جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای اقبالی

حسین اقبالی، محمدعلی اقبالی، عبدالرضا نوروزی، حسین شیوا،
دوره 11، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده

1024x768 Normal 0 false false false مقدمه: براساس مطالعات صورت گرفته، گام نخست در کنترل و درمان دیابت نوع 2، برنامه غذایی مناسب می­باشد. شیوه­های متعددی جهت تعیین­ برنامه غذایی مناسب برای بیماران دیابتی وجود دارد که با درنظرگرفتن مصرف متعادل پروتئین و کربوهیدرات ها و همچنین مصرف کم قندهای ساده و چربی ایجاد می­شوند. هدف این تحقیق، تعیین برنامه بهینه غذایی با استفاده از مدل­سازی برنامه­ریزی خطی ریاضی، با هدف کمینه­سازی چربی­های اشباع و قندهای ساده دریافتی از مواد غذایی است.
روش‌ها: به عنوان نمونه، یک زن 55 ساله، کم تحرک، با نمایه توده بدنی (BMI) kg/m2 25 و مبتلا به دیابت نوع 2 درنظر گرفته شد. با استفاده از منابع کتابخانه­ای، میزان مورد نیاز روزانه وهمچنین حداکثر میزان مجاز دریافت روزانه
(Tolerable upper intake levels) از مواد مغذی برای این فرد، مشخص گردید. کمینه­سازی چربی‌های اشباع و قندهای ساده به عنوان اهداف مدل برنامه­ریزی خطی ریاضی و حداقل و حداکثر میزان مجاز دریافت از مواد مغذی به عنوان قیدهای مسأله درنظرگرفته شد. سپس برای حل این مدل از نرم افزار محاسباتی متلب (MATLAB) استفاده گردید.
یافته‌ها: باتوجه به توابع هدف، محدودیت­های مسأله و تنوع غذایی در وعده‌ها و میان وعده‌ها، اعداد مربوط به میزان مصرف مواد موجود در برنامه غذایی بهینه که درآن کمترین میزان چربی­های اشباع و قندهای ساده مشاهده می­شد، به دست آمدند. همچنین میزان دریافت روزانه انواع مغذی­ها در این برنامه غذایی، به گونه­ای مناسب حاصل شدند.
نتیجه‌گیری: استفاده از مدل برنامه‌ریزی خطی ریاضی می‌تواند در بهینه سازی برنامه غذایی بیماران دیابتی نوع 2 با اهداف کمینه­سازی چربی­های اشباع و قندهای ساده، موثر باشد. در برنامه حاصل از پیاده­سازی مدل ریاضی، ضمن برخورداری از تمامی گروه­های غذایی، شاهد کمترین میزان چربی­های اشباع و قندهای ساده خواهیم بود.   


سیروس کبودی، مهر علی رحیمی، الهام نیرومند، الهه عجمی، افسانه اقبالیان، مجید براتی، نادر رجبی گیلان،
دوره 15، شماره 2 - ( 10-1394 )
چکیده

مقدمه: نیاز به دریافت انسولین در بین بیماران دیابتی نوع دو در مرحله‌ای که بیماری آن‌ها با سایر درمان‌ها قابل کنترل نباشد، امری حیاتی است. مطالعه حاضر با هدف بررسی باورهای مرتبط با عدم پذیرش انسولین در بین بیماران دیابتی نوع دوم با بهره‌گیری از مدل اعتقاد بهداشتی انجام گردید.

روشها: این مطالعه توصیفی– مقطعی بر روی 400 نفر از بیماران دیابتی نوع دو مراجعه کننده به مرکز تحقیقات دیابت شهر کرمانشاه انجام پذیرفت. بیماران به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و پرسشنامه‌ای که مشتمل بر اطلاعات دموگرافیک و سازه‌های مدل اعتقاد بهداشتی (محقق ساخته) بود از طریق مصاحبه با بیماران تکمیل گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS-16 و با آزمون‌های آماری (ضریب همبستگی پیرسون، من ویتنی و کورسکال والیس) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها: شرکت کنندگان به ترتیب 95/66، 7/60، 95/59، 97/51، 04/68، 74/74 درصد نمرات قابل اکتساب برای حساسیت‌درک شده، شدت‌درک‌شده، خودکارآمدی، منافع‌درکشده، راهنمای عمل و موانع‌درک‌شده را بدست آوردند. نتایج نشان داد که باورهای حساسیت، شدت و خودکارآمدی‌درک شده بیماران دیابتی(نوع دو) نیازمند به انسولین در سطح متوسطی بود ودر مقابل موانع موجود برای پذیرش درمان با انسولین در آنها بیشتر بود.

نتیجه‌گیری: تهیه و تدوین بسته‌های آموزشی مناسب در راستای ارتقاء سطح آگاهی و خودکارآمدی و رفع موانع مرتبط با پذیرش انسولین در بیماران دیابتی ضروری است.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb