14 نتیجه برای اسلامی
همایون شیخ الاسلامی، کمال بوستانی، سیما هاشمی پور، فاطمه حاج منوچهری، امیر ضیائی،
دوره 4، شماره 3 - ( 2-1384 )
چکیده
تحقیقات متعدد نشانگر این مطلب بوده اند که شیوع بیماری سلیاک در بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 در مقایسه با جمعیت عادی غیر دیابتی بالاست.به همین جهت غربالگری بیماری سلیاک در بیماران دیابت نوع 1 توصیه شده است. این مطالعه جهت بررسی فراوانی نسبی سلیاک در بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 انجام شده است.
روشها: این مطالعه به صورت مورد- شاهدی در سال 1383 در بیمارستان بوعلی سینا قزوین انجام گرفته است. سطوح آنتی بادی های تام IgA ، آنتی بادی ضد گلیادین ( IgA ) وسطح آنتی بادی ضد بافتی ترانس گلوتامیناز در 60 بیمار مبتلا به دیابت نوع 1 با 60 نفر از افراد غیر دیابتی سالم مقایسه شد و در افرادی که هر دو آنتی بادی AGA-IgA و tTG-IgA آنها بالا بود ، اقدام به آندوسکوپی فوقانی و برداشت بیوپسی از بخش دیستال دئودنوم گردید.
یافتهها: هیچکدام از بیماران در گروه مورد کمبود IgA نداشتند . در 14 بیمار از گروه مورد و 12 نفر از گروه کنترل، AGA-IgA مثبت شد که از نظر آمــاری اختلاف معنی داری بین آنها وجود نداشت. در 2 بیمار گروه مورد نیز IgA-tTG مثبت شد. بیـوپسی از رودۀ بـاریـــک در 1 مـــورد از 2 بیمــار دیابتیک با سرولوژی مثبت (AGA-IgA و tTG-IgA مثبت) ، نشاندهندۀ آتروفی ویلوس Type IIIC ( بر اساس معیارهای اصلاح شدۀ Marsh در سال 2001 ) بود . بیوپسی بیمار دوم طبیعی گزارش گردید.
نتیجهگیری: فراوانی بیماری سلیاک در بیماران با دیابت نوع 1 در این مطالعه 67/1% تعیین گردید که تفـاوت معنی داری از جهت ابتلا به سلیاک در بین 2 گروه مورد مطالعه پیدا نشد. با توجه به میزان بالای مثبت کاذب آزمون AGA-IgA ، ما نتیجه گرفتیم این آزمون ، آزمون غربالگری قابل اعتمادی برای سلیاک نیست . اگر چه تیترهای بسیار بالایِ آزمون AGA-IgA می تواند درجۀ اعتماد به آن را افزایش دهد ، با این وجود نباید از آن به عنوان تنها آزمون مشخص کنندۀ وجود یا عدم وجود سلیاک بهره گرفت.
منیر جدیدالاسلامی، مهدی عباس نژاد، محمدرضا شهرکی،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1385 )
چکیده
مقدمه: صبر زرد از گیاهان دارویی است که برای درمان التهاب، بهبود سوختگی و تقویت سیستم ایمنی مورد استفاده قرار می گیرد. امروزه به دلیل عوارض جانبی کمتر و ارزان تر بودن گیاهان دارویی، مصرف آنها رو به افزایش است. هدف این مطالعه بررسی اثر صبرزرد بر قند خون، لیپیدها و لیپوپروتئینها درموشهای صحرایی نر دیابتی شده با استرپتوزوتوسین بود.
روشها: جمعیت مورد مطالعه شامل 56 سر موش صحرایی نر از نژاد ویستار آلبینو با وزن 150-200گرم بودند. حیوانات مورد آزمایش به7 گروه تقسیم گردیده که 6 گروه آنها با استرپتوزوتوسین (IP-Kg/mg65) دیابتیک شدند. پس ازیک هفته، خونگیری جهت اندازه گیری قندخون ناشتا به منظور دیابتی شدن حیوانات انجام گرفت. گروههای دیابتیک به جز گروه کنترل دیابتی روزانه به ترتیب مقادیر(mg/kg100،200،300و400) عصاره صبرزرد وmg/kg5 گلیبنکلامید را از طریق گاواژ به مدت 4 هفته دریافت نمودند. درپایان دوره درشرایط ناشتا،خونگیری جهت اندازهگیری قند خون، لیپیدها و لیپوپروتئین های سرم انجام شد.
یافته ها: نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که فقط دوزmg/kg400 صبرزرد و mg/kg 5 گلیبن کلامید موجب کاهش معنی دار قند (به ترتیب،12/23 ±62/162و51/26±37/193) گردید. همچنین دوزهای mg/kg200،300،400 صبرزرد و mg/kg5 گلیبن کلامید موجب کاهش معنی داری درغلظت تری گلیسیرید وکلسترول نسبت به گروه کنترل دیابتیک گردیدند. تمامی دوزهای صبرزرد و گلیبن کلامید موجب کاهش LDL شدند اما اثری بر HDL نداشتند.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان می دهد که عصاره صبرزرد موجب کاهش قند، کلسترول، LDL و TG می گرددکه شناخت دقیق آن نیاز به مطالعه بیشتری دارد.
آزاده ضابطیان، فرزاد حدایق، مریم توحیدی، فرهاد شیخ الاسلامی، فریدون عزیزی،
دوره 7، شماره 1 - ( 4-1386 )
چکیده
هدف از این مطالعه تعیین و بررسی شیوع سندرم متابولیک و ارتباط آن با بیماری های قلبی-عروقی در افراد مسن ایرانی بود.
روشها: در این مطالعه مقطعی، شیوع سندرم متابولیک بر اساس معیارهای ATP III ،WHO و IDF در 720 مرد و زن
65 ≤ سال بررسی گردید. رگرسیون لجستیک با روش مرحلهای برای تخمین نسبت شانس بروز بیماری های قلبی-عروقی در ارتباط با هر یک از تعاریف سندرم متابولیک در 3 الگو یا طرح صورت گرفت. بدینترتیب که الگوی اول نسبت شانس بروز بیماری های قلبی-عروقی را با تعدیل متغیر سن و الگوی دوم بعد از تعدیل متغیرهایی سن، سابقه مصرف سیگار، سابقه خانوادگی بروز بیماری های قلبی-عروقی زودرس و LDL سرمی و در نهایت در الگوی سوم تاثیر متغیرهای مخدوش کننده ذکر شده در الگوی دوم به علاوه اجزای سندرم متابولیک بر اساس هر یک از سه معیار تعدیل میشود.
یافتهها: شیوع سندرم متابولیک به ترتیب 8/50، 9/41 و 8/41% بر اساس ATP III ، IDF و WHO یافت شد. IDF هم خوانی بالا با ATP III داشت. در الگوی 2، دو تعریف ATP III و WHO با CHD با نسبت های شانس به ترتیب (2/2-1/1) 6/1 و (4/2-9/1) 7/1 ارتباط داشتند. در الگوی 3، چاقی (طبق WHO) و فشار خون بالا (طبق ATP III و WHO) با CHD ارتباط داشتند.
نتیجهگیری: بر اساس ATP III و WHO، سندرم متابولیک با CHD بعد از تعدیل متغیرهای قراردادی ارتباط نشان داد ولی بعد از تعدیل اجزای آن این ارتباط از دست رفت.
علی محمد شریفی، حبیب اسلامی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 4 - ( 6-1389 )
چکیده
مقدمه: نوروپاتی دیابتی، یکی از شایعترین عوارض دیابت است که نورونهای مختلف را تحت تاثیر قرار میدهد. تاکنون سازوکارهای دقیق مولکولی سمیت ناشی از گلوکز برای سلولهای عصبی مشخص نشده است. در مطالعه حاضر، نقش مسیر مرگ سلولی وابسته به میتوکندری و کاسپاز3 و 9 در آپوپتوز ناشی از غلظت بالای گلوکز در سلولهای PC12 به عنوان یک رده سلولی عصبی بررسی گردید.
روشها: توان حیاتی سلولها توسط روش MTT ارزیابی شد. فعالیت آنزیمی کاسپاز 9، کاسپاز آغازگر در آپوپتوز وابسته به میتوکندری و کاسپاز 3، کاسپاز اجرایی در این مسیر، به روش کالریمتری با استفاده از سوبستراهای سنتزی اندازهگیری شد. جهت بررسی تغییرات بیان پروتئین کاسپازهای 3 و 9 از روش ایمونوبلاتینگ استفاده شد.
یافتهها: در روش MTT، سلولها در ساعات 48، 72 و 96 مرگ سلولی معنیداری را نسبت به گروههای کنترل نشان دادند (05/0(P< . فعالیت آنزیمی کاسپازهای 9 و3 در سلولهای تیمار شده نسبت به سلولهای کنترل بطور معنیدار افزایش پیدا کرد (01/0(P< . نتایج وسترن بلات نشان داد که بیان پروتئین پروکاسپازهای 3 و 9 بطور معنیدار کاهش یافته (01/0(P< که بیانگر تبدیل آنها به فرم فعال کاسپاز میباشد.
نتیجهگیری: براساس مطالعه حاضر، میتوان نتیجه گرفت که آپوپتوز ناشی از غلظت بالای گلوکز در سلولهای PC12 تا اندازهای وابسته به فعال شدن مسیر مرگ سلولی میتوکندریایی وابسته به کاسپازهای 3 و 9 میباشد.
نوشین فهیمفر، فرزاد حدائق، داود خلیلی، فرهاد شیخالاسلامی، فریدون عزیزی،
دوره 9، شماره 4 - ( 6-1389 )
چکیده
مقدمه: طبق مطالعات انجام گرفته در غرب، خطر دیابت برای بروز بیماری عروق کرونر قلب (CHD) معادل با خطر داشتن سابقه CHD است. آیا در یک جمعیت ایرانی با شیوع بالای دیابت، باز هم این دو خطر یکسانی را برای بروز CHD ایجاد میکنند؟
روشها: جمعیت مورد مطالعه یک هم گروه شامل 2267 مرد و 2931 زن 30 ساله و بالاتر بودند که با میانه معادل 5/7 سال پیگیری شدند. خطر بروز CHD با استفاده از مدل خطرات متناسب کاکس برای افراد دیابتی بدون سابقه CHD (دیابت+/ بیماری قلبی-) و نیز افراد دارای سابقه CHD بدون دیابت (دیابت-/ بیماری قلبی+) محاسبه گردید.
یافتهها: پس از تعدیل سن و سایر عوامـل خطر معمول و مقایسه با گروه فاقد دیابت و سابقـــه CHD (دیابت-/ بیماری قلبی-)، نسبت خطر (HR) برای گروه "دیابت+/ بیماری قلبی-" معادل (60/2-15/1 :فاصله اطمینان 95%) 73/1 و برای گروه "دیابت-/ بیماری قلبی+" معادل (10/3-45/1:فاصله اطمینان 95%( 12/2 در مردان و این ارقام در زنان به ترتیب (97/6-74/2) 37/4 و (20/8-17/3) 10/5 بود. پس از تعدیل سن و جنس و سایر عوامل خطر گروه "دیابت-/ بیماری قلبی+" در مقایسه با "دیابت+/ بیماری قلبی-" دارای HR برابر (28/0=P ،61/1-87/0) 19/1 بود و در مقایسه دو گروه به تفکیک دیابت تحت درمان و دیابت تازه تشخیص داده شده این اعداد به ترتیب (65/0=P ،35/1-62/0) 91/0 و (07/0= P ،03/2-98/0) 41/1 محاسبه گردید.
نتیجهگیری: خطر بروز CHD در دیابتیها معادل خطر بروز CHD در افراد با سابقه قبلی CHD میباشد و این موضوع تاکید جدی بر لزوم اقدامات سریع و جدی در پیشگیری از حوادث قلبی عروقی در بیماران دیابتی را به همراه دارد.
علی محمد شریفی، حبیب اسلامی، باقر لاریجانی،
دوره 10، شماره 1 - ( 10-1389 )
چکیده
مقدمه: استرس اکسیداتیو با دیابت و عوارض آن مانند نوروپاتی در ارتباط میباشد. تاکنون سازوکارهای دقیق مولکولی سمیت ناشی از گلوکز بر روی سلولهای عصبی مشخص نشده است. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط استرس اکسیداتیو با فعال شدن کاسپاز8 ، در مرگ سلولی ناشی از غلظت بالای گلوکز در سلولهای PC12 بود.
روشها: آپپتوز و استرس اکسیداتیو در سلولها بترتیب توسط سنجش قطعه قطعه شدن DNA((DNA Ladder و تست MDA ارزیابی شده است. جهت مهار کاسپازها، Z-VAD-FMK بکار برده شد و سپس میزان حیات سلولی توسط روش MTT بررسی شد. فعالیت آنزیمی کاسپاز 8، به روش کالریمتری با استفاده از سوبستراهای سنتزی و تغییرات بیان پروتئین پروکاسپاز 8 به روش ایمونوبلاتینگ اندازهگیری شد.
یافتهها: الگوی قطعه قطعه شدن DNA در سلولهای تیمار شده با غلظت بالای گلوکز مشاهده گردید. میزان تولید MDA در سلولهای تیمار شده نسبت به کنترل افزایش معنیدار نشان داد. مهار کننده عمومی کاسپازها توانست بصورت وابسته به دوز موجب افزایش توان حیاتی سلولهای تیمار شده گردد. فعالیت آنزیمی کاسپاز 8 در سلولهای تیمار شده نسبت به سلولهای کنترل بطور معنیداری افزایش و میزان پروتئین پروکاسپاز 8 بطور معنیداری کاهش یافت که بیانگر تبدیل آن به فرم فعال کاسپاز میباشد.
نتیجهگیری: بنابراین میتوان نتیجه گرفت که آپپتوز ناشی از غلظت بالای گلوکز در سلولهای PC12 تا اندازهای وابسته به فعال شدن کاسپاز 8 و مرتبط با استرس اکسیداتیو باشد.
محمد اسلامی، محمد فشارکی، بهناز فرمهینی فراهانی، عایشه حاجی اسماعیلپور،
دوره 10، شماره 3 - ( 12-1389 )
چکیده
مقدمه: افسردگی یک وضعیت شایع در بیماران دیابتی است که سبب کاهش میل، انگیزه و احساس توانایی افراد جهت پرداختن به رفتارهای خود مراقبتی میگردد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط افسردگی با رفتارهای خود مراقبتی در بیماران افسرده و غیر افسرده مبتلا به دیابت در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی سال 1388 انجام گردید.
روشها: دراین مطالعه تحلیلی از نوع مورد- شاهدی، 220 بیمار دیابتی (110 بیمار غیر افسرده و110 بیمار افسرده) مراجعه کننده به بیمارستانهای طالقانی، مدرس، لقمان و لبافینژاد وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف از جامعه مورد پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه شامل مشخصات دموگرافیک، خلاصه رفتارهای خود مراقبتی دیابتیها و برگه چک لیست بک برای تعیین افسردگی بود. میزان رفتارهای خود مراقبتی، در دو گروه با یکدیگر مقایسه گردید.
یافتهها: میانگین رعایت رژیم غذایی و ورزش گروه غیر افسرده به طور معنیداری بالاتر از گروه افسرده بود (رعایت رژیم غذایی: 3/1 ± 87/4 در مقابل 7/1 ± 80/3 روز در هفته، 00/0P= و ورزش: 2/2 ± 70/2 در مقابل 9/1 ± 68/1 روز در هفته، 00/0P=). در گروه غیر افسرده مراقبت از پا بیشتر و رعایت توصیههای دارویی دیابت بهتر بود اما این تفاوت معنیدار نبود (05/0
نتیجهگیری: در این مطالعه افسردگی با ضعیف شدن رفتارهای خود مراقبتی دیابتیها همراه بود.
احسان حسینی بیدختی، وحید تأدیبی، ناصر بهپور، دارویش شیخالاسلامی وطنی، سارا غریب شی، سکینه نیک سرشت،
دوره 11، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
مقدمه: هیپوکسی میتواند سازگاریهای هماتولوژیکی سودمندی درپی داشته باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر هیپوکسی تناوبی بر غلظت انسولین و شاخصهای هماتولوژیک در افراد چاق مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است.
روشها: بدین منظور از بین افراد چاق مبتلا به دیابت نوع 2 در مرکز دیابت کرمانشاه، 40 نفر داوطلب به صورت تصادفی انتخاب و نهایتاً 10 نفر از واجدین شرایط (زنان یائسه و مردان چاق، با نمایه توده بدنی بیش از 30) به عنوان آزمودنی در پژوهش شرکت کردند. آزمودنیها دارای میانگین شاخص توده بدنی 32 و دامنه سنی 50 تا 70 سال بودند. هیپوکسی تناوبی به مدت 14 روز، هر روز یک ساعت (5 دقیقه هیپوکسی و 5 دقیقه هوای اتاق در حالت نشسته) اجرا شد. شدت هیپوکسی در 5 روز اول و دوم معادل 12 و 11 درصد و در 4 روز سوم معادل 10 درصد اکسیژن در هوای دمی بود. در ابتدا و انتهای دوره هیپوکسی نمونههای خونی جمعآوری و میزان لپتین و انسولین پلاسما اندازهگیری شد.
یافتهها: یافتهها بیانگر افزایش معنادار لپتین پلاسما در روز 7 و 15 نسبت به پیشآزمون بود (05/0>P). میزان انسولین پلاسما در هیچ یک از مقادیر اندازهگیری شده با وجود افزایش نسبت به پیشآزمون معنادار نبود.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر بیانگر اثر مثبت هیپوکسی تناوبی در افزایش سطوح لپتین پلاسما در افراد چاق مبتلا به دیابت نوع 2 میباشد.
گیتا شفیعی، داود خلیلی، نوشین فهیم فر، فرهاد شیخ الاسلامی، آرش قنبریان، فریدون عزیزی، فرزاد حدائق،
دوره 12، شماره 4 - ( 2-1392 )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر ارزیابی توانایی نوار قلب غیر طبیعی در زمان استراحت (ECG) در مقابل پرسشنامه رز و ارزش افزودن آن در پیشبینی خطر 10 ساله بیماریهای عروق قلبی (CHD) در یک جمعیت شهری ایرانی با شیوع بالای این بیماری میباشد.
روشها: در این مطالعه کوهورت، 5101 فرد ≥30 سال (2201مرد و 2900 زن) بدون سابقه بیماریهای قلبی- عروقی از سال1380 تا سال 1388 در تهران بررسی شدند. سپس افراد به چهار گروه براساس دادههای پرسشنامه رز و یافتههای ایسکیمی در نوار قلب تقسیم شدند:Rose-/ECG-, Rose+/ECG-, Rose-/ECG+, Rose+/ECG+. خطر نسبی بروز CHD نسبت به گروه Rose-/ECG- به عنوان رفرانس در یک مدل رگرسیونی کاکس محاسبه گردید. به منظور ارزیابی ارزش افزودن ECG به پرسشنامه رز در پیشبینی CHD، از IDI (Integrated Discrimination Improvement) استفاده شد.
یافتهها: در طی پیگیری، تعداد 387 واقعه بیماری عروق کرونری مشاهده شد. در تجزیه و تحلیل چند متغیره خطر نسبی برای مردان و زنان با Rose+/ECG- به ترتیب معادل (91/3-71/1)59/2 و (44/3-48/1)26/2 و برای مردان و زنان با Rose-/ECG+ (05/2-90/0) 36/1 و (12/3-40/1) 09/2 بود. اختلافی بین مدلهای رز به تنهایی و رز با ECG در پیشبینی وقایع CHD به خصوص در مردان (در آماره C، 179/0=P و IDI نسبی، 537/0=P) یافت نشد.
نتیجهگیری: پرسشنامه رز به عنوان یک ابزار ساده غربالگری است که از نظر کلینیکی اهمیت یکسانی در پیشگویی بروز CHD در مردان و زنان دارد. افزودن یک نوار قلب غیر طبیعی به پرسشنامه رز خطر بروز بیشتر وقایع CHD در آینده را بیان نمیکند.
تکتم محمودزاده، مرضیه ثاقب جو، علی ثقه الاسلامی، مهدی هدایتی،
دوره 13، شماره 3 - ( 12-1392 )
چکیده
مقدمه: دیابت یکی از معضلات سلامتی در تمامی جوامع محسوب میگردد. تداخل ورزشی و تداخل دارویی خصوصاً داروهای گیاهی، از جمله رویکردهای بهبود وضعیت افراد دیابتی تلقی میگردد. هدف از اجرای این پژوهش، بررسی اثر شش هفته تمرین هوازی و مصرف عصاره بنه، بر عملکرد سلولهای بتای پانکراس در موشهای دیابتی شده با استرپتوزوتوسین بود.
روشها: تعداد 36 سر موش نر نژاد ویستار در پنج گروه کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابت + تمرین، دیابت + عصاره، دیابت + تمرین + عصاره قرار گرفتند. دیابت با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین (mg/kg40) القاء شد. برنامه تمرینی شامل 6 هفته تمرین هوازی روی نوارگردان (5 جلسه در هفته، هر جلسه 40 دقیقه با سرعت 20 متر در دقیقه و شیب 5 درصد) بود. گروههای عصاره در پایان هر جلسه تمرین، بر اساس وزن بدن، عصاره بنه دریافت کردند. پس از 6 هفته تمرین هوازی و مصرف عصاره، سطوح پلاسمایی گلوکز و انسولین بهمنظور سنجش عملکرد سلولهای بتا (با استفاده از مدل HOMA-B) اندازهگیری شد. دادهها با روش آماری آنالیز واریانس یک طرفه با سطح معنیداری 05/0P< تحلیل شدند.
یافتهها: شاخص HOMA-B در گروه کنترل دیابتی نسبت به گروه کنترل سالم بهطور معنیداری بالاتر بود (0001/0P=). همچنین میانگین شاخص HOMA-B در گروههای دیابت + عصاره و دیابت + تمرین + عصاره در مقایسه با گروه کنترل دیابتی بهطور معنیداری پایینتر بود (مقادیر Pبهترتیب 003/0، 001/0) و بین میانگین شاخص HOMA-B در گروه کنترل دیابتی با دیابت + تمرین اختلاف معنیداری مشاهده نشد (052/0P=).
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان میدهد که مصرف عصاره بنه به تنهایی و همراه با انجام تمرین هوازی منجر به بهبودی معنیدار، در عملکرد سلولهای بتای پانکراس در موشهای دیابتی شده است. همچنین مصرف عصاره بههمراه تمرین در مقایسه با تمرین به تنهایی تأثیر بیشتری بر بهبود عمـلـکرد سلولهای بتای پانکراس داشته است. بهنظر میرسـد انجام فعالیتهای ورزشی به همراه مصرف گیاهان دارویی خاص، می تواند بهعنوان یک روش درمانی مکمل در بهبود وضعیت بیماران دیابتی مد نظر قرار گیرد.
حسین روحانی، احمدعلی اسلامی، مهدی راعی، حمید توکلی، محمد بیدخوری، ارسلان قادری،
دوره 15، شماره 1 - ( 10-1394 )
چکیده
مقدمه: دیابت به دلیل عوارض متعددی که بر جای می گذارد امروزه به عنوان یک معضل بهداشتی مطرح می باشد که بوسیله ایجاد تغییرات در رژیم غذایی می توان از این عوارضپیشگیری یا آنها را به تاخیر انداخت که این امر خود مستلزم شناسایی باورهای بیماران دیابتی و ایجاد تغییرات رفتاری می باشد. هدف از این مطالعه کاربرد نظریه رفتار برنامه ریزی شده به همراه سازه ی خطر درک شده عوارض دیابت جهت شناسایی باورهای مرتبط و قابل تغییر جهت زمینه سازی برای این تغییرات رفتاری می باشد.
روش ها: مطالعه توصیفی-تحلیلی حاضر بوسیله پرسشنامه خود ایفا بر اساس نظریه رفتار برنامه ریزی شده به همراه سازه ی خطر درک شده عوارض دیابت در کلینیک دیابت شهرستان سمیرم اجرا شده است.شرکت کنندگان این مطالعه 154 بیمار دیابتی بدون عوارض دیابت بودند. نگرش، هنجار ذهنی، کنترل رفتاری، خطر ابتلا به عوارض دیابت، قصد رعایت رژیم غذایی سالم و سبک تغذیه ای افراد متغیرهایی بودند که مورد اندازه گیری قرار گرفتند. از مدلسازی معادلات ساختاری جهت تحلیل داده ها استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که نظریه رفتار برنامه ریزی شده به همراه سازه ی خطر درک شده عوارض دیابت از برازش کافی با داده های مطالعه برخوردار بوده است. سازه های کنترل رفتاری درک شده، هنجار ذهنی، خطر درک شده ی عوارض دیابت دارای ارتباط معناداری با قصد رعایت رژیم غذایی سالم بوده اند.همچنین قصد رفتاری نیز ارتباط معنادار آماری با رفتار تغذیه ای داشته است. نگرش تنها سازه ای بود که با قصد رفتاری ارتباط معناداری نداشته است.
نتیجه گیری: نظریه رفتار برنامه ریزی شده به همراه سازه ی خطر درک شده عوارض دیابت چارچوبی مفید برای تبیین قصد و پیرو آن رفتار رعایت رژیم غذایی سالم می باشد و می تواند جهت ترغیب بیماران دیابتی به رعایت رژیم غذایی سالم مورد استفاده قرار گیرد.
زهرا نورالهی، وحید ولی پور ده نو، رسول اسلامی،
دوره 18، شماره 4 - ( 2-1398 )
چکیده
مقدمه: فعالیت جسمانی از طریق افزایش مصرف انرژی و در نتیجه کاهش چربیهای بدن محرکی مؤثر برای بهبود تندرستی سالمندان دارای سندرم متابولیک است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر 8 هفته تمرینات دایرهای شدید بر سطوح سرمی BDNF و آیریزین و وزن بدن در زنان سالمند دارای سندرم متابولیک در خرمآباد بود.
روشها: در این مطالعهی نیمه تجربی، تعداد 18 زن سالمند (سن: 17/6±00/71 سال، وزن: 18/9±22/62 کیلوگرم، قد: 27/3±67/153 سانتیمتر) دارای سندرم متابولیک بهطور داوطلبانه شرکت کردند. آزمودنیها ضمن انجام امور روزمرهی خود در یک پروتکل 8 هفتهای تمرین دایرهای با شدت بالا شرکت کردند که 3 جلسه در هفته اجراء میشد. 24 ساعت قبل از اجرای پروتکل تمرینی و 48 ساعت پس از اتمام پروتکل تمرینی نمونهی خونی توسط کارشناس آزمایشگاه از آزمودنیها در حالت ناشتا بین ساعت 7 و 30 دقیقه تا 8 گرفته شد. برای اندازهگیری سطوح سرمی BDNF و آیریزین از کیتهای الایزا استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون t همبسته استفاده شد و سطح معنیداری 05/0>P در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج افزایش معنیدار سطوح استراحتی سرمی BDNF (001/0=P) و آیریزین (033/0=P) و کاهش معنادار وزن بدن (001/0=P) در مقایسه با مقادیر پیش آزمون در زنان سالمند دارای سندرم متابولیک را نشان داد.
نتیجهگیری: تمرینات دایرهای شدید در زنان سالمند دارای سندرم متابولیک غلظتهای سرمی BDNF و آیریزین را افزایش میدهد و احتمالاً افزایش این دو عامل میتواند اثرات مفیدی بر نیمرخ لیپیدی و در نهایت وزن بدن این افراد داشته باشد.
رضا مسعودی، سلیمان خیری، فاطمه علی اکبری، احمد علی اسلامی، لیلی ربیعی،
دوره 19، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده
مقدمه: ارزیابی سواد سلامت بیماران دیابتی نیازمند وجود ابزاری مختص این گروه است. پرسشنامهی سنجش سواد سلامت بیماران دیابتی (LAD) از ابزارهای مورد استفاده برای سنجش سواد سلامت بیماران دیابتی است. پژوهش حاضر با هدف ترجمه و اعتباریابی نسخهی فارسی پرسشنامهی (LAD) Diabetes Health Literacy Assessment Questionnaire انجام گرفته است.
روشها: پژوهش حاضر با هدف تعیین روایی و پایایی نسخهی فارسی پرسشنامه سنجش سواد سلامت بیماران دیابتی، روی 300 بیمار مبتلا به دیابت در سال 1398، به روش نمونهگیری انجام شد. مراحل اجرای مطالعه شامل: اول، ترجمه و تهیهی نسخهی فارسی پرسشنامهی سواد سلامت بهمنظور طراحی و انتخاب گویهها و ارزیابی کیفی آنها توسط گروه متخصصین؛ دوم، ارزیابی کمّی ویژگیهای روایی با استفاده از نظرات گروه متخصصین؛ سوم، ارزیابی روایی صوری (قابلیت درک) و پایایی پرسشنامه توسط گروه کوچکی از جامعهی هدف در یک مطالعه آزمایشی؛ چهارم، تحلیل گویهها، ارزیابی روایی و پایایی پرسشنامهی نهایی بود.
یافتهها: در تحلیل گویههای سازهی سازماندهی، اثرات سقف و کف مشاهده نشد. بیشترین میانگین مربوط به گویهی 8 و12 و کمترین میانگین مربوط به گویهی 6 بود. با توجه به شاخص Skewness، کجی در گویهها مشاهده نشد. براساس نتایج بهدستآمده، ابزار از ثبات درونی قابل قبولی برخوردار بود. تحلیل عامل اکتشافی 2 عامل را برای پرسشنامهی سواد سلامت بیماران دیابتی شناسایی کرد یک عامل درک فردی و عامل دوم حمایت اجتماعی بود.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده از تحلیل عامل اکتشافی، پرسشنامهی سواد سلامت بیماران دیابتی (LAD)از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است و میتوان جهت سنجش سواد سلامت بیماران دیابتی از آن استفاده کرد.
مرتضی طیبی، الهام حاجی زاده، رسول اسلامی، معراج میرزائی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یکی از شایعترین بیماریهای متابولیکی است که با مقاومت به انسولین و اختلال در جذب گلوکز همراه است. همهگیری کووید-۱۹ و قرنطینههای مرتبط با آن باعث تغییرات عمدهای در سبک زندگی افراد، از جمله کاهش فعالیت بدنی در بیماران دیابتی شد. این مطالعه به بررسی الگوهای فعالیت بدنی و ادراکات بیماران دیابتی در ایران پس از دوران کووید-۱۹ پرداخته است.
روشها: پرسشنامهای آنلاین طراحی شد و لینک آن از طریق شبکههای مجازی منتشر گردید. از 435 پاسخدهنده از 35 شهر، 400 نفر دادههای کامل ارائه کردند (200 نفر دیابتی و 200 نفر غیر دیابتی سالم). اطلاعات جمعآوریشده برای تحلیل مورد استفاده قرار گرفت. دادهها با استفاده از آزمون t مستقل آنالیز و سطح معناداری (05/0P< ) در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد سطح فعالیت بدنی افراد دیابتی بهطور معناداری کمتر از افراد غیردیابتی بود (05/0P< ). همچنین نوع فعالیتهای ورزشی مورد علاقه آنها متفاوت بود؛ هر دو گروه بیشترین علاقه را به پیادهروی و کمترین علاقه را به بازیهای سنتی نشان دادند. مهمترین انگیزه افراد دیابتی برای ورزش، پیشگیری از بیماریها بود، اما موانع مالی بیشترین تأثیر را بر کاهش فعالیت بدنی دیابتیها داشت (05/0P< ). منابع اطلاعاتی اصلی این افراد درباره ورزش، مجلات و کتب بودند.
نتیجهگیری: برای افزایش مشارکت بیماران دیابتی در فعالیتهای ورزشی، پیشنهاد میشود تسهیلات ورزشی مناسب فراهم و آموزشهای لازم درباره فواید ورزش ارائه شود. طراحی برنامههای ورزشی ویژه، متناسب با شرایط جسمانی بیماران دیابتی، میتواند تأثیر مثبتی بر سلامت این گروه داشته باشد.