دیابت در بارداری به دو دسته تقسیم میشود: اول دیابتی که پیش از بارداری تشخیص داده شده و با بارداری همراه میشود و دوم «دیابت بارداری» که اختلال در تحمل کربوهیدراتهاست و برای نخستین بار در بارداری تشخیص داده میشود. دیابت بارداری شایعترین اختلال متابولیک دوران بارداری است. شیوع دیابت بارداری در جوامع مختلف بین 1 تا 14 درصد کل موارد بارداری گزارش شده است. شیوع دیابت بارداری در شهر تهران در حدود 7/4% بوده است. دیابت همراه با بارداری براساس معیارهایNational Diabetes Data Group (NDDG ) که به تازگی تغییراتی پیدا کرده است, قبل از بارداری تشخیص داده میشود. تشخیص دیابت بارداری بهوسیله آزمون تحمل گلوکز 100 گرم سه ساعته انجام میشود که در این آزمون وجود حداقل دو نوبت اختلال برای تشخیص ضروری است. غربالگری در دیابت بارداری موضوع مورد اختلاف در جوامع مختلف است. دو روش غربالگری «همگانی» و «انتخابی» پیشنهاد شده است. توصیههای انجمن دیابت آمریکا (ADA) تا سال 1997 در جهت انجام غربالگری همگانی بوده است ولی در چهارمین همایش جهانی دیابت بارداری, غربالگری انتخابی بر اساس عوامل خطرزا مورد توجه قرار گرفته است. علیرغم این پیشنهادها, بعضی از مطالعات بهویژه در مناطقی که بروز بالاتری از دیابت بارداری داشتند, غربالگری همگانی را توصیه نمودهاند. همراه شدن دیابت با بارداری عوارض متعددی برای مادر و جنین دارد. عوارض جنینی دیابت همراه با بارداری شامل ماکروزومی، هیپوگلیسمی نوزادی، هیپوکلسمی، زردی، سندرم زجر تنفسی، پلیسیتمی، نارس بودن نوزاد، سقط و نقایص مادرزادی است. فرزندان مادران مبتلا به دیابت بارداری استعداد بیشتری برای ابتلا به چاقی و اختلال تحمل گلوکز دارند. پایش قند بعد از غذا همراه با اندازهگیری قند خون ناشتا میتواند در کاهش عوارض دیابت در بارداری مؤثر باشد. توصیههای ADA برای کنترل قند خون مادران دیابتی شامل قند خون ناشتا بین مقادیر 60 و 95 میلیگرم در دسیلیتر و قند خون دو ساعت پس از صرف غذا بین مقادیر 80 و 120 میلیگرم در دسیلیتر است. اندازهگیری کتون ادرار در مواردیکه محدودیت کالری در رژیم غذایی وجود دارد, توصیه شده است. کنترل قند خون نیاز به تغییر شیوه زندگی بهویژه در زمینه عادات غذایی و ورزش دارد. نیاز به انسولین با افزایش سن آبستنی افزایش یافته و گاهی در اواخر بارداری و نزدیک به زایمان ثابت میماند یا کاهش پیدا میکندد. بنابراین باید به مقادیر انسولین براساس نیاز بیمار توجه کافی شود. رژیم غذایی مناسب باید با توجه به افزایش وزن بیمار در طی بارداری تغییر کند. دیابت آثار متعددی بر مادر و جنین میگذارد و شیوع بالای دیابت بارداری, دلالت بر ضرورت طراحی شیوهای روشن برای غربالگری، تشخیص و کنترل و درمان دیابت در بارداری دارد.
آمار جهانی سیر فزاینده میزان شیوع و بروز دیابت نوع 2 را نشان میدهد. بسیاری معتقدند که دیابت نوع 2 یک بیماری قابل پیشگیری است و میتوان با انجام مداخلات مناسب از بروز دیابت در افراد در معرضخطر جلوگیری نمود. به همین دلیل پیشگیری اولیه از دیابت موضوع بسیاری از پژوهشها طی دهههایاخیر بوده است. با توجه به جمعیت حدود دو میلیون نفری دیابتیها در ایران و هشدار سازمان جهانی سلامت (WHO) نسبت به افزایش دیابت در کشورهای در حال توسعه، پیشگیری اولیه از دیابت در کشور ما اهمیت ویژهای مییابد. شناسایی عوامل خطرزای پیدایش دیابت نوع 2 و تعیین راهکارهای اجرایی مناسب در جهت کاستن از سرعت فزاینده بروز دیابت در جامعه در معرض خطر، کانون توجه پژوهشگران میباشد. استعداد ژنتیک (سابقه خانوادگی)، مقاومت به انسولین، چاقی، اختلال تحمل گلوکز، پیشینه دیابت بارداری، کم تحرکی بدنی و رژیم غذایی نامناسب از مهمترین عواملخطرزا بهشمار میروند هرچند عوامل دیگری نیز در پیدایش دیابت مؤثر دانسته شدهاند. بیشتر مطالعات در دسترس، اثر مداخلات رفتاری یا اصلاح شیوه زندگی از طریق افزایش فعالیت بدنی افراد وآموزش رژیم غذایی مناسب را در پیشگیری اولیه از دیابت مورد بررسی قرار دادهاند، اما مطالعات متعددی نیز در مورد اثر داروها بر کاهش میزان بروز دیابت در جامعه منتشر شده است. با توجه به نتایج پژوهشهای موجود، به نظر میرسد طی دهههای آینده دیابت بهعنوان یک بیماری قابل پیشگیری تلقی شود. البته مسلماً با توجه بهپیشرفتهای سریع علمی بشر، علاوه بر اصلاح عادات رفتاری و بهبود شیوه زندگی در آینده، دستیابی به راههای مؤثرتر و قطعیتری برای پیشگیری از دیابت دور از دسترس بهنظر نمیرسد.
امروزه گسترش روزافزون اپیدمی سندرم متابولیک به خوبی شناخته شده است وتلاشهای گسترده ای برای درک علل پیدایش وعواقب مهم متابولیک آن در حال انجام است. یکی از پیامدهای شدید مقاومت به انسولین، هیپرتری گلیسریدمی است که به نظر می رسد عمدتاً در اثرتولید بیش از حد لیپوپروتیین های سرشار از تری گلیسرید حاوی آپوB باشد. درنتیجه درسالهای اخیر مکانیسم های غیر طبیعی تنظیم کننده لیپوپروتیین های آتروژنیک حاوی آپوB مورد توجه زیادی قرارگرفته است. اخیراً برای درک بهتر مکانیسم های مسئول اختلال متابولیسم چربی در حالت مقاومت به انسولین از مدل های in vivo وin vitro استفاده می شود . نتایج مدل های حیوانی و نیز مطالعات انسانی حاکی از این است که تولید بیش از حدVLDL توسط کبد عامل اساسی در پیدایش هیپرتری گلیسریدمی ودیس لیپیدمی متابولیک است . درسالهای اخیر درآزمایشگاه ما برای بررسی رابطه بین پیدایش حالت مقاومت به انسولین، اختلال متابولیسم لیپوپروتیین ها درکبد وتولید بی رویه لیپوپروتیین های حاوی آپوB، ازیک مدل حیوانی مقاوم به انسولین یعنی هامستر تغذیه شده با فروکتوز استفاده می شود. نتایج حاصل از آزمایشهای انجام شده برروی این مدل نشان می دهد که درحالت مقاومت به انسولین، ترشح VLDLحاوی آپو B105از کبد و نیز لیپوپروتیینهای غنی از تری گلیسرید حاوی آپو B48از روده، افزایش می یابد. در حالت مقاومت به انسولین ممکن است کاهش اثر پیغام رسانی انسولین در کبد و روده نقش اساسی در تولید بیش از حد لیپوپروتیین ها داشته باشد. همچنین ما تعدادی از عوامل جدید درون سلولی را که ممکن است در تنظیم VLDL دخالت داشته باشند، شناسایی کرده ایم . این مقاله به پیشرفتهای اخیر در این زمینه می پردازد و این فرضیه را که تداخل پیچیده ای بین افزایش جریان اسید های چرب آزاد از بافتهای محیطی به کبد و روده در اثر هیپرانسولینمی و افزایش دراز مدت تولید چربی وجود دارد، نشان می دهد.
روند فزاینده چاقی، این عامل را به یکی از بزرگترین چالش های سلامت در دنیا تبدیل کرده است. چاقی حاصل برهم کنش پیچیده بین عوامل محیطی، استعداد ژنتیکی و رفتار انسان است. چـاقی عـلاوه بر افـزایش احـتمال بروز دیابت نوع 2، بیماریهای قلبی- عروقی و بعضی انواع سرطانها، عواقب نامطلوبی بر سلامت جامعه به دلیل هزینههای بالای اقتصادی، افزایش مرگ و میر و کاهش کیفیت زندگی در پی دارد. بنابراین توجه جدی و فوری مراقبین سلامت، پژوهشگران و سیاست گذاران هر جامعه به موضوع چاقی امری ضروری است. از جمله رویکردهای مبتنی بر جامعه در پیشگیری از چاقی، رویکرد سطح سیاست گذاری یا محیطی، رویکرد مُدل مراقبت مزمن و رویکرد شبکه علیتی مطرح میباشند. طراحی نقشه راه، یک ابزار مناسب برای رویکرد مبتنی بر شواهد به اداره چاقی است که میتوان به وسیله آن نقاط کور دادهها را شناسایی و اطلاعات لازم را یافت. به کمک نقشه راه میتوان علاوه بر برنامه، راه تحقق آن را برای مجریان کلان کشوری ترسیم نمود. همچنین با این مدل میتوان از انجام کارهای تکراری پیشگیری کرد. از این رو، چاقی به دلیل شیوع فزاینده و عواقب اجتماعی- اقتصادی، یکی از فعالترین زمینههای پژوهش در روزگار ماست. لذا بایستی همه جوامع با توجه به مسایل بومی خود سیاست گذاری روشنی در زمینه مدیریت بیماری چاقی داشته باشند. به نظر میرسد که طراحی نقشه راه، ابزار مناسبی برای مدیریت چاقی در ایران باشد.
در بسیاری از مطالعات علوم پزشکی و از جمله مطالعات مشاهدهای، بررسی رابطه میان متغیرها به عنوان اهداف پژوهشی تعریف میشوند. هدف از این مقاله، معرفی مفاهیم و روشهای ساده و کاربردی آماری بررسی رابطه شامل انواع همبستگی و رگرسیون در این مطالعات میباشد. مبانی و نحوه انجام محاسبات شاخصها و آزمون فرضهای بررسی رابطه، نحوه محاسبه فاصله اطمینان و نحوه گزارش کردن یافتهها برای همبستگی پیرسون، همبستگی رتبهای اسپیرمن، همبستگی درون کلاسی، رگرسیون خطی ساده و رگرسیون خطی چندگانه، ارائه گردید. برای بررسی رابطه بین دو متغیر کمی نرمال تحلیل همبستگی پیرسون، دو متغیر کمی غیر نرمال و یا رتبهای تحلیل همبستگی اسپیرمن، توافق اندازهگیریهای تکراری درون یک فرد یا بین مجموعهای از افراد همبستگی درون کلاسی، و همچنین برای توصیف رابطه میان متغیر(های) مستقل و وابسته، پیشبینی متغیر وابسته بر اساس متغیر(های) مستقل و کنترل متغیرهای مخدوشگر، در قالب یک معادله، تحلیل رگرسیونی خطی ساده و چندگانه به کار میروند. در هر یک از وضعیتهای فوق، علاوه بر P-Value برای تصمیمگیری، اندازه اثر مناسب رابطه و فاصله اطمینان آن باید گزارش شود. بر اساس مثالهای مطالعاتی، محاسبات آزمون فرضها و فاصله اطمینانهای مزبور انجام و نتایج آنها ارائه گردید. برای بررسی رابطه، یک یا مجموعهای از عوامل خطر با یک متغیر کمی، تحلیلهای ارائه شده با توجه به موقعیت و هدف مطالعه توصیه میشود.
در مطالعات علوم پزشکی، نیاز است شاخصهایی برای بررسی تاثیر مواجههها و مداخلهها و همچنین دقت اندازهگیریها بهکار رود. هدف از این مقاله ارائه شاخصهای تاثیر و توافق در اندازهگیریها و انجام استنباط در مورد آنها بود. مبانی و نحوه انجام محاسبات انواع معیارهای تاثیر و توافق در اندازهگیریها و استنباط در مورد آنها برای مطالعات علوم پزشکی، با در نظر گرفتن ملاحظات مربوط، ارائه گردید. برای بررسی تاثیر و تعیین سهم عامل خطر روی پیامدها در مطالعات مورد-شاهدی و همگروهی، شاخص خطر و کسر قابل انتساب در گروه مواجهه و جامعه، بههمراه فاصله اطمینان آنها استفاده شد. همچنین شاخصهای نسبی و مطلق کاهش خطر و تعداد مورد نیاز برای درمان (NNT) در مطالعات مداخلهای و مخصوصاً کارآزماییها بهعنوان اندازه اثر کفایت تاثیر گذاری مداخله بهکار رفت. در مطالعات تشخیصی و غربالگری، فاصله اطمینان حساسیت، ویژگی و شاخصهای مرتبط بههمراه فاصله اطمینان آنها محاسبه شد. بهعلاوه نیاز است میزان دقت اندازهگیریها برای اندازهگیریهای کمی با استفاده از شاخصهای خطای معیار اندازهگیری، ICC، حدود توافق بلند و آلتمن و ضریب همبستگی توافق لین و برای متغیرهای اسمی و رتبهای بهترتیب توسط کاپا و کاپای وزنی محاسبه و در مورد آنها استنباط انجام شود. در هر یک از موقعیتهای فوق نتایج حاصل از مثالهای مطالعاتی بههمراه نحوه انجام محاسبات ارائه شد. برای بررسی تاثیر و توافق در اندازهگیریها برای انواع مطالعات علوم پزشکی، تحلیلهای ارائه شده با توجه به موقعیت و هدف مطالعه توصیه میشود.
در مطالعات علوم پزشکی، موقعیتهای وجود دارند که امکان استفاده از روشهای متداول مبتنی بر توزیع نرمال (روشهای پارامتری) وجود ندارد. هدف از این مقاله ارائه روشهای متداول ناپارامتری و انجام استنباط مبتنی بر آنها میباشد. مبانی و نحوه انجام محاسبات و همچنین کدهای نرمافزاری مربوط به روشهای متداول ناپارامتری و استنباط مبتنی بر آنها برای مثالهای مطالعات علوم پزشکی به همراه ملاحظات انتخاب آزمونهای ناپارامتری و کارایی نسبی آنها در مقایسه با آزمونهای پارامتری متناظر ارائه گردید. در صورت برقرار نبودن پیشفرضهای آزمونهای پارامتری، بدون نگرانی برای از دست رفتن کارایی و حتی با کارایی بالاتر، باید از آزمونهای ناپارامتری استفاده کرد. برای مقایسه متغیر کمی غیرنرمال یا رتبهای بین دو گروه مستقل آزمون من-ویتنی، برای مقایسه متغیر کمی غیرنرمال یا رتبهای بین بیش از دو گروه مستقل آزمون کروسکال والیس، برای مقایسه یک متغیر کمی غیرنرمال در دو وضعیت وابسته یا گروههای همسان شده آزمون رتبه علامتدار ویلکاکسون و برای مقایسه یک متغیر رتبهای در دو وضعیت وابسته یا گروههای همسان شده آزمون علامت باید استفاده شود. برای هر یک از آزمونهای فوق، نتایج حاصل از مثالهای مطالعاتی بههمراه نحوه انجام محاسبات ارائه شد. برای بررسی رابطه یا اختلاف در انواع مطالعات علوم پزشکی، آزمونهای ارائه شده با توجه به موقعیت و هدف مطالعه توصیه میشود
مقدمه: شیوع بیماریهای غیرواگیر مانند سندرم متابولیک در کشورهای در حال توسعه بهشدت رو به افزایش میباشد. همزمانی بروز سه شرط بالینی از میان چاقی شکمی، افزایش فشار خون، افزایش قند ناشتا، افزایش تری گلیسرید و کاهش کلسترول با دانسیته بالا شرط تشخیص این سندرم میباشد. در مطالعه مروری حاضر بهبررسی تغییرات ژنتیکی مرتبط با این سندرم در دنیا و در مطالعه قند و لیپید تهران پرداخته است. روشها: بهمنظور یافتن ژنها و تغییرات ژنتیکی مرتبط با سندرم متابولیک، بانک داده ژنوتیپ و فنوتیپ (dbGaP) و جستجوگر ژنتیک اپیدمیولوژی انسانی (HuGE navigator) بررسی گردیدند. همچنین، جهت بررسی مطالعات انجام شده در این زمینه در ایران و مطالعه قند و لیپید تهران از بانک اینترنتی PubMed نیز استفاده گردید. یافتهها: 30 فنوتیپ مرتبط با این سندرم انتخاب شد که 21 فنوتیپ آن شاخصتر بودند. از بین پُلی مورفیسمهای مرتبط با سندرم متابولیک و یا فاکتورهای خطر آن 173 پُلی مورفیسم بعد از حذف نتایج مشابه باقی ماند. در انتها شش ناحیه ژنی که در ارتباط بیشتری با بروز این سندرم بودند باقی ماندند. نتیجهگیری: شناسایی ژنهای مسئول سندرم متابولیک بهعنوان یک بیماری چند ژنی میتواند به ارتقای سطح درمان و پیشگیری کمک نماید. بهطور کلی طی این مسیر نیازمند انجام مطالعات تکمیلی ژنتیکی از دهها هزار نفر از افراد مبتلا به سندرم متابولیک در سطح کشور است، شناسایی و اولویت بندی بررسی این تغییرات ژنتیکی میتواند گامی به سمت جلو باشد.
مقدمه: مطالعات موجود نشان میدهند دریافت رژیمهای غذایی نادرست بر پیشرفت بیماری کبد چرب غیر الکلی مؤثر میباشد. هدف مطالعه حاضر جمع بندی نتایج مطالعات موجود در زمینه ارتباط دریافتهای غذایی مختلف با این بیماری و دستیابی به نتایج کلی است. روشها: پایگاههای اطلاعاتی Scopus، Pubmed، Cochrane، Magiran، Medlib و SID و لیست پایان نامههای موجود در کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران با هدف یافتن مطالعات مرتبط مورد جستجو قرار گرفتند. مطالعات مورد شاهدی، مقطعی و کوهورت برای ورود به مرور ساختار یافته انتخاب گردیدند. مقالات از نظر تکراری بودن، عنوان، نوع مطالعه، جمعیت مورد مطالعه، متغیرهای بررسی شده و کیفیت گزارشدهی اطلاعات ارزیابی شدند. یافتهها: از میان 2128 مقاله یافت شده با جستجوی اولیه پایگاههای اطلاعاتی، 33 مقاله مورد بازنگری کامل و 6 مقاله برای مرور ساختار یافته انتخاب گردید. مرور مطالعات نشان داد بیماران مبتلا به بیماری کبد چرب غیرالکلی گوشت قرمز، چربیها و شیرینیها را بیشتر، غلات کامل، میوه و سبزی را کمتر دریافت میکردند. داشتن الگوی غذایی غربی با احتمال ابتلا به این بیماری و پیروی بالاتر از رژیم مدیترانهای با استئاتوز کبدی کمتر ارتباط داشت. نتیجهگیری: یافتههای حاصل از این مرور ساختار یافته، نشان میدهد دریافتهای غذایی مختلف بر بیماری کبد چرب غیرالکلی و عوامل مرتبط با آن اثر میگذارد. با توجه به انجام مطالعات محدود در این زمینه، انجام مطالعات آیندهنگر بیشتر توصیه میشود.
مقدمه: در طی چند سال اخیر، پلیمورفیسمهای متعددی شناسایی شدهاند که با عملکرد توانی و سرعتی ورزشکاران نخبه ارتباط معنادار داشتهاند. در این میان، ژن IL6 بهعنوان یک نامزد شایسته در خصوص تبدیل فرد به یک ورزشکار نخبه توانی معرفی شده است. بنابراین، هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین پلیمورفیسم ژن IL6 و ورزش توانی با استفاده از متاآنالیز است که شواهد بیشتری را در مقایسه با گزارشهای فردی فراهم میکند.
روشها: با استفاده از موتورهای جستجو پایگاههای Science direct، Google Scholar و PubMed تا ماه مارس سال 2015 مورد جستجو قرار گرفتند. مقالهها براساس کلید واژههایIL6 در ترکیب با polymorphism or mutation or variant و در ترکیب با powersport مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری STATA (نسخه 12) صورت گرفت.
یافتهها: 7 مقاله وارد مرور سیستماتیک و 3 مقاله وارد متاآنالیز نهایی شدند. پس از استخراج دادههای مقالات، کل افراد گروه ورزشکار، 292 و کل افراد گروه کنترل 559 نفر بودند. برای مدل آللی G vs C نسبت شانس 43/1 (فاصله اطمینان 95 درصد: 99/1-03/1)، برای مدل آللی GG vs GC نسبت شانس 74/1 (فاصله اطمینان 95 درصد: 36/2- 28/1)، برای مدل آللی CC + GG vs GC نسبت شانس 71/1 (فاصله اطمینان 95 درصد: 36/2-24/1) و برای مدل آللی GG + GC vs CC نسبت شانس 96/0( فاصله اطمینان 95 درصد: 20/1-77/0) برآورد شد. همچنین، نتایج نشان داد ارتباط بین ژنوتیپ GG پلیمورفیسم rs1800795 ژن IL6 و ورزش توانی از لحاظ آماری معنادار است (05/0>p).
نتیجهگیری: بهطور کلی، نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد که وجود پلیمورفیسم rs1800795 ژن IL6 باعث عملکرد بهتر در ورزشکاران توانی میشود. این نتایج نشان میدهند که پروفایل ژنتیکی ممکن است بر عملکرد جسمانی انسان اثرگذار باشد. بنابراین، پیشنهاد میشود که محققین از پلیمورفیسمrs1800795 ژن IL6 بهعنوان یکی از فاکتورهای منتخب در استعدادیابی ورزشی استفاده کنند.
مقدمه: بروز همزمان عوامل خطر بیماری قلبی عروقی بهعنوان سندرم متابولیک شناخته شده است که خطر بروز دیابت و بیماری قلبی را افزایش میدهد. ابتلا به این بیماری همچنین خطر مرگ زودرس از بیماری قلبی و میرایی از همه علل را افزایش میدهد. هر چند این بیماری از اهمیت ویژهای برخوردار است ولی اپیدمیولوژی آن بهطور منظم در ایران بررسی نشده است. هدف مطالعه حاضر بررسی اپیدمیولوژی سندرم متابولیک در ایران است.
روشها: سایتهای مدلاین،www.sid.ir،www.magiran.com،www.iranmedex.com، www.irandoc.ac.ir تا سال 1394 جستجو و فهرست مراجع مقالات مربوط بررسی شد. واژههای کلیدی مورد استفاده عبارت است از سندرم متابولیک، سندرم مقاومت به انسولین، شیوع، اپیدمیولوژی، resistance, epidemiology, metabolic syndrome insulin که در قسمت چکیده مقالات جستجو شد.
یافتهها: تعداد 45 مطالعه، واجد شرایط برای این مرور شناخته شد.20 مقاله به زبان فارسی و25 مقاله به زبان انگلیسی به چاپ رسیده بود. یافتهها بر شیوع بالای سندرم متابولیک و مؤلفههای آن را براساس هر سه معیار در هر دو جنس دلالت دارد. شیوع در زنان بالاتر از مردان بود. شیوع در گروهها و نواحی مختلف متغیر بود، علت این تفاوتها میتواند تفاوت روشهای غربالگری و معیارهای تشخیصی بوده یا ناشی از وجود اقوام مختلف ایران باشد که مقایسه شیوع سندرم متابولیک را در نقاط مختلف کشور دشوار میسازد، با وجود این در اکثر مطالعات این سندرم با سن، جنس، نمایه توده بدنی، HDL پایین و تریگلیسیرید بالا رابطه داشت. بیشترین میزان شیوع در بیماران دیابت نوع دو( 5/73 درصد) و کمترین میزان شیوع در کودکان 9-3 ساله (9/0) گزارش گردید.
نتیجهگیری: شیوع بالای این بیماری و فاکتورهای مرتبط با آن در جمعیت ایرانی ایجاد برنامههای ملی پیشگیری برای مبارزه با این بیماری را طلب میکند لذا ایجاد برنامههای غربالگری در نظام سلامت پیشنهاد میشود.
مقدمه: در مورد نقش کوآنزیم کیوتن در دیابت مطالعات متعددی منتشر گردیده است که در بسیاری از آنها نتایج ضد و نقیضی گزارش شده است. این متاآنالیز بر روی مطالعات کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده و با هدف بررسی اثر مکمل یاری با کوآنزیم کیوتن بر بیومارکرهای دیابت صورت گرفته است.
روشها: این مطالعه بهصورت مروری نظاممند و متاآنالیز بر روی مقالات منتشر شده بین سالهای 1998 تا دسامبر 2015 و براساس پایگاههای معتبر اطلاعات پزشکی شاملPubmed, EMBASE, Science direct, ISI web of science وGoogle Scholar انجام شد. در مجموع، نتیجه جستجوی پایگاهها به 16 مقاله رسید که اثرات کوآنزیم کیوتن را بر بیومارکرهای قند خون ناشتا (14n=)، انسولین ناشتا (5n=) و هموگلوبین گلیکوزیله (11n=) گزارش کرده بودند. در محاسبه میانگین اثر از SD استفاده شد. فاصله اطمینان 95% در نظر گرفته شد.
یافتهها: متاآنالیز انجام شده بر روی مطالعاتی که تأثیر مکمل یاری را بر روی قند خون ناشتا گزارش کرده بودند نشان میدهد که مکمل یاری کوآنزیم کیوتن منجر به کاهش قابل توجه قند خون ناشتا میشود (میانگین تغییرات: mg/dL20/0- و 95% فاصله اطمینان: 02/0- و - 38/0- ). با این وجود اثر مکمل یاری بر هموگلوبین گلیکوزیله و انسولین ناشتا قابل ملاحظه نبود (میانگین تغییرات: % 22- و 95% فاصله اطمینان: 12/0 و 22/0-) و (میانگین تغییرات: pmol/l12/0 و 95% فاصله اطمینان: 44/0 و 21/0-).
نتیجهگیری: مکمل یاری با کوآنزیم کیوتن منجر به کاهش سطوح هموگلوبین گلیکوزیله و انسولین ناشتا نشد. با این وجود توانست بهطور قابل ملاحظهای منجر به کاهش سطوح قند خون ناشتا شود. کاهش قابل ملاحظه قند خون ناشتا که در این مطالعه، از نظر آماری معنیدار بوده است، اما هر مطالعهای با حجم بالا نهایتاً تفاوتهای جزیی نیز از نظر آماری معنیدار میشوند حال آنکه این تفاوت و کاهش از نظر بالینی معنیدار، قابل ملاحظه و کاربردی نمیباشد.
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران میباشد.
طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by: Yektaweb

