975 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي
باقر لاریجانی، فرزانه زاهدی،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1380 )
چکیده
بیماری دیابت از بیماریهای مزمن نسبتاً شایع در جهان است که بهطور متفاوتی تمام نژادها را درگیر میسازد. شیوع و بروز بیماری در بسیاری از جوامع بهویژه در کشورهای در حال توسعه رو به افزایش دارد. طی دهههای اخیر, مطالعات همهگیرشناختی (اپیدمیولوژیک) متعددی درباره شیوع دیابت نوع 2 در کشور ایران به انجام رسیده که بر پایه آنها جمعیت دیابتیهای ایران بیش از 5/1 میلیون نفر برآورد شده است. نتایج مطالعات نشانگر آن است که شیوع دیابت نوع 2 در شهر تهران و نواحی اطراف آن و شهر اصفهان بین 8%- 7% میباشد. در برخی شهرهای کشور شیوع دیابت از این میزان نیز بالاتر میباشد بهنحوی که در شهر یزد (مرکز ایران) و در بندر بوشهر (جنوب کشور) شیوع دیابت نوع 2 بهترتیب 3/16 و 6/13 درصد برآورد گردیده است. اما بهنظر میرسد در مناطق روستایی کشور شیوع پایینتر باشد؛ بهعنوان مثال, براساس برنامه کشوری پیشگیری و کنترل بیماری دیابت شیوع دیابت نوع 2 در مناطق روستایی غربالگری شده, حدود 07/3% بوده است. در روستاهای زنجان (غرب کشور) نیز شیوع دیابت در حد 5% گزارش شده است. بهطور کلی نیمی از بیماران دیابتی از بیماری خود آگاه نیستند. عدم کنترل دقیق بیماری میزان پیدایش عوارض را در آینده افزایش خواهد داد. طی سالهای اخیر طرحهای وسیع کشوری برای پیشگیری اولیه از بروز دیابت، پیشگیری ثانویه از طریق شناسایی بیماران و پیشگیری ثالثیه از عوارض طرحریزی شده است و درحال انجام میباشد. بهنظر میرسد شیوع و بروز دیابت در ایران رو به افزایش باشد که این امر لزوم آموزش عموم جامعه در خصوص اصلاح شیوه زندگی، رژیم غذایی مناسب و افزایش فعالیت بدنی را آشکار میسازد.
بیژن فرزامی، داوود احمدوند، صفورا ورداسبی، ژیلا ماژین، شهناز خاقانی،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1380 )
چکیده
مقدمه: در کتابهای پزشکی قدیمی، عصاره برگ گیاه گزنه برای درمان قند خون بالا توصیه شده است.
روشها: در این مطالعه با ایجاد سیستم پریفیوژن، تعداد معینی از جزایر لانگرهانس بدست آمده از موش صحرایی (رت) در معرض یک جزء تلخیص شده از عصاره گزنه که با روش کروموتوگرافی لایه نازک (TLC) جداسازی شده بود، قرار گرفت. سپس برای ارزیابی پاسخ در محیط زنده، جزء فعال جدا شده بهدرون صفاق رتهای طبیعی و دیابتی تزریق شد.
یافتهها:اندازهگیری قابلیت ترشح انسولین به
روش ELISA افزایش قابل توجهی در نمونههای حاوی جزء جدا شده از عصاره گیاه گزنه ایجاد کرد. تزریق درون صفاقی محلول حاوی ماده مؤثر به موش صحرایی باعث افزایش انسولین در سرم خون حیوان گردید. در آزمایش in vivo علاوهبر افزایش انسولین سرم بعد از 60 دقیقه از زمان تزریق، کاهش قند نیز در زمان مشابه در سرم خون مشاهده شد. افزایش انسولین 120 دقیقه بعد از تزریق، تقریباً به 5 برابر میزان اولیه خود رسید. همچنین کاهش قند خون همزمان با افزایش انسولین ایجاد گردید و تا حدودی دامنه تغییرات مشابه بود.
نتیجه گیری:نتایج تزریق عصاره گیاه برگ گزنه در موشهای دیابتیشده با استرپتوزوتوسین مشابه موشهای سالم اما دامنه تغییرات نسبت به آنها تا حدودی کاهش یافته بود.
آرش حسین نژاد، باقر لاریجانی،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1380 )
چکیده
مقدمه: برآورد هزینه ـ اثربخشی خدمات سلامت و همچنین هزینه ـ فایده در طراحی و ارزیابی نظامهای سلامت نقش اساسی برعهده دارند. بیماریهای متابولیک و بویژه دیابت با توجه به شیوع بالا و رو به افزایش بیماری و هزینههای سنگین از جمله مهمترین مسائل نظامهای سلامت بهشمار میروند. در این رابطه دیابت بارداری بهعنوان شایعترین اختلال متابولیک دوران بارداری و عوارض متعددی که برای مادر و جنین دارد, از اهمیت ویژهای برخوردار است. مطالعات زیادی درباره روشهای غربالگری دیابت بارداری انجام شده تا با در نظر گرفتن معیارهای مختلف, جامعه مورد بررسی محدود شده تا درنهایت هزینههای غربالگری کاهش یابد. در این مقاله سعی شده تا با تحلیل نتایج بدستآمده از یک مطالعه مقطعی که درباره دیابت بارداری در تهران انجام شده, بتوان روشهای غربالگری را بر پایه تحلیل هزینهها با هم مقایسه و مناسبترین روش غربالگری را باتوجه به بافت نژادی و فرهنگی ـ اقتصادی جامعه پیشنهاد نمود.
روشها: در این مطالعه 2416 خانم باردار در بیمارستانهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران با روش
غربالگری همگانی بررسی شدند و کلیه عوامل خطرزا ونتایج آزمایشها ومعاینات بالینی برای هر بیمار ثبت
گردید. آزمون gm50 GCT (Glucose Challenge Test) بهعنوان آزمون غربالگری و آزمون gm 100GTT
(Glucose Tolerance Test) جهت تشخیص دیابت بارداری استفاده شده است.
یافتهها: در تحلیل هزینههای مستقیم انجام آزمونهای غربالگری و تشخیصی, در روش غربالگری همگانی با معیارmg/dl 130, هزینه برای هر خانم باردار درحدود30410 ریال معادل 80/3 دلار برآورد شده است و به ازای هر بیمار تشخیص داده شده با این روش 644488 ریال معادل 56/80 دلار هزینه دارد. در روش غربالگری همگانی با ملاک mg/dl140 حساسیت غربالگری 12% کاهش یافته و به 88% میرسد و هزینه غربالگری بهازای هر خانم باردار به 25641 ریال معادل 20/3 دلار و بهازای تشخیص هر بیمار به 69500 ریال معادل 43/77 دلار کاهش مییابد. بنابراین با 6/15% کاهش در هزینه سرانه غربالگری و 87/3% کاهش در هزینه صرف شده برای تشخیص هر بیمار, حساسیت غربالگری 12% کاهش مییابد.
نتیجهگیری: در مجموع با توجه به شیوع بالای بیماری در گروه کمخطر و پایین بودن سطح مراقبتهای سلامت نسبت به جوامعی که روش انتخابی را پیشنهاد میکنند و همچنین پایینتر بودن هزینه انجام آزمونهای غربالگری وتشخیصی نسبت به جوامع فوق و شیوع عوارض بیماری که خود هزینه بالایی را بر نظام سلامت تحمیل میکند، بهنظر میرسد انجام روش غربالگری همگانی علاوهبر حساسیت بالای غربالگری توجیه اقتصادی نیز داشته باشد.
مهدی زمانی، جان نیروپ، ژانژاک کاسیمان،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1380 )
چکیده
مقدمه: مطالعات و تحقیقات زیادی نشان داده است که دیابت نوع1 با چندشکلی ژنهای ناحیهHLA روی کروموزوم6 (6P21 ) ارتباط دارد. اخیراً نتایج تحقیقات شاهددار در جمعیت بلژیک در سطح DNA نشان داد که بین دیابت نوع 1 و بعضی ژنهای HLA کلاسII بهویژه DRB1Lys71+ ارتباط معنیداری از نظر اماری وجود دارد.
روشها: هشتاد و یک خانواده دانمارکی (با حداقل دو فرد مبتلا در هر خانواده) و 82 فرد سالم بهعنوان شاهد برای چندشکلی ژنهای HLA-DRB و54 خانواده از 81 خانواده برای چندشکلی ژنهایHLA-B,DQA1,DQB1-HLA-B و ژنهای TNFA وTNFB مطالعه شدند. پیوستگی بین دیابت نوع 1 با اللهای ژنDRB1 که Lys71+ را رمزدهی میکند با آنالیز خواهر برادرهای مبتلای هر خانواده (affected sib pair analysis) مطالعه شد.
یافتهها: در جمعیت مورد بررسی، ژن هوموزیگوت DRB1Lys71+ دارای خطر نسبی(RR) 5/103 و پیوستگی بین دیابت نوع 1 با اللهای ژن DRB1Lys71+ فوقالعاده قوی (6-10×1< p) بود. مطالعه مبتنی بر خانواده ( family based association study ) ارتباط ژن با بیماری نشان داد که DRB1Lys71+ مهمترین ژن در ناحیه HLA میباشد که فرد را برای ابتلا به بیماری دیابت نوع 1 مستعد میسازد (38/8=haplotype relative risk ). آنالیز هاپلوتیپ این یافته را تایید کرد.
نتیجهگیری: به نظر میآید که DRB1Lys71+ ژن اصلی مستعدکننده برای دیابت نوع 1 باشد.
حسین حسینزاده، فرید ایلامی،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1380 )
چکیده
هدف: ارزیابی اثر هیپرگلیسمی بر فعالیت ضد درد باکلوفن (آگونیست گیرنده GABAB) در موشها
روشها: اثر ضددرد باکلوفن (mg/kg 5/7-5/2، درونصفاقی) در موشهای دیابتیشده با آلوکسان بهمدت 4 و 14 روز با استفاده از آزمون صفحه داغ بررسی شد.
یافتهها: اثر ضددرد وابسته به دوز در پی تجویز باکلوفن در موشهای سالم و موشهای دیابتی تفاوت معنیداری نداشت. اثر ضددرد مرفین (mg/kg 10، درونصفاقی) در گروه دیابتی نسبت به گروه سالم کاهش یافت.
نتیجهگیری: به نظر میرسد دیابت اثر کمتری روی فعالیت ضددرد باکلوفن نسبت به مرفین داشته باشد.
شهین یاراحمدی، باقر لاریجانی، محمدحسن باستانحق، محمد پژوهی، فرزانه زاهدی، رضا برادرجلیلی، محمدرضا امینی، کاظم زنده دل،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1380 )
چکیده
مقدمه: مطالعات مربوط به آثارمتابولیک روزهداری اسلامی در بیماران دچار دیابت نوع 2 نتایج همسانی نداشتهاند.
روشها: پنجاه و هفت داوطلب دچار بیماری دیابت نوع 2 قبل از ماه رمضان و در روزهای 14 و 28 این ماه تحت ارزیابیهای تنسنجی
(anthropometric) و بیوشیمیایی قرار گرفتند. نشانگرهای بیوشیمیایی با استفاده از روشهای آزمایشگاهی استاندارد اندازهگیری شدند. اندازه گیریهای تنسنجی براساس معیارهای سازمان جهانی سلامت (WHO) انجام گردید. برای تحلیل آماری از روش آنالیز واریانس برای اندازهگیریهای تکرارشونده و آنالیز واریانس دوسویه فریدمن با بهرهگیری از نرمافزار SPSS v6 استفاده شد.
یافتهها: میزان دریافت روزانه کلسترول در همه بیماران افزایش یافت (03/0
p<). در خانمها شاخص توده بدن (BMI) افزایش یافت (03/0p<) اما در آقایان BMI و نسبت دور کمر به باسن هر دو کاهش نشان داد (01/0p<) . در طول مطالعه میزان فشار خون و غلظتهای گلوکز ناشتا و فروکتوزآمین سرم تغییر نکرد. غلظت انسولین پلاسما
(05/0p<) و پپتید C (01/0p<) و مقاومت به انسولین (01/0p<) تنها در بیماران مذکر کاهش یافت. طی مطالعه، غلظتهای کلسترول تام و LDL در همه بیماران بطور معنیداری افزایش پیدا کرد.
نتیجه گیری: در صورت آموزش تغذیه و تنظیم درست داروهای ضد دیابت خوراکی، روزهداری اسلامی متابولیسم کربوهیدراتها یا حساسیت بافتها به انسولین را در بیماران دیابت نوع 2 تغییر نمیدهد. بهدلیل تغییرات ایجاد شده در رژیم غذایی و پاسخ بیوشیمیایی به بیغذایی (starvation)، وضعیت لیپیدهای خون بهطور نامطلوبی تغییر میکند. اخصهای تنسنجی در مردان برخلاف زنان بهبود یافت که این ممکن است ناشی از کاهش فعالیت بدنی در خانمها باشد.
مسعود امینی، مهرداد حسینپور، گشتاسب ستاری، ساسان حقیقی،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1380 )
چکیده
مقدمه: هرچند آزمون تحمل گلوکز خوراکی به عنوان استاندارد طلایی جهت تشخیص دیابت و اختلال تحمل گلوکز شناخته میشود، انجام آن مشکل است و از نظر زمانی وقتگیر میباشد. با توجه به مزیتهای فراوان هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c)، در این تحقیق تلاش شده است تا ارزش استفاده از این معیار جهت غربالگری و تشخیص دیابت و اختلال تحمل گلوکز مورد بررسی قرار گیرد.
روشها: در یک مطالعه مقطعی، 497 فرد ارجاعشده جهت انجام آزمون تحمل گلوکز خوراکی، همزمان از جهت میزان HbA1c مورد بررسی قرار گرفتند. پس از تعیین موارد دیابتی، اختلال تحمل گلوکز (IGT) و نرمال (بر مبنای معیار سازمان جهانی سلامت) حساسیت و ویژگی نقاط قطع برابر با میانگین HbA1c (در افراد نرمال) بهعلاوه یک، دو، سه و چهار انحراف معیار جهت تشخیص موارد دیابتی، IGT و مجموع دو گروه یادشده بررسی و منحنیهای ROC ترسیم گردید. جهت سنجش اختلاف سطح HbA1c در گروههای مختلف از آزمون t غیرزوج و آنالیز واریانس استفاده گردید. در تمامی موارد 05/0 P< معنیدار تلقی شد.
یافتهها: میانگین HbA1c در گروههای بیماران دیابتی، IGT، مجموع دو گروه یاد شده و افراد نرمال به ترتیب برابر با 5/1±2/9، 8/0±9/7، 3/1±4/8 و 7/0±8/6 درصد بود که اختلافات مشاهده شده بین تمامی گروهها با مقادیر
000/0= p معنیدار بود. پس از بررسی نتایج و منحنیهای ROC مشخص گردید که نقطه قطع 5/7 (میانگین + یک انحراف معیار) در مجموع از مناسب ترین حساسیت (53/97 برای شناسایی بیماران دیابتی، 37/66برای شناسایی موارد IGT و 22/80 برای شناساییمجموع دو گروه یادشده) و ویژگی (8/73 برای شناسایی بیماران دیابتی، 44/69 برای شناسایی موارد IGT و66/86 برای شناساییمجموع دو گروه یادشده) برخوردار میباشد.
نتیجهگیری: سطح هموگلوبین A1c برابر با 5/7 درصد، میتواند معیاری حساس با ویژگی مناسب جهت غربالگری به ویژه در رابطه با مجموع بیماران دیابتی + IGT و بیماران دیابتی (به تنهایی) محسوب گردد. لذا پیشنهاد میشود با انجام تحقیقات مشابه در سطح کشوری، ارزش این روش برای غربالگری موارد دیابت و IGT مورد بررسی بیشتری قرار گیرد.
فرزانه زاهدی، باقر لاریجانی،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1380 )
چکیده
مقدمه: مطالعه قلب Framingham از اولین و بزرگترین مطالعاتی است که در زمینه شناسایی عوامل خطرزای بیماری عروق کرونر در جوامع صورت پذیرفته است. براساس این مطالعه، انجمن قلب آمریکا (AHA) معادله و جدول استانداردی را برای پیشبینی خطر ابتلا به بیماری کرونری قلب (CHD)طرحریزی نموده است.
روشها: این معادله در برآورد میزان خطر CHD در بیماران دیابتی نوع 2 طی یک مطالعه مقطعی در درمانگاه دیابت مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران، مورد استفاده قرار گرفته است. عوامل خطرزایی که در این معادله مورد استفاده قرار میگیرند, عبارتند از: سن، کلسترول تام، HDL-C، فشارخون سیستولی، مصرفسیگار، دیابت و هیپرتروفی بطن چپ در نوار قلب. بیماران بر اساس میزان خطر برآوردشده به چهار گروه تقسیم شدند و با توجه به اینکه در ارزیابی میزان خطر در این معادله برخی عوامل خطرزای دیگر لحاظ نگردیده است، عوامل خطرزای دیگری همچون چاقی (با شاخص توده بدن و نسبت کمر به باسن), تریگلیسرید, LDL-C و فشار خون دیاستولی در این مطالعه بررسی شد و ارتباط آنها با میزان خطر محاسبه شده با استفاده از آزمونهای آماری رگرسیون خطی و آنالیز واریانس یکسویه در نرمافزار SPSS.V6مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در بیماران مورد بررسی که شامل 91 زن و 48 مرد بودند, افزایش میزان خطر ده ساله نسبت به آمار AHA بارز بود. میزان خطر پنج و ده ساله در مردان نسبت به زنان افزایش مشخص نشان میداد. بهطور کلی عوامل خطرزای مورد بررسی در کل بیماران فراوانی بالایی داشتند؛ به عنوان مثال, در 36/4%بیماران میزان HDL-C کمتر یا مساوی mg/dl 35 بود. نسبت کلسترول تام به HDL-C که عامل ارزیابی کننده مهم خطر ابتلا به CHD بهشمار میآید بهترتیب در مردان و زنان76/1 18/6 و 12/2 97/5 بود. ارتباط بین میزان خطر پنج و دو ساله با نسبت دور کمر به باسن, شاخص توده بدن و غلظت تریگلیسرید معنیدار نبود اما تفاوت معنیداری بین میزان خطر پنج و دو ساله با فشار خون دیاستولی (بهترتیب 0006/0=p و 0001/0=p) و LDL-C (به ترتیب 005/0=p و 001/0=p) یافت شد.
نتیجهگیری: هرچند خطر افزوده بروز CHD در بیماران دیابتی در این مطالعه نشان داده شده است, بهنظر میرسد خطر واقعی بیش از این میزان باشد. از سوی دیگر نبود ارتباط معنیدار بین نسبت دور کمر به باسن, شاخص توده بدن و غلظت تریگلیسرید با میزان خطر CHD میتواند تا حدودی ارزشمندی این معادله در بیماران دیابتی را زیر سؤال ببرد. در هر حال مطالعات دقیق آیندهنگر ضرورت دارد.
باقر لاریجانی، محمدحسن باستان حق، محمد پژوهی، مژگان افشاری، منصوره خانی، معصومه شجریان،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1380 )
چکیده
مقدمه: دیابت یکی از بیماریهای مزمن شایع با عوارض متعدد ناتوان کننده میباشد که تا اندازه زیادی این عوارض قابل پیشگیری و کنترل میباشند و از طرفی کنترل عوارض آن و بهویژه عوارض مربوط به پا, با صرف وقت و هزینههای بسیار همراه است.
روشها: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی گذشتهنگر، پرونده بیماران دیابتی بستری شده در بیمارستانهای امام خمینی و شریعتی تهران بررسی شد.
یافتهها: از بین 101 بیمار ( 4/56% مرد و 6/43% زن) بستریشده بهدلیل زخم پای دیابتی, در 7/34% موارد آمپوتاسیون انجام شده بود.
نتیجهگیری: شیوع بالای آمپوتاسیون در بیماران مورد مطالعه، نشاندهنده نیاز به رسیدگی و برنامهریزی مراقبتی بیشتر برای کاهش عوارض و عوامل خطرزای زخم پای دیابتی است.
مسعود امینی، مریم محمدی، مهرداد حسینپور،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1381 )
چکیده
مقدمه: در این مطالعه، میانگین مقادیر هموگلوبین گلیکوزیله در بیماران مبتلا به پرفشاری خون اولیه در مقایسه با افراد گروه شاهد بررسی میشود.
روشها: هفتاد بیمار غیردیابتی مبتلا به پرفشاری خون اولیه انتخاب گردیده و با افراد گروه شاهد (140 نفر) که سابقه بیماری خاصی را نداشتند مقایسه شدند. کلیه افرادی که سابقه بیماریهای متابولیک، کم خونی، بیماریهای کلیوی، طحالبرداری و آبستنی داشته یا از داروی خاصی استفاده میکردند، از مطالعه خارج شدند. از افراد هر دو گروه نمونه خونی تهیه و سریعا" به آزمایشگاه مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم منتقل گردید. در آزمایشگاه پارامترهای قند خون ناشتا و هموگلوبین گلیکوزیله (با روش کالریمتری با اسیدتیوباربیتوریک) اندازهگیری شد. برای مقایسه میانگین متغیرهای مورد مطالعه از آزمون t غیر زوج استفاده شد. در این مطالعه مقادیر p کمتر از 05/0 معنیدار تلقی گردید.
یافتهها : میانگین قند ناشتا در گروه مورد 1/16±07/103 میلیگرم در دسیلیتر و در گروه شاهد 7±92 میلیگرم در دسیلیتر بود (05/0 p< ). میانگین هموگلوبین گلیکوزیله در گروه مورد 78/0± 38/7% و در گروه شاهد 85/0±5/6 درصد بود (05/0 p<).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که در بیماران مبتلا به پرفشاری خون اولیه، مقادیر هموگلوبین گلیکوزیله بالاتر از گروه شاهد است .
باقر لاریجانی، ابراهیم عصفوری،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1381 )
چکیده
مقدمه: به لحاظ افزایش روزافزون شیوع دیابت در جوامع انسانی و خطر جدی برای سلامتی افراد جامعه از لحاظ نارسایی کلیه، بیماریهای قلبی و عروقی، نابینایی و نوروپاتی، بررسی و پژوهش در باره چگونگی تشخیص این بیماری از اهمیت بالایی برخوردار است لذا مقایسه دو روش تشخیصی WHO و ADA برای دیابت مدنظر این تحقیق بوده است.
روشها: در این پژوهش 982 نفر از افراد 30 تا 64 ساله مقیم شهر بوشهر برمبنای نمونهگیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند که از آنها نمونه خون ناشتا گرفته شد. آزمون تحمل گلوکز خوراکی استاندارد برای افراد تحت مطالعه انجام شد. برای اندازهگیری قند پلاسما از روش گلوکز اکسیداز - پراکسیداز؛ اتوآنالیزر تکنیکون RA1000 استفاده شد. برای بررسی تحلیلی از آزمونهای مجذور کای (chi-square) و t استیودنت (t-student) و در موارد لزوم از آزمون دقیق فیشر (Fisher's Excat test) استفاده شد.
یافتهها: از تعداد 982 نفر، 354 نفر مرد (36%) و 628 نفر زن (64%) بودند که بیشتر افراد در گروه سنی 39-30 سال (9/42%) قرار داشتند. از مجموع 982 نفر تعداد 69 نفر (20 مرد و 49 زن) دیابت شناخته شده داشته به عبارتی 7% افراد مورد مطالعه دیابت داشتند. میزان شیوع خام دیابت قندی و اختلال تحمل گلوکز برپایه معیار WHO به ترتیب 6/13% و 6/15% بود و براساس معیار ADA میزان شیوع خام دیابت4/13% بود. پنجاه و یک درصد دیابتیها بصورت شناخته شده و 49% نیز تشخیص داده نشده بودند. حساسیت قند پلاسما ناشتا برای تشخیص دیابت با معیار WHO 8/45% و با معیار ADA 5/62% تعیین شد ولی اختصاصی بودن این دو معیار تفاوت چندانی نداشت.
نتیجهگیری: باتوجه به میزان کلی عدم تحمل گلوکز (مجموع موارد دیابت قندی و افراد دچار اختلال تحمل گلوکز) بندر بوشهر را باید جزء مناطق با شیوع بالای دیابت در جهان به شمار آورد و در ضمن جهت غربالگری افراد بهتر است از FPG و آزمون OGTT استفاده نمود.
حسین فخرزاده، پیمان فریدنیا، مهرزاد بحتویی، مصطفی محقق، رسول پور ابراهیم، رضا برادر جلیلی، علیرضا وثیق، معصومه نوری،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1381 )
چکیده
مقدمه: به منظور ارزیابی وضعیت لیپیدهای سرم و ارتباط آن با دیابت و سایر عوامل خطرزای قلبی- عروقی در کارکنان مرد صنعت نفت جزیره خارک، طی یک مطالعه مقطعی پارامترهای تنسنجی (anthropometric) و متابولیک 1255 نفر از این کارگران مشخص گردید.
روشها: در این مطالعه مقطعی 1437 نفر از کارکنان مرد شرکت پایانههای صادراتی نفت خام و کارخانه پتروشیمی جزیره خارک از دهم شهریور 79 لغایت دهم خرداد 80 مورد بررسی از لحاظ معیارهای متابولیک و آنتروپومتریک قرار گرفتند.
یافتهها: شیوع افزایش غلظت کلسترول تام
(mg/dl 200)، تری گلیسرید ( mg/dl 200) و لیپوپروتئین کم چگال (LDL) (mg/dl130) به ترتیب 7/32%، 5/39% و 5/18% و شیوع کمبود غلظت کلسترول با لیپوپروتئین پر چگال (HDL) (mg/dl40<) نیز 1/13% بود. افزایش شاخص توده بدن (Body mass index) kg/m2) 25) در 3/61% کارگران مشاهده شد. چاقی احشایی با معیار افزایش محیط دور کمر بیش از 100 سانتیمتر در 4/32% افراد مشاهده شد. بین افزایش کلسترول و افزایش تریگلیسرید با افزایش شاخص توده بدن رابطه مستقیم و معنیدار وجود داشت (به ترتیب 001/0=p و 0001/0=p). همچنین بین افزایش کلسترول و افزایش تریگلیسرید با افزایش محیط دور کمر رابطه مستقیم وجود داشت, که در مورد افزایش کلسترول این رابطه معنی دار بود (به ترتیب 02/0=p و 06/0=p). افزایش کلسترول کمچگال نیز با افزایش محیط دور کمر رابطه مستقیم و معنیدار داشت (04/0=P).اختلالات متابولیسم گلوکز در 6/10% کارگران مشاهده شد. دیابت با افزایش کلسترول و کاهش کلسترول با لیپوپروتئین پرچگال رابطه مستقیم و معنیدار داشت (به ترتیب 04/0=p و 05/0p<). 4/42% کارکنان سیگار مصرف میکردند و 4/57% افراد نیز کمتحرک بودند. با افزایش تحرک بدنی روند روبه کاهشی در غلظت قند و کلسترول خون مشاهده شد (به ترتیب 1/0=p و 08/0=p). شیوع اضافه وزن، چاقی احشایی، افزایش فشار خون دیاستولی، دیابت و مصرف سیگار در کارگران یقه آبی بیشتر بود ولی اختلافی بین دو گروه یقه آبی و یقه سفید از لحاظ وضعیت لیپیدهای سرم و میزان فعالیت بدنی وجود نداشت
نتیجهگیری: شیوع زیاد دیس
لیپیدمی و سایر عوامل خطرزای قلبی- عروقی در کارکنان صنعت نفت جزیره خارک لزوم هدفمند شدن اقدامات پیشگیرانه قلبی- عروقی در کارکنان صنعت نفت را مورد تاکید قرار میدهد.
ابراهیم جوادی، شهین یار احمدی، باقر لاریجانی، سعدالله محمدی، علیرضا شفایی، رضا برادر جلیلی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1381 )
چکیده
مقدمه: در بیماران دیابتی نوع 2 معمولاً تریگلیسرید افزایش، HDL کاهش و LDL نرمال میباشد. این تغییرات خطر بیماریهای عروق کرونر قلب را افزایش میدهد. یافتههای جدید LDL با ذرات کوچک و متراکم را بعنوان یک عامل مهم خطرزا برای بیماریهای عروق کرونر مطرح میکند.
روشها: تعداد 298 بیمار دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به درمانگاه غدد بیمارستان شریعتی تهران تحت ارزیابیهای تنسنجی (anthropometric) و بیوشیمیایی قرار گرفتند. اندازهگیریهای تنسنجی براساس معیارهای سازمان جهانی سلامت (WHO) انجام گردید. نشانگرهای بیوشیمیایی (LDL size, ApoB100, ApoA1, HDL, LDL, Choles, TG) با استفاده از روشهای آزمایشگاهی استاندارد اندازهگیری شدند. برای تحلیل آماری دادهها از آزمونهای آنالیز واریانس یک سویه و نرمافزار SPSS v6 استفاده گردید.
یافتهها: بیماران عموماً مسن (2/13 55 سال) با سابقه طولانی ابتلا به دیابت (1/65/9 سال) و در گروه متوسط تا چاق بودند. در مجموع 2/73% بیماران دچار انواع هیپرلیپیدمی بودند. از این تعداد 7/20% فقط هیپرتریگلیسریدمی و 21% هیپرکلسترولمی و 5/31% هیپرلیپیدمی مخلوط (هیپرتریگلیسریدمی + هیپرکلسترولمی) داشتند. در این افراد میانگین غلظت ApoA1 کمتر از حد طبیعی و غلظت ApoB100 بیشتر از حد طبیعی و الگوی ذرات LDL عموماً کوچک و متراکم بود.
نتیجهگیری: براساس نتایج بدست آمده، مطالعات حاضر نشان میدهد که ذرات LDL در بیماران دیابتی مورد مطالعه اعم از زن یا مرد علاوه بر تغییرات کمی، بیشتر دچار تغییرات کیفی هستند به گونهای که حدود 5/35% بیماران دارای ذرات کوچکتر و متراکمتر LDL هستند. که به نظر میرسد شیوع بالای دیسلیپیدمی و داشتن ذرات کوچک و متراکم LDL (الگوی B) عامل مهم خطرزایی برای آترواسکلروز در این بیماران میباشد.
عظیم میرزازاده، اکبر فتوحی، فرشید علاءالدینی، کامران یزدانی، آرش آریا، فریبا اصغری، شهریار شایانفر،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1381 )
چکیده
مقدمه: آنتوم دارویی است گیاهی با ترکیب سه گیاه anethum، fumaria و cichorium که در سالهای اخیر به طور گستردهای بهعنوان داروی کاهنده چربی خون تجویز میشود. تاکنون مطالعه بالینی شاهدداری در مورد آثار درمانی و عوارض جانبی این دارو به عمل نیامده است.
روشها: در این مطالعه 151 بیمار (54 مرد و 97 زن) با تریگلیسرید برابر یا بالاتر از
mg/dL 250 و کلسترول سرم کمتر ازmg/dL 240 مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران به صورت تصادفی و سیستماتیک در چهار گروه درمانی آنتوم، اسید نیکوتینیک، کلوفیبرات و دارونما قرار گرفتند. بیماران در فواصل دو هفتهای به درمانگاه چربی خون واقع در بیمارستان دکتر شریعتی تهران مراجعه و پس از انجام معاینات و ارائه توصیههای لازم دارو دریافت مینمودند. در پایان دو ماه و چهار ماه از شروع درمان، پروفایل لیپید بیماران مورد اندازهگیری قرار گرفت. بیماران از لحاظ متغیرهای جنس، شاخص توده بدن
(body mass index)، میانگین کلسترول تام، تریگلیسرید و HDL-C، مصرف سیگار، سابقه سکته قلبی، انجام ورزش و مصرف قرصهای ضدبارداری خوراکی در خانمها، در بدو ورود به مطالعه مورد پرسش قرار گرفتند.
یافتهها: چهار ماه پس از شروع درمان میزان تریگلیسرید سرم در گروه آنتوم 5/12% و در گروه دارونما 8/6% کاهش نشان میدهد که تفاوت معنیداری
با هم ندارند (999/0p=). این در حالی است که گروه اسید نیکوتینیک با 8/48% و کلوفیبرات با 5/54% کاهش تفاوت معنیداری از لحاظ تغییرات تریگلیسرید نسبت به گروههای آنتوم و دارونما نشان میدهند (006/0p=). چهار ماه پس از شروع درمان، گروه اسید نیکوتینیک از نظر تغییرات کلسترول تام با کاهش 8/7% دارای تفاوت معنیداری با سایر گروهها میباشد (009/0P=). HDL-C در گروه آنتوم 8/9%، گروه اسید نیکوتینیک 5/17% و گروه کلوفیبرات 1/8% افزایش نشان میدهد که هیچ یک تفاوت معنیداری با دارونما (با 1/9% کاهش) نشان نمیدهند
(149/0p=). از نظر بررسی عوارض جانبی در گروههای مختلف درمانی، در پیگیری چهار ماهه 8/81% از بیمارانِ تحت درمان با اسید نیکوتینیک، 1/57% از بیمارانِ تحت درمان با کلوفیبرات، 0/8% از بیمارانِ تحت درمان با آنتوم و 30% از بیمارانِ تحت درمان با دارونما دچار عوارض جانبی شدند. در این میان شایعترین شکایتهای بیماران تحت درمان با آنتوم شکایات غیراختصاصی بوده است.
نتیجه گیری: برای داروی آنتوم اثرهای درمانی بر روی هیپرتریگلیسریدمی تنها مشاهده نشد
باقر لاریجانی، مژگان سنجری، فرزانه زاهدی، رضا برادر جلیلی، محمدرضا امینی، ایمان رحیمی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1381 )
چکیده
مقدمه: اختلاف نظرهایی در باره اثر روزه داری در ماه مبارک رمضان بر غلظت سرمی گلوکز ناشتا (بدون تغییر، افزایش خفیف، کاهش خفیف) وجود دارد. این مطالعه بهمنظور تعیین اثر روزهداری در ماه مبارک رمضان بر غلظت گلوکز سرمی ناشتا در بالغین سالم انجام میشود.
روشها: مطالعه از نوع نیمهتجربی (قبل و بعد) بر روی 115 داوطلب سالم (67 مرد و 48 زن) که حداقل 25 روز در ماه روزهدار بودهاند صورت پذیرفت. نمونه گیری از خون یک هفته پیش از شروع ماه رمضان در ساعت 7 صبح (پس از 8 ساعت ناشتایی)، روز 14 و 28 ماه رمضان (یک ساعت پیش از غروب آفتاب) انجام شد. مدت زمان روزهداری
5/05/11 ساعت بود. سنجش گلوکز پلاسما توسط روش آنزیمی بوده و تحلیل آماری دادهها توسط paired t-test وآنالیز واریانس با کمک نرمافزار SPSS نسخه 10.0 بهعمل آمد.
یافتهها: غلظت سرمی گلوکز ناشتا از mg/dl0/94/88 به mg/dl3/154/75 در روز 14 و به mg/dl7/79/62
(001/0p<) در پایان ماه رمضان کاهش یافت. تغییرات غلظت هم در مردان (mg/dl8/85/87 به mg/dl4/68/60) (001/0p<) و هم در زنان (mg/dl3/97/89 به mg/dl4/87/65) (001/0p<) مشاهده شد. کاهش کالری دریافتی نیز در تمام افراد مشاهده گردید (001/0p<) و تغییرات آن رابطه مستقیمی با کاهش گلوکز در تمام جمعیت مورد مطالعه داشت (01/0p<).
نتیجهگیری: غلظت سرمی گلوکز ناشتا بهدنبال روزهداری در ماه رمضان کاهش مییابد و این تغییرات با کاهش کالری دریافتی نیز همراه هستند. بهنظر نمیرسد که روزهداری در ماه مبارک رمضان عوارض ناخواسته جدی بر قندخون در افراد سالم داشته باشد.
منوچهر نخجوانی، فرید آزموده اردلان، آرمان مازوجی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1381 )
چکیده
مقدمه: دفع مقادیر جزئی آلبومین در ادرار (میکروآلبومینوری) با ابتلای به نارسایی کلیه در آینده و مرگ ومیر به علل قلبی - عروقی رابطه دارد. کشف و درمان زودهنگام میکروآلبومینوری در جلوگیری از ایجاد و پیشرفت نارسایی کلیه در دیابت حائز اهمیت فراوان است. هدف این تحقیق بررسی شیوع نسبی میکروآلبومینوری در گروههای سنی و جنسی مختلف بیماران دیابتی نوع 2 مراجعه کننده به درمانگاه دیابت بیمارستان امام خمینی(ره) است.
روشها: یکصد و بیست و سه بیمار جهت مطالعه انتخاب شدند و آلبومین ادراری در نمونه های ادرار 12 ساعته آنان که با روش استاندارد جمع آوری شده بود، به روش ایمونوتوربیدیمتری اندازه گیری شد. فراوانی میکروآلبومینوری (دفع mg 30 تا mg300 آلبومین در ادرار 24 ساعته) در گروههای مختلف سنی و جنسی با توجه به مدت تشخیص دیابت، میزان پالایش گلومرولی (GFR)، HbA1c و شاخص توده بدن (BMI) و فشارخونهای سیستولی و دیاستولی تعیین گردید.
یافتهها: از میان بیماران، 3/20% میکروآلبومینوری، 1/61% نرموآلبومینوری و 6/10% ماکروآلبومینوری داشتند. بین میانگین سنی افراد مبتلا به
میکروآلبومینوری (5/58 سال) و افراد نرموآلبومینوریک (3/50 سال) از لحاظ آماری تفاوت معنیداری موجود بود. نسبت مرد به زن در بیماران میکروآلبومینوریک بیشتر از نسبت مشابه در بیماران نرموآلبومینوریک و در بیماران ماکروآلبومینوریک بیشتر از بیماران میکروآلبومینوریک بود. مقادیر GFR، HbA1c و فشارخونهای سیستولی و دیاستولی در بین بیماران نرموآلبومینوریک، میکروآلبومینوریک و ماکروآلبومینوریک تفاوت معنیداری نداشت. میانگین مدت ابتلا به دیابت در افراد نرموآلبومینوریک (3/9سال) در مقایسه با افراد میکروآلبومینوریک (5/11 سال) دارای تفاوت معنیدار بود. علیرغم نتایج بسیاری از مطالعات دیگر، بین BMI و دفع آلبومین ادراری در سه گروه بیماران تفاوت معنیدار اما معکوسی دیده شد.
نتیجهگیری: کارکرد کلیه در بیماران دیابتی نوع 2 به موازات افزایش سن آنها و به نسبت طول مدت ابتلا به دیابت بهطور پیشروندهای دچار نقصان میگردد و این عارضه در آقایان بیش از خانمها دیده میشود
آرش حسین نژاد، باقر لاریجانی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1381 )
چکیده
دیابت بارداری به عنوان اختلال تحمل کربوهیدرات که برای اولین بار در بارداری ایجاد یا تشخیص داده میشود تعریف میگردد. پرفشاری خون که در نتیجه بارداری بوجود میآید پرفشاری برخاسته از بارداری (PIH) نامیده میشود. پرفشاری خون برخاسته از بارداری خود به دو گروه پرفشاری خون بارداری و پرهاکلامپسی تقسیم میشود. هدف از این مطالعه مقایسه بروز این اختلالات در بیماران مبتلا به دیابت بارداری با گروه شاهد است.
روش: این مطالعه به صورت مورد-شاهدی بر روی 2416 خانم باردار که به 5 درمانگاه وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران مراجعه نمودهاند انجام شده
است. از روش غربالگری همگانی با آزمون تحمل گلوکز 50 گرم یک ساعته در این مطالعه استفاده شده است. مقادیر بالای 130 میلیگرم در دسیلیتر به عنوان مقادیر مثبت تلقی شده و به دنبال آن آزمون تحمل گلوکز 100 گرم سه ساعته به عنوان آزمون تشخیصی انجام شده است. برای تشخیص بیماران مبتلا به دیابت بارداری از معیارهای کارپنتر و کوستون استفاده شده است. در مجموع 114 بیمار مبتلا به دیابت بارداری تشخیص داده شدند. 220 خانم باردار با مقادیر طبیعی قند خون به عنوان گروه شاهد وارد مطالعه شده که این گروه از نظر سن، شاخص توده بدن، تعداد حاملگی و سن بارداری با بیماران مبتلا به دیابت بارداری همسان شدند. از معیارهای کالج مامایی و زنان برای تشخیص پرفشاری خون استفاده شده است.
یافتهها: میزان متوسط سن، شاخص توده بدن، تعداد زایمان در بیماران و گروه شاهد به ترتیب 13/6 09/29 در مقایسه 664/28، 33/443/27 در مقایسه 8/164/26 و بالاخره 79/1 در مقایسه 52/1 بوده است. بیماران مبتلا به دیابت بارداری در مقایسه با گروه شاهد شیوع بالاتری از پرفشاری اساسی خون، پرفشاری خون برخاسته از بارداری و پرهاکلامپسی داشتند.
نتیجهگیری: به نظر میرسد پرفشاری اساسی خون، پرفشاری برخاسته از بارداری و پرهاکلامپسی در بیماران مبتلا به دیابت بارداری در مقایسه با خانمهای باردار با میزان قند خون طبیعی، شیوع بالاتری دارند.
غلامحسین عمرانی، زهره مظلوم، محمود سوید، علی اشرف رشیدی،
دوره 2، شماره 1 - ( 2-1382 )
چکیده
مقدمه : عوارض آترواسکلروز از علل شایع مرگ و میر در بیماران دیابتی نوع 2 است. بر پایه بررسی های همهگیرشناختی، مصرف اسیدهای چرب غیراشباع امگا 3 باعث کاهش بیماریهای قلبی - عروقی میشود. در مورد برخی آثار متابولیک این مواد در بیماران دیابتی نتایج بررسیها متناقض بوده است. هدف از این مطالعه بررسی آثار متابولیک این ترکیبات در یک گروه از بیماران دیابتی ایرانی بوده است.
روشها: پنجاه بیمار دیابتی (20 مرد و 30 زن) با میانگین سنی 3/7 49 سال بهطور تصادفی به دو گروه مورد (case) و شاهد (control) تقسیم شدند. در ابتدای ورود به مطالعه غلظتهای قند و چربی های خون، فشار خون و وزن بیماران اندازهگیری شد. بیماران گروه شاهد رژیم غذایی و بیماران گروه مورد رژیم غذایی و روغن ماهی حاوی اسیدهای چرب غیر اشباع امگا 3 به مدت 3 ماه دریافت کردند. در پایان مجدداً پارامترهای اولیه اندازه گیری و مقایسه شد.
یافتهها: اسیدهای چرب غیراشباع باعث کاهش معنی دار در غلظت تریگلیسریدهای خون در گروه مورد گردید (001/0 < p). وزن ، قند خون ناشتا و هموگلوبین گلیکوزیله نیز اگر چه در این گروه کاهش داشتند، در مقایسه با گروه شاهد، این تغییرات بیاهمیت بود. کلسترول تام، HDL و LDL تغییری نداشتند. دوز داروهای کاهنده قند خون در هر دو گروه ثابت نگه داشته شد.
نتیجهگیری: اسیدهای چرب امگا- 3 را میتوان بهعنوان کاهنده تریگلیسریدهای خون در بیماران دیابتی نوع 2 توصیه نمود.
سید ابوالقاسم سجادی، حسین حسینزاده، سیداحمد مهاجری،
دوره 2، شماره 1 - ( 2-1382 )
چکیده
هدف: بررسی اثر ساپونین تام چوبک (Acanthopyllum squarrosum) بر جذب انسولین از راه بینی در مقایسه آن با ساپونین کیلایا (Quillaja saponaria) و سدیم کولات بهعنوان جذب افزاهایی که قبلا" اثر آنها به اثبات است.
روشها: در فرمولاسیون محلولهای مورد استفاده در این آزمایش، انسولین به میزان 2 واحد بینالمللی برای هر موش تجویز گردید و کربوکسی متیل سلولز (CMC) با غلظت 1% و ماده جذبافزا نیز با همین غلظت به فرمولاسیون اضافه شد. کاهش غلظت گلوکز خون ناشی از تجویز هر فرمولاسیون در 5 رت در حالت ناشتا مطالعه و بررسی شد.
یافته ها: اثر جذب افزایی ساپونین تام چوبک از لحاظ آماری اختلاف معنیداری با دوجذب افزای شناخته شده ساپونین کیلایا و سدیم کولات نداشت. درصد
قند خون نسبت به قند خون پایه پس از 130 دقیقه از تجویز محلولهای حاوی انسولین و جذب افزاهای مختلف بدین شرح بود : برای محلول حاوی ساپونین چوبک(06/11% ) 78/36%، برای محلول حاوی ساپونین کیلایا (39/2% ) 46/27% و برای محلول حاوی سدیم کولات (93/14% ) 94/39%.
نتیجهگیری: میتوان گفت که ساپونین تام چوبک دارای خاصیت جذبافزایی قابلملاحظهای است و اثر آن با ساپونین کیلایا قابل مقایسه میباشد.
منوچهر نخجوانی، بیژن فرزامی، تقی گل محمدی، اکبر جعفرنژاد،
دوره 2، شماره 1 - ( 2-1382 )
چکیده
مقدمه: گلیکوزیلاسیون غیرآنزیمی پروتئنها در دیابت میتواند آثار مخربی بر ساختمان و کارکرد پروتئینها داشته باشد. برپایه مطالعات in vitro و in vivo، گلیکوزیلاسیون غیرآنزیمی پروتئینها و ترکیبات گلیکوزیله نهایی آنها در ایجاد عوارض ماکروواسکولار مانند آترواسکلروز و نیز آثار میکروواسکولار از قبیل رتینوپاتی و نفروپاتی، اهمیت دارد.
روشها: برخی ویژگیهای بیوشیمیایی و فیزیکی آلبومین گلیکوزیله مانند تحرک الکتروفورتیک، فلورسانس و pH ایزوالکتریک در تشکیل وابسته به زمان ترکیبات گلیکوزیله نهایی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین برای نخستین بار از روش ایزوالکتریک فوکوسینگ برای بررسی گلیکوزیلاسیون آلبومین سرم افراد دیابتی و مقایسه آن با افراد سالم استفاده شد.
یافتهها: تحرک الکتروفورتیک آلبومین گلیکوزیله پس از 10 هفته انکوباسیون با گلوکز نسبت به آلبومین طبیعی 3/21% افزایش نشان داد. pH ایزوالکتریک آلبومین از 6/4 در روز اول به 1/4 در هفته هفتم کاهش یافت. افزایش تحرک الکتروفورتیک همراه با کاهش در pH ایزوالکتریک در هفته اول مشاهده گردید. این تغییرات به خوبی با تغییرات مشاهده شده در فلورسانس همبستگی داشت. محتوای گلوکز نمونههای آلبومین نگهداری شده تا هفته اول انکوباسیون کاهش یافت اما پس از هفته دوم به تدریج افزایش نشان میداد. اندازهگیریهای فلورسانس نیز با این روند تغییرات، همخوانی داشت. در بررسی با روش ایزوالکتریک فوکوسینگ، اختلاف معنیداری بین آلبومین سرم افراد دیابتی و آلبومین سرم افراد طبیعی مشاهده شد (00/0= p).
نتیجهگیری: افزایش تحرک الکتروفورتیک پس از هفته اول همراه با کاهش همزمان در pH ایزوالکتریک نشاندهنده آن است که تشکیل ترکیبات گلیکوزیله نهایی پس از هفته اول آغاز میشود. کاهش غلظت گلوکز طی هفته اول و افزایش متعاقب آن پس از هفته دوم را میتوان به تشکیل و هیدرولیز ترکیبات گلیکوزیله نهایی نسبت داد. شاید بتوان از این روش برای شناسایی وضعیت پایدار دیابت یا درجه پیشرفت آن استفاده کرد.