7 نتیجه برای آذربایجانی
میرحجت موسوی نژاد، حسن متین همایی، محمدعلی آذربایجانی، مقصود پیری،
دوره 15، شماره 6 - ( 4-1395 )
چکیده
مقدمه: تمرینهای ورزشی بهعنوان جزء سودمند برنامهی درمانی مبتلایان به دیابت معرفی شده است. فرآیند آنژیوژنز در افراد دیابتی، میتواند با فعالیتهای ورزشی تحت تأثیر قرار بگیرد. هدف ما در این پژوهش، تعیین تأثیر تمرین هوازی بر بیان mir-126 و تراکم مویرگی بافت قلبی در رتهای نر دیابتی بود.
روشها: تعداد 20 سر رت نژاد ویستار با میانگین وزنی 85/10± 9/191 گرم، تصادفی به دو گروه کنترل دیابتی (10n=)، و تمرینی دیابتی (10n=) تقسیم و گروهها براساس وزن همسانسازی شدند. دیابت از طریق ترکیب مصرف غذای پُرچرب و تزریق استرپتوزوتوسین ایجاد شد. برنامهی تمرینی شامل 8 هفته تمرین هوازی با شدت متوسط بر روی نوارگردان بود. 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، و پس از ناشتایی شبانه نمونهگیری بافت قلبی بهعمل آمد. بیان ژن mir-126 با استفاده از روش Real Time PCR انجام شد. جهت اندازهگیری دانسیته مویرگی عضلهی قلبی از روش ایمونوهیستوشیمی (فعالیت آلکالین فسفاتاز) استفاده شد. برای مقایسهی اختلاف میانگینها از آزمون تی مستقل استفاده گردید و سطح معنی داری آزمون ها 05/0 P < در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج آزمون تی مستقل نشان داد، اجرای 8 هفته تمرین هوازی موجب افزایش معنیدار بیان mir-126 (001/0 =P) و تراکم مویرگی (018/0 =P) بافت قلبی در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل شد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعهی حاضر که نشان دهندهی توسعهی آنژیوژنز توسط تمرین هوازی در شرایط دیابتی میباشد، میتوان بیان کرد تمرین هوازی بهعنوان یک درمان غیردارویی برای بهبود خون رسانی قلب میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
رسول محمدی، حسن متین همائی، محمد علی آذربایجانی، کاظم باعثی،
دوره 16، شماره 1 - ( 10-1395 )
چکیده
مقدمه: کاردیومیوپاتی از جمله عوارض ناشی از دیابت است. بهنظر میرسد هایپرگلیسمی طولانی مدت موجب افزایش بیان ژن گیرنده RAGE و در نتیجه فعالیت آبشار سیگنالینگی مسیرهای پاتوژنز در قلب رتهای دیابتی نوع دو میشود، بنابراین فعالیتهای بدنی ممکن است بتواند از طریق اثرگذاری بر هایپرگلایسمی در کاهش کاردیومیوپاتی مؤثر باشد. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر ۱۲ هفته تمرین مقاومتی بر بیان ژن RAGE VCAM, ICAM, در قلب رتهای دیابتی شده با STZ بود.
روشها: ۱۶ سر رت نر نژاد ویستار با میانگین وزن20 ± 200 گرم بهصورت تصادفی انتخاب و در دو گروه دیابتی مقاومتی (تعداد 8)، دیابتی کنترل (تعداد 8) تقسیم شدند. گروه تمرین مقاومتی، 12 هفته تمرین مقاومتی را اجرا کردند و 48 ساعت پس از پایان آخرین جلسهی تمرینی، رتها بیهوش و قربانی شدند. سپس قلب آنها خارج و با استفاده از روش Real time – PCR میزان بیان ژن RAGE VCAM, ICAM, طن چپ قلب اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج نشان داد بیان ژن RAGE در بطن چپ قلب گروه تمرین مقاومتی نسبت به گروه کنترل کاهش معنیداری یافت، بیان ژن ICAM ،VCAM در گروه تمرین مقاومتی کمتر از گروه کنترل بود که این کاهش از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: با توجه به کاهش معنیدار در بیان ژن RAGE و الگوی کاهشی اما غیر معنیدار در ژن ICAM VCAM,در بطن چپ رتهای دیابتی که تمرین مقاومتی نمودهاند، بهنظر میرسد تمرین مقاومتی در شرایط دیابت یک روش تأثیرگذار بر کاهش فعالیت آبشار سیگنالینگی مسیرهای پاتوژنز در قلب رتهای دیابتی نوع دو میباشد.
بابک هوشمند مقدم، محمد علی آذربایجانی، سحابه مهدیان، علی بختیاری، مژگان اسکندری،
دوره 18، شماره 6 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه: دیابت و چاقی بهواسطه تغییرات هورمونهای جنسی با کاهش عملکرد و فعالیت جنسی همراه است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر مستقل و تعاملی مکملسازی خارخاسک و تمرین مقاومتی دایرهای بر مقادیر تستوسترون، هورمون محرک فولیکول (FSH)، هورمون لوتئینی (LH) و نعوظ در مردان چاق دیابتی بود.
روشها: در این مطالعهی نیمه تجربی، 40 مرد چاق مبتلابه دیابت نوع دو (سن01/8±97/41سال، نمایهی تودهی بدنی 87/1±97/31کیلوگرم بر مترمربع) در چهار گروه همگن: 1) تمرین مقاومتی+دارونما 2) خارخاسک 3) تمرین مقاومتی+خارخاسک 4) کنترل قرار گرفتند. آزمودنیهای گروه اول و سوم بهمدت 8 هفته به اجرای پروتکل تمرین مقاومتی دایرهای پرداختند. همچنین آزمودنیهای گروه دوم و سوم روزانه 1000 میلیگرم (دو کپسول500 میلیگرمی) خارخاسک و گروه اول به همین مقدار دارونما دریافت کردند. نمونههای خونی و پرسشنامهی مربوطه در دو مرحلهی پیش و پسآزمون جهت سنجش مقادیر بیوشیمیایی و عملکرد نعوظ جمعآوری شد. تجزیهوتحلیل آماری دادهها با استفاده از آزمونهای تی همبسته، واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 05/0 انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد مقادیر نعوظ، تستوسترون، FSHو LH در سه گروه تمرین مقاومتی، خارخاسک و تمرین مقاومتی+ خارخاسک بهطور معناداری افزایش یافت (05/0≥P). همچنین اخلاف معناداری در تمامی متغیرها بین گروه تمرین مقاومتی+ خارخاسک با گروه تمرین مقاومتی و خارخاسک مشاهده شد (05/0≥P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد مصرف هشت هفته خارخاسک و اجرای تمرین مقاومتی بهطور مستقل موجب افزایش عملکرد جنسی و نعوظ میشود. اما بهنظر میرسد ترکیب این دو، باعث همافزایی بیشتر عملکرد جنسی و نعوظ در مردان چاق مبتلابه دیابت نوع دو میشود.
سمیرا مجیدی، عبدالعلی بنایی فر، محمد علی آذربایجانی، سجاد ارشدی،
دوره 21، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده
مقدمه: دیابت شایعترین بیماری غددی در جهان است. هدف از انجام تحقیق حاضر مقایسهی تأثیر سه نوع تمرین استقامتی، مقاومتی و ترکیبی بر اینفلامازوم و مقاومت به انسولین در بافت چربی احشایی رتهای دیابتی نوع دو بود.
روشها: بدینمنظور از بین رتهای نر ویستار هشت هفتهای، 48 رت انتخاب و بهطور تصادفی به 6 گروه (دیابتی تمرین استقامتی، دیابتی تمرین مقاومتی، دیابتی تمرین ترکیبی، تمرین ترکیبی سالم، کنترل سالم و کنترل دیابتی) تقسیم شدند. رتها با تزریق 95 میلیگرم نیکوتین آمید و پس از 15 دقیقه تزریق STZ به مقدار 55 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن بهصورت زیر صفاقی دیابتی شدند. 4 روز پس از تزریق، رتهایی که گلوکز سرم آنها از 300 میلیگرم/دسیلیتر بالاتر بود بهعنوان دیابتی در نظر گرفته شدند. سپس گروه تمرین استقامتی 6 هفته، 3 جلسه در هفته با شدت متوسط (50-60 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی) تمرین کردند. برای شروع تمرین مقاومتی وزنه 50% وزن بدن رت بود. هر جلسه 15 درصد وزن بدن به وزنهها اضافه میشد. گروه تمرین ترکیبی نیز تمرینات مقاومتی و استقامتی را پشت سر هم انجام میدادند. 48 ساعت بعد از آخرین جلسه رتها بیهوش شده و بافت چربی احشایی جهت بررسی متغیرها برداشته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد بین تأثیر شش هفته فعالیت ورزشی استقامتی، مقاومتی و ترکیبی بر اینفلامازوم و مقاومت به انسولین، در بافت چربی احشایی موشهای نر دیابتی تفاوت معنیداری وجود دارد (P≤0/05).
نتیجهگیری: نتایج تأیید کنندهی تأثیر سه روش تمرینی بر سازِکارهای درگیر در دیابت است.
صدیقه بابایی، مقصود پیری، محمد علی آذربایجانی، مریم دلفان،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه: نقص در عملکرد انسولین با تغییرات اگزوژنی عامل مهم ایجاد اختلال در بافت قلب است. هدف از پزوهش حاضر بررسی تاثیر 4 هفته تمرین تناوبی شدید همراه با مکمل یاری کورکومین بر ژنهای IRS-I و IRE-1α در بطن چپ موشهای صحرایی مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: در مطالعهی تجربی حاضر 30 سر موش نر مبتلا شده به دیابت به پنج گروه 6 تایی تقسیم شدند؛ تمرین تناوبی شدید (HIIT)، تمرین تناوبی شدید+ کورکومین (S+HIIT)، کنترل دیابتی+ کورکومین (S+DC)، کنترل دیابتی (DC)، کنترل سالم (NC). پروتکل تمرین تناوبی شدید، پنج روز در هفته و بهمدت چهار هفته اجرا شد. کورکومین با دوز100 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن روزانه گاواژ شد. بیان ژنهای IRS-1 و IRE-1α با روش qReal time-PCR و تجزیهوتحلیل دادهها با آزمون تحلیل واریانس یکطرفه در سطح آلفای 05/0 انجام شد.
یافتهها: بیان ژن IRS-1 در گروه S+HIIT نسبت به گروههای DC (003/0P=) و S+DC (001/0P=) و در گروه HIIT نسبت به گروههای DC (002/0P=) و S+DC (019/0P=) کاهش معناداری داشت. ژن IRE-1α در گروه S+HIIT نسبت به گروههایDC (003/0P=)، S+DC (001/0P=) و HIIT (008/0P=) کاهش معناداری داشت.
نتیجهگیری: به نظر می رسد تمرین تناوبی شدید همراه با مکمل یاری کورکومین با بهبود شرایط متابولیکی و عوامل ژنی می تواند روند آپوپتوز میوکارد در بیماران دیابتی را کاهش دهد.
فاطمه صائبی، حسین عابد نطنزی، محمد علی آذربایجانی، ماندانا غلامی،
دوره 24، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو شایعترین بیماری درونریز است که بهدلیل عدم تحمل گلوکز در اثر برهم خوردن تعادل بین ذخایر و تقاضای انسولین رخ میدهد. انتقال گلوکز به فیبر عضلانی توسط پروتئینهای ناقل گلوکز (GLUTs) انجام میشود. GLUT4 مهمترین ایزوفرم ناقل گلوکز در عضلات اسکلتی است. انسولین و ورزش، انتقال سریع و شدید GLUT4 به غشای پلاسمایی را تحریک میکند و باعث جذب گلوکز در بافت عضلانی و چربی میشود. هدف پژوهش حاضر مطالعۀ تغییرات بیان ژن GLUT4 بافت عضله نعلی و شاخص مقاومت به انسولین پس از انجام تمرین تناوبی شدید و ژل رویال در رتهای چاق دیابتی نوع دو بود.
روشها: نمونۀ آماری پژوهش حاضر 36 سر موشهای صحرایی نر دیابتی چاق بودند. پس از 20 هفته تغذیه با رژیم پُرچرب با تزریق درون صفاقی 25 میلیگرم STZ به ازای کیلوگرم وزن موشها دیابتی شدند. موشهایی که گلوکز ناشتای آنها بین150 تا400 میلیگرم در دسیلیتر بود دیابتی نوع دوم در نظر گرفته شد. موشهای دیابتی در 4 گروه کنترل (6 سر)، تمرین تناوبی (8 سر)، ژل رویال (7 سر)، تمرین تناوبی شدید- ژل رویال (8 سر) گروهبندی و پروتکل تمرینی و گاواژ ژل رویال روی آنها اجرا شد. هشت هفته تمرین تناوبی شدید، پنج جلسه در هفته با تناوب شدید 2 دقیقهای80 تا 90 درصد VO2max و تناوب استراحت یک دقیقهای با 50 تا 56 درصد VO2max اجرا شد. ژل رویال بهصورت گاواژ به میزان 100 میلیگرم برکیلوگرم 5 روز در هفته داده شد.
یافتهها: تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و دوعاملی و آزمون تعقیبی نشان داد در مقایسه با گروه کنترل، تمرین تناوبی شدید به کاهش معنیدار گلوکز و شاخص مقاومت به انسولین منجر شد. تمرین تناوبی شدید و ژل رویال به افزایش معنیدار بیان ژن GLUT4 عضلۀ نعلی در مقایسه با گروه کنترل منجر شد (001/0 P=).
نتیجهگیری: تمرین تناوبی و ژل رویال در کاهش شاخص مقاومت به انسولین و بیان ژنهای مؤثر در مصرف گلوکز در عضلۀ نعلی مؤثر بود. همچنین تمرین تناوبی و ژل رویال منجر به افزابش بیان ژن GLUT4 در عضلۀ نعلی در مقایسه با گروه کنترل شد که در مصرف گلوکز در افراد دیابتی اهمیت دارد.
شاهین ریاحی ملایری، محمد علی آذربایجانی، نسترن امینی، آزاده عبداله زاده،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: مقاومت به انسولین در اختلالاتی مانند چاقی، دیابت، بیماریهای قلبی و سندرم متابولیک نقش اساسی دارد. فعالیت بدنی منظم و مصرف گیاهان دارویی از راهکارهای مهم کاهش و کنترل آن است. زنجبیل به دلیل ترکیبات فیتوشیمیایی مؤثر بر مسیر پیام رسانی انسولین مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. با وجود پژوهشهای متعدد، تحلیل کتابسنجی در زمینه اثر تمرین و مکمل زنجبیل بر مقاومت به انسولین انجام نشده بود، ازاینرو مطالعه حاضر با هدف تحلیل روند مطالعات ایرانی در این حوزه انجام شد.
روشها: در یک مرور کتابسنجی، واژه های کلیدی «تمرین»، «مکمل زنجبیل» و «مقاومت به انسولین» در پایگاه مگیران جستجو شد. با توجه به معیارهای ورود 13 مقاله واجد شرایط انتخاب و دادههای مستخرج از آنها شامل الگوی نویسندگی، همکاری، نویسندگان و مؤسسات پُرکار، مجلات برگزیده و روند مطالعات و کلمات کلیدی متداول با فرمت RIS از پایگاه مگیران استخراج شده و با استفاده از نرمافزار VOSviewer مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد 36 نویسنده به طور متوسط 89/0 ± 23/3 در نگارش مقالات همکاری داشتند. 54% از مقالات توسط اعضای هیئت علمی دانشگاههای دولتی و 46% توسط دانشگاههای آزاد منتشر شدهاند. پُرتکرارترین واژه های کلیدی شامل «زنجبیل»، «مقاومت به انسولین»، «چاقی»، «دیابت ملیتوس»، «آیریزین» و «پراکسیداسیون لیپیدی» بودند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعۀ کتابسنجی نشان داد که ترکیب تمرینات ورزشی با مکمل زنجبیل بیشترین تأثیر را در کاهش مقاومت به انسولین داشته است. بهطور خاص، 84% از مقالات نشاندهنده اثر مثبت تمرینات ترکیبی (تمرینات مقاومتی و هوازی) به همراه مکمل زنجبیل بر کاهش مقاومت به انسولین بودهاند. این تمرینات در مقایسه با سایر انواع تمرینات، بیشترین تأثیر را بر بهبود پروفایل گلیسمی و ترکیب بدنی داشتهاند. همچنین، تمرینات هوازی و تناوبی شدید (HIIT) نیز اثرات مثبتی را در کاهش مقاومت به انسولین نشان دادهاند، اما به اندازه تمرینات ترکیبی مؤثر نبودهاند. همچنین، با توجه به ارتباط مقاومت به انسولین با بیماریهای مختلف، انجام مطالعات بیشتر بر روی جمعیتهای آماری متنوع و افراد مبتلا به انواع بیماریها احساس میشود.
.