6 نتیجه برای بیگی
نصرت الله ضرغامی، رادینا اشتیاقی، علی خسروبیگی، دیان دایر، جمال حلاج زاده،
دوره 3، شماره 1 - ( 2-1383 )
چکیده
مقدمه: دیابت شایعترین بیماری غدد درون ریز در انسان است. عدم کنترل دیابت به موازات پیشرفت آن به عوارضی از قبیل رتینوپاتی و نفروپاتی منجر میشود. در حال حاضر برای کنترل طولانی مدت دیابت از اندازه گیری هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) استفاده می گردد اما به علت عدم دسترسی به یک روش استاندارد همگانی برای آن، یافتههای جدید فاکتور رشد شبه انسولین- 1 (IGF-I) را به عنوان شاخص احتمالی کنترل دیابت مطرح نمودهاند. در این مطالعه ارتباط بین میزان غلظتهای سرمی تام I-IGF و HbA1C بررسی میگردد.
روشها: این مطالعه مورد- شاهدی مقطعی بر روی 26 بیمار دیابتی نوع 1 (15 مرد و 11 زن با میانگین سنی 1/9±7/23 سال) تازه تشخیص داده شده که فاقد عوارض پیشرفته این بیماری بودند انجام شد. گروه شاهد شامل 26 فرد سالم (9 مرد و 17 زن با میانگین سنی 4/4±1/24 سال) بود. میزان گلوکز ناشتایی پلاسما (FPG) با استفاده از روش آنزیمی (گلوکز اکسیداز) و HbA1C به روش کالریمتری اندازهگیری شدند. IGF-I و پروتئین شماره 3 متصلشونده به آن (IGFBP-3) به طریق ایمونواسی اندازه گیری شدند. معنیدار بودن آماری برای سطح 05/0 P< دو دنباله در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین غلظت I-IGF در گروه بیماران به طور معنیداری پایینتر از گروه شاهد بود(05/0P<). بین میانگین سطوح I-IGF و HbA1C همبستگی معکوس معنیداری ملاحظه گردید(05/0P<).
نتیجهگیری : با توجه به یافتههای این مطالعه نتیجه گرفته شد هنگامیکه دیابت بهخوبی کنترل نباشد، غلظت سرمی
IGF-I کاهش مییابد. از طرف دیگر غلظت سرمی تام IGF-I با HbA1c همبستگی داشت لذا شاید بتوان از میزان IGF-I بهطور غیرمستقیم بهعنوان نشانگر میزان کنترل قند خون در دیابت استفاده نمود.
ابوالفضل محمد بیگی، سید حمیدرضا طباطبایی، بهرام ضیغمی، نرگس محمد صالحی،
دوره 7، شماره 1 - ( 4-1386 )
چکیده
مقدمه: اختلال در متابولیسم گلوکز در طی حاملگی نتایج زیانباری را برای مادر و نوزاد در پی دارد و عامل خطر قوی برای پیامدهای ناگوار حاملگی است که در برخی از زنان باردار با سابقه دیابت بارداری و مسن تر ایجاد می گردد و عوارض و میرایی حین زایمان را افزایش می دهد.
روشها: مطالعه حاضر از نوع مطالعات مورد شاهدی است که بر روی 420 زن باردار مراجعه کننده به بیمارستانهای شیراز انجام شد که از این تعداد 70 نفر مبتلا به دیابت بارداری و 350 نفر سالم بودند .داده ها با استفاده از آزمونهای آنالیز واریانس و مربع کای و همچنین رگرسیون لجستیک مورد تحلیل تک متغیره و چند متغیره قرار گرفت.
یافتهها: از کل70 نفر بیمار تحت بررسی ،22 نفر(4/31 %) مبتلا به دیابت آشکار و 48 نفر (6/68 %) مبتلا به دیابت حاملگی بودند. سابقه دیابت حاملگی (14/23=OR)، هیدرآمینوس (26/13=OR)،گلوکزوری در سه ماهه سوم(49/11=OR) ، دیابت در بستگان(09/4=OR) و سن حاملگی(03/1=OR) به ترتیب مهمترین تعیین کننده های دیابت حاملگی و سابقه ماکروزمی(83/18=OR) و سابقه سزارین در زایمانهای قبلی(96/11=OR) مهمترین پیشگوکننده دیابت آشکار مشخص شدند.
نتیجهگیری: بنابراین به دلیل بروز بالای عوارض و عواقب نامطلوب دیابت در دوران بارداری، غربالگری دیابت به ویژه در مادران با سابقه دیابت بارداری و سابقه فامیلی دیابت، به منظور پیشگیری از پیامدها و کنترل بیماری در مادران و نوزادان امری ضروری است.
مرضیه معطری، اکرم قبادی، پروین بیگی، غلامرضا پیشداد،
دوره 10، شماره 5 - ( 8-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: مشارکت فعال بیماران مبتلا به دیابت در برنامههای درمانی نقش مهمی در
ارتقاء کیفیت زندگی و کنترل عوارض بیماری دارد. این مطالعه به منظور بررسی تأثیر
برنامه خود مدیریتی به روشی موسوم به 5A (assess, advise, agree, assist, arrange) به معنای (بررسی،
راهنمایی، توافق، کمک و پیگیری) بر شاخصهای کنترل متابولیک در بیماران دیابتی
انجام شد.
روشها: در این کارآزمایی بالینی که از نوع شبه تجربی است 70 بیمار دیابتی نیازمند
به انسولین، شرکت داشتند. افراد مورد مطالعه به روش تخصیص تصادفی به دو گروه
آزمایش و کنترل تقسیم و میزان قند خون ناشتا، هموگلوبین A1C، کلسترول و تریگلیسرید آنها مورد بررسی قرار گرفت سپس برنامه خود
مدیریتی به روش 5A در گروه آزمایش به مدت سه ماه اجرا شد. سپس شاخصهای متابولیک ذکر شده در
هر دو گروه مجدداً اندازهگیری شد وتفاوت بین دو گروه با استفاده از برنامه نرمافزاری
SPSS ویرایش 5/11 بررسی گردید.
یافتهها: میانگین قند خون
ناشتا و هموگلوبین A1c
قبل و بعد از مداخله در گروه آزمایش تفاوت معنیداری داشته است. مقایسه تفاوت
تغییرات دو گروه نیز نشان داد که میانگین
تغییرات قبل و بعد هموگلوبین A1c
و قند خون ناشتا و لیپوپروتئین با
دانسیته بالا بین دو گروه تفاوت معنیداری دارد.
نتیجهگیری: اجرای برنامه خود مدیریتی به روش 5A درکاهش قند خون و هموگلوبین A1c بیماران موثر است، بنابراین آموزش واستفاده از این
مدل توسط بیماران دیابتی قابل توصیه است.
نصیر رستم بیگی، جاناتان ای.شاو، پروین میرمیران، آرش قنبریان، روبرت سی.اتکینز، مهدیه گلزرند، امیرعباس مؤمنان، فرزاد حدائق، آدریان جی.کامرون، اندرو فوربس، پاول زد.زیمت، اندرو ام.تونکین، فریدون عزیزی،
دوره 10، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر مقایسه نقش دور کمر در تشخیص سندرم متابولیک و پیشگویی خطر دیابت در جوامع مختلف بود.
روشها: دو جمعیت مورد مطالعه در سال 1379 به صورت نمونهگیری خوشهای تصادفی در تهران (8259 =n) و استرالیا (9026 =n) انتخاب و حدود 4 سال پیگیری شدند. میانگین سن در استرالیا 51 سال و در تهران 47 سال بود. ارتباط دور کمر با اجزای سندرم متابولیک با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و نقش دور کمر در پیشگویی بروز دیابت با استفاده از منحنی ROC تعیین شد.
یافتهها: شیوع سندرم متابولیک (48 در برابر 28%)، دور کمر بالا (5/58 در برابر 5/54%)، HDL-C پایین (35 در برابر 2/11%) و تریگلیسرید بالا (2/52 در برابر 6/29%) به طور معنیداری در ایران و گلوکز ناشتا ≥ mg/dl100 در استرالیا بالاتر بود
(26 در برابر 23%). فشارخون بالا در هر دو گروه تقریبا 38% بود. همبستگی بین دور کمر و اجزای سندرم متابولیک در استرالیاییها قویتر بود: گلوکز پلاسمای ناشتا (32/0 در برابر 2/0)، HDL (47/0 در برابر 16/0)، تریگلیسرید (38/0 در برابر 30/0) و فشارخون سیستولی (38/0 در برابر 36/0). ناحیه زیر منحنی ROC برای دور کمر به عنوان پیشگویی کننده دیابت در زنان استرالیایی بالاتر بود (76/0 در برابر 68/0، 001/0>P) اما در مردان تفاوتی نداشت (69/0 در برابر 71/0، 4/0=P).
نتیجهگیری: دور کمر ارتباط محکمی با اجزای سندرم متابولیک در استرالیا دارد. ارتباط بین دور کمر و سندرم متابولیک یا بروز دیابت بین قومیتهای مختلف متفاوت است.
محمد باقدم، خالید محمدزاده سلامت، کمال عزیزبیگی، کاظم باعثی،
دوره 18، شماره 5 - ( 4-1398 )
چکیده
هدف: کاردیومایوپاتی یکی از عوارض دیابت است که با اختلال در عملکرد و متابولیسم قلب همراه است. تمرینات ورزشی با تغییر در بیان ژنهای درگیر در متابولیسم قلبی و افزایش ترشح مایوکینها نقش مهمی در کاهش عوارض ناشی از دیابت بر روی عضلهی قلب دارند. هدف از مطالعهی حاضر تأثیر 8 هفته تمرین هوازی بر بیان ژن PGC-1α بافت قلب و سطح پلاسمایی آیریزین در رتهای دیابتی شده با STZ بود.
روشها: 16 سر رت 10 هفتهای دیابتی شده با STZ به دو گروه تمرین هوازی و گروه کنترل تقسیم شد. مدت و شدت فعالیت از 15 دقیقه با سرعت 10 متر در دقیقه شروع و بهصورت تدریجی به 40 دقیقه با سرعت 25 متر در دقیقه در هفته هفتم رسید و تا پایان هفته هشتم این شدت حفظ شد (8 هفته). بیان ژن PGC-1α قلب به روش PCR و سطح پلاسمایی آیریزین، انسولین و گلوکز با استفاده از کیت الایزا 48 ساعت بعد از آخرین جلسهی تمرینی اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از آزمون تی زوجی و در سطح معنیداری 05/0 مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که تمرین هوازی موجب افزایش معنیدار غلظت PGC-1α بافت قلب (001/0>P) و غلظت آیریزین پلاسما (001/0>P) شد. نتایج همچنین نشان داد که تمرین هوازی با کاهش معنیدار گلوکز (001/0>P) و افزایش انسولین (001/0>P) پلاسما همراه است. اما تأثیری بر شاخص مقاومت انسولینی ندارد 79/0=P). علاوه بر این مشخص شد که غلظت PGC-1α بافت قلب با غلظت آیریزین (001/0>P) و انسولین پلاسما (019/0=P) ارتباط مثبت معنیداری دارد اما با غلظت گلوکز این ارتباط معکوس است (001/0=P). آیریزین نیز با غلظت انسولین ارتباط مثبت (001/0=P) و با غلظت گلوکز ارتباط معکوس (002/0=P) معنیداری داشت.
نتیجهگیری: نتایج تحقیق حاضر پیشنهاد میکند که تمرین هوازی موجب افزایش بیان ژن PGC-1α در بافت قلب و آیریزین پلاسما میشود. این تغییرات ارتباط معنیداری با کاهش گلوکز و افزایش انسولین پلاسما در رتهای دیابتی شده با STZ دارد.
افشین خمان حاتمی، کمال عزیزبیگی، ظاهر اعتماد، پروین فرزانگی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: سالمندی با سارکوپنی و همچنین استرس اکسیداتیو ناشی از فروپتوزیس همراه است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرینات هوازی بر استرس اکسیداتیو ناشی از فروپتوزیس در موشهای مدل سارکوپنی بود.
روشها: تعداد 21 سر موش آزمایشگاهی نژاد C57BL/6 (24-16هفته) مدل سارکوپنی با میانگین وزنی (35-25 گرم) و همچنین 21 سر موش سالم (7-6 هفته) بهطور تصادفی در گروههای (1) کنترل سالم- جوان (7 =n) (2) تمرین هوازی- جوان (7 =n) (3) کنترل پیر- سالم (7 =n)، (4) کنترل پیر- مدل سارکوپنی (7 =n) (5) تمرینات هوازی- پیر سالم (7 =n) (6) تمرینات هوازی- پیر مدل سارکوپنی (7 =n) قرار داده شدند. گروه مداخله تمرینات هوازی را به مدت هشت هفته و هفتهای پنج جلسه با شدت 80-60 درصد توان هوازی انجام دادند. بیان ژن آنزیم گلوتایتون پراکسیداز (GPX-4) و سوپر اکسید دسموتاز (SOD) و با استفاده از روش Real Time PCR سنجش شد. همچنین غلظت مالون دیآلدئید (MDA) و Fe2+ در عضلۀ دوقلو اندازهگیری شد.
یافتهها: مشاهده شد بیان ژن آنزیمهای SOD و GPX-4 در گروه پیر مدل سارکوپنی بهطور معنیداری در مقایسه با گروه پیر کنترل سالم کاهش (بهترتیب 001/0P= ، 002/0P= ) و غلظت MDA و Fe2+ بهطور معنیداری افزایش یافت (بهترتیب 001/0 P= ؛002/0P= ). همچنین بیان ژن آنزیمهای SOD و GPX-4 در گروههای تمرینات هوازی در مقایسه با گروههای کنترل افزایش معنیدار (بهترتیب 001/0P= ؛ 002/0P= ) و غلظت MDA و Fe [2+] کاهش معنیدار داشت (بهترتیب 001/0 P= ؛002/0P= ).
نتیجهگیری: در نهایت میتوان گفت تمرینات هوازی از طریق افزایش بیان ژن آنزیمهای GPX-4 و SOD و کاهش غلظت مالون دیآلدئید و Fe2+ فشار اکسیداتیو ناشی از فروپتوزیس را در وضعیت سارکوپنی کاهش دهد.