاهشی مدت گریه شیرخوار معنادار نبود (۱۸/۰p=) لیکن متوسط مدت گریه شیرخوار بین گروه ماساژ با روغن کنجد، ماساژ با روغن آفتابگردان و ماساژ بدون استفاده از روغن اختلاف معناداری داشت (۰۰۷/۰p=). اما اثر متقابل زمان و گروه بر مدت گریه معنادار نبود (۱۸/۰=p). در طول ۴ هفته پیگیری، روند افزایشی مدت خواب شیرخوار از نظر آماری معنادار بود (۰۰۱/۰p<) لیکن متوسط مدت خواب بین سه گروه مورد مطالعه تفاوت معناداری نداشت (۵۶/۰p=). همچنین اثر متقابل زمان و گروه بر مدت خواب نیز معنادار نبود (۱۰/۰=p).
نتیجهگیری: با توجه به عدم تفاوت آماری معنادار در بین سه گروه به لحاظ مدت گریه و خواب شیرخوار و با توجه به این که روند افزایشی خواب میتواند یک پدیده طبیعی در شیرخوار نظر گرفته شود، لذا برای رسیدن به نتایج دقیق در این زمینه، نیاز به انجام مطالعهای با داشتن گروه شاهد (بدون انجام ماساژ) میباشد
روش بررسی: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی است. شرکتکنندگان این مطالعه شامل ۳۴ بیمار واجد معیارهای ورود بودند که از میان ۷۰ بیمار مراجعهکننده به مرکز توانبخشی تبسم در فاصله زمانی ۱/۸/۱۳۸۹ تا ۱/۱۰/۱۳۸۹ انتخاب شدند و به روش تصادفی در دو گروه آزمون و شاهد قرار گرفتند. برای هر یک از نمونههای گروه مداخله ۷ جلسه متوالی روزانه ماساژ پشت به روش ضربهای سطحی (SSBM) به مدت ۱۰ دقیقه انجام گرفت. ابزار گردآوری دادهها شامل پرسشنامه مشخصات جمعیتشناختی، مقیاس دیداری درد و پرسشنامه عملکرد دست مبتلا در فعالیتهای روزانه بود. میزان درد شانه و عملکرد دست قبل و ۲۴ ساعت پس از آخرین جلسه ماساژ در هر دو گروه ارزیابی و مورد مقایسه قرار گرفت. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از آمارهای توصیفی و تحلیلی (تیمستقل، تیزوجی، آنالیز کوواریانس) صورت گرفت.
یافتهها: میانگین درد شانه قبل از مداخله در هر دو گروه آزمون و شاهد ۴۰/ ۸ بود (تفاوتی را نشان نمیداد). پس از مداخله میانگین درد شانه در گروه آزمون ۱۳/۱ و در گروه شاهد ۴۰/۸ محاسبه شد که مؤید تفاوت معنادار (۰۰۱/۰p<) بود. همچنین میانگین عملکرد دست مبتلا قبل از ماساژ در گروه آزمون ۴۶/۷ و در گروه شاهد ۹۳/۸ بود که تفاوتی را نشان نمیدهد (۷۵۲/۰=p). پس از مداخله میانگین عملکرد دست مبتلا در گروه آزمون ۱۳/۹ و گروه شاهد ۶۶/۸ بود که تفاوت معناداری را به دنبال ماساژ نشان نمیدهد (۹۱۸/۰=p) اما در گروه آزمون قبل و بعد از ماساژ تفاوت معنادار میباشد (۰۰۱/۰p<).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصل از پژوهش حاضر، بهکارگیری ماساژ SSBM به عنوان مداخلهای غیر تهاجمی و مکمل، توسط کارکنان درمانی و مراقبتی، میتواند گام مؤثری در پیشگیری یا کاهش درد شانه و به تبع آن بهبود عملکرد حرکتی بیماران مبتلا به همیپلژی در اثر سکته مغزی محسوب گردد.
زمینه و هدف: هیسترکتومی یکی از شایعترین جراحیهای ژنیکولوژیک در زنان است که منجر به نگرانیهای زیادی در بیماران میشود. به همین دلیل، این پژوهش با هدف تعیین تأثیر ماساژ پا بر اضطراب قبل و بعد از هیسترکتومی انجام گرفته است .
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی تصادفی دو گروهی، ۶۰ بیمار تحت عمل هیسترکتومی بستری در بیمارستانهای ولیعصر (عج) و شریعتی تهران در سال ۱۳۹۱ به روش نمونهگیری آسان انتخاب و به طور تصادفی در یکی از ۲ گروه مداخله و یا شاهد توزیع شدند. بیماران گروه مداخله ماساژ پا را در ۳ جلسه در طی ۳ روز متوالی (هر جلسه ۲۰ دقیقه) دریافت کردند. در بیماران گروه کنترل پژوهشگر به مدت ۲۰ دقیقه در کنار بیماران حضور یافت. سنجش اضطراب در ۷ مرحله در ۲ گروه، قبل و ۳۰ دقیقه بعد از مداخله در هر روز و همچنین یک هفته بعد از عمل به کمک پرسشنامه اضطراب آشکار اشپیلبرگر انجام گرفت. دادهها با استفاده از آزمون واریانس با اندازهگیری تکراری و تیمستقل تحلیل شد .
یافتهها : مقایسه نمرات اضطراب آشکار یک روز قبل از مداخله در دو گروه تفاوت معناداری نشان نداد. اما تغییرات میانگین نمره اضطراب قبل و بعد از هر بار مداخله در دو گروه حاکی از اختلاف معنادار بود. مقایسه میانگین نمره اضطراب دو گروه یک هفته بعد اختلاف آماری معنادار نشان داد (۰۰۱/۰ p< ) .
نتیجهگیری: بهکارگیری ماساژ پا میتواند اضطراب بیماران قبل و بعد از هیسترکتومی را کاهش دهد .
زمینه و هدف: حوادث عروقی- مغزی سومین علت مرگ و میر در جهان و از علل عمده ناتوانی انسانها میباشد. اقدامات درمانی دارویی و غیردارویی مختلفی جهت این بیماران اعمال میشود. ماساژ بازتابی پا یکی از روشهای غیردارویی پیشنهادی میباشد. هدف از این پژوهش تعیین تأثیر این روش بر فشارخون سیستولیک و دیاستولیک در مبتلایان به سکته مغزی است .
روش بررسی: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی است که در آن ۶۸ بیمار مبتلا به سکته مغزی مراجعهکننده به بیمارستانهای ۲۲ بهمن شهر گناباد و ۲۲ بهمن و حکیم شهر نیشابور از ۱/۳/۹۱ تا ۱/۷/۹۱، به روش در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمون (۳۴ نفر) و شاهد (۳۴ نفر) تقسیم شدند. در گروه آزمون ماساژ بازتابی پا به مدت ۳۰ دقیقه برای هر بیمار انجام یافت. ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش عبارت بود از: پرسشنامه اطلاعات جمعیتشناختی و فرم ثبت فشارخون. دادهها در نرمافزار SPSS v,۲۰ با استفاده از آزمونهای تیمستقل و تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر تجزیه و تحلیل شد .
یافتهها : براساس یافتهها میانگین فشارخون سیستولیک و دیاستولیک بیماران در دو گروه شاهد و آزمون قبل از مداخله اختلاف معناداری نداشت ولی مقادیر حاصل پس از ماساژ بازتابی پا نسبت به قبل از آن در گروه آزمون به طور معناداری کاهش یافت (۰۵/۰> p ). همچنین بین میانگین فشارخون سیستولیک بین دو گروه ۱۰ و ۳۰ دقیقه بعد از مداخله و فشارخون دیاستولیک در تمام مراحل اندازهگیری تفاوت معناداری وجود داشت (۰۵/۰> p ).
نتیجهگیری: نتایج به دست آمده نشاندهنده تأثیر مثبت ماساژ بازتابی پا در کاهش فشارخون بیماران مبتلا به سکته مغزی میباشد. بنابراین میتوان این روش را به عنوان روشی مکمل در مبتلایان به سکته مغزی توصیه نمود .
زمینه و هدف: با پیشرفت فنآوری امکان زنده ماندن نوزادان نارس افزایش یافته است . یکی از بزرگترین مشکلات نوزادان نارس مشکلات تغذیه دهانی میباشد که به دلیل عدم تکامل و نقص در هماهنگی مکیدن، بلعیدن و تنفس است. مشکلات تغذیه دهانی بر توانایی نوزاد برای رسیدن به تغذیه دهانی مستقل تأثیر گذاشته و مدت بستری را طولانی میکند. هدف مطالعه حاضر مقایسه تأثیر دو روش ماساژ دهانی و مکیدن غیرمغذی بر زمان دستیابی به تغذیه دهانی مستقل و طول مدت بستری در نوزادان نارس بستری در NICU میباشد .
روش بررسی: در کارآزمایی بالینی حاضر، ۷۲ نوزاد نارس ۳۲-۲۸ هفته که در بخش NICU بیمارستان الزهرای تبریز در سال ۱۳۹۱ بستری شده بودند، انتخاب و به صورت تخصیص تصادفی در سه گروه ماساژ دهانی، مکیدن غیرمغذی و شاهد قرار گرفتند. نوزادان گروه ماساژ دهانی حداقل ۱۰ روز، قبل از گاواژ ماساژ داخل و اطراف دهان را دریافت کردند. نوزادان گروه مکیدن غیرمغذی حداقل ۱۰ روز، قبل از گاواژ مکیدن غیرمغذی را با انگشت پژوهشگر یا مادر دریافت کردند. نوزادان گروه شاهد، مراقبت معمول را دریافت کردند. سه گروه از نظر زمان دستیابی به تغذیه مستقل دهانی و مدت بستری با هم مقایسه شدند .
یافتهها : دو گروه مداخله نسبت به گروه شاهد به طور معناداری زودتر به تغذیه دهانی مستقل دست یافتند (۰۰۱/۰ p< ). اما زمان دستیابی به تغذیه دهانی مستقل در دو گروه ماساژ دهانی و مکیدن غیرمغذی اختلاف آماری معناداری نداشت (۹۱۵/۰= p ). طول مدت بستری بین سه گروه مورد مطالعه تفاوت آماری معناداری نداشت (۳۴۲/۰= p ) .
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد دو روش مکیدن غیرمغذی و ماساژ دهانی میتواند زمان دستیابی به تغذیه دهانی مستقل در نوزادان نارس را کوتاهتر نماید، اما نسبت به هم برتری ندارند .
زمینه و هدف: مقالات علمی و مشاهدات بالینی حاکی از آن است که بستری شدن نوزادان در بیمارستان باعث اختلال در ایجاد دلبستگی بین مادر و نوزاد میشود . این مطالعه با هدف بررسی تأثیر ماساژ نوزاد توسط مادر بر دلبستگی مادران نوزادان بستری در بخش مراقبت نوزادان اجرا گردیده است .
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی ۴۲ مادر همراه با نوزاد بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستانهای علی اصغر (ع) و آرش در سال ۱۳۹۲ برای گروه آزمون و شاهد انتخاب شدند. گروه آزمون با استفاده از نمایش فیلم آموزش ماساژ و تمرین عملی روی ماکت، ماساژ نوزاد را فرا گرفتند، سپس مادران نوزادنشان را به مدت ۵ روز ماساژ دادند. ماساژ برای هر نوزاد در هر روز ۱ نوبت به مدت ۱۵ دقیقه اجرا شد. رفتار دلبستگی مادران نسبت به نوزادانشان قبل از انجام ماساژ و بعد از ۵ روز ماساژ در هنگام شیردهی ارزیابی شد. ابزار جمعآوری دادهها مقیاس سنجش دلبستگی مادر به نوزاد بود . جهت تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای آماری کایاسکوئر، آزمون دقیق فیشر و آزمون t در نرمافزار SPSS v,۱۹ استفاده شد .
یافتهها : دو گروه آزمون و شاهد از نظر اطلاعات جمعیتشناختی همسان بودند و اختلاف در میانگین دلبستگی مادران قبل از ماساژ در دو گروه براساس آنالیزهای آماری معنادار نبود (۰۵/۰ p> ). ارزیابی دلبستگی مادران در روز پنجم، نشان داد میانگین دلبستگی مادران در گروه آزمون (۲۶/۴ ± ۷۶/۶۴) با گروه شاهد (۳۸/۳ ± ۳۸/۵۳) تفاوت آماری معنادار داشته است (۰۰۱/۰ p< ) .
نتیجهگیری: با توجه به نقش مؤثر ماساژ بر رفتارهای دلبستگی، میتوان این مراقبت سنتی را در کلیه بخشهای نوزادان رواج داد .
صفحه ۱ از ۱ |
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.
طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق
© 2025 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by : Yektaweb