28 نتیجه برای رضی
زهرا عبدیزدان، نرگس صادقی، بدرالملوک فرقانی، مهین هاشمی پور، منصوره کبیرزاده، مرضیه حسن پور، مریم معروفی،
دوره 4، شماره 2 - ( 5-1383 )
چکیده
توصیههای غذایی در کودکان مبتلا به دیابت نوع 1 با هدف کاهش عوارض دراز مدت دیابت به انجام می رسد. با این حال اطلاعات دقیقی در مورد نحوه به کارگیری توصیه های غذایی در این کودکان وجود ندارد. لذا این مطالعه با هدف بررسی وضعیت تغذیه ای کودکان مبتلا به دیابت نوع 1 به انجام رسیده است.
روشها: در یک مطالعه توصیفی دو گروه کودک 18-4 ساله مبتلا به دیابت قندی نوع یک و سالم با استفاده از پرسشنامه از نظر وضعیت تغذیهای مورد بررسی قرار گرفتند. پایایی پرسشنامه طی یک مطالعه مقدماتی و روایی آن از طریق اعتبار محتوی تعیین گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمونهای آماری t و محاسبه ضریب همبستگی پیرسون انجام شد.
یافتهها: در کودکان 6-4 ساله مبتلا به دیابت کالری تام و فیبر مصرفی بیشتر از گروه غیر دیابتی بود. در گروه سنی 10-7 سال میزان فیبر،چــــربی تام، پروتیین، شکر و کلـسترول ،PUFA ،SFA مصرفی ، همچنین درصد کالری مصرفی مربوط به چربی تام، پروتیین، کربوهیدرات، شکر و SFA درکودکان مبتلا به دیابت نسبت به گروه شاهد بیشتر بود. در گروه سنی 14-11 سال، میانگین میزان شکر و فیبر مصرفی همچنین درصد کالری مصرفی مربوط به PUFA و شکر درکودکان دیابتی به طور معنیداری بیشتر از غیر دیابتی ها بود. در گروه سنی 18-15 سال، کودکان دیابتی مقــادیر بیشتری از کالری تـــــام ، پروتیین، کربوهیـــدرات، شکر و فیبر را دریافت نموده بودند .
نتیجهگیری: درکلیه گروههای سنی در دو گروه تحت مطالعه، توزیع کالری مربوط به کربوهیدرات و چربی از توصیه های استاندارد پیروی می کرد درحالی که درصد انرژی مربوط به پروتیین مصرفی مختصری بالاتر از مقادیر توصیه شده استاندارد بود، که درکودکان خطر نفروپاتی دیابتی را به همراه دارد، لذا پیشنهاد میشود مصرف پروتیین کاهش یابد. از آنجا که در کودکان تحت مطالعه با افزایش سن مصرف فیبر کمتر شده است، توصیه میشود آموزشهای لازم در این زمینه در سطح وسیع در جامعه انجام گیرد تا با تغییر سبک زندگی در جامعه، کودکان دیابتی در سن مدرسه احساس انزوای اجتماعی کمتری داشته باشند.
نجماهه محوری فر، مرضیه صادقی، لیلا آزادبخت، مریم زارع، احمد اسماعیل زاده، مسعود امینی،
دوره 7، شماره 3 - ( 4-1387 )
چکیده
مقدمه: در بین بیماریهای مزمن، سندرم متابولیک از جمله مواردی است که با بروز آن، خطر ابتلا به دیابت و بیماریهای قلبی ـ عروقی افزایش می یابد. لذا هدف مطالعه حاضر، بررسی شیوع سندرم متابولیک و سایر عوامل خطر متابولیکی نظیر چاقی، پرفشاری خون، هیپرلیپیدمی و تاثیر آنها در خویشاوندان سالم درجه 1 بیماران دیابتی نوع 2 در اصفهان میباشد.
روش ها: این مطالعه به روش مقطعی بر روی 1817 فرد 55-35 سال با سابقه خانوادگی درجه 1 بیماران دیابتی نوع 2 انجام گرفت. از افراد آزمایشهای بیوشیمیایی و شاخصهای تن سنجی طبق معیارهای استاندارد گرفته شد. افراد دیابتی، IFG و IGT از مطالعه خارج و 952 نفر که سالم بودند در مطالعه باقی ماندند. تشخیص سندرم متابولیک طبق معیارهای NCEP-ATPIII، که عبارت است از وجود 3 عامل یا بیشتر از موارد چاقی شکمی، پرفشاری خون، TG بالا، HDL پایین و FBS بالا انجام شد.
یافتهها: در این مطالعه، شیوع سندرم متابولیک در کل افراد 7/18 درصد (34/0-3/0 :95%CI) برآورد شد. این شیوع در زنان نسبت به مردان تفاوت چشمگیری نداشت. از اجزای سندرم متابولیک، فاکتور پرفشاری خون کمترین شیوع و HDL پایین و TG بالا بیشترین فراوانی را دارا بودند. شیوع TG بالا در مردان بیشتر از زنان بود (05/0P<). از عوامل خطر بیماریهای قلبی عروقی، 30-25 =BMI بیشترین فراوانی را داشت.
نتیجه گیری: شیوع سندرم متابولیک، اجزاء آن و تمامی عوامل خطر متابولیکی در افراد سالم با سابقه خانوادگی دیابت نوع 2 نسبتاًً بالا می باشد.
سید سعید نجفی، مرضیه مومن نسب، محمد جواد طراحی،
دوره 8، شماره 2 - ( 10-1387 )
چکیده
مقدمه : اضافه وزن و چاقی، شایعترین اختلال متابولیسم در انسان است و به عنوان عامل خطری برای بسیاری از بیماریها به شمار میرود. مطالعه حاضر با هدف تعیین شیوع اضافه وزن و چاقی در جمعیت 64- 25 ساله خرم آباد در سال1385 انجام گردید.
روشها: در این مطالعه توصیفی - مقطعی، 1010 نفر از ساکنین 64-25 ساله شهر خرم آباد با روش نمونه گیری چند مرحله ای و با مراجعه به منازل مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات فردی توسط پرسشنامه و از طریق مصاحبه جمع آوری شد. وزن نمونه ها با ترازوی عقربه ای استاندارد و قد با استفاده از قدسنج، اندازه گیری شد. نمایه توده بدنی محاسبه گردید و مقادیر بین25 تا 9/29 اضافه وزن و30 و بیشتر به عنوان چاقی در نظر گرفته شد. برای بررسی چاقی شکمی، با متر نواری دور کمر و دور باسن اندازه گیری و نسبت دور کمر به دور باسن محاسبه و مقادیر 95/0 سانتیمتر و بیشتر در مردان و 85/0 سانتیمتر و بیشتر در زنان به عنوان چاقی شکمی تعریف گردید.
یافتهها: در شهرخرم آباد، شیوع اضافه وزن 8/36 % و شیوع چاقی 4/11% بود. شیوع چاقی بطور معنی دار در زنان (9/14%) بیشتر از مردان (1/8%) و شیوع اضافه وزن در مردان 7/37% و در زنان 1/36% بود. شیوع چاقی با افزایش سن و تاهل نسبت مستقیم و با سطح سواد نسبت عکس داشت (0001/0=P) . شیوع چاقی شکمی در زنان 3/73 و در مردان 7/22% بود که با افزایش سن ارتباط معنی دار نشان داد (0001/0=P). در هر دو جنس با افزایش سطح تحصیلات، شیوع چاقی شکمی کاهش یافت.
نتیجه گیری: شیوع اضافه وزن، چاقی و چاقی شکمی به ویژه درمیان زنان شهر خرم آباد تامل برانگیز است و اطلاع رسانی و افزایش آگاهی عمومی، ضروری به نظر میرسد.
مرضیه معطری، اکرم قبادی، پروین بیگی، غلامرضا پیشداد،
دوره 10، شماره 5 - ( 8-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: مشارکت فعال بیماران مبتلا به دیابت در برنامههای درمانی نقش مهمی در
ارتقاء کیفیت زندگی و کنترل عوارض بیماری دارد. این مطالعه به منظور بررسی تأثیر
برنامه خود مدیریتی به روشی موسوم به 5A (assess, advise, agree, assist, arrange) به معنای (بررسی،
راهنمایی، توافق، کمک و پیگیری) بر شاخصهای کنترل متابولیک در بیماران دیابتی
انجام شد.
روشها: در این کارآزمایی بالینی که از نوع شبه تجربی است 70 بیمار دیابتی نیازمند
به انسولین، شرکت داشتند. افراد مورد مطالعه به روش تخصیص تصادفی به دو گروه
آزمایش و کنترل تقسیم و میزان قند خون ناشتا، هموگلوبین A1C، کلسترول و تریگلیسرید آنها مورد بررسی قرار گرفت سپس برنامه خود
مدیریتی به روش 5A در گروه آزمایش به مدت سه ماه اجرا شد. سپس شاخصهای متابولیک ذکر شده در
هر دو گروه مجدداً اندازهگیری شد وتفاوت بین دو گروه با استفاده از برنامه نرمافزاری
SPSS ویرایش 5/11 بررسی گردید.
یافتهها: میانگین قند خون
ناشتا و هموگلوبین A1c
قبل و بعد از مداخله در گروه آزمایش تفاوت معنیداری داشته است. مقایسه تفاوت
تغییرات دو گروه نیز نشان داد که میانگین
تغییرات قبل و بعد هموگلوبین A1c
و قند خون ناشتا و لیپوپروتئین با
دانسیته بالا بین دو گروه تفاوت معنیداری دارد.
نتیجهگیری: اجرای برنامه خود مدیریتی به روش 5A درکاهش قند خون و هموگلوبین A1c بیماران موثر است، بنابراین آموزش واستفاده از این
مدل توسط بیماران دیابتی قابل توصیه است.
تکتم محمودزاده، مرضیه ثاقب جو، علی ثقه الاسلامی، مهدی هدایتی،
دوره 13، شماره 3 - ( 12-1392 )
چکیده
مقدمه: دیابت یکی از معضلات سلامتی در تمامی جوامع محسوب میگردد. تداخل ورزشی و تداخل دارویی خصوصاً داروهای گیاهی، از جمله رویکردهای بهبود وضعیت افراد دیابتی تلقی میگردد. هدف از اجرای این پژوهش، بررسی اثر شش هفته تمرین هوازی و مصرف عصاره بنه، بر عملکرد سلولهای بتای پانکراس در موشهای دیابتی شده با استرپتوزوتوسین بود.
روشها: تعداد 36 سر موش نر نژاد ویستار در پنج گروه کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابت + تمرین، دیابت + عصاره، دیابت + تمرین + عصاره قرار گرفتند. دیابت با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین (mg/kg40) القاء شد. برنامه تمرینی شامل 6 هفته تمرین هوازی روی نوارگردان (5 جلسه در هفته، هر جلسه 40 دقیقه با سرعت 20 متر در دقیقه و شیب 5 درصد) بود. گروههای عصاره در پایان هر جلسه تمرین، بر اساس وزن بدن، عصاره بنه دریافت کردند. پس از 6 هفته تمرین هوازی و مصرف عصاره، سطوح پلاسمایی گلوکز و انسولین بهمنظور سنجش عملکرد سلولهای بتا (با استفاده از مدل HOMA-B) اندازهگیری شد. دادهها با روش آماری آنالیز واریانس یک طرفه با سطح معنیداری 05/0P< تحلیل شدند.
یافتهها: شاخص HOMA-B در گروه کنترل دیابتی نسبت به گروه کنترل سالم بهطور معنیداری بالاتر بود (0001/0P=). همچنین میانگین شاخص HOMA-B در گروههای دیابت + عصاره و دیابت + تمرین + عصاره در مقایسه با گروه کنترل دیابتی بهطور معنیداری پایینتر بود (مقادیر Pبهترتیب 003/0، 001/0) و بین میانگین شاخص HOMA-B در گروه کنترل دیابتی با دیابت + تمرین اختلاف معنیداری مشاهده نشد (052/0P=).
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان میدهد که مصرف عصاره بنه به تنهایی و همراه با انجام تمرین هوازی منجر به بهبودی معنیدار، در عملکرد سلولهای بتای پانکراس در موشهای دیابتی شده است. همچنین مصرف عصاره بههمراه تمرین در مقایسه با تمرین به تنهایی تأثیر بیشتری بر بهبود عمـلـکرد سلولهای بتای پانکراس داشته است. بهنظر میرسـد انجام فعالیتهای ورزشی به همراه مصرف گیاهان دارویی خاص، می تواند بهعنوان یک روش درمانی مکمل در بهبود وضعیت بیماران دیابتی مد نظر قرار گیرد.
شهاندخت نجم آبادی، مرضیه نجومی، مازیار مرادی لاکه، حسن شجاعی باغینی،
دوره 13، شماره 5 - ( 4-1393 )
چکیده
مقدمه: شناخت روشهای رژیم غذایی درمانی و مصرف گیاهان دارویی در بیماران دیابتی و خوددرمانیهای بهکار گرفته شده توسط بیماران در کنترل و بهبود بیماری، حائز اهمیت است.
هدف: هدف اصلی دراین مطالعه تعیین مداخلات خوددرمانیها با استفاده از گیاهان تغذیهای دارویی رایج و روشهای مصرف گیاهان، جهت کاهش قندخون و کنترل بیماری که بیماران مبتلا به دیابت استفاده داشتهاند، بوده است.
روشها: این مطالعه به روش توصیفی مقطعی، تعداد 502 نفر بزرگسالان مبتلا به دیابت مراجعه کننده به کلینیکهای دیابت مراکز بهداشتی درمانی تابع مرکز بهداشت جنوب تهران، شهرستان اسلامشهر و کلینیک دیابت مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم بیمارستان فیروزگر، بهصورت نمونه گیری خوشهای تصادفی انتخاب شدند. گردآوری اطلاعات به روش پرسشگری حضوری با استفاده از پرسشنامه تخصصی تنظیم شده، توسط پرسشگران آموزش دیده کارشناسان تغذیه، انجام شد.
یافتهها: ابتلا به دیابت نوع دو 8/83% بیماران مراجعه کننده (غیروابسته به انسولین) و 3/70% بیماران رژیم غذایی و داروهای خوراکی وگیاهان دارویی برای کنترل بیماری خود مصرف داشتند. گیاهان تغذیهای دارویی رایج دارچین در 1/34%، گیاهان شنبلیله 7/13%، سیر 6/28%، شوید 8/28%، زنجبیل 8/17% بیماران برای کاهش قندخون استفاده داشتند. ارتباط معنیداری بین سطح تحصیلات، سن و سابقه ابتلا به دیگر بیماریهای مزمن در بیماران و خوددرمانی گیاهی دیده شد.
نتیجهگیری: مصرف گیاهان تغذیهای مفید در کاهش قندخون و کاهش پروفایلهای چربی بهطور تواماً بیشترین موارد خوددرمانی مصرف گیاهان تغذیهای در کنترل بیماری بوده است.
نیما بازیار، کوروش جعفریان، ژاله شادمان، مصطفی قربانی، محسن خوش نیت نیکو، فریده رضی،
دوره 13، شماره 5 - ( 4-1393 )
چکیده
مقدمه:کمبود ویتامین D در ارتباط با اختلال در ترشح انسولین، عدم تحمل گلوکز و دیابت نوع دو است. این مطالعه با هدف بررسی اثر مکملیاری با 50000 واحد ویتامین D بر بهبود سطوح ویتامین D سرم و مقاومت به انسولین در افراد مبتلا به دیابت نوع دو دارای سطوح ناکافی و کمبود ویتامین D انجام شد.
روشها: در این کارآزمایی بالینی تصادفی دوسوکور 81 فرد مبتلا به دیابت نوع دو با سطوح ویتامین D بین 30-10 نانوگرم در میلیلیتر شرکت کردند که بهطور تصادفی و بر اساس جنس به دو گروه مداخله(ویتامین D 50000 IU هفتهای یکبار) و کنترل(دارونما هفتهای یکبار) تقسیم شدند. طول مدت مطالعه 8 هفته بود. در ابتدا و انتهای مطالعه پس از 12 ساعت ناشتایی شبانه نمونه خون افراد جمعآوری شد و غلظت سرمی گلوکز ناشتا، انسولین ناشتا و 25 هیدروکسی ویتامین D سرم اندازهگیری شد. مقاومت به انسولین نیز از طریق محاسبهHOMA-IR بهدست آمد.
یافتهها:بعد از 8 هفته مکمل یاری با ویتامین D، سطح 25 هیدروکسی ویتامین D در گروه مداخله بهطور معناداری افزایش یافت و به سطوح نرمال رسید. غلظت گلوکز ناشتا، انسولین ناشتا و شاخص HOMA-IR در گروه ویتامین D کاهش معناداری یافت اما در گروه دارونما تغییر معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری:دریافت 8 هفته مکمل ویتامین D 50000 IU، هفتهای یکبار در افراد مبتلا به دیابت نوع دو دارای سطوح ناکافی و کمبود ویتامین D در مقایسه با دارونما میتواند سبب بهبود سطوح ناکافی ویتامین D و بهبود کنترل شاخصهای گلیسمی شود.
زینب نظام دوست، مرضیه ثاقب جو، افسون برزگر،
دوره 14، شماره 2 - ( 10-1393 )
چکیده
مقدمه: این پژوهش بهمنظور تعیین تأثیر 12 هفته تمرینات هوازی منظم برسطح سرمی واسپین و عوامل مرتبط با هومئوستاز گلوکز در بیماران دیابتی نوع دو انجام گرفت. روشها: در این پژوهش نیمه تجربی، 20 زن مبتلا به دیابت نوع دو (میانگین سن: 02/3±30/43 سال، نمایه توده بدنی: 23/3±089/27 کیلوگرم بر متر مربع و میزان چربی بدن: 71/2±46/29 درصد) انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در دو گروه تجربی (10=n) و کنترل (10=n) قرار گرفتند. گروه تجربی، دوازده هفته تمرین هوازی (3 جلسه در هفته با شدت 75 تا85 درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره) انجام دادند. نمونه گیری خون 24 ساعت قبل و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین انجام شد. داده ها با استفاده از آزمون تی زوجی و مستقل تجزیه و تحلیل شد (05/0>P). یافتهها: نتایج، کاهش معنیدار سطوح سرمی واسپین، گلوکز ناشتا و مقاومت به انسولین (مقادیر P به ترتیب 001/0 ، و01/0 و07/0) را در گروه تجربی نشان داد و مقادیر وزن، نمایه توده بدنی، درصد چربی و نسبت دور کمر به دور لگن آزمودنیهای گروه تجربی نیز بهطور معنیداری کاهش یافت (مقادیر P به ترتیب 002/0، 01/0، 04/0و03/0). نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد که انجام تمرینات هوازی همراه با کاهش وزن و درصد چربی بدن، منجر به کاهش سطح سرمی واسپین سرم، گلوکز ناشتا مقاومت به انسولین میشود، لذا میتواند بهعنوان یک روش درمانی مکمل برای بیماران مبتلا به دیابت نوع دو مورد توجه قرار گیرد.
مرضیه هادوی، باقر لاریجانی، مصطفی قربانی، بابک عشرتی،
دوره 14، شماره 5 - ( 4-1394 )
چکیده
مقدمه: استئوپروز شایعترین بیماری متابولیک استخوان است که با کاهش توده استخوانی و افزایش شکنندگی آن همراه میباشد. هدف از مطالعه حاضر مقایسه شیوع استئوپروز و دیسکوردنس تراکم استخوانی ستون فقرات با فمور در مردان بالای 50 سال و زنان یائسه در فاز1و3 آیموسو بررسی برخی از فاکتورهای دخیل میباشد.
روشها: پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی-تحلیلی است که براساس اطلاعات مطالعات فاز 3 آیموس در شهرهای اراک و سنندج و فاز 1 آیموس در شهرهای تهران، مشهد، تبریز، شیراز و بوشهر انجام شده است. تعداد مردان بالای 50 سال و زنان یائسه بهترتیب در فاز 1 آیموس 868 و 685 نفر و در فاز 3 آیموس 295و397 نفر بودند که بهصورت خوشهای و تصادفی انتخاب شدهاند. دانسیتومتری در ناحیه ستون فقرات و ران انجام گرفته است.
یافتهها: شیوع استئوپروز واستئوپنی در فاز 3 آیموس در مردان بالاتر از50 سال بهترتیب 32 و50 درصد بیشتر از فاز 1 آیموس 28 و3/ 49درصد بود کهالبته تفاوت آماری معناداری نداشت. در زنان یائسه در فاز 3 آیموس شیوع استئوپروز و استئوپنی در مقایسه با فاز1تفاوتی نداشت. شیوع دیسکوردنس تراکم استخوانی ستون فقرات با فمور نیز در مردان بالاتر از50 سال و زنان یائسه در فاز3 و1 تفاوتی نشان نداد در آنالیز رگرسیون لوجستیک (Logistic Regression)در هر دو گروه نمایه توده بدنی بالا و انجام ورزش در برابر استئوپنی و استئوپروز اثر محافظتی داشتند.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد شیوع استئوپروز در گروه مردان با شیب بیشتری در حال افزایشاست. تغییر شیوه زندگی و در راس آن فعالیت بدنی و تغذیه میتواند نقش مهمی در پیشگیری از پوکی استخوان داشته باشد و با توجه به شیوع دیسکوردنس ستون فقرات و فمور کماکان سنجش تراکم استخوان در دو سایت مختلف ضروری بهنظر میرسد.
طاهره کرامتی، فریده رضی، محمد رضا مبینی زاده، علیرضا اولیایی منش، باقر لاریجانی،
دوره 15، شماره 1 - ( 10-1394 )
چکیده
مقدمه: با توجه به شیوع دیابت و افزایش روزافزون مبتلایان، اهمیت استفاده از بیومارکرهایی مانند HbA1c که در پیگیری درمان بیماران نقش مهمی ایفا میکنند، افزایش مییابد. ولی اجرای آزمایشها با روشهای منطبق با روشهای مرجع، می تواند هزینه قابل توجهی به آزمایشگاههای بالینی تحمیل نماید. لذا بررسی هزینه اثربخشی روشهای مختلف سنجش HbA1c میتواند به یافتن راهکارهایی برای بهبود سنجش این پارامتر کمک کند.
روشها: این مطالعه ارزیابی اقتصادی (که از نوع تحلیل هزینه اثربخشی می باشد) با استفاده از محاسبه هزینه تمام شده سیستمهای اندازه گیری HbA1c، تعداد افراد صحیح تشخیص داده یا دقت فناوری(True Score, TS)، نسبت هزینه اثربخشی افزایشی ICER)- (Incremental cost-effectiveness ratios و نیز تحلیل حساسیت در 3 سطح غلظتی 5/6%، 7% و 8% HbA1c انجام پذیرفته است. در این مطالعه پنج سیستم/کیت مختلف اندازه گیری HbA1C (Pars Azmoon، NycoCard،DS5، Biosystems،CERA STAT 2000)، با در نظر گرفتن دستگاه G8 (TOSOH Corporation) TOSOH بعنوان دستگاه مرجع، مورد بررسی قرار گرفتهاند.
یافتهها: بررسی نتایج هزینه و دقت فناوری سیستمهای مختلف در مقابل روش مرجع نشان میدهد که هیچیک نمیتوانند بعنوان جایگزین مناسبی برای روش مرجع عمل نمایند. بین موارد بررسی شده سیستم DS5 و کیت Pars Azmoon گزینههای بهتری بودهاند.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصله بنظر میرسد میتوان با تشکیل شبکه آزمایشگاههای ارجاعی برای آزمایش HbA1c ، با بالا بردن تعداد آزمایشهای هر روز، میزان هزینه دستگاههای با کیفیت بالاتر را کاهش داد و یا تعرفه مناسبی برای این آزمایش از مراجع ذی صلاح درخواست نمود تا استفاده از سیستمهای معتبر جهانی در همه آزمایشگاهها امکانپذیر گردد.
مرضیه جهاندار، مرتضی بادله، محمد تقی بادله، شهرام محمد خانی،
دوره 15، شماره 6 - ( 4-1395 )
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تعیین اثر بخشی مداخلهی شناختی-رفتاری گروهی کوتاه مدت (CBGI-CHD) بر کیفیت زندگی و ادراک از بیماری، بیماران دیابتی نوع دو بود.
روشها: 28 بیمار دیابتی نوع دو که عضو انجمن دیابت ایران هستند، بهصورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و بهطور جایگزینی تصادفی در گروه آزمایش (14= n) (با یک برنامهی مداخلهی 12 هفتهای شناختی رفتاری گروهی) و کنترل (14= n) (تنها مراقبت معمول را دریافت کردند)، گمارده شدند. کیفیت زندگی و ادراک بیماری توسط مقیاس کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت و پرسشنامهی ادارک بیماری، قبل از مداخله و بلافاصله بعد از مداخله مورد اندازهگیری قرار گرفت. دادهها با کمک نرمافزار SPSS نسخهی 19، آمار توصیفی، تحلیل کواریانس تحلیل گردیدند.
یافتهها: گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل افزایش معنیداری در کیفیت زندگی و ادراک بیماری در پس آزمون نشان داد (5% P<). علاوه براین، مداخله در خرده مقیاسهای کیفیت زندگی به غیر از بعد محیط معنیدار بود (5% P<).
نتیجهگیری: تحلیل کواریانس نشان میدهد که CHD– CBGI میتواند منجر به افزایش کیفیت زندگی و ادراک بیماری بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شود. تحقیقات بعدی با دورههای طولانی مدت پیگیری بهمنظور حصول اطمینان از تداوم اثربخشی پیشنهاد میگردد.
زکیه احمدی، تابنده صادقی، مرضیه لری پور،
دوره 15، شماره 6 - ( 4-1395 )
چکیده
مقدمه: آموزش در دیابت از جنبههای مهم مدیریت بیماری و از بخشهای مهم مراقبت محسوب میشود. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آموزش توسط همتا بر رفتارهای خودمراقبتی بیماران مبتلا به دیابت انجام شد.
روشها: در این کارآزمایی با گروه کنترل تصادفی، 80 بیمار دیابت نوع دو انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. به افراد گروه مداخله، علاوه بر آموزشهای روتین مرکز توسط فرد همتا آموزشهای سلامتی و خودمراقبتی در زمینه دیابت ارائه گردید. گروه کنترل فقط آموزشهای روتین مرکز یعنی آموزش توسط پزشک و پرستار کلینیک و آموزش از طریق پوسترها و پمفلتهای موجود در مرکز را دریافت نمودند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامهی رفتارهای خودمراقبتی دیابت SDSCA(Summary of Diabetes Self-care Activities) بود که روایی و پایایی آن در مطالعات قبل تایید شده است. جمعآوری اطلاعات در بدو ورود به مطالعه و 12 هفته بعد صورت گرفت. در نهایت دادهها توسط نرم افزار SPSS نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: پس از مداخله بین دو گروه از نظر میانگین رفتارهای خودمراقبتی اختلاف آماری معناداری وجود داشت و میانگین نمره گروه مداخله بالاتر بود(تی مستقل،001/0=p). در گروه مداخله، بین میانگین نمره رفتارهای خودمراقبتی قبل و بعد از مداخله نیز اختلاف معنی دار وجود داشت(تی زوج،001/0=p، در حالی که این اختلاف در گروه کنترل معنادار نبود(تی زوج، 28/0=p).
نتیجه گیری: آموزش توسط همتا باعث ارتقاء رفتارهای خودمراقبتی میشود، لذا استفاده از این روش آموزشی برای بیماران دیابتی در کنار سایر روشهای آموزشی پیشنهاد میشود.
مرضیه ارشدی مشکانی، مهسا محمداملی، ایمان سلحشوری فر، دکتر فریده رضی،
دوره 16، شماره 3 - ( 12-1395 )
چکیده
مقدمه: دیابت شایعترین بیماری غدد درونریز است که سالیانه افراد زیادی را درگیر میکند. جمعیت زیادی از افراد مبتلا به دیابت از نفروپاتی و رتینوپاتی دیابتی رنج میبرند. اثرات renoprotectiveویتامین D و آنالوگهای آن در بیماریهای مزمن کلیه از جمله نفروپاتی دیابتی گزارش شده است. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط پلیمورفیسم (rs731236 (TaqI در ژن رسپتور ویتامین D (VDR)، و خطر نفروپاتی دیابتی در افراد مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: در این مطالعه مورد - شاهد (Case-Control)، 204 نفر از بیماران با سابقهی 5 سال ابتلا به دیابت نوع دو (104 بیمار مبتلا به نفروپاتی و 100 نفر بدون نفروپاتی) و نیز ۹۸ نفر افراد بدون دیابت و نفروپاتی (گروه شاهد)، مراجعه کننده به کلینیک دیابت و بیماریهای متابولیک دانشگاه علوم پزشکی تهران بررسی شدند. پس از جمع آوری اطلاعات بالینی و انجام تستهای آزمایشگاهی، نمونههای DNA از نمونههای خون به روش فنل کلروفرم استخراج و پلیمورفیسم (rs731236) TaqI در نمونهها باروش ژنوتیپ اختصاصی TaqMan مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: در گروه مبتلا به نفروپاتی، مقادیر اوره، کراتیینین و دفع آلبومین بالاتر و فیلتراسیون گلومرولی کمتر از گروه دیابتی و گروه شاهد بود (P value<0.05). علیرغم اینکه فراوانی ژنوتیپ TT و الل T در گروه نفروپاتی بالاتر از دو گروه دیگر بود، این اختلاف معنیدار نبود (P value>0.05).
نتیجهگیری: نتایج مطالعهی حاضر نشان میدهد اگر چه پلیمورفیسم Taq1 در جامعه مبتلا به نفروپاتی شیوع بیشتری دارد ولی وجود آن الزاماً با خطرایجاد نفروپاتی دیابتی نوع دو همراه نمیباشد.
سعیده عسگربیک، مهسا محمدآملی، سید عبدالحمید انگجی، فریده رضی، انسیه نسلی اصفهانی،
دوره 16، شماره 3 - ( 12-1395 )
چکیده
مقدمه:نفروپاتی دیابتی یکی ازمهمترین عوارض میکروواسکولار دیابت است. دیابت یک اختلال متابولیک بوده که هایپرگلایسمی مزمن مهمترین علامت آن است که منجر به اختلال در کلیه، و در نهایت از دست دادن کامل عملکرد کلیه میشود. ژن متیلن تتراهیدروفولات ردکتاز بهعنوان یکی از ژنهای کاندید در نفروپاتی دیابتی مطرح شده است. پلیمورفیسم C677T در این ژن منجر به کاهش عملکرد کاتالیتیکی آنزیم متیلن تتراهیدروفولات ردکتاز و افزایش سطوح هموسیستئین پلاسما میشود. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط پلیمورفیسم C677T با نفروپاتی دیابتی میباشد.
روشها:این مطالعه از نوع مورد و شاهد بوده و در سه گروه 300 نفری شامل گروه مبتلا به دیابت نوع 2 و نفروپاتی (104N=)، مبتلا به دیابت نوع دو و بدون نفروپاتی (100N=) و کنترل (افراد سالم) (96N=) میباشد. پلیمورفیسم C677T ژن MTHFR با استفاده از روشPCR-RFLP مورد ارزیابی قرار گرفت. فاکتورهای بیوشیمیایی نیز در افراد مورد مطالعه اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج حاصل از مطالعه نشان میدهد که میان فراوانی ژنوتیپی گروه دیابتی مبتلا به نفروپاتی و گروه دیابتی بدون نفروپاتی اختلاف معنیدار وجود دارد (02/0P=،9/0-3/0CI:، 5/0OR:). بین فراوانی اللی در دو گروه دیابتی مبتلا به نفروپاتی و دیابتی بدون نفروپاتی از نظر آماری تفاوت معنیدار وجود دارد (013/0P=،740/2-123/1CI:، 754/1OR:).
نتیجهگیری:یافتهها نشان میدهد که بین پلیمورفیسم C677T با نفروپاتی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو ارتباط وجود دارد. به بیان دیگر الل C سبب استعداد ابتلا به نفروپاتی شده و الل T دارای نقش حفاظتی در ابتلا به این بیماری میباشد.
علی جلیلی، باقر لاریجانی، فریده رضی، انسیه نسلی، مصطفی قربانی،
دوره 16، شماره 6 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: نفروپاتی دیابتی یک بیماری مزمن کلیوی و یکی از شایعترین عوارض دیابت نوع 2 است. مارکرهای کنونی تشخیصی نفروپاتی دیابتی مانند آلبومین و کراتینین تنها قادر به شناسایی این بیماری در مرحله آسیب کلیوی است. هدف از مطالعه حاضر بررسی متابولومیکس هدفمند اسیدهای آمینه سرم به منظور شناسایی ارتباط پروفایل اسیدهای آمینه سرم با دیابت و نفروپاتی دیابتی میباشد.
روشها: این مطالعه مقطعی توصیفی- تحلیلی در سال 95-1394 بر روی 30 بیمار مبتلا به نفروپاتی دیابتی متعاقب دیابت نوع 2،30 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 مراجعه کننده به کلینیک دیابت 1 پژوهشگاه غدد و 30 فرد غیردیابتیانجام شد. هموگلوبین، HbA1c و BUN خون و سطح سرمی آلبومین،اسیداوریک، آلبومین نمونه رندوم ادرار صبحگاهی و کراتینین ادرار با روشهای استاندارد وسطح سرمی اسیدهای آمینه با استفاده از کروماتوگرافی فاز معکوس با کارایی بالا (HPLC) اندازه گیری شد. از آزمون ANOVA و کروسکال والیس و از رگرسیون اسمی(Nominal regression) به منظور مقایسه گروههای مورد بررسی استفاده شد.
یافته ها: تفاوت آماری معنیداری در سطح سرمی هر 8 اسیدهایآمینه ضروری، اسیدهایآمینه شاخهدار، اسیدهایآمینه آروماتیک و نیز 8 اسیدهایآمینه غیرضروری آلانین، اسید آسپارتیک، سرین، گلوتامین، آرژینین، گلیسین، تیروزین و اورنیتین بین 3 گروه مورد بررسی نفروپاتی دیابتی، دیابت و افراد غیردیابتی مشاهده شد. سطح سرمی آرژینین و ایزولوسین در گروه دیابت بالاتر از غیردیابتی بود. در حالیکه، مقادیر اسیدهایآمینه سرین، گلوتامین، گلیسین، ترئونین، تیروزین، تریپتوفان، متیونین، والین، اورنیتین و لیزین در 2 گروه نفروپاتی دیابتی و دیابت بالاتر از گروه غیردیابتی بود. به ازای هر انحراف معیار کاهش سطح سرمی اسیدهایآمینه سرین، آلانین و ایزولوسین در مقایسه با افراد دیابتی خطر نفروپاتی دیابتی به ترتیب 257/3 (فاصله اطمینان95%= 94/0- 10/0 و 039/0=P)، 207/2 (فاصله اطمینان95%= 81/0- 18/0 و 039/0=P) و 652/2 (فاصله اطمینان95%= 96/0- 21/0 و 012/0=P) برابر شد.
نتیجهگیری: کاهش سطوح سرمی اسیدهای آمینه سرین، لوسین و آلانین ممکن با بروز و پیشرفت نفروپاتی دیابتی مرتبط باشد و میتوان از این ارتباط در اینده و با مطالعات بیشترکاربرد در کنترل متابولیک و بهبود پیشآگهی بیماران مبتلا به نفروپاتی دیابتی استفاده کرد.
اکبر حاجی زاده مقدم، مرضیه احمدعلی زاده، رضا صیرفی، محبوبه آقاگل زاده، صدیقه خانجانی،
دوره 17، شماره 6 - ( 7-1397 )
چکیده
مقدمه: دیابت یکی از شایعترین بیماریهای متابولیکی است و از عوارض مهم آن اختلالات لوله گوارش است. طیف گستردهای از مطالعات روی ویژگیهای فیزیکی شیمیایی و اثرات فارماکولوژیکی کورکومین روی بیماریهای مختلف نظیر دیابت و سرطان انجام شده است. با وجود این، دسترسی زیستی ضعیف و بی ثباتی کورکومین، کاربردهای بیشتر آن را شدیداً محدود کرده است. هدف از این مطالعه بررسی اثرات نانوکورکومین بر استرس اکسیداتیو و تغییرات بافت رودهی باریک در موشهای دیابتی میباشد.
روشها: در این مطالعهی تجربی، حیوانات به پنج گروه: کنترل، شم، دیابتی (استرپتوزوتوسین با دوز120 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن، به روش درون صفاقی) و گروههای دیابتی تیمارشده با نانو کورکومین (دوز 5/7 و 15 میلیگرم بر کیلوگرم وزن بدن برای 21 روز) تقسیم شدند. در پایان آزمایش فعالیت آنزیم کاتالاز، سطح مالون دیآلدهید در رودهی باریک اندازهگیری شد. برای ارزیابی بافتی، طول کرک و عمق کریپت رودهی باریک مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: مصرف خوراکی نانو کورکومین منجر به افزایش معنادار فعالیت آنزیم کاتالاز (05/0P<) رودهای و کاهش سطح مالون دیآلدهید گردید (001/0P<). همچنین طول کرک در گروههای دیابتی تیمار شده با نانوکورکومین افزایش معناداری نسبت به گروه دیابتی نشان داد (05/0P<).
نتیجهگیری: یافتههای حاصل از این مطالعه نشان داد که نانوکورکومین بهدلیل ویژگیهای آنتی اکسیدانی، اثر حفاظتی روی اختلالات گوارشی ناشی از دیابت دارد.
سمیه رامش، اکرم علیزاده مقدم، علیرضا صفری، مرضیه فیضی،
دوره 18، شماره 2 - ( 11-1397 )
چکیده
مقدمه: دیابت یکی از شایعترین بیماریهای مزمن بوده و کیفیت زندگی بیمار نقش مهمی در کنترل بیماری دارد. هدف از مطالعهی حاضر، بررسی نقش واسطهای کیفیت زندگی در رابطهی بین افسردگی، استرس و اضطراب با شدت بیماری دیابت بود.
روشها: تعداد 108 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو (57 زن، 51 مرد) در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان در پژوهش، پرسشنامهی مشخصات فردی و پرسشنامهی استاندارد 21-DASS و پرسشنامهی کیفیت زندگی (SF-36) را تکمیل کردند.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که میزان شدت بیماری با کیفیت زندگی رابطهی منفی و با اضطراب، افسردگی و استرس رابطهی مثبت معنادار دارد (01/0P<). نتایج تحلیل مسیر نیز حاکی از نقش واسطهای کیفیت زندگی در رابطهی بین افسردگی و اضطراب و میزان شدت بیماری دیابت نوع دو بود.
نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل، لازم است در زمینهی کنترل بیماری دیابت، مداخلات روانشناختی را بهمنظور کاهش افسردگی و اضطراب و بهبود کیفیت زندگی این بیماران مورد توجه قرار داد.
محمد عظیمی الموتی، نیلوفر شایان اصل، مریم مومنی، معصومه نوری، اعظم کوهکن، انسیه حاجی زاده، فاطمه سلطانعلیزاده، سیده ملیحه محمودی، مهین جمشیدی ماکیانی، مرضیه ابراهیمی،
دوره 18، شماره 3 - ( 12-1397 )
چکیده
مقدمه: نزدیک به 100 سال است که پردهی آمنیون جهت درمان انواع زخمهای پوستی استفاده میشود. عصارهی آمنیون یکی از مشتقات پردهی آمنیون است که حاوی تمامی خواص پردهی آمنیون است. هدف از این مطالعه بررسی ایمنی عصارهی پردهی آمنیون در درمان زخمهای دیابتی است.
روشها: این مطالعه از نوع مطالعهی بالینی باز غیرمقایسهای (Open labeled clinical trial without control group) است که تعداد 10 بیمار با زخم پای دیابتی گرید 2 واگنر در هر دو جنس انتخاب شدند. عصارهی آمنیون در هفتهی اول، هر 48 ساعت و از هفتهی دوم تا پایان درمان، هر 72 ساعت مورد استفاده قرار گرفت. بیماران تا زمان بهبود کامل زخم بهصورت هفتگی تحت پیگیری قرار گرفتند.
یافتهها: در این مطالعه 80 درصد بیماران را مردان و 20 درصد را زنان با میانگین سنی (7/8±7/56) سال تشکیل دادند. طول مدت زمان ابتلا به زخم12/2 ±9/8 هفته بود. میانگین مساحت زخمها در بدو ورود به مطالعه درگروه زخمهای ≥mm2 500، 9 /201± 5/977 و در گروه زخمهای≤mm2500 برابر با 4/36± 6/145 بود. در هفتهی 4 پس از شروع درمان میزان بهبود زخم در گروه زخمهای ≤mm2500 برابر 40/2±9/98 % و درگروه زخمهای ≥mm2 500 برابر 23/7±1/92% بود. هفتهی ششم درمان، زخمها در هر دو گروه بهطور کامل بهبود یافتند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه پیشنهاد میکند که استفاده از عصارهی آمنیون میتواند بدون ایجاد عوارض جانبی در بهبود زخم پای دیابت مؤثر باشد.
مرضیه حافظی، ماندانا غلامی، حسین عابد نظری،
دوره 19، شماره 3 - ( 12-1398 )
چکیده
مقدمه: شیوع دیابت نوع دو بهعلت تغییر در شیوهی زندگی، افزایش شیوع چاقی و کاهش فعالیت بدنی؛ پیوسته در حال افزایش است. کنترل و تعدیل عوامل اکسیدانی در افراد دیابتی از اهمیت زیادی برخوردار است. در این مطالعه اثر تمرین تناوبی با شدت بالا و مصرف عصارهی هیدروالکلی آویشن شیرازی بر تعادل عوامل اکسیدانی وآنتی اکسیدانی موشهای دیابتی شده نوع دو توسط استرپتوزوتوسین مورد مطالعه قرار گرفت.
روشها: در این تحقیق از موشهای صحرایی نر نژاد ویستار در محدودهی وزنی 10±110 گرم استفاده شد. موشها بهطور تصادفی به چهار گروه تمرین و آویشن، آویشن، تمرین و کنترل تقسیم شدند. عصاره به میزان 200 سیسی روزانه از طریق سرنگ گاواژ شد. برنامهی تمرین شامل دویدن روی تردمیل با سرعت حداقل 20 و حداکثر 38 متر در دقیقه بهمدت 60 دقیقه در روز، پنج روز در هفته و بهمدت هشت هفته بود. مقادیر مالون دی آلدهید (MDA)، گلوتاتیون پراکسیداز (GTX)، سوپراکسیددیسموتاز (SOD) و کاتالاز (CAT) سرم به روش الایزا اندازهگیری شد.
یافتهها: سطوح MDA و CATسرم در گروه کنترل نسبت به گروههای دیگر در سطح بیشتری قرار داشت (002/0=P). بین سطوح SOD و GPX سرم در گروههای مختلف اختلاف معناداری وجود نداشت (790/0=P).
نتیجهگیری: اجرای تمرین تناوبی با شدت بالا و مصرف عصارهی آویشن میتوانند تعادل اکسایشی و ضداکسایشی را در موشهای دیابتی بهبود دهند.
اسماعیل شکاری، سیدکیانوش حسینی، فریده رضی، انسیه نسلی اصفهانی، مصطفی قربانی، باقر لاریجانی،
دوره 19، شماره 4 - ( 2-1399 )
چکیده
مقدمه: دیابت میلیتوس یکی از شایعترین بیماریهای اندوکرین است. بیماریهای قلبی عروقی (CVD) یکی از مهمترین عوامل مرگ و میر در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو است. هدف از مطالعهی حاضر، بررسی پروفایل متابولومیک اسیدهای آمینه پلاسما در بیماران دیابتی مبتلا به بیماریهای قلبی عروقی است.
روشها: مطالعهی حاضر یک مطالعهی مقطعی توصیفی- تحلیلی است که بر روی 140 بیمار شامل 35 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو و بیماریهای قلبی عروقی (CVD.DM)، 35 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو و غیر مبتلا به بیماری قلبی عروقی(DM.nCVD)، 35 بیمار غیر دیابتی مبتلا به بیماری قلبی عروقی (CVD.nDM)و 35 بیمار غیر دیابتی و غیر مبتلا به بیماریهای قلبی عروقی(HS) از بین مراجعه کنندگان به کلینیک دیابت شماره 1 دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گرفت.
یافتهها: 76 نفر (3/54%) مرد و 64 نفر (7/45%) زن در مطالعه شرکت کردند. بالاترین غلظت گلوتامین و ایزولوسین در DM.CVD، آسپارژین، سرین، آرژینین، ترئونین، آلانین، تیروزین ،والین در DM.nCVD و متیونین در CVD.nDM مشاهده شد. پایینترین غلظت تیروزین و ترپتوفان در DM.CVD، متیونین در DM.nCVD بود اسیدهای آمینه آلانین، گلوتامین، تیروزین، والین، متیونین، لوسین، لیزین و آرژنین شانس ابتلا به DM.nCVD را بهطور معنیداری افزایش میدهند. به ازای افزایش هر واحد Z-score در غلظت پلاسمایی ایزولوسین شانس ابتلا به بیماریهای قلبی عروقی بدون ابتلا به دیابت بهطور معنیداری افزایش داشت.
نتیجهگیری: اسیدهای آمینه آلانین، گلوتامین، تیروزین، والین، متیونین، لوسین، لیزین و آرژنین در پیشبینی خطر ابتلا به DM.nCVD و ایزولوسین و متیونین درپیش بینی خطر ابتلا به CVD.nDMنقش دارند.