86 نتیجه برای پرستاری
سرور احمد نژاد،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1378 )
چکیده
هدف از این پژوهش بررسی تاثیر آموزش تن آرامی پیشرونده عضلانی (Progressive Muscle Relaxation) بر سطح اضطراب آشکار دانشجویان سال اول پرستاری در بدو ورود به محیط بالینی می باشد که در دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1377 انجام شده است. ابزار مورد استفاده شامل فرم تست آشکار اشپیلبرگر دارای 20 سوال (عبارت)، پرسشنامه مشتمل بر خصوصیات دموگرافیک (10 سوال) و شاخصهای فیزیولژیکی اضطراب ( فشار خون، نبض، تنفس، درجه حرارت) بوده است. مطالعه روی 60 نمونه (30 نفر آزمون، 30 نفر شاهد) انجام گرفت، بدین صورت که دو هفته قبل از ورود تست آشکار اشپیلبرگر و کنترل علائم حیاتی از دو گروه بعمل آمد، سپس گروه آزمون پس از آموزش تن آرامی بمدت دو هفته (روزی سه بار) تن آرامی را تمرین نمودند. متعاقبل آموزش مجدداً در روز ورود به محیط بالینی از کل واحدها تست آشکار اشپیلبرگر و کنترل علائم حیاتی بطور جداگانه بعمل آمد. نتایج پژوهش نشان داد که سطح اضطراب آشکار و تغییرات فیزیولوژیکی در روز ورود به محیط بالینی در گروهی که آموزش دیده اند با گروهی که آموزش ندیده اند متفاوت است. بنابراین آموزش تن آرامی بر سطح اضطراب آشکار تاثیر مثبت داشته است. همچنین نتایج این پژوهش آموزش تن آرامی را در کنترل اضطراب دانشجویان پرستاری قبل از ورود به محیط بالینی بعنوان جزئی از برنامه آموزشی دانشجویان پرستاری حمایت می کند.
نسرین سلمانی باروق، ناهید دوخت شریفی یستانک، فرزانه یوسفی، عباس مهران،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1378 )
چکیده
افسردگی واکنش هیجانی انسانها نسبت به یک فقدان و یا نارسائی است، که می تواند بعلت غمگین مبهم و جدی باشد و برای ماهها و سالها تاثیراتی بر روی بدن، خلق و تفکر بوجود آورد (1).افسردگی با علائمی نظیر ناتوانی، در کسب لذت و کاهش انرژی مشخص می شود که منجر به افت کارآیی شخص می گردد (2).پرستاران بیش از سایرین بدلیل موقعیت شغلی خویش در معرض ابتلاء به صدمات روانی، جسمانی ناشی از کار قرار می گیرند (3).دانشجویان پرستاری با شروع دوره کارورزی در عرصه، برای اولین بار در معرض آسیبهای محیط کاری قرار می گیرند. علائم افسردگی در بین دانشجویانی که مشغول گذراندن دوره انترن شیبی هستند مشاهده می شود. به منظور بررسی مقایسه ای افسردگی در بین این گروه از دانشجویان پرستاری یک مطالعه توصیفی انجام گردید که طی آن 67 نفر از دانشجویان پرستاری کارآموز در عرصه که در یک دوره مشغول به تحصیل بودند به روش سیستماتیک انتخاب گردیدند. نمونه های انتخابی را 34 نفر قبل از دوره و 23 نفر بعد از دوره (5 ماه بعد) تشکیل می دادند. جهت تعیین نسبت افسردگی در دانشجویان پرستاری کارآموز در عرصه با در نظر گرفتن متغیرهای سن، جنس، محل سکونت و وضعیت تاهل از روش تطبیق میانگین ها در دو گروه قبل و بعد از گذراندن دوره کارآموزی در عرصه استفاده گردید. نتایج حاصل با استفاده از آزمون Z عدم تاثیر برنامه کارآموزی در عرصه را بر نسبت افسردگی نشان داد.
علیرضا نیک بخت نصرآبادی، محمدرضا موقری،
دوره 5، شماره 2 - ( 7-1378 )
چکیده
تغییر نگرش در آموزش پزشکی و رشته های وابسته، تغییرات فاحش جمعیتی و افزایش تعداد سالمندان، کاهش دسترسی به مراقبتهای بهداشتی درمانی، محدودیت منابع و تلاش و نیاز جهانی به محدود ساختن هزینه های بهداشت و درمان، توجه به اصل پیشگیری و سرویسهای Outpatient ، پیشرفتهای سریع تکنولوژیک، تغییر در خصوصیات شخصی و شخصیتی دانشجویان، افزایش تعداد دانشجویان کارمند و متاهل، تعدد در برنامه های آموزش ضمن خدمت و تحصیلات تکمیلی و لزوم توسعه این برنامه ها ادغام پژوهش در آموزش، ظهور بعضی از بیماریهای جدید، افزایش تعداد پزشکان، ظهور چالشهای قانونی جدید و افزایش تعداد زنان و مادران در حرفه، و عوامل بیشمار دیگری ضرورت تغییر در نظام آموزش پرستاری و حرکت در راستای فراهم نمودن محیطی مساعد جهت اندیشیدن همراه با احساس اعتماد و اجتناب از فعالیتهای تکراری و بی روح را فراهم می نماید.
زهره پارسا یکتا، معصومه ذاکری مقدم، محمود محمودی، ناهید دهقان نیری،
دوره 5، شماره 3 - ( 9-1378 )
چکیده
حرمت سادات امامزاده قاسمی،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1379 )
چکیده
این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی به منظور تعیین تأثیر بکارگیری الگوی اجرایی آموزش ضمن خدمت پرستاران، بر میزان کیفیت مراقبت های پرستاری می باشد. به این منظور بخش جراحی عمومی زنان(بصورت تصادفی) در بیمارستان بقیه ا... الاعظم(عج) بعنوان گروه مورد و سپس بخشی با همین ویژگیها در بیمارستان نجمیه به عنوان گروه شاهد انتخاب گردید. تعداد نمونه 30 نفر بیمار به همراه پرونده های آنان، جهت بررسی و سنجش کیفیت مراقبتهای پرستاری(در دو مرحله قبل و بعد از مداخله) در هر گروه مورد و شاهد برآورد گردید و ابزارهای مورد استفاده شامل: چک لیست وضعیت بالینی بیمار، چک لیست ثبت گزارشات پرستاری، چک لیست ارزشیابی عملکرد پرستار و پرسشنامه تعیین نیازهای آموزشی پرستاران می باشد. برنامه ریزی آموزش ضمن خدمت بر اساس نتایج به دست آمده از کیفیت مراقبتهای پرستاری و سنجش نیازهای آموزشی پرسنل پرستاری(در گروه مورد) صورت گرفت. در این برنامه آموزشی، سرپرستار به همراه پژوهشگر نقش هدایت کننده در اجرای برنامه های آموزشی را بر عهده داشته و حدوداً سه ماه( بر اساس شرح وظایف مشخص شده برای سرپرستار در الگوی آموزشی طراحی شده) اقدام به اجرای آموزش ضمن خدمت در بخش نموده است. در پایان ماه سوم مجدداً کیفیت مراقبتهای پرستاری در دو گروه مورد و شاهد، سنجش و نتایج مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. بر اساس نتایج پژوهش به میزان 20 درصد رشد در میزان کیفیت مراقبتهای پرستاری در گروه مورد ، مشاهده شد و همچنین تفاوت معناداری با 002/0=p بین میزان کیفیت مراقبت های پرستاری در بین دو گروه مورد و شاهد (بعد از مداخله) بوجود آمد. از طرفی با سنجش اثر بخشی این الگو بر میزان "آموزش به بیمار"، مشخص شد که به نسبت 150 درصد رشد در میزان آموزش به بیمار در گروه مورد بوجود آمده است.بنابراین با اثر بخشی الگوی اجرایی آموزش ضمن خدمت بر کیفیت مراقبتهای پرستاری فرضیه پژوهش با 002/0=p مورد تأیید قرار گرفته و این الگو به عنوان یک الگوی اثر بخش و کارآ در آموزش و بهسازی پرستاران معرفی می شود.
نسرین سلمانی باروق، هایده نکتهدان، انوشیروان کاظمنژاد، عفت نوروزی،
دوره 9، شماره 2 - ( 4-1382 )
چکیده
فاطمه واثق رحیمپرور، فاطمه نوغانی،
دوره 10، شماره 2 - ( 2-1383 )
چکیده
مقدمه: وقوع مرگ بیمار مرحلهای اجتنابناپذیر در حِرف گروه پزشکی به خصوص پرستاران است. در بسیاری از موارد پرستار تنها فردی است که در هنگام مرگ مراقب بیمار میباشد. یک پرستار با تجربه و مقید خود را ملزم میسازد که اصول مراقبت از بیمار و خانوادهی وی را قبل و پس از مرگ به نحوی مطلوب اجرا نماید و لازمهی این امر داشتن آگاهی از این گونه مراقبتها است.
روش کار: این پژوهش یک مطالعهی توصیفی است که به منظور تعیین میزان آگاهی و نگرش پرستاران مجتمع بیمارستانی امام خمینی شهر تهران در مورد مراقبتهای قبل و پس از مرگ بیمار در سال 1382 انجام گرفت. نمونهها شامل 221 پرستار شاغل در مجتمع بیمارستانی امام خمینی (بیمارستانهای امام خمینی، ولیعصر و معراج) بود. تعداد نمونههای هر بیمارستان با استفاده از روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود که اعتبار آن به روش اعتبار محتوا و اعتماد علمی آن توسط روش آزمون مجدد تعیین و تأیید گردید. برای توصیف یافتهها از آمار توصیفی استفاده و محاسبات آماری، توسط نرم افزار کامپیوتری SPSS انجام شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که میزان آگاهی اکثریت واحدهای پژوهش نسبت به مراقبتهای قبل از مرگ در سطح متوسط و نسبت به مراقبتهای پس از مرگ در سطح ضعیف بود. همچنین اکثریت واحدهای پژوهش در مورد مراقبتهای قبل از مرگ نگرش مثبت و در مورد مراقبتهای پس از مرگ نگرش تاحدودی مثبت داشتند و هیچ نگرش منفی نسبت به مراقبتهای قبل و پس از مرگ وجود نداشت.
نتیجهگیری: با توجه به نامطلوب بودن میزان آگاهی و مثبت بودن نگرش پرستاران مورد مطالعه نسبت به مراقبتهای قبل و پس از مرگ بیمار، با در نظر داشتن این موضوع که لازمه بهبود دانش، آموزش میباشد این پژوهش میتواند به مسئولین آموزش کمک کند تا برنامههای آموزشی لازم جهت ارتقاء دانش پرستاران در مورد مراقبتهای قبل و پس از مرگ را تدوین نمایند.
نسرین حنیفی، عیسی محمدی،
دوره 10، شماره 2 - ( 2-1383 )
چکیده
مقدمه: ثبت مراقبتهای پرستاری، نشانهی ارایهی مراقبت و کیفیت آن است بنابراین هر گونه نارسایی در آن مبین ارایهی مراقبت ناکافی به بیمار میباشد.
روش کار: این پژوهش با هدف بررسی علل عدم گزارشنویسی صحیح در بیمارستان شهید بهشتی شهر زنجان انجام شد. تحقیق حاضر یک مطالعه توصیفی از نوع مقطعی است. در این پژوهش، با توجه به اصول استاندارد و شاخصهای گزارش پرستاری برگهی مشاهده تهیه و تدوین گردید و سپس اعتبار آن توسط 10 نفر از کارشناسان مجرب تأیید گردید. بر اساس این برگهی مشاهده 30 پرونده مورد بررسی قرار گرفت. پس از بررسی پروندهها جهت بررسی علل عدم گزارش نویسی صحیح با 20 نفر از پرستاران مصاحبه (به صورت غیر ساختاری و با سوال باز) انجام شد.
یافتهها: نتایج بررسی پروندهها بر اساس برگهی مشاهده نشان داد که در مجموع 09/17% ثبت مطلوب داشتند،81/35% ثبت ناقص داشتند و 48% موارد ضروری را ثبت نکرده بودند. نتایج مصاحبه نشان داد که پرستاران، مهمترین علل را بیتوجهی به گزارشات پرستاری و عدم کنترل و نظارت، مشکلات ناشی از خستگی و حجم بالای کار، مشکلات آموزشی، مشکلات عدم آگاهی از نظر مسایل قانونی و مسایل شغلی عنوان کردند.
نتیجهگیری: به طور کلی مهمترین علت عدم کنترل و نظارت و بیتوجهی به روند ثبت و گزارشنویسی در بیمارستان مشخص گردید. با توجه به اهمیت ثبت گزارشات پرستاری در بهبود کمیت و کیفیت ارایه خدمات پرستاری و نقش آن در دفاع از حقوق بیماران و پرستاران، تشکیل کمیته ثبت و گزارشنویسی در کلیه مراکز خدمات بهداشتی - درمانی ضروری است.
زهرا منجمد، طاهره قربانی، فرناز مستوفیان، رکسانا اویسیپور، صغری نخستپندی، محمود محمودی،
دوره 10، شماره 4 - ( 11-1383 )
چکیده
مقدمه:میزان رضایت شغلی نشاندهنده نگرش مثبت یا منفی کارکنان نسبت به حرفه خودشان است که تحت تأثیر عوامل بسیاری قرار میگیرد. رضایت شغلی گروه پرستاری میتواند تأثیر مستقیم بر کیفیت خدمات پرستاری بگذارد. توجه به این مسأله در واقع توجه به سلامت جامعه است.
مواد و روش کار: پژوهش حاضر پیمایشی از نوع مقطعی است که به منظور تعیین میزان رضایت شغلی 4000 نفر از گروه پرستاری به صورت نمونهگیری تصادفی - طبقاتی در مراکز بهداشتی، درمانی و آموزشی سراسر کشور انجام شده است. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه رضایت شغلی هرزبرگ به همراه سؤالات امکانات رفاهی محل خدمت برای واحدهای مورد پژوهش ارسال گردید و 3029 پرسشنامه برگشت داده شد. رضایت شغلی در سه سطح پایین (صفر تا 33/33%)، متوسط (67/66-34/33%) و بالا (100-68/66%) طبقهبندی شده است.
یافتهها: بررسی نتایج در هشت حیطه نشان داد که رضایت شغلی اکثریت گروه پرستاری از شرایط محل کار (9/62%)، ارتباط با همکاران (6/69%)، موقعیت شغلی (3/74%)، نظارت و سرپرستی (6/57%)، سیاستگذاری مدیریتی (50%) و ارتباط با زندگی شخصی (6/80%) در سطح متوسط است حال آن که در حیطه امنیت شغلی (5/63%) و حقوق و مزایا (3/77%) رضایت شغلی در سطح پایین و در مجموع 2/78% گروه پرستاران رضایت کلی شغلی در سطح متوسط داشتند. آزمون آماری مجذور کای بین متغیرهای سن، سمت شغلی، سطح تحصیلات، سابقه کار، انجام اضافهکاری، نوع اضافهکاری، نوع مسکن و شرکت در دورههای بازآموزی با رضایت شغلی ارتباط معناداری را نشان داد.
نتیجهگیری: در مجموع رضایت شغلی اکثریت گروه پرستاری در سطح متوسط بود و اکثریت واحدهای مورد پژوهش از امکانات رفاهی در محل کار خود برخوردار نبودهاند. با توجه به یافتههای پژوهش به مسؤولین وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی توصیه میگردد در جهت افزایش حقوق و مزایا و همچنین طرح کارانه گروه پرستاری و فراهم نمودن امکانات رفاهی جهت این قشر از جامعه هر چه بیشتر تلاش نمایند.
علیرضا نیکبخت نصرآبادی، کرم ثناگو، لیلا جویباری،
دوره 11، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده
مقدمه:انسان از دیرباز با پدیده درد خود را همراه میدیده و همواره در صدد یافتن راههایی جهت تسکین و یا تخفیف درد بوده است. با همه پیشرفتهای شگفتانگیزی که در این عرصه تاکنون حاصل شده است هنوز هم تحقیق پیرامون درد از اولویتهای اساسی در علوم پزشکی است. هدف اصلی این مطالعه کشف معنای تجربه درد بعد از اعمال جراحی شکم در سه خرده فرهنگ کشور میباشد که با یک رویکرد تحقیق کیفی همراه گردیده است.
مواد و روش کار: به منظور درک تجربه زنده درد بیماران بعد از اعمال جراحی شکم از روش پدیدارشناسی تفسیری استفاده گردید. روش جمعآوری دادهها مصاحبه نیمه سازمان یافته، مشاهده هدفمند و استفاده از نوشتار و روش تجزیه و تحلیل دادهها روش تجزیه و تحلیل پدیدار شناسانه بِنر بود.
یافتهها: از مجموع مصاحبههای انجام شده با 15 شرکتکننده خرم آبادی، 13 شرکتکننده تهرانی و 8 شرکتکننده گرگانی و تجزیه و تحلیل اشتراکات و افتراقات چهار درونمایه استحصال گردید. تحتالشعاع قرار گرفتن درد بعد از عمل جراحی نسبت به درد اولیه، نیاز به حمایت، افزایش روحیه معنوی و توسل به خداوند و ائمه اطهار و احساس عدم درک مناسب و مداخله به موقع گروه درمان از درد بیمار از درونمایههای استحصال شده این تحقیق میباشد.
نتیجهگیری: اگر چه درد پدیدهای ذهنی منحصر به فرد و فرهنگی است و واکنش به درد شدیداً تحت تأثیر ارزشها و فرهنگ افراد میباشد، اما الگوی مواجهه با درد در خرده فرهنگهای تحت مطالعه تفاوت آشکاری نشان نداد. به عبارت دیگر فرهنگ ملی- اسلامی ایران به عنوان یک فرهنگ غالب خرده فرهنگهای دیگر را تحتالشعاع خود قرار داده و لذا درونمایههای استحصال شده تفاوت قابل ملاحظهای در این خرده فرهنگها نشان نداده است.
فرشته امیر مرادی، اشرف الملوک معماری، طیّب رمیم، عباس مهران، خدیجه خسروی،
دوره 11، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده
مقدمه:اقدام به خودکشی به روش خودسوزی، روشی خشن و بیرحمانه در جهت پایان دادن به زندگی است که فرد با آتش زدن جسم خود سعی در از بین بردن خویشتن دارد. مؤثرترین راه کاهش عوارض و مرگ و میر خودسوزی، پیشگیری است.
مواد و روش کار: این مطالعه یک پژوهش توصیفی است که بر روی مراجعین مرکز سوانح سوختگی شهید مطهری، تنها مرکز بستری مخصوص زنان صدمه دیده از سوختگی در شهر تهران، در مدت یک سال (از آذر ماه 1380 تا آذر ماه 1381) انجام شده است. نمونهها شامل زنان متأهل بستری در این مرکز در مدت زمان مذکور بودند. معیارهای لازم برای ورود به مطالعه شامل: مؤنث بودن، تأهل، عدم سابقه ابتلا به بیماری جسمی، روانی و اعتراف فرد به خود سوزی بود. جهت گردآوری اطلاعات، پرسشنامه و مصاحبه به کار گرفته شد. برای توصیف یافتهها از آمار توصیفی و نرمافزار آماری SPSS استفاده گردید.
یافتهها: 35 زن دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند. بیشترین گروه سنی گروه 25-21 سال، (میانگین سنی 94/357/24سال) 80 درصد دارای تحصیلات زیر دیپلم، 1/97درصد خانهدار و 8/68درصد خانوادهها دارای درآمد ماهیانه کمتر از صد هزار تومان بودند که اختلاف آماری معناداری در تمام این موارد وجود داشت. در 42% موارد، خودسوزی بین ساعت 18-12 و در7/45%، مکان خودسوزی حیاط منزل و در 4/91% موارد از نفت به عنوان ماده سوختی استفاده شده بود. 3/94% از واحدها، خشونت فیزیکی و کلامی شوهر خویش را تجربه کرده بودند، 60% زنان تحت مطالعه از شوهر خود به عنوان مقصر اصلی یاد نموده و 4/91% از زنان از منابع حمایتی در جامعه اطلاع نداشتند. تمامی واحدهای مورد پژوهش به علت عوارض ناشی از سوختگی فوت کردند.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان داد که بیشترین علل اقدام به خودسوزی در زنان متأهل، خشونت خانوادگی و مشکلات زناشویی میباشند. پرستاران بهداشت جامعه به دلیل ارتباط نزدیک با خانواده نقش مؤثری در پیشگیری از رفتار خودسوزی از طریق شناسایی عوامل خطر و برطرف کردن آنها دارند.
زهره پارسا یکتا، نسرین سلمانی باروق، زهرا منجمد، فرشته فرزیانپور، محمدرضا اشراقیان،
دوره 11، شماره 2 - ( 2-1384 )
چکیده
مقدمه :ارزشیابی فرآیندی نظامدار برای جمعآوری، تحلیل و تفسیر اطلاعات به منظور بررسی میزان عملی شدن هدفها میباشد. منظور از آموزش در سیستم نظام آموزشی دانشگاهی، ایجاد تغییرات مناسب و روزافزون در حاصل این سیستم یعنی دانشجویان است. هدف از ارزشیابی نیز ارتقاء کیفیت آموزش میباشد.
مواد و روش کار: در این مطالعه دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران با هدف انطباق آموزش با نیازهای جامعه و ارتقاء کیفیت با استفاده از پرسشنامه نظرسنجی از استادان، دانشجویان و دانشآموختگان در سال 1383 مورد ارزشیابی قرار گرفتند. این پژوهش یک مطالعه مقطعی و از نوع پیمایش توصیفی و تحلیلی میباشد که بر اساس ده گام و در هشت حوزه با عوامل مورد ارزشیابی مثل مدیریت و سازماندهی، هیأت علمی، فراگیران، نیروی انسانی و پشتیبانی، فضاهای: آموزشی - پژوهشی - بهداشتی و درمانی، تجهیزات: آموزشی - پژوهشی - آزمایشگاهی و تشخیصی، دورهها، برنامههای آموزشی، فرآیند تدریس و یادگیری و رضایتمندی دانشآموختگان انجام شده است.
یافتهها: میانگین کل نتایج ارزیابی درونی در دو گروه آموزشی پرستاری و مامایی در رشتههای کارشناسی ارشد پرستاری و مامایی و دکتری پرستاری در هشت حوزه بر اساس الگوی SWOTs به ترتیب 4/80%، 5/81% و 1/82% یعنی بسیار خوب تحلیل شده است.
نتیجهگیری: ارزشیابی آموزشی بهترین شاخصی است که میزان رسیدن به هدفها را نشان میدهد و به تحلیل کیفیت فعالیتهای آموزشی میپردازد و از آن میتوان به نتایج منطقی ومتعارف دست یافت.
حسین درگاهی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1384 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه تعدادی از نظریههای نوین مدیریت و کاربرد آنها در خدمات پرستاری را به منظور شناسایی و تشخیص شباهتهای موجود بین حرفه پرستاری و حرفه مدیریت مورد بررسی قرار میدهد. نیاز به ارایه خدمات بهداشتی درمانی با بهرهگیری از نظریههای مدیریت از دهه 1980 و اوایل دهه 1990 در کشورهای توسعه یافته مطرح شده است. در سالهای اخیر چهارنظریه مدیریت شامل تعالی سازمان، مدیریت کیفیت فراگیر، فرهنگسازمانی و توانمندسازی در حرفه مدیریت مطرح شده که هر کدام در حرفه پرستاری نیز نقش کلیدی و کاربردی دارند. در این مطالعه سعی شده است با بهکارگیری نظریههای نوین مدیریت در خدمات پرستاری، شباهتها و همبستگیهای موجود بین دو حرفه پرستاری و مدیریت مشخص شود.
نتیجهگیری: مقایسه شباهتهای مدیریت خدمات پرستاری با نظریههای نوین مدیریت این امکان را فراهم میسازد تا بین مدیران و پرستاران تشریک مساعی و هماهنگی ایجاد شده و ارایه خدمات موردنظر به گروههای ذینفع به طور مؤثر انجام شود.
سیده فاطمه جلالینیا، معصومه ذاکریمقدم، انوشیروان کاظمنژاد،
دوره 12، شماره 1 - ( 2-1385 )
چکیده
زمینه و هدف:چگونگی بهکارگیری احتیاطهای استاندارد و رعایت اصول تزریق ایمن توسط پرستاران دارای اهمیت میباشد. این بررسی به منظور تعیین سطح بهکارگیری روشهای تزریق ایمن توسط پرستاران انجام شده است.
روش بررسی: این بررسی یک مطالعه توصیفی است. جمعیت مورد مطالعه گروه پرستاران شاغل در بخشهای اورژانس بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران به تعداد 85 نفر بودند. از روش تمام شماری برای انتخاب نمونهها استفاده گردید. ابزار گردآوری دادهها شامل یک برگه مصاحبه و سه برگه مشاهده بود و از آزمونهای آماری t و ضریب همبستگی پیرسون و نرمافزار SPSS برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شده است.
یافتهها: نتایج نشانگر آنست که بیشترین درصد (6/70%) واحدهای مورد مطالعه مؤنث، اکثریت (60%) در گروه سنی 30- 23، 6/97% دارای مدرک تحصیلی لیسانس، 3/55% دارای سابقه کار بالینی زیر 5 سال و همچنین 80% دارای سابقه کار کمتر از 5 سال در بخش اورژانس بودهاند. 3/75% دوره بازآموزی کنترل عفونت را نگذرانده و 4/82% دارای نوبت کاری «در گردش» بودند. بیشترین درصد واحدهای مورد بررسی در نحوه بهکارگیری روشهای تزریق ایمن در حین آمادهسازی، در حین تزریق و پس از تزریق به ترتیب 4/49%، 8/51% و 3/55% در وضعیت مطلوب قرار داشتند. همچنین بین امتیازات به دست آمده از نحوه بهکارگیری روشهای تزریق در حین تزریق با جنس (002/0 =p) و بین بهکارگیری روشهای تزریق ایمن حین آمادهسازی و حین تزریق و حین آمادهسازی و پس از تزریق (به ترتیب 001/0>p، 001/0=p) همبستگی معناداری وجود دارد.
نتیجهگیری: در مجموع نحوه بهکارگیری روشهای تزریق ایمن توسط واحدهای مورد مطالعه تا 50% نمونهها مطلوب بود اما از آنجایی که تقریباً نیمی از نمونههای مورد بررسی دارای عملکرد نسبتاً مطلوب و نامطلوب بودهاند انتظار میرود 100% پرستارانی که در امر تزریق دخالت دارند، روشهای تزریق ایمن را به کار گیرند
ناهید دهقان نیری، علی اکبر نظری، مهوش صلصالی، فضلالله احمدی،
دوره 12، شماره 3 - ( 4-1385 )
چکیده
زمینه و هدف:پرستاران نقش اساسی در تداوم مراقبت و ارتقای سلامت دارند و بهرهوری کل سازمان را تحت تأثیر قرار میدهند. اما آنها اذعان دارند که به لحاظ موانع گوناگون بهرهوری کافی ندارند و بدین جهت کیفیت مراقبت در سطح پایینی نگاه داشته شده است. از این رو هدف این تحقیق بررسی دیدگاه پرستاران در باره نقش نیروی انسانی در بهرهوری است.
روش بررسی: این مطالعه به روش کیفی و رویکرد گراندد تئوری (تئوری زمینهای) انجام شد. جهت جمعآوری اطلاعات غنی از مصاحبههای باز با راهنمای مصاحبه، مشاهده و جمع آوری روایات استفاده شد. مطالعه با نمونهگیری هدفمند شروع و در طی تکامل طبقات، با نمونهگیری نظری ادامه یافت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مقایسهای به شیوه استراوس و کوربین استفاده شد.
یافتهها: مقوله: «منابع انسانی» به عنوان متغیر مرکزی و اصلی (طبقه محوری) ظهور یافت. مواردی چون محاسبه تعداد نیرو به طور سیستمی، گزینش صحیح و رعایت ضوابط در آن، تأمین نیروی کافی از ردههای مختلف پرستاری، پذیرش بیمار با هماهنگی پرستار مسؤول بخش و روابط مطلوب انسانی از مفاهیم فرعی این طبقه هستند.
نتیجهگیری: همانطور که شرکتکنندگان اذعان داشتند منابع انسانی مناسب میتواند بهرهوری پرستاران را افزایش داده و به افزایش کیفیت مراقبت که مأموریت اصلی نظام سلامت است کمک کند.
مرضیه شبان، فرهاد رمضانیبدر،
دوره 13، شماره 1 - ( 1-1386 )
چکیده
زمینه و هدف:تجزیه و تحلیل سؤالات فرآیندی است که کیفیت و کمیت سؤالات و کل آزمون با آن ارزیابی میشود. این مطالعه با هدف تعیین میزان تأثیر تجزیه و تحلیل سؤالات آزمونهای پایان ترم بر کیفیت طراحی سؤال توسط اعضای هیأت علمی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفته است.
روش بررسی: بررسی حاضر یک مطالعه نیمه تجربی است. در این مطالعه سؤالات آزمون یکی از دروس تدریس شده توسط هر یک از اعضای هیأت علمی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران در نیمسال دوم 84-83 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج همراه توصیههای آموزشی به صورت یک جزوه به هر یک از آنان ارایه شد. سپس در نیمسال اول 85-84، سؤالات طرح شده توسط همان اعضای هیأت علمی تجزیه و تحلیل و با نتایج نیمسال 84-83 مقایسه گردید. از تعداد 33 نفر عضو هیأت علمی 27 نفر قبل از مداخله و 21 نفر بعد از مداخله در تحقیق شرکت کردند. ابزار گردآوری دادهها چک لیست پنج قسمتی شامل فرم ظاهری متن سؤالات و گزینهها، فرم ظاهری کل آزمون، روایی محتوا، سطح سؤال در حیطه شناختی و نکات اجرایی آزمون بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای آماری t، پیرسون، اسپیرمن و آزمون دقیق فیشر استفاده شد.
یافتهها: قبل از مداخله 1056 سؤال و بعد از مداخله 803 سؤال مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج مقایسه شد. بین شکل متن سؤالات و گزینهها (001/0p<)، سطح سؤالات در حیطه شناختی (05/0p<)، و تحلیل گزینههای انحرافی (001/0p<) قبل و بعد از مداخله اختلاف معنادار آماری وجود داشت. اما بین ضریب دشواری و ضریب تمیز سؤالات، شکل آزمون، روایی محتوا و نکات اجرایی آزمونها قبل و بعد از مداخله اختلاف معناداری وجود نداشت. همچنین آزمون آماری پیرسون ارتباط آماری معناداری بین متغیرهای سن (004/0=p ، 535/0-=r) و سابقه کار (003/0=p ، 546/0-=r) با ضریب دشواری نشان داد.
نتیجهگیری: مقایسه وضعیت کمی و کیفی سؤالات طراحی شده پایان ترم توسط اعضای هیأت علمی دانشکده پرستاری و مامایی در دو نیمسال مقطع کارشناسی نشان داد که ارایه نتایج تجزیه و تحلیل سؤالات به همراه جزوههای آموزشی به اعضای هیأت علمی در ارتقای طراحی سؤالات از جنبههای شکل متن سؤالات و گزینهها، سطح سؤالات در حیطه شناختی و گزینههای انحرافی نقش مثبت داشته است.
زهرا راهنورد، سرور احمدنژاد آبکنار، عباس مهران،
دوره 15، شماره 1 - ( 5-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: مدل همکار آموزشی بالینی به معنی مشارکت و همکاری بین مراقبان سلامت و مربیان دانشکده است و واقعبینی را برای محیطهای کاری به ارمغان میآورد. در حرفه پرستاری سازگاری بین بخش آموزش و عرصه بالین، آرمانی دیرینه بوده که مستلزم همکاری مربیان دانشکدههای پرستاری و پرستاران حرفهای میباشد. تحقق این هماهنگی در نهایت تضمینکننده پیشرفت حرفه پرستاری خواهد بود. لذا اتخاذ رویکردی مؤثر و قابل اجرا جهت ادغام مباحث نظری و تجربیات بالینی در رشته پرستاری از اهمیت ویژهای برخوردار است. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان تأثیر مدل همکار آموزشی بالینی بر پیامد آموزش بالینی دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام پذیرفته است. روش بررسی: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی است. نمونههای این پژوهش شامل سه نفر از مربیان دانشکده، 7 نفر از پرستاران شاغل در 3 بخش کودکان و 52 نفر از دانشجویان پرستاری مشغول به تحصیل در ترم پنجم بودند که دارای معیارهای ورود به مطالعه بوده و به صورت نمونهگیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. سپس نمونهها به صورت تصادفی به دو گروه تجربه (28 نفر) و شاهد (24 نفر) تقسیم شدند. دانشجویان در گروه تجربه و شاهد، واحد کارآموزی کودکان را در 3 بخش منتخب و به طور غیر همزمان سپری نمودند با این تفاوت که دانشجویان در گروه تجربه بر اساس مدل همکار آموزشی بالینی تحت نظر پرستاران منتخب بالینی آموزش میدیدند و مربیان دانشکده بر فرایند آموزش نظارت داشته و در این مورد با پرستاران مربی همکاری مینمودند. در پایان دوره کارآموزی از مهارتهای بالینی دانشجویان و میزان رضایتمندی دانشجویان و مربیان پس آزمون به عمل آمد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها، از روشهای آماری توصیفی و استنباطی شامل آزمون مجذور کای، تست دقیق فیشر، منویتنییو و آزمون t استفاده شد.
یافتهها: نمونهها در گروه تجربه و شاهد، از نظر مشخصاتی نظیر سن، جنس، معدل ترم گذشته، میزان علاقه و انگیزه نسبت به حرفه پرستاری با یکدیگر همگن بودند. یافتههای این پژوهش اختلاف معناداری را در دو گروه تجربه و شاهد از نظر مهارتهای بالینی اندازهگیری TPR، اندازهگیری فشارخون، اکسیژن درمانی، دارو درمانی، تغذیه کودک، ارتباط با کودک و خانواده نشان داد (001/0p<). به علاوه اختلاف معناداری بین متغیر رضایتمندی پرستاران منتخب بالینی از نحوه کارآموزی دانشجویان پرستاری در دو گروه تجربه و شاهد مشاهده شد (004/0=p). اما به لحاظ رضایتمندی دانشجویان و مربیان پرستاری از دستیابی به اهداف آموزش بالینی در گروه تجربه و شاهد اختلاف معناداری مشاهده نشد (به ترتیب 058/0=p و 109/0=p).
نتیجهگیری: مدل همکار آموزشی بالینی روشی مناسب در فرایند آموزش مهارتهای بالینی به دانشجویان پرستاری است و بر این اساس بهرهگیری از تجربیات و دانش عملی پرستاران بالینی در هر بخش برای ارایه آموزش مهارتها به دانشجویان پرستاری توصیه میشود.
میترا ذوالفقاری، محمدرضا سرمدی، رضا نگارنده، بهمن زندی، فضلالله احمدی،
دوره 15، شماره 1 - ( 5-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: نظام یادگیری الکترونیکی ترکیبی، به عنوان یک نظام آموزشی مرکب از آموزش چهره به چهره و یادگیری الکترونیکی، در آموزش دروس پرستاری در سایر کشورها حرکت رو به رشدی داشته است. این روش در ایران چندان شناخته شده نیست و پذیرش آن توسط دستاندرکاران آموزش نیازمند زمینهسازی مناسب میباشد. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف شناخت نگرش اعضای هیأت علمی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران نسبت به تدریس به روش نظام یادگیری الکترونیکی ترکیبی انجام گرفته است. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی توصیفی، کلیه اعضای هیأت علمی دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران (به تعداد 60 نفر)، به طریق تمام شماری مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته بود. دادهها پس از جمعآوری با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار آماری SPSS v.11.5 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: میزان پاسخدهی به پرسشنامه 33/93% (56نفر) بود. 7/85% پاسخدهندگان زن بودند. میانگین سنی 88/44 با انحراف معیار 6/5 و میانگین سنوات تدریس 75/16سال با حداقل 5 و حداکثر 30 سال بود. در خصوص نگرش اعضای هیأت علمی به تدریس از طریق نظام یادگیری الکترونیکی ترکیبی، یافتهها نشان داد که 66% نمونهها نگرش مثبت و 34% نگرش کاملاً مثبت داشته و هیچکدام نگرش منفی نداشتهاند. همچنین 1/41% تمایل زیاد خود را جهت آماده نمودن دروس به شیوه الکترونیکی بیان نمودند و 5/87% مایل بودند که در کارگاههای آموزشی تدوین محتوای الکترونیکی شرکت نمایند. تحلیل آماری تفاوت معناداری از نظر سن، جنسیت و سابقه تدریس با نحوه نگرش نسبت به تدریس الکترونیکی نشان نداد. صرفاً رابطه آماری معناداری بین آمادگی شرکت در کارگاه با نگرش نسبت به تدریس به شیوه الکترونیکی ترکیبی نشان داده شد (012/0=p) و نگرش مثبتتر با آمادگی بیشتر همراه بود.
نتیجهگیری: با توجه به نگرش مثبت اعضای هیأت علمی به تدریس از طریق نظام یادگیری الکترونیکی ترکیبی، از این لحاظ زمینه جهت طراحی و حرکت به سمت اجرای نظام یادگیری الکترونیکی ترکیبی در آموزشهای رسمی دانشکده پرستاری و مامایی آماده است، لذا پیشنهاد میگردد اقدامات لازم در این مورد صورت گیرد.
غضنفر میرزابیگی، صدیقه سالمی، مهناز سنجری، فاطمه شیرازی، شیوا حیدری، صدیقه ملکی،
دوره 15، شماره 1 - ( 5-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: نظامهای بهداشتی در سراسر جهان با افزایش روزافزون چالشها، گسترش نیازهای بهداشتی و محدودیتهای اقتصادی روبرو هستند. تقریباً در تمام کشورها عمدهترین بخش نیروی انسانی نظام بهداشتی را پرستاران تشکیل میدهند. کمبود پرستار و خروج بالای پرستاران از این حرفه یک معضل جهانی است. عدم رضایت شغلی یکی از عوامل مؤثر در ترک حرفه پرستاری است. این پژوهش با هدف تعیین میزان رضایت شغلی پرستاران کشور انجام گرفته است. روش بررسی: این تحقیق به صورت توصیفی - مقطعی در سال 1385 انجام گرفت. روش نمونهگیری به صورت تصادفی بود و 1058 پرستار در این مطالعه شرکت داشتند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامهای شامل دو بخش بود که در قسمت اول ویژگیهای فردی و شغلی پرستاران و در قسمت دوم رضایت شغلی مورد سؤال قرار گرفت. اطلاعات طی 3 ماه جمعآوری شد. در تجزیه و تحلیل آماری از SPSS v.12 و آزمونهای آماری توصیفی استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد فقط حدود یک سوم پرستاران (30/34%) از شغل خود راضی هستند. بر اساس نتایج به دست آمده «امنیت شغلی در حرفه پرستاری» (5/44%) و «میزان رضایت پرستاران از محیط کار و امکانات رفاهی» (26/44%) بالاترین امتیاز رضایت و از سوی دیگر «شرح وظایف حرفه پرستاری» (75/74%)، «وجهه اجتماعی حرفه پرستاری در جامعه» (3/70%) و «روشها و نحوه ارتباط با مدیران پرستاری» (70%) به ترتیب بیشترین امتیاز نارضایتی پرستاران را به خود اختصاص دادند.
نتیجهگیری: بهبود حقوق و مزایا و رعایت عدالت در حقوق کارکنان بهداشتی درمانی به ویژه پرستاران در مقایسه با سایر کارکنان دولت، تعدیل ساعت کار، اضافه کاری و نوبت کاری جهت حفظ کیفیت خدمات پرستاری، رضایت پرستار و در نهایت رضایت بیمار ضروری است. همچنین هموار کردن مسیر ارتقای شغلی، فراهم نمودن امکان ادامه تحصیل و آموزش مداوم و فرهنگ سازی در زمینه حرفه پرستاری از اقدامات مهم در جهت افزایش رضایت شغلی در پرستاران است.
آسیه درویش، فرزاد توحیدخواه، رسول خیاطی، سینا کیهانیان،
دوره 15، شماره 2 - ( 7-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: تنظیم برنامه نوبتکاری پرستاری در دوره زمانی مشخص به طوری که نیازمندیهای بیمارستان، پرستاران و بیماران را تحت پوشش قرار دهد، مسألهای چالش برانگیز برای مدیران پرستاری است. مطالعه حاضر با هدف طراحی سیستم هوشمند تنظیم کننده برنامه نوبتکاری پرستاران با استفاده از الگوریتم ژنتیک برای ارایه خدمت بهتر به بیماران و مقابله با مشکلات برنامهریزی سنتی انجام گرفته است. روش بررسی: این مطالعه کاربردی و به منظور طراحی نرمافزار بوده و بر اساس دادههای استخراج شده از برنامههای نوبت کاری و مصاحبه با مدیران پرستاری در بیمارستانهای آموزشی منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها با تبدیل روند برنامهریزی فرد خبره به تابع ریاضی و برنامهنویسی به روش الگوریتم ژنتیک با استفاده از نرم افزار Matlab و از طریق مقایسه برنامههای تهیه شده توسط فرد خبره و سیستم طراحی شده انجام گرفت.
یافتهها: مقایسه برنامه تهیه شده توسط فرد خبره در 6 ماه و سیستم طراحی شده، میزان 57% بهبود کاهش هزینه یکنواختی چیدمان، 93% صرفهجویی در زمان مدیر پرستاری و همچنین رعایت عدالت بیشتر در تنظیم برنامه را نشان داد.
نتیجهگیری: تنظیم برنامه و زمانبندی نوبتکاری پرستاری توسط سیستم طراحی شده در مقایسه با فرد خبره از کارآیی بالایی برخوردار است و منجر به افزایش کارآیی مدیران، افزایش رضایت شغلی پرستاران، کاهش معضل کار با گزارشات کاغذی و اهمیت به تقاضای کارکنان ضمن رعایت نیازهای بیمارستان میشود. از آنجا که سیستم طراحی شده در این پژوهش محدود به دادههای اخذ شده از دو بخش مورد مطالعه از بیمارستان طبی کودکان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران میباشد و قیود کمی را در نظر گرفتهایم، برای تعمیم آن به بخشهای دیگر نیازمند ایجاد تغییرات در برنامهنویسی بر اساس دادهها میباشد. لذا توصیه میشود مطالعه آتی برای طراحی سیستم مشابه با افزودن قیود به طوری که برنامه تهیه شده، به دنیای واقعی نزدیکتر شود و همچنین در بخشهای مختلف بیمارستان قابل استفاده باشد، انجام پذیرد.