سیدمحمد کلانترمعتمدی، سیدرضا مجدزاده، فاطمه اردشیر لاریجانی، باقر لاریجانی،
دوره 11، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده
1024x768 Normal
0
false
false
false
مقدمه: دیابت یک بیماری مزمن با عوارض متعددی است که بار زیادی به
اقتصاد و سلامت جامعه تحمیل میکند. توجه به شیوع بالای آن، بررسی وضعیت عوامل
خطر، اولویت بندی و طراحیهای مداخلهای مناسب جهت کاهش بروز آن ضروری میباشد.
هدف از این مطالعه سنجش میزان بالقوه کاهش بروز دیابت به دنبال تعدیل هر یک از
عوامل خطر به میزان ممکن (feasible)
است.
روشها: میزان بار قابل اجتناب دیابت با استفاده از مدل
"تحلیل مقابل واقع" محاسبه شد. در این مدل، شاخص "سهم تأثیر بالقوه"
(PIF) با استفاده از اطلاعات شیوع فعلی،
قدرت اثر و شیوع مقابل واقع برای هر عامل خطر محاسبه گردید. برای دستیابی به این
اطلاعات از مرور مطالعات با اولویت موارد داخلی و سپس بین المللی استفاده شده است.
یافتهها: شاخص سهم تأثیر بالقوه بر مبنای "حالت مقابل واقع
امکان پذیر" برای عوامل "قند ناشتای مختل" (IFG)،
"تحمل قند مختل" (IGT)، "ترکیب IFG و IGT"، "HDL پایین"، "هیپرتریگلیسریدمی"، "هیپرکلسترولمی"،
"پرفشاری خون"، "چاقی عمومی"، "چاقی شکمی" و
"کمبود فعالیت بدنی" به ترتیب برابر 13/0، 10/0، 18/0، 01/0، 12/0، 03/0،
13/0، 03/0، 02/0 و 10/0 محاسبه گردید.
نتیجهگیری: هر چند عامل ترکیبی IFG
و IGT به عنوان مهمترین عامل بالقوه در
پیشگیری از دیابت و کاهش بار آن نیازمند بیشترین توجه میباشد. اما در میان سایر
عوامل خطر، تعدیل فشارخون بالا، هیپرتریگلیسریدمی و کمبود فعالیت بدنی میتواند
تأثیر بیشتری داشته باشند.
علیرضا باقری، حمیدرضا آقایی میبدی، اکبر سلطانی، محمدرضا مهاجر تهرانی، رامین حشمت، باقر اردشیر لاریجانی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: با توجه به شیوع کمبود ویتامین D (vitD) در ایران و مطالعات مختلف در مورد دوزهای درمانی آن، برآن شدیم تا اثرات تجویز دوز بالای مکمل ویتامین D با دوز توصیه شده روتین، بر سطح 25(OH)D سرمی را مقایسه کنیم.
روشها: مطالعه به روش کارآزمایی بالینی در سالهای 88-1387 در مرکز تحقیقات غدد بیمارستان شریعتی تهران انجام شده است. جمعیت هدف زنان بالای 50 سال استوپنیک مراجعه کننده به مرکز سنجش تراکم استخوان بیمارستان بودند. بیماران به دو گروه: P که 50000 واحد vitDبهصورت هفتگی برای سه ماه و سپس ماهانه برای نه ماه دیگر و M که800 واحد روزانه بهمدت یکسال گرفتند، تقسیم شدند. روزانه یک گرم کربنات کلسیم به هر دو گروه داده شد. سطح سرمی 25(OH)D، کلسیم، فسفر، PTH، در ابتدا، ماه سوم، ششم و دوازدهم و کلسیم ادرار 24ساعته در ابتدا و انتهای مطالعه اندازهگیری شد.
یافتهها: 19 نفر: 9 نفر در گروهM و 10 نفر در گروه P تا پایان مطالعۀ همکاری نمودند. افزایش 25(OH)D سرم در گروه P در 3 ماهۀ اول قابل توجه بود (05/0 P<)، اما پس از آن کاهش یافته، در پایان مطالعه اختلاف قابل توجهی نداشت. کلسیم، فسفر، PTH بین دو گروه و نسبت کلسیم به کراتینین ادراری در هر دو گروه تغییر قابل ملاحظهای نداشت.
نتیجهگیری: مکمل vitD با دوز 50000 واحد هفتگی بهمدت 12 هفته، در مقایسه با دوز 800 واحد روزانه، 25(OH)D سرمی را در سطح بالاتری حفظ نموده، امّا برای حفظ سطح مطلوب، فواصل کمتر از یکماه در دورۀ ماهیانه مناسبتر است.