23 نتیجه برای رضایی
نادیا رضایی، فریده طاهباز، مسعود کیمیاگر، حمید علوی مجد،
دوره 5، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده
مراقبتهای پزشکی - تغذیه ای در بیماران مبتلا به دیابت، از بروز و پیشرفت عوارض جلوگیری میکند. یافته های متناقضی در زمینه تأثیر آگاهی بر بهبود کنترل متابولیک بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 وجود دارد. این بررسی با هدف تعیین تأثیر آموزش تغذیه بر فراسنجهای بیوشیمیایی، وضعیت تغذیه و آگاهی، نگرش وعملکرد مبتلایان به دیابت نوع 1 انجام شد.
روشها: مطالعه از نوع نیمه تجربی مداخله گر self-control بود. نمونه گیری به روش سرشماری انجام شد. برای جمع آوری داده ها از روش مشاهده (اندازه گیری فشار خون فراسنجهای بیوشیمیایی و آنتروپومتریک ) و مصاحبه و تجزیه و تحلیل دادهها با نرم افزارهای SPSS و Food processor و آزمونهای آماری t مزدوج و مک نمار انجام شد. در شروع مطالعه فراسنجهای بیوشیمیایی با روشهای استاندارد اندازه گیری شد. پس از تکمیل پرسشنامه های KAP و یادآمد خوراک، بیماران به مدت 12 ساعت آموزش دیدند و سه ماه بعد از آموزش مجددا فراسنجهای بیوشیمیایی اندازه گیری و پرسشنامه KAP و یادآمد خوراک تکمیل شد و داده های قبل و بعد از آموزش مقایسه شدند.
یافته ها: تعداد 30 بیمار مبتلا به دیابت با میانگین سنی 3/11 ± 8/30 (45-15) سال در این بررسی شرکت داشتند. میزان تحصیلات از ابتدایی تا فوق دیپلم متغیر بود. میانگین مدت ابتلا به بیماری 44/6 ± 9/10 سال بود. بعد از مداخله آموزشی، FBS، میزان HbA1C، کلسترول تام، LDL-C وتعداد دفعات هیپوگلیسمی در هفته کاهش یافت. دریافت درشت مغذیها، درمحدوده توصیه شده برای افراد مبتلا به دیابت بود. دریافت کربوهیدرات ساده و کلسترول کاهش و فولات، ویتامین C وفیبر افزایش یافت. دریافت کلسیم کمتر از میزان توصیه شده روزانه بود. نمره آگاهی و عملکرد افزایش یافت. در حالیکه آزمون مک نمار تغییر معنی داری در نگرش افراد در بعضی از موارد را نشان نداد.
نتیجه گیری: یافته های این بررسی نشان داد که آموزش تغذیه موجب تغییرات معنی داری در فراسنجهای بیوشیمیایی، افزایش دریافت فیبر و ویتامین C و کاهش دریافت کلسترول و کربوهیدرات ساده شده و موجب بهبود کنترل متابولیک و هم چنین افزایش سطح آگاهی ، نگرش و عملکرد در این گروه از بیماران گردید. بنابراین آموزش تغذیه در کنار انسولین درمانی از عوامل مهم در کنترل بیماری دیابت نوع 1 میباشد.
حسین فخرزاده، مژده مژده میرعارفین، فرشاد شریفی، سارا قطبی، محسن رضایی همامی، مهسا محمد آملی، بانو عدالت، رسول پورابراهیم، معصومه نوری، جواد توکلی بزاز، علیرضا شفایی، باقر لاریجانی،
دوره 8، شماره 3 - ( 1-1388 )
چکیده
مقدمه: در بررسی های انجام گرفته بر روی گروههایی خاص از مبتلایان به اسکیزوفرنیا و دیابت، مشاهده شده است که بین MTHFR و سندرم متابولیک ارتباط وجود دارد . اما تاکنون این رابطه در مطالعات جمعیتی بررسی نشده است . هدف از این مطالعه بررسی رابطه پلی مورفیسم در ژن MTHFR با سندرم متابولیک ( MS ) ، دیابت نوع 2 و پرفشاری خون در جمعیت ایرانی بود .
روشها: این مطالعه به روش مقطعی و به منظور بررسی ارتباط سندرم متابولیک، پرفشاری خون و دیابت نوع 2 انجام گرفت. افراد شرکت کننده در "مطالعه هموسیستئین تهران" وارد این طرح شدند . مقادیر سرمی گلوکز ، تری گلیسرید ( TG ) ، کلسترول تام ( TC ) ، HDL کلسترول ( HDL-C ) و LDL کلسترول ( LDL-C ) ، هموسیستئین ، فولیک اسید و B12 در حالت ناشتا اندازه گیری شد . تعیین پلی مورفیسم ژن MTHFR به روش PCR-RFLP صورت گرفت .
یافتهها : در این طرح 150 فرد مبتلا به سندرم متابولیک ، 160 فرد مبتلا به پرفشاری خون و 191 فرد دیابتی مورد بررسی قرار گرفتند . شیوع ژنوتیپهای CC ، CT و TT در این سه گروه تفاوت قابل ملاحظه ای با گروه کنترل نداشت. در افراد گروه کنترل و مبتلایان به پرفشاری خون ، سطح هموسیستئین در ژنوتیپ TT نسبت به دو ژنوتیپ CC و CT به طور معنی داری بالاتر بود ( 05/0 > p ) . سطح فولیک اسید سرم در مبتلایان به پرفشاری خون در ژنوتیپ TT نسبت به CC به طور معنی داری پایین تر بود ( 001/0 > P ) . در مبتلایان به دیابت، سطح هموسیستئین سرم در ژنوتیپ CC نسبت به TT پایین تر بود ( 01/0 > P )؛ در حالیکه بالعکس سطح فولیک اسید سرم در ژنوتیپ CC به طور معنی داری بالاتر از TT بود ( 05/0>P ). در مبتلایان به دیابت و پرفشاری خون، سطح هموسیستئین و فولیک اسید سرم بین آلل های C و T تفاوت معنی داری با یکدیگر داشتند در حالی که در مبتلایان به MS فقط سطح هموسیستئین چنین تفاوتی را نشان داد ( 001/0 > P ) .
نتیجهگیری : در این مطالعه رابطه معنی داری بین پلی مورفیسم MTHFR و سندرم متابولیک ، پرفشاری خون و دیابت در جمعیت مورد بررسی مشاهده نشد . انجام مطالعات بیشتر و بر روی تعداد افراد بیشتر برای تأیید این رابطه ضروری به نظر می رسد .
مریم رضایی اول، علیرضا استقامتی، اعظم علمداری، افسانه مرتضی، علی پاشا میثمی، منوچهر نخجوانی،
دوره 9، شماره 3 - ( 5-1389 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع 2، یک وضعیت التهابی است که انتظار میرود افزایش سایتوکاینها و تشکیل زیاد رادیکالهای آزاد و افزایش اکسیداسیون در این بیماری؛ همگی باعث القای پاسخ پروتئینهای شوک حرارتی شوند. در حقیقت نقش حیاتی پروتئینهای شوک حرارتی در دیابت با توانایی آنها برای خنثی کردن و دناتوره شدن پروتئینهای بافتی و تسهیل ترمیم سلولی و سازوکارهای دفاعی پررنگ شده است. از طرفی در مطالعات invitro و invivo در مورد سطح پروتئین شوک حرارتی 70 در دیابت، نتایج متفاوتی ارائه شده است. با توجه به مطالعات محدودی که بر روی سطح سرمی پروتئینهای شوک حرارتی در بیماران دیابتی نوع 2 انجام شده است، جهت بررسی تأثیر وجود یا عدم وجود دیابت بر سطح سرمی HSP70، در این مطالعه به بررسی رابطه فوق پرداخته میشود.
روش: این مطالعه به صورت Stratified cross-sectional و بر روی 36 بیمار دیابتی نوع 2 بتازگی تشخیص داده شده و 36 فرد سالم غیر دیابتی که از نظر سن و جنس با گروه دیابتی همسانسازی شده بودند، به عنوان گروه کنترل انجام شد. فشار خون، قد، وزن و آزمایشهای بیوشیمیایی شامل سطح سرمی FBS، HbA1C و پروفایل لیپید و سطح سرمی HSP70 (به روش الایزا) در هر گروه اندازهگیری شد. ارتباط متغیرهای مستقل با سطح سرمی HSP70 توسط ضریب همبستگی پیرسون و آنالیز ANCOVA بررسی شد.
یافتهها: سطح سرمی HSP70 در گروه بیماران دیابتی با میانگین سنی 9±49 سال به طور قابل ملاحظهای بالاتر از گروه کنترل با میانگین سنی 7±47 سال بود. (ng/ml 3/0±5/0در مقایسه با ng/ml1±2/0 ، 001/0P<). با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون ارتباط معنیدار بین HSP70 و متغیرهای مستقل به دست نیامد و بعد از آنالیز ANCOVA تنها بیماری دیابت با سطح سرمی HSP70 رابطۀ معنیدار داشت (001/0P<).
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نخستین شواهدی است که نشان میدهد سطح سرمی HSP70 در بیماران دیابتی نوع 2 بالاتر از افراد سالم میباشد و شاید این سطح سرمی بالا را بتوان به عنوان نشانگری از شدت التهاب و استرس اکسیداتیو در دیابت محسوب کرد.
محمدرضا رضوانفر، وحید کاوه، محمد رفیعی، علیرضا رضایی آشتیانی، افسانه طلائی، علی چهرهای،
دوره 10، شماره 5 - ( 8-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
مقدمه: نشانگان پای بی قرار (RLS) Restless legs syndrome که در بیماران دیابتی شایعتر است، به عنوان یکی از علل مختل
کننده خواب به حساب میآید. در این تحقیق ارتباط بین میزان قند خون قبل از خواب
بیماران دیابتی با و بدون این نشانگان مورد بررسی قرار گرفت.
روشها: مطالعه حاضر به صورت مقطعی از نوع مورد-
شاهدی و بر روی 88 بیمار دیابتی مبتلا به RLS و 192 بیمار
دیابتی غیر مبتلا به RLS به عنوان گروه شاهد انجام شد. از افراد تحت مطالعه
نمونه خون ناشتا و قبل از خواب گرفته شد و جهت سنجش سطح قند خون و دیگر شاخصها به
آزمایشگاه ارسال گردید. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از آزمون کای دو و رگرسیون
لجستیک انجام گرفت.
یافتهها: دو گروه از نظر سن و جنس همگن بودند. قند خون ناشتا، قند خون قبل از خواب و HbA1C به طور معنیداری در بیماران با نشانگان پای بی قرار بالاتر بود(005/0P=) و بین مدت ابتلاء به دیابت (0001/0P=)، اختلال حس
سطحی (0001/0P=) و اختلال موقعیت (005/0P=) با این نشانگان نیز ارتباط معنیداری
دیده شد. با انجام آزمون رگرسیون
لجستیک و با در نظر گرفتن عوامل فوق، در حالی که قند خون ناشتا و اختلال حس عمقی
ارتباطی را نشان ندادند، همچنان ارتباط قند خون قبل از خواب با نشانگان پای بی قرار،
معنیدار باقی ماند (0001/0P=).
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه ما نشان داد که در افراد دیابتی با نشانگان پای بی قرار، میزان
قند خون قبل از خواب به طور چشمگیری بیشتر از بیماران بدون این نشانگان بود.
ساره امینی، محسن رضایی همامی، زهره عنابستانی، زهرا شایگانمهر، باقر لاریجانی، محمدرضا مهاجری تهرانی،
دوره 10، شماره 5 - ( 8-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
مقدمه: یکی از مهمترین اصول درمان زخمهای پای دیابتی، دبریدمان
جراحی یا شارپ است. این روش دبریدمان ممکن است به بافتهای سالم آسیب رسانده و سبب
تاخیر در بهبودی زخم شود. با توجه به مؤثر بودن امواج اولتراسوند
با فرکانس پایین در درمان زخمهای مزمن، بدون آسیب به بافتهای سالم و درد و
خونریزی، هدف از این مطالعه بررسی کارایی
امواج اولتراسوند با فرکانس پایین در بهبودی زخمهای مزمن به همراه استئومیلیت در
بیماران زخم پای دیابتی میباشد.
روشها: این مطالعه
به صورت کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی 40 بیمار دیابتی مراجعه کننده به کلینیک
زخم پای دیابتی مرکز دیابت و بیماریهای متابولیک وابسته به پژوهشکده علوم غدد و
متابولیسم دانشگاه تهران از فروردین 1388تا اردیبهشت 1389 انجام شده است. تمام
بیمارانی که واجد زخم در اندامهای تحتانی با گرید 3 بر اساس طبقهبندی وگنر با
2/1≥ABI≥6/0 بودند، به دو گروه 20 نفره، اولتراسوند درمانی به همراه مراقبتهای
استاندارد از زخم (UAW) و گروه
کنترل که فقط مراقبتهای استاندارد از زخم را دریافت میکردند، تقسیم شدند و به
مدت 6 ماه از شروع مداخله پیگیری شدند.
یافتهها: میزان بهبودی کامل (wound closure) در گروهUAW،60% و در
گروه کنترل 55% بود. میانگین
درصد کاهش سایز زخم بین دو گروه فقط در ماههای دوم و سوم در گروه UAW بطور معنیداری بالاتر بود (به ترتیب 7/ 28 ± 78%، 5/24 ± 6/63% در مقابل4/31 ± 7/55%، 2/32 ± 3/39% و با 01/0 = P و 02/0 =P). ولی پس
از اتمام دوره 6 ماهه و در پایان مطالعه با در نظر گرفتن زمان و سایز اولیه زخم،
تفاوت معناداری از نظر میزان بهبودی و درصد کاهش سایز زخم بین دو گروه مشاهده نشد.
نتیجهگیری: در درمان زخمهای مزمن پای دیابتی با درجه 3 بر اساس طبقهبندی وگنر، امواج
اولتراسوند با فرکانس پایین به همراه مراقبتهای استاندارد از زخم در مقایسه با
مراقبتهای استاندارد از زخم به تنهایی، در ابتدا سبب تسریع بهبودی زخمهای مزمن
پای دیابتی به ویژه در ماههای دوم و سوم میشود در حالی که بعد از 6 ماه پیگیری،
تفاوت معناداری در میزان بهبودی زخمها مشاهده نمیشود.
علی اکبر موسوی موحدی، مهران حبیبی رضایی، موسی بهلولی، نغمه ستار احمدی، احمد محمدی نژاد، مسعود امانلو، فرشته تقوی،
دوره 11، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
مجاورت زمان دار قندها با پروتئینها باعث گلایکه شدن غیر آنزیمی شده و موجب ایجاد تغییرات ساختاری و عملکردی در پروتئینها میشود. فرایند گلایکه شده پروتئینها به بروز اختلالات زیادی از جمله بیماریهای عصبی، کبدی، کلیوی و نیز پیری منجر میشود؛ به همین سبب تجمعات پروتئینی غیر محلول ناشی از فرایند گلایکه شدن، از نشانههای تشخیصی بیماریهای مربوط محسوب میگردد. در این مقاله، تغییرات ساختاری ایجاد شده در آلبومین سرم انسانی در اثر گلایکه شدن با استفاده از روشهای گوناگون مانند
گرماسنجی روبش دمایی (DSC)، طیف سنجیهای مرئی و نامرئی؛ دورنگ نمایی چرخشی (CD) و فلورسانس مورد مطالعه قرار گرفته است. اتصال گلوکز با آلبومین سرم انسانی باعث بروز تغییر در ساختارهای دوم و سوم و ایجاد دمینهای انرژتیک جدید به صورت وابسته به غلظت گلوکز میگردد. در صورت مجاورت آلبومین سرم انسانی با گلوکز و سایر قندها در مدتهای طولانی (20 هفته)، به مرور مقدار مارپیچهای آلفا کاهش یافته و صفحات بتا افزایش مییابد. این فرایند در نهایت منجر به شکلگیری ساختارهای شبه آمیلوئیدی و فیبریلی میشود که توسط
میکروسکوب الکترونی مورد عکسبرداری قرار گرفته است. در میان قندها، ریبوز بیشترین اثر و گلوکز کمترین اثر را در فیبریلزایی ایفا مینمایند.
آرزو سعدی نیا، باقر لاریجانی، شیرین جلالی نیا، فرشاد فرزادفر، عباسعلی کشتکار، احسان رضایی، ایرج اسماعیلی،
دوره 12، شماره 6 - ( 6-1392 )
چکیده
مقدمه: ویتامین D نقش قابل توجهی در سلامت، بقا و باروری انسان دارد. مطالعات متعددی بر نقش آن در پیشگیری از بیماریهایقلبی، بدخیمیها، و بیماریهای ایمنی و عفونی و... تاکید دارند. در اغلب موارد میزان ویتامین D که از طریق منابع غذایی در اختیار بدن قرار میگیرد کافی نیست، از طرفی منابع غذایی غنی شده محدود و قادر به تامین نیاز کودکان و بالغین نیست. این مساله مهمترین علت اپیدمیکمبود ویتامین D میباشد. با توجه به اینکه مطالعات صورت گرفته در ایران در اینباره محدود و پراکنده است، بررسی روند تغییرات شـیوع این بیـماری در جـامعه ایـرانی به تفکیک اسـتانها در بازه زمانـی سـالهای1990 تا2010 و روند وضعیت موجود در استانهای مختلف کشور در مطالعه حاضر نشان داده شده است.
روشها: بعداز پالایش و یکسان سازی دادهها، مدل رگرسیونی چندگانه بر روی متغیر سطح ویتامین D اجراشد. شیوع کمبود ویتامین D در سالهای مورد بررسی و استانهای کشور برآورد و با توجه به مقادیر آن بر روی نقشه کشور بر حسب شدت شیوع کمبود ویتامین D ترسیم شد.
یافتهها: مقایسه میانگین شیوع کمبود ویتامین D در دو سال 1379 و 1390 در مردان و زنان نشان میدهد که شیوع کمبود در هر دو جنس در سال 1390نسبت به سال1379 افزایش یافته است. همچنین در هر سال زنان نسبت به مردان از کمبود بیشتری رنج میبردهاند. مقدار ضریب تعیین در مدل رگرسیونی چندگانه 69 درصد محاسبه شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد در بازه زمانی مورد مطالعه 2010-1990، شیوع کمبود ویتامین Dافزایش یافته و میزان شیوع کمبود ویتامین D در ناحیه جنوب کشور نسبت به سایر نواحی کمتر بوده است.
قاسم عابدی، ابوالحسن نقیبی، مهتاب علیزاده ، حسین فخرزاده، فرشاد شریفی، مجتبی رضایی راد، رضا یوسفی، فرشته فرشیدی،
دوره 13، شماره 1 - ( 10-1392 )
چکیده
هدف: سلامت سالمندان یکی از مسائل و مشکلات بهداشتی در اکثر جوامع است و مقابله با این مشکلات نیازمند سیاستگذاری و برنامه ریزی های دقیق وصحیح می باشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه "اثربخشی دو روش آموزشی سنتی والکترونیکی شیوه زندگی سالم در زمینه آموزش تغذیه به افراد سالمند صورت گرفته است.
روشها: این پژوهش به روش نیمه تجربی همراه با پیش آزمون و پس آزمون بر روی سالمندان65 سال و بالاتر کانون بازنشستگان شهرستان ساری در سال 1390انجام شد. در این بررسی تعداد 60 نفر سالمند به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند و در دو کلاس 15 نفره مجزا برای خانمها و آقایان (هریک30نفر) با استفاده از فیلم و دوکلاس مجزا 15 نفره برای خانمها و آقایان (30نفر) با استفاده از ابزار کتاب، آموزش های تغذیه ایی را دریافت کردند. سنجش آگاهی فراگیران در زمینه تغذیه با استفاده از پرسشنامه استاندارد مرکز بهداشت استان مازندران بوده است که میزان روایی و پایایی آن در این مطالعه سنجیده شد. اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS ، و با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی ) میانگین و انحراف معیار( توصیف شدند جهت تجزیه و تحلیل از شاخصهای آمار استنباطی(T مستقل و Tوابسته) استفاده شد.
یافتهها: میانگین نمرات گروه آموزش دیده با فیلم در زمینه افزایش آگاهی 57/18و میانگین نمرات گروه آموزش دیده با کتاب 90/16 و با درجه آزادی 58 (299/5=t) بهدست آمد. برای سنجش میزان رضایت میانگین نمره گروه آموزش دیده به روش فیلم به میزان 59 و میانگین نمره گروه آموزش دیده با استفاده از کتاب به میزان 73/35 و با درجه آزادی 58 ( 96/1=t) بدست آمد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که آموزش به شیوه استفاده از فیلم آموزشی بر بالا رفتن میزان آگاهیهای تغذیهایی سالمندان موثرتر است و همچنین افراد سالمند از شیوه آموزش زندگی سالم با استفاده از فیلم آموزشی در مقایسه با شیوه سنتی رضایت بیشتری داشتند. از طرفی هزینه آموزش از طریق فیلم آموزشی به سالمندان در مقایسه با آموزش از طریق کتاب کمتر میباشد. لذا آموزش از طریق فیلم جهت ارتقاء سلامت سالمندان یک روش کارا و موثرتر پیشنهادی میباشد
حامد رضایی نسب، روح اله رنجبر، عبدالحمید حبیبی، سعید شاکریان،
دوره 14، شماره 2 - ( 10-1393 )
چکیده
مقدمه: هدف از این تحقیق مقایسه شدتهای مختلف فعالیت هوازی حاد بر غلظت ویسفاتین در مردان مبتلا به دیابت نوع دو بود. روشها: تعداد 10 آزمودنی مبتلا به دیابت نوع دو (میانگین±انحراف معیار؛ سن، 6/3±6/52 سال ؛ قد، 7/6± 3/171 سانتیمتر؛ وزن 7/4±58/87 کیلوگرم) در تحقیق حاضر شرکت کردند. در جلسه اول سنجشهای آنتروپومتریکی، ترکیب بدنی و اوج اکسیژن مصرفی(VO2peak) آزمودنیها اندازهگیری شد. در جلسات دوم تا چهارم آزمودنیها پس از حداقل 10 ساعت ناشتایی در یک طرح متقاطع با سه شدت %40 ، %60 و %80 اوج اکسیژن مصرفی، طی سه جلسه به فاصله یک هفته روی تردمیل دویدند. هزینه انرژی هر جلسه فعالیت 300 کیلو کالری بود. نمونه خونی قبل از فعالیت، بلافاصله و 24 ساعت پس از هر شدت فعالیت برای اندازهگیری سطوح ویسفاتین، گلوکز و انسولین جمع آوری شد. یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که هیچ یک از اثرات اصلی زمان نمونهگیری و فعالیت و اثر تعاملی زمان نمونهگیری × فعالیت بر سطوح ویسفاتین، گلوکز، انسولین و شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) معنیدار نبود (05/0< p). همچنین نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین مقدار تغییرات ویسفاتین و انسولین در شدتهای مختلف فعالیت ارتباط معنیداری وجود داشت (05/0> p). نتیجهگیری: بر اساس نتایج حاضر میتوان نتیجهگیری کرد که در فعالیتهای هوازی با هزینه انرژی برابر (300 کیلو کالری)، شدت فعالیت بر سطوح ویسفاتین بلافاصله بعد و 24 ساعت بعد از فعالیت اثرگذار نمیباشد.
زهرا عباسی زاده، مهناز کسمتی، حمید گله داری، آناهیتا رضایی، سید منصور سیدنژاد،
دوره 14، شماره 6 - ( 6-1394 )
چکیده
مقدمه: فرایند ترمیم زخم در بیماری دیابت دچار اختلال میگردد. جهت تسریع روند بهبود زخم تلاشهای زیادی صورت گرفته است. از دیر باز اثر ترمیمی یک ترکیب گیاهی حاوی آلوئهورا، مرمکی، خون سیاوشان و حنا در ترمیم زخم مشاهده شده است، اما مستندات علمی کافی در زمینه چگونگی و سازوکار عمل چنین ترکیبی در زخمهای دیابتی وجود ندارد و این در حالی است که اثرات هر یک از آنها در مطالعات متعدد و مستقل بر انواع زخمها مشاهده شده است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر موضعی ترکیب گیاهی فوق (که به اختصار هربالین نامیده شده است) بر روند ترمیم زخم در موشهای صحرایی دیابتی میباشد.
روشها: در این بررسی موشهای صحرایی دیابتی در دو گروه اصلی کنترل (دریافت کننده وازلین به عنوان حامل) و تجربی (تیمار با مرهم گیاهی هربالین) قرار گرفتند. در کلیه گروهها یک زخم مدور با قطر 2 سانتیمتر بر سطح پشتی موشهای دیابتی ایجاد گردید. اندازهگیری سطح زخم و پارامترهای هیستوپاتولوژی از جمله تشکیل اپیتلیوم جدید، تشکیل بافت جوانه گوشتی و میانگین ضخامت اپیتلیوم در فواصل زمانی 7 ،14 و 21 روز مورد ارزیابی قرار گرفت. کشیدگی اپیتلیوم در روز 14 و طول زخم باقیمانده در فاز انتهایی ترمیم در روز 21 مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در بررسی ماکروسکوپی زخمهای گروه دیابتی دریافت کننده ترکیب گیاهی هربالین در مقایسه با گروه کنترل ترمیم بیشتری داشتند و التیام زخم از روز 14 به بعد تغییر چشمگیری داشته است (05/0p<). در بررسی میکروسکوپی شاخص تشکیل اپیتلیوم جدید، تشکیل بافت جوانهای و ضخامت لایه اپیتلیوم در گروه تیمار نسبت به گروه کنترل افزایش معنیداری نشان دادند. طول زخم باقیمانده در گروه تیمار در روز 21 کاهش معنیدار داشته است (05/0p<).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، ترکیب گیاهی فوق، احتمالاً با تسریع روند تشکیل اپیتلیوم و بافت جوانهای و افزایش ضخامت اپیتلیوم نقش مؤثری بر روند ترمیم زخمهای دیابتی دارد و مدت زمان لازم برای بهبودی زخم را کاهش میدهد.
حبیبه تقوی کجیدی، فرشاد فرزادفر، نیلوفر پیکری، باقر لاریجانی، شادی رحیم زاده، احسان رضایی درزی، سحر سعیدی مقدم،
دوره 15، شماره 2 - ( 10-1394 )
چکیده
مقدمه: سرطان تیروئید شایعترین بدخیمی اندوکرین است. میزان بروز سرطان تیروئید سریعتر از هر بدخیمی دیگری در سالهای اخیر افزایش داشته است که در هر دو جنس و در تمام نژادها و سایزها دیده شده است. افزایش حساسیت روشهای تشخیصی و سرویلانس مدیکال نمیتوانند بهطور کامل توجیه کننده این افزایش بروز باشند.
مطالعات صورت گرفته در ایران در خصوص بررسی شیوع سرطان تیروئید محدود و پراکنده است. مطالعه حاضر جهت بررسی روند تغییرات شیوع این بیماری در جامعه ملی ایرانی به تفکیک استانها در بازه زمانی سالهای 1990 تا 2010 انجام شد.
روشها: دادههای سرطان تیروئید از اطلاعات ثبت شده در انستیتو ثبت سرطان گرفته شد و دادهها را بر حسب استان، جنسیت، سال و گروهبندی سنی با در نظر گرفتن تابع شیوع سرطان تیروئید بر روی یکدیگر ریخته در مرحله بعد مدل لگاریتم– خطی رگرسیون را بر روی متغیر نرخ رخداد سرطان تیروئید اجرا کردیم و با استفاده از روش رگرسیون لجستیک، شیوع سرطان تیروئید را در تمامی سالها و استانهای کشور برآورد کردیم.
یافتهها: میانگین شیوع سرطان تیروئید به تفکیک سال نشان میدهد که شیوع سرطان تیروئید سیر افزایش یابنده بهویژه از سال 2002 دارد و شیوع سرطان تیروئید در سال 1990 ، 25/0-0/0، و در سال 2010 ، 7/13-2/4 میباشد. شیوع در هر دو جنس افزایش یافته و در زنان 5/2 برابر مردان است. بالاترین میزان شیوع سرطان تیروئید بهترتیب در استانهای اصفهان با میانگین شیوع 3/4 درصد هزار، یزد با میانگین شیوع 1/4 درصد هزار، تهران با میانگین شیوع 4 درصد هزار و قزوین با میانگین شیوع 1/3 درصد هزار میباشد.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان میدهد که با افزایش سالها شیوع سرطان تیروئید در تمامی استانها بهخصوص در نواحی مرکزی و تهران و قزوین افزایش پیدا کرده است و نیاز به بررسی علل تفاوت در شیوع سرطان تیروئید در سطح مناطق و استانهای مختلف کشور و تعیین راهکارهای پیشگیری و کنترل میباشد.
حامد رضایی نسب، روح اله رنجبر، عبدالحمید حبیبی، محمد طاهر افشون پور،
دوره 17، شماره 1 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: ترشح ویسفاتین توسط عوامل مختلف، از جمله سایتوکاینهایی نظیر TNF–α و ۶IL- تحت تأثیر قرار میگیرد. از این رو هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین ترکیبی (مقاومتی دایره ای – هوازی) بر غلظت ویسفاتین، IL-6 و TNF-α در مردان چاق مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: در این پژوهش نیمه تجربی 24 مرد بیمار مبتلا به دیابت نوع دو بهصورت هدفمند انتخاب و پس از اندازهگیری شاخصهای تنسنجی و ترکیب بدن بهطور تصادفی در دو گروه ترکیبی (12 نفر) و کنترل (12 نفر) قرار داده شدند. مداخلهی تمرینی شامل تمرین ترکیبی (هوازی و مقاومتی دایرهای) بود که بهمدت هشت هفته، 5 جلسه در هفته و هر جلسه 30 تا 50 دقیقه انجام شد. برای تجزیه و تحلیل متغیرهای اندازهگیری شده از تحلیل کوواریانس و t وابسته در سطح معناداری 05/0P≤ استفاده شد.
یافتهها: هشت هفته تمرین ترکیبی باعث کاهش معنادار در غلظتهای گلوکز خون ناشتا و ویسفاتین پلاسما (05/0P≤) و عدم تغییر در سطوح IL-6 و TNF-α گردید (05/0≤P). همچنین ارتباط مثبت و معناداری بین ویسفاتین پلاسما با IL-6 و TNF-α مشاهده گردید (05/0P≤).
نتیجهگیری: هشت هفته تمرین ترکیبی علیرغم تأثیر معنادار بر ویسفاتین پلاسما، سبب تغییرات معنادار IL-6 و TNF-α پلاسما در افراد مبتلا به دیابت نوع دو نشد؛ بهنظر میرسد این نوع تمرین در کاهش چاقی و چربی احشایی و در نتیجهی کاهش ویسفاتین پلاسما مناسب است، اما پتانسیل ایجاد تغییر در IL-6 و TNF-α را ندارد.
روح انگیز علیرضایی شهرکی، احمد علی اکبری کامرانی، رباب صحاف، یداله ابوالفتحی ممتاز، نرجس خسروی سامانی،
دوره 17، شماره 5 - ( 4-1397 )
چکیده
مقدمه: دیابت یکی از شایعترین بیماریهای غدد است که در جوامع مختلف شیوع متفاوتی دارد. 90 % تا 95 % انواع دیابت را دیابت نوع دو شامل میشود. زندگی صنعتی و شهرنشینی عامل اصلی افزایش تعداد مبتلایان به این بیماری است. برنامهی کشوری پیشگیری و کنترل دیابت در راستای پیشگیری و کنترل دیابت و عوارض ناشی از آن، در کشور درحال انجام است و هنوز تأثیردقیق برنامه بررسی نشده است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر برنامه بر میزان قند خون ناشتا و هموگلوبین گلیکوزیلهی بیماران در زمینهی کنترل دیابت انجام شد.
روشها: پژوهش حاضر یک مطالعهی مقطعی از نوع قبل و بعد بود که بر روی 100سالمند دیابتی که قصد ورود به برنامه را داشتند، بهصورت در دسترس در شهر اصفهان انجام شد. برای جمع آوری دادهها از پرسشنامه دو قسمتی شامل: اطلاعات جمعیت شناختی، سلامت و سنجش بیوشیمیایی قندخون ناشتا و هموگلوبین گلیکوزیله استفاده شد. اطلاعات بهصورت قبل از ورود به برنامه و سپس سه ماه پس از ورود به برنامه جمعآوری شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار قند خون ناشتای بیماران قبل از ورود به برنامه بهترتیب 73/172و 68/71 و سه ماه بعد از برنامه 02/ 143، 19/51 بود (30/5 = t، 001/0>P). همچنین میانگین و انحراف معیار قند هموگلوبین گلیکوزیله بیماران قبل از ورود به برنامه بهترتیب 24/8 و 90/1 و بعد از برنامه بهترتیب 44/7 و 66/1 بود (79/4 = t، 001/0>P).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه، تأثیر برنامهی کشوری پیشگیری و کنترل دیابت را در کنترل میزان قند خون ناشتا و هموگلوبین گلیکوزیله سالمندان دیابتی نشان داد. پیشنهاد میگردد این برنامه در همهی مراکز بهداشتی-درمانی کشور انجام شود.
حامد رضایی نسب، عبدالحمید حبیبی، مسعود نیکبخت، محمد رشنو، سعید شاکریان،
دوره 18، شماره 4 - ( 2-1398 )
چکیده
مقدمه: استرس اکسیداتیو در شروع و توسعهی عوارض دیابت از جمله کاردیومیوپاتی دیابتی نقش کلیدی ایفا میکند. هدف از این تحقیق بررسی نقش DCA بر بیان SOD و GPX متعاقب شش هفته تمرین استقامتی در عضلهی قلبی رتهای نر دیابتی بود.
روشها: در این تحقیق تجربی، تعداد 64 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (وزن؛ 12 ± 200 گرم) انتخاب و پس از دیابتی شدن از طریق محلول استرپتوزوتوسین بهطور تصادفی به هشت گروه تقسیم شدند. پروتکل تمرین استقامتی بهمدت 6 هفته بر روی تردمیل انجام گرفت. در تحقیق حاضر جهت مهار PDK4 در عضلهی قلبی از تزریق درون صفاقی DCA به مقدار 50 میلیگرم در هر کیلوگرم وزن بدن استفاده شد. بیان ژنها با روش Real-Time PCR اندازهگیری شدند. برای تجزیه و تحلیل آماری از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که متعاقب تمرین استقامتی، بیان ژن PDK4 افزایش و بیان ژنهای SOD وGPX در گروه تمرین استقامتی + دیابت و تمرین استقامتی نسبت به گروه کنترل کاهش یافتند (05/0P<). و با مهار PDK4 بیان ژنهایSOD وGPX در گروه تمرین استقامتی + دیابت + DCA و گروه تمرین استقامتی + DCA نسبت به گروه کنترل افزایش یافتند (05/0P<).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این تحقیق احتمال میرود با تزریق DCA، تجمع مکرر رادیکالهای آزاد ناشی از تمرینات ورزشی در افراد دیابتی توسط سازگاریهای میتوکندری کاهش یابد، که بهدنبال آن میتوان استرس اکسیداتیو را در بافت قلبی بیماران دیابتی کاهش و کارایی قلب را افزایش داد.
غلامرضا جعفری ندوشن، حسین هادی ندوشن، نسیم نمیرانیان، سعید رضایی،
دوره 18، شماره 5 - ( 4-1398 )
چکیده
مقدمه: ابتلا به دیابت که با افزایش قندخون، لیپیدها وآنزیمهای کبدی همراه است، ممکن است منجر به تغییرات تولید سایتوکاینهای التهابی شامل پروتئین شبه کیتیناز 3 (YKL-40)و پروتیئن واکنش کنندهی C با حساسیت بالا (hs-CRP) شود که در ایجاد و پیشرفت عوارض دیابت ازجمله، آترواسکلروز نقش دارند. هدف این مطالعه تعیین و مقایسهی سطح سرمی YKL-40- و hs-CRP در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو دارای تنگی عروق کرونردر مقایسه با افراد دیابتی و سالم بود.
روشها: این مطالعه بهصورت تحلیلی- مقطعی بر روی 87 نفر در چهارگروه شامل: 23 نفر افراد سالم (گروه یک)، 22 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو(گروه دو)،20 بیمارتنگی عروق کرونر (گروه سه) و 22 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو و تنگی عروق کرونر(گروه چهار) انجام شد. سطح سرمی قند ناشتا (FBS)،کلسترول، تریگلیسیرید، لیپوپروتیئن با دانسیتهی کم (LDL-C)، لیپوپروتیئن با دانسیتهی بالا(HDL-C) ، آسپارتات آمینو ترانسفراز (AST)، آلانین آمینو ترانسفراز (ALT)، YKL-40 وhs-CRP تعیین شدند.
یافتهها: میانگین سطح سرمی در پارامترهای: FBS (گروه یک با گروههای دو و چهار وگروه دوبا گروه سه، 001/0P=)، کلسترول (گروه یک با گروه سه، 03/0P=)، تریگلیسرید (گروه دو با گروه سه، 027/0P=)، HDL-C(گروه یک با گروههای سه وچهار، بهترتیب 02/0P=، 01/0P=)، ALT (گروه یک با گروه چهار، 03/0P= و گروه دو با گروه چهار، 02/0P=) و AST (گروه دو با گروه چهار، 009/0P=) معنیدار بود. میانگین سطح سرمیYKL-40 در بین گروههای یک (27/1±81/4 نانوگرم بر میلیلیتر) با گروه دو(61/4±52/15نانوگرم بر میلیلیتر) (01/0P=) و گروه سه (75/2±20/19نانوگرم بر میلیلیتر،017/0P=) و نیز بین گروههای یک و چهار (17/4±10/16نانوگرم بر میلیلیتر،04/0P=) ارتباط معنیداری را نشان میداد. سطح سرمیhs-CRP در بین گروههای سه (53/1±49/4 میکروگرم بر میلیلیتر) و چهار (43/0±28/1 میکروگرم بر میلیلیتر)، بهطور معنیداری متفاوت بود (028/0P=).
نتیجهگیری: سطح سرمی YKL-40 در افراد مبتلا به دیابت نوع دو و بیماری عروق کرونر افزایش مییابد. تعیین سطح سرمی این مارکر در این افراد توصیه میشود.
سیمین غلامرضایی، فیروزه غضنفری، لیدا سعیدی،
دوره 18، شماره 6 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو به گروهی از بیماریهای سوخت و سازی اطلاق میگردد که ویژگی مشترک آنها افزایش سطح قند خون بهعلت نقص در ترشح انسولین، عملکرد آن و یا هر دو است. هدف این مطالعه بررسی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهنآگاهی بر کاهش رفتارهای خوردن آشفته، درماندگی روانشناختی و ارزشمندی بدن در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: پژوهش حاضر یک مطالعهی نیمه تجربی است که بر روی مبتلایان به دیابت نوع دو شهر کرمانشاه انجام گرفت. پس از اخذ رضایت کتبی، نمونههای پژوهش از میان افراد مبتلا به بیماری دیابت نوع 2 به روش در دسترس انتخاب شدند و بهطور تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند و در خصوص آنها مقیاسهای ارزشمندی بدن (مندلسون و همکاران ،2001)، رفتارهای خوردن آشفته (گارنر و همکاران، 1982) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (لاویبوند و لاویبوند DASS-21) اجرا گردید. افراد گروه آزمایش بهمدت دو ماه هفتهای دو جلسه تحت درمان شناختی مبتنی بر ذهنآگاهی قرار گرفتند، در حالی که گروه کنترل در این مدت مداخله ای دریافت نکردند. پس از اتمام جلسات، افراد هر دو گروه مجدداً ابزار پژوهش را تکمیل کردند. روش تجزیه و تحلیل دادهها آمار توصیفی و آمار استنباطی (کوواریانس) بود و یافتهها با استفاده از نرمافزار Spss24 تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد درمانشناختی مبتنی بر ذهنآگاهی بر رفتارهای خوردن آشفته، درماندگی روانشناختی و ارزشمندی بدن مؤثر است ( 05/0> P، 74/35=F).
نتیجهگیری: درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث کاهش رفتارهای خوردن آشفته، درماندگی روانشناختی و افزایش ارزشمندی بدن در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو میشود.
اکرم تایانلوی بیک، سید حمیدرضا آقایان، سپیده علوی مقدم، مصطفی رضایی طاویرانی، شایسته کوکبی حمیدپور، بابک ارجمند، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( ویژه نامه گرامیداشت 25 سال فعالیت 1399 )
چکیده
مقدمه: یافتن درمانهای مدرن ومناسب برای بیماریها بهویژه بیماریهای مزمن (مانند بیماریهای مزمن متابولیکی) یکی از مهمترین موضوعات درگیر کننده ذهن بشر است. از سویی دیگر، محدودیتهایی مرتبط با پیوند اعضاء وجود دارد که نیازجدی برای رفع آنها، محققان را به انجام مطالعات گسترده در راستای یافتن بهترین روشهای جایگزینی اعضاء تشویق نموده است. در این زمینه، محققان به مزیت سلولهای بنیادی بهعنوان رویکردی مناسب پی بردهاند. بر این اساس تاکنون استفاده از سلولهای بنیادی برای درمان بیماریهای مختلف در بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران مورد توجه بوده است و مراکز تحقیقاتی زیادی به انجام مطالعه در جهت به روز رسانی علم سلول درمانی میپردازند.
روشها: مروری بر تاریخچهی مطالعات سلولهای بنیادی در ایران و جهان انجام گرفت و مرکز تحقیقات سلول درمانی و پزشکی بازساختی بهعنوان یکی از مراکز پیش رو در این حوزه معرفی و مروری بر فعالیتهای این مرکز انجام شد.
یافتهها: سابقهی مطالعات مرتبط با سلول درمانی در ایران به سال 1369 باز میگردد. بهدنبال آن، مرکز تحقیقات سلول درمانی و پزشکی بازساختی با ارائه خدمات مبتنی بر اصول GMP، اقدام به ارائه خدمات بالینی مطابق با استانداردهای جهانی و انجام پژوهشهای مختلف در این حوزه نموده است.
نتیجهگیری: هدف نوشته حاضر بررسی راهبردها، چالشها و فرصتهای تحقیق و درمان با استفاده از سلولهای بنیادی در این مرکز است.
سینا آزادنجف آباد، سحر سعیدی مقدم، اسماعیل محمدی، نگار رضایی، نازیلا رضایی، شهره نادری مقام، رزا حق شناس، عرفان قاسمی، یوسف فرضی، الهام عبدالحمیدی، سحر محمدی فاتح، حسین زکایی، آمنه کاظمی، عذرا طباطبایی ملاذی، فرشاد فرزادفر، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( ویژه نامه گرامیداشت 25 سال فعالیت 1399 )
چکیده
بیماریهای غیرواگیر شایعترین علت مرگ و میر زودرس و ناتوانی در اثر بیماریها در سطح جهان هستند که بار سنگینی را بر سیستمهای سلامت وارد میکنند. چهار دستهی اصلی بیماریهای غیرواگیر شامل بیماریهای قلبیعروقی، بدخیمیها، دیابت و بیماریهای مزمن تنفسی است. ایران دومین کشور بزرگ در منطقهی خاورمیانه، در دهههای گذشته در حال طی یک دورهی گذار بسیار مهم از اپیدمی بیماریهای واگیر به سمت اپیدمی بیماریهای غیرواگیر بوده است. یکی از روشهای موثر کنترل بیماریهای غیرواگیر، پیادهسازی مطالعات و مداخلات جمعیتی است که سعی میکند با انجام مطالعات و ارائهی خدمات در سطح وسیعی از جمعیت، عوامل خطر مختلف این دسته از بیماریها را کاهش داده و مانع بروز هر چه بیشتر این بیماریها شود. پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران قطب علمی پژوهشی غدد درونریز و متابولیسم و مرکز تحقیقات بیماریهای غیرواگیر پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم تلاشهای ارزندهای در زمینهی پیادهسازی مطالعات جمعیتی پایش و بررسی بیماریهای غیرواگیر داشتهاند. در این مطالعه سعی شده است با مروری بر این مطالعات و طرحهای اجرا شده و در حال اجرا، نمونهای برای پیادهسازی سیاستهای پیشگیری و کنترل بیماریهای غیرواگیر معرفی شود.
محسن امیدی، محسن ثالثی، رسول رضایی، مریم کوشکی جهرمی،
دوره 21، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده
مقدمه: پروتئین BDNF مهمترین نروتروفین است که در عملکرد شناختی نقش دارد. دیابت میتواند منجر به نقص در عملکرد آن شود و عامل اﺧﺘﻼﻻت ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ در ﻫﯿﭙﻮﮐمپ است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر 8 هفته تمرین ترکیبی بر مقادیر BDNF هیپوکمپ مغز، عملکرد شناختی (Cognitive function)، گلوکز و انسولین رتهای دیابتی شده با استرپتوزوتوسین است.
روشها: 40 ﺳﺮ رت ﻧﺮ ﻧﮋاد اسپراگداولی بهطور تصادفی به چهار گروه سالم-بیتحرک، سالم-تمرین ترکیبی، دیابت-بیتحرک و دیابت-تمرین ترکیبی تقسیم شدند. رتهای گروههای تمرین بهمدت 8 هفته تمرین ترکیبی انجام دادند. پس از 8 هفته، ارزیابی حافظه آزمودنیها با استفاده از تست عملکرد شناختی و در ماز آبی انجام گرفت. سنجش مقادیر BDNF در هیپوکمپ ازطریق آزمایش وسترن بلات انجام شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی LSD استفاده شد.
یافتهها: مطالعهی حاضر نشان داد که هشت هفته تمرین ترکیبی منجر به کاهش معنیداری در میزان قندخون ناشتا در گروه تمرین سالم نسبت به گروه بیماردیابتی شد (05/0P≤). کاهش غیرمعنیداری در میزان BDNF هیپوکمپ مغز در گروه تمرین دیابتی نسبت به گروه دیابت نیز مشاهده شد (05/0P≤). در ضمن، میزان عملکرد حافظه در گروههای تمرین سالم و تمرین دیابتی نسبت به سالم بیتحرک و دیابتی بیتحرک از نظر معنیداری در سطح بالاتری قرار داشت (05/0P≤).
نتیجهگیری: تمرین ترکیبی BDNF هیپوکمپ مغز را کاهش میدهد و میزان عملکرد شناختی در گروه تمرین نسبت به گروه بیتحرک افزایش داشت. در نتیجه میتوان گفت این نوع تمرینات در بهبود عوارض دیابت نوع دو مؤثر است.
معظمه ملک پور، رسول رضایی، محسن ثالثی، فرهاد دریانوش، جواد نعمتی،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه: بیماری دیابت منجر به عوارض جانبی متعدد در سیستم قلبی-عروقی و نیز عملکرد نامناسب سیستم آنتیاکسیدانی بدن میشود. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر شش هفته تمرین تناوبی با شدت بالا همراه با مصرف مکمل کوآنزیم Q10 بر مقادیر Nrf2 وNQO1 عضلۀ قلب رتهای سالمند دیابتی است.
روشها: در این مطالعۀ تجربی 12 سر رت نر سالمند (18ماهه) بهطور تصادفی در چهار گروه تمرین هوازی شدید همراه با مصرف مکمل کوآنزیم Q10، گروه تمرین هوازی شدید، گروه مصرف مکمل کوآنزیم Q10 و گروه کنترل قرار گرفتند. القاء دیابت با تزریق تک دوز استرپتوزوتوسین به مقدار60 میلیگرم برکیلوگرم به روش درون صفاقی انجام شد. برنامۀ تمرین هوازی بهمدت شش هفته انجام شد. گروه مکمل کوآنزیم Q10 با دوز 200 mg/kg بهصورت خوراکی دریافت کردند. برای اندازهگیری مقادیر Nrf2، NQO1 از روش وسترن بلات استفاده شد. دادهها به روش آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنیداری 05/0 P< تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد مکمل کوآنزیم Q10 (014/0 P=)، تمرین تناوبی شدید (001/0 P=) و تمرین تناوبی شدید به همراه مصرف مکمل کوآنزیم Q10 (001/0 P=) بهطور معنیداری باعث افزایش مقادیر Nrf2 در قلب رتهای سالمند دیابتی میشود. همچنین مصرف مکمل کوآنزیم Q10(0366/0 P=) ، تمرین تناوبی شدید (014/0 P=) و تمرین تناوبی شدید به همراه مصرف مکمل کوآنزیم Q10 (002/0 P=) بهطور معنیداری باعث افزایش مقادیر NQO1 در قلب رتهای سالمند دیابتی شد.
نتیجهگیری: تمرین تناوبی شدید بههمراه مصرف مکمل، از طریق افزایش آنزیمهای آنتیاکسیدانی درونزا موجب بهبود عملکرد قلب در بیماران سالمند دیابتی میشود.