کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
12 نتیجه برای موضوع مقاله:
ساره رستمی، مرتضی بهنام رسولی، علی مقیمی، مسعود فریدونی، زینب مؤمنی،
دوره 10، شماره 2 - ( 10-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: نوروپاتی مرکزی یکی از رایجترین عوارض دیابت است که منجر
به اختلال در عملکردهای شناختی از قبیل یادگیری و حافظه میشود. هدف از مطالعه
حاضر، بررسی همزمان و مقایسهای اثرات دیابت نوع1 و نوع2 بر یادگیری، حافظه فضایی
و حافظه احترازی در رت است.
روشها: 21 رت نر نژاد ویستار به سه گروه کنترل، دیابتی نوع 1 و دیابتی
نوع 2 تقسیم شدند. القای دیابت نوع 1 با تزریق داخل صفاقی استرپتوزتوسین با دوز mg/kg60 وزن بدن و القای دیابت نوع 2 با
تجویز خوراکی فروکتوز 10% در آب آشامیدنی به مدت 8 هفته انجام شد. 6 هفته پس از تأیید
دیابت یادگیری و حافظه فضایی رتها به وسیله آزمون ماز آبی موریس و حافظه احترازی با
آزمون شاتل باکس بررسی شد.
یافتهها: در آزمون ماز آبی در مقایسه با گروه کنترل گروه دیابتی نوع
1 افزایش معنیدار (01/0P<) در مسافت طی
شده و زمان رسیدن به سکو نشان داد در حالی که این افزایش در گروه دیابتی نوع 2 معنیدار
نبود. در آزمون شاتل باکس نیز در رتهای دیابتی در مقایسه با گروه کنترل تأخیر در
زمان ورود به محفظه تاریک بطور معنیداری (01/0P<) کاهش یافت.
نتیجهگیری: در هر دو نوع دیابت حافظه احترازی آسیب میبیند در حالی که
در رابطه با حافظه فضایی این آسیب در دیابت نوع 1 بارزتر است. در عین حال ممکن است
آسیب حافظه فضایی در دیابت نوع 2 وابسته به دوره ابتلای به بیماری و سن باشد.
زینب مؤمنی، مرتضی بهنام رسولی، مسعود فریدونی، ساره رستمی،
دوره 10، شماره 4 - ( 7-1390 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوعی اختلال متابولیک است که با هیپرگلیسمی ناشی از نقص در عملکرد انسولین، ترشح آن و یا هر دو همراه است. دیابت موجب القای مرگ نورونی در مناطق مختلف مغز به ویژه هیپوکامپ میشود. هدف از مطالعه حاضر، بررسی مقایسهای و همزمان اثرات دیابت نوع 1 و 2 بر تراکم نورونی در هیپوکامپ رت میباشد.
روشها: رتهای نر ویستار به سه گروه 6 تایی شامل کنترل، دیابت نوع 1 و دیابت نوع 2 تقسیم شدند. القای دیابت نوع 1 با تزریق زیر پوستی آلوکسان با دوز mg/kg135 وزن بدن و القای دیابت نوع 2 با تجویز خوراکی فروکتوز 10% در آب آشامیدنی به مدت هشت هفته انجام شد. دو ماه پس از تأیید القای هر دو نوع دیابت، وضعیت تراکم نورونی هیپوکامپ به وسیله تکنیک دایسکتور مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: تراکم نورونی در ناحیه CA1 در هر دو گروه تجربی کاهش معنیداری با گروه کنترل نشان داد در حالی که تراکم نورونی ناحیه CA3 تنها در گروه دیابت نوع 1 کاهش معنیداری با گروه کنترل داشت (05/0P<). در کل ناحیه هیپوکامپ نیز تراکم نورونی گروه دیابتی نوع 1 کاهش معنیداری با گروه کنترل نشان داد (05/0P<).
نتیجهگیری: کاهش بارز تراکم نورونی در ناحیه CA1 احتمالاً بدلیل آسیب پذیرتر بودن این ناحیه به شرایط پاتولوژیک است. در کل هیپوکامپ نیز کاهش تراکم نورونی در گروه دیابتی نوع 1 بارزتر است در حالی که ممکن است در دیابت نوع 2 وابسته به دوره ابتلا به بیماری و سن باشد.
حسین اقبالی، محمدعلی اقبالی، عبدالرضا نوروزی، حسین شیوا،
دوره 11، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده
1024x768 Normal
0
false
false
false
مقدمه: براساس مطالعات صورت
گرفته، گام نخست در کنترل و درمان دیابت نوع 2، برنامه غذایی مناسب میباشد. شیوههای
متعددی جهت تعیین برنامه غذایی مناسب برای بیماران دیابتی وجود دارد که با
درنظرگرفتن مصرف متعادل پروتئین و کربوهیدرات ها و همچنین مصرف کم قندهای ساده و چربی ایجاد میشوند. هدف این
تحقیق، تعیین برنامه بهینه غذایی با استفاده از مدلسازی برنامهریزی خطی ریاضی،
با هدف کمینهسازی چربیهای اشباع و قندهای
ساده دریافتی از مواد غذایی است.
روشها: به عنوان نمونه، یک
زن 55 ساله، کم تحرک، با نمایه توده بدنی
(BMI)
kg/m2 25
و مبتلا به دیابت نوع 2 درنظر گرفته شد. با استفاده از منابع کتابخانهای، میزان
مورد نیاز روزانه وهمچنین حداکثر میزان مجاز دریافت روزانه
(Tolerable
upper intake levels) از مواد مغذی برای این فرد، مشخص گردید. کمینهسازی چربیهای
اشباع و قندهای ساده به عنوان
اهداف مدل برنامهریزی خطی ریاضی و حداقل و حداکثر میزان مجاز دریافت از مواد مغذی
به عنوان قیدهای مسأله درنظرگرفته شد. سپس برای حل این مدل از نرم افزار محاسباتی متلب
(MATLAB) استفاده گردید.
یافتهها: باتوجه به توابع هدف، محدودیتهای مسأله و تنوع غذایی در وعدهها
و میان وعدهها، اعداد مربوط به میزان مصرف مواد موجود در برنامه غذایی بهینه که
درآن کمترین میزان چربیهای اشباع و قندهای
ساده مشاهده میشد، به دست آمدند. همچنین میزان دریافت روزانه انواع مغذیها
در این برنامه غذایی، به گونهای مناسب حاصل شدند.
نتیجهگیری: استفاده از مدل برنامهریزی خطی ریاضی میتواند در بهینه سازی
برنامه غذایی بیماران دیابتی نوع 2 با اهداف کمینهسازی چربیهای اشباع و قندهای
ساده، موثر باشد. در برنامه حاصل از پیادهسازی مدل ریاضی، ضمن برخورداری از تمامی
گروههای غذایی، شاهد کمترین میزان چربیهای اشباع و قندهای ساده خواهیم بود.
الهه خواجوئی، زهره الهی مقدم، مرتضی بهنام رسولی، ناصر مهدوی شهری،
دوره 13، شماره 5 - ( 4-1393 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوعی بیماری درونریز متابولیک است که اختلالات متابولیکی ناشی از آن ممکن است عمل سایر غدد درونریز درگیر در متابولیسم از جمله غده تیروئید را نیز تحت تاثیر قرار دهد. در مطالعه حاضر اثرات دیابت القایی نوع یک و نوع دو بر ساختار غده تیروئید و سطوح فاکتورهای بیوشیمیایی خون در موش صحرایی نر نژاد ویستار مورد بررسی قرار گرفته است.
روشها: سی رت نر بالغ به سه گروه کنترل، دیابت القایی نوع یک (mg/kg130) آلوکسان و دیابت القایی نوع دو (تیمار با آب آشامیدنی حاوی فروکتوز 10% بهمدت 8 هفته) تقسیم شدند. پس از القای دیابت، رتها بهمدت دو ماه نگهداری شدند و در طی این مدت سطوح سرمی فاکتورهای بیوشیمیایی و انسولین کلیه موشها در سه مقطع زمانی قبل، وسط و پایان دوره آزمایشاندازهگیری شد. پس از فیکس، غده تیروئید موشها به روش پرفیوژن و طی مسیر آمادهسازی بافتی، تهیه مقاطع میکروسکوپی سریال و رنگ آمیزی، وضعیت ساختاری غده تیروئید بهوسیله تکنیکهای استریولوژیکی کاوالیه و دایسکتور مورد بررسی کمی قرار گرفت.
یافتهها: دو ماه پس از القای دیابت، در دیابت نوع یک افزایش سطحتری گلیسرید و کلسترول و کاهش سطح LDL در حالی که در دیابت نوع دو، در سطوح LDL وHDL اندکی کاهش مشاهده شد. نتایج حاصل از بررسی ساختاری غده تیروئید بیانگر کاهش چشمگیر (05/0P<) حجم غده تیروئید و افزایش معنیدار (01/0P<) دانسیته سطحی فولیکولها و به عبارت دیگر کاهش حجم فولیکولها در هر دو گروه دیابتی بود.
نتیجهگیری: این نتایج رابطه نزدیک بین اختلالات تیروئیدی با دیابت را مورد تائید قرار میدهند.
ملیکا بیهقی، حمیده قدرتی آزادی، ژیلا طاهر زاده، حمیدرضا بهرامی،
دوره 16، شماره 3 - ( 12-1395 )
چکیده
مقدمه: در سالهای اخیر، مکملهای غذایی نقش مهمی در حفظ رژیم غذایی مناسب در اغلب بیماری های مزمن از جمله دیابت پیدا کردهاند. اسپیرولینا پلتنسیس بهعنوان یک مکمل غذایی مناسب مطرح گردیده است و حاوی ویتامینهای گروه B، بتا کاروتن، ویتامین E، پروتیئنهای با ارزش بالا، مواد معدنی، اسید گاما لینولئیک و آنتی اکسیدانهای قوی است.
روش ها: 50 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو در محدوده سنی 30 الی 60 سال که 10-5 سال تحت درمان استاندارد یکسانی (از لحاظ مصرف دارو) برای دیابت قرار داشتند بهصورت تصادفی به دو گروه مساوی شامل شاهد و بیمار تقسیم شدند. به گروه بیمار روزانه 8 گرم اسپیرولینا پلتنسیس به شکل قرصهای یک گرمی بهمدت سه ماه تجویز گردید. گلوکز خون ناشتا بیماران هر دو گروه ماهانه و هموگلوبین A1C در ابتدا و انتهای طرح اندازهگیری شد و نتایج آنها با یکدیگر مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: گلوکز خون ناشتا در گروه بیماران پس از 3 ماه تجویز پودر اسپیرولینا کاهش معنیداری را نشان داد و از mg/dl 158/1±44/2 در روز نخست به mg/dl 127/8±36/7 در روز پایانی تغییر یافت. ولی در گروه شاهد تغییر معنیدار نبود. هموگلوبین گلیکوزیله نیز در هر دو گروه کاهش یافت (05/0>P).
نتیجهگیری: اسپیرولینا پلتنسیس بهعنوان یک مکمل میتواند در بیماران دیابت نوع دو همراه با داروهای خوراکی ضد دیابت استفاده گردد و در کاهش گلوکز خون بیماران در کوتاه مدت مؤثر است ولی اثر آن بر هموگلوبین A1C نیاز به تجویز طولانیتر دارد.
محمدرضا حامدی نیا، طیبه امیری پارسا،
دوره 17، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: هدف مطالعهی حاضر بررسی مقالات چاپ شده در نشریات علمی – پژوهشی داخل کشور در بخش علوم ورزشی و در حوزهی متابولیسم ورزشی از سال 1390 تا سال 1394 بود.
روش ها: به این منظور از 27 نشریهی چاپ شده در حوزهی علوم ورزشی 9 نشریه انتخاب شد و با مراجعه به سایت خود نشریات و پایگاههای جهاد دانشگاهی (SID) و بانک اطلاعات نشریات کشور (Magiran) مقالات استخراج شد. در این فرآیند 766 مقاله مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: از 766 مقالهی مورد بررسی با توجه به شاخصهای مورد اندازهگیری، 223 مقاله در حوزهی متابولیسم ورزشی قرار گرفت. بیشترین مقالات در نشریهی سوخت و ساز فعالیت ورزشی چاپ شده بود، 57/53 درصد مقالات چاپ شده در این نشریه در حوزهی متابولیسم ورزشی بود. متوسط نویسندگان هر مقاله 28/3 نفر بود. سهم دانشگاههای دولتی در تولید مقالات 78 درصد به تنهایی و 17 درصد با دانشگاههای آزاد بود. در ارتباط با بیشترین متغیر مستقل مورد استفاده در تحقیقات میتوان گفت تمرینات هوازی (استقامتی) 09/29 درصد از کل متغیرهای مورد استفاده در تحقیقات بود. از 223 مقالهی مورد بررسی 89 مقاله پاسخ به فعالیتهای ورزشی و 134 مقاله سازگاری نسبت به تمرینات ورزشی را مورد مطالعه قرار داد. بیشترین آزمودنیهای مورد استفاده در تحقیقات دانشجویان و موشها با 5/16 و 14/16 درصد از کل مقالات بود. تعداد آزمودنیهای مورد استفاده در هر مقاله بهطور میانگین 62/23 نفر بود. تقریباً 60 درصد مقالات هیچ نوع شاخص عملکردی یا جسمانی را اندازهگیری نکرده بودند. از میان شاخصهای متابولیسمی مورد اندازهگیری، شاخصهای اکسیدانی و آنتی اکسیدانی با 69/11 درصد در رتبهی اول قرار داشت.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج فوق هماهنگی، اولویت و سیاستگذاری در حوزهی پژوهشهای متابولیسم ورزشی ضروری بهنظر میرسد.
بابک هوشمند مقدم، محمد علی آذربایجانی، سحابه مهدیان، علی بختیاری، مژگان اسکندری،
دوره 18، شماره 6 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه: دیابت و چاقی بهواسطه تغییرات هورمونهای جنسی با کاهش عملکرد و فعالیت جنسی همراه است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر مستقل و تعاملی مکملسازی خارخاسک و تمرین مقاومتی دایرهای بر مقادیر تستوسترون، هورمون محرک فولیکول (FSH)، هورمون لوتئینی (LH) و نعوظ در مردان چاق دیابتی بود.
روشها: در این مطالعهی نیمه تجربی، 40 مرد چاق مبتلابه دیابت نوع دو (سن01/8±97/41سال، نمایهی تودهی بدنی 87/1±97/31کیلوگرم بر مترمربع) در چهار گروه همگن: 1) تمرین مقاومتی+دارونما 2) خارخاسک 3) تمرین مقاومتی+خارخاسک 4) کنترل قرار گرفتند. آزمودنیهای گروه اول و سوم بهمدت 8 هفته به اجرای پروتکل تمرین مقاومتی دایرهای پرداختند. همچنین آزمودنیهای گروه دوم و سوم روزانه 1000 میلیگرم (دو کپسول500 میلیگرمی) خارخاسک و گروه اول به همین مقدار دارونما دریافت کردند. نمونههای خونی و پرسشنامهی مربوطه در دو مرحلهی پیش و پسآزمون جهت سنجش مقادیر بیوشیمیایی و عملکرد نعوظ جمعآوری شد. تجزیهوتحلیل آماری دادهها با استفاده از آزمونهای تی همبسته، واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 05/0 انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد مقادیر نعوظ، تستوسترون، FSHو LH در سه گروه تمرین مقاومتی، خارخاسک و تمرین مقاومتی+ خارخاسک بهطور معناداری افزایش یافت (05/0≥P). همچنین اخلاف معناداری در تمامی متغیرها بین گروه تمرین مقاومتی+ خارخاسک با گروه تمرین مقاومتی و خارخاسک مشاهده شد (05/0≥P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد مصرف هشت هفته خارخاسک و اجرای تمرین مقاومتی بهطور مستقل موجب افزایش عملکرد جنسی و نعوظ میشود. اما بهنظر میرسد ترکیب این دو، باعث همافزایی بیشتر عملکرد جنسی و نعوظ در مردان چاق مبتلابه دیابت نوع دو میشود.
عبدالمنصور طهماسبی، مهرداد موحدنسب، ملیکا حامدی، وحید وثوقی پوستین دوز، رضا لطفی،
دوره 22، شماره 4 - ( 8-1401 )
چکیده
مقدمه: گلبرگ زعفران حاوی ترکیبات فلاونوئیدی، گیکوزیدی وآنتوسیانینها است. با توجه به روند افزایش مصرف گیاهان دارویی در طب جدید بهمنظور درمان برخی از بیماریها، مطالعهی پیشرو بهمنظور بررسی اثر بخشی عصارهی هیدروالکلی گلبرگ زعفران و آب قلیایی در مقایسه با داروی تجاری متفورمین بر سطح گلوکز خون موشهای صحرایی دیابتی طراحی و اجرا گردید.
روشها: در این آزمایش، 28 سر موش صحرایی نر ویستار به 4 گروه تقسیم شدند. 1) موشهای صحرایی دیابتی (کنترل منفی)، 2) موشهای صحرایی دیابتی که روزانه mg200 عصارهی خشک گلبرگ زعفران دریافت میکردند 3) موشهای صحرایی دیابتی که بهصورت آزاد به آب قلیایی دسترسی داشتند 4) موشهای صحرایی دیابتی که روزانه mg/kg BW100 متفورمین دریافت میکردند. مدت اجرای آزمایش 28 روز در نظر گرفته شد. در طی این مدت خوراک و آب مصرفی بهصورت روزانه و وزن بهصورت هفتگی اندازهگیری و ثبت میگردید. در پایان آزمایش شاخصهای بیوشیمیایی خون اندازهگیری شد.
یافتهها: وزن و تریگلیسرید خون تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار نگرفت درحالیکه خوراک مصرفی، آب مصرفی، انسولین، گلوکز، کلسترول، HDL (لیپوپروتئین با چگالی بالا)، LDL (لیپوپروتئین با چگالی پایین) و آنزیمهای کبدی بهطور معنیداری تحت تأثیر تیمارهای آزمایشی قرار گرفت.
نتیجهگیری: بر طبق نتایج، استفاده از آب قلیایی و عصارهی گلبرگ زعفران بهصورت مثبتی باعث کاهش گلوکز خون موشهای صحرایی گردید و همچنین تأثیرات معنیداری بر مصرف خوراک و آب، کلسترول، HDL و LDL حیوانات داشت. با این حال تأیید قطعی نتایج این آزمایش نیازمند مطالعات و بررسیهای بیشتر در این زمینه است.
عاطفه کتابدار، سیدرضا عطارزاده حسینی، مهرداد فتحی، محمد مسافری،
دوره 23، شماره 5 - ( 10-1402 )
چکیده
مقدمه: بیماری کبد چرب و ارتباط آن با بیماریهای قلبی عروقی یکی از دغدغههای جامعه امروزی است، لذا هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین استقامتی و تزریق هورمون رشد بر محتوی PGC1α میتوکندریایی قلبی و برخی شاخصهای استرس اکسیداتیو موشهای سوری مبتلا به آسیب کبدی است.
روشها: در این پژوهش تجربی 21 سر موش بهصورت تصادفی به سه گروه هفت تایی، کنترل (C)، تمرین (E)، تمرین+هورمون رشد (EGH) تقسیم شدند. برنامۀ تمرین استقامتی بهمدت هشت هفته و پنج جلسه با شدت 50 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی در هفته اجرا شد. پروتکل تزریق GH روزانه یک میلیگرم/کیلوگرم/وزن بدن بود. سنجش دادهها توسط SPSS و با آزمون آماری تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی محاسبه شد.
یافتهها: مقادیر PGC1a در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنیداری داشت. همچنین مقادیر SOD و MDA در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل بهترتیب افزایش و کاهش معنیداری داشت. کاهش مقادیر HOMA تنها در گروه E نسبت به گروه کنترل معنیدار بود. همچنین تفاوت بین گروه E و E-GH نیز در سطح معنیداری بود. نسبت ALT/AST در هر دو گروه در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنیداری به همراه داشت. کاهش نسبت LDL/HDL تنها در گروه E نسبت به گروه کنترل معنیدار بود.
نتیجهگیری: تمرین استقامتی پاسخ مؤثرتری در بهبود نشانگرهای NAFLD به نسبت پپتید GH ایجاد کرده و تزریق این هورمون به تنهایی میتواند تبعات منفی بر برخی شاخصهای این ناهنجاری به همراه داشته باشد.
فاطمه نهتانی، مرتضی بهنام رسولی، سجاد سحاب نگاه، معصومه خیرآبادی،
دوره 24، شماره 2 - ( 4-1403 )
چکیده
مقدمه: تحت شرایط هیپرگلیسمی، فرآیندهای التهابی با آسیب به اعصاب محیطی در بروز نوروپاتی دخیل هستند. این مطالعه با هدف بررسی مقایسهای اثرات ضد التهابی متفورمین (داروی سنتزی) با گالیک اسید (ترکیب طبیعی) در شرایط هیپرگلیسمی صورت گرفت.
روشها: برای القای هیپرگلیسمی به موشهای صحرایی، استرپتوزوتوسین (STZ) با دوز mg/kg 60 بهصورت داخل صفاقی تزریق شد. برای این تحقیق موشها در چهار گروه قرار گرفتند. دو گروه موشهای کنترل سالم و هیپرگلیسمی بودند که دارویی دریافت نکردند. دو گروه دیگر، موشهای هیپرگلیسمی بودند که بهترتیب، متفورمین با دوز mg/kg/day 300 و گالیک اسید با دوز mg/kg/day 40 دریافت نمودند. در پایان دورۀ 8 هفتهای، موشها را در تمام گروهها بیهوش کرده و نمونهای از عصب سیاتیک برای سنجش میزان بیان ژنهای مربوط به سیتوکینهای پیش التهابی IL-6، IL-1β و TNF-α، گرفته شد. آنالیز دادهها توسط نرمافزار SPSS و مقایسۀ بین میانگین دادهها توسط آنالیز واریانس یکطرفه (one-way ANOVA) و آزمون تعقیبی Tukey صورت گرفت.
یافتهها: القای شرایط هیپرگلیسمی به موشهای صحرایی باعث افزایش بیان ژنهای مربوط به سیتوکینهای پیش التهابی IL-6 (000/0 =P)، IL-1β (008/0 =P) و TNF-α (005/0 =P) شد، اما تجویز متفورمین و گالیک اسید به موشهای صحرایی هیپرگلیسمی بهمدت 8، میزان بیان ژنهای IL-6، IL-1β و TNF-α را کاهش داد (05/0 P˂ ).
نتیجهگیری: گالیک اسید همانند متفورمین، با ویژگی ضد التهابی خود، میتواند برای بهبود عوارض ناشی از شرایط هیپرگلیسمی بهویژه التهاب عصبی مؤثر واقع شود و امید است در آینده برای بیماران دیابتی کاربرد بالینی داشته باشد.
بیژن هوشمند مقدم، امیر رشیدلمیر، محمد مسافری ضیا الدینی،
دوره 24، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: مداخلات ورزشی میتواند نقشی مهمی در بهبود وضعیت متابولیکی بهواسطۀ تنظیم هپاتوکینها داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر هشت هفته تمرین تناوبی طنابزنی بر مقادیر سرمی فتوئین A و مقاومت به انسولین در مردان جوان دارای اضافه وزن و چاق بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمهتجربی، 26 مرد جوان دارای اضافه وزن و چاق (نمایۀ تودۀ بدن: 66/1±24/28) داوطلبانه و بهصورت هدفمند بهعنوان نمونه آماری انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه تجربی (13 نفر) و کنترل (13 نفر) تقسیم شدند. شرکتکنندگان گروه تجربی بهمدت هشت هفته (چهار جلسه در هفته/ هر جلسه 40 دقیقه) به انجام تمرینهای تناوبی طنابزنی پرداختند. در ابتدا و انتهای پژوهش، نمونۀ خون وریدی برای اندازهگیری مقادیر فتوئین A و مقاومت به انسولین جمعآوری شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخۀ 22 و با آزمون آماری تی وابسته و مستقل در سطح معناداری کمتر از 05/0 انجام شد.
یافتهها: بعد از انجام هشت هفته تمرین تناوبی طنابزنی کاهش معناداری در مقادیر سرمی فتوئین A، مقاومت به انسولین و درصد چربی بدن در گروه تجربی مشاهده شد (05/0 P≤). علاوه بر این اختلاف معناداری بین دو گروه تجربی و کنترل در مقادیر سرمی فتوئین A، مقاومت به انسولین و درصد چربی بدن مشاهده شد (05/0 P≤).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر بهنظر میرسد که انجام تمرین تناوبی طنابزنی منظم بهمدت هشت هفته میتواند با کاهش مقادیر سرمی هپاتوکاین فتوئین A در بهبود وضعیت متابولیکی در مردان جوان دارای اضافه وزن و چاق نقش مؤثری داشته باشد.
بابک هوشمند مقدم،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
مقدمه: اختلال عملکرد جنسی یکی از پیامدهای شایع، نادیدهگرفتهشده و تأثیرگذار دیابت نوع دو در مردان است که با ابعاد فیزیولوژیکی، روانشناختی و اجتماعی متعددی در ارتباط است. هدف از این مقاله، مرور و تحلیل شواهد موجود در خصوص نقش مداخلات ورزشی در بهبود عملکرد جنسی مردان مبتلا به دیابت نوع دو با رویکردی چندبعدی است.
روشها: این مطالعه بهصورت مرور روایتی و بر پایۀ جستجوی نظاممند در پایگاههای PubMed، Scopus، Web of Science و Google Scholar انجام شد. مقالات منتخب شامل کارآزماییهای بالینی، مرورهای نظاممند و مطالعات بنیادی مرتبط با ورزش و عملکرد جنسی در مردان دیابتی بودند. تحلیل مطالعات با تمرکز بر سازوکارهای فیزیولوژیکی، اثرات بالینی، عوامل روانشناختی و شکافهای پژوهشی صورت گرفت.
یافتهها: شواهد نشان دادند که فعالیت بدنی از طریق بهبود مقاومت به انسولین، افزایش تستوسترون، بهبود عملکرد عروق آلت و تعدیل عوامل روانشناختی مانند اضطراب عملکرد، افسردگی و تصویر بدنی، میتواند تأثیر مثبت معناداری بر عملکرد جنسی در مردان مبتلا به دیابت نوع دو داشته باشد. همچنین، اثرات نوع، شدت و مدت تمرین بر نتایج نهایی حائز اهمیت بود. مرور حاضر همچنین شکافهای پژوهشی مهمی از جمله نبود مطالعات جامع بلندمدت و عدم تمرکز بر سازِکارهای عصبی-هورمونی را شناسایی کرد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد فعالیت بدنی بهعنوان یک مداخلۀ غیر دارویی، ایمن و مؤثر، پتانسیل چشمگیری در بهبود عملکرد جنسی مردان مبتلا به دیابت نوع دو دارد. یافتههای این مقاله میتواند در طراحی پروتکلهای درمانی یکپارچه و تدوین راهکارهای بالینی عملی برای ارتقاء کیفیت زندگی جنسی این بیماران مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد میشود تمرینات ورزشی با رویکرد فردمحور و با همکاری تیمی چندرشتهای در درمان رسمی اختلال عملکرد جنسی در مردان دیابتی لحاظ گردد.