4 نتیجه برای ارشدی
مرضیه ارشدی مشکانی، مهسا محمداملی، ایمان سلحشوری فر، دکتر فریده رضی،
دوره 16، شماره 3 - ( 12-1395 )
چکیده
مقدمه: دیابت شایعترین بیماری غدد درونریز است که سالیانه افراد زیادی را درگیر میکند. جمعیت زیادی از افراد مبتلا به دیابت از نفروپاتی و رتینوپاتی دیابتی رنج میبرند. اثرات renoprotectiveویتامین D و آنالوگهای آن در بیماریهای مزمن کلیه از جمله نفروپاتی دیابتی گزارش شده است. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط پلیمورفیسم (rs731236 (TaqI در ژن رسپتور ویتامین D (VDR)، و خطر نفروپاتی دیابتی در افراد مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: در این مطالعه مورد - شاهد (Case-Control)، 204 نفر از بیماران با سابقهی 5 سال ابتلا به دیابت نوع دو (104 بیمار مبتلا به نفروپاتی و 100 نفر بدون نفروپاتی) و نیز ۹۸ نفر افراد بدون دیابت و نفروپاتی (گروه شاهد)، مراجعه کننده به کلینیک دیابت و بیماریهای متابولیک دانشگاه علوم پزشکی تهران بررسی شدند. پس از جمع آوری اطلاعات بالینی و انجام تستهای آزمایشگاهی، نمونههای DNA از نمونههای خون به روش فنل کلروفرم استخراج و پلیمورفیسم (rs731236) TaqI در نمونهها باروش ژنوتیپ اختصاصی TaqMan مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در گروه مبتلا به نفروپاتی، مقادیر اوره، کراتیینین و دفع آلبومین بالاتر و فیلتراسیون گلومرولی کمتر از گروه دیابتی و گروه شاهد بود (P value<0.05). علیرغم اینکه فراوانی ژنوتیپ TT و الل T در گروه نفروپاتی بالاتر از دو گروه دیگر بود، این اختلاف معنیدار نبود (P value>0.05).
نتیجهگیری: نتایج مطالعهی حاضر نشان میدهد اگر چه پلیمورفیسم Taq1 در جامعه مبتلا به نفروپاتی شیوع بیشتری دارد ولی وجود آن الزاماً با خطرایجاد نفروپاتی دیابتی نوع دو همراه نمیباشد.
سمیرا مجیدی، عبدالعلی بنایی فر، محمد علی آذربایجانی، سجاد ارشدی،
دوره 21، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده
مقدمه: دیابت شایعترین بیماری غددی در جهان است. هدف از انجام تحقیق حاضر مقایسهی تأثیر سه نوع تمرین استقامتی، مقاومتی و ترکیبی بر اینفلامازوم و مقاومت به انسولین در بافت چربی احشایی رتهای دیابتی نوع دو بود.
روشها: بدینمنظور از بین رتهای نر ویستار هشت هفتهای، 48 رت انتخاب و بهطور تصادفی به 6 گروه (دیابتی تمرین استقامتی، دیابتی تمرین مقاومتی، دیابتی تمرین ترکیبی، تمرین ترکیبی سالم، کنترل سالم و کنترل دیابتی) تقسیم شدند. رتها با تزریق 95 میلیگرم نیکوتین آمید و پس از 15 دقیقه تزریق STZ به مقدار 55 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن بهصورت زیر صفاقی دیابتی شدند. 4 روز پس از تزریق، رتهایی که گلوکز سرم آنها از 300 میلیگرم/دسیلیتر بالاتر بود بهعنوان دیابتی در نظر گرفته شدند. سپس گروه تمرین استقامتی 6 هفته، 3 جلسه در هفته با شدت متوسط (50-60 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی) تمرین کردند. برای شروع تمرین مقاومتی وزنه 50% وزن بدن رت بود. هر جلسه 15 درصد وزن بدن به وزنهها اضافه میشد. گروه تمرین ترکیبی نیز تمرینات مقاومتی و استقامتی را پشت سر هم انجام میدادند. 48 ساعت بعد از آخرین جلسه رتها بیهوش شده و بافت چربی احشایی جهت بررسی متغیرها برداشته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد بین تأثیر شش هفته فعالیت ورزشی استقامتی، مقاومتی و ترکیبی بر اینفلامازوم و مقاومت به انسولین، در بافت چربی احشایی موشهای نر دیابتی تفاوت معنیداری وجود دارد (P≤0/05).
نتیجهگیری: نتایج تأیید کنندهی تأثیر سه روش تمرینی بر سازِکارهای درگیر در دیابت است.
فهیمه کلهر، سجاد ارشدی، اردشیر ظفری، عبدالعلی بنائیفر،
دوره 22، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده
مقدمه: چاقی یکی از 10 مشکل نخست در حوزهی سلامت و بهداشت است. هدف از انجام تحقیق پیشرو، تعیین تأثیر 8 هفته تمرین هوازی بر شاخصهای آتروژین، ائوتاکسین و IL-10 در زنان چاق بود.
روشها: تحقیق کاربردی حاضر از نوع نیمه آزمایشی بود که برای انجام آن از بین زنان چاق 30-45 سالهی دانشگاه آزاد تهران جنوب (1398-1399) 30 نفر بهصورت در دسترس انتخاب و بهطور تصادفی به دو گروه تمرین هوازی و کنترل تقسیم شدند. 24 ساعت قبل از شروع تمرینها، ویژگیهای فردی آزمودنیها و متغیرهای تحقیق (آتروژین، ائوتاکسین و IL-10) در بافت خون اندازهگیری شد، سپس آزمودنیهای گروه تجربی برنامهی تمرین خود را بهمدت 8 هفته، 3 جلسه در هفته و هر جلسه 45-30 دقیقه زیر نظر محقق انجام دادند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون تی وابسته و مستقل استفاده شد.
یافتهها: با توجه به عدم تفاوت در نمرات پیش آزمون مشخص شد گروهها همسان بودند. همچنین مشخص شد 8 هفته تمرین هوازی بر میزان ائوتاکسین، آتروژین و اینترلوکین-10 در زنان چاق تأثیر معنیداری وجود دارد (P=0/001)
نتیجهگیری: با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد میشود زنان چاق از تمرینات هوازی جهت کاهش آثار منفی چاقی استفاده کنند.
تارا زرقام، بهرام عابدی، سجاد ارشدی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: با توجه به اثرات منفی بیتحرکی و افزایش تودۀ چربی در افراد غیرفعال هدف پژوهش بررسی تأثیر شش هفته تمرین هوازی به همراه مصرف مکمل بذر شنبلیله بر پروتئین واکنشگر C و برخی شاخصهای خونی در زنان غیرفعال بود.
روشها: 40 آزمودنی بهصورت تصادفی در 4 گروه تمرین و شنبلیله (10n= )، تمرین و دارونما (10n= )، شنبلیله (10n= ) و دارونما (10n= ) قرار گرفتند. دو گروه تمرین بهمدت 6 هفته، هر هفته 3 جلسه و هر جلسه از 20 تا 30 دقیقه در برنامۀ تمرین هوازی شرکت کردند. آزمودنیها روزانه بعد از صبحانه 500 میلیگرم بذر شنبلیله یا دارونما (نشاسته) مصرف کردند. نمونههای خونی آزمودنیها در حالت نشسته روی صندلی و از سیاهرگ بازویی دست راست گرفته شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از آزمون شاپیروویلک، آزمون تی همبسته و آزمون تحلیل کوواریانس و تعقیبی بنفرونی برای دادههای طبیعی در سطح معناداری 05/0 >P استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد تمرین هوازی همراه با مصرف مکمل بذر شنبلیله بر پاسخ پروتئین واکنشگرC (CRP) در زنان غیرفعال اثر کاهشی (001/0 =P)، بر میزان پلاکتها در زنان غیرفعال تأثیر افزایشی (003/0 =P)، بر میزان گلبولهای قرمز در زنان غیرفعال اثر افزایشی (003/0 =P) و بر میزان گلبولهای سفید اثر کاهشی داشت (03/0 =P).
نتیجهگیری: تمرین هوازی همراه با بذر شنبلیله منجر به کاهش پروتئین واکنشگر C و کاهش گلبولهای سفید و افزایش پلاکتها و گلبولهای قرمز میشود. این تغییرات موجب کاهش وضعیت التهابی و افزایش سیستم ایمنی و اکسیژنرسانی بهتر به بافتها و متابولیسم بهینۀ زنان غیرفعال میشود.